انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1014 100 1

مربع

/morabba'/

مترادف مربع: چهارگوش، چهارگوشه ، مجذور

متضاد مربع: سه گوش، مثلث

برابر پارسی: چهارگوش

معنی مربع در لغت نامه دهخدا

مربع. [ م َ ب َ ] (ع اِ) جای اقامت در ایام بهار. (منتهی الارب ). جائی که خاص اقامت ایام ربیع باشد. مرتبع. متربع. (از متن اللغة). آنجا که بهار گذارند. خانه ٔ بهاری ، مقابل مصیف و مشتی. منزل بهاری. (یادداشت مؤلف ). ج ، مرابع. || هر جائی که در ایام بهار ستور را در آن می چرانند. (ناظم الاطباء). || توسعاً به معنی جایگاه و منزل گاه و مرتع و چراگاه و جای خور و خواب : لشکر او از خضب آن قلعه به مرتعی هنی و مربعی سنی رسیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 418). از من در شهر مرو... که مجمعاصحاب طبع و مربع ارباب نظم و نثر بود... (المعجم ص 3، نقل از فرهنگ فارسی معین ). اکنون بسیط زمین عموماً و بلاد خراسان خصوصاً مطلع سعادات و موضع مرادات بود و منبع علما و مجمع فضلا و مربع هنرمندان و مرتع خردمندان و مشرع کفاة و مکرع دهاة... (جهانگشای جوینی ). || باران بهاری. (فرهنگ فارسی معین ).

مربع. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) تب ربع رسیده. (منتهی الارب ). گرفتار تب ربع. (ناظم الاطباء).

مربع. [ م ُ ب ِ ] (ع ص ) ماده شتر که در بهار بچه آورده باشد یا آن که بچه ٔ او با او باشد. (منتهی الارب ). ناقه ای که در فصل بهار نتاج آرد. (از متن اللغة). || بادبان کشتی پر از باد. (منتهی الارب ). شراع سفینه که باد در آن وزان باشد. (از متن اللغة).
|| غیث مربع؛ باران بهاری علف رویاننده. (منتهی الارب ). غیث مخصب. (متن اللغة). ج ، مرابیع. || ناقه که بند شود بچه دان وی و قبول نکند آب نر را. (آنندراج ). نعت فاعلی است از ارباع. (از متن اللغة). رجوع به ارباع شود.

مربع. [ م ِ ب َ ] (ع اِ) چوبی که دو کس دو طرف آن بگیرند و بر آن تنگبار انداخته بر پشت ستور بار نهند. (از منتهی الارب ).

مربع. [ م ُ رَب ْ ب َ ] (ع ص ، اِ) هر چیز که چهارگوشه باشد. (غیاث اللغات ). چهارگوشه از هر چیزی. (منتهی الارب ). چهارگوشه. چهارسو. که صاحب ارکان اربعه است. (زمخشری ) (یادداشت مؤلف ).چهارکرانه. || هر چیز که عرض و طول آن برابر باشد. (غیاث اللغات ). چهارضلعی. چهارپهلو : و مثال آن مربعی است کی هر زاویه از آن به یکی از این حدود می رسد... ارکان چهارزاویه مربع باشد و حدود چهارپهلو مربع باشد و در این مربع کی صورت کرده آمده است... تأمل افتد. (فارسنامه ابن بلخی ص 120).
منقل مربع کعبه سان آشفته در وی رومیان
لبیک گویان در میان تن محرم آسا داشته.
خاقانی.
زان مربع نهند منقل را
تا مثلث در آتش اندازند.
خاقانی.
بلکه تن عرش بالشی است مربع
تکیه گه جاه و کبریای صفاهان.
خاقانی.
از جاهای دوردست سنگهای مرمر فرا دست آوردند مربع و مسدس همه روشن و املس. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 421). مربع مخالف نموده خیال
مسدس نشان دور دادی ز حال.
نظامی.
|| در شواهد ذیل ظاهراً معادل و بجای چهار بالش به کار رفته است : اگر دعوی کنم که مقوس چتر فلک بر چنین بزرگی سایه نیفکنده است و در ربع مسکون در مربع مسند وزارت چنو وزیری ننشسته... (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ شعار ص 17). در مربعشکوه و هیبت ایستاده. (جهانگشای جوینی ). || نوعی از نشست امرا و سلاطین که متعارف است. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). چهارزانو. چهارزانو نشستن ، مقابل دوزانو نشستن که شیوه ٔ جلوس کهتران است در حضور بزرگان. رجوع به مربع نشستن شود : و هرگز کسی او را ندید مربع نشسته ، او را پرسیدند که چرا هرگز مربع ننشینی ؟ گفت یک روز چنین نشسته بودم ، آوازی شنیدم از هوا که ای پسر ادهم بندگان در پیش خداوندان چنین نشینند؟ راست بنشستم و توبه کردم. (تذکرةالاولیاء عطار). چون ذکر اﷲ مربع و خفته می کنی بگوی ای اﷲ... (معارف بهاء ولد، از فرهنگ فارسی معین ). || نوعی از نقش تعویذ که شانزده خانه دارد. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء). || قسمی روسری و چارقد که زنان روی سر و شانه ها را با آن می پوشانند. (ازدزی ) :
اهتمام عدل او از هم بدرد صوف را
تا که ننشیند مربع در بَرِ بُردِ یمن.
نظام قاری (دیوان ص 30).
گهی قبرسی را همی کرد یاد
گهی از مربع نشان بازداد.
نظام قاری (دیوان ص 175).
|| در هندسه ، سطحی است چهارضلعی دارای چهارزاویه ٔ قائمه که هر چهار ضلع آن با هم مساوی اند. چهارگوشه. چهاربر. چهارپهلو. چهارگوش. || در حساب ، حاصل ضرب هر عددی را در نفس آن عدد مربع گویند؛ مثلاً عدد 9 مربع عدد 3 است ، چه از حاصل ضرب 3 در 3به دست آمده است. || (در اصطلاح عروض ) بحری را گویند که از چهار رکن به وجود آمده باشد، نه کمتر یا بیشتر. || در بدیع، و پارسی مربع چهارسو بود و این صنعت چنان باشد کی چهار بیت گفته شودیا چهار مصراع چنانک هم از درازنا آن را بتوان خواند و هم از پهنا، مثالش مراست هر چند بس خوب نیست اما مثال را تمام است ، بدین قدر مقصود حاصل شود:
فؤادی سباه غزال ربیب
سباه بقد کغصن رطیب
غزال کغصن جناه عجیب
ربیب رطیب عجیب حبیب.
مثال از شعر پارسی ،شاعر گوید:
بجانت نگارا کی داری وفا
نگارا وفا کن بدل بی جفا
کی داری بدل دوستتر مر مرا
وفا بی جفا مر مرا خوشترا.
(از حدائق السحر فی دقایق الشعر).
|| در شعر، قسمی است از مسمط، و آن چنان باشد که شاعر چهار مصراع بیاورد که همه در وزن مشترک باشند و سه مصراع اول در قافیه اشتراک داشته باشند و قافیه ٔ مصراع آخر تابع قافیه ٔ اصلی که بنای شعر بر آن است باشد. مثال :
ای لب لعل تو به طعم شکر
وی رخ خوب تو به نور قمر
وی قد رعنای تو سرو دگر
خاطرم آشفته به هر سه نگر
چون لب تو نیست شکر در جهان
ماه نتابد چو تو در آسمان
سرو نخیزد چو تو در بوستان
ای به لطافت ز همه خوبتر.
(از کشاف اصطلاحات الفنون ص 667).
|| قسمی از مسمط بود که شاعر بیتی را به چهار قسم کند و در آخر سه بخش سجع نگاه دارد و در بخش چهارم قافیت می آرد. مثال :
جائی که بود آن دلستان با دوستان در بوستان
شد گرگ و روبه را مکان شد بوم و کرکس را وطن
بر جای رطل و جام می گوران نهادستند پی
بر جای چنگ و نای ونی آوای زاغ است و زغن.
معزی.
|| در موسیقی ، همان رباب الشاعراست و چون کاسه این ساز غالباً به شکل مربع بوده بعضی از نویسندگان آن را بدین نام خوانده اند. || نزد اهل تکسیر اطلاق میشود بر: 1 - وفقی که مشتمل بر 16 مربع کوچک باشد و آن را وفق رباعی نیز گویند. 2 - هر چهارضلعی خواه مشتمل بر 16 مربع کوچک باشد یا زائد بر آن یا کمتر آن و از این رو گویند، این مربعی است سه در سه ، و آن مربعی است پنج در پنج. ج ، مربعات.
- مربع طولانی ؛ هر چیز چهار گوشه که طولش از عرض آن زیاده باشد. (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). مربع مستطیل. رجوع به مربع مستطیل در سطورذیل شود.
- مربع فرس اعظم ؛ در نجوم ، مجموع چهار ستاره ٔ بزرگ در صورت فرس اعظم. (یادداشت مرحوم دهخدا).
- مربعمتوالی ؛ همچنانکه عدد متوالی گرد کردی و از وی مثلث آمد، همچنان طاقهای او متوالی اگر گرد کنی مربعهای متوالی گرد آید. (التفهیم ص 39، یادداشت مرحوم دهخدا).
- مربع مستطیل در هندسه ؛ راست گوشه. (لغات فرهنگستان ). شکل چهارضلعی چهارگوشه ای دارای چهار زاویه ٔ قائمه که طول دو ضلع روبه رو از دو ضلع دیگر بیشتر باشد.

مربع. [م ُ رَب ْ ب ِ ] (ع ص ) آنکه چهارگوشه می سازد. سازنده ٔ شکل مربع. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به تربیع شود.

معنی مربع به فارسی

مربع
چهارگوش، چهارگوشه، شکل هندسی که دارای چهارضلع مساوی وچهارزاویه قائمه باشد، درفارسی چهارسو هم گفته شده
( اسم ) ۱- هز چیز چهار گوشه . شکلی است چهار ضلعی که هر چهار ضلع آن مساوی و چهارزاوی. آن قایمه است چهارگوش . یا مربع مستطیل . شکلی است چهار ضلعی که هر دو ضلع مقابل آن با هم برابر باشند و چهار زاویهاش قایمه . ۳- حاصل ضرب عددی در نفس خود مثلا ۱۶ که مربع چهار است . ۴- بحری که در آن چهار رکن باشد نه زیاده و نه کم . ۵ - قسمی است از مسمط و آن چنان باشد که شاعر چهار مصراع بیاورد که همه در وزن مشترک باشند و سه مصراع اول در قافیه اشتراک داشته باشند و قافی. مصراع آخر تابع قافی. اصلی که بنای شعر بر آنست باشد مثال : ای لب لعل تو بطعم شکر وی رخ خوب تو بنور قمر وی قدر عنای تو سرو دگر خاطرم آشفته بهر سه نگر . چون لب تو نیست شکر در جهان ماه نتابد چو تو در آسمان سرو نخیزد چوتو در بوستان ای به لطافت ز همه خوبتر . ( کشاف اصطلاحات ) ۶ - آنست که شاعر چهار بیت یا چهار مصراع بیاورد بطوری که آنها را هم افقی بتوان خواند و هم عمودی . ۷- نزد اهل تکسیر اطلاق میشود بر الف - وفقی که مشتمل بر مربع کوچک باشد و آنرا وفق رباعی نیز نامند. ب - هر چهار ضلعی خواه مشتمل بر ۱۶ مربع کوچک باشد یا زاید بر آن یا کمتر آن و ازاین رو گویند : این مربعی است سه در سه و آن مربعی است پنج در پنج جمع: مربعات . ۸- همان رباب الشاعر است و چون کاس. این ساز عالبا بشکل مربع بوده بعضی از نویسندگان آنرا بدین نام خواندهاند . ۹- چارزانو ( نشسته ) : چون ذکرالله مربع و خفته می کنی بگوی ای الله .... یا مربع نشستن . چهار زانو نشستن : نشسته بر سریر عز مربع بفرمان تو گردون مدور . ( مسعود سعد )
چوبی که بوسیله دو نفر بر پشت ستور با آن بار نهند
( اسم ) خان. چهار گوش مکعب . یا مربع خان. نور . کعبه .
چهار زانئ نشستن
( صفت ) چار زانو نشیننده . یا شاه مربع نشین . کعبه : خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست شاه مربع نشین تازی رومی خطاب . ( خاقانی )
[checkrow planter] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ماشینی که به وسیلۀ آن می توان بذر را به صورت کپه ای با فاصلۀ مساوی از هر طرف بر زمین پاشید
محدث است
نام حرف عین است چون آنرا بدین صورت ع نویسند نامی حرف ع را آنگاه که بصورتی خاص تحریر گردد
نام حرف غین چون بدین صورت [ غ ] نویسند

معنی مربع در فرهنگ معین

مربع
(مُ رَ بَّ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - چهارگوش . ۲ - متوازی الاضلاعی که چهار ضلعش با هم برابر و زاویه هایش قائمه باشند.
( ~. نِ شَ تَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) چهارزانو نشستن . حالتی از نشستن برای مهتران و بزرگان که زیردستان در مقابلشان دو زانو می نشستند.

معنی مربع در فرهنگ فارسی عمید

مربع
۱. باران بهاری.
۲. جای اقامت در فصل بهار.
۱. چهارگوش، چهارگوشه.
۲. (ریاضی) شکلی هندسی که دارای چهار ضلع مساوی و چهار زاویۀ قائمه باشد، چهارسو.
۳. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر چهار مصراع بگوید که هم افقی خوانده شود و هم عمودی:
از چهرۀ
افروخته
گل را
مشکن/
افروخته
رخ مرو تو
دیگر
به چمن ـ
گل را
دیگر
خجل مکن
ای مه من/
مشکن
به چمن
ای مه من
قدر سمن۴. (قید) [قدیمی] چهارزانو.
۵. (اسم) (ادبی) [قدیمی] در عروض، مسمطی که هر بند آن چهار مصراع داشته باشد.
۶. (اسم) (موسیقی) [قدیمی] سازی از ردۀ رباب.
چهارگوشه که دو ضلع آن درازتر از دو ضلع دیگر باشد، راست گوشه.

مربع در دانشنامه ویکی پدیا

مربع
مربع یا چهارگوش در هندسه یک چهار ضلعی منتظم است به عبارت دیگر خمی بسته است که چهار ضلع دارد که همهٔ این ضلع ها با هم برابر اند و با یکدیگر دو به دو زاویهٔ ۹۰ درجه یا راست می سازند. تعریف دیگر برای مربع عبارت است از: مربع، راست گوشه ای یا مستطیلی است که ضلع های مجاورش طولی برابر دارند. یک مربع که نام چهار گوشه اش ABCD باشد به صورت ABCD ◻ {\displaystyle \square } نمایش داده می شود.
یک راست گوشه با دو ضلع مجاور برابر.
یک چهارضلعی با چهار لبهٔ برابر (ضلع برابر) و چهار زاویهٔ راست.
یک متوازی الأضلاع با یک زاویهٔ راست و دو ضلع مجاور برابر.
یک لوزی با یک زاویهٔ راست.
یک لوزی با چهار زاویهٔ برابر.
یک چهارضلعی که قطرهای آن با هم برابرند و بر یکدیگر عمودند و هم دیگر به دو نیم تقسیم می کنند (عمودمنصف اند) مانند یک لوزی با قطرهای برابر.
یک مستطیل که طول چهار ضلع آن با هم برابر است.
مربع حالت دو بُعدی یا n=۲ از خانوادهٔ ابرمکعب ها و n-ابرهشت وجهی ها است.
یک چهارضلعی محدب یک مربع است اگر و تنها اگر یکی از شرط های زیر را داشته باشد:
پیرامون یک مربع با ضلع n برابر است با:
عکس مربع
مربع یک چهار ضلعی منتظم است، و نیز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مربع (فیلم ۲۰۰۸)، فیلم نش اجرتون
مربع (فیلم ۲۰۱۷)، فیلم روبن اوستلوند
در ریاضیات، توان دوم یا مربع نتیجه ضرب یک عدد در خودش است. فعل «مربع کردن» هم برای این عملیات به کار می رود. مربع کردن برابر با توان دوم رساندن نیز هست که به شکل بالانویس ۲ نوشته می شود به طور مثال مربع ۳۲ است که برابر با نه است.
توان رسانی دودویی
تنسور متریک
معادله درجه دو
ضرب چندجمله ای
هنگامی که بالانویسی میسر نباشد مانند زبان های برنامه نویسی یا نوشته های ساده از نوشتار x^2 یا x**2 به جای x2 می توان استفاده کرد.
«مربع» (انگلیسی: The Square (1994 film)) فیلمی در ژانر مستند است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد.
۱۹۹۴ (۱۹۹۴)
مربع (انگلیسی: The Square) فیلمی در ژانر نئو نوآر و مهیج به کارگردانی نش اجرتون است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جوئل اجرتون و بیل هانتر اشاره کرد.
۱۵ ژوئن ۲۰۰۸ (۲۰۰۸-06-۱۵) (Sydney Film Festival)
۳۱ ژوئیه ۲۰۰۸ (۲۰۰۸-07-۳۱) (Australia)
مربع یا میدان (انگلیسی: The Square) یک فیلم درام طنز سوئدی به کارگردانی روبن اوستلوند محصول سال ۲۰۱۷ است. فیلم در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۷ برندهٔ نخل طلا شد.
الیزابت ماس
دومینیک وست
Terry Notary
Claes Bang
مربع پانت جدولی است که به کمک احتمالات برای پیش بینی نتایجی که از آمیزش دلخواه بدست می آید، به کار می رود.
مربع پاییزی یا مربع بزرگ، یک صورتواره است که از چهار ستاره شاخص در صورت فلکی اسب بزرگ به شکل یک مربع بزرگ جلوه گر است. ستارگان مرکب الفرس (زین اسب)، ساعدالفرس (بازوی اسب)، جنب (پهلوی اسب) و سُرَّةالفَرَس (آلفای صورت فلکی زن برزنجیر) این مربع را تداعی می کنند.
مثلث بهاری
مثلث تابستانی
شش ضلعی زمستانی
بنات النعش صغری و کبری
صورتواره ها:
مربع جادویی یا وفقی جدولی است، n * n خانه، که خانه های آن با عددهای مثبت از ۱ تا n2 به ترتیبی پر شده است که مجموع عددهای هر ردیف افقی یا هر ستون عمودی یا هر قطر آن، عددی ثابت را نشان دهد. شکل رایج آن شامل اعداد ۱ تا n2 است ولی گاهی برای کلمات نیز استفاده می شود.
مربع لوشو
سودوکو
این عدد ثابت بدین طریق بدست می آید و به آن ثابت جادویی یا جمع جادویی می گویند:
n(n²+۱)/۲
مثلاً ثابت جادویی برای nهای ۳و۴و۵و۶ برابر است با:
مربع ساتور (Sator Square) یا مربع روتاس (Rotas Square)، مربع واژه ای است که دربرگیرنده واروخوانه ای به زبان لاتین است بدین مضمون: SATOR AREPO TENET OPERA ROTAS که با چینش آن به شکل مربع، می توان آنرا از بالا به پایین، از پایین به بالا، از چپ به راست یا از راست به چپ خواند بدون اینکه ترتیب حروف تغییری کند.
مهرپرستی
میم
مربع جادویی
اولین نسخه آن در خرابه های شهر پمپی پیدا شد که در زیر خاکسترهای فوران سال ۷۹ پس از میلاد آتفشان وزوو قرار دارد. نمونه های پیدا شده از آن در میزهای سنگی یا کوزه های سفالی پیدا شده است. معنی دقیق آن مشخص نیست و موضوع گمانه زمانی های بسیاری قرار گرفته است.
Sator: افشاننده بذر (از sero به معنی پاشیدن بذر)، کشاورز؛ پایه گذار، جد، نیا؛ بنیان گذار.
Apero: ناشناخته (به نظر یک نام ساختگی است)؛ به نظر شبیه arrepo است که از ad repo گرفته شده و معنی «خزیدن به سمت» را می دهد.
مربع سیاه (انگلیسی: Black Square) یک نقاشی رنگ روغن روی پارچه از کازیمیر ماله ویچ است که نخستین نسخه اش در سال ۱۹۱۵ کشیده شد و از نمادهای جنبش سوپره ماتیسم به شمار می رود. ماله ویچ چهار نسخهٔ دیگر از آن را طی سال های بعد کشید که گمان می رود آخرینش اواخر دههٔ ۱۹۲۰ یا اوایل دههٔ ۱۹۳۰ خلق شده باشد.
از مربع سیاه عموماً به عنوان «نقطهٔ صفر نقاشی» نام برده می شود؛ اثری که تفسیرهای گوناگونی را در مورد معنا و چیستی اثر هنری پیش کشیده است.
۴ مربع یا فُر اسکوئر (انگلیسی: 4 Square) نام یک برنامهٔ کانادایی ویژه کودکان است. این برنامه از چهار بخش متفاوت تشکیل شده که هر بخش، یک رنگ مخصوص بخود دارد؛ بدین معنی که پس زمینه و دکور هر قسمت به رنگی متفاوت است و لباسِ اجراکنندگانِ آن قسمت، یک رنگِ مکمل یا مخالف پس زمینه است. معمولاً تنها یک بخش از این ۴ قسمت را، لابلای برنامه های طولانی تر پخش می کنند.
اینگرید گِینور
استفانی ایپولیت
رانی لوئیس
اِما شِلِنبرگ
رنگ دکور صحنه و پس زمینه، آبی است. ۴ نوجوان با ژاکت و شلوارگرمکنِ نارنجی رنگ، این بخش را اجرا می کنند. آنها به نوبت، یک ریتم، صدا یا کلمهٔ را تکرار می کنند و سپس با ترکیب این اصوات بطور گروهی، یک نوای آهنگین پدیدمی آوردند. هنرمندان این بخش عبارتند از:
رنگ دکور صحنه و پس زمینه، سبز است. در این بخش، یک خانم ارغوانی پوش («هلن فارمر» یا «پای چـِن»)، و یک کودک خردسال حضور دارند. اجراکنندهٔ این بخش، شعری را می خواند و بعد سعی می کند با علامت دست یا تکرار برخی واژه ها، شعر را به آن کودکان یاد بدهد. در انتها، و با کمک گروهی از کودکان حاضر در پشت صحنه، یکبار دیگر، شعر بازخوانی می شود.
رنگ دکور صحنه و پس زمینه، نارنجی است. این بخش را، گروه رقص ۴ نفرهٔ «کورپوس» از شهر تورنتو اجرا می کنند. این چهار نفر لباس اسپاندکس آبی رنگ، کفش سبز و محافظِ زانو و آرنج بر تن دارند و سرگروه آنها که به او «کاپیتان هاپ» یا «کاپیتان هاپت» می گویند، رهبری و هدایت حرکات موزون را به عهده دارد. هر عضو گروه، به ترتیب حرکتی را به تنهایی، انجام می دهد. ضمنِ انجام این حرکات، از ببیندگان هم خواسته می شود تا آنها را در منزل انجام دهند. در انتها، همان حرکات، بطور دسته جمعی تکرار می شود. اعضا اولیه گروه عبارت بودند از:
اهل مربع (به فرانسوی: Hel Merbaa) یک شهرک در مراکش است که در استان فقیه بن صالح واقع شده است. اهل مربع ۱۲٬۶۱۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مراکش
اینچ مربع (in۲ یا sq in) از یکاهای مساحت است. هر اینچ مربع دقیقاً برابر است با ۶٫۴۵۱۶ سانتی متر مربع یا ۶۴۵٫۱۶ میلی متر مربع.
square in
sq inches، sq inch، sq in
inches/-۲، inch/-۲، in/-۲
inches^۲، inch^۲، in^۲
inches²، inch²، in²
اینچ مربع ممکن است به صورت های زیر بیان شود:
این یکا بیشتر در ایالات متحده آمریکا و بریتانیا به کار می رود.
پوند بر اینچ مربع یا به عبارت دقیق تر نیروی پوند بر اینچ مربع، (با نماد ‎ psi یا lbf/in۲ یا lbf/in۲ یا lbf/sq in یا lbf/sq in‎) یکی از یکاهای فشار یا تنش، بر پایهٔ یکاهای آوردپویز (به انگلیسی: Avoirdupois) است و به فشار حاصل از نیروی یک پوندی بر سطح یک اینچ مربعی گفته می شود. هر پوند بر اینچ مربع تقریباً برابر 6894.757 پاسکال است.
فشار خون - میانگین فشار خون انسان (120/80): 2.32psi/1.55psi
افزایش فشار ارائه شده توسط توربوشارژر خودرو (معمولا): Pg = 6–15psi
فشار هوا در سطح دریا (استاندارد): Pa = 14.7 psi
اختلاف فشار تایر خودرو (معمولا: Pg = 32 psi
اختلاف فشار تایر دوچرخه: Pg = 65 psi
ابزارهای بادی کارگاه ها یا گاراژها: Pg = 90 psi
اختلاف فشار ذخیرهٔ ترمز بادی راه آهن یا ترمز بادی وسائل نقلیه:90 psi ≤ Pg ≤ 120 psi
اختلاف فشار تایر دوچرخه های مسابقهٔ جاده ای: Pg = 120 psi
لولهٔ آتش دیگ بخار لوکوموتیو(انگلستان در قرن ۲۰ام): 150 psi ≤ Pg ≤ 280 psi
پسر بزرگ اتحادیه اقیانوس آرام (نام یکی از لوکوموتیوهای بخار راه آهن اتحادیه اقیانوس آرام): 300 psi
گاز طبیعی: 800 to 1000 psi
اسکابا (SCBA): 2216 psi
اختلاف فشار تانک پر اسکوبا (معمول): Pg = 3000 psi
فشار هیدرولیک هواپیمای مسافربری تجاری: 3000 psi
سامانهٔ هیدرولیک ایرباس آ-۳۸۰: 5000 psi
ماشین کاری با جت آبی:40,000–100,000 psi
مدول یانگ برای فولاد: 30 Mpsi or 30,000,000 psi
مثال:  ۱Pa = ۱ N/m۲  = ۱۰−۵ bar  = ۱۰/۱۹۷×۱۰−۶ at  = ۹/۸۶۹۲×۱۰−۶ atmیادآوری:  mmHg نماد میلی متر جیوه است.
درجه مربع یک یکای اندازه گیری ناسازگار با دستگاه بین المللی یکاها برای زاویه فضایی است. نمادهای درجه مربع درجه۲ یا (°)۲ هستند. مانند درجه که بخشی از دایره را اندازه می گیرد درجه مربع بخشی از کره را اندازه گیری می کند. مانند درجه که اندازه آن برابر π {\displaystyle \pi } /۱۸۰ رادیان است، یک درجه مربع برابر با ( π {\displaystyle \pi } /۱۸۰)۲ نزدیک به ( π {\displaystyle \pi } /۱۸۰)۲ یا 1/۷۰۰۳۳۲۸۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♠۳۲۸۳ = ۶۹۹۶۳۰۴۶۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰♠۳٫۰۴۶۲×۱۰−۴ ] است.
سراسر کره نزدیک به ۴۱,۲۵۳ درجه مربع است.
سطح قابل دید ماه از روی زمین، تنها ۰/۲ درجه مربع از آسمان را می پوشاند. قطر ماه تنها ۰/۵ درجه است. بنابراین سطح قابل دید ماه (۰/۵°/۲)۲ مربع درجه است.
مربع درجه خورشید نیز نزدیک مربع درجه ماه است. برای اینکه خورشید یا ماه، همه کره آسمان را بپوشانند نیاز به ۲۱۰,۱۰۰ ماه کامل یا خورشید است.
با فرض اینکه مساحت سطح زمین ۵۱۰ میلیون کیلومتر مربع است، مساحت ایرلند شمالی (۱۴,۱۳۰ کیلومتر مربع) و ایالت کنتیکت (۱۴,۳۵۷ کیلومتر مربع) به ترتیب برابر ۱/۱ و ۱/۲ درجه مربع زاویه فضایی هستند.
درجه بزرگترین صورت فلکی به نام مار باریک ۱,۳۰۳ و کوچکترین صورت فلکی به نام چلیپا تنها ۶۸ است.
شمار مربع های درجه در سراسر یک کره، نزدیک به ۴۱,۲۵۳ درجه مربع است.
فوت مربع (ft² یا sq ft) یکایی است سنتی و غیر اس آی در دستگاه امپراطوری و آمریکایی برای مساحت.
فوت مکعب
هر فوت مربع برابر است با ۱۴۴ اینچ مربع و دقیقاً ۹۲۹٫۰۳۰۴ سانتی متر مربع (۰٫۰۹۲۹۰۳۰۴ متر مربع).
برخورد نیمسازهای داخلی هر مستطیل و تشکیل مربع قضیه ای است در هندسه که می گوید شکل ایجاد شده از تقاطع نیمسازهای زاویه های داخلی هر مستطیل یک مربع است.
AY نیمساز زاویه A است و زاویه A قائمه است پس A1 برابر ۴۵ درجه است.
DW نیمساز زاویه D است و زاویه D قائمه است پس D1 برابر ۴۵ درجه است.
مرحله اول:
مرحله دوم: با استدلالی مشابه مرحله اول نتیجه می شود مثلث BXC و متساوی الساقین است و در زاویه X قائمه می باشد.
با توجه به روابط ۱ و ۲ و مستطیل بودن ABCD نتیجه می شود که دو مثلث ADZ و BXC همنهشت هستند. بنابراین DZ=CX
مایل مربع (به انگلیسی: sq mi یا mi²) واحد اندازه گیری مساحت به مقیاس انگلیسی سلطنتی است. نباید این واحد با کلمهٔ مربع مایل (به انگلیسی: miles square) که بیان کنندهٔ توان دو است اشتباه شود. برای مثال، ۲۰ مربع مایل می شود ۴۰۰ مایل مربع (۲۰×۲۰ مایل).
۴٬۰۱۴٬۴۸۹٬۶۰۰ اینچ مربع
۲۷٬۸۷۸٬۴۰۰ فوت مربع
۳٬۰۹۷٬۶۰۰ یارد مربع
۶۴۰ جریب
۲۵۸٫۹۹۸۸۱۱۰۳۳۶ هکتار
۲۵۶۰ مقیاس رود ۷ تا ۸ یارد
۲۵٬۸۹۹٬۸۸۱٬۱۰۳٫۳۶ سانتی متر مربع
۲٬۵۸۹٬۹۸۸٫۱۱۰۳۳۶ متر مربع
۲٫۵۸۹۹۸۸۱۱۰۳۳۶ کیلومتر مربع
یک مایل مربع برابر است با:
یک متر مربع مساحتی معادل مربعی با طول ضلع یک متر است و نماد آن m۲ است (با کد ۳۳A۱ در یونی کد). که از واحدهای فرعی اس آی محسوب می شود.
100000/0 کیلومتر مربع (km۲)
۱۰٬۰۰۰ سانتی متر مربع (cm۲)
(۰٫۰۰۰ ۱متر مربع) هکتار
۱٫۱۹۵ ۹۹۰ یارد مربع
۱۰٫۷۶۳ ۹۱۱ فوت مربع
۱٬۵۵۰٫۰۰۳ ۱ اینچ مربع
یک متر مربع برابر است با:
متر مربع را می توان با تمامی پیشوندهای اس آی که برای متر به کار می روند، به کار برد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مربع در دانشنامه آزاد پارسی

مربّع (square)
مربّع
در هندسه، شکل مسطح چهارضلعی که همۀ ضلعهایش برابر و همۀ زاویههایش قائمه اند. قطرهای آن یکدیگر را نصف می کنند و برهم عمودند. مساحت مربع برابر است با طول یک ضلع آن ضرب در خودش. در حساب، به حاصل ضرب یک عدد در خودش، توان دوم یک عدد که با نمایدو نشان داده می شود نیز مربع می گویند، مانند ۱۶=۴۲=۴×۴ و ۴۶.۲۴=۲ ۶.۸=۶.۸×۶.۸ ، در این حالت، مربع را مجذور هم می نامند. عددی که ریشۀ دومیا جذر آن عددی صحیح باشد، مربع کاملنامیده می شود. مثلاً، ۲۵، ۱۴۴، و ۵۴۷۵۶ مربع های کامل اند و ریشه های دوم آن ها به ترتیب برابر ۵، ۱۲، ۲۳۴ است. در جبر، مربع یک جمله با دو برابرکردن نما و به توان دوم رساندن ضریب آن، اگر ضریبی داشته باشد، به دست می آید. مثلاً، (x۲)۲ = x۴، و (۶y۳)۲ = ۳۶y۶. نیز ← تکمیل_

مربع در جدول کلمات

مربع شش ضلعی
مکعب
بازی کودکانه کلاسیک که در روی تختهای که به مربع های کوچک تقسیم شده است | انجام می شود
ماروپله

معنی مربع به انگلیسی

quadrangle (اسم)
چهار دیواری ، چهار گوش ، مربع ، قطعه سربی ، سیم چهار لای بهم پیچیده عایق ، چهار گوشه
foursquare (اسم)
چهار ضلعی ، چهار گوش ، مربع
square (اسم)
محوطه ، میدان ، عرصه ، چهار گوش ، مربع ، مجذور ، چارگوش ، توان دوم
square (صفت)
گوشه دار ، منصف ، حسابی ، منظم ، برابر ، چهار گوش ، مربع ، راست حسینی ، جذر ، چارگوش
foursquare (صفت)
چهار ضلعی ، چهار گوش ، مربع
quadrangular (صفت)
مربع ، چهار گوشه

معنی کلمه مربع به عربی

مربع
رباعي الاضلاع , رباعي الزوايا , مربع
مستطيل

مربع را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مربع

حسین ١١:٥٣ - ١٣٩٥/١٠/٠٥
چهارگوش، چهار کنج، چهار پهلو، چهار سو
|

محمد حمید نیک روان ٢٠:٥٣ - ١٣٩٧/١٢/٠٦
همسانه ، چهار گوش همسان
|

پیشنهاد شما درباره معنی مربع



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مربع در معماری   • فرمول قطر مربع   • نرم افزار مربع   • مربع نوعی لوزی است که   • محاسبه قطر مربع   • برنامه مربع   • بازی مربع   • قطر مربع چیست   • معنی مربع   • مفهوم مربع   • تعریف مربع   • معرفی مربع   • مربع یعنی چی   • مربع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مربع
کلمه : مربع
اشتباه تایپی : lvfu
آوا : morabba'
نقش : صفت
عکس مربع : در گوگل


آیا معنی مربع مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )