برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1149 100 1

مخاط

/moxAt/

معنی مخاط در لغت نامه دهخدا

مخاط. [ م ُ ] (ع اِ) (از «م خ ط») آب بینی. (منتهی الارب )(غیاث ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). آب بینی که خلب و خلم و خیل نیز گویند و هر مایع لزجی مانند آن. (ناظم الاطباء). رطوبت غلیظ که از سر به راه بینی فرودآید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || (اصطلاح پزشکی ) پوشش صورتی رنگی که حفره های داخلی بسیاری از اندام ها مانند دهان ، بینی و غیره را می پوشاند و به سبب داشتن منافذ مربوط به غدد مترشحه سطحش همیشه مرطوب است. مخاط در حقیقت مجموعه ٔ دو بافت است : یکی بافت پوششی در بالا و دیگر بافت پیوندی در زیر آن ، و بهمین علت می گویند مخاطعبارت از غشایی است که تشکیل شده از نسجی پوششی با یک لایه آستر بافت پیوندی : غشاء مخاطی ، پوشش مخاطی.

معنی مخاط به فارسی

مخاط
آب بینی، آبی که ازبینی جاری می شود ، پوشش داخلی حفره های دهان وبینی وحلق ومری
( اسم ) ۱- پوشش صورتی رنگی که حفر. داخلی عد. زیادی از اندامها را ( مانند دهان مری قصبهالریه روده معده و غیره ) میپوشاند و بسبب داشتن منافذ مربوط بغدد مترشحه سطحش همیشه مرطوب است . مخاط در حقیقت مجموع. دوبافت است : یکی بافت پوششی در بالا و دیگر بافت پیوندی در زیر آن . اصطلاحا میگویند : مخاط عبارت از غشایی است که تشکیل شده از نسجی پوششی با یک لایه آستر بافت پیوندی غشائ مخاطی پوشش مخاطی . ۲- ترشحات غدد وابسته به پوشش مخاطی . ۳- آب بینی . یا غشائ شیطان . تار عنکبوت .
آنچه شبیه خانه عنکبوت در نیمروز از بالا فرود آید
[mucoadhesive, mucosa-adhesive] [علوم دارویی] ویژگی ترکیبی که توانایی اتصال به مخاط های بدن را دارد و از آن برای دارورسانی استفاده می شود

معنی مخاط در فرهنگ معین

مخاط
(مُ) [ ع . ] (اِ.) پوشش منفذدار و مرطوب حفره های داخلی برخی اندام ها.

معنی مخاط در فرهنگ فارسی عمید

مخاط
۱. آبی که از بینی جاری می شود، آب بینی.
۲. (زیست شناسی) پوشش داخلی حفره های دهان، بینی، حلق، و مری.

مخاط در دانشنامه ویکی پدیا

مخاط
عکس مخاط
مُخاط بویایی (olfactory mucosa) اندام واره ای است در بدن برخی جانوران.
مخاط بویایی از روپوشه بویایی، مخاط یا غده های مخاط دار تشکیل شده است. مخاط بویایی از روپوشه بویایی حفاظت می کند و بوها را در خود جذب می کند تا نورون های گیرنده بویایی بتوانند این بوها را بازشناسی کنند.
در پستانداران، مخاط بویایی در سقف حفره بینی، در بالا و پشت منخرها قرار دارد.
مخاط خواران (نام علمی: Myxophaga) نام یک زیرراسته از راسته قاب بالان است.
مخاط زیان (نام علمی: Myxozoa) نام یک زیرشاخه از شاخه مرجانیان است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مخاط در دانشنامه آزاد پارسی

مُخاط (mucus)
(یا: موکوس) مایعی نرم کننده و محافظ، مترشح از غشاهای مخاطی، در نواحی گوناگون بدن. در روده، مخاط مسیر عبور غذا را نرم و از پوشش رودهدر برابر آنزیم های گوارشیدارای قدرت تخریب محافظت می کند. در شش ها، مخاط وظیفۀ به دام اندازی ذراتی را به عهده دارد که با هوا وارد شده اند. مخاط امکان حذف این ذرات را فراهم می کند. نیز ← غشای_مخاطی

ارتباط محتوایی با مخاط

مخاط در جدول کلمات

بیماری التهاب مخاط معده
گاستریت

معنی مخاط به انگلیسی

mucous membrane (اسم)
مخاط

معنی کلمه مخاط به عربی

مخاط
بلغم

مخاط را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لایه مخاطی   • مخاط روده   • غشای مخاطی   • سطوح مخاطی بدن   • معنی مخاط   • سطوح مخاطی چیست   • مخاط دهان   • مایع مخاطی   • مفهوم مخاط   • تعریف مخاط   • معرفی مخاط   • مخاط چیست   • مخاط یعنی چی   • مخاط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مخاط
کلمه : مخاط
اشتباه تایپی : lohx
آوا : moxAt
نقش : اسم
عکس مخاط : در گوگل

آیا معنی مخاط مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )