برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1353 100 1

مربع

/morabba'/

مترادف مربع: چهارگوش، چهارگوشه ، مجذور

متضاد مربع: سه گوش، مثلث

برابر پارسی: چهارگوش

معنی مربع در لغت نامه دهخدا

مربع. [ م َ ب َ ] (ع اِ) جای اقامت در ایام بهار. (منتهی الارب ). جائی که خاص اقامت ایام ربیع باشد. مرتبع. متربع. (از متن اللغة). آنجا که بهار گذارند. خانه ٔ بهاری ، مقابل مصیف و مشتی. منزل بهاری. (یادداشت مؤلف ). ج ، مرابع. || هر جائی که در ایام بهار ستور را در آن می چرانند. (ناظم الاطباء). || توسعاً به معنی جایگاه و منزل گاه و مرتع و چراگاه و جای خور و خواب : لشکر او از خضب آن قلعه به مرتعی هنی و مربعی سنی رسیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 418). از من در شهر مرو... که مجمعاصحاب طبع و مربع ارباب نظم و نثر بود... (المعجم ص 3، نقل از فرهنگ فارسی معین ). اکنون بسیط زمین عموماً و بلاد خراسان خصوصاً مطلع سعادات و موضع مرادات بود و منبع علما و مجمع فضلا و مربع هنرمندان و مرتع خردمندان و مشرع کفاة و مکرع دهاة... (جهانگشای جوینی ). || باران بهاری. (فرهنگ فارسی معین ).

مربع. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) تب ربع رسیده. (منتهی الارب ). گرفتار تب ربع. (ناظم الاطباء).

مربع. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) ماده شتر که در بهار بچه آورده باشد یا آن که بچه ٔ او با او باشد. (منتهی الارب ). ناقه ای که در فصل بهار نتاج آرد. (از متن اللغة). || بادبان کشتی پر از باد. (منتهی الارب ). شراع سفینه که باد در آن وزان باشد. (از متن اللغة).
|| غیث مربع؛ باران بهاری علف رویاننده. (منتهی الارب ). غیث مخصب. (متن اللغة). ج ، مرابیع. || ناقه که بند شود بچه دان وی و قبول نکند آب نر را. (آنندراج ). نعت فاعلی است از ارباع. (از متن اللغة). رجوع به ارباع شود.

مربع. [ م ِ ب َ ] (ع اِ) چوبی که دو کس دو طرف آن بگیرند و بر آن تنگبار انداخته بر پشت ستور بار نهند. (از منتهی الارب ).

مربع. [ م ُ رَب ْ ب َ ] (ع ص ، اِ) هر چیز که چهارگوشه باشد. (غیاث اللغات ). چهارگوشه از هر چیزی. (منتهی الارب ). چهارگوشه. چهارسو. که صاحب ارکان اربعه است. (زمخشری ) (یادداشت مؤلف ).چهارکرانه. || هر چیز که عرض و طول آن برابر باشد. (غیاث اللغات ). چهارضلعی. چهارپهلو : و مثال آن مربعی است کی هر زاویه از آن به یکی از این حدود می رسد... ارکان چهارزاویه مربع باشد و حدود چهارپهلو مربع باشد و در این مربع کی صورت کرده آمده است... تأمل افتد. (فا ...

معنی مربع به فارسی

مربع
چهارگوش، چهارگوشه، شکل هندسی که دارای چهارضلع مساوی وچهارزاویه قائمه باشد، درفارسی چهارسو هم گفته شده
( اسم ) ۱- هز چیز چهار گوشه . شکلی است چهار ضلعی که هر چهار ضلع آن مساوی و چهارزاوی. آن قایمه است چهارگوش . یا مربع مستطیل . شکلی است چهار ضلعی که هر دو ضلع مقابل آن با هم برابر باشند و چهار زاویهاش قایمه . ۳- حاصل ضرب عددی در نفس خود مثلا ۱۶ که مربع چهار است . ۴- بحری که در آن چهار رکن باشد نه زیاده و نه کم . ۵ - قسمی است از مسمط و آن چنان باشد که شاعر چهار مصراع بیاورد که همه در وزن مشترک باشند و سه مصراع اول در قافیه اشتراک داشته باشند و قافی. مصراع آخر تابع قافی. اصلی که بنای شعر بر آنست باشد مثال : ای لب لعل تو بطعم شکر وی رخ خوب تو بنور قمر وی قدر عنای تو سرو دگر خاطرم آشفته بهر سه نگر . چون لب تو نیست شکر در جهان ماه نتابد چو تو در آسمان سرو نخیزد چوتو در بوستان ای به لطافت ز همه خوبتر . ( کشاف اصطلاحات ) ۶ - آنست که شاعر چهار بیت یا چهار مصراع بیاورد بطوری که آنها را هم افقی بتوان خواند و هم عمودی . ۷- نزد اهل تکسیر اطلاق میشود بر الف - وفقی که مشتمل بر مربع کوچک باشد و آنرا وفق رباعی نیز نامند. ب - هر چهار ضلعی خواه مشتمل بر ۱۶ مربع کوچک باشد یا زاید بر آن یا کمتر آن و ازاین رو گویند : این مربعی است سه در سه و آن مربعی است پنج در پنج جمع: مربعات . ۸- همان رباب الشاعر است و چون کاس. این ساز عالبا بشکل مربع بوده بعضی از نویسندگان آنرا بدین نام خواندهاند . ۹- چارزانو ( نشسته ) : چون ذکرالله مربع و خفته می کنی بگوی ای الله .... یا مربع نشستن . چهار زانو نشستن : نشسته بر سریر عز مربع بفرمان تو گردون مدور . ( مسعود سعد )
چوبی که بوسیله دو نفر بر پشت ستور با آن بار نهند
( اسم ) خان. چهار گوش مکعب . یا مربع خان. نور . کعبه .
چهار زانئ نشستن
( صفت ) چار زانو نشیننده . یا شاه مربع نشین . کعبه : خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست شاه مربع نشین تازی رومی خطا ...

معنی مربع در فرهنگ معین

مربع
(مُ رَ بَّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - چهارگوش . ۲ - متوازی الاضلاعی که چهار ضلعش با هم برابر و زاویه هایش قائمه باشند.
( ~. نِ شَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) چهارزانو نشستن . حالتی از نشستن برای مهتران و بزرگان که زیردستان در مقابلشان دو زانو می نشستند.

معنی مربع در فرهنگ فارسی عمید

مربع
۱. باران بهاری.
۲. جای اقامت در فصل بهار.
۱. چهارگوش، چهارگوشه.
۲. (ریاضی) شکلی هندسی که دارای چهار ضلع مساوی و چهار زاویۀ قائمه باشد، چهارسو.
۳. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر چهار مصراع بگوید که هم افقی خوانده شود و هم عمودی:
از چهرۀ
افروخته
گل را
مشکن/
افروخته
رخ مرو تو
دیگر
به چمن ـ
گل را
دیگر
خجل مکن
ای مه من/
مشکن
به چمن
ای مه من
قدر سمن۴. (قید) [قدیمی] چهارزانو.
۵. (اسم) (ادبی) [قدیمی] در عروض، مسمطی که هر بند آن چهار مصراع داشته باشد.
۶. (اسم) (موسیقی) [قدیمی] سازی از ردۀ رباب.
چهارگوشه که دو ضلع آن درازتر از دو ضلع دیگر باشد، راست گوشه.

مربع در دانشنامه ویکی پدیا

مربع
مربع یا چهارگوش در هندسه یک چهار ضلعی منتظم است به عبارت دیگر خمی بسته است که چهار ضلع دارد که همهٔ این ضلع ها با هم برابر اند و با یکدیگر دو به دو زاویهٔ ۹۰ درجه یا راست می سازند. تعریف دیگر برای مربع عبارت است از: مربع، راست گوشه ای یا مستطیلی است که ضلع های مجاورش طولی برابر دارند. یک مربع که نام چهار گوشه اش ABCD باشد به صورت ABCD ◻ {\displaystyle \square } نمایش داده می شود.
یک راست گوشه با دو ضلع مجاور برابر.
یک چهارضلعی با چهار لبهٔ برابر (ضلع برابر) و چهار زاویهٔ راست.
یک متوازی الأضلاع با یک زاویهٔ راست و دو ضلع مجاور برابر.
یک لوزی با یک زاویهٔ راست.
یک لوزی با چهار زاویهٔ برابر.
یک چهارضلعی که قطرهای آن با هم برابرند و بر یکدیگر عمودند و هم دیگر به دو نیم تقسیم می کنند (عمودمنصف اند) مانند یک لوزی با قطرهای برابر.
یک مستطیل که طول چهار ضلع آن با هم برابر است.
مربع حالت دو بُعدی یا n=۲ از خانوادهٔ ابرمکعب ها و n-ابرهشت وجهی ها است.
یک چهارضلعی محدب یک مربع است اگر و تنها اگر یکی از شرط های زیر را داشته باشد:
پیرامون یک مربع با ضلع n برابر است با:
عکس مربع
مربع یک چهار ضلعی منتظم است، و نیز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مربع (فیلم ۲۰۰۸)، فیلم نش اجرتون
مربع (فیلم ۲۰۱۷)، فیلم روبن اوستلوند
در ریاضیات، توان دوم یا مربع نتیجه ضرب یک عدد در خودش است. فعل «مربع کردن» هم برای این عملیات به کار می رود. مربع کردن برابر با توان دوم رساندن نیز هست که به شکل بالانویس ۲ نوشته می شود به طور مثال مربع ۳۲ است که برابر با نه است.
توان رسانی دودویی
تنسور متریک
معادله درجه دو
ضرب چندجمله ای
هنگامی که بالانویسی میسر نباشد مانند زبان های برنامه نویسی یا نوشته های ساده از نوشتار x ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مربع در دانشنامه آزاد پارسی

مربّع (square)
مربّع
در هندسه، شکل مسطح چهارضلعی که همۀ ضلعهایش برابر و همۀ زاویههایش قائمه اند. قطرهای آن یکدیگر را نصف می کنند و برهم عمودند. مساحت مربع برابر است با طول یک ضلع آن ضرب در خودش. در حساب، به حاصل ضرب یک عدد در خودش، توان دوم یک عدد که با نمایدو نشان داده می شود نیز مربع می گویند، مانند ۱۶=۴۲=۴×۴ و ۴۶.۲۴=۲ ۶.۸=۶.۸×۶.۸ ، در این حالت، مربع را مجذور هم می نامند. عددی که ریشۀ دومیا جذر آن عددی صحیح باشد، مربع کاملنامیده می شود. مثلاً، ۲۵، ۱۴۴، و ۵۴۷۵۶ مربع های کامل اند و ریشه های دوم آن ها به ترتیب برابر ۵، ۱۲، ۲۳۴ است. در جبر، مربع یک جمله با دو برابرکردن نما و به توان دوم رساندن ضریب آن، اگر ضریبی داشته باشد، به دست می آید. مثلاً، (x۲)۲ = x۴، و (۶y۳)۲ = ۳۶y۶. نیز ← تکمیل_

ارتباط محتوایی با مربع

مربع در جدول کلمات

مربع شش ضلعی
مکعب
بازی کودکانه کلاسیک که در روی تختهای که به مربع های کوچک تقسیم شده است | انجام می شود
ماروپله

معنی مربع به انگلیسی

quadrangle (اسم)
چهار دیواری ، چهار گوش ، مربع ، قطعه سربی ، سیم چهار لای بهم پیچیده عایق ، چهار گوشه
foursquare (اسم)
چهار ضلعی ، چهار گوش ، مربع
square (اسم)
محوطه ، میدان ، عرصه ، چهار گوش ، مربع ، مجذور ، چارگوش ، توان دوم
square (صفت)
گوشه دار ، منصف ، حسابی ، منظم ، برابر ، چهار گوش ، مربع ، راست حسینی ، جذر ، چارگوش
foursquare (صفت)
چهار ضلعی ، چهار گوش ، مربع
quadrangular (صفت)
مربع ، چهار گوشه

معنی کلمه مربع به عربی

مربع
رباعي الاضلاع , رباعي الزوايا , مربع
مستطيل

مربع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
چهارگوش، چهار کنج، چهار پهلو، چهار سو
محمد حمید نیک روان
همسانه ، چهار گوش همسان
نازنین
مربع .چهارراس چهار ضلعی منتظم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مربع در معماری   • فرمول قطر مربع   • نرم افزار مربع   • مربع نوعی لوزی است که   • محاسبه قطر مربع   • برنامه مربع   • بازی مربع   • قطر مربع چیست   • معنی مربع   • مفهوم مربع   • تعریف مربع   • معرفی مربع   • مربع یعنی چی   • مربع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مربع
کلمه : مربع
اشتباه تایپی : lvfu
آوا : morabba'
نقش : صفت
عکس مربع : در گوگل

آیا معنی مربع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )