برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1145 100 1

مرغزار

/marqzAr/

مترادف مرغزار: چراگاه، راغ، راود، سبزه زار، علفزار، مرتع، مرغ، چمن زار

معنی مرغزار در لغت نامه دهخدا

مرغزار. [ م َ ] (اِ مرکب ) سبزه زار و زمینی که مرغ در آن بسیار رسته باشد. (برهان ). جایی را گویند که در آن سبزه بسیار رسته باشد. (از غیاث ) (از آنندراج ). آنجا که مرغ روییده است. زمینی که در آن گیاه مرغ فراوان باشد و سبزه زار و علفزار و چراگاه. (ناظم الاطباء).چمن. چمن زار. سبزه زار. ایکة. بحرة. بنانة. (برهان ).ترعة. جبان. جبانة. ربیعة. رفرف. رقمه. روضة. زلف. زلفة. طن ء. غوطالة. مألة. مرج. مرعی. (دهار). مرغ. مرنعة. ناعمة. واضعة. (منتهی الارب ) : سخن اندر ناحیت کیماک... و اندر او قبیله های بسیار است و مردمانش اندر خرگاه نشینند گردنده اند کیماکیان بر گیاخوار و آب و مرغزار تابستان و زمستان. (حدود العالم ص 85). گردنده اند [ قبائل تخس ] به زمستان و تابستان بر چراگاه و گیاخوار و مرغزارها. (حدود العالم ).
چو شیر است و هامون ورا مرغزار
جز از مرد جنگی نجوید شکار.
فردوسی.
همی مرغ و ماهی پریشان به زار
بگرید به دریا درو مرغزار.
فردوسی.
بیاورد لشکر سوی خوار ری
بدان مرغزاری که بد آب و نی.
فردوسی.
چو برگرددت روز یار توام
به گاه چرا مرغزار توام.
فردوسی.
یکی گور دید اندرآن مرغزار
کز آن خوب تر کس نبیند نگار.
فردوسی.
همی گشت رخش اندرآن مرغزار
درخت و گیا بود و هم جویبار.
فردوسی.
خورش گرد کردند در مرغزار
ز گستردنیها به رنگ و نگار.
فردوسی.
که من سالیان تا بدین مرغزار
همی جشن نوسازم اندربهار.
فردوسی.
گراز آمد اکنون فزون ازشمار
گرفت آن همه بیشه و مرغزار.
فردوسی.
از آن مرغزار اسب بیژن براند
به خیمه درآورد و روزی بماند.
فردوسی.
ای روبهان کلته به خس در خزید هین
کآمد ز مرغزار ولایت همی زئیر.
فرخی.
مرغزاری است گیتی و تو شیری از قیاس
بس هزبران را که تو کردی برون از مرغزار.
فرخی.
همی تا زبهر مثل در زبانها
درآید که هر اشتری مرغزاری.ف ...

معنی مرغزار به فارسی

مرغزار
چمنزار، سبزه زار، زمین سبزوخرم
( اسم ) سبزه زار چمن : بیاسود چندی ز بهر شکار همی گشت در کوه و در مرغزار . ( شا .)
[prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] زمین وسیع هموار یا تپه ماهور که همیشه عاری از درخت و پوشیده از علف بوده است
[tallgrass prairie, longgrass prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری با بارش سالانۀ بیش از 500 میلی متر که دارای خاک رُس بنیان و علف های بلند است
[hill prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزار خشکی در مکان های کاملاً زهکشی شده و در بالای تپه ها و پشته ها و شیب های تند
[dry prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری در شیب ها و بلندی های زهکشی شده که غالباً مجاور مرغزار معتدل است
[sand prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری بر روی نهشت های ماسه ای گسترده و کاملاً زهکشی شده
[wet prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری که خاک آن در بخش اعظم فصل رویش غرقابی است
[mesic prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری در مکان های نسبتاً زهکشی شده که در تمام فصول رطوبت زیادی دارد
[shortgrass prairie] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری با علف های کوتاه که بارش سالانۀ بین 300 تا 400 میلی متر دارد و میزان تبخیر و تعرق آن نیز زیاد است
دهی از جیرفت
...

معنی مرغزار در فرهنگ معین

مرغزار
(مَ) (اِمر.) سبزه زار، چمن زار.

معنی مرغزار در فرهنگ فارسی عمید

مرغزار
چمنزار، سبزه زار، زمین سبز و خرم.

مرغزار در دانشنامه ویکی پدیا

مرغزار
مرغزار (به انگلیسی: Prairie) زمین وسیع هموار یا تپه ماهور است که همیشه عاری از درخت و پوشیده از علف بوده است.
مقالهٔ مرتبط
مرغزاری با علف های کوتاه که بارش سالانهٔ بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلی متر دارد و میزان تبخیر و تعرق آن نیز زیاد است.
مرغزاری بر روی نهشت های ماسه ای گسترده و کاملاً زهکشی شده
مرغزاری با بارش سالانهٔ بیش از ۵۰۰ میلی متر که دارای خاک رُس بنیان و علف های بلند است.
عکس مرغزار
مرغزار نام مکانهای زیر است:
مرغزار (رابر) روستایی در دهستان سیه بنوئیه بخش مرکزی شهرستان رابر استان کرمان
مرغزار (گرمه) روستایی در دهستان بالا دشت بخش مرکزی شهرستان گرمه استان خراسان شمالی
مرغزار (بیرجند) روستایی در دهستان القورات بخش مرکزی شهرستان بیرجند استان خراسان جنوبی
مرغزار (نهبندان) روستایی در دهستان شوسف بخش شوسف شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی
مرغزار (زاوه) روستایی در دهستان صفائیه بخش مرکزی شهرستان زاوه استان خراسان رضوی
مرغزار (ساق) روستایی در دهستان ساق بخش سلیمان شهرستان زاوه استان خراسان رضوی
مرغزار (شیروان) روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان شیروان استان خراسان شمالی
مرغزار (سرایان) روستایی در دهستان آیسک بخش آیسک شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی
مرغزار (فردوس) روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فردوس استان خراسان جنوبی
مرغزار (فاروج) روستایی در دهستان تیتکانلو بخش خبوشان شهرستان فاروج استان خراسان شمالی
مرغزار (مشهد) روستایی در دهستان طوس بخش مرکزی شهرستان مشهد استان خراسان رضوی
مرغزار (تربت حیدریه)، روستایی از توابع بخش جلگه زاوه شهرستان تربت حیدریه در استان خراسان رضوی ایران است.
مر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مرغزار

مرغزار در جدول کلمات

معنی مرغزار به انگلیسی

field (اسم)
زمین ، صحرا ، میدان ، پهنه ، عرصه ، رشته ، دایره ، مرغزار ، دشت ، مزرعه ، کشتزار
lawn (اسم)
چمن ، مرغزار ، علفزار ، میدان گلف
meadow (اسم)
چمن ، مرغزار ، چمن زار ، علفزار ، راغ
callow (اسم)
مرغزار ، جوجهای که هنوز پر درنیاورده
grassland (اسم)
مرغزار ، مرتع ، چمن زار
hayfield (اسم)
مرغزار
mead (اسم)
مرغزار ، شهد آب
food plain (اسم)
مرغزار

معنی کلمه مرغزار به عربی

مرغزار
عشب , مرج

مرغزار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین فیاضی
چمنزار
علی
چمن زار
آیلین..
سبزه زار،چمن زار
Amir mohammad
بدک نی
امیر محمد
چمنرار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مرغزار در جدول   • مترادف مرغزار   • معنی مرغزار در جدول   • معنی گردون   • روستای مرغزار   • باز به گردون رسید ناله هر مرغ زار   • مرغزار پرسشکده   • معنی غنیمت   • مفهوم مرغزار   • تعریف مرغزار   • معرفی مرغزار   • مرغزار چیست   • مرغزار یعنی چی   • مرغزار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مرغزار
کلمه : مرغزار
اشتباه تایپی : lvychv
آوا : marqzAr
نقش : اسم
عکس مرغزار : در گوگل

آیا معنی مرغزار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )