برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1323 100 1

مداعبه


مترادف مداعبه: شوخی، مزاح، شوخ طبعی، شوخی کردن، مزاح کردن

معنی مداعبه در لغت نامه دهخدا

مداعبت.[ م ُ ع َ ب َ ] (ع اِمص ) مزاح. خوش طبعی. (غیاث اللغات ). مداعبه. ممازحه. شوخی : چندانکه ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم. (گلستان سعدی ). || (مص ) بازی کردن. (غیاث اللغات ). مداعبة. رجوع به مداعبة شود.

مداعبة. [ م ُ ع َ ب َ ] (ع مص ) با کسی بازی کردن. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ممازحة. (تاج المصادر بیهقی ) (متن اللغة) (اقرب الموارد). ملاعبة. (اقرب الموارد). با کسی مزاح و شوخی کردن. با هم خوش طبعی و مزاح کردن.

مداعبه. [ م ُ ع ِ ب َ / ب ِ ] (از ع اِمص ) مداعبة. مداعبت. ملاعبه. شوخی و مزاح. رجوع به مداعبت و مداعبة شود.

معنی مداعبه به فارسی

مداعبه
شوخی کردن، مزاح کردن
۱ - ( مصدر ) مزاح کردن شوخی کردن . ۲ - ( اسم ) مزاح شوخی .
شوخی و مزاح

معنی مداعبه در فرهنگ معین

مداعبه
(مُ ع بِ) [ ع . مداعبة ] (مص ل .) شوخی کردن ، مزاح کردن .

مداعبه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد رنجبر
گشاده رویی . خوش رویی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مداعبه   • مفهوم مداعبه   • تعریف مداعبه   • معرفی مداعبه   • مداعبه چیست   • مداعبه یعنی چی   • مداعبه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مداعبه
کلمه : مداعبه
اشتباه تایپی : lnhufi
عکس مداعبه : در گوگل

آیا معنی مداعبه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )