انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1012 100 1

محمول

/mahmul/

مترادف محمول: بار، محموله، حمل شده، بارشده، خبر، گزاره ، تاویل شده، تفسیرشده

متضاد محمول: مبتدا، موضوع

معنی محمول در لغت نامه دهخدا

محمول. [ م َ ] (ع ص ، اِ) بار برداشته شده به سر و پشت. (منتهی الارب ).بار حمل شده و بارشده و برداشته شده و به سر و پشت ستور بار کرده شده. (ناظم الاطباء). حمل شده :
حامل دین بود او محمول شد
قابل فرمان بد او مقبول شد.
مولوی.
حاملی محمول گرداند ترا
قابلی مقبول گرداند ترا.
مولوی.
|| مرد بهره مند از سواری مرکبهای خوش رفتار. (آنندراج ). رجل محمول. (ناظم الاطباء) :
محمول پیش آهنگ را از من بگو ای ساربان
تو خواب میکن بر شتر تا بانگ میدارد جرس.
سعدی.
|| جنین و بچه ٔ در شکم. (ناظم الاطباء). || مظنون ؛ یعنی گمان کرده شده. (غیاث اللغات ). || هو الامر فی الذهن. (تعریفات جرجانی ). || تأویل شده. تعبیرشده. || (اصطلاح منطق ) مقابل موضوع است. به اصطلاح منطقیان به معنی خبر که در مقابله ٔ مبتدا است و این محمول مقابل موضوع میباشد و منطقیان مبتدا را موضوع و خبر را محمول گویند، چنانکه الانسان حیوان ، پس انسان موضوع است و حیوان محمول است. (آنندراج ) (غیاث ). در منطق همان است که در نحو خبر مبتدا گویند و او صفت باشد. (مفاتیح ). مسند (در اصطلاح منطق ). (یادداشت مرحوم دهخدا). || در اصطلاح منطقیان محکوم به است در قضیه ٔ حملیه ٔ غیرشرطیه و در قضیه ٔ شرطیه محمول را تالی گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ) :
محمول نیی چنانکه اعراض
موضوع نیی چنانکه جوهر.
ناصرخسرو.
- محمول بالاشتقاق ؛ در اصطلاح منطق خبر بودن از شیئی بواسطه ٔ کلمه ٔ دیگر یعنی محمول است بواسطه کلمه ٔ دیگر چنانکه لفظ مال در «زید ذومال » که محمول است بواسطه ٔ ذو. (از غیاث اللغات ).
- محمول بالمواطات ؛ در اصطلاح علم منطق خبر بودن از شیئی بلاواسطه ٔ کلمه ٔ دیگر یعنی بدون ترکیب کلمه ٔ دیگر چنانکه ضارب در «زید ضارب » (غیاث اللغات ).
- محمول به ضمیمه (بالضمیمه ) ؛ محمولی است که حمل آن بر موضوع مستلزم انضمام امری دیگر به موضوع باشد مانند حمل ابیض (سفید) بر جسم ، که نیاز به انضمام بیاض (سفیدی ) به جسم دارد. در صورتی حمل ابیض بر جسم درست است که بیاضی بدان ضمیمه شده باشد و این نوع حمل را حمل غیرذاتی هم گفته اند. زیرا محمول که محمول منتزع از ذات موضوع نیست در مقابل خارج محمول که محمول منتزع از ذات موضوع است و حمل آن بر موضوع مستدعی ضمیمه شدن چیزی دیگر نیست مانند «انسان ممکن است » که «امکان » منتزع از ذات انسان است ، این گونه محمولات را محمولات ذاتی گویند چنانکه نوع اول را محمولات عرضی هم می گویند.
- محمول به ؛مقابل محمول علیه :
چونکه محمول بهی نبود لدیه
نیست ممکن بود محمول علیه.
مولوی.
- محمول ذاتی . رجوع به محمول به ضمیمه شود.
- محمول ٌ علیه ؛ مقابل محمول ٌ به :
چونکه محمول ٌ بهی نبود لدیه
نیست ممکن بود محمول ٌ علیه.
مولوی.

معنی محمول به فارسی

محمول
برداشته شده، بارکه آنرابرپشت بردارند
( اسم ) ۱ - بار برداشته شده به سر و به پشت . ۲ - مرد بهرهمند از سواری مرکبهای خوش رفتار . ۳ - گمان کرده شده مظنون . ۴ - تاویل شده تعبیر شده . ۵ - خبر که در مقابل مبتداست مقابل موضوع جزودوم از قضی. حملی مثلا در انسان حیوان ناطق است انسان موضوع است و حیوان ناطق محمول جمع : محمولات . یا محمول بضمیمه . ( بالضمیمه ) محمولی است که حمل آن بر موضوع مستلزم انضمام امری دیگر بموضوع باشد مانند حمل ابیض ( سفید ) بر جسم که نیاز بانضمام بیاض ( سفیدی ) بجسم دارد . در صورتی حمل ابیض بر جسم درست است که بیاضی بدان ضمیمه شده باشد و این نوع حمل را حمل غیر ذاتی هم گفته اند زیرا محمول منتزع از ذات موضوع نیست در مقابل خارج محمول که محمول منتزع از ذات موضوع است و حمل آن بر موضوع مستدعی ضمیمه شدن چیزی دیگر نیست مانند : انسان ممکناست که امکان منتزع از ذات انسان است این گونه محمولات را محمولات ذاتی گویند چنانکه نوع اول را محمولات عرضی هم گویند .
[predicate , predicator] [زبان شناسی] اصطلاحی برای ارجاع به عنصر فعلی در ساخت های فاعل ـ فعل ـ مفعول
( مصدر ) حمل شدن تعبیر شدن : ... که اگر وصف آن چنانچه راویان از دیده باز میگویند نوشته شود البته بر مبالغه و اغراق محمول افتد .
محکوم به
محکوم علیه .
عرضی هائیکه خارج از ذات هستند ولی همیشه با ذات همراهند چون وحدت برای وجود .
عرض لازم عوارض محموله

معنی محمول در فرهنگ معین

محمول
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - باری که آن را بر پشت بردارند. ۲ - گمان کرده شده .

معنی محمول در فرهنگ فارسی عمید

محمول
۱. بار، محموله.
۲. (صفت) [قدیمی] برداشته شده، حمل شده.
۳. (صفت) [قدیمی] تٲویل و تفسیرشده.

محمول در دانشنامه اسلامی

محمول
محمول، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای وصف کننده موضوع یا اسناد دهنده حکمی برای موضوع، در قضیه حملیه است.
درباره اجزای قضیه اقوال گوناگونی است، جمعی گفته اند قضیه فقط دارای ۲ جزء است: موضوع و محمول. گروهی دیگر بر این عقیده اند که قضیه دارای ۳ جزء است: موضوع، محمول و نسبت. نزد این گروه، حکم خارج از قضیه است. و دسته سومی قضیه را دارای ۴ جزء می دانند: موضوع، محمول، نسبت و حکم. در هر حال آنچه قابل انکار نیست این است که هر قضیه از وجود ۲ جزء ناگزیر است: ۱. موضوع؛ ۲. محمول.
توضیح اصطلاح
محمول، عبارت است از آن جزء قضیه که (به ایجاب یا به سلب) به جزء دیگر اسناد داده می شود. مانند: «کروی» در قضیه: ماه کروی است. نقش محمول در قضیه، تبیین ماهیت و ذات موضوع، یا جزئی از ماهیت موضوع، یا یکی از اوصاف و تعیّنات موضوع (کیفیت، کمیت، وضع، اَین، متی…) است. به همین جهت منطقیان قرون وسطی محمول را به منزله صورت موضوع می دانسته اند و آن را به مهری که بر روی مومی زده شود، تشبیه می کرده اند.
جنبه مفهومی و مصداقی محمول
نکته مهم در مورد محمول این است که آیا جنبه مفهومی آن مراد است یا جنبه مصداقی آن؟ وقتی می گوییم: «هر انسانی حیوان است»، مفهوم انسان، حیوان ناطق است، و مصادیق و افراد آن، سقراط و افلاطون و… است. حال آیا معنای قضیه مزبور این است که هر یک از افراد انسان متصف به انسانیت است، یا مراد این است که هر یک از انسان ها از زمره حیوانات یعنی از جمله مصادیق آن است؟۱. برخی معتقدند که همواره جنبه مفهومی و وصفی محمول مورد نظر است با این توجیه که معنای واقعی قضیه، اسناد یک وصف به موضوع است.۲. بعضی دیگر بیشتر به جنبه مصداقی محمول توجه کرده اند.۳. دسته سوم تعیین یکی از این دو را وابسته به نوع موضوع و محمول، و همچنین قصد گوینده دانسته اند. مثلاً در قضیه: «انسان حیوان است» گاه مراد این است که انسان متصف به حیوانیت است، یعنی دارای حسّ و حیات و غرایز و حوایج حیوانی است؛ در اینجا مفهوم محمول مورد نظر است. ولی گاهی مراد این است که انسان، تحت جنس حیوان واقع است، یعنی از مصادیق حیوان است؛ در اینجا مصداق محمول مورد نظر است. همچنین در قضیه: «جیوه مایع است» مفهوم محمول مورد نظر است، ولی در: «جیوه فلز است» مصداق محمول مراد است. و در قضایایی مثل: «جیوه از فلزات است» اراده مصداق، آشکارتر است. ۴. برخی گفته اند: در پاسخ به اینکه در استعمال رایج و غالب، کدام جنبه مراد گوینده است، نمی توان حکم قطعی داد و تابع قصد گوینده و ماده محمول است. البته می توان ادعا کرد در مواردی که محمول، بیانگر کیفیت یا صفتی باشد (مثل: شیرین، تیزهوش، بدبین، و به طور کلی؛ صفت مشبهه، اسم فاعل، اسم مفعول، صیغه مبالغه و مانند آن) و قضایایی که برای تعریف و شناساندن ماهیت اشیاء بکار می رود، جنبه مفهوم مورد نظر است. اما وقتی مراد از محمول بیان جنس یا نوع و امثال آن باشد، مصداق در درجه اول مورد نظر است. و به طور کلی در زندگی روزانه، و در بسیاری از علوم، و در تعاریف اشیاء، برتری با جنبه مفهوم است. اما در قضایایی که مقدمه قیاس واقع می شوند بدون شک جنبه مصداق محمول مورد نظر است، چنانکه منطقیان خود تصریح می کنند که مثلا در شکل اول صغرا باید موجبه باشد تا اصغر در اوسط مندرج شود.
حکم به تضمّن یا التزام
...
محمول اصول فقه به احکام متعلق به موضوعات اصولی اطلاق می شود.
مراد از محمول اصول فقه، همان محمولات مسائل آن است؛ به بیان دیگر، احکامی است که بر موضوعات اصولی بار می گردد، مانند: حجیت ، در قضیه « خبر واحد حجت است» و یا مانند «اقتضای فساد»، در قضیه « نهی از عبادت مقتضی فساد است» و یا سایر محمولات، مثل: جواز اجتماع امر و نهی و یا ظهور صیغه امر در وجوب و اِجزا .
محمول اولی، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای محمول بر موضوع بدون واسطه چیزی است.
حمل، به لحاظ واسطه داشتن و عدم آن، به حمل اوّلی (بی واسطه) و حمل ثانوی (با واسطه) تقسیم می شود.
← حمل اوّلی
محمول اوّلی یا مقوّم ماهیت موضوع است یا غیر مقوّم. محمول اوّلی مقوّم بر دو قسم است: عام و مساوی. محمول اوّلی مقومِ عام مانند جنس نسبت به نوع، و محمول اوّلی مقوّمِ مساوی مانند فصل و حدّ نسبت به نوع (مثل ناطق یا حیوان ناطق نسبت به انسان). و اما محمول اوّلی مقوّمِ خاص وجود ندارد. محمول اوّلی غیر مقوّم بر سه قسم است: عام و مساوی و خاص. محمول اوّلی غیر مقوّم عام مانند، محمول اوّلی غیر مقوّم مساوی مانند ضاحک نسبت به انسان. محمول اوّلی غیر مقوّم خاص مانند زوج نسبت به عدد.محمول اوّلی غیر مقوّم خاص بر دو قسم است: مقوّم انواع، مثل فصول مقسّم جنس؛ و غیر مقوّم انواع، مثل عَرَضیاتِ غیر منوِّع. هر یک از دو قسم اخیر بر دو قسم است؛ قسمی که به صورت تقابل، استیفای اقسام می کند، مثل: اتصال و انفصال نسبت به کمّ (در مقوّم انواع) و حرکت و سکون نسبت به جسم (در غیر مقوّم انواع)، و قسمی که استیفای اقسام (به وجه تقابل) نمی کند، مثل: ناطق و صاهل نسبت به حیوان (در مقوّم انواع) و طایر و ماشی و شناکننده نسبت به جانوران (در غیر مقوّم انواع).
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
...
محمول بالضمیمه، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای محمول بعد از انضمام امر بیرونی به ذات موضوع، و غیر منتزع از ذات موضوع است.
محمولات قضایا در مقایسه با موضوعات خود، مختلف هستند. «محمول بالضمیمه» و «خارج محمول» دو دسته مختلف از محمولات هستند. خارج محمول، محمولی است که از ذات موضوع انتزاع می شود و به همین جهت برای اسناد آن به موضوع، نیازی به انضمام امری بیرونی به ذات موضوع نیست. اما محمول بالضمیمه محمولی است که از مقام ذات موضوع انتزاع نشده و از همین رو تا وقتی خصوصیتی زاید بر ذات به ذات ضمیمه نشود انتزاع این وصف از آن ذات و حمل آن بر ذات ممکن نیست، مانند حمل ابیض بر جسم در: «الجسم ابیض» که بعد از انضمام بیاض به جسم و اتصاف جسم به بیاض، عنوان اشتقاقی ابیض به او قابل استناد است. و مانند حمل موجود بر ماهیت در: «الماهیة موجودة» که تنها بعد از عروض وجود بر ماهیت، وصف عنوانی موجود بدان قابل اسناد است. محمول ذاتی (در یکی از کاربردهایش) مترادف خارج محمول، و مقابل محمول بالضمیمه است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
 ۱. ↑ خوئی، سید ابوالقاسم، اجود التقریرات، ج۱، ص۲۱۰.    
...
محمول ذاتی، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای محمول دالّ بر ذاتیات موضوع یا امور غیر منفکّ از موضوع است.
واژه «ذاتی» همچون کلمه «ذات» در مباحث مختلف علم منطق در معانی متفاوتی استعمال می شود. ذاتی در یک تقسیم ثنائی به ذاتی در باب کلیات خمس و ذاتی در غیر آن باب منقسم می شود. قسم دوم، خود چهار قسم دارد: ۱. متعلق به محمول (با چهار کاربرد)؛ ۲. متعلق به حمل (با هشت کاربرد)؛ ۳. متعلق به سبب؛ ۴. متعلق به وجود. محمولِ در موارد حمل ذاتی را «محمول ذاتی»، و در موارد حمل عَرَضی را «محمول عَرَضی» گویند.
← ذاتی باب کلیات خمس
مرحوم مظفّر در المنطق، اقسام ذاتی را این گونه می شمارد:۱. ذاتی باب کلیات خمس: محمولاتی که قوام ذات موضوع به سبب آنهاست و شامل نوع و جنس و فصل می شود. مقابل این ذاتی را عَرَضی گویند.۲. ذاتی باب عروض: عَرَض ذاتی مقابل عَرَض غریب، عبارت است از: محمولی که بدون واسطه در عروض بر شیء عارض می شود و شامل محمولی است که موضوع یا یکی از مقوّمات موضوع (جنس موضوع، معروض موضوع و معروض جنس موضوع) در تعریف آن اخذ شود؛ مثال: الانف افطس (در تعریف افطس، خود موضوع (انف) اخذ می شود)، الفاعل مرفوعٌ (در تعریف مرفوع، کلمه که معروض موضوع (فاعل) است اخذ می شود، الفعل الماضی مبنیٌ (در تعریف مبنی، کلمه که جنس برای موضوع (فعل ماضی) است، اخذ می شود)؛ و المفعول المطلق منصوبٌ (در تعریف منصوب، کلمه که معروض جنس موضوع است اخذ می شود).۳. ذاتی باب حمل (مقابل محمول بالضمیمه) یا ذاتی باب وضع: محمولی است که از ذات انتزاع شده، بر خود ذات حمل می شود، بدون نیاز به ضمیمه و آن را «محمول من صمیمه» می نامند؛ مانند البیاض ابیض و اما مانند: «الجسم ابیض» محمول بالضمیمه است. ۴. ذاتی باب حمل (حمل اولی) که در حمل ذات بر ذات و حمل تمام ذاتیات شیء (حد تام) بر شیء منحصر است، در مقابل حمل شایع صناعی که حمل برخی از ذاتیات یا امور خارج از ذات بر ذات است.۵. ذاتی (سبب) یا ذاتی باب علل که درمقابل اتفاقی قرار دارد و آن چیزی است که سبب و علت امری شود. آن علت را نسبت به معلول، ذاتی می گویند؛ مانند اشتعال نار نسبت به احتراق هیزم، و مانند ذبح که چون علت موت است ذاتی موت به حساب می آید.۶. ذاتی باب برهان: این قسم ذاتی، جامع دو قسم اوّل (ذاتی باب کلیت خمس و ذاتی باب عروض) است.
ذاتی باب برهان از دید مشکوةالدینی
نگارنده منطق نوین در توضیح ذاتی باب برهان می گوید: «این قسم ذاتی از ذاتی باب ایساغوجی (کلیات خمس) عام تر است. در باب کلیات خمس، هر محمولی که از ذات و حقیقت موضوع خارج باشد عَرَضی و غیر ذاتی نامیده می شود، اما در باب برهان به برخی از محمولات خارج از ذات هم «ذاتی» اطلاق می شود و آنها محمولاتی اند که از خود ذات و بدون نیاز به واسطه، انتزاع می شوند؛ مانند امکان نسبت به ماهیت، زوجیت نسبت به عدد دو و زوایای مثلث نسبت به مثلث. این نوع محمول نه واسطه در ثبوت می خواهد و نه واسطه در اثبات، زیرا خود موضوع منشا ظهور صفت و متصف شدن به این محمول است و از همان حیثیت ذات موضوع گرفته می شود و چون بین موضوع (معروض) و محمول (عارض) واسطه ای وجود ندارد آن را «لازم اوّل» می گویند.
معنای لازم اول
...
محمول ذاتی دال بر ماهیت، به معنای محمول دالّ بر تمام حقیقت یک شئ یا ذاتیات مشترک چند شئ است.
کلی در یک تقسیم به ذاتی و عَرَضی تقسیم می شود. محقق طوسی در منطق تجرید، ذاتی را مقوّم ذات شیء که خارج از ذات شیء نیست (ما یقوّم ذاته غیر خارجٍ عنه) می داند. مراد از مقوّم، آن است که ماهیت، بدون آن محقَّق نمی شود و شامل نفس ماهیت که ذاتی افرادش است (مثل انسان برای زید و عمرو) و اجزای ماهیت (مثل حیوان و ناطق نسبت به انسان) می شود.
اقسام محمول ذاتی
بنابر این تعریف، محمول ذاتی بر دو قسم می شود:۱. محمول ذاتیِ دالّ بر ماهیت؛۲. محمول ذاتیِ غیر دالّ بر ماهیت (محمول مقوّم).
← قسم اول
محمول دالّ بر ماهیت سه صنف دارد:۱. آنچه دلالت بر تمام ذاتیات اختصاصی یک ماهیت می کند (ما یدلّ بالخصوصیة المحضة)، مثل دلالت حیوان ناطق بر انسان، که همان دلالت حدّ بر محدود است.۲. آنچه دلالت بر ذاتیات مشترک میان اشیاء مختلف الماهیه می کند (ما یدلّ بالشرکة فقط)، مثل حیوان که در جواب از امر مشترک میان انسان و بقر و فَرَس و... واقع می شود.۳. مرکب از دو ویژگی قبل، یعنی هم دلالت بر امور ذاتیِ مشترک میان اشیاء مختلف، و هم دلالت بر ذاتیات اختصاصی یک ماهیت می کند (ما یدلّ بالشرکة و الخصوصیة)، مثل انسان که هم در جواب سؤال از: «زیدٌ و عمروٌ و خالدٌ ما هم؟ » می آید و هم در جواب سؤال از: «زیدٌ ما هو؟» واقع می شود. محمول دالّ بر ماهیت اگر لفظ مفرد باشد، اسم برای شئ (موضوع) است و اگر قول (مرکب) باشد، حدّ برای شئ (موضوع) است.
مستندات مقاله
...
آیات حمل شده به شهرها را آیات محمول گویند.
به آیاتى که در زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله) از شهرى به شهر دیگر برده شده اند، آیات محمول مى گویند.
عناوین مرتبط
آیات محمول مکی ؛ آیات محمول مدنی .
امتحان محمول یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شناسایی محمول از غیر محمول در مقام تعریف است.
برای اینکه در تعریف از خطا پرهیز شود باید به چیزهایی مانند: شناخت محمول از غیر محمول توجه شود، توضیح اینکه ذهن گاهی به اشتباه، غیر محمول را به جای محمول می گیرد. برای دور داشتن ذهن از خطا در محمول باید با امتحانی محمول را از غیر محمول باز شناخت. گاهی این اشتباه به سبب اشتراک در اسم و گاهی به دلیل تناسب در معنا است، هر چند آنچه در این بحث در نظر گرفته می شود، مناسبت معنوی است.بعضی از موارد خطا عبارت اند از:۱. اخذ علت به جای معلول، اعم از علت فاعلی، غایی، مادی و صوری، اخذ معلول به جای علت، اخذ مقارن به جای ذاتی، اخذ عارض به جای معروض، و اخذ ترکیب مکان مرکب.۲. گاهی خطا از رعایت نکردن شرایط حمل سرچشمه می گیرد و گاهی نیز اختلافی که در تعیین موضوع و محمول پیش می آید این اشتباه را در محمول پدید می آورد.این دو مورد به طور مستقیم به خود محمول مربوط نمی شود.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین.    
 ۱. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین، ص۴۶-۵۰.    
...
خارج محمول یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای محمولات خارج از ذات موضوع است.
اصطلاح خارج محمول دو کاربرد دارد: ۱. خارج محمول (اخص)؛ به معنای «محمول من صمیمه» که در حمل به ضم ضمیمه نیازی ندارد و محمول، بدون نیاز به ضمیمه بر موضوع حمل شود؛ مثل: انسان ممکن الوجود است. محمول من صمیمه در مقابل محمول به ضمیمه (محمول بالضمیمه) قرار دارد؛ یعنی محمولی که حمل آن بر موضوعش مستلزم انضمام امری دیگر به موضوعش است، مانند حمل ابیض (سفید) بر جسم که نیاز به انضمام بیاض (سفیدی) به جسم دارد. حمل در محمول بالضمیمه را «حمل غیر ذاتی» نیز گویند، زیرا محمول آن منتزع از ذات موضوع نیست، در مقابلِ خارج محمول که محمول آن منتزع از ذات محمول است و به همین سبب به آن «حمل ذاتی» نیز گویند. ۲. خارج محمول (اعم)؛ گاهی خارج محمول را در معنایی وسیع تر از معنای اول به کار می برند و بر هر چه که از ذات موضوع خارج باشد و بر آن حمل شود اطلاق می کنند، چه نیاز به ضم ضمیمه باشد چه نباشد و بدین معنا شامل محمول بالضمیمه نیز می شود.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
 ۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۳۲۹.    
...
واژه ضرورت ، به معنای لزوم و انفکاک ناپذیری است.
این اصطلاح، در فلسفه در جایی به کار می رود که محمولی (مثل "الف") از موضوعی (مثل "ب")، جدانشدنی و غیرقابل انفکاک باشد. در این صورت، گفته می شود "الف" برای "ب" ضروری است. اگر ضرورت، به وجود اضافه شود (یعنی ضرورت وجود) وجوب و اگر به عدم اضافه شود (یعنی ضرورت عدم) امتناع خواهیم داشت. سلب ضرورت وجود و عدم از یک چیز نیز " امکان " یا " امکان ماهوی " یا " امکان خاص " نامیده می شود.
اقسام ضرورت
ضرورت، به اقسامی دسته بندی می شود: ضرورت ازلی ، ضرورت ذاتی ، ضرورت وصفی ، ضرورت وقتی و ضرورت به شرط محمول: گاه محمول، افزون بر جایگاه خودش، در طرف موضوع نیز قید می شود که در این صورت، ثبوت محمول برای موضوع، ضرورت خواهد داشت که این ضرورت، "ضرورت به شرط محمول" نامیده می شود.
ضرورت حمل وجود بر ماهیت
هر ماهیت موجودی، وجودش دارای ضرورت به شرط محمول است؛ زیرا اگر حمل وجود بر ماهیت موجود، دارای ضرورت نباشد، به این معناست که می توان بر آن ماهیت موجود، عدم را نیز حمل نمود که این، به معنای امکان تحقق اجتماع نقیضین است. چون معدوم بودن ماهیت موجود، اجتماع معدومیت و موجودیت یا همان اجتماع وجود و عدم است که اجتماع نقیضین می باشد؛ در حالی که اجتماع نقیضین، محال است و به هیچ وجه، امکان تحقق آن وجود ندارد. به هر حال، هر ممکنی در واقع، یا معدوم است یا موجود و اگر معدوم باشد، عدمش و اگر موجود باشد، وجودش دارای ضرورت به شرط محمول می باشد. پس باید گفت که هر ممکن موجودی، در میانه دو وجوب قرار گرفته است؛ زیرا طبق قاعده فلسفی "الشیء ما لم یجب لم یوجد"، هر شیء ممکن، تا وجودش، از سوی علتش ضروری نشود، موجود نمی شود ولذا قبل از وجودش، باید از سوی موجود دیگری (علت)، واجب شود که این همان وجوب بالغیر است. همچنین موجود ممکن، پس از آنکه موجود شد، با توجه به وجودش (یعنی در حال موجود بودن) وجود برایش ضروری است که این، وجوب بعد از وجود است که وجوب به شرط محمول می باشد. ولذا هر ممکن موجودی را دو وجوب قبل از وجود و بعد از وجود، احاطه کرده است. بطور کلی باید گفت هر وصفی که برای موصوفی در نظر گرفته می شود، هنگامی که آن موصوف به آن وصف، اتصاف دارد، انفکاک وصف از موصوفش محال است وگرنه، اجتماع نقیضین رخ خواهد داد که امری محال است؛ لذا باید گفت حمل آن وصف بر موصوفش، دارای ضرورت می باشد و چون در این ضرورت ، محمول (یعنی وصف) در طرف موضوع هم هست (به این نحو که می گوییم: "موضوع در هنگامی که به آن وصف، اتصاف دارد، دارای آن وصف است")، ضرورت به شرط محمول خواهد بود. به این ترتیب باید گفت، هر گزاره ای که در آن حمل محمول بر موضوع، در یکی از زمان ها، بالفعل تحقق داشته باشد ( قضیه فعلیه )، در همان زمان تحقق بالفعل محمول، دارای ضرورت به شرط محمول می باشد. گاه امکان، به معنی سلب همه ضرورت ها، حتی ضرورت به شرط محمول به کار می رود که امکان استقبالی نامیده می شود.
ضروریه به شرط محمول، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای قضیه دالّ بر ضرورت ثبوت محمول برای موضوع به شرط اتصاف موضوع به محمول است.
ضروریه به شرط محمول، قضیه ای است که در آن ضرورت ثبوت محمول برای موضوع مشروط به اتصاف موضوع به محمول است؛ مانند: انسان نویسنده، نویسنده است بالضروره و علیِ ایستاده، ایستاده است بالضروره. همه قضایای فعلیه این ضرورت را دارند، زیرا هیچ چیزی تا به حد ضرورت و وجوب نرسیده باشد فعلیت پیدا نمی کند. این قسم از ضرورت، بعد از وقوع یافت می شود، در صورتی که ضرورت های دیگر قبل از وجودند. این ضرورت، شبیه ضرورت ذاتیه است، زیرا وقتی محمول جزء موضوع قرار داده شود و بگوییم: «انسانِ نویسنده، نویسنده است»، مثل آن است که گفته باشیم «انسان حیوان است».
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.• مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.• ابوالحسن سالاری، بهمنیار بن مرزبان، التحصیل.• خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۱۳۳-۱۳۴.    
...


محمول در دانشنامه ویکی پدیا

محمول
محمول شرایطی را توصیف می کند که اشیا مربوط، متغیرهای، ممکن است ارضا کنند و اگر این طور باشد گزارهٔ حاصل صادق خواهد بود. در منطق قدیم و در فلسفه هر گزاره را به دو بخشِ موضوع و محمول تقسیم می کنند. این نام گذاری به جایِ نهاد و مسند در ادبیات به کار می رود.
Oxford Dictionary of Philosophy
محمول گاهی مفاهیم ایجابی است، مانند «هر دانایی تواناست» و گاهی مفاهیم سلبی، مانند «هر نادانی بی ادب است.».
سلبی بودن موضوع به ادات سلب است؛ لذا مفاهیمی چون «نادان»، «ناتوان»، «بی ادب» و «غیرممکن» سلبی یا معدوله هستند. اگر قضیه ای در موضوع دارای اداب سلب باشد، آن را «معدولةالموضوع» و اگر محمول آن دارای ادات سلب باشد، آن را «معدولة المحمول» می نامند. با این حال مفاهیمی چون «جاهل»، «محال» و «عبث» ایجابی یا محصله محسوب می شوند. البته موجبه یا سالبه بودن قضیه تنها بستگی به نسبت حکمیه دارد و سلب و ایجاب موضوع و محمول در آن تأثیری ندارد، و تأثیر آن فقط از حیث محتواست. مثلاً قضیه «دنیا بی وفا است» موجبه و قضیه «دنیا باوفا نیست» سالبه محسوب می شود.
در منطقِ جدید مفهومِ محمول کماکان وجود دارد، اما محمول ها و موضوع ها (اشیا) از دو جنسِ کاملاً مختلف فرض می شوند. موضوع ها متغیر و محمول ها تابع محسوب می شوند از همین رو گزاره نما (یا تابع گزاره ای) نوع امروزی محمول در ریاضیات جدید است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

محمول در دانشنامه آزاد پارسی

مَحْمول
(یا: محکومٌ به؛ مُخبرٌبه و مُسند) در اصطلاح منطق، آن جزء از قضیۀ حملیه که به ایجاب یا سلب به جزء دیگر (موضوع) نسبت داده می شود؛ مانند «ناطق» در قضیۀ «انسان، ناطق است». محمول به خلاف موضوع، همواره امر کلی است.

محمول را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی محمول



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• موضوع و محمول در منطق   • تفاوت ایجابی و سلبی   • تعریف موضوع و محمول   • سلبی یعنی چه   • معنی محمول   • معنی سلبی   • سلبی و ایجابی یعنی چه؟   • معنی ایجابی   • مفهوم محمول   • تعریف محمول   • معرفی محمول   • محمول چیست   • محمول یعنی چی   • محمول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محمول
کلمه : محمول
اشتباه تایپی : lpl,g
آوا : mahmul
نقش : اسم
عکس محمول : در گوگل


آیا معنی محمول مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )