انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1081 100 1

مردم داری

/mardomdAri/

معنی مردم داری در لغت نامه دهخدا

مردم داری. [ م َ دُ ] (حامص مرکب ) حسن سلو». خوشرفتاری با خلق. مهربانی و ملایمت کردن با مردمان. مماشات با مردم پاسداری خاطر خلق اﷲ. عمل مردم دار. رجوع به مردم دار شود : آئین شهریاری و کامکاری و نیکوکاری و مردم داری یافته است. (راحةالصدور راوندی ).
به که از کف ندهد شیوه ٔ مردم داری
هر که چون دیده در خانه ٔ بازی دارد.
صائب (از آنندراج ).
ز دست ما اسیران پاس دلها بر نمی آید
به رنگ سرمه مردم داری از ما بر نمی آید.
شفیع اثر (از آنندراج ).

معنی مردم داری به فارسی

مردم داری
بخوشی و نیکی رفتار کردن مماشات با خلق خدا پاس خاطر مردم داشتن : ز دست ما اسیران پاس دلها بر نمی آید برنگ سرمه مردم داری از ما بر نمی آید . ( شفیع اثر ) ( ایهام ).

معنی مردم داری در فرهنگ فارسی عمید

مردم داری
مدارا و ملاطفت، خوش رفتاری با مردم.

مردم داری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مردم داری   • مفهوم مردم داری   • تعریف مردم داری   • معرفی مردم داری   • مردم داری چیست   • مردم داری یعنی چی   • مردم داری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مردم داری
کلمه : مردم داری
اشتباه تایپی : lvnl nhvd
آوا : mardomdAri
نقش : اسم
عکس مردم داری : در گوگل


آیا معنی مردم داری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )