برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

مرحله ‏

/marhale/

مترادف مرحله ‏: بار، دفعه، مرتبه، وهله، توقفگاه، منزل، منزلگاه

برابر پارسی: رده، پله، گام، زینه، گامه

معنی مرحله ‏ در لغت نامه دهخدا

مرحله. [ م َ ح َ ل َ ] (ع اِ) منزل. فرودآمدنگاه بین راه. جای باش. کوچگه. کوچگاه. جای فرودآمدن. ج ، مراحل : قدری چوب صندل با خود آورد چون به مرحله ٔ بازرگانان رسید و او را بدید. (سندبادنامه ص 300). مرحله ٔ طالبان سرای کون و فساد... (سندبادنامه ص 2). چون فایق یک دو مرحله بر آن راه رفت تاش پشیمان شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 45). از سر هر مرحله که او رحلت می کرد ارسلان جاذب فرو می آمد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 264).
من که در این منزلشان مانده ام
مرحله ای پیشترک رانده ام.
نظامی.
در آب و چراگاه آن مرحله
بفرمود کردن ستوران یله.
نظامی.
تماشاکنان رفت از آن مرحله
عنان کرد بر صید صحرا یله.
نظامی.
ساربان رخت منه بر شتر و بار مبند
که در این مرحله بیچاره اسیری چندند.
سعدی.
|| مسافتی که مسافر در یک روز طی کند. فاصله ٔ بین دو منزل. ج ، مراحل :
همان مرحله است این بیابان دور
که گم شد در او لشکر سلم و تور.
حافظ.
- ازمرحله پرت بودن ؛ از موضوع بحث دور افتادن. (یادداشت مؤلف ).
|| نوعی از عمارت که پیرامون قلعه ٔ جنگی ساخته بر آن نشسته و جنگ کنند. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء).

معنی مرحله ‏ به فارسی

منزل، جای فرود آمدن وجای کوچ کردن، مسافتی که مسافردریکروزقطع بکند، مراحل جمع
( اسم ) ۱- جایی که مسافران در آن کوچ کنند فرود آمدنگاه منزل : بهر مرحله که نزول کند ... ۲ - مسافتی که مسافر در یک روز طی کند جمع : مراحل .
فرود آمد نگاه
[course] [گردشگری و جهانگردی] هریک از بخش های یک وعده غذا
[phase] [باستان شناسی، حمل ونقل درون شهری-جاده ای] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تقسیمات زمانی چراغ راهنمایی در یک چرخه [باستان شناسی] بازه ای از زمان که در آن دگرگونی در مواد فرهنگی باعث تمایز یک واحد باستان شناختی از واحد دیگر می شود
[phasing] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تنظیم زمان برای تفکیک حرکت وسایل نقلیه و عابران در انشعابات یک تقاطع
( صفت ) طی کنند. مراحل و منازل .
( مصدر ) طی کردن منازل و مراحل : از راه غیر متعارف بجهت چمچال مرحله پیما گردیدند .
( صفت ) نگهبان جادهای که در میان دو منزلگاه واقع است راهدار .

معنی مرحله ‏ در فرهنگ معین

(مَ حَ لَ یا لِ) [ ع . مرحلة ] (اِ.) منزل ، منزلگاه .
( ~ .) [ ع - فا. ] (ص فا.) نگهبان جاده ای که در میان دو منزلگاه واقع است .

معنی مرحله ‏ در فرهنگ فارسی عمید

۱. جای فرود آمدن، منزل.
۲. جای کوچ کردن.
۳. مسافتی که مسافر در یک روز طی کند.
مرحله پیماینده، طی کنندۀ مراحل.
پاسبان و نگهبان راهی که میان دو منزل باشد، راهدار.

مرحله ‏ در دانشنامه اسلامی

مرتبه وجود ملاک برای متعلّق حکم است.
یکی از مراحل حکم، مرحله اقتضا است و آن، مرتبه ای است که متعلق حکم (ماموربه و منهی عنه) دارای ملاک حکم است؛ به بیان دیگر، مرحله ای است که مولا موضوعی را از نظر مصلحت و مفسده بررسی می کند تا اگر دارای مصلحت باشد به آن امر کند و اگر دارای مفسده باشد از آن نهی کند. در کتاب « اصطلاحات الاصول » آمده است:«مرتبة الاقتضاء و کون الحکم فی تلک الرتبة معناه وجود المقتضی للجعل و کونه حسنا و ذا مصلحة مع حصول مانع منه او فقد شرط».
مرحلة التشیع فی المغرب العربی و أثرها فی الحیاة الأدبیة، اثر محمد طه حاجری، رساله‎ای است مختصر پیرامون تشیع در کشور مغرب (مراکش) و تأثیر آن در زندگی ادبی، در دولت فاطمیان که به زبان عربی و در دوران معاصر نوشته شده است.
کتاب، فاقد مقدمه بوده و مطالب در هفت فصل، تنظیم شده است.
نویسنده در ابتدا، اوضاع سیاسی مغرب در اوایل قیام دولت عبیدیان را بررسی نموده و سپس، ضمن بحث پیرامون فعالیت‎های فکری، دینی، عقلی و ادبی این دولت، به معرفی ابن هانی اندلسی و بررسی نقش وی در انتقال پایتخت حکومت فاطمیان به قاهره در مصر پرداخته است.
در فصل نخست، به بررسی اوضاع سیاسی مغرب در اوایل قیام دولت عبیدیان، در حدود اواخر قرن سوم هجری، پرداخته شده است. در این برهه تاریخی، اوضاع سیاسی مراکش، در اضطراب و هرج و مرج بوده و این کشور، در مرحله‎ای از تحول به سر می‎برده است. در چنین وضعیتی، مذهب تشیع، وارد این کشور شده و به عقیده نویسنده، این ورود، همراه با تحولی بزرگ و مهم بوده است. به باور وی، این تشیع، که تشیع جدیدی بود، تفاوت‎های بسیاری با تشیعی داشت که در شرق اسلامی و در فارس وجود داشت.
در فصل دوم، به معرفی فعالیت‎های فکری و دینی در دولت عبیدیان پرداخته شده است. به اعتقاد نویسنده، در نگاه اول و ابتدایی به تاریخ دولت عبیدیان در این فتره تاریخی (اواخر قرن سوم) و تأمل در اوضاع اجتماعی، فکری و مذهبی این دولت، می‎توان دریافت که ...


مرحله ‏ در دانشنامه آزاد پارسی

واحد قدیمی مسافت، معادل فاصلۀ تقریبی طی شده در طول یک روز یا حدود ۲۴ کیلومتر. در فارسی به آن منزل نیز گفته اند، چراکه برابر با مسافت طی شده بین دو منزلی است که مسافر آن را طی می کند. از آن جا که هموار یا ناهموار بودن مسیر بر مسافت طی شده در طول یک روز تأثیر می گذارد، مقدار مرحله نیز در زمان ها و مکان های متفاوت متغیر بوده است و برخی آن را ۴۸ کیلومتر نیز دانسته اند. هرودت میزان مرحله (منزل) را در عهد داریوش هخامنشی ۴ فرسنگ (فرسخ) ذکر کرده است. در دورۀ اسلامی نیز منزل یا مرحله معمولاً ۴ فرسنگ بوده است.

معنی مرحله ‏ به انگلیسی

leg (اسم)
پا ، قسمت ، پایه ، بخش ، ساق پا ، ساق ، مرحله ، پاچه ، ران
point (اسم)
پست ، ماده ، معنی ، نقطه ، سر ، قله ، هدف ، جهت ، درجه ، نوک ، فقره ، ممیز ، اصل ، لبه ، پایان ، مرحله ، موضوع ، نکته ، امتیاز بازی ، نمره درس
period (اسم)
حد ، کمال ، نقطه ، عصر ، دوره ، گردش ، نوبت ، ایست ، فرجه ، پایان ، منتها درجه ، روزگار ، زمان ، مرحله ، مدت ، وقت ، طمی ، موقع ، مدتی ، گاه ، نتیجه غایی ، قاعده زنان ، جمله کامل ، نقطه پایان جمله ، دوران مربوط به دوره بخصوصی
degree (اسم)
درجه ، پایه ، طبقه ، سیکل ، مرتبه ، رتبه ، مرحله ، منزلت ، زینه ، پله ، سویه ، دیپلم یا درجه تحصیل
grade (اسم)
درجه ، پایه ، طبقه ، درجه بندی ، سانتیگراد ، رتبه ، مرحله ، نمره ، درجه شدت ، انحراف از سطح تراز ، الگوی لباس ، ارزش نسبی سنگ معدنی ، درجه مواد معدنی
stage (اسم)
صحنه ، پایه ، طبقه ، مرحله ، پله ، اشکوب ، وهله ، صحنه نمایش ، پردهگاه
station (اسم)
وقفه ، جا ، وضع ، موقعیت ، مرکز ، مقام ، رتبه ، مرحله ، پاتوغ ، جایگاه ، ایستگاه ، موقعیت اجتماعی ، در حال سکون ، ایستگاه اتوبوس و غیره ، توقفگاه نظامیان و امثال ان
stadium (اسم)
دوره ، میدان ورزش ، مرحله ، ورزشگاه
step (اسم)
رفتار ، درجه ، رتبه ، مرحله ، پله ، قدم ، گام ، پلکان ، صدای پا ، رکاب
phase (اسم)
وضع ، منظر ، صورت ، پایه ، مرحله ، لحاظ ، فاز ، وجهه ، دوره تحول و تغییر ، اهله قمر

معنی کلمه مرحله ‏ به عربی

طلب , عملية , مرحلة , مشهد , ملعب , نقطة
اولي
مرحلة
جنين
معلم
انتقال
معلم
لحظة

مرحله ‏ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدیاسین
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
ماوه mãve (کردی)
نیژَنگ nižang (پهلوی.: نیسَنگ)
ناصربیگی
فاز.پله.مرحله.رده
نظری
پارسی مرحله میشه خان مانند خان یکم خان دوم در شاهنامه
جمشید احمدی
پی گام = پیگام= مرحله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مرحله ‏   • مفهوم مرحله ‏   • تعریف مرحله ‏   • معرفی مرحله ‏   • مرحله ‏ چیست   • مرحله ‏ یعنی چی   • مرحله ‏ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مرحله ‏
کلمه : مرحله ‏
اشتباه تایپی : lvpgi ‏
آوا : marhale
نقش : اسم
عکس مرحله ‏ : در گوگل

آیا معنی مرحله ‏ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )