انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1012 100 1

محور

/mehvar/

مترادف محور: آسه، قطب، مدار، مرکز، اساس، پایه، پی، مبنا، راه، جاده، شافت، قطر، خط مفروض

برابر پارسی: آسه

معنی محور در لغت نامه دهخدا

محور. [ م ُ ح َوْ وَ ] (ع ص ) سپیدکرده. (یادداشت مرحوم دهخدا). || جامه ٔ سپیدکرده شده. نان پهن و گرده شده. (از ناظم الاطباء). || موزه ٔ محور؛ موزه ای که آستر آن از چرم سرخ کرده اند. (یادداشت مرحوم دهخدا). خُف ُّ مُحوَّر. (منتهی الارب ).

محور. [ م ُ ح َوْ وِ ] (ع ص ) کسی که سپید و براق می کند.
- محورالثیاب ؛ آنکه جامه را سپید می کند. (ناظم الاطباء).

محور. [ م ِح ْ وَ ] (ع اِ) آنچه گرد خود گردد. تیر چرخ دلو. تیر هر چرخ که چرخ بدان گردد از آهن باشد یا از چوب. قعو، محور آهنی. (منتهی الارب ). || آهن که در میان چرخ چاه بود. آهن که در میان بکره بود. (مهذب الاسماء). || خط مستقیم حقیقی یا فرضی که جسمی به دور آن گردد. || خطی مستقیم که دو قطب کره را بپیوندد. خطی که میان دو قطب پیوسته است : آن خط که اندرون کره از قطب تا قطب پیوندد او را محور خوانند و او نیز همچنان ایستاده بود همچون دو قطب که نهایت اویند هر چند که کره همی گردد. (التفهیم ص 31). خطمستقیم ثابتی که کره بر آن گردد و دو قطب کره دو سوی آن خط باشند. (حاشیه ٔ التفهیم ص 31). || خط موهوم متصل از دو سوی به دو قطب فلک :
بسا قلعه هایی که از برج هر یک
سر پاسبانان رسیدی به محور.
فرخی.
همی نماید هیبت همی نماید شور
همی برآید موجش برابر محور.
فرخی.
بزیر پرّ قوش اندر همه چون فَرْخ دیباها
به پرّ کبک بر خطی سیه چون خط محورها.
منوچهری.
پاینده باد عمر تو تا چرخ ملک را
دولت ز خامه ٔ تو خط محور آورد.
معزی (دیوان ص 182).
جوهر نیند و جوهر از ایشان بَرَد عَرَض
محور نهاده ٔ عَرَضند و نه محورند.
ناصرخسرو.
گه اندر ارثماطیقی که تا چیست
سماک و فرقدان و قطب و محور.
ناصرخسرو.
شب را معزول کرد چشمه ٔ خورشید
رایت دینارگون کشید به محور.
مسعودسعد.
سعد ذابح سر بریدی هر شکاری راکه شاه
سوی او محور زخط استوا کردی رها.
خاقانی.
گر چه محور سپرد قرصه ٔ خور
قرص خور بین که به محور سپرند.
خاقانی.
تیر چون در زه نشاندی بر کمان چرخ وش
گفتی او محور همی راند ز خط استوا.
خاقانی.
- محور آسمان ؛ محور فلک.
- محور چرخ ؛ محور فلک.
- محور زمین ؛ خطی موهوم که یک سر آن به قطب شمال و سر دیگر آن به قطب جنوب پیوسته است و زمین حرکت وضعی خود را به دور این خط انجام می دهد. آسه.
- محور عالم ؛ خطی است موهوم در امتداد محور زمین که فرض شده است آسمان دور آن می گردد.
- محور فلک ؛ محور آسمان. محور چرخ. خطی موهوم که از دو سوی به قطب فلک پیوسته است.
- محور کره ؛ قطر ثابتی که کره بر آن گردد. آن قطر باشد که کره بر آن گردد.
|| خط واصل بین دو مرکز (در دو دایره ٔ موازی ).
- محور اطول یا قطر اطول (در بیضی ) ؛ خطی که از دو کانون و مرکز بیضی گذرد و دو سر آن پیوسته بر محیط بیضی باشد.
- محور اقصر یا قطر اقصر (در بیضی ) ؛ عمودی که از مرکز بیضی بر محور اطول آن اخراج گردد و دو سر آن پیوسته ٔ محیط بیضی باشد.
- محور جیب ها یا محور عرضها یا محور سینوس ها (در دایره ٔ مثلثاتی ) ؛ محوری است عمود بر محور کسینوس ها (محور طولها). امتدادی است در دایره که جیب زوایا را در روی آن می خوانند. رجوع به جیب شود.
- محور طول ها یا محور کسینوس ها (در دایره ٔ مثلثاتی ) ؛ محوری است که مقدار طول زوایا را در روی آن تعیین کنند. رجوع به ظل شود.
|| مرکز چیزی. مدار. || حلقه که زبان کمربندی بدان بند می گردد. (منتهی الارب ). حلقه ای که زبانه ٔ کمربند بدان بند می گردد. || آهن که بدان داغ کنند. (منتهی الارب ). || چوبه (برای خمیر). چوبه ٔ نان. وردنه. دَست وَردَه. دَسوَردَه. (منتهی الارب ). چوبی که خمیر بدان پهن کنند. چوب نان. ج ، محاور. چوبه ٔ خمیر گستردن. چوبه ٔ نان پختن. (مهذب الاسماء). || ستونه ٔ آسیا. || تعبیری از ارتباط مستقیم دوستانه یا سیاسی میان دونقطه یا ناحیه : محور رم و برلین ، محور پاریس و لندن. || (اِخ ) در اصطلاح سیاسی در جنگ جهانگیردوم به اتحادیه ٔ دولتهای ایتالیا و آلمان و ژاپن اطلاق می شد.

معنی محور به فارسی

محور
اصطلاحا در جنگ بین الملل دوم ( ۱۹۴۵ - ۱۹۳۹ م .) باتحادیه آلمان ایتالیا و ژاپن اطلاق میشود مق. متفقین .
تیرچرخ که چرخ روی آن می گردد
( اسم ) آنچه که گرد گردد . ۲ - تیر چرخ که چرخ دولاب بدان گردد . ۳ - خط مستقیم حقیقی یا موهومی که جسمی بدور آن میگردد . ۵ - یا محور زمین . خطی است موهوم که یک سر آن بقطب شمال و سر دیگر آن بقطب جنوب پیوسته است و زمین حرکت وضعی خود را دور آن انجام میدهد آسه . یا محور فلک . ( آسمان چرخ ) . خطی است موهوم که دو سر آن به قطبین فلک پیوسته : پاینده باد عمر تو تا چرخ ملک را دولت ز خام. تو خط محور آورد . ( معزی ) یا محور اطول ( بیضی ) . خطی است که از دو کانون و مرکز بیضی بگذرد و دو راس آن متکی بر محیط بیضی باشد . یا محور اقصر ( بیضی ) . عمودیست که از مرکز بیضی بر محور اطول آن اخراج شود و دو راس آن متکی بر محیط بیضی باشد آس. کوتاه . یا محور عالم . خطی است موهوم در امتداد محور زمین که فرض شده است آسمان دور آن می گردد . ۶ - مرکز چیزی مدار. ۷ - در جنگ جهانگیر دوم به اتحادی. آلمان و ژاپن اطلاق میشد
کسی که سپید و براق می کند
[axle] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] میله ای که چرخ های خودرو به دو سر آن نصب شود
[optical axis] [فیزیک- اپتیک] خطی فرضی در هر سامانۀ اپتیکی که از مرکز انحنای سطوح می گذرد
[altitude axis] [نجوم رصدی و آشکارسازها] در استقرار سمت ـ ارتفاعی (alt-az mounting) ، محوری به موازات سطح افق
[principal axis] [فیزیک] ← محور اصلی لَختی
[principal axis of inertia] [فیزیک] یکی از سه محور در هر جسم صلب که تانسور لَختی نسبت به آن قطری است متـ . محور اصلی 2 principal axis 2
[principal axis of strain] [فیزیک] محوری عمود بر یکی از سه صفحۀ متعامد در نقطه ای از جسم که در آن کُرنش برشی وجود ندارد
[wing axis] [حمل ونقل هوایی] مکان هندسی تمامی مراکز آئرودینامیکی مقاطع بال
[rachis] [زیست شناسی- علوم گیاهی] محور اصلی در برگ مرکب شانه ای
[rachilla] [زیست شناسی- علوم گیاهی] محور جانبی یا دومین یک برگ مرکب دوبارشانه ای
[crystal axis] [زمین شناسی، فیزیک] هریک از سه لبۀ یک خانک واحد در شبکۀ بلوری
[drag axis] [حمل ونقل هوایی] خطی مستقیم به موازات شارش هوای نسبی که از گرانیگاه هواگَرد می گذرد
[axis of advance] [علوم نظامی] مسیری که برای واپایش عملیات تعیین می شود و اغلب شامل یک یا چند جادۀ مشخص است
[brigade axis of advance] [علوم نظامی] مسیرهای تعیین شده در منطقۀ عمل تیپ که در آن یگان های تابعۀ تیپ به سمت دشمن پیشروی می کنند
[battalion axis of advance] [علوم نظامی] مسیرهایی که در آن گروهان رزمی یا گروه های رزمی گروهانی به سمت دشمن پیشروی می کنند
[division axis of advance] [علوم نظامی] مسیرهای مشخص شده در طرح عملیاتی لشکر که براساس آن تیپ های تابعۀ لشکر به سمت دشمن پیشروی می کنند
[jet axis] [علوم جَوّ] ← محور جریان جتی
[jet stream axis] [علوم جَوّ] محور سرعت باد بیشینه در یک جریان جتی متـ . محور جت jet axis
[axis of rotation] [فیزیک] محوری که جسم صلب حول آن می چرخد
[chiraltiy axis] [شیمی] محوری که مجموعۀ لیگاندهای پیرامون آن آرایشی را ایجاد می کنند که بر تصویر آینه ای خود قابل انطباق نیست
[twin axis, twinning axis] [زمین شناسی، فیزیک] [زمین شناسی] محور بلوری که یک بلور منفرد از یک دوقلو 180 درجه حول آن می چرخد [فیزیک] محوری که اگر یکی از بلورهای دوقلو حول آن بچرخد بر دیگری منطبق شود

معنی محور در فرهنگ معین

محور
(مِ وَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - تیر چرخ که چرخ دور آن می گردد. ۲ - خط فرضی که یک سر آن در قطب شمال و سر دیگرش در قطب جنوب است و زمین حرکت وضعی خود را دور آن انجام می دهد.

معنی محور در فرهنگ فارسی عمید

محور
۱. راهی که دو مکان را به هم وصل کند، راه ارتباطی: محور تهران ـ قم.
۲. [مجاز] چیزی که امور بر مبنای آن جریان یابد، اساس، مبنا.
۳. میله ای به شکل استوانه که جسمی به دور آن می گردد.
۴. (زمین شناسی) خطی فرضی که یک سر آن در قطب شمال و سر دیگرش در قطب جنوب است و زمین حرکت وضعی خود را دور آن انجام می دهد.

محور در دانشنامه ویکی پدیا

محور
اکسل (به انگلیسی: axle) محور مرکزی یک چرخ یا دنده است. در بعضی موارد، اکسل شاید با یک یاتاقان یا بوش مکانیکی در سطح داخلی سوراخ چرخ یا دنده در جایش ثابت نگه داشته شود تا به چرخ یا دنده اجازه دهد که آزادانه به دور اکسل بچرخد.
عکس محور
محور ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
محور
محور نوری
انحراف محوری
در ریاضیات مقدماتی، محور اعداد از یک خط مستقیم درجه بندی شده تشکیل شده است که نمونه ای انتزاعی از مجموعهٔ اعداد حقیقی را ارائه می کند. هر نقطه بر روی محور اعداد تنها مطابق با یک عدد از مجموعهٔ اعداد حقیقی فرض می شود و بالعکس هر عدد از مجموعهٔ اعداد حقیقی مطابق با یک نقطه بر روی محور اعداد فرض می شود.
اغلب اعداد صحیح به صورت نقاطی بر روی محور اعداد با فواصل مساوی مشخص می شوند. گرچه تصویر زیر تنها اعداد صحیح مابین اعداد ۹− و ۹ را نشان می دهد، با این وجود محور اعداد شامل تمام مجموعه اعداد حقیقی می باشد که در دو جهت محور اعداد قابل بسط دادن هستند، همچنین اعداد مابین اعداد صحیح مشخص شده، در تصویر زیر مشخص نشده اند که در صورت لزوم می توان آن ها را تا جایی که مقیاس محور اجازه دهد نمایش داد. از محور اعداد بیشتر به جهت آموزش دادن جمع و تفریق های ساده استفاده می شود، بخصوص زمانی که اعداد مورد نظر شامل اعداد منفی باشند.
در ریاضیات پیشرفته، عبارت محور اعداد حقیقی یا محور حقیقی، معمولاً برای توضیحاتی که در بالا ذکر شد، بکار می رود. یعنی این مفهوم که هر نقطه بر روی محور مستقیم تنها مطابق با یک عدد حقیقی است و بالعکس.
اصولاً در ریاضیات محور اعداد باید داری ویژگی های زیر باشد:
محور تقارن چرخشی نوعی محور تقارن است که به صورت C n {\displaystyle C_{n}} نشان داده می شود؛ که در آن n درجهٔ محور تقارن عددی صحیح است.
Carmelo Giacovazzo (Eds.), Fundamentals of Crystallography, 2nd Ed. , International Union of Crystallography, Oxford University Press, 2002, p. 3. ISBN 0-19-850958-8
ساختارها یا اجسامی که محور تقارن چرخشی درجه n داشته باشند، در آنها با چرخش ساختار حول محور به اندازهٔ ϕ = 2 π / n {\displaystyle \phi =2\pi /n} شکل ساختار عوض نمی شود.
ساختارهای بلوری تنها محور تقارن چرخشی درجه ۱، ۲، ۳، ۴ و ۶ می توانند داشته باشند. برخی از مولکول ها محورهای تقارن چرخشی با درجات دیگری نیز دارند. مثلاً C 5 {\displaystyle C_{5}} در فروسن ‎((C5H5)2 Fe)‎.
محور توان دهی (به انگلیسی: Power take-off)عبارت است از توان کشی از موتور به منظور راه اندازی دستگاه های ثابت زراعی یا دستگاه های پیرو تراکتور در زمین های کشاورزی یا کامیون و کشنده که این امر به وسیلهٔ محور تواندهی انتهایی وسیله مقدور است که توان مورد نیاز خود را از موتور دریافت کرده که به صورت کاملاً مکانیکی کار می کند و شامل تعدادی چرخ دنده است که می تواند به یکی از سه صورت زیر باشد :
شفت
۱- در این حالت که شفتهای ابتدایی به این صورت بوده اند ، توان خود را از قسمت جعبه دنده میگرفتند که در این صورت گردش این شفتها کاملاً وابسته به حرکت کردن تراکتور بر روی زمین بوده است و سرعت گردش این شفت ها به وسیلهٔ یک سری چرخ تنظیم میشده است ، که در یک دور موتور مشخص تأمین میشده است .
۲- نوع دیگر این شفتها که به شفتهای LPTO معروف شدند و مخفف عبارت Live Power take-off است از برتری خاصی نسبت به گونه قبلی خود برخوردار بوده که از یک کلاچ دومرحله ای بر روی تراکتور بهره میبرد که همین امر باعث شد تا بتوان از این قابلیت در هنگام توقف تراکتور بر روی زمین نیز استفاده کرد که در این حالت دو کلاچ بر روی فلایویل نصب می شود که در صورت خلاص شدن جعبه دنده اصلی به وسیلهٔ یک شفت تو در تو توان از موتور به شفت PTO انتقال یابد .
۳- این نوع شفت که خود نیز یک نوع دیگر از شفتهای LPTO است ، دارای یک جعبه دنده جداگانه بوده که در این صورت دارای کلاچ جداگانه هستند .
محور شرارت (به انگلیسی: Axis of Evil) اصطلاحی ست که جورج دبلیو بوش رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ در سخنرانی سالیانه خود در کنگره ایالات متحده آمریکا در اشاره به سه کشور ایران، کره شمالی و عراق به کار گرفت.
محور مقاومت
او علت این نام گذاری را «حمایت آن کشورها از تروریسم» و «تلاش آن ها برای دستیابی به سلاح های کشتار جمعی» بیان کرد.
بعد از آن در طی دوره ریاست جمهوری وی اغلب در سخنرانی ها برای اشاره به دولت هایی که حامی تروریسم بوده یا بدنبال سلاح های کشتارجمعی بودند مورد استفاده قرار می گرفت. در سخنرانی سالیانه در اجلاس مشترک کنگره پرزیدنت بوش سه کشور ایران، عراق و کره شمالی را به عنوان تولیدکنندگان سلاح هسته ای توصیف کرد. این چنین محوری برای این کشورها مورد استفاده قرار گرفت برای متحد کردن مردم آمریکا در حمایت از جنگ علیه تروریسم.
در سخنرانی سالیانه در اجلاس مشترک کنگره در فوریه ۲۰۰۲ پرزیدنت بوش کره شمالی را رژیمی که به موشک های بالستیک و سلاح های کشتار جمعی مسلح می شود در حالیکه مردمش را گرسنگی می دهد معرفی کرد. وی همچنین در مورد ایران اظهار کرد: «در حالیکه تعداد محدودی غیر منتخب امید به آزادی مردم ایران را سرکوب می کنند، رژیم ایران به صورتی مهاجمانه بدنبال تسلیحات کشتارجمعی و صدور تروریزم است.» در مورد سه کشور بوش به هرحال مشخصاً بیشترین انتقاد را در مورد عراق کرد. وی گفت عراق به به رخ کشیدن خصومتش با ایالات متحده و حمایت از ترور ادامه می دهد. رژیم عراق طرح تولید آنتراکس (سیاه زخم) و گاز اعصاب و سلاح اتمی برای بیش از یک دهه ادامه می دهد… این رژیمی است که چیزی برای پنهان کردن از مردم جهان دارد. سپس بوش گفت کشورهایی مانند این ها و متحدین تروریست شان به بودن در یک محور شرارت ادامه می دهند به مسلح شدن و تهدید صلح جهانی.
«محور شرارت» (فرانسوی: L'axe du mal) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.
۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ (۲۰۰۴-09-۲۰) (Athens Film Festival)
محور مقاومت اصطلاحی سیاسی است که نخستین بار توسط روزنامه لیبیایی (به عربی: الزحف الأخضر) در مقابل اصطلاح محور شرارت که توسط جورج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۲ مطرح شد، عنوان شد و در آن عنوان شده بود که کشورهایی که رئیس جمهور آمریکا از آنها با عنوان «محور شرارت» نام می برد، در اصل کشورهای «محور مقاومت» در مقابل ایالات متحده آمریکا و تلاش آن برای سلطه گری بر سایر کشورها محسوب می شود.
هلال شیعی
هواداران جمهوری اسلامی اعتقاد دارند فعالیت محور مقاومت ریشه در عقاید دینی آنها مبنی بر مبارزه با ظلم دارد.
محور نوری (به انگلیسی: optical axis)، خط تقارن در یک سیستم نوری مانند عدسی است که حول آن خط، درجه ای از تقارن چرخشی برقرار است.
محور نوری یک خط فرضی است که اگر پرتو نوری بر روی این خط قرار گیرد، بدون شکست از عدسی عبور می کند. در عدسی ها، این خط دقیقاً از مرکز انحنای عدسی عبور می کند.
در یک فیبر نوری، محور نوری در مرکز هسته فیبر قرار دارد و محور فیبر نامیده می شود.
This article incorporates public domain material from the General Services Administration document "Federal Standard 1037C".
آموزش زبان تکلیف-محور یا کار-محور (به انگلیسی: : Task-based language learning) مثالی دیگر از نسخه قوی رویکرد ارتباطی است که در آن زبان از طریق استفاده کردن فراگرفته می شود. به بیان دیگر، زبان آموزان زبانی را که لازم دارند را زمانی فرا می گیرند که برای انجام کاری که برایشان تعیین شده است، لازم داشته باشند. این روش آموزش در گروه برنامه درسی تحلیلی قرار دارد. این برنامه مشتمل بر یک سری اقلام زبانی نبوده بلکه از کارهای متعدد تشکیل شده است. کارها معنی دار بوده و زبان آموزان به هنگام انجام دادن آنها می بایست با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. کارها اهداف روشنی را دربردارند تا آنکه معلم و زبان آموزان بفهمند که آیا برقراری ارتباط موفقیت آمیز بوده است یا خیر. یک نمونه از کاری که در برنامه درسی تکلیف-محور، زبان آموزان می بایست انجام دهند طراحی برنامه سفر است.
فعالیت فاصله اطلاعاتی: تبادل اطلاعات بین زبان آموزان به منظور تکمیل یک فعالیت. زبان آموزان می بایست اطلاعات را بین گروه هایشان مبادله کنند تا بتوانند برنامه را تکمیل کنند.
فعالیت فاصله عقیده: این فعالیت می خواهد که زبان آموزان اولویتهای شخصی، احساسی یا نقطه نظراتشان را برای انجام کاری بیان کنند.
فعالیت فاصله استدلالی: در این فعالیت از زبان آموزان خواسته می شود که اطلاعاتی جدید را از اطلاعات ارائه شده، استنتاج کنند.
فعالیتهای غیر متمرکز: کارهایی هستند که عموماً برای زبان آموزان فرصتهای ارتباط برقرار کردن را فراهم می کنند. مانند طراحی برنامه سفر که زبان آموزان از ذخایر دانش زبانی خود برای انجام تکلیف مذکور استفاده می کنند.
فعالیتهای متمرکز: فعالیتهایی که با استفاده از موارد زبانی معین، مشخصا ساختارهای دستوری فرصت برقراری ارتباط را فراهم می آورند.
فعالیتهای ارائه مطلب دریافتی: اینگونه فعالیتها یادگیرنده ها را به کار بر روی مهارتهای دریافتی شنیداری و خواندنی می گمارد. (مانند: گوش کن و انجام بده)
فعالیتهای انگیزش مطلب تولیدی: اینگونه فعالیتها زبان آموزان را به نوشتن و صحبت کردن معنادار ترغیب می کند.
هدف معلم از استفاده از این روش تسهیل یادگیری زبان آموزان است که از طریق اشتغال آنها در انواع کارهایی که نتایج مشخصی دارند صورت می گیرد. معلم وظیفه دارد نیازهای زبان آموزان را تحلیل کند و مناسب با سطح و توانایی و نیازهای آنها ایجاد فعالیت کند و بر فعالیتهای زبان آموزان نظارت داشته باشد و در صورت لزوم مداخله کند. زبان آموزان هم وظیفه دارند به منظور انجام فعالیتها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با انجام کارهایی که آنها را برای دنیای واقعی آماده می کند انگیزه کسب می کنند.
در این روش بعد معنایی زبان مورد تأکید قرار می گیرد و بنا بر ماهیت کار هر یک ار چهار مهارت (شنیدار، گفتار، خواندن و نوشتن) می توانند مورد استفاده قرار گیرند.
معلم همچنین وظیفه دارد به طور مستمر بر اساس نتایج کار و زبانی که زبان آموزان استفاده می کنند آنها را مورد ارزیابی قرار دهد و اشتباهات آنها را با تکرار جملاتشان یا ارائه مدل یا توضیحات مختصر دستوری تصحیح کند.
آموزش محتوا-محور (به انگلیسی: Content-based Instruction) یکی از روش های آموزش زبان در چارچوب رویکرد ارتباطی (قوی) است. در این چارچوب استفاده از زبان مورد یادگیری به نوعی بر یادگیری آن مقدم است. به عبارت دیگر، در آموزش محتوا محور، محتوایی به زبان آموز آموخته می شود و او از رهگذر آن محتوای خاص، زبان را می آموزد که در آن مکالمه مقدم بر شکل از قبل تعیین شدهٔ زبانی است، به عبارتی آموزش از طریق مکالمه و نه برای آن انجام می پذیرد. آموزش محتوا-محور نوعی آموزش زبان برای موارد خاص (language for specific purposes) است که برنامه آموزشی زبان در بطن برنامهٔ درسی می گنجد، این متون کاملا معنادار تهیه می شوند تا زبان آموزان مهارت های زبانی را از طریق مطالعهٔ مهارت های حیاتی که برای مواجه با مسائل زندگی و یا ادامهٔ آن مورد نیاز است فراگیرند.
نقش خاص آموزش محتوا- محور (CBI) صرفا در یک برنامه آموزش زبان خلاصه نمی شود بلکه یادگیری زبان را با یادگیری دیگر مطالب می آمیزد. مطالب مذکور می تواند موضوعات و یا عناوینی از قبیل موسیقی مردمی یا ورزش هایی باشند که زبان آموزان به آن ها علاقمندند. اغلب اوقات، مطالب موضوعات درسی دانشگاهی است. (برینتون، اسنو و وشه 2003)
در این رویکرد تمامی آموزش ها بر پایهٔ تجربیات زبان آموزان استوار است و معلم برای مفاهیم زبانی می بایست پلی ارتباطی میان دانسته های زبان آموزان و مطالب جدید برقرار کند. بدین معنی که با همراهی زبان آموزان، گفته کاملی بسازد تا به آن ها کمک کند منظور خود را بیان کنند و توجه زبان ‎آموزان را به چگونگی استفاده از زبان برای انتقال محتوا جلب کند.
در اروپا نام این روش، یادگیری یکپارچه محتوا و زبان((Content and Language Integrated Learning است. «هر موقعیت آموزشی با اهداف دوگانه که در آن زبانی دیگرکه معمولا زبان مادری زبان آموزان نیست، به عنوان واسطه برای تدریس و یادگیری محتوایی غیر از زبان مورد استفاده قرار می گیرد».(مارش 2002:2) در واقع این رویکرد را می توان نه یادگیری زبان شمرد و نه یادگیری موضوع درسی، بلکه تلفیقی از هردو می باشد.
استبداد آب محور به ساختار حکومتی و اجتماعی گفته می شود که قدرت خود را از طریق در اختیار گرفتن انحصاری منابع آبی حفظ کرده و گسترش می دهد. به امپراتوری هایی که از این روند پیدا می شوند، امپراتوری آب محور یا امپراتوری آب چیره (انگلیسی: Hydraulic empire) گفته می شود.
شیوه تولید آسیایی
امپراتوری دریایی
امپراتوری های آب چیره در مناطقی ایجاد می شوند که کنترل سیلاب و آبیاری، نیازمند هماهنگی قوی متمرکز و دیوان سالاری ویژه است.
به سیستم اقتصادی که در فرایند تولید، توزیع و مصرف دانش و تکنولوژی نقش اصلی را ایفا کند و مبتنی بر دانش و علم باشد اقتصاد دانش محور گفته می شود. در محیط های شهری که اقتصاد پیچیده تر است نسبت به محیط روستایی که مسائل اقتصادی سادگی بیشتری دارند اقتصاد دانش محور بهتر جلوه و تأثیرگذار تر است گرچه استفاده از دانش در محیط های روستایی نیز می تواند بسیار گذار و مؤثر بر رفاه عمومی روستا و جامعه روستا باشد.
برخی از اندیشمندان شاخص های اقتصاد دانش محور را با تکیه بر توسعه تکنولوژی در موارد زیر عنوان کرده اند:
برنامه ریزی اثرمحور یک روش بهینه سازی است که توسط جاش فیشر طراحی شده و توسعه یافته و در کامپایلرها برای برنامه های کامپیوتری استفاده می شود.
جوزف آ.فیشر : Trace Scheduling: A Technique for Global Microcode Compaction. IEEE Trans. Computers, 1981
نویسندگان ویکی پدیا : Trace Scheduling.
سایت دانشگاه مهندسی برق داشنگاه هاوایی : Trace_sched.
برنامه ریزی اثر محور، یک راه حل برای "مشکل جهانی بهینه سازی ریزکد" است. این مشکل، تبدیل یک میکروکد عمودی(vertical) (متوالی(sequential))نوشته شده برای دستگاهی با میکروکد افقی به به یک میکروکد افقی(horizontal) (موازی(parallel)) کارآمد است و به همین دلیل این روند به جای "بهینه سازی" با عنوان "فشرده سازی" شناخته می شود.
فشرده سازی دارای انواع مختلفی از جمله فشرده سازی محلی(local) و جهانی(global) است.هر کدام از این انواع دارای متدهای زمانبندی و برنامه ریزی مربوط به خود هستند.به صورت کلی برنامه ریزی اثرمحور از فشرده سازی محلی به عنوان یکی از گام های خوذ استفاده می کند. در فرایند استفاده برنامه ریزی اثرمحور برای فشرده سازی جهانی ساده ترین الگوریتم ممکن یک برنامه را به بلوک های اولیه آن تقسیم کرده و فشرده سازی محلی را به هر کدام اعمال می کند.اگرچه آزمایش ها نشان می دهند که عمده موازی گرایی در فراتر از مرزهای بلوک های مختلف پیدا می شود، زیرا بلوک های میکروکدتولید شده کوتاه هستند و فشرده سازی هایی که به دست می آیند پر از "سوراخ" و مشکل هستند.
یک کامپایلر اغلب می تواند با چینش دوباره دستورالعمل های ماشین تولید شده اش به منظور اجرای سریع تر، عملکرد برنامه را بهبود ببخشد. کامپایلر میزان موازی سازی سطح دستورات ((ILP(Instruction Level Parallelism) را در امتداد مسیرهای اجرایی مهم به وسیله پیش بینی استاتیک مسیرهای اجرایی پرتکرار افزایش می دهد. برنامه ریزی اثر محور یکی از بسیاری از روش های شناخته شده برای انجام این کار است.
در برنامه نویسی کامپیوتر ، برنامه نویسی داده محور یک پارادیم برنامه نویسی است که در آن دستورهای برنامه ، داده ها را برای همسان سازی و پردازش های مورد نیاز به جای تعریف یک توالی مراحل توصیف می کنند . نمونه هایی استاندارد از زبان های برنامه نویسی داده محور زبان متن-پردازش sed و AWK هستند، که در آن ها داده ، دنباله ای از خطوط در یک جریان ورودی می باشد (این نوع زبان های برنامه نویسی هم اکنون با نام زبان های برنامه نویسی خط-گرا نیز شناخته می شوند) و در درجه اول عبارات منظم یا شماره خط الگوی تطابق هستند .
AWK
OZ
Perl – برنامه نویسی داده-محور در AWK و sed یکی از پارادایم های پشتیبانی شده توسط Perl هستند
sed
پروانه های هم محور (به انگلیسی: Coaxial rotors) به یک زوج پروانه می گویند که بالای هواگرد به صورت هم محور نصب می شوند. هم محوری زوج پروانه اولین بار توسط دفتر طراحی بالگرد روسی کاموف ابداء شد.
پروانه های پشت سرهم
پروانه های عرضی
پژوهش طراحی محور (به انگلیسی: design-based research) یا به اختصار DBR که گاهی آزمایش های طراحی (design experiments) نیز خوانده می شود یک نوع روش تحقیق مورد استفاده توسط پژوهشگران در علوم یادگیری است. در این روش، مداخلات مفهوم سازی شده و سپس در محیط های طبیعی چندین بار اجرا می شوند تا اعتبار اکولوژی یک نظریه غالب مورد آزمون قرار گیرد و نظریات و چارچوب های جدیدی برای مفهوم سازی یادگیری، آموزش، فرایندهای طراحی و اصلاحات در آموزش و پرورش ایجاد شود. پژوهش طراحی محور چیزی بیش از یک گزارش ساده نتایج است بلکه شامل گزارش های توصیفی می شود که آن ها را حقایق حکایت شده (storied truths) می نامند.
در پژوهش آزمایشی، مکان پژوهش آزمایشگاه است در حالی که در پژوهش طراحی محور محیط یادگیری واقعی است. از نظر پیچیدگی متغیرها، در پژوهش آزمایشی تعداد اندکی متغیر مستقل مورد بررسی قرار می گیرد در حالی که در پژوهش طراحی محور چندین متغیر مستقل بررسی می شوند.
از طرفی در پژوهش آزمایشی این تعداد کم از متغیرهای مستقل به صورت تخصصی بررسی شده و در طول انجام مطالعه، ثابت اند در حالی که در پژوهش طراحی محور همه متغیرهای مورد علاقه، به صورت تخصصی بررسی نمی شوند و برخی از متغیرها در طول فرایند پژوهش، ظاهر می شوند.
در پژوهش آزمایشی روندها ثابت اند ولی در پژوهش طراحی محور منعطف اند و در طول مطالعه دگرگون می شوند.
در پژوهش آزمایشی هنگان گزارش یافته های مطالعه، مورد پشتیبانی قرار گرفتن فرضیه ها گزارش می شد در حالی که در پژوهش طراحی محور، طراحی در عمل توصیف می شود.
در پژوهش طراحی محور هم محقق و هم شرکت کنندگان نقشی فعال داشته و بر طراحی پژوهش تأثیرگذار هستند در حالی که در پژوهش آزمایشی محقق هیچ اثری بر شرکت کننده نداشته و شرکت کنندگان نیز اثری بر طراحی آزمایش ندارند.
در نهایت هدف پژوهش در پژوهش طراحی محور تولید یک اثر یا توضیح یک مکانیزم است در حالی که هدف از پژوهش آزمایشی اعتبارسنجی یک نظریه است.
پژوهشگران تربیتی که از روش BBR استفاده می کنند باید در ادعاهای نظری خود به تشخیص و فهم پیچیدگی دنیای واقعی در عمل پرداخته تا آن ادعاها ارزش تبیینی برای دنیای واقعی را داشته باشند. بر خلاف پژوهش طراحی محور، پژوهش های آزمایشی است که تدریس و یادگیری را به عنوان متغیرهای ایزوله شده در آزمایشگاه یا سایر بسترهای تصنعی مورد بررسی قرار داده و منجر به یک فهم یا نظریه غیر کاملی از دنیای واقعی می گردد.
پژوهش مبتنی بر طراحی برای مطالعه یادگیری در محیط هایی طراحی شده ای استفاده می شود که به صورت سیستماتیک توسط محقق تغییر داده می شوند. روش این نوع پژوهش مانند دستورالعمل های ثابت یک کتاب آشپزی نیست بلکه مجموعه ای از رویکردهایی است که شامل مطالعه فعالیت یادگیری در محیط های طبیعت گرایانه می شود که موجب تکمیل نظریه (theory) و به طور همزمان و به صورت مستقیم در عمل (practice) تأثیرگذار خواهد بود.
هدف این نوع پژوهش، مطالعه یادگیری در یک زمینه طبیعت گرایانه ای است که به صورت نظریه ای شامل ابداعات الهام گرفته شده است و معمولاً چندین بار تکرار شده تا یافته های نظری و عملی توسعه یافته و بتواند به سایر کلاس ها و مدارس تعمیم داده شود. این فرایند طراحی تکرار شونده، به محقق این اجازه را می دهد تا به ورای فهم ساده و خامی از جهان حرکت کرده و شامل ایجاد تغییرات مفیدی است که هدف بزرگ تر آن بررسی چگونگی و تأثیر این تغییرات سیستماتیک بر یادگیری است.
پلیس داده محور یا پلیس اطلاعات محور (به انگلیسی (Intelligence-led policing (ILP)) نوعی مدل پلیسی است که افسران اطلاعاتی به جای هدایت عملیات اطلاعات، به عنوان راهنمایی برای عملیات عمل می کنند.
Intelligence-led Policing: Changing the Face of Crime Prevention
در دهه ۱۹۹۰ پلیس داده محور همزمان در آمریکا و انگلیس مطرح شد. در آن زمان این پرسش شکل گرفته بود که پلیس زمان زیادی را صرف پاسخ دادن به حوادث خاص می کند و تلاشی برای پیشگیری از وقوع مجدد جرایم ندارد. براساس تحقیقات نهادهای مسئول در سال های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۷، استفاده از داده و سیستم های اطلاعاتی جهت افزایش نظارت و کنترل جرم شکل گرفت.
پس از وقوع حملات ۱۱ سپتامبر زمینه های پیاده سازی حکمرانی داده در آمریکا فراهم شد. تا قبل از این حملات سازمان های متولی تولید و بهره برداری از داده به صورت جدا از یکدیگر به تولید داده می پرداختند.
در سال ۲۰۰۳ جری راتکلیف (Ratcliffe, J) با انتشار مقاله ای مدل 3i را مطرح کرد. این مدل به نحوه ارتباط بین ضربه (impact)، نفوذ (influence) و تفسیر (interpret)) بین تصمیم گیر (پلیس) تحلیل گر و محیط جنایی اشاره دارد. به دنبال این وقایع طرح اشتراک اطلاعات کیفری ملی (National Criminal Intelligence Sharing Plan) یا به اختصار NCISP در سال ۲۰۰۳ آغاز شد. این طرح مبنای نوعی اشتراک و تجمیع داده بوده است.
تصمیم گیری داده محور (Data-Driven Decision Making) فرایند تصمیم گیری بر اساس تحلیل داده به جای اتکای صرف به تجربه و شهود (Gut-Based Decision Making) است. یک متخصص بازاریابی می تواند تنها بر اساس تجریه خود نوع تبلیغات برای محصول را انتخاب کند یا بر اساس داده های قبلی که نشان می دهد مشتریان چه طور به تبلیغات واکنش نشان می دهند. همین طور می تواند ترکیبی از این رویکردها را در تصمیم گیری داشته باشد. تصمیم گیری داده محور حالت همه یا هیچ (یا صفر و یکی) ندارد. شرکتهای مختلف می توانند به تناسب شرایط خودشان از این رویکرد استفاده کنند.
تصمیم گیری
داده
علم داده ها
کلان داده
بسیاری از سازمان ها تصور می کنند که داده محور هستند چرا که گزارشهای زیادی دارند یا داشبوردهای زیادی برای آنها طراحی شده است. در حالی که لزوماً چنین نیست. سازمان ها زمانی داده محور عمل می کنند که داده های مناسب را جمع آوری کنند، داده ها معتبر باشند، تحلیل درستی روی آنها انجام شود، نتایج آنها در تصمیم گیری در نظر گرفته شود و منجر به اقداماتی شوند که ارزش داده ها در آنها کاملاً قابل درک باشد. چنین ترتیبی زنجیره ارزش تحلیل داده ها نامیده می شود. تنها سازمان هایی داده محور هستند که بتوانند کل این زنجیره را تا رسیدن به تصمیم ها و اقدام های لازم در کسب وکار طی کنند.
تحلیل داده ها یک عنصر کلیدی در سازمان های داده محور است. اما اگر نتایج آن جدی گرفته نشود یا به درستی بکار گرفته نشود، سازمان داده محور نخواهد بود. سازمان برای داده محور بودن باید فرایندهای لازم و فرهنگ تصمیم گیری بر اساس داده ها را داشته باشد به طوری که این تصمیم ها روی کسب وکار سازمان مؤثر باشد. فرهنگ موضوعی چندبعدی است که کیفیت داده ها و به اشتراک گذاری آنها، استخدام و آموزش متخصصین علم داده، ارتباطات، ساختار سازمانی، طراحی شاخص ها و فرایندهای تصمیم گیری را دربرمی گیرد.
استفاده درست از داده ها تنها یک مسئلهٔ فنی نیست اینکه چه پایگاه داده هایی دارید یا چند متخصص علم داده استخدام کرده اید بلکه تعامل پیچیده ای بین داده هایی است که در اختیار دارید، این که در کجا ذخیره می شوند، انسانها چگونه با آنها کار می کنند و روی چه مسائلی در سازمان کار می شود و تصور می شود ارزش حل شدن دارند. بیشتر مردم راجع به فناوری صحبت می کنند اما سازمان های موفق می دانند که انسانها در مرکز این فرایند پیچیده قرار دارند. در هر سازمانی پاسخ به سوالهایی از قبیل چه کسی روی داده ها کنترل و نظارت دارد؟ این افراد به چه کسانی گزارش می دهند؟ و چه طور تصمیم می گیرند که روی چه مسائلی کار کنند خیلی مهمتر این است که از پایگاه داده SQL Server شرکت مایکروسافت استفاده می کنید یا شرکت اوراکل.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

محور در جدول کلمات

محور | یواش
اسه
محور سنگ آسیا
آسه
برنامه طنز گفت و گو محور رامبد جوان
خندوانه
گردش سیاره یه دور محور خورشید
حرکت وضعی

معنی محور به انگلیسی

shaft (اسم)
تیر ، میل ، محور ، میله ، دسته ، خدنگ ، گلوله ، چوب ، پرتو ، بدنه ، استوانه ، دودکش ، ستون ، بادکش ، نیزه ، قلم ، چاه ، چوبه
arbor (اسم)
تاکستان ، محور ، باغ میوه ، چمن ، میله
axis (اسم)
محور ، میله ، محور چرخ ، قطب ، محور تقارن ، مهره اسه
axle (اسم)
میل ، محور ، میله ، چرخ ، چرخه ، اسه ، دنده ، میله چرخ فرمان
pivot (اسم)
محور ، میله ، محور چرخ ، لولا ، مدار ، نقطه اتکاء ، پاشنه ، عضو موثر ، محور اصلی کار
axletree (اسم)
محور ، میله میان دو چرخ
gudgeon (اسم)
محور ، قطب ، اسه ، وسیله تطمیع ، میلهاهرمی ، سرمحور ، ماهی ریز قنات ، ادم زودباور
joint pin (اسم)
محور
kingbolt (اسم)
محور ، شاه پیچ

معنی کلمه محور به عربی

محور
محور , مفصلة
عمود الحدبات
محور
عضلة مقربة

محور را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی محور

نازنین زهرا ١٦:٢٦ - ١٣٩٦/٠٤/١٠
نگارش این واژه در پارسی، مهور mehvar، میور meyvar یا مِخور mexvar است؛ زیرا واژه ای پهلوی است و از دو بخش: مِه = بزرگ، قطب، کانون + ور : دارنده ی بزرگی ـ کانون، مرکزیت؛ همچنین است واژه ی مخور: مِخ= مرکز، قطب + ور
پس واژه ی مهور پهلوی است که در اربی محور نوشته شده است.
|

محسن مرادنوری ٠٣:٢٣ - ١٣٩٧/١٢/٠٤
آسه
|

محمد حمید نیک روان ٠٩:١٨ - ١٣٩٧/١٢/٠٨
ریاضی: میله
|

پیشنهاد شما درباره معنی محور



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• محور ریاضی   • محور مختصات   • معنی محور   • اکسل پراید   • محور اعداد   • اکسل در خودرو چیست   • محور چیست   • خرابی اکسل   • مفهوم محور   • تعریف محور   • معرفی محور   • محور یعنی چی   • محور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی محور
کلمه : محور
اشتباه تایپی : lp,v
آوا : mehvar
نقش : اسم
عکس محور : در گوگل


آیا معنی محور مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )