انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 979 100 1

مددکاری

/madadkAri/

مترادف مددکاری: امداد، کمک، یاری، یاری رسانی، مدد، عنایت، مساعدت، معاضدت، یاوری

معنی مددکاری در لغت نامه دهخدا

مددکاری. [ م َ دَدْ ] (حامص مرکب ) کمک. دستگیری. یاری. یاوری. مساعدت. حمایت :
نام احمد چون چنین یاری کند
تا که نورش چون مددکاری کند.
مولوی.
|| تأیید. توفیق : درمی خواهد از خدا مددکاری در آنچه او را بر آن واداشته. (تاریخ بیهقی ص 312). از مددکاری آن صاحب اخلاصم و دوستدارم اهل آن را.(تاریخ بیهقی ص 317). || شغل و عمل مددکار اجتماعی. رجوع به مددکار شود.

مددکاری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی مددکاری



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرزین > desolvation
شهرام > برگزیده از هر چیز
مبینا > degree
Z.SHAFIE.TKD. > funfair
be to che > Boss
امینم > ibric
امینم > cezve
داریوش زندی > مهرنجان

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رشته مددکاری اجتماعی دانشگاه علمی کاربردی   • سایت مددکاری اجتماعی   • ارشد مددکاری اجتماعی   • تعریف مددکاری اجتماعی   • دروس رشته مددکاری اجتماعی   • مددکاری اجتماعی چیست   • معنی مددکار   • رشته مددکاری اجتماعی دانشگاه پیام نور   • معنی مددکاری   • مفهوم مددکاری   • معرفی مددکاری   • مددکاری چیست   • مددکاری یعنی چی   • مددکاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مددکاری
کلمه : مددکاری
اشتباه تایپی : lnn;hvd
آوا : madadkAri
نقش : اسم
عکس مددکاری : در گوگل


آیا معنی مددکاری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )