انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1070 100 1

مردم

/mardom/

مترادف مردم: آدم، آدمی، آدمیزاد، انس، انسان، بشر، توده، خلق، عوام، ملت، ناس، نفوس ، انسان شریف، مردمک، آدمیان، انسان ها، نژاد، اهالی، شهروند، تبعه، افراد، بیگانگان، غریبه ها

متضاد مردم: پری، جن

معنی مردم در لغت نامه دهخدا

مردم. [ م َ دُ ] (اِ)آدمی. انس. انسان. آدمیزاده. شخص. بشر :
دریا دو چشم وبر دل آتش همی فزاید
مردم میان دریا و آتش چگونه پاید.
رودکی.
خدای عرش جهان را چنین نهاد نهاد
که گاه مردم از او شاد و گه بود ناشاد.
رودکی.
مردمان از خرد سخن گویند
توهوازی حدیث غاب کنی.
رودکی.
بهین مردمان مردم نیکخوست
بتر آنکه خوی بد انباز او است.
بوشکور.
توانگر بنزدیک زن خفته بود
زن از خواب شرفاک مردم شنود.
بوشکور.
گفت ای مردمان از جای خویش نمی جنبید و خفته اید و راحت و آسانی گرفته اید مردم آنگاه مردم بود که او را جنبش و حرکت بود. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).
از آن کردار کو مردم رباید
عقاب تیز نرباید خشین سار.
دقیقی.
که یار داشت با او خویشتن راست
نباید بود مردم را هزاکا.
دقیقی.
چون گرسنه شوند بیایند و مردم راو هر جانور را که بیابند بخورند. (حدود العالم ).
فرزانه تر از تو نبود هرگز مردم
آزاده تر از تو نبرد خلق گمانه.
خسروی.
بر این و بر آن روز هم بگذرد
خردمند مردم چراغم خورد.
فردوسی.
بجز مغز مردم مده شان خورش
مگر خود بمیرند از این پرورش.
فردوسی.
چو جامه نه در خورد مردم بود
همان مردم اندر میان گم بود.
فردوسی.
مردم نه ای ای حیز به چه ماند رویت
چون بوزنه ای کو بکسی باز خماند.
طیان.
بزرگان گنج سیم و زر گوالند
تو از آزادگی مردم گوالی.
طیان مرغزی.
بر او مردمی کو کبر دارد
بتر باشد هزاران ره ز کافر.
همان رسم تواضع برگرفته ست
تو مردم دیده ای زین نیکخوتر.
فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 182).
تو مردمی کریمی من کنگری گدایم
ترسم ملول گردی با آن کرم ز کنگر.
فرخی.
گویندنخستین سخن از نامه ٔ پازند
آن است که با مردم بداصل مپیوند.
لبیبی.
به آسیب پای و به زانو و دست
همی مردم افکند چون پیل مست.
عنصری.
و آن سیب به کردار یکی مردم بیمار
کز جمله ٔ اعضا و تن او را دو رخان است.
منوچهری.
حاسدم گوید که ما پیریم و تو برناتری
نیست با پیران به دانش مردم برنا قرین.
منوچهری.
مردم دانا نباشد دوست او یکروز بیش
هر کسی انگشت خود یک ره کند در زولفین.
منوچهری.
ز من مستان ز بی مهری روانم
که چون تو مردمم چون تو جوانم.
فخرالدین اسعد.
بزرگا جود دادار جهان بین
که بخشد مردمی را فضل چندین.
فخرالدین اسعد.
پیغامبر صلی اﷲ علیه گفت میان دو مردم حکم مکن که خشمناک باشی. (تاریخ سیستان ). و ابومحمد عثمان بن عفان [ قاضی ] کشته شد غره ٔ شوال سنه ٔ خمس و خمسین و مأتین و مردم بزرگ بود اندرعلم و فقه. (تاریخ سیستان ). و عجب این است که چون مردم بصلاح و پاکیزه ونیکو سیرت باشد آب بر او چکد، پس اگر مردم مفسد و بدکردار باشد بر او آب نیاید. (تاریخ سیستان ). بر چنین چیزها خوی باید کرد تا اگر وقتی شدتی و کاری سخت پیدا آید مردم عاجز نماند. (تاریخ بیهقی ص 120). هر چند غازی شراب نخوردی و هرگز نخورده بود و از وی گربزتر و بسیاردان تر مردم نتواند بود. (تاریخ بیهقی ص 137). باز گردید و طلب کنید در مملکت من خردمند مردمان را. (تاریخ بیهقی ص 102).
همه کس به یک خوی و یک خواست نیست.
ده انگشت مردم به هم راست نیست.
اسدی.
کی نامور گفت کای ماهروی
نه مردم بود هر که نندیشد اوی.
اسدی.
هند چون دریای خون شد چین چو دریا بار اوی
زین قبل روید به چین بر شبه مردم استرنگ.
اسدی (لغت فرس ص 268).
مردم را به مردم آزمای پس به خویشتن که هر که به کسی نشاید به تو هم نشاید.(قابوسنامه ).
مردم نبود هر که نه عاشق باشد.
(قابوسنامه ).
نیکو به سخن شونه بدین صورت ازیراک
والا به سخن گردد مردم نه به بالا.
ناصرخسرو.
مردم آن است که دین است و هنر جامه ٔ او
نه یکی بی هنر و فضل که دیباش قباست.
ناصرخسرو.
جهد کن تا به سخن مردم گردی و بدان
که بجز مرد سخن خلق همه خار و گیاست.
ناصرخسرو.
هرگاه مردم را چیزی دربایست از دست بشود یا از آن باز ماند. (ذخیره خوارزمشاهی ).
من چون ز خیالات بری گشتم آری
باشد ز خیالات بری مردم هشیار.
مسعودسعد.
مردم خطر عافیت چه داند
تا دام بلا را نیازماید.
مسعودسعد.
مردم روزی نبود بی حسود
دریا روزی نبود بی نهنگ.
مسعودسعد.
زیرا که وی است که مردم را از مردمی به درجه ٔ فرشتگی رساند. (نوروزنامه ). مردم اگر چند با شرف گفتار است چون به شرف نوشتن دست ندارد ناقص بود و چون یک نیمه از مردم. (نوروزنامه ). شراب هر چند بیش خوری بیش باید و مردم از او سیر نگردد و طبع از او نفرت نگیرد. (نوروزنامه ).
به شعر اندرت مردم خواندم ای خر
که تا کارم ز تو گیرد فروغی.
سنائی.
گفت ای خواجه این آسایش و راحت گرمابه چیست ؟ گفت مردم خسته باشد و کوفته آب گرم بر خود ریزد آسایش یابد. (اسرارالتوحید).
آب شهوت مران که مردم را
ز آب شهوت بمیرد آتش عمر.
خاقانی.
مرا گوئی چرا بالا نیایی
که از بالا رسد مردم به بالا.
خاقانی.
تا درد و محنت است در این تنگنای خاک
محنت برای مردم و مردم برای خاک.
خاقانی.
طبیب وتجربت سودی ندارد
چو خواهد رفت جان از جسم مردم.
سعدی.
به اندازه خور زاد اگر مردمی
چنین پر شکم آدمی یا خمی.
سعدی.
پری رویا چرا پنهان شوی از مردم چشمم
بلی خوی پری آن است کز مردم نهان باشد.
سعدی.
|| خلایق. خلق. افراد. اشخاص. آدمیزادگان ناس. اناس. بشر :
تکاپوی مردم به سود و زیان
به تاب و بدو هر سوئی تازیان.
بوشکور.
چرا این مردم دانا و زیرکسار و فرزانه
به تیمار و عذاب اندر ابا دولت به پیکار است.
خسروی.
به ره بر یکی نامور دید جای
بسی اندر او مردم و چارپای.
فردوسی.
همه مردم از شهر بیرون کنند
همه ری به پی دشت و هامون کنند.
فردوسی.
خردمند مردم به یکسو شدند
دو لشکر برین هر دو خستو شدند.
فردوسی.
دگر بویهای خوش آوردباز
که دارند مردم به بویش نیاز.
فردوسی.
به باغ اندرکنون مردم نبرد مجلس از مجلس
به راغ اندرکنون آهو نبرد سیله از سیله.
فرخی.
فرستاده ای که خدا از او خشنود بود و داعی مردم بود به سوی او. (تاریخ بیهقی ص 308). و مردم لشکری و رعیت و بزرگان و اعیان همه شادکام و دلها بر این خداوند محتشم بسته. (تاریخ بیهقی ص 257). بسیار مردم کشته شده اند. (تاریخ بیهقی ص 356).
با مردم پاک اصل وعاقل آمیز
وز نااهلان هزار فرسنگ گریز.
خیام.
عادت چنان بود که چون مردم بیرون آمدندی در کنیسه سخت گشتی تا سالی دیگر همان وقت گشاده شدی کس ندیدی چون مردمان بیرون رفتند در کنیسه سخت گشت. (مجمل التواریخ ). مردم از خواص و فواید آن محروم نمانند. (کلیله و دمنه ). داروی تجربت مردم را از هلاک جهل برهاند. (کلیله و دمنه ). موش مردم را همسایه و همخانه است. (کلیله و دمنه ).
مردم چشم مرا چشم بد مردم کشت
پس به مردم به چه دل چشم دگر باز کنم.
خاقانی.
همه مردم دروغزن دیدم
راست از هیچ باب نشنیدم.
خاقانی.
جز ناله کسی همدم من نیست ز مردم
جز سایه کسی همره من نیست ز اصحاب.
خاقانی.
نیست بر مردم صاحب نظر
خدمتی از عهد پسندیده تر.
نظامی.
اگربر نخیزد به آن مرده دل
که خسبند از او مردم آزرده دل.
سعدی.
- امثال :
مردم از مردم برد؛ دست بالای دست بسیار است . (یادداشت مرحوم دهخدا) :
مهتران بسیار دیدم کس چنین مهتر نبود
راست گوید هر که گوید مردم از مردم برد.
فرخی.
|| اهالی. سکنه ٔ آن :
ری شهری است عظیم و آبادان و با خواسته و مردم بسیار. (حدود العالم ). و اندر وی دویست و شست ده است آبادان و با نعمت و با مردم. (حدود العالم ).حلب شهری بزرگ است با مردم و خواسته ٔ بسیار. (حدود العالم ).
یکی مرد فرزانه ٔ کاردان
بر آن مردم مرز بد پاسبان.
فردوسی.
مردم رزان چون خبر این حصار بدیشان رسیده بود بیشتری گریخته بودند. (تاریخ بیهقی ). امیر در بزرگ غلط افتاده و پنداشته است که ناحیت و مردم... بر این جمله است که دید. (تاریخ بیهقی ). دیگرروز این حدیث فاش شد و همه مردم شهر غریب و شهری ازاین گفتند. (تاریخ بیهقی ص 394). مردم کاروان را دل به لاف او قوی گشت. (گلستان ). || کسان. رعیت. خدمه. حواشی و خدم. نزدیکان :
همه چیز بخشید درویش را
پرستنده و مردم خویش را.
فردوسی.
دریغ آن فرستادن گنج من
فرستادن مردم و رنج من.
فردوسی.
توانگر شوی چونکه درویش را
نوازی و هم مردم خویش را.
فردوسی.
از آن پس بخوبی فرستمش باز
ز مردم نیم در جهان بی نیاز.
فردوسی.
مردم حضرت چون در دیوان رسالت آمدندی سخن به استادم گفتندی. (تاریخ بیهقی ص 139). نامه ها به تعجیل برفت تا مردم و اسباب بوسهل به مرو و زوزن و نشابور و غور و هرات و بادغیس و غزنین فروگیرند. (تاریخ بیهقی ص 330). اگر این مرد خود برافتد خویشان و مردم وی خاموش نباشند. (تاریخ بیهقی ).
مکن کم ز خوردش همه رسم و ساز
وز او مردمش را مدار ایچ باز.
اسدی.
در خواه کردند که او با مردم خود بدین ناحیت مقیم شود. (تاریخ قم ص 263). نیز رجوع به معنی بعدی و شواهد آن شود. || سپاه. لشکر : و علی تکین به بلخ نزدیک است و مردم تمام دارد. (تاریخ بیهقی ص 284). عبدالملک مروان با لشکر بسیار از شام قصد مصعب کردکه مردم و آلت و عدت وی داشت. (تاریخ بیهقی ص 186).همگان بر او آفرین کردند که چنان حصاری بدان مقدار مردم استاده بود. (تاریخ بیهقی ). نواحی تخارستان و... به مردم آکنده باید کرد که هر کجا [ علی تکین ] خالی یافت غارت کند و فروگیرد. (تاریخ بیهقی ). ملاعین حصار غور برجوشیدند و اندیشیدند که مردم همین است که در پای قلعت اند. (تاریخ بیهقی ). ترکمانان مستولی شدند و مردم ما نیز دست در کرمان برگشاده بودند. (تاریخ بیهقی ص 438). عبدالرحمن بن محمد اشعث را در روز دیرالجمام بگرفت و مردم او را به هزیمت کرد. (تاریخ قم ص 264). رجوع به معنی قبلی و شواهد آن شود. || دیگران. اغیار. دیگری. غیر :
تا تو مردم را ستائی در بلائی با همه
چون ترا مردم ستایند آن بلا بدتر بود.
خاقانی.
مردم چشم مرا چشم بد مردم کشت
پس به مردم به چه دل چشم دگر باز کنم.
خاقانی.
میخورد خون دلم مردمک دیده سزاست
که چرا دل به جگرگوشه ٔ مردم دادم.
حافظ (دیوان چ قزوینی - غنی ص 216).
|| عامه. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به شواهد ذیل معنی قبلی شود. || تن. کس. نسمه. نفس. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به شواهد ذیل معنی اول شود. || جماعت. قبیله : یکی مرد از نزدیکان فضل به نزدیک این دبیر آمد و گفت تو دانی که این مردم را [ برمکیان را ] بر تو حق است. (تاریخ بیهقی ). || انسان مهذب. انسان. که دارای انسانیت و مردمی است. آدم :
بخیلی مکن ایچ اگرمردمی
همانا ز تو کم کند خرمی.
فردوسی.
یک بار طبع آدمیان گیر و مردمان
گر آدم است بابک و فرزند بابکی.
اسدی.
و لیکن با مردم مردم باش و با آدمیان آدمی. (قابوسنامه ، از فرهنگ فارسی معین ).
نبود مردم جز عاقل و بی دانش مرد
نبود مردم هر چند که مردم صور است.
ناصرخسرو.
بی دم مردی خطاست در پی مردم شدن
بی کف جم احمقی است خاتم جم داشتن.
خاقانی.
یک جهان آدمی همی بینم
مردمی در میان نمی یابم.
خاقانی.
- مردم شدن ؛ انسان شدن. خوی و شیوه آدمی یافتن :
ز وحشی نیاید که مردم شود
به سعی اندرو تربیت گم شود.
سعدی.
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد.
سعدی.
- || تشخص و تعین یافتن :
هر کسی کو به کسی مردم شد
قدر نشناسد کافر نعم است.
خاقانی.
|| اصیل. نجیب. (یادداشت مؤلف ). || خلیق. بامروت. حلیم و نرم دل. متمدن. (ناظم الاطباء). || مردمی. (یادداشت مرحوم دهخدا) : و [ خلخیان ] مردمانند به مردم نزدیک و خوشخو و آمیزنده. (حدود العالم ). || مردم چشم. انسان العین. نی نی. بَبَه. ببک. کاک. کبک.مردمه. ذباب العین. ذباب.مردمک چشم. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مردم چشم و مردم دیده شود :
نه یک دل در دو دلبر ره کند گم
نه در یک دیده می گنجد دو مردم.
امیرخسرو.
- مردم چشم ؛ انسان العین. ذباب العین. مردمک. مردمک چشم. مردمک دیده. نی نی. به به. ببک. ناظر. ونیز رجوع به مردم و مردمک و مردم دیده شود :
مردم چشم خودش خوانم از آنک
دایمش در دیده جائی یافتم.
عطار.
پری رویاچرا پنهان شوی از مردم چشمم
بلی خوی پری آن است کز مردم نهان باشد.
سعدی.
مردم چشمم بدرد پرده عمیا ز شوق
گر در آید در خیال چشم اعمی روی تو.
سعدی.
مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست
به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن.
حافظ.
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است.
حافظ.
مردم چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ظلم با انسان کنند.
حافظ.
نقد اشکم را به زور از مردم چشمم ربود
گرد او گردم که باج از مردم آبی گرفت.
آشوب (از آنندراج ).
- || کنایه از فرزند و نور چشمی است :
چشم بد مردمت رسید که ناگاه
مردم چشم تو از کنار تو گم شد.
خاقانی.
مردم چشم مرا چشم بد مردم کشت
پس به مردم به چه دل چشم دگر باز کنم.
خاقانی.
- مردم دیده ؛ مردمک. مردم چشم. مردمک چشم. انسان العین. رجوع به مردم و مردمک و مردم چشم شود :
گرچه خرد است او جهان را بس عزیز است و بزرگ
مردم دیده عزیز است ارچه خرد است و حقیر.
خاقانی.
داده لبش چون نمک بوی بنفشه به صبح
بر نمکش ساختم مردم دیده کباب.
خاقانی.
مردم دیده چو خودبینی نکرد
جای خود جز دیده می بینی نکرد.
عطار.
تا بر سر دیده جا دهندت مردم
چون مردم دیده ترک خود بینی کن.
امامی خلخالی.
مردم دیده ٔ ما جز به رخت ناظر نیست.
سعدی.

مردم. [ م ُ دِ ] (ع ص ) ساکن. برقرار. (منتهی الارب ). که ادامه یابد و قطع نشود . (از متن اللغة).

مردم. [ م ُ رَدْ دَ ] (ع ص ) ثوب مردم ؛ جامه ٔ کهنه و درپی کرده. (منتهی الارب ). ثوب مردم و مرتدم و متردم وملدم ، خلق مرقع. (متن اللغة). لباس کهنه ٔ وصله دار.

معنی مردم به فارسی

مردم
آدمی، انسان، بیشتربصورت جمع استعمال می شود، مردمان جمع ، به معنی مردمک چشم هم گفته شده
( اسم ) ۱- انسان بشر آدمی : هرچه بر مردم بلا و شدت است این یقین دان کز خلاف عادت است . ( مثنوی ) جمع: مردمان : مردمان حمص عاصی شدند . ۲- انسان مهذب : ولکن با مردمان مردم باش وبا آدمیان آدمی ... یامردم آبی . آدم آبی : نقد اشکم را بزور از مردم چشم ربود گرد او گردم که باج از مردم آبی گرفت . ( حسین آشوب ) ۳- مردمک . یا مردمک چشم . مردم چشم : ز گریه مردم چشمم نشسته در خونست ببین که در طلبت حال مردمان چونست ? ( حافظ )
جامه کهنه و در پی کرده
[ گویش مازنی ] /mardem/ مردم
نوعی از حیوان آبی است که به صورت انسان می باشد
( صفت ) کسی که مردم را اذیت کند ستمگر ظالم .
اذیت مردم ستمگری ظلم : من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور مردم آزاری ندارم . ( حافظ )
( صفت ) آنکه با مردم آمیزش کند بسیار معاشرت : چون بریش آمدو بلعنت شد ( امرد ) مردم آمیز و مهر جوی بود . ( گلستان )
[sociable] [روان شناسی] فردی که قادر است هم نشینی و دوستی و روابط اجتماعی آرام و پایداری با هم نوعان خود داشته باشد متـ . جامعه پذیر
معاشرت بسیار با مردم .
[sociability] [روان شناسی] نیاز یا تمایل به جستن هم نشین و دوست و روابط اجتماعی متـ . جامعه پذیری
(صفت و اسم) ۱- مردم کش مردم انداز . ۲ - مردگیر .
(صفت و اسم) ۱- مردم کش مردم انداز . ۲ - مردگیر .
مردم کش
[ گویش مازنی ] /mardem baal/ نوعی گیاه غیرخوراکی که در کنار شالی زار روید
[democrat] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فرد معتقد به مردم سالاری متـ . دموکرات
مردم گریز
( صفت ) آنکه را پرستد مخلوق پرست . ۲- پرستش مردم عبادت مخلوق : بت پرستیدن به از مردم پرست پند گیر و کاربندو گوش دار . ( ابوسلیک گرگانی )
عمل مردم پرست
( صفت ) آنکه مردم را پرورش کند آنکه متعهد امور مردم گردد .
پرورش مردم تعهد امور مردم .
خلق پسند
مورد قبول خلایق بودن
کنایه از مردم کش و مردم آزار
مردم آزاری

معنی مردم در فرهنگ معین

مردم
(مَ دُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - انسان ، آدمی . ۲ - مردمک چشم . ج . مردمان .
( ~. پَ سَ) (ص .) موردپسند و توجه تودة مردم عادی و نه برگزیدگان جامعه ، عوام پسند.
( ~.) (اِمص .) نک دموکراسی .
( ~ . ش )(حامص .) ۱ - شناختن اخلاق و آداب مردمان . ۲ - علمی است که انسان را در سلسلة حیوانات مورد مطالعه قرار می دهد و از نژادهای مخلف انسان و طرز زندگی و وضع اجتماعی مردم کشورها و اقالیم مختلف بحث می کند و آن در حقیقت تاریخ طبیعی انسان به شمار می رود.
( ~. مَ دُ) (اِمر.) مردم طبقه سوم ، مردم بی اسم و رسم .

معنی مردم در فرهنگ فارسی عمید

مردم
۱. انسان ها، آدمیان.
۲. [مجاز] کسانی که در یک مکان اقامت دارند، ساکنان جایی.
۳. انسان هایی که دارای ویژگی یا ویژگی های مشترکی هستند.
۴. (زیست شناسی) [قدیمی، مجاز] مردمک چشم: ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است / ببین که در طلبت حال مردمان چون است (حافظ: ۱۲۶).
کسی که با مردم بدرفتاری می کند، ستمگر، بی رحم.
۱. [مجاز] خوش خو و با ادب.
۲. [قدیمی] آن که با مردم آمیزش و معاشرت کند.
= آدم خوار
کسی که با مردم خوش رفتاری کند.
مدارا و ملاطفت، خوش رفتاری با مردم.
دارای خصلت انسانی: همچنین در سرای حکمت و شرع / آدمی سیر باش و مردم سار (سنائی۲: ۱۴۱).
۱. آن که اخلاق و آداب مردم را بشناسد، شناسندۀ مردم.
۲. عالم به علم مردم شناسی.
۱. شناختن مردم.
۲. علمی که دربارۀ اقوام و نژادهای مختلف و اعمال، اخلاق، و آثار آن ها بحث می کند، آنتروپولوژی.
فریب دهندۀ مردم، آن که دیگران را فریب بدهد، حیله گر: بیامد یکی پیر مردم فریب / تو را دل پر از بیم کرد و نهیب (فردوسی: ۵/۸۹ حاشیه).
آن که از مردم بگریزد و گوشه نشینی اختیار کند.
۱. ویژگی آنچه انسان را نیش می زند: افعی مردم گزا.
۲. [مجاز] مردم آزار، ظالم، ستمگر.
= یبروح
از نژاد آدمی، انسان.
کسی که با مردم به مهربانی و ملاطفت رفتار کند، مردم دوست.
آدم کش، قاتل، خون ریز.

مردم در دانشنامه ویکی پدیا

مردم
مردم جمعی از شخص ها است که کل یک قومیت یا ملت را شامل می شود. برای نمونه، «ملت ایران» با نام مردم ایران شناخته می شوند.
تابعیت
قبیله
مردم میتوانند توده های مردمی را تشکیل دهند.
مردم به معنی از تخمه آدمیان است و از دو بخش تشکیل شده است ،مرت به مانای آدمی و مَرد به کار رفته است. و واژه تخم Tôhm (تُهم،تخم،تُم)
استفاده از وازه مردم ممکن است چند منظور داشته باشد:
ملت
انسان
مردم تک آهنگی از نصرالله معین است که پس از آهنگ مجنون روانه بازار شد. این آهنگ مضمونی اجتماعی دارد وتوسط افشین مقدم سروده شده است. تنظیم و آهنگ سازی این کار بر عهده علیرضا افکاری بود. دراین کار معین به مسئله معیشت و زندگی مردم، بچه های کار و امید به آینده به دلگرمی از اسطوره های گذشته اشاره می کند. این تک آهنگ در نظرسنجیِ شبکه من و تو به عنوان دومین آهنگ سال انتخاب شد.محمود احمدی نژاد درمراسمی در صحن علنی مجلس قسمتی از مضمونِ این ترانه را به سخن آورد که حواشی بسیاری درایران به همراه داشت. (احمدی نژاد: کسانی که فرش می بافند نباید خود روی حصیر بخوابند؛ ترانه: کسی که فرش می بافه/ نباید رو حصیر باشه). نماهنگی نیز برای این اثر توسط امیر سلیمانی ساخته شده است.
وب سایت رسمی نصرالله معین
مردم آبادبا (انگلیسی: Ababda people) اینان مردمانی هستند که تقریباً زندگی عشایری دارند و یکجانشینی ندارند. این مردمان در طول رودخانه نیل و دریای سرخ، در استان ایوان در مصر و شمال سودان سکنی گزیده اند. این مردمان اغلب به زبان عربی صحبت می کنند.
مثلث حلایب
مردم آبخازی (گرجی: აფხაზები) مردم بومی سرزمینی در گرجستان در غرب قفقاز و کرانهٔ شرقی دریای سیاه بنام جمهوری آبخاز با یک نژادی قفقازی هستند که بیش از ۱۲۲ هزار نفر در این جمهوری جمعیت دارند. این ملت در سواحل دریای سیاه ساکن هستند. مردم آبخازی در سایر کشورها بخصوص در ترکیه، روسیه، سوریه، آلمان، اوکراین و سایر مناطق گرجستان بجز جمهوری آبخاز بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر جمعیت دارند. آبخازی زبان ساکنان بومی مردم آبخازی است که جزو زبان های قفقازی و گروه قفقازی شمالی می باشد.
جمعیت بزرگ مهاجر آبخازی ساکن در ترکیه، به دلیل مهاجرتها در اواخر قرن ۱۹ میلادی بوده است. بخشی از مردم آبخازی نیز در نقاط اتحاد جماهیر شوروی سابق سکنا گزیده اند که امروزه شامل کشورهای روسیه و اوکراین می شود.
مردم آذربایجانی یا 'آذری ها یکی از اقوام ترک زبان با عناصری از فرهنگ ایرانی هستند که بیشتر در آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان و همچنین در استان های مرزی ترکیه، گرجستان و روسیه (داغستان) سکونت دارند.
ایران:۱۲ میلیون معادل با ۱۷٪ جمعیت تا ۱۲٬۴۶۲٬۰۰۰ میلیون، ۱۵ میلیون
براساس تحقیق مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، جمعیت آذری ها حدود ۱۵ تا ۱۷ درصد جمعیت ایران است. و براساس تخمین سال ۲۰۱۴ مهرداد ایزدی از دانشگاه کلمبیا، آذری ها حدود ۱۴ درصد جمعیت ایران هستند.
آذربایجانی ها (قبل جنگ آذربایجان – ارمنستان) در استان های مرزی ارمنستان نیز ساکن بودند. آذری ها (به ترکی آذربایجانی: آذری لر Azərilər) عمدتاً با نام «ترک های آذربایجانی» (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان تورک لری Azərbaycan Türkləri) شناخته می شوند. آذری ها عمدتاً مسلمان شیعه هستند. آذری ها همچنین اقلیت بومی جمهوری داغستان (روسیه) هستند. آذری ها برخلاف واقع شدن در دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان یک گروه قومی را تشکیل می دهند. هرچند رشد فرهنگی متفاوت روسیه / شوروی و ایران در دو سده اخیر باعث بوجود آمدن تفاوت هایی میان آذربایجانی های ساکن ایران و جمهوری آذربایجان شده است. زبان ترکی آذربایجانی، آذربایجانی ها را به هم پیوند می دهد و به صورت دو طرفه توسط ترکمن ها، قشقایی ها، گاگااوزها و ترک های آناتولی (شامل ترکی استانبولی و ترکمن های عراق) که همه متعلق به شاخه اغوز زبان های ترک تبار هستند قابل فهم است. در پی دوره اول جنگ های ایران و روسیه در سالهای ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ قفقاز که قسمتی از خاک ایران بود به خاک امپراطوری روسیه پیوست و بر اساس عهدنامه گلستان و ترکمنچای مرز دقیق ایران و روسیه مشخص شد.
بعدها در سال ۱۹۱۸ شکل گیری جمهوری دمکراتیک آذربایجان باعث بوجود آمدن کشور جمهوری آذربایجان شد.
آذری واژه ای است که از قرن دهم تاکنون برای اشاره به اقوام مختلفی که در این منطقه زیست می کردند، به کار رفته است.
آسی ها یا آس ها یا اوستیایی ها قومیتی ایرانی و بومی منطقه ای در رشته کوه قفقاز, به نام اوستیا هستند. ایشان خویش را ایرَتّه می خوانند. «ایر» به معنی ایرانی و آریایی و -ته پسوند جمع در زبان های سغدی، آسی و یغنابی است.چند زن آسی   دَرگَوس در شمال اوستیا
آسی ها در نیمه راه بخش عمده رشته کوه قفقاز، زندگی می کنند و تنها راه کوهستانی به نام گردنه در الان از میان آن می گذرد؛ بنابراین، از میان طوایف قفقازی، آسی ها هستند که در شمال و جنوب، و در دو سوی رودخانه زندگی می کنند. عده ای هم در دشت تِرِک، اقامت دارند.
به زبان آسی سخن می گویند. زبان آنها جزیی از شاخهٔ خاوری زبان های ایرانی است. این زبان از خانوادهٔ زبان های شرقی ایرانی است و با زبان های یغنابی رابطهٔ نزدیک دارد. این زبان را ادامهٔ زبان سکایی می دانند.
هرودوت سرزمین ایشان را آسیا نامیده است؛ این نام سپس به سرتاسر قاره آسیا گفته شد. بیشتر آسیان در اوستیای شمالی-آلانیا (در روسیه) و اوستیای جنوبی (در گرجستان) زندگی می کنند. شماری از آن ها در ترکیه و مجارستان زندگی می کنند.
آسیی ها یا آسیویی ها یک قوم باستانی کوچ رو در آسیای میانه بودند که در ۱۳۰ سال پیش از میلاد به حکومت یونانیان باکتریا پایان دادند.این ها جزو سکاها/الانان که مردمانی ایرانی تبار شرقی بودند، حساب میشود.
آسیی ها همان پاسیانی ها بودن بنابراین آنها نیز بخشی از یوئه ژی ها بودند.
متونی که به آسیی ها اشاره کرده اند بسیار مختصر هستند.سه منبع اصلی از استرابو ، ژوستین و تروگ هستند.هر دو منبعی که از استرابو و تروگ هستند در شمار بسیار زیادی از نسخ خطی کهن آمده اند و دارای تفاوت های متنی زیادی هستند که باعث شده است تفسیرها و ترجمه های گوناگونی از آنها بشود.
بر پایه ی گزارش استرابو دولت یونانی باکتریا توسط چهار قوم کوچ رو که از شمال آمده بودند نابود شد که آن چهار قوم عبارت بودند از آسیویی، پاسیانویی، توچاریو و ساکارااولی.بر پایه تروگ (در پیش گفتار ۴۱ Philippicae Historiae) فتح باکتریا رو تنها به دو ملت سارااوکایی و آسیانیی نسبت می دهد.پس از آن به هر روی توچاری نیز ذکر شده است.هویت آسیی ها از هر دو منبع استرابو به شکل آسیویی و تروگوس آسییانی یک پایه و اساس وصفی ایرانی "-آنا" به دست می آید.
تاکنون فرضیه های بسیاری برای نسبت دادن زبان و فرهنگ و نسب و اصالت آسیی ها مطرح شده است ولی تا کنون هیچ اجماعی حاصل نشده است.
آفریقای جنوبی دارای جمعیتی بیش از ۴۷ میلیون باریشه ها، فرهنگها زبان ها و عقاید مختلف است سرشماری محاسبات آفریقای جنوبی در سال ۲۰۰۵ پنج رده نژادی را بدست داد که افراد می توانند با آن خود را طبقه بندی کنند؛ که آخرین رده بندی با عنوان مشخص نشده / دیگری پاسخ چندانی در برنداشت و نتایج آن رده بندی حذف شدند.
نتایج برای دیگر طبقه بندی ها شامل ۷۹/۴ درصد سیاه پوست و ۹/۳ درصد سفید پوست و۸/۸ درصد رنگین پوست و آسیایی های آفریقای جنوبی / هندی یا آسیایی با ۲/۵ درصد بود این کشور رشد جمعیت سالانه ۰/۰۴ درصد دارد.
به مراتب اکثر جمعیت سیاهپوستان یا آفریقایی ها هستند ولی آن ها نیز از لحاظ زبانی یا فرهنگی همگن نیستند. گروه های قومی اصلی شامل زولو، خوسا، باسوتو سوتوجنوبی، باپلای، سوتوشمالی، مردم وندا، تسوانا، تسونگا، سوازی و مردن ندبل می شود بعضی از آن ها بمانند زولو، شوسا، باپدی و گروه های وندا فقط به آفریقای جنوبی تعلق دارند دیگر گروه ها در طول مرزهایشان با همسایگان آفریقای جنوبی پخش شده اند. گروه باسوتو همچنین گروه قومی اصلی در لسوتو است گروه قومی تسوانا اکثریت جمعیت بوتسوانا را تشکیل می دهد. گروه قومی سوازی گروه قومی اصلی در سوازیلند است مردم ندبل در متابللند در زیمبابوه نیز یافت می شوند که در آنجا به عنوان مردم ندبل زیمبابوه شناخته می شوند. این مردم ندبل در واقع مردم زولو هستند چون زبان آن ها زولواست و آن ها از نوادگان جنگجو امزیلیکاری هستند که از تعقیب و گریز درشاکا جان سالم به دربرد تا در آن نقطه از جهان به زندگی بپردازد. گروه قومی شانگان / تسونگا نیز در موزامبیک جنوبی یافت می شود که درآنجا به عنوان شانگانیها شناخته می شوند. جمعیت سفید پوست عمدتاً از مهاجران مستعمره ای ریشه دارند. هلند، آلمان، هوگونات، فرانسه، و بریتانیای کبیر از لحاظ زبانی و فرهنگی آن ها به آفریکانسی ها که آفریکانسی صحبت می کنند و گروه های انگلیسی زبان تقسیم می شوند که بسیاری از آن ها از مهاجران ریشه دارند. ببینید آنگلوآفریکانسی ها بسیاری از جوامع کوچک در حال مهاجرت در قرن اخیر به استفاده از زبان های دیگر ادامه می دهند. جمعیت سفید پوست به دلیل میزان کم زاد و ولد و مهاجرت در حال کاهش است عاملی که منجر به تصمیم گیری برای مهاجرت می شود بعضی ها از میزان بالای جنابت و سیاست های تبعیض مثبت دولت به عنوان عوامل این کاهش یاد می کنند. اصطلاح رنگین پوست هنوز در مورد افراد بانژادهای مختلط که از برده های آفریقای مرکزی وشرقی به دنیا آمده اند خویسانهای اصیل که در کیپ گودهپ زندگی می کردند سیاه های آفریقای اصیل سفید پوستان (اغلب آفریکانسی های هلندی و مقیمان بریتانیایی و ترکیب جوانیز مردم مالای هندیها مالاگاسی و دیگر اروپایی ها بمانند اروپاییها و افرادی با خون آسیاسی (مثل برمرایها) بکار می رود. اغلب آن ها به زبان آفریکاسی صحبت می کنند. خویان اصطلاحی برای توصیف ۲گروه مجزا است؛ که از لحاظ فیزیکی دارای پوستی سفید ودارای قد و قامت کوتاه بودند. خوی خوی ها که توسط اروپایی ها هتنستوس نامیده می شدند روستایی بودند و در واقع از میان برده شدند.
سان ها که از سوی اروپایی ها بوش من نامیده می شدند شکارچی بودند. در میان جامعه رنگین پوستان می توان تعدادی از مهاجران اخیر را دید – رنگین پوستانی از رودسیا قدیم (اکنون با نام زیمبابوه و نامیبیا به علاوه مهاجرانی با ریشه مختلط از هند و برمه آنگلو – هندیها / آنگلو- برمه ای ها که با استقلال برمه و هند ازشان با آغوش باز استقبال شد قسمت عمده جمعیت آسیاییها در آفریقای جنوبی اصالتاً هندی هستند که بسیاری از آن ها از کارگران قرار دادی آورده شده از قرن ۱۹ برای کار در مزارع شکر هستند که این مزارع در منطقه ساحلی شرقی قرار داشتند که بعدها به نام کوازولوناتل شناخته شد. همچنین گروهی مهم از چینی های در آفریقای جنوبی وجود دارند (تقریباً صد هزار نفر).
مردم آلتایی، گروهی از مردمان ترک هستند که در سیبری، جمهوری آلتایی و سرزمین آلتایی روسیه زندگی می کنند. مردم آلتایی به دو دسته آلتایی شمالی و آلتایی جنوبی تقسیم می شوند.
جمهوری آلتایی
مردم آلتایی
شمن آلتایی
مرد سوارکار آلتایی در لباس محلی
مردم آماده شوید (به انگلیسی: People Get Ready) آهنگی از گروه ایمپرشنز است که در آلبومی به همین نام قرار دارد که در سال ۱۹۶۵ منتشر شد. این آهنگ را بهترین اثر این گروه می دانند و در رده سوم آهنگ های داغ آر اند بی و در رتبه چهاردهم جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد قرار دارد. شعر آن از گاسپل ساخته کورتیس مایفیلد گرفته شده است.
رولینگ استون آنرا ۲۴اُمین آهنگ برتر تمام دوران دانسته است و در فهرست ۵۰۰ آهنگ برتر تالار مشاهیر راک اند رول نیز قرار دارد.
متن اصلی این آهنگ به انگلیسی چنین است:
People get ready, there's a train a comin' You don't need no baggage, you just get on board All you need is faith, to hear the diesels hummin' Don't need no ticket, you just thank the Lord
آزادی هدایت گر مردم (به فرانسوی: La Liberté guidant le peuple) اثری است، در سبک نئوکلاسیک از اوژن دولاکروا که در سال ۱۸۳۰ میلادی، با رنگ روغن و بر روی بوم خلق شد.
این اثر که یکی از تاثیرگذارترین آثار مربوط به انقلاب ۱۸۳۰ فرانسه است. زنی را نیمه برهنه که سمبل آزادی است به همراه پرچم فرانسه در یک دست و اسلحه ای در دست دیگر را در صف اول انقلابیون نشان می دهد. وی با پر کردن جای انقلابیون کشته شده، و نیز با نگاه به سمت چپ خود که به دو قشر جامعه، یعنی قشر بورژوازی که بوسیله کت و شلوار و کراوات و کلاه استوانه ای نشان داده شده و قشر کارگر که بوسیله شلوار تسمه ای و کلاه گرد پشمی نشان داده شده، اشاره می شود، جمعیت را به سوی «پیروزی» راهنمایی می کند.
این نقاشی تأثیراتی نیز روی هنر دوران پس از خود داشت. جرج اَنتیل (به انگلیسی: George Antheil) موسیقی دان آمریکایی نام سمفونی شماره ۶ خود را پس از دلاکروا (به انگلیسی: After Delacroix) گذاشت و گفته می شود خود سمفونی از نقاشی آزادی هدایت گر مردم تأثیر گرفته است. همچنین این نقاشی تأثیراتی روی مجسمه آزادی داشته است.
این تابلو هم اکنون، تحت مالکیت موزه لوور قرار دارد.
آزادی هدایتگر مردم (به فرانسوی: La Liberté guidant le peuple) اثری است، در سبک نئوکلاسیک از اوژن دولاکروا که در سال ۱۸۳۰ میلادی، با رنگ روغن و بر روی بوم خلق شد.
Wikipedia contributors, "Liberty Leading the People," Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Liberty_Leading_the_People&oldid=220038138 (accessed June 21, 2008).
این اثر که یکی از تأثیرگذارترین آثار مربوط به انقلاب ۱۸۳۰ فرانسه است. زنی را نیمه برهنه که سمبل آزادی است به همراه پرچم فرانسه در یک دست و اسلحه ای در دست دیگر را در صف اول انقلابیون نشان می دهد. وی با پر کردن جای انقلابیون کشته شده، و نیز با نگاه به سمت چپ خود که به دو قشر جامعه، یعنی قشر بورژوازی که به وسیلهٔ کت و شلوار و کراوات و کلاه استوانه ای نشان داده شده و قشر کارگر که به وسیلهٔ شلوار تسمه ای و کلاه گرد پشمی نشان داده شده، اشاره می شود، جمعیت را به سوی «پیروزی» راهنمایی می کند.
این نقاشی تأثیراتی نیز روی هنر دوران پس از خود داشت. جرج اَنتیل (به انگلیسی: George Antheil) موسیقی دان آمریکایی نام سمفونی شماره ۶ خود را پس از دلاکروا (به انگلیسی: After Delacroix) گذاشت و گفته می شود خود سمفونی از نقاشی آزادی هدایت گر مردم تأثیر گرفته است. همچنین این نقاشی تأثیراتی روی مجسمه آزادی داشته است.
این تابلو هم اکنون، تحت مالکیت موزه لوور قرار دارد.
به عجیبی مردم یا به دگرباشی مردم (به انگلیسی: Queer as Folk) مجموعه تلویزیونی با مضمون همجنسگرایی از شبکه شوتایم بود که از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ در آمریکا و کانادا پخش می شد.
داستان این سریال دربارهٔ چند دوست همجنسگرا است که در شهری به نام پیتزبورگ زندگی می کنند، همراه با فراز و نشیب هایی در زندگیشان، روابط عشقی، ماجراجویی ها و بلند پروازی های هر یک از آنان و …
این سریال در ۵ فصل و 84 قسمت ساخته شده و زمان هر قسمت بین ۴۴ تا ۵۸ دقیقه متغیر بود.
رندی هریسون، هل اسپارکس، میشل کلونی، رابرت گنت، تیا گیل و گیل هارولد برخی از بازیگران اصلی این سریال بودند.
پارک مردم یا بوستان مردم با نام قدیم لوناپارک در سمت غربی شهر همدان در مقابل دانشگاه بوعلی سینا و دانشگاه صنعتی همدان واقع شده و یکی از قدیمی ترین و بهترین پارک های شهر به شمار می رود. بوستان مردم علاوه بر وسعت مناسب و جایگاه هایی جهت نشستن، دارای شهربازی است...
پیام مردم نام هفته نامه ای دو زبانه و به زبانهای کردی و فارسی است. این نشریه در نیمه اول دههٔ هشتاد در تهران و مناطق کردنشین ایران شامل استانهای آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه و قسمتهایی از همدان و لرستان منتشر می شد. دورهٔ فعالیت این هفته نامه محدود به نیم سال دوم ۱۳۸۲و سه ماهه اول ۱۳۸۳بود.
پیام مردم با روش اطلاع رسانی، خبری، تحلیلی و پژوهشی در زمینه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فعالیت می کرد. این نشریه فارغ از سانسورهای دستوری مسائل و موضوعاتی نظیر حقوق بشر و نقض آن، حقوق کردها، حقوق اقلیتها، حقوق زنان و نقض این حقوق را بطور جدی مطرح می نمود و کارگروه و بخش های ویژه ای برای این موضوعات داشت.
پیام مردم دارای بخشهای سیاسی، مدنی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، حقوق بشر، زنان، گزارش، ادبی و تاریخ بود که عمده مطالب این بخشها در بخش فارسی نشریه منتشر می شد. البته بخش کردی پیام مردم به نام «ده نگی گه ل» نیز مجموعه مختصرتری از بخش های یاد شده و زبان و ادبیات کردی را در بر می گرفت
امید بیگی زاده، فاضل شریعتی، اجلال قوامی، تونیا کبودوند، شوبو بیگیزاده، بیان علیرمایی، کاوه حسین پناهی، و آرش صالح از دبیران بخش های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، زنان، مدنی، اقتصادی، ادبی، تاریخ، و گزارش بودند و محمدصدیق کبودوند که خود مدیرمسئول و سردبیر بود، دبیری بخش حقوق بشر را نیز به عهده داشت. اعضا هیئت تحریریه و همکاران پیام مردم از افرادی عموماً جوان و بعضاً داوطلب و آزاد ترکیب یافته بود.
جوایز برگزیده مردم (به انگلیسی: People's Choice Awards) برنامه ای است که در آن بهترین های سینما، تلویزیون و موسیقی با رأی مردم انتخاب می شوند. این برنامه که پخش آن از سال ۱۹۷۵ تاکنون هر سال ادامه یافته، از شبکه سی بی اس پخش می شود.
رده های برگزیدگان این برنامه تا به حال چندین بار تغییر کرده است. به طور مثال در یک سال بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر جهان انتخاب می شوند و در سال دیگر فقط بهترین بازیگر مرد و زن.
از سال ۱۹۸۸، نیکلودین، یک برنامه به نام جوایز برگزیده کودکان نیکلودین طراحی کرد که در آن کودکان برنامه های تلویزیونی مورد علاقهٔ خود را برمی گزینند. این برنامه شبیه به جوایز برگزیده نوجوانان می باشد، اما ارتباطی با آن ندارد.
سی وپنجمین برنامه جوایز برگزیده مردمسی وششمین برنامه جوایز برگزیده مردمسی وهفتمین برنامه جوایز برگزیده مردم
حزب مردم ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
حزب مردم (اسپانیا)
حزب مردم (ایران)
حزب مردم (یوتاه)
دشمن مردم (به نروژی: En folkefiende) یکی از شاهکارهای هنریک ایبسن، نویسنده نروژی، است که بیش از دیگر آثار او مورد توجه و بحث و گفتگو قرار گرفته است.
نمایشنامه «دشمن مردم» را علیرضا ثنائی به فارسی ترجمه کرده است و شرکت انتشارتی «علمی و فرهنگی» آن را درقطع رقعی و در ۲۰۰۰ جلد (برای بار دوم) به چاپ رسانده است.
این کتاب با ترجمه میرمجید عمرانی از متن نروژی به فارسی برگردانده شده است. (انتشارات دنیای نو)
قهرمان این نمایشنامه دکتر توماس استوکمان است که خصیصه های اخلاقی و عقاید او دربارهٔ مسائل اجتماعی، اخلاق و افکار خود نویسنده را به یاد می آورد. وی مامور کنترل بهداشت حمام های عمومی است که برادرش پتر استوکمان، شهردار محل، در حال بر پا کردن آنهاست و از این جهت زندگی آسوده ای دارد. اما ناگهان پی می برد که آب حمام و شهر آلوده است و سلامت مردم شهر و مسافران آن را تهدید می کند. می خواهد مردم را به وسیلهٔ روزنامه از این حقیقت آگاه سازد، ولی گردانندگان امور شهر او را با نیرنگ از این کار باز می دارند. دکتر استوکمان می کوشد در انجمنی که از مردم شهر فراهم کرده است، آن ها را از خطر آب های آلودهٔ شهر بر حذر دارد ولی از آن جا نیز محکوم و شکست خورده بیرون می آید و مردم به اتفاق آراء به او نام «دشمن مردم» می دهند و چنان عرصه را بر او تنگ می کنند که راهی جز جلای وطن ندارد. «دشمن مردم» تصمیم می گیرد مردم را با بدبختی هایشان رها کند و از شهر و دیار خویش برود. اما پس از واقعه ای بر آن می شود که در زادگاه خود بماند و به تنهایی پیکار کند، زیرا به عقیده او «قوی ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد».
در دشمن مردم دو برادر مقابل یکدیگر می ایستند. دکتر استوکمان که از حقیقت دفاع می کند و شهردار شهر برادرش که تکیه بر واقعیت دارد. اختلاف نظر آن ها دربارهٔ حمام های عمومی شهر است. حمامی که شهر کوچک آن ها را در قیاس با شهرهای اطراف منطقه در موقعیت ویژه ای قرار داده است که همین موضوع نوید درآمدزایی قابل توجهی را برای شهر و ساکنانش می دهد. این تضاد حاصل ساختار جدید اقتصادی عصر جدید است. ساختاری که سبب توسعه است، ولی هم زمان چیزهای ارزشمندی را نیز نابود می سازد. نقد لیبرالیسم یکی از مضامین دیگر این نمایشنامه است.
رای مردم یک گروه ذی نفوذ بریتانیایی ست که هدفش ایجاد انتخابات همگانی برای قرارداد نهایی برکزیت بین بریتانیا و اتحادیه اروپا می باشد. گروه در یک رویدادی در آوریل ۲۰۱۸ با حضور چندی از نمایندگان مجلس عوام بریتانیا و بازیگر پاتریک استوارت تشکیل شد.
برج میلبانک انگلستان
سوپرمن/بتمن: دشمنان مردم (انگلیسی: Superman/Batman: Public Enemies) یک فیلم ویدئویی پویانمایی در سبک علمی–تخیلی و ابرقهرمانی به کارگردانی سام لیو است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
۲۹ سپتامبر ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-09-۲۹)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مردم

مردم در جدول کلمات

مردم
ناس
مردم آزاری
سادیسم
مردم افغانستان
افغانها
مردم دغل و فریبکار
دغا
مردم را دور خود جمع کردن
معرکه گرفتن
مردم سخت کینه توز ناحق گرای
لد
مردم عادی
عوام
مردم فریب
شارلاتان
مردم قرآنی
ناس
مردم قرانی
ناس

معنی مردم به انگلیسی

folk (اسم)
گروه ، مردم ، خلق ، ملت ، قوم و خویش
population (اسم)
جمعیت ، مردم ، سکنه ، نفوس ، تعداد مردم ، اهلیت
people (اسم)
جمعیت ، مردم ، طایفه ، خلق ، ملت ، قوم ، مردمان
citizenry (اسم)
تبعیت ، شهروندان ، مردم ، ساکنین
public (اسم)
مردم ، عموم ، عامه
mankind (اسم)
مردم ، بشریت ، نوع انسان ، نژاد انسان ، بشر ، جنس بشر

معنی کلمه مردم به عربی

مردم
جمهور , سکان , قوم , مواطنة , ناس
ارض مشاعة
علماني
عدو البشر
استعراض
اندفاع
حشد , غوغاء
ارهاب
الجماهيري
استنفار الشّعب
سکان
سلسلة الحلقات ، جمهور الشعب ، السواد الأعظم
ديمقراطية
فوضوية
سرب
روح معنوية
جمهور الشعب
شعبي

مردم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

کوثر ٢١:٠٦ - ١٣٩٥/٠٥/١٣
مردمک چشم. ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حال مردمان چون است (حافظ)
|

محمد حسین شاه علی ١١:٥٦ - ١٣٩٦/٠٥/٢٢
عربی:ناس
افراد
ملت یک شهر
|

دلاور ١٧:٣١ - ١٣٩٧/١٠/٢٦
جمعیت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Najme dorostkar > diligently
اورمزد > طاق بستان
تمیم حقمل > bust
اورمزد > وسان
ماردین > از تیم های مطرح بلژیک
Mahdi kamkat > undulations
هادی > پای پوران
Alire_za > Avicena

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• من مردم   • موردم   • مردم مبارک خیلیا   • مردم در جدول   • معنی مردم   • اهنگ مردم   • مردم دیگه   • من مُردم   • مفهوم مردم   • تعریف مردم   • معرفی مردم   • مردم چیست   • مردم یعنی چی   • مردم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مردم
کلمه : مردم
اشتباه تایپی : lvnl
آوا : mardom
نقش : اسم
عکس مردم : در گوگل


آیا معنی مردم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )