انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1091 100 1

مرده

/morde/

مترادف مرده: بی جان، درگذشته، متوفا، مرحوم، میت ، خاموش، ساکت، بی روح، بی حس، بی حرکت، قدیمی، ازیادرفته، فراموش شده، آب دیده، تیره، کدر، تار، ازبین رفته، نابودشده، تباه شده، بایر، ناکشته، خشک، خشکیده

متضاد مرده: حی، زنده

معنی مرده در لغت نامه دهخدا

مردة. [ م َ رَدْ دَ ] (ع اِ) فایده. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (از متن اللغة) .

مردة. [ م َ رَ دَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مارد. متمردان وسرکشان. رجوع به مارد و مَرَدَه (ماده ٔ بعد) شود.

مرده. [ م َ رَ دَ ] (ع ص ، اِ) مردة. ج ِ مارد. متمردان و سرکشان : میان او و طواغیت آن ملاعین و مرده ٔ آن شیاطین کارزارهائی رفت که ذکر آن بر صفحات ایام تا قیامت باقی خواهد بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 16). رجوع به مارد شود. || فارسی زبانان گاهی این جمع را بر مرید بندند چون قصد طعنی کنند. (یادداشت مرحوم دهخدا). در تداول مرده به معنی مریدان مستعمل است و آن را جمع مرید پنداشته اند.

مرده. [ م ُ دَ / دِ ] (ن مف ) فوت کرده. درگذشته. متوفی. که جان از کالبدش بدر رفته است. هالک. وفات کرده. میت :
مرده نشودزنده زنده به ستودان شد
آئین جهان چونین تا گردون گردان شد.
رودکی.
وآن مردگان در آن چهار دیوار بماندند سالیان بسیار. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). و ایشان [ خرخیزیان ] آتش را بزرگ دارند و مرده را بسوزانند. (حدود العالم ). صقلابیان مرده را بسوزانند. (حدود العالم ).
هر که را بخت یارمند بود
گو بشو مرده را ز گور انگیز.
خسروی.
بر آمد ز زابلستان رستخیز
زمین مرده را بانگ برزد که خیز.
فردوسی.
از آن کار پر درد شد گرگسار
کجا زنده شد مرده ٔ اسفندیار.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ، 15، 1806).
به کین جستن مرده ٔ ناپدید
سر زندگان چند خواهی برید.
فردوسی.
چه مرده و چه خفته که بیدار نباشی
آن را چه دلیل آری و این را چه جواب است.
منوچهری.
بود مرده هر کس که نادان بود
که بیدانشی مردن جان بود.
اسدی.
مرگ جهل است و زندگی دانش
مرده نادان و زنده دانایان.
ناصرخسرو.
نشنودی آن مثل که زند عامه
مرده به از بکام عدوزسته.
ناصرخسرو.
آب خدا آنکه مرده زنده بدو کرد
آن پسر بی پدر برادر شمعون.
ناصرخسرو.
عالم همه بهشت ز شادی و خرمی
من مانده همچو مرده تنها به گور تنگ.
عمعق.
ور نیاید برون تو مرده ش دان
در شکم یا که نیست خود بچه آن.
بهاءالدین ولد.
گر بدی کرد چون به نیکی خفت
از پس مرده بد نباید گفت.
نظامی.
مرده ٔ گور بود در نخجیر
مرده را کی بود ز گور گزیر.
نظامی.
ای خنک آن مرده کز خود رسته شد
در وجود زنده ای پیوسته شد.
مولوی.
وای آن زنده که با مرده نشست
مرده گشت و زندگی از وی بجست.
مولوی.
تمامش بکشتم به سنگ آن خبیث
که از مرده دیگر نیاید حدیث.
سعدی.
بالله ار خاک مرده باز کنند
نشناسی توانگر از درویش.
سعدی.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند.
سعدی.
زنده که از مرده فضول وی است
مرده به از وی به قبول وی است.
امیرخسرو.
زنده به مرده مشو ای ناتمام
زنده تو کن مرده خود را به نام.
امیرخسرو.
نتوان پس مرده رفت در گور.
امیرخسرو.
- امثال :
از پس مرده بد نباید گفت .
از مرده حدیث نیاید.
این مرده به این شیون نیرزد.
زنده بلا مرده بلا.
فیل مرده اش صد تومان زنده اش صد تومان .
مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند.
سعدی.
مرده از جوع به که زنده به قرض .
مرده از بس که فزون است کفن نتوان کرد.
مرده از نیشتر کجا نالد. یا مرده از نیشتر مترسانش .
مرده است و گورستان .
مرده ٔ او بر زنده ٔ تو بار است یعنی در کمال به استطاعتی بر تو غالب است و تو باوجود استطاعت حریف او نمی توانی شد. (آنندراج ).
مرده بهتر که زنده و مغبون .
مرده حلوا نمی خورد.
مرده را که به حال خود بگذاری کفن خود را خراب میکند.
مرده سخن نگوید.
مرده شوی را با بهشت و جهنم کار نیست .
مرده ٔ مرا هیچ کس چون من نگرید.
مرده هر چند عزیز است نگه نتوان داشت .
نبّاش از مرده نترسد.
|| خاموش. منطفی. افسرده. خامد :
و آن قطره ٔ باران زبر لاله ٔ احمر
همچون شرر مرده فراز علم نار.
منوچهری.
ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد
چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا.
حافظ.
|| آنچه از حیوان که خود بمیرد نه آنکه آن رابکشند. (یادداشت مرحوم دهخدا) : چهارپایان کشته و مرده شکاریها بدان موضع ایشان فرستد. (حدود العالم ). || بایر. موات. زمین بایر. خاک مرده. خاکی که در آن کشت و زرع نشود و متروک و لم یزرع مانده باشد :
در آنگه سمرقند کرده نبود
زمینش بجز خاک مرده نبود.
اسدی.
این مشکبوی و سرخ گل زنده
زان زشت خاک مرده ٔ مدفون است.
ناصرخسرو.
|| آب دیده و فاسد شده. از حیز انتفاع افتاده. بی خاصیت و تباه گشته.
- گچ مرده ؛ گچی که آب بر آن ریخته شده یا در معرض باران و رطوبت بوده است و دیگر بی خاصیت است و به کاری نیاید.
|| فاسدشده. تباه گشته : گوشت مرده ؛ گوشتی که در اطراف زخم فاسد شده و سلول زنده ای در آن نیست : و ریش ها را از گوشت مرده پاک کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) خرق... محلل است و لطیف کننده است و جلد قوی کند و گوشت مرده بخورد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). || جنازه. (منتهی الارب ). جسد بی جان : گهی بنالد بر مرده ٔ کسان او زار
به آوخ آوخ ودرد و دریغ و هایاهای.
سوزنی.
قرب صد هزار مرده کفار بر فضای آن مصاف بر زمین انداختند. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ص 394).
|| افسرده. از حرکت و هیجان افتاده. رجوع به دل مرده شود : ظاهر درویش جامه ژنده است و موی سترده و حقیقت آن دل زنده و نفس مرده. (گلستان ).
- تب مرده ؛ تب خفیف دایم. (یادداشت مرحوم دهخدا).
|| راکد. ساکن. بی حرکت ؛ آب مرده ، آب راکد و غیرجاری :
این آبهای مرده به دریا نمی رسد.
صائب.
- خون مرده ؛ خونی که در اثر ضرب و زخمی زیر پوست گرد آید و به سیاهی گراید. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به مردن شود.
|| روانگشته و فراموش شده :
داشتم صد آرزوی مرده بیش
از نگاهی جمله را جان در تن است.
مسیح کاشی (از آنندراج ).
امید مرده زنده به دشنام می شود
آه از دعای من که به مرگ اثرنشست.
ظهوری (از آنندراج ).
|| عاشق. (غیاث اللغات ). مشتاق. بسیار آرزومند و مشتاق و منتظر. سخت عاشق. و دلبسته : مردگان معدلت به آب حیرت احسان و اکرام او زنده گشت. (سندبادنامه ).
مرده ٔ گور بود در نخچیر
مرده را کی بود ز گور گزیر.
نظامی (هفت پیکر ص 68).
ما که نظر بر سخن افکنده ایم
مرده ٔ اوییم و بدو زنده ایم.
نظامی.
مرده ٔ مردار نه ای چون زغن
زاغ شو و پای به خون درمزن.
نظامی.
کدام روز شوی کشته ٔ نگار مسیح
بگوی راست که ما مرده ٔ همان روزیم.
مسیح کاشی (از آنندراج ).
تو مرده ٔ کوثری و من زنده ٔ می
مشکل که به یک جو رود آب من تو.
یغما.
ز آن لب که مرده ٔ نفسش آب زندگیست
دشنام خشک هم به دعاگو نمی رسد.
سالک (آنندراج ).

مرده. [ م َ دَ / دِ ] (اِ) در تداول نوعی معرفه برای کلمه ٔ مرد، مرد معهود. || (ص ) شجاع. بهادر. (غیاث اللغات ).

معنی مرده به فارسی

مرده
( اسم ) ۱- جانوری که بیجان شده فوت کرده در گذشته مقابل زنده : و چون شراب با زنان همی داد بخوردندی و همی فتادندی مرده . ۲ - بی حس و حرکت بی رمق جمع : مردگان . ۳ - خاموش : یاد آر ز شمع مرده یاد آر . ( دهخدا . مجموع. اشعار ) یا مرد. چیزی . عاشق آن واله وشیدای وی : زان لب که مرد. نفسش آب زندگی است دشنام خشک هم بدعاگو نمی رسد . ( سالک قزوینی )
شجاع بهادر
[ گویش مازنی ] /merde/ مرده – بی جان – نوعی بازی که در مراسم عروسی انجام گیرددر این بازی یک نفر خود را به صورت مرده در آورده و روی زمین دراز کشدسپس شخصی دیگری به شکلی خاص او را بلند نموده و از پشت سر خود رها نماید
[ گویش مازنی ] /merde baar/ بارسنگین و کم حجم
تقلید از حالت مرده
[dullness] [مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] نبودِ جلا یا برّاقیت متـ . مردگی
[ گویش مازنی ] /merde baiten/ نوعی بازی محلی
( صفت ) ۱- آنکه مرده را پرستد . ۲- آنکه بمرده علاق. مفرط دارد : گهی خوشدل شوی از من که میرم چرا مرده پرست و خصم جانیم ? ( دیوان کبیر )
۱ - پرستیدن مرده . ۲ - علاق. مفرط بمرده داشتن .
[ گویش مازنی ] /merde jaan/ نیمه جان
[charnel house, charnel] [باستان شناسی] گورستان یا در کاربرد امروزی، خانه یا سردابی که اجساد یا استخوان های آنها را در آن مینهند
خوابیدن مانند مرده
( صفت ) ۱- آنکه مرده حورد آنکه لاشه خورد . ۲- آنکه از قبل مراسم کفن و دفن و عزداری مردگان ارتزاق کند .
مردار خور
عمل و شغل مرده خوار مرده خوری .
( صفت ) ۱- آنکه مرده حورد آنکه لاشه خورد . ۲- آنکه از قبل مراسم کفن و دفن و عزداری مردگان ارتزاق کند .
لاشه خوردن
عمل و شغل مرده خوار مرده خوری .
افسرده ملول دل مرده مقابل زنده دل : طبیب راه نشین درد عشق نشناسد برو بدست کن ای مرده دل . مسیح دلی . ( حافظ )
[ گویش مازنی ] /merde del/ نیمه جان
حالت و کیفیت مرده دلی افسردگی دل مردگی مقابل زنده دلی .
آنکه ذوق لطیف وسلیم را از دست داده بی ذوق : ترسم که مرده ذوق شمارند خضر را جان دادنی ز شوق تو روزی هوس نکرد . ( ظهوری )
حالت و کیفیت مرده ذوق بی ذوقی .
رنگ پریدگی

معنی مرده در فرهنگ معین

مرده
(مُ دِ) (اِمف .) بی جان ، فوت شده . ج . مردگان .
( ~. خا) (ص فا.) ۱ - لاشخور. ۲ - کسی که برای خوردن غذا در مراسم ختم و عزاداری شرکت می کند.
( ~. رِ) (اِ مر.) = مردری : ۱ - مرده ریگ ، میراث . ۲ - مجازاً پست ، ناچیز، فرومایه .
( ~.) (اِمر.) میراث ، ارث .
( ~ .) (ص فا.) = مرده شوی : کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان است .
( ~ . نِ) (اِمر.)= مرده - شورخانه : جایی که مرده شوی مرده را شست و شو و غسل دهد، غسال خانه .
( دِ . مُ دِ)(ص مر.) افسرده ، بی انگیزه .
(دِ) (اِمر.) (عا.) کنایه از: فرد حیله گر که ظاهر خود را بی گناه نشان می دهد.

معنی مرده در فرهنگ فارسی عمید

مرده
۱. [مقابلِ زنده] انسان یا حیوان که بی جان شده باشد، درگذشته، بی جان.
۲. (قید) [عامیانه، مجاز] بی حس و حرکت.
۳. (صفت) [مجاز] نابودشده.
۴. [قدیمی، مجاز] بسیارشیفته، عاشق.
۵. (صفت) [قدیمی، مجاز] خاموش شده.
۶. (صفت) [قدیمی، مجاز] خشک، لم یزرع.
۱. [جمعِ مارِد] = مارِد
۲. [جمعِ مرید] = مَرید
۱. کسی که مرده را بپرستد.
۲. [مجاز] کسی که به گذشتگان و افتخارات آنان توجه افراطی و بیجا نشان می دهد.
۱. [مجاز] = مرده خور
۲. [قدیمی] مردارخوار.
کسی که از طریق برگزاری مراسم کفن ودفن و عزای اموات ارتزاق کند.
دل مرده، افسرده، بی حال، ملول: طبیب راه نشین درد عشق نشناسد / برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی (حافظ: ۹۴۰).
۱. مالی که از مرده باقی مانده باشد، میراث.
۲. (صفت) [مجاز] بیهوده، بی ارزش، ناچیز، فرومایه: مانْد چون پای مقعد اندر ریگ / آن سر مرده ریگش اندر دیگ (سنائی: ۲۰۴)، قوم گفتندش که ای چون تلّ ریگ / پس چه می کردی، که ای، ای مرده ریگ؟ (مولوی: ۹۳۸).
۳. (اسم، صفت) وارث.
= مرده شور
کسی که مردگان را غسل می دهد، غسال.
۱. افسرده، دل تنگ.
۲. ملول.
۳. بی ذوق.
۱. [عامیانه، مجاز] هنگام عصبانیت یا ناراحتی شدید گفته می شود.
۲. [قدیمی] چیزی که صاحب آن مرده باشد.
ویژگی کسی که خود را مظلوم، بی آزار، و ناتوان جلوه دهد اما در باطن موذی و حیله گر باشد.

مرده در دانشنامه ویکی پدیا

مرده
مرده به معانی زیر به کار می رود:
مرده، موجودی که در گذشته زنده بوده است و دچار مرگ گردیده
مرده (آلبوم یانگ فادرز)
مرده، یکی از انواع بار از مفاهیم مورد استفاده در مهندسی عمران
مرده (انگلیسی: Dead) آلبومی از گروه یانگ فادرز است که در بیست و دومین دوره جایزه موسیقی مرکوری در لندن، جایزه بهترین آلبوم دوازده ماه گذشته را به دست آورد. این آلبوم شامل ۱۱ ترانه است.
مرده (به انگلیسی: The Dead)داستان کوتاه و علمی تخیلی اثر مایکل شوانویک منتشر شده در ۱۹۹۶ است. این کتاب در ۱۹۹۷ برای دریافت جایزهٔ هوگو برای بهترین داستان کوتاه و در ۱۹۹۸ برای دریافت جایزهٔ نبولا برای بهترین داستان کوتاه نامزد شده بود.
مروری بر داستان
داستان دربارهٔ مردی به نام دونالد است که می تواند مرده ها را به شکل زامبی دوباره زنده کند.شرکتی تازه تأسیس قصد در به خدمت گرفتن دونالد دارد تا بتواند زامبی ها را به قیمتی کم به عنوان نیروی کار ارزان بفروشد.ولی دونالد مطمئن نیست که این فکر خوبی باشد.برای همین دلیل شرکت ماموری را برای متقاعد کردن دونالد می فرستد که معشوقه قدیمی دونالد نیز هست .همان طور که ان ها در حال گشتن در دوره شهر هستند. دونالد شروع به دیدن نتایج نیروی کاری کاملاً از زامبی ها می کند .
«مرده از درون» (به انگلیسی: Dead Inside) تک آهنگی از میوز (گروه موسیقی) است که در سال ۲۰۱۵ میلادی منتشر شد. این تک آهنگ در آلبوم پهپادها (آلبوم میوز) قرار داشت. این آهنگ اولین ترانه از آلبوم است.
این تک آهنگ در چارت های راک آمریکا، آلترنیتو آمریکا، و چارت راک بریتانیا در رتبه اول قرار گرفت.
مُرده بَرگ نشین ها (نام علمی: Epinecrophylla) نام یک سرده از تیره مورچه مرغ است.
مرده خانه (به انگلیسی: Charnel house) طاق یا ساختمانی است که در آن بقایای اسکلت انسانی ذخیره می شوند. آنها اغلب در نزدیکی کلیسا برای ریختن استخوان ها ساخته شده یا در حفر گورهای دسته جمعی کشف شده است. مرده خانه همچنین می تواند به طور کلی به عنوان توصیفی از مکانی پر از مرگ و نابودی استفاده شود.
مرده خواران رمانی تخیلی درباره نورس ها (وایکینگ ها) نوشتهٔ مایکل کرایتون در سال ۱۹۷۶ است. این رمان برگرفته از سفرنامه ابن فضلان فرستاده خلیفه عباسی برای ترویج دین اسلام در میان قبایل اسلاو، خزر و ترک در روسیه و قزاقستان کنونی است، که بر حسب اتفاق و با ۱۲ تن از مبارزان نورس برای جنگی بی بازگشت راهی می شود. فیلمی هم بر اساس این رمان با نام سیزدهمین سلحشور ساخته شده است که آنتونیو باندراس نقش احمد بن فضلان یا سیزدهمین جنگجوی وایکینگها را بازی می کند.
مختصات: ۲۹°۰۹′۱۹″ شمالی ۵۱°۳۸′۰۴″ شرقی / ۲۹٫۱۵۵۲۸°شمالی ۵۱٫۶۳۴۴۴°شرقی / 29.15528; 51.63444
درگاه ملی آمار
مرده خیر، روستایی است از توابع بخش ارم در شهرستان دشتستان استان بوشهر ایران.
این روستا در دهستان دهرود قرار داشته و براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۷۷نفر (۳۶خانوار) می باشد.
مرده دزد (انگلیسی: The Body Snatcher) داستانی کوتاه در ژانر ترس و وحشت از نویسنده مشهور اسکاتلندی رابرت لویی استیونسن است. این کتاب نخستین مرتبه در دسامبر سال ۱۸۸۴ منتشر گردید. شخصیت های اصلی این رمان برگرفته از ماجراهای واقعی جنایات دو قاتل به نام های ویلیام بورک و ویلیام هر می باشد که انگیزهٔ آنها فروش اجساد به یک آناتومیست به نام دکتر ناکس بود. پرونده آنها مشهور به قتل های بورک و هر از جنجالی ترین پرونده های سده ۱۸ اسکاتلند بود.
مرده دوباره در سنگ قبر (به زبان انگلیسی :Dead Again in Tombstone) نام یک فیلم سینمایی آمریکایی در ژانر اکشن و فیلم وسترن که توسط روئل رین کارگردانی و با بازی دنی ترخو که نقش خود را از فیلم قبلی تکرار می کند.
دنی ترجو به عنوان گوررو
جیک بسی به عنوان سرهنگ جکسون بومر
الیسیا روتاریو به عنوان آلیشیا
دین مک درموت به عنوان دکتر Goldsworthy
ناتانیل آرکند به عنوان گاو نر
پیتر اسکین به عنوان آقای Cravens
دیو بورچیل به عنوان Denizen
جان تیرنی به عنوان ارمیا
اتاق مرگ فیلمی ساخته شده در ۲۰۱۵ نیوزیلند با ژانر ترسناک است نویسنده و کارگردان این فیلم جیسون لکنت و کوین استیونز هستند. اتاق مرگ با الهام از خانه ای در شهری افسانه خالی از سکنه در نیوزیلند 1970s نوشته شده است.
۳۱ اکتبر ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-10-۳۱)
هنگامی که یک خانواده وحشت زده از دست دو دانشمند و یک روانی فرار می کنند به یک خانه متروکه پناه می برند و هیچ اطلاعی ندارند که در این خانه یک روح قدرتمند وجود دارد…
منتقدان زیادی از اتاق مرگ این طور نقد کرده اند که این فیلم اصلاً ترسناک نیست. موری نوئل در لا تایم یادداشت کرد فقدان شور و هیجان یا صحنه های ترسناک به غیر از ۱۰ دقیقه واقعاً به چشم می خورد."
اثر مرده (انگلیسی: Dead Effect) یک بازی ویدئویی تیراندازی سوم شخص تک نفره برای سکو های آی اواس، اندروید، ویندوز، اواس ده و لینوکس می باشد که توسط این دو برین توسعه و بالکی پیکس نشر پیدا کرده است.
این بازی تاکنون بیش از سه میلیون بار دانلود شده است.
استخر مرده (انگلیسی: The Dead Pool) فیلمی در ژانر جنایی، اکشن و مهیج به کارگردانی بادی وان هورن است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد.
۱۳ ژوئیه ۱۹۸۸ (۱۹۸۸-07-۱۳)
استعاره مرده یک آرایه ادبی است که با توجه به گستره تکرار و استفاده مفرط معنای تصویری اصلی خود را از دست داده است. از این رو به این آرایه استعاره مرده می گویند که برای درک معنای آن لازم نیست که شنونده مفهوم اصلی استعاری آن را درک کرد. مثال های آن در زبان فارسی: مورچه = مور+چه= مور کوچک، دلبر = دل+بر= کسی که دل را می برد، خمپاره = خم+پاره
چنان که می بینم در استعاره مرده معنای مجزایی که به ذهن شنونده می آید لزوماً نیازی به درک استعاره ای که منجر به ساختن آن نام شده ندارد و با گذر زمان و مردن استعاره، خود کلمه معنای مستقلی از خود اراده می کند.
در بحث های دستورخط و جدانویسی و سرهم نویسی توجه به مرده بودن استعاره کمک می کند که اجزای یک کلمه را سرهم نوشت، چرا که معنایی مستقل از اجزای تشکیل دهنده آن اراده می کنند. مثلاً نوشتن خمپاره به صورت خم پاره خطا است.
مردن استعاره ها عموماً نتیجه تحول معنایی در پی تکوین طبیعی زبان است، فرایندی که به آن تبدیل استعاره به اسم ذات می گویند.
انجمن شاعران مرده (به انگلیسی: Dead Poets Society) فیلمی است به کارگردانی پیتر ویر و بازی رابین ویلیامز است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. این فیلم ۱۲۸ دقیقه است. فیلم نامه این فیلم نوشته تام شولمن بر اساس رمان انجمن شاعران مرده است که توسط ن. ه کلاین بام نوشته شده است، فیلم انجمن شاعران مرده زودتر از رمان آن به نمایش درآمد.
۲ ژوئن ۱۹۸۹ (۱۹۸۹-06-۰۲)
نیل، تاد، ناکس، چارلی، ریچارد، استیون و جرارد دانش آموزان سال اول کالج ولتن هستند. نیل و تاد تحت نظارت شدید خانواده شان هستند که اصرار دارند پسرانشان دکتر و وکیل شوند، اما تاد می خواهد نویسنده شود.در شروع سال تحصیلی جدید استاد ادبیات انگلیسی عوض می شود و فردی به نام جان کیتینگ جایگزین معلم قبلی می شود. روش تدریس کیتینگ با آنچه دانش آموزان پیش تر به آن عادت داشتند، کاملاً متفاوت است. او دیدگاهی نو نسبت به ادبیات دارد و از دانش آموزانش نیز می خواهد با نگاهی تازه به چیزها نگاه کنند و...
این فیلم برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم نامهٔ سال ۱۹۸۹ (نوشتهٔ تام شولمن) و نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای رابین ویلیامز)، بهترین کارگردانی برای پیتر ویر و جایزه اسکار بهترین فیلم سال شد.
انجمن شاعران مرده،حمید خادمی انتشارات کتاب پنجرهISBN 978-964-6358-01-0.
لالی مرده یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رامشک استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
فهرست اندیس های استان سیستان و بلوچستان
انگشتان مرده (نام علمی: Xylaria polymorpha) نام یک گونه از subdivision قارچ های فنجانی است.
بار مرده به باری گفته می شود که در طول زمان دارای مقداری ثابت است. وزن خود سازه، اعضای ثابت سازه و وسایل داخل آن همچون دیوارها، گچ روی دیوارها و فرش به عنوان بار مرده به حساب می آیند.
برف مرده (نروژی: Død snø) فیلمی در ژانر کمدی ترسناک است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
۹ ژانویه ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-01-۰۹)
گروهی از دانشجویان پزشکی که برای تعطیلات به اسکی رفته اند با ترسی وصف ناپذیر روبرو شده و در مقابل نازی های زامبی قرار می گیرند...
بوته مرده، روستایی از توابع بخش رضویه شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان پایین ولایت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۶ نفر (۲۰خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مرده

مرده در جدول کلمات

مرده
میت
مجلس ختم مرده ها
ختم
از آن سو به هدررفته و مرده است
فلت

معنی مرده به انگلیسی

defunct (اسم)
مرده
defunct (صفت)
تمام شده ، مرده ، از بین رفته ، درگذشته
extinct (صفت)
تمام شده ، مرده ، از بین رفته ، منقرض ، خاموش ، معدوم ، منسوخه ، خاموش شده
dead (صفت)
کهنه ، بی روح ، بی حس ، مرده
vapid (صفت)
خنک ، بی روح ، بی مزه ، بی حس ، مرده ، بی حرکت
exanimate (صفت)
بی روح ، بی جان ، مرده ، جامد ، کسل ، دل مرده و بیروح
deceased (صفت)
مرده ، مرحوم
lifeless (صفت)
مرده ، عاری از زندگی

معنی کلمه مرده به عربی

مرده
منقرض , مية , ميت
مشرحة
مشرحة
تراث , ميراث
مشرحة
عربة
تشريح الجثة
تشريح الجثة
ارمل

مرده را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعبیر خواب مرده چیزی بدهد   • تعبیر خواب غذا دادن به مرده   • تعبیر خواب مرده دوباره بمیرد   • تعبیر خواب بوسیدن مرده   • تعبیر خواب مرده را برهنه دیدن   • تعبیر خواب مردن مادر   • تعبیر خواب هدیه گرفتن از مرده   • تعبیر خواب شستن مرده   • معنی مرده   • مفهوم مرده   • تعریف مرده   • معرفی مرده   • مرده چیست   • مرده یعنی چی   • مرده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مرده
کلمه : مرده
اشتباه تایپی : lvni
آوا : morde
نقش : صفت
عکس مرده : در گوگل


آیا معنی مرده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )