انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 955 100 1

محفل

/mahfel/

مترادف محفل: انجمن، پاتوق، جرگه، جمع، حلقه، کانون، لنگر، مجلس، مجمع، مرکز

برابر پارسی: انجمن، خانگاه، دیدارگاه

معنی محفل در لغت نامه دهخدا

محفل. [ م َ ف ِ ] (ع اِ) گردآمدنگاه مردم و انجمن. ج ، محافل. (منتهی الارب ).جای فراهم آمدن مردمان. (ناظم الاطباء). انجمن. (یادداشت مرحوم دهخدا). مجلس. مجمع. (ناظم الاطباء). گردآمدنگاه. جای گرد آمدن. انجمن گاه مردمان :
گل می نهد به محفل نادانان
بر قلب عاقلان بخلد خارش.
ناصرخسرو.
و محفلهای سوقه و اوساط مردمان و موضعها می گشت. (کلیله و دمنه ).
صدر و بالش ز تو آراسته در هر مجلس
دست و مسند به تو افراشته در هر محفل.
انوری.
عامه ٔ اهل بغداد نظاره ٔ آن مجمع و محفل بودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 285). یکی در صورت درویشان نه بر صفت ایشان در محفلی دیدم نشسته. (گلستان ). یکی از بزرگان را در محفلی همی ستودند. (گلستان ).
حافظم در مجلسی ، دردی کشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت میکنم.
حافظ.
محفلی نغز دیدم و روشن
میر آن بزم پیر باده فروش.
هاتف.
- محفل آرا ؛ آراینده و زینت دهنده ٔ مجلس. بزم آرا.
- محفل آرائی ؛ عمل محفل آرا. بزم آرائی.
- محفل افروز ؛ روشن کننده ٔ انجمن. که سبب فروغ و روشنی و رونق انجمن شود.
- محفل افروزی ؛ عمل محفل افروز.
- محفل نشین ؛ اهل مجلس. مجلسی.
|| محل قضاء و محکمه و دیوان عدالت.(ناظم الاطباء). محل اجتماع اهل منبر. || محل اجتماع و ازدحام. (ناظم الاطباء). مجلسی پُرمردم. || بزم. (یادداشت مرحوم دهخدا). محل اجتماع اهل طرب. || محل مؤانست و موافقت. || محل اتفاق و عهد و پیمان. || هنگام فراهم آمدن مردمان. (ناظم الاطباء).

محفل. [ م ُ ح َف ْ ف ِ ](ع ص ) زینت دهنده. آرایش کننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). || جمعکننده. (ناظم الاطباء).

محفل. [ م ُ ح َف ْ ف َ ] (ع ص ) آراسته شده. (ناظم الاطباء). زینت داده شده. آراسته. (از منتهی الارب ).

معنی محفل به فارسی

محفل
جای جمع شدن دوستان، انجمن، جرگه، مجلس، محافل جمع
( اسم ) زینت داده آراسته .
آراسته شده
[عمومی] ← هم نشست

معنی محفل در فرهنگ معین

محفل
(مَ فِ) [ ع . ] (اِ.) انجمن ، مجلس . ج . محافل .

معنی محفل در فرهنگ فارسی عمید

محفل
جای جمع شدن گروهی خاص، انجمن، جرگه، مجلس.

محفل در جدول کلمات

محفل
انجمن
یار محفل شمع و گل
پروانه
یار محفل گل و پروانه
شمع

معنی محفل به انگلیسی

society (اسم)
اجتماع ، محفل ، گروه ، جمعیت ، انجمن ، شرکت ، مجمع ، مصاحبت ، جامعه ، نظام اجتماعی ، اشتراک مساعی ، انسگان
agora (اسم)
بازار ، محفل
circle (اسم)
محفل ، دور ، حوزه ، طوق ، چنبره ، قلمرو ، دایره ، مدار ، محیط دایره ، چنبر
clique (اسم)
محفل ، گروه ، دسته
ring (اسم)
محفل ، میدان ، طوق ، حلقه ، عرصه ، گود ، گروه ، ناقوس ، طنین صدا ، زنگ اخبار ، طنین ، چنبر ، طوقه ، انگشتر ، صحنه ورزش ، جسم حلقوی ، صدای زنگ تلفن

معنی کلمه محفل به عربی

محفل
دائرة , زمرة

محفل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی محفل

رقیه ٢٠:٤٦ - ١٣٩٥/٠٩/٠١
جای جمع شدن دوستان، انجمن، جرگه، مجلس، محافل جمع آن می باشد.
|

عباس کریمی دخت ١٨:٠٥ - ١٣٩٨/٠١/٢٥
محفل ؛ گفتگوی دوستانه در جلسات دو یا چند نفره
|

عباس کریمی دخت ١٨:٠٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٥
محفل کردن ؛ گفتگو کردن دوستانه در یک مجلس دو یا چند نفره
|

شهریار آریابد ١١:٢٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢
در پارسی " ارسن ، آیشگاه ، جرگ " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی محفل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محفل دیوانگان حضرت ابالفضل   • چکش زن   • محفل دوستان   • معنی محفل   • فروشگاه محفل   • محمل   • مفهوم محفل   • تعریف محفل   • معرفی محفل   • محفل چیست   • محفل یعنی چی   • محفل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محفل
کلمه : محفل
اشتباه تایپی : lptg
آوا : mahfel
نقش : اسم
عکس محفل : در گوگل


آیا معنی محفل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )