انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1072 100 1

مرجعیت

/marja'iyyat/

مترادف مرجعیت: اجتهاد، فقاهت

معنی مرجعیت در لغت نامه دهخدا

مرجعیت. [ م َ ج َ عی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص ) مرجع بودن. مورد رجوع بودن. محل مراجعه ٔ دیگران بودن. رجوع به مرجع شود. || مرجع تقلید بودن. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی مرجعیت به فارسی

مرجعیت
۱- مرجع بودن .۲- مرجع تقلید بودن مجتهد : درعصر مرجعیت آیهالله سید ابوالحسن اصفهانی ...

معنی مرجعیت در فرهنگ معین

مرجعیت
(مَ جَ یَّ) [ ازع . ] (مص جع .) ۱ - مرجع بودن . ۲ - مرجع تقلید بودن ، مجتهد.

مرجعیت در دانشنامه اسلامی

مرجعیت
«مرجعیت» در فرهنگ شیعی، آمیزه ای از شأن «افتا» و «ولایت» بوده است و مراجع عظام، هم در احکام کلی الهی مردم را ارشاد می کردند و هم در مسائل جزئی اجتماعی زعامت آنها را بر عهده داشتند. گاه حتی به قضاوت نیز می پرداختند.
اما اگر دو شأن «افتا» و «ولایت» را تفکیک و فقط بر اوّلی عنوان مرجعیت را اطلاق کنیم، با چند پرسش مواجه می شویم:
1. آیا تفکیک مرجعیت از رهبری جایز است؟ یعنی آیا ممکن است کسی در احکام کلّی الهی محل رجوع مردم باشد و دیگری رهبری جامعه اسلامی را در دست داشته باشد؟
2. بر فرض امکان تفکیک، آیا تعدّد رهبری و تعدّد مراجع جایز است؟ یا در هر دو وحدت لازم است؟ یا بین آنها از این جهت، تفاوت وجود دارد؟
3. بر فرض تفکیک مرجعیت و رهبری، آیا می توان در تمام احکام اجتماعی و فردی از غیر رهبر تقلید کرد؟ پیش از پاسخ به پرسش های مزبور، مقدمه کوتاهی در توضیح مفهوم «فتوا» که کار فتوا دهنده است و «حکم» که از ناحیه رهبر صادر می شود، لازم است.
هنگامی که مجتهد برای یافتن حکم کلّی الهی در یک مسئله به منابع دینی مراجعه می کند و با بهره گیری از شیوه های مخصوصی که برای استنباط وجود دارد، حکم مزبور را به دست می آورد و در اختیار مقلّدان خود قرار می دهد، از آن به «فتوا» یاد می کنند. بنابراین، «فتوا» استنباط حکم جهان شمول دین در یک زمینه با مراجعه به منابع دینی و بهره گیری از شیوه های شناخته شده استنباط است.
وقتی رهبر با توجه به احکام کلّی الهی و نظام های اسلامی و با التفات و دقّت در شرایط موجود، وظیفه ای را نسبت به مسئله ای خاصّ برای همگان یا گروهی از افراد یا فرد خاصّی مشخّص می کند، این عمل را «حکم» می نامند. پس «حکم» در عین نظر به احکام کلّی الهی و ارزش ها و آرمان های ماندنی و جهان شمول اسلام، به موقعیت و شرایط خاصّ نیز توجّه دارد و مادامی که آن وضعیت تغییر نکرده، از سوی رهبر یا جانشینان او اعتبار می گردد.
از آنجایی که اجتهاد، هدف علم اصول فقه و ثمره آن است؛ در میان شیعه و اهل سنّت، دارای پایگاه ویژه ای می باشد، همه مشکلات ناشی از بی قانونی، در پرتو شایستگی و کاردانی اجتهاد پویا، حل و فصل می گردند.در این روزگار بر اساس اندیشه شیعه، به خاطر دوری از رهبران معصوم، راهی به سوی علم به احکام شریعت جز اجتهاد وجود ندارد؛ و هیچ مرجع دیگری را جز مجتهد نمی توان سراغ داشت که برای حوادث روزافزونی که در جوامع بشری پدید می آیند، حکم و قانون جامعی ارائه کند. بنابراین، اجتهاد و مرجعیت دینی، از اعتقادات مهم شیعیان در عصر غیبت به حساب می آید و سرچشمه تحولات سیاسی و اجتماعی بسیاری در جامعه می گردد.
اجتهاد از ریشه «جهد» به معنای منتهای کوشش است. و در اصطلاح فقیهان تعریف های فراوانی با اندک تفاوت ارائه شده است، مرحوم آخوند چنین تعریفی را تقریر کرده اند: «الاجتهاد هو استفراغ الوسع فی تحصیل الحجة علی الحکم الشرعی؛ (مراد از اجتهاد این است مکلف مقدماتی عقلائی را ترتیب دهد که او را به علم به تکلیفی که متوجه اوست برساند). اجتهاد به معنای بکارگیری توان و نیرو برای به دست آوردن دلیل و حجت بر احکام شرعی می باشد».شهید مطهری می گوید: اجتهاد به طور سربسته به معنای صاحب نظر شدن در امر دین است، ولی صاحب نظر بودن و اعمال نظر کردن در امور دینی از نظر ما که شیعه هستیم دو گونه است؛ مشروع و ممنوع ... که ممنوع آن است که مجتهد حکمی را که در کتاب و سنّت نیست با فکر خودش و رای خودش وضع کند، این را در اصطلاح «اجتهاد به رای» می گویند. این اجتهاد از نظر شیعه ممنوع است ... و معنای صحیح اجتهاد یعنی به کار بردن تدبّر و تعقّل در فهم ادله شرعیه، که البته احتیاج دارد به یک رشته علوم که مقدمه شایستگی و استعداد تعقّل و تدبّر صحیح و عالمانه می باشند. و مرجع کسی است که مردمان در مسائل شرعی و دینی و سیاسی خویش به او مراجعه می کنند.
تاریخچه
اجتهاد صحیح یعنی انطباق اصول و قواعد کلی بر فروعات، از دیدگاه امامان معصوم (علیهم السّلام) امری ضروری و مورد اهتمام بوده است. امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «انما علینا القاء الاصول و علیکم اَن تفرعوا»؛ ما بیان اصول می نماییم و تفریع فروع از اصول و تطبیق آن برموارد برعهده شما است و یا امام باقر (علیه السّلام) به ابان بن تغلب فرمودند: «در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده که من دوست دارم در میان شیعه کسانی مانند تو دیده شوند.»بنابراین، اصل اجتهاد در عصر حضور امامان معصوم (علیهم السّلام) نیز وجود داشته است امّا به دلیل حضور معصوم نیاز کمتری به اعمال اجتهاد بوده است، ولی در عصر غیبت چنین نیازی به سرحد کمال خود رسید.
بزرگان و بنیان گذاران
قدیمی ترین بنیانگذاران اجتهاد در فقه شیعه، دو دانشمند عهد قدیم معروف به قدیمین، یعنی ابن جنید اسکافی و ابن عقیل عمانی، بوده اند. سپس شیخ مفید به پا خاست و از عقاید آن دو بزرگوار در میان شاگردان خود، از جمله سیدمرتضی، علم الهدی و شیخ طوسی به نیکی یاد کرد، این شیوه ادامه یافت تا نوبت به علامه حلی رسید و پس از او شهید اول و فقیه فاضل، شیخ علی، و نیز شهید دوم راه او را ادامه دادند. تا اجتهاد به عنوان ضرورتی در مسلک شیعه پایدار بماند و شکوفاتر گردد.
مقدمات
...
مراجع و فقیهان شیعه که توانایی استنباط احکام دینی از طریق ادّله شریعت را دارند به منظور تعیین و رفع مسئولیّت از خود و دیگران به امر اجتهاد اشتغال می ورزند و در این باب کوشش می نمایند که از این عمل در عرف متشرعه اجتهاد و در اصطلاح قرآنی به تفقّه تعبیر می شود.
فقه در لغت به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد و در اصطلاح بنابر اینکه فقه یک علم می باشد، به علم و استنباط احکام شرع از روی رای و اجتهاد اصطلاحاً فقه اطلاق می شود.فقیه در لغت به معنای دانشمند و فرد دانا گفته می شود و در اصطلاح به کسانی که احکام شرعیه را توسط رای و اجتهاد خویش به واسطه قرآن کریم، سنّت، عقل و اجماع بدست می آورند فقیه گفته می شود.
لغت نامه دهخدا ذیل حرف «ف»، ج۳۷، ص۲۹۴، نشر افست تهران، چاپ دوم، ۱۳۴۱.
تقریباً می توان گفت از عصر نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) و ائمه اطهار (علیه السّلام) به گونه ای فقه و فقاهت آغاز شده و علماء و دانشمندان اسلامی در این زمینه گام برداشته اند.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نمایندگانی را در عصر خویش که آگاه تر به مسائل دینی و قرآنی بودند برای بیان احکام و آشنا کردن مردم با اسلام و قرآن کریم به میان طوائف و اقوام دیگر می فرستادند، همانند ماموریت جعفر بن ابیطالب به حبشه و اعزام مصعب بن عمیر به مدینه.
ضرورت فقه و فقاهت
بنابر تصریح قرآن کریم وجود علماء درر جامعه ضرورت داشته است:چونان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) آیه ای نازل شد که «و ما کان المؤمنون لیَنْفروُا کافة فلولا نفر من کل فرقةٍ منهم طائفةٌ، لیتفقهوا فی الدّین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون؛
توبه/سوره۹، آیه۱۲۲.    
...
این مقاله این مطلب را بیان می کند که امامان معصوم علیهم السّلام در بین مردم مرجعیت علمی داشته اند.
لازم است که مردم به امامان معصوم علیهم السّلام برای یادگیری مسائل و معارف دین رجوع کنند:... فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون... اگر نمی دانید، از آگاهان بپرسید.آیه، خطاب به مشرکان است. خداوند مشرکان را به اهل کتاب ارجاع داده تا برای شان ثابت شود که رسالت، امری سابقه دار است. با وجود این، آیه عام است و در روایات فراوانی «اهل الذکر» به امامان علیهم السّلام تفسیر شده است. .. فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون. اگر نمی دانید، از آگاهان بپرسید.
تفسیر آیه
در اینکه منظور از اهل ذکر چه کسانی اند اقوالی است:۱. مقصود از «اهل ذکر» کسانی است که به تاریخ گذشتگان- اعم از مؤمنان و کافران- آگاهند، بنا بر این «اهل ذکر» یعنی اهل علم . بدیهی است که ذکر یعنی متذکر بودن و ضد سهو است و هر علمی از تذکر و یادآوری حاصل می شود. و از این لحاظ جایز است که: ذکر- یعنی سبب- بجای علم- یعنی مسبب- بکار رود. این قول از رمانی و زجاج و ازهری است.۲. ابن عباس و مجاهد گویند: منظور اهل کتاب است. یعنی اگر نمی دانید از اهل تورات و انجیل سؤال کنید. این خطاب، به مشرکین است، زیرا آنان اخباری را که یهود و نصاری از کتاب های خود می دادند، تصدیق و پیامبر را بخاطر شدت دشمنی تکذیب می کردند.۳. ابن زید گوید: مقصود اهل قرآن است، زیرا ذکر یعنی قرآن. قریب به مین مضمون، جابر و محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود: «اهل ذکر ماییم».
دکترین عالمان شیعه از دوران غیبت تا حکومت صفویان، مبارزه برای حفظ مرکزیت تشیع و تکاپو برای بقا بوده است. تلاشی که به شیعیان هویتی مستقل بخشید و آنها را از محو شدن در اکثریت سنی حفظ کرد. عالمان شیعه در مواقع حساس و خطرناک تدبیری برای ماندن شیعه می اندیشیدند. بعد از به قدرت رسیدن صفویان، شیعه به عنوان یک ملت یا امتی مجتمع در مرزهای جغرافیایی یک کشور شکل گرفت و دیگر شیعه به عنوان یک اقلیت شکننده در مقابل اکثریت قدرتمند قرار نداشت؛ بلکه خود دارای کشور، حکومت، قدرت و نظام است. از این به بعد اهل سنت دشمن خطرناک شیعه نمی باشند، بلکه در اثر مناسبات بین الملل پدیده ای سیاسی به نام استعمار به وجود آمده است که هدف مبارزات عالمان شیعی را تشکیل می دهد.
عالمان شیعی بر مبنای قاعده فقهی «نفی سبیل» در مقابل سلطه گران خارجی موضعگیری کردند. (قاعده «نفی سبیل» یکی از قواعد فقهی است که فقها در بسیاری از ابواب فقهی در عبادات، معاملات و احکام بر مبنای این قاعده فتوا داده اند مبنای نظری این قاعده آیه شریف «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» می باشد و در هر جا که موجب سلطه کافری بر مسلمانی باشد آن را حرام می دانند، مثلاً ازدواج زن مسلمان با مرد کافر را حرام می دانند زیرا موجب سلطه کافر بر مسلمان است. به همین جهت می گویند اگر پدر کافر باشد بر فرزند مسلمان خود ولایت ندارد. یکی از مبانی این قاعده حدیث نبوی مشهور است که «من لا یحضره الفقیه» از پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نقل کرده است: «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه؛ یعنی اسلام دارای علو و برتری است و هیچ چیز برتر از آن نیست. یعنی اسلام موجب علو مقام مسلمان است و نباید تحت سلطه کافر قرار گیرد. بر مبنای این اصل سلطه خارجی (کافر) در امور سیاسی و اقتصادی حرام است و علما اسلام با این دکترین به مبارزه بر ضد سلطه سیاسی و اقتصادی بیگانگان برخاستند)
برای اطلاع بیشتر از این قاعده ر. ک: بجنوردی، سیدمیرزاحسن، القواعد الفقهیه، ج۱، ص۱۵۷.
در آخرین بده بستان های شمال غربی ایران، گرجستان جزء متصرفات ایران بود و فرمانروای گرجستان به عنوان والی، از سوی ایران تنفیذ می شد. در سال ۱۱۹۷ ق بین هراکلیوس دوم، حاکم گرجستان و کاترین دوم قراردادی بسته شد و از آن به بعد گرجستان تحت الحمایه روسیه قرار گرفت. آقا محمدخان قاجار در سال ۱۲۰۹ مجدداً گرجستان را تصرف کرد و حاکم گرجستان فرار کرد. در سال ۱۲۱۵ گرگین خان، پسر هراکلیوس با حمایت الکساندر دوم، تزار روس حاکم گرجستان شد و در همان سال قراردادی بین گرگین خان و الکساندر منعقد شد که وارث حکومت گرجستان الکساندر باشد. دو سال بعد روسها به گرجستان حمله کردند و تزار روس با یک اعلامیه انسان دوستانه! الحاق گرجستان به روسیه را اعلام کرد.
نجمی، ناصر، ایران در میان طوفان، چاپ کانون شریعت، ۱۳۶۳، ص۵۰.
تصرف مناطق جدید از یک طرف و تعدی به مردم مسلمان شکست خورده فضای ایران را تغییر داد: «در نتیجه این دست درازی احساسات شدید و خصمانه ایرانیان که بر اثر فتوحات روسیه و هم چنین رفتار تحقیرآمیز نسبت به اتباع جدید مسلمان خود به هیجان آمده بود باعث شد که یک نمایش ملی به نفع جنگ وقوع یابد.»
سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران، ترجمه سیدمحمدتقی فخردائی گیلانی، تهران، انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۷۰، ص۴۵۹.
...
در اوائل قرن دهم واقعه ای بسیار مهم در تاریخ ایران رخ داد که نقطه عطفی در تاریخ تشیع محسوب می شود. این واقعه ظهور حکومت صفویان بود. این خاندان توانستند بر چند پارگی ایران پایان دهند و یک حکومت ملی را در سرتاسر ایران حاکم کنند که تاکنون جز در یک مقطع کوتاه، دستخوش سلطه مستقیم بیگانگان قرار نگرفته و به صورت کشوری مستقل با هویت ملی حفظ شده است. در این دوره به دلیل احتیاج کشور به قوانین شریعت بر مبنای فقه شیعه، شاهان صفوی علما را شریک حکومت قرار دادند و با تعیین مناصبی چون صدارت برای رتق و فتق امور دینی و فتوا و موقوفات و قاضی برای قضاوت در امور مدنی، روحانیت شیعه را در کارگزاری دولت شیعی وارد کردند.
سلسله صفویان از سال ۹۰۷ ق تا ۱۱۴۸ ق یعنی ۲۴۱ سال در ایران حکومت کردند... و ایران (دراین زمان) رسماً مهد تشیع شد. ایران در قرن اول هجری پس از آن که مسلمین آن را فتح کردند با ولاء و محبت اهل بیت آشنایی نداشت. در قرن دوم همزمان با حکومت امویان بود که تشیع در آن ریشه دوانید و مردم با ولای اهل بیت (علیهم السّلام) تا حدی مانوس شدند. تشیع پس از اقامت امام رضا (علیه السّلام) در خراسان در اواخر قرن دوم و سوم در ثلث اول دوران حکومت بنی عباس ظهور خود را آغاز کرد و در قرن چهارم و پنجم همزمان با حکومت آل بویه انتشار یافت و طی مدتی در عهد سلجوقیان گرفتار رکود و توقف شد.
عصر صفویان
سرانجام در دوره حکومت مغول ها از قرن هفتم، دامنه تشیع در ایران رو به گسترش نهاد تا آن که شاه اسماعیل صفوی در قرن دهم بر حکومت دست یافت و از همین قرن بود که تشیع، همه سرزمین ایران را زیر پوشش خود قرار داد.
مظفر، محمدحسین، تاریخ تشیع، ص۳۱۳.
فقیهان متعددی در عصر صفوی رشد کردند که به برخی از آنها در ادامه اشاره می شود.
← محقق کرکی
...


ارتباط محتوایی با مرجعیت

مرجعیت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عدالت مجاوری > outlook
مهرداد عزیزی > Worrisome
عدالت مجاوری > bleak
سعیده کریمی > FEMA
Zeinab > یخ زدم
لاله > افشانه اتش نشانی
کیان پور > کشانی
کسری منتظری > پادشاه

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مرجع تقلید سیستانی   • مرجع تقلید اعلم   • کتاب مرجع تقلید خامنه ای   • مراجع تقلید ایران   • مرجع تقلید کیست   • چرا باید مرجع تقلید داشته باشیم   • انتخاب مرجع تقلید   • مراجع تقلید مخالف ولایت فقیه   • معنی مرجعیت   • مفهوم مرجعیت   • تعریف مرجعیت   • معرفی مرجعیت   • مرجعیت چیست   • مرجعیت یعنی چی   • مرجعیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مرجعیت
کلمه : مرجعیت
اشتباه تایپی : lv[udj
آوا : marja'iyyat
نقش : اسم
عکس مرجعیت : در گوگل


آیا معنی مرجعیت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )