انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 888 100 1

معنی مختصات به فارسی

[canonical coordinates] [فیزیک] مختصاتی که هر سامانه ای در فضای فاز به کمک آن توصیف می شود
[elliptic coordinates] [ریاضی] مختصاتی برای نقطه در صفحه که به وسیلۀ بیضی ها و هذلولی های هم کانون معین می شوند
[ellipsoidal coordinates] [ریاضی] مختصاتی برای نقطه در فضا که به وسیلۀ رویه های درجۀ دوم هم کانون معین می شوند
[generalized coordinates] [فیزیک] مجموعه ای با کمترین پارامترهای مستقل که موقعیت فضایی سامانه ای فیزیکی را به طور کامل توصیف می کند
[heliocentric coordinates] [نجوم] ← مختصات مرکزجرمی
[chromaticity coordinates] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] دو بُعد هر سامانۀ رنگ، بدون بعد روشنی، که فام نابی بر مبنای آن توصیف می شود
[isentropic vertical cooardinate] [علوم جَوّ] مختصات قائم مدل های جوّی که به صورت دمای پتانسیلی در جوّ مدل تعریف می شود
[barycentric coordinates] [نجوم] دستگاه مختصاتی که مبدأ آن در مرکز جِرم منظومۀ شمسی و صفحۀ مرجع آن معمولاً دایره البروج است متـ . مختصات خورشیدمرکز heliocentric coordinates
[orthonormal coordinates] [ریاضی] برای بُرداری در یک فضای حاصل ضرب داخلی با یک پایه یکامتعامد، مختصات آن بُردار نسبت به آن پایه

معنی مختصات در فرهنگ معین

مختصات
(مُ تَ صّ) [ ع . ] (اِ.) مجموعة دو یا سه عددی که به کمک آنها وضع یک نقطه در صفحه یا در فضا یا بر روی کره مشخص می شود.

مختصات در جدول کلمات

علم بررسی مختصات آب
هیدرولیک

معنی مختصات به انگلیسی

coordinate (اسم)
مختصات
peculiarities (اسم)
مختصات

مختصات را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مختصات

احمد علینقی ٢٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
اسم جمع (مفرد مختصه).
خصوصیات: مجموع علامات برای مشخص و معین نمودن یک موضوع یا یک طرح. هر یک از اجزای تخصیصی یک موضوع، گروه، طرح که یک مجموعه مشخص را تشکیل می دهند.
تشریح وضعیت و موقعیت: چیستی یک شی یا یک چیز. مجموع نشانه های اختصاصی و مختص به یک چیز و یک شی. تجمیعی از خصیصه ها که نشانگر و بیانگر وضعیت و موقعیت جا یا مکانی باشد.
ریاضی: دستگاه مختصات
|

شهریار آریابد ٠٩:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
در پارسی " ویژیدگان " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی مختصات



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مختصات جغرافیایی چیست   • مختصات جغرافیایی شهرهای ایران   • مختصات ریاضی   • مختصات utm   • تبدیل مختصات جغرافیایی   • مختصات utm در google earth   • مختصات جغرافیایی در گوگل مپ   • مختصات جغرافیایی تهران   • معنی مختصات   • مفهوم مختصات   • تعریف مختصات   • معرفی مختصات   • مختصات چیست   • مختصات یعنی چی   • مختصات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مختصات
کلمه : مختصات
اشتباه تایپی : lojwhj
آوا : moxtassAt
نقش : اسم
عکس مختصات : در گوگل


آیا معنی مختصات مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )