انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1011 100 1

مروارید

/morvArid/

مترادف مروارید: جمان، در، دریتیم، گوهر، لولو

معنی اسم مروارید

اسم: مروارید
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: morvārid) (در مواد) توده ی سخت، گِرد، کوچک و درخشان به رنگ سفید نقره ای یا خاکستری مایل به آبی که در بعضی از صدفهای دریایی یافت می شود و از سنگهای قیمتی است، دُر، لؤلؤ، (در گیاهی) نوعی گُل (گُلِ مروارید) - نوعی ماده قیمتی سخت و سفید یا نقره ای که در بعضی صدفهای دریایی یافت می شود، دُر، لؤلؤ

معنی مروارید در لغت نامه دهخدا

مروارید. [ م ُرْ ] (اِ) یک نوع ماده ٔ صلب و سخت و سپید و تابان که در درون بعضی صدفها متشکل می گردد و یکی از گوهرها می باشد. (ناظم الاطباء). مروارید افخر سایر جواهر است و بعضی برآنند که از جنس استخوان است و او بحسب آب و رنگ منقسم می شود به شاهوار و شکر و تبنی و آسمان گون و رصاصی و سرخ آب و سیاه آب و شمعی و رخامی و جصی و خشکاب. (جواهر نامه ). جسم جامد و کروی شکل و براق و نسبةً سختی که از انجماد ترشحات مخاط بدن انواعی از نرم تنان دوکفه ای به نام صدف مروارید حول اجسام خارجی بوجود می آید. (از قبیل یک ریزه ٔ شن یا نوزاد برخی کرمها و نیز ماده ای خارجی که مزاحم بدن حیوان باشد). بطوری که اگر یک دانه مروارید را بشکنند دروسط آن جسم خارجی مشاهده می شود. رنگ مرواریدها سفیدیا سیاه و یا زرد است و معمولاً نوع سفید آن مرغوبتراست و آن را از سواحل نزدیک بحرین (خلیج فارس ) و سراندیب (سیلان ) به دست می آورند. مروارید سیاه بیشتر درخلیج مکزیک حاصل می شود و مروارید زرد مخصوص سواحل استرالیا است. صدفهای مروارید در اعماق بین 20 تا چهل متر زندگی می کنند. مروارید از احجار کریمه است و درجواهرسازی مصرف می شود این سنگ از زمانهای بسیار قدیم شناخته شده است اما اصل آن مدتها مجهول بود بطوری که از کتب مختلف برمی آید مدتها آن را قطرات اشک ملائکه و قطرات اشک ونوس (زهره ، ربةالنوع زیبائی ) میدانستند و بعضی هم آن را اجتماعی از ذرات مادی فجر (به مناسبت تلألؤ خاصی که دارد) می پنداشتند. در فارسی معمولاً تنها مروارید موجود در بدن صدف را در یتیم گویند و اعتقاد عامه که در ادب فارسی منعکس شده است این است که دانه ٔ باران در درون صدف که وسط دریا به سطح آب آمده و دهان باز کرده می چکد و مروارید درون صدف پرورش می یابد. رنگ مروارید بر چند قسم است : رنگ سفید که کمی به سرخی مایل است ، رنگ سفید که به سرخی بیش مایل باشد، رنگ سفید که با رنگ سبز مخلوط باشد و این قسم پست است. رنگ شیشه ای ، آسمانی رنگ و کبود، و به هریک از این انواع اسم مخصوصی داده اند. از اقسام مروارید است : مدحرج (عیون ). نجم. خوش آب. زیتونی. خایه دیس. غلامی. بادریسکی (فلکی ). لوزی. جودانه (شعیری ). قلزمی. کمربست. خشک آب. شاهوار. خوشه. درا مروارید. بره مروارید (فره ). دهرم مروارید (درة). گاهی (تِبنی ). یاسمین. شیربام (شیرفام ). گلی (وَردی ). شرابة. شبه. ورقا. کروش. خایه دائه. دهلکی. (یادداشت مرحوم دهخدا). گوهر. گهر. جوهر. کسپرج. أناة. (منتهی الارب ). بحری. توأمیة. تومة. ثعثع. ثعثعة. (الجماهر بیرونی ). جمان. (منتهی الارب ). جمانة. خوضة. خریدة. (الجماهر).خضل. (منتهی الارب ). درة. رضراض الجنة. (دهار). سبیة. (منتهی الارب ). سفانة. (الجماهر). سنیح. (منتهی الارب ). صدفیة. لطیمیة. (الجماهر). لؤلؤ. (منتهی الارب ). لؤلوءة. مرجان. (دهار). مرجانة. (الجماهر). مهو. (منتهی الارب ). نطفة. (الجماهر). وناة. (منتهی الارب ).ونیة. (الجماهر). وهیة. (منتهی الارب ). هیجمانة. (الجماهر) : از وی [ هندوستان ] گوهرهای گوناگون خیزد چون مروارید و یاقوت و الماس و مرجان و دّر.(حدود العالم ). آن دو جام زرین مرصع به جواهر بود با پاره های مروارید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 217). امیر [ محمود ] وی را [ ارسلان خان را ] دستارهای قصب و شار باریک و مروارید و دیبای رومی فرستادی. (تاریخ بیهقی ص 253). چندان جامه و طرایف زرینه و سیمینه و غلام و کنیزک و مشک و کافور و مروارید...بود در این هدیه ٔ سوری که... به تعجب ماندند. (تاریخ بیهقی ص 419). جامی زرین از هزار مثقال پر مروارید. (تاریخ بیهقی ص 296). سیصد هزار مروارید. (تاریخ بیهقی ص 425).
از آن قبل را کردند هار مروارید
که درّ ضایع بودی اگر نبودی هار.
اسدی (از لغت نامه چ اقبال ص 159).
نگار من به دو رخ آفتاب تابان است
لبی چو بسد و دندانکی چو مروارید.
اسدی.
در مثل گویند مروارید کژ نبود چرا
کژهمی بینم چو زلف نیکوان دندان یار.
سنائی.
مروارید و یاقوت را در سرب و ارزیز بنشاندن در آن تحقیر جواهر نباشد. (کلیله ودمنه ). دانه ٔ گندم به قیمت از دانه ٔ مروارید درگذشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 325).
گرفته در حریرش دایه چون مشک
چو مروارید تر در پنبه ٔ خشک.
نظامی.
چو برفرق آب می انداخت از دست
فلک برماه مروارید می بست.
نظامی.
دو مرواریدش از مینا بریدند
به جای رشته در سوزن کشیدند.
نظامی.
حرف سعدی بشنو آنکه تو خود دریایی
خاصه آن وقت که در آن گوش کنی مروارید.
سعدی.
ناگاه کیسه ای یافتم پر از مروارید. (گلستان سعدی ).
بیافت سوزن از آن بخیه ٔ چو مروارید
که او به بحر پر از موج حبرشد غواص.
نظام قاری (ص 87).
بسد، مروارید سرخ. (دهار). تؤامیة، تومة، خوضة، ضئب ، ضیب ؛ دانه ٔ مروارید. (منتهی الارب ). تسمیط؛ در رشته کشیدن مروارید. جناح ، مسجور، مسمط، نظام ، نظم ؛ مروارید در رشته کشیده. (منتهی الارب ) (دهار). خریدة؛ دانه ٔ مروارید سوراخ نا کرده. (منتهی الارب ). در، درة؛ مروارید بزرگ. (دهار) (منتهی الارب ). دری ؛ مروارید بزرگ و رخشان. (دهار). دنیة، سمط؛ رشته ٔ مروارید. (منتهی الارب ). شذر؛ مروارید ریزه. (منتهی الارب ). صدف ؛ غلاف مروارید. (دهار). عذراء؛ مروارید ناسفته. (از منتهی الارب ). قصب ؛ مروارید تر آبدار و تازه. (منتهی الارب ). لاَّل ؛ مرواریدفروش. (دهار). مرجانة؛ مروارید خرد. (دهار). مضطمر، منضم ؛ مروارید میان باریک. (منتهی الارب ). نطفة؛ مروارید روشن یا مروارید خرد. (منتهی الارب ). نظام ؛ مروارید رشته کن. (دهار). نظام ؛ رشته ٔ مروارید. (دهار). هیجمانة؛ مروارید بزرگ. (منتهی الارب ).
- مروارید خاکه ؛ خاکه ٔ مروارید مروارید بسیار خرد.
- مروارید خرد ؛ مرجان. (منتهی الارب ). مرجانة. (دهار). بسد.
- || مروارید خاکه.
- مروارید خوشاب ؛ لؤلؤ.
- مروارید شب تاب ؛ درخشان و پرتلألؤ :
زرافشاندی و مروارید شب تاب
نشاندم تا سرم در آتش و آب.
میرخسرو (آنندراج ).
- مروارید ناسفته ؛ مرواریدی که سوراخ نشده باشد. (ناظم الاطباء).
- || دوشیزه و باکره. (ناظم الاطباء).
- || سخن بکر که تاکنون کسی نگفته باشد. (ناظم الاطباء).
- آب مروارید ؛ بیماریی که از پیری در چشم پدید می آید و چشم نابینا می گردد. (ناظم الاطباء). و رجوع به آب مروارید گردد.
- مثل مروارید ؛ دندانی سفید. (امثال و حکم دهخدا).
- || گندم و یا برنجی خوب و بی آخال. (امثال و حکم دهخدا).
|| کنایه از اشک چشم. (آنندراج ). || کنایه از دندان معشوق. (آنندراج ). || نام یکی از آهنگهای فارسی. رجوع به کلمه ٔ آهنگ شود. || درختچه ای از تیره ٔ بداغ ها که برگهای متقابل و بیضوی و کامل دارد گلهایش مجتمع بصورت خوشه های کوچک است. میوه اش کروی و کوچک و سفید رنگ است (شبیه دانه ٔ مروارید که وجه تسمیه بهمین علت است ). در باغها بعنوان درخت زینتی کاشته میشود.

مروارید. [ م ُرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان ، در 33هزارگزی شرق زنجان و 9هزارگزی راه طهران به زنجان و در دامنه ٔ سردسیری واقع و دارای 412 تن سکنه است. آب آن از چشمه ، محصولش غلات و شغل مردمش زراعت و مکاری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

مروارید. [ م ُرْ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان کزاز بالا بخش سربند شهرستان اراک ، در 15هزارگزی شمال غربی آستانه و 8 هزارگزی راه همدان به اراک و در دامنه ٔ سردسیری واقع و دارای 656 تن سکنه است.آب آن از قنات ، محصولش میوه جات و شغل مردمش زراعت وقالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

مروارید. [ م ُرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سور سور بخش کامیاران شهرستان سنندج ، در 12هزارگزی شمال کامیاران کنار راه کرمانشاه به سنندج ، در منطقه کوهستانی معتدل واقع و دارای 524 تن سکنه است.آبش از چشمه ، محصولش غلات و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

مروارید. [ م ُرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهستان بخش داراب شهرستان فسا، در 24هزارگزی شمال داراب و در منطقه ٔ کوهستانی معتدل واقع و دارای 694 تن سکنه است. آبش از چشمه ، محصولش بادام ، مویز، گردو، انجیر و شغل مردمش زراعت ، باغبانی ، قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی مروارید به فارسی

مروارید
دهی از دهستان کزاز بخش سربند شهرستان اراک . دارای ۶۶٠ تن سکنه . محصول : غلات بنشن میوه . صنایع دستی : قالیچه بافی .
( اسم ) جسم جامد وکروی شکل وبراق ونسبه سختی که از انجماد ترشحات مخاط بدن انواعی از نرم تنان دو کفه یی بنام صدف مروارید حول اجسام خارجی ( یک ریز. شن یا نوزاد برخی کرمها و نیز ماده ای خارجی که مزاحم بدن حیوان باشد). بوجود میاید . ماد. مترشح. حول جسم خارجی صدف مروارید بنام ناکر خوانده میشود. این ماد. مترشحه ( ناکر ) بشکل طبقات متحد المرکز جسم خارجی را فرا میگیرد . طبقات ناکر که بمرور زمان حول جسم خارجی را فرامیگیرند کمکم بر حجمشان افزوده شده به بزرگی یک فندق و گاهی درشت ترهم میرسند . ترکیب شیمیایی ناکر عبارتست از ( کربنات دو کلسیم ) ویک ماد. آلی بنام کونشیولین . پیدایش مروارید در بدن صدف مروارید بطور طبیعی کاملا تصادفی است والزاما باید یک جسم ریز خارجی واردبدن حیوان بشود یا او بمنظور دفاع ماد. ناکر را حول این جسم خارجی ترشح کند ولی صیادان و اشخاصی که منظورشان تهی. مروارید بمقادیر زیاد تری است صدف مروارید را در دریا صید کرده داخل بدن آنها ( معمولا بین جبه وبدن حیوان) یک ذر. خارجی که غالبا یک یک دان. شن ریزه است قرار میدهند . پس از مدتی که مروارید حاصل شد مجددا صدفها را شکار کرده دانه های مروارید را از داخل بدن آنها بر میدارند . اگر یک دانه مرواریدرا بشکنند در وسط آن جسم خراجی مشاهده میشود . رنگ مرواریدها سفید یاسیاه و یازرد است و معمولا نوع سفید آن مرغوب تر است و آنرا از سواحل نزدیک بحرین( خلیج فارس ) و سر اندیب ( سیلان ) بدست میاورند . مروارید سیاه بیشتر در خلیج مکزیک حاصل میشود ومروارید زرد مخصوص سواحل استرالیا است . صفدهای مروارید در اعماق بین ۲ تا ۴٠ متر میزیند . مروارید از احجار کریمه است و در جواهر سازی مصرف میشود . این سنگ از زمانهای بسیار قدیم شناخته شده واصل آن مدتها مجهول بود . بطوری که از کتب مختلف برمیاید مدتها آنرا قطرات اشک ملائکه وقطرات اشک ونوس ( زهره رب النوع زیبایی ) میدانستند وبعضی هم آنرااجتماعی از ذرات مادی فجر ( بمناسبت تلالو خاصی که دارد ) می پنداشتند لولو دریتیم در : مروارید از آن دریا بر آورند . توضیح معمولا در یتیم به تنها مروارید موجود در بدن صدف مروارید گفته میشود .
دهی در شهرستانهای سنندج و فسا
بارنده مروارید
( مصدر ) ۱ - نصب کردن مروارید بجامه و جز آن . ۲ - ( مصدر ) خدمت و منصب نو یافتن ترقی کردن . ۳ - خجل شدن .
( صفت ) آنکه مرواریدها را بر پارچه دوزد . ۲- پارچه ای که ک مرواریدها را روی آن دوخته باشند هفت زری مرواریددوز پا انداز شب عروسیش باشد .
دوزنده مروارید
ریزنده مروارید
رنگ مروارید
فروشنده مروارید
[enamel pearl] [پزشکی-دندان پزشکی] ← میناتود
مروارید کوچک
( اسم ) بیماریی است که در چشم از کدورت مایع زجاجیه و پرده های حول آن حاصل شود و آنرا آب سفید نیز گویند و موجب نابینایی چشم گردد .
نام بیماری در چشم که از کدورت زجاجیه و یا پرده های آن حاصل شود
[cataract] [پزشکی] بیماری ناشی از کدر شدن عدسی چشم که به تاری دید منجر می شود
توپ بزرگی است که بامر فتح علی شاه در سال ۱۲۳۳ ه. ق .ساخته شده و آن سابقا در میدان قدیم نقاره خانه ( میدان کنونی مقابل حیاط تخت مرمر ) بالای سکویی قرار داشت و شب چهارشنبه سوری گروهی از بانوان جوان و دوشیزگان بالغ برای یافتن فرزند و شوهر از زیر لوله آن عبور میکردند . در زمان سلطنت رضا شاه پهلوی و پس از ساختمان باشگاه افسران آنرا در مدخل اصلی محوطه باشگاه بالای سکویی قرار دادند . طول آن ۵/۱٠ متر قطر دهانه سر لوله ۳۸ و انتهای لوله ۶٠ سانتیمتر است .
توپ بزرگ در ارگ تهران کا سابقا زنان به شب چهارشنبه سوری برای بخت گشائی از زیر آن می گذشتند ٠
دهی است از دهستان بربرود بخش شهرستان بروجرد .
خرده مروارید ریزه مروارید
تکه مروارید مروارید خرده مقابل مروارید کلان .
نام ارمنی بوده است که سخت کوکناری و پشمی بوده و در نهایت فلاکت و کثافت می زیسته است .
ارا مروارید قسمی مروارید
یکی از لحنهای باربدی و آنرا لحن دوازدهم شمرده اند . گویند روزی باربد در زیر شادروان خسرو پرویز لحن را ساخت و خسرو بجایزه مرواید بر او ریخت . [ چو شادروان مروارید گفتی لبش گفتی که مروارید سفتی ] ( نظامی )
یعنی بره مروارید که مروارید کوچک باشد .

معنی مروارید در فرهنگ معین

مروارید
(مُ) [ په . ] (اِ.) گوهری است سفید و درخشان که درون صدف مروارید به وجود می آید و در جواهرسازی مصرف می شود. به رنگ سیاه و زرد نیز یافت می شود و نوع سفید آن مرغوب تر است .
(مُ) (اِمر.) نوعی بیماری چشم که بر اثر پیری یا بیماری یا ضربه ، عدسی چشم تیره شود.

معنی مروارید در فرهنگ فارسی عمید

مروارید
جسمی سخت، درخشان، گرد، و سفید یا خاکستری که در بعضی صدف های دریایی پیدا می شود.
* مروارید غلتان: مروارید که کاملاً گرد باشد.
از بیماری های چشم که بیشتر در اثر ضربه، مرض قند یا پیری عارض می شود و عدسی چشم یا کپسول آن تیره می شود و سبب نقصان دید یا نابینایی چشم می گردد، آب سفید.

مروارید در دانشنامه اسلامی

آیت الله حاج میرزا حسنعلی مروارید، هشتم شوال 1329ق. در مشهد مقدس به دنیا آمد. پدر ایشان حجت الاسلام حاج شیخ محمد رضا مروارید(1299- 1338ق.) از عالمان وارسته مشهد بود و با عالم ربانی آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی رابطه مودت و عقد اخوت داشت. شهرت «مروارید» در خاندان ایشان، با یکی از مشهورترین رجال تاریخ ادب و هنر خوش نویسی، خواجه شهاب الدین عبدالله مروارید کرمانی(865- 955ق.) آغاز می شود. عموی آیت الله مروارید، حاج شیخ علی اکبر مروارید نیز از علما و شاگردان محقق بزرگ، آیت الله آخوند محمد کاظم خراسانی بوده است. جد مادری ایشان، عالم ربانی و صاحب کرامات، آیت الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی(متوفای 1325ق.) است که از شاگردان برجسته مرجع بزرگ، آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی و از عالمان نام دار قرن 14 در مشهد مقدس بوده است. نام حسنعلی، به یاد آن اسوه تقوا و نیز به احترام یار دیرین پدر و عارف بزرگ حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی(متوفای 1361ق.) بر آیت الله مروارید نهاده شده است.
آیت الله میرزا حسنعلی مروارید، در سال 1337ق. و در اوان نه سالگی پدر را از دست داد و مطابق وصیت پدر، تحت نظارت دوست معتمد او حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی و تربیت و تدبیر مادری وارسته و اهل تهجد(متوفای 1360ش.) قرار گرفت.
از همین ایام، رابطه علمی و دوستی ایشان با مرحوم آیت الله میرزا جوادآقا تهرانی(1383- 1368ش) آغاز شد و از آن پس سالیان متمادی و تا آخر عمر آن بزرگ؛ یعنی قریب پنجاه سال، با وی هم درس، هم بحث، همراه و هم گام بود.
ایشان پس از یادگیری خواندن و نوشتن و قرائت جزء سی ام قرآن و کلیات سعدی نزد استاد مکتب، در 13 سالگی به دلیل علاقه وافر به علوم اسلامی، وارد حوزه علمیه شد. در مسیر دانش اندوزی، مقدمات را نزد حجة الاسلام شیخ احمد کافی(جد خطیب شهیر مرحوم کافی)، مرحوم حجة الاسلام شمس از شاگردان شیخ محمد تقی ادیب نیشابوری اول، حجة الاسلام حاجی محقق و منطق را نزد برادر ارشد استاد محمد تقی شریعتی آموخت.
عالم ربانی آیت الله حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی، خود بخش هایی از الروضة البهیة(شرح لمعة) را به او درس داد و جالب این که شاگرد نورس او - میرزا حسنعلی - استاد را در توضیح بعضی از قسمت های مشکل کتاب یاری می داد. هم چنین قوانین را نزد آیت الله شیخ کاظم دامغانی و مکاسب را نزد آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی(1339ش) فراگرفت.
مروارید حکمت از دریای عصمت، اثر محمدباقر بن محمد کمره ای، ترجمه حکمت های نهج البلاغه است که به زبان فارسی در سال 1388 ه.ق نوشته شده است.
سخنان و کلمات حکمت آمیز حضرت علی(ع) که در غایت بلاغت و فصاحت از ضمیر پاک ایشان برخاسته، بهترین دست مایه زندگی است. و به دلیل عربی بودن این متون، امکان دسترسی همه شیعیان فارسی زبان بدان ها وجود ندارد. برای ایجاد زمینه آشنایی فارسی زبانان با کلمات و حکمت های حضرت امیر علیه السلام، گزیده کلمات قصارِ آن حضرت ترجمه شده و به صورت کتاب حاضر در آمده است. در این کتاب 455 حکمت توضیح و تفسیر شده است.
مطالعه کتاب مروارید حکمت از دریای عصمت در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
علی اصغر مروارید (1303ش در مشهد - 14 مرداد 1396ش در تهران)، فقیه؛ محقق؛ نویسنده و انقلابی مبارز دوران ستم شاهی
در سال 1303ش، در شهر مقدس مشهد به دنیا آمد. پدرش شیخ علی فرزند حاج شیخ علی اکبر مروارید و مادرش حلیمه فرزند ملّاعلی قدرتی بود.
تحصیلات ابتدایی خود را در مکتب خانه های مشهد به پایان رسانید و سپس دروس حوزوی را با ورود به مدرسه ی علمیه ی مشهد آغاز کرد. ادبیات عرب و مقدمات را از محضر ادیب نیشابوری، علی اکبر صدرزاده ی اصفهانی، سید احمد مدرس یزدی، شیخ کاظم دامغانی و شیخ هاشم قزوینی فراگرفت و سپس به تحصیل علم کلام پرداخت و در این زمینه از محضر میرزا مهدی اصفهانی، میرزا جوادآقا تهرانی، مجتبی قزوینی و شیخ حسنعلی مروارید استفاده کرد.
در سال 1328ش، برای ادامه ی تحصیلات حوزوی به تهران آمد و پس از درک محضر آیت الله محمدتقی آملی، به قم رفت. دروس فقه و اصول را از محضر حضرات آیات: سلطانی طباطبایی، بروجردی و محقق داماد فراگرفت و فلسفه را هم در محضر علامه طباطبایی آموخت و به درجه ی اجتهاد نایل آمد.
وی مبارزات سیاسی خود را با سخنرانی بر منابر علیه رژیم شاه از سال 1337ش، شروع کرد و با آغاز نهضت حضرت امام، مبارزات خود را برای تقویت نهضت حضرت امام گسترش داد.
میرزا حسنعلی مرواریداز فقها و عرفای معاصر شیعه بود.
آیت الله حاج میرزا حسنعلی مروارید در روز هشتم شوال 1329 ق. در مشهد مقدس پا به عرصه حیات نهاد. پدرش، حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدرضا مروارید (1299ـ1338 ق) از عالمان وارسته مشهد بود و با عالم ربانی، حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی، رابطه دوستی و عقد اخوت داشت.
شهرت «مروارید» در این خاندان، به دلیل انتساب آنان به یکی از مشهورترین رجال ادب و هنر عصر تیموری، یعنی خواجه شهاب الدین عبدالله مروارید کرمانی (865 ـ955 ق) می باشد. عموی آیت الله مروارید، حاج شیخ اکبر مروارید نیز از عالمان و شاگردان محقق بزرگ، آخوند محمدکاظم خراسانی بوده است. جد مادری وی، عالم ربانی و صاحب کرامات آیت الله حاج شیخ حسنعلی تهرانی (م 1329 ق) از شاگردان برجسته میرزای شیرازی و از عالمان نامدار قرن چهاردهم هجری در مشهد مقدس بوده است. نام حسنعلی به یاد آن اسوه تقوا و نیز به احترام حاج شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی بر آیت الله مروارید نهاده شده است.
آیت الله میرزا حسنعلی مروارید در سال 1337 ق و در اوان 9 سالگی، پدر بزرگوارش را از دست داد و مطابق وصیت پدر، تحت نظارت دوست معتمد او، حاج شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی) و تربیت و تدبیر مادری وارسته و اهل تهجد قرار گرفت. او در خانواده ای که سه پسر نه ساله، هفت ساله و نوزاد داشت، تکیه گاه مادر در سختی های خانواده بود. صبوری بر رنج یتیمی و مشکلات زندگی، عظمت روح این کودک را نشان می دهد. حاج شیخ حسنعلی نخودکی، پس از فوت دوست دیرین خویش، فرزند مستعد وی را با احترام و تکریم، میرزا حسنعلی خطاب می کرد؛ گویی در پیشانی بلند، چشمان نافذ و چهره مصمم او، آینده ای سرشار از علم، استقامت، تقوا و خدمت را خوانده بود.
آیت الله مروارید پس از یادگیری خواندن و نوشتن، قرائت جز سی ام قرآن و کلیات سعدی نزد استاد مکتب، در 13 سالگی به دلیل علاقه وافر به علوم اسلامی وارد حوزه علمیه شد. وی در مسیر دانش اندوزی، ادبیات را نزد استادان مطرح آن زمان و منطق را نزد شیخ قربانعلی شریعتی، برادر بزرگ استاد محمدتقی شریعتی آموخت. وی از استادان ذیل بیشترین بهره را برد:
پس از بازگشت آیت الله میرزا مهدی اصفهانی به مشهد، آیت الله مروارید یکی از شاگردانی بود که با کمی سن، در کنار انبوه شاگردان و بزرگانی، همچون استاد خود، آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی، پای درس میرزا می نشست و از همین ایام رابطه علمی و دوستی وی با آیت الله میرزا جواد آقا تهرانی آغاز شد و از آن پس سالیان متمادی با وی همدرس و هم بحث و تا آخر عمر با او همراه و همگام بود.
در زمان رضاشاه، عمامه بر سرگذاشتن برای طلاب علوم دینی ممنوع شد و همه کلاهی شدند؛ جز عده ای که جواز استفاده از عمامه و لباس را می گرفتند. آیت الله مروراید می گوید: «وقتی همه کلاهی شدند، ما هم پالتو پوشیدیم و یک کلاه شاپو به دست گرفتیم و رفتیم خدمت میرزا ایشان وقتی ما را مشاهده کرد (برای دلداری ما)، با یک تشر گفتند: مگر مسلمانی به عمامه است؛ اشکال ندارد». مرحوم میرزا با این کمی توانست جواز بگیرد، ولی این کار را نکرد و تقریباً چهار سال از منزل بیرون نیامد و شب ها در منزل درس می گفت.
آیت الله مروارید پس از وفات استاد خویش، میرزا مهدی اصفهانی، برای ادامه تحصیل و کسب فیض از محضر آیت الله بروجردی به قم رفت. موضوع درس این استاد در آن وقت، «حجیت اخبار» بود. وی درس را به عربی می نوشت. روزی اشکالی نسبت به موضوعی در درس برایش پیش آمد؛ آن را نوشت و توسط شخصی برای آیت الله بروجردی فرستاد. آیت الله بروجردی اشکال را پسندید و هنگام تدریس جواب آن را ارائه کرد. او معتقد بود که حجیت اخبار، طریقی محض است.



مروارید در دانشنامه ویکی پدیا

مروارید
مُروارید یا دُر، گوهری است معمولاً سفید و درخشان که در اندرون برخی از نرم تنان دوکفه ای مانند صدف مروارید به وجود می آید.
کلسیم کربنات, CaCO3
Conchiolin
وقتی جسمی خارجی مانند ذره ای شن بین صدف و پوسته او قرار بگیرد جانور لایه هایی مرکب از ماده آلی شاخی کونچیولین و بلورهای کلسیت یا آراگونیت را به دور جسم خارجی ترشح می کند. از این لایه های هم مرکز رفته رفته مروارید شکل می گیرد. مروارید با جنس دیواره درون صدف یکسان است. شکل مروارید اغلب نزدیک به کره است هرچند به شکل های دیگر مانند گلابی و دکمه و حتی شکل های نامنظم هم دیده می شود. درشتی آن به درشتی دانه خشخاش تا تخم کبوتر است. رنگ مروارید اغلب سفید است ولی ممکن است به رنگ های صورتی و زرد و سبز و آبی و قهوه ای و سیاه نیز دیده شود. در خلیج فارس و اقیانوس هند و استرالیا صید می شود. در قرن بیستم پرورش مروارید نیز رایج شد. برای تهیه مروارید پرورشی (که گاه مروارید مصنوعی نیز نامیده می شود) با سوراخ کردن پوسته صدف، یک قطعه مروارید بسیار کوچک را در درون صدف قرار می دهند تا جانور لایه هایی به دور آن ایجاد کند.
رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت به شرح کارنامهٔ اقتصادی مروارید در خلیج فارس می پردازد و فروش بالای مروارید را بیان گر اهمیت مروارید در زندگی ساحل نشینان خلیج فارس بر می شمارد. وی نقش مروارید در دوران گذشته را همچون نفت برای مردم این منطقه می داند. تاریخ اولین صید مروارید مشخص نشده ولی صید آن در دوره هخامنشیان رایج بوده است. در نوشته ها و ادبیات ایرانی هزارساله اخیر شاعران و نویسندگان ایرانی بسیار به صید مروارید اشاره شده است. استخری در قرن چهارم در کتاب مسالک الممالک بیان می کند که مرواریدها را از سواحل خلیج فارس به داخل کشور می بردند و مروارید خلیج فارس بی همتا است. ابی عبدالله ادریسی در نزهه المشتاق که در قرن ششم نوشته شده است به شرح روش سنتی صید مروارید در خلیج فارس می پردازد: «در این خلیج، همهٔ مکان های غواصی وجود دارد، سیصد مکان مورد توجه است که همه آن ها معروف و مشهورند.» و ابوعبدالله ادریسی در همان کتاب ذکر می کند: «غواصی در سرزمین ایران نوعی صنعت است که آموخته می شود و در آموزش آن پول فراوانی خرج می گردد؛ و آن به این گونه است که آن ها خارج کردن نفس از گوش را تمرین می کنند و می آموزند تا جایی که یک مرد در آغاز یادگیری اش دچار گوش درد می شود و از گوش هایش ماده ای جاری می شده و پس از آن معالجه کرده و آن را از درد و ملامت تبری می بخشند. گران ترین غواص کسی است که بیش از همه در زیر آب بماند.» در حال حاضر تنها در جزیره لاوان به میزان محدود صید مروارید انجام می گیرد؛ هرچند توسعه و احیای این صنعت تحت بررسی است.
عکس مروارید
مروارید نوعی گوهر است. همچنین، «مروارید» به موارد زیر هم اشاره دارد:
مروارید (رمان)، نام داستانی از جان استاین بک
کاخ مروارید، نام کاخی در منطقهٔ مهرشهر کرج
عملیات مروارید، یکی از عملیات های دریایی جنگ ایران و عراق
میرزا حسنعلی مروارید، از فقهای شیعه
در فرهنگ عامه به خاویار مروارید سیاه گفته می شود.
مروارید (به انگلیسی: The Pearl) رمان کوتاهی است از جان استاین بک که در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسید. داستان در مورد یک مکزیکی فقیر است که بزرگ ترین مروارید دنیا را می یابد به امید اینکه این مروارید زندگی خانواده اش را تغییر دهد و آنها را به خوشبختی برساند. اما این گنج چیزی بجز تباهی و نابودی برای آنها به ارمغان نمی آورد. مانند دیگر آثار اشتاین بک این داستان نیز حول مسائلی چون فقر، ثروت و بی عدالتی در جامعه می گردد. این داستان نمونه کاملی از ناتورئالیسم است.
کینو (Kino) غواصی فقیر است که زندگی اش را از راه جستجوی مروارید تأمین می کند. او شخصیتی است مغرور، یک دنده و خیره سر، و سر انجام همین امر باعث تباهی خودش و خانواده اش می شود. آرزوی پایان دادن به زندگی فقیرانه، و تعالی یافتن به موقعیت عالی مالی و اجتماعی، چشم عقل و بصیرت کینو را کور کرده است.
جوآنا (Juana) همسر کینو، از نظر شخصیتی کاملاً با وی مغایرت دارد. جوآنا شخصیتی است اندیشمند که به خوبی نشانه های هشدار دهنده ای که کینو از پذیرفتن آنها امتناع می کند را می بیند. با این حال او به خاطر وفاداری و فرمانبرداری دیرینه اش نسبت به همسرش، قادر به عوض کردن شرایط نیست.
کویوتیتو (Coyotito) پسربچه کینو و جوآنا است. در ابتدای داستان او به وسیله عقربی گزیده می شود، اما پزشک از دیدن او امتناع می کند. در انتهای داستان او به ضرب گلوله کشته می شود.
جوآن توماس (Juan Tómas) برادر کینو و بسیار وفادار به او و خانواده اش است.
دکتر (Doctor) شخصیتی است که به عنوان فردی فاقد ارزش های اخلاقی تصویر شده است. او بی پرده از ملاقات و درمان کویوتیتو تنها به جهت اینکه آنها پولی برای پرداخت ندارند، سر باز می زند. اما پس از شنیدن خبر یافتن گنجی گرانبها توسط کینو، خودش جهت درمان بچه به خانه آنها می رود.
کینو، جوآنا و فرزندشان کویوتیتو در خانه ای فقیرانه در کنار ساحل زندگی می کنند. صبح یک روز عقربی کویوتیتو را می گزد. کینو و همسرش شتابان او را نزد پزشک شهرشان می برند اما به آنها به علت اینکه خانواده ای فقیر و بومی هستند وپولی برای پرداخت ندارند، اجازه ورود داده نمی شود. ساعتی بعد کینو و همسر و فرزندش برای جستجو به دریا می روند تا بلکه مرواریدی بیابند که بتوانند خرج درمان بچه شان را به وسیله آن بپردازند. اما کینو بزرگ ترین مرواریدی را که به عمرش نظیر آن را ندیده بود، می یابد.
این داستان نمونه کاملی از طبیعت گرایی است. از عناصر آن در این داستان می توان از فقر، نقش حیاتی پول، تبعیض اجتماعی، بی عدالتی، بی اثر بودن مذهب، وراثت شغلی، وراثت شرایط بد اجتماعی از نیاکان، ولحظات فراوانی که انسان ها جنبه حیوانی خویش را هویدا می کنند، یاد کرد. در ابتدای داستان این خانواده در شرایط بسیار بدی زندگی می کنند؛ ولی رفته رفته و با پیدا کردن یک گنج بی نطیر شرایط رو به بهبودی می گذارد و به نطر می رسد که زندگی آنها به یک زندگی مرفه و عالی تبدیل خواهد شد؛ ولی در انتها نتیجه کاملاً برعکس است و شرایط آنها از آنچه در ابتدا بود بسیار بدتر می شود. آنها خانه، قایق، مروارید، و حتی بچه شان را از دست می دهند. این ناتورالیسم است. از دیگر عناصر ناتورالیستی در این داستان می توان از ویژگی خصمانه بودن تقدیر در برابر انسان نام برد. تقدیر تمام حوادث را بر ضد کینو رقم می زند: گزیده شدن کویوتیتو به وسیله عقرب، سپس یافتن یک مروارید خارق العاده که جریان زندگی وی را عوض می کند، اصابت گلوله اتفاقی در تاریکی از پایین کوه به بچه درون غاری در بالای کوه...
این داستان از موضوعات مختلفی چون نقش تقدیر در زندگی انسان، یا تأثیر ظلم وستم اجتماعی جامعه در تباهی زندگی افراد و... سخن می گوید. اما موضوع یا تم اصلی این داستان که تمی طبیعت گرایانه است در یک جمله خلاصه می شود: «انسان می تواند در زندگی شجاعانه مبارزه نماید، می تواند در این مبارزه پیروز یا مغلوب شود، تفاوتی نمی کند زیرا نکته این است که او به هیچ چیز نخواهد رسید!»
مختصات: ۳۶°۳۶′۴۰″شمالی ۴۸°۴۷′۳۷″شرقی / ۳۶٫۶۱۱۰۱°شمالی ۴۸٫۷۹۳۶۳°شرقی / 36.61101; 48.79363
مروارید (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
این روستا در نزدیکی سلطانیه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۵۹ نفر (۱۱۸خانوار) بوده است.
مروارید (نام علمی: Symphoricarpos) نام یک سرده از تیره آقطیان است.
مروارید فیلمی به کارگردانی اسماعیل پورسعید و نویسندگی علیرضا نوری زاده محصول سال ۱۳۵۲ است.
منوچهر وثوق
بهمن مفید
هاله نظری
مرتضی عقیلی
طاهره غفاری
سیامک اطلسی
محمد عبدی
محمد خرمی
برادران خرمی
پریش
کارمن
محمد مجتبی
اشرف کهن
ذبیح الله ذبیح پور
حسین شهاب
رضا حاجیان
نریمان شیری فرد
خسروی
غلام
ملیحه نظری
صالح (منوچهر وثوق) پس از مرگ پدرش تأمين معاش خاله و مادرش (كارمن) را به عهده دارد. صالح و دوستش عدنان (بهمن مفيد) به مرواريد (هاله نظري) علاقه دارند، و عدنان كه نمك پرورده ي صالح است از علاقه ي خود درمي گذرد تا صالح با مرواريد ازدواج كند. عباد (سيامك اطلسي)، صاحب كافه اي در بندر، نيز دل در گرو مرواريد بسته و صالح را از ازدواج با او منع مي كند. صالح براي صيد مرواريد، به دريا مي رود. او به عمق آب مي رود و برنمي گردد. عدنان به بندر باز مي گردد و براي صالح مجلس ترحيم برگزار مي كنند. وقتي عباد مرواريد را از پدرش خواستگاري مي كند نيره (آرزو غفاري)، دوست عدنان، با فداكاري و براي آن كه مانع وصلت آن دو شود خود را همسر عباد معرفي مي كند. نيره با فروش خانه اش اسباب ازدواج عدنان و مرواريد را فراهم مي كند. صالح به تصور اينكه عدنان طنابي را كه با آن به قعر دريا رفته پاره كرده، به بندر باز مي گردد و رو در روي عدنان قرار مي گيرد. مرواريد فاش مي كند كه رفتار عدنان با او همچون برادر بوده است و براي نجات دادنش از چنگ عباد با او ازدواج كرده است صالح با عباد و همدستانش درگير مي شود و پس از به دام افتادن آنها با مرواريد زندگي مشتركي را آغاز مي كند.
مروارید (فیلم ۱۳۹۱) فیلمی به کارگردانی سیروس حسن پور ساختهٔ سال ۱۳۹۱ است.
مهدی فقیه
سلیمه رنگزن
علیرضا اوسیوند
میرطاهر مظلومی
سیروس کهوری نژاد
پریوش نظریه
مروارید (به انگلیسی: Pearl) یک فیلم انیمیش کوتاه و مستقل است که در سال ۲۰۱۶ توسط پاتریک اوزبورن ساخته شد. این فیلم در سال ۲۰۱۷ و در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار عنوان نخستین فیلم واقعیت مجازی را کسب کرد که کاندید دریافت جایزه در بخش بهترین پویانمایی کوتاه شد ولی موفق به دریافت جایزه نشد.
یک ماشین هاچ بک محبوب بنام مروارید یک دختر و پدرش را که کل کشور را در تعقیب رویاهایشان می گردند دنبال می کند. فیلم، داستانی در مورد هدیه هایی است که ما دست پایین می گیریم و درباره قدرت آن ها در انتقال عشق است.
مروارید (کامیاران)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کامیاران در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان بیلوار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸۳ نفر (۵۵خانوار) بوده است.
مروارید انجیردان ، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان بستک در استان هرمزگان ایران.
محمدیان، کوخردی، محمد، (شهرستان بستک و بخش کوخرد) ، ج۱. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی.
عباسی، قلی، مصطفی، «بستک وجهانگیریه»، چاپ اول، تهران: ناشر: شرکت انتشارات جهان معاصر، سال ۱۳۷۲ خورشیدی.
سلامی، بستکی، احمد. (بستک در گذرگاه تاریخ) ج۲ چاپ اول، ۱۳۷۲ خورشیدی.
بالود، محمد. (فرهنگ عامه در منطقه بستک) ناشر همسایه، چاپ زیتون، انتشار سال ۱۳۸۴ خورشیدی.
بنی عباسیان، بستکی، محمد اعظم، «تاریخ جهانگیریه» چاپ تهران، سال ۱۳۳۹ خورشیدی.
الکوخردی، محمد، بن یوسف، (کُوخِرد حَاضِرَة اِسلامِیةَ عَلی ضِفافِ نَهر مِهران Kookherd, an Islamic District on the bank of Mehran River) الطبعة الثالثة، دبی: سنة ۱۹۹۷ للمیلاد.
اطلس گیتاشناسی استان های ایران (Gitashenasi Province Atlas of Iran)
محمد، صدیق «تارخ فارس» صفحه های (۵۰ ـ ۵۱ ـ ۵۲ ـ ۵۳)، چاپ سال ۱۹۹۳ میلادی.
این روستا در دهستان ده تل قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۵۶) نفر (۱۱ خانوار) بوده است. که از اهل سنت و از شاخه شافعی هستند یعنی از پیروان امام محمد ادریس شافعی می باشند.
س
مروارید تاهیتی یا مروارید سیاه یکی از کم یاب ترین گونه های مروارید می باشد که از صدف مرواریدساز لب سیاه (Pinctada Margaritifera) که در آب های پلی نزی فرانسه وجود دارد بدست می آید. این مروارید طی دههٔ ۱۹۰۰ در معرض نابودی بود که نجات پیدا کرد. علت نابودی آن تقاضای بسیار انبوه افراد برای شکار صدف لبه سیاه بود که از آن برای تهیه خوراک استفاده می شد.مرواريدهاى تاهيتى به سايزهاى متفاوتى يافت ميشوند كه بزرگى آن ها تا قطر حدودا ٩ ميليمتر هم ميرسد و همچنین از زیباترین مرواریدها و با ارزش ترین آن ها به شمار می رود.
مروارید سیاه و عوامل تعیین کننده ارزش آن
آب مروارید یا کاتاراکت (به فرانسوی: cataracte) نوعی بیماری چشم با دلایل مختلف است که با تار شدن عدسی چشم آغاز شده و با افزایش تیرگی و کدر شدن عدسی، بینایی چشم مختل می شود. خوشبختانه بیماری چشمی آب مروارید در بیشتر موارد در زمانی که باعث اختلال در بینایی شده باشد با جراحی ظریفی برطرف می شود.
دو بینی اشیاء
تار دیدن که معمولاً در نور روشن بیشتر این اتفاق می افتد. معمولاً این حالت برای اولین بار شب ها هنگام دیدن نور ماشین ها به صورت هاله اتفاق می افتد.
کدر شدن و به رنگ سفید شیری درآمدن مردمک ها
این بیماری به دلایل زیر بروز می کند:
عقاید غلطی دربارهٔ آب مروارید رایج است، اما باید گفت که آب مروارید:
از علامت های آب مروارید می توان به موارد زیر اشاره نمود:
آلاگزنه ای مروارید (نام علمی: Megastictus margaritatus) نام یک گونه از تیره مورچه مرغ است.
انتشارات مروارید نام یکی از مؤسسات انتشاراتی ایرانی است.
نشر مروارید
این مؤسسه در سال ۱۳۴۰ به دست مجید روشنگر و فریدون نیکنام و منوچهر حسن زاده و پرویز علی بیگ با سرمایهٔ اولیهٔ ۱۰هزار تومان در دفتری در خیابان نادری راه اندازی شد. روشنگر، که در آن زمان مدیر سازمان کتابهای جیبی نیز بود، هدفش از تأسیس انتشارات مرواید را چنین بیان می کند:.mw-parser-output blockquote.templatequote{margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite{line-height:1em;text-align:right;padding-right:2em;margin-top:0}.mw-parser-output blockquote.templatequote div.templatequotecite cite{font-size:85%}
در همان زمان که من مدیر سازمان کتابهای جیبی بودم کتابهایی به دست من می رسید که می دیدم نمی شود آنها را در تیراژ بالا (۱۰ هزار نسخه) منتشر کرد. برای همین به فکر افتادم که خودم یک مؤسسه نشر مستقل برای چاپ چنین کتابهایی تأسیس کنم.
نخستین کاری که انتشارات مروارید چاپ کرد رمانی بود به نام دلشکسته کارِ ناتانیل وست که به ترجمهٔ عبدالله توکل منتشر شد. فعالیت این انتشارات با چاپ اشعار بیژن جلالی برای اولین بار ادامه یافت.
مروارید یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر داراب استان فارس قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، کائولینیت است.
فهرست اندیس های استان فارس
باغ مروارید، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان مسکون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
توپ مرواری، یک توپ نظامی بزرگی بوده که در میدان ارگ تهران قدیم، روبروی نقاره خانه قدیم جای گرفته بود. این توپ بعدها به محوطه ساختمان باشگاه افسران وزارت جنگ (ساختمان کنونی شماره ۷ وزارت خارجه) در شمال میدان مشق تهران جابجا شد.
میدان ارگ
میدان مشق
توپ مرواری
وجه تسمیه این توپ معلوم نیست اما برخی (کتیرائی، ۱۳۷۸) علت نامگذاری را چند رشته مروارید ذکر کرده اند که به دهانه توپ آویزان بوده است. نوشته برجسته حک شده در داخل ترنج روی توپ نام سازنده آن را یک ریخته گر نامدار اصفهانی به نام استاد اسماعیل ریخته گر و سال ساخت آن را ۱۲۳۳ قمری به دستور فتحعلی شاه قاجار ذکر کرده است. این توپ هم اکنون در مدخل ساختمان شماره هفت وزارت امور خارجه قرار دارد.
دربارهٔ این این توپ داستان های بسیاری روایت شده است.از جمله این که شاه عباس آن را از پرتغالی ها در جزیره هرمز به غنیمت گرفته یا این که به دستور کریم خان زند در شیراز ساخته شده یا حتی در منابع دیگری آمده است که نادر شاه آن را از هندوستان به ایران آورده است.
این توپ در فرهنگ عامه حائز اهمیت بوده است به نحوی که در دوران قاجار خرافات بسیاری پیرامون آن شکل گرفت و مردم برای گرفتن حاجتهای خود به آن توسل می جستند.رواج خرافاتی از این قبیل ، باعث شده بود عده ای از زنان و دختران ، به نیت حاجت روایی و بخت گشایی به دورش جمع شوند و به آن دخیل ببندند، بخصوص در شبهای بیست و هفتم ماه رمضان و شبهای قدر . درشب چهارشنبه سوری نیز زنان و دختران پول و شیرینی و کله قند به نگهبانان توپ می دادند تا در اجرای مراسمشان آزاد باشند.
چشمهٔ آب مروارید از مشهورترین چشمه های کوهستان الوند است. چشمه ای پرآب و بسیار گواراست که آب آن همراه آب چشمه افعی از مسیر رود وفرجین می گذرد. در حوالی چشمه مروارید، نوعی درخت بید به نام درخت مروار می روید. شاید به این دلیل یا به خاطر زلال بودن آب چشمه، نام مروارید بر آن نهاده اند.
چشمه حوض نبی
چشمه تخت نادر، در ابتدای تخت نادر واقع و چشمه ای نسبتاً پرآب است.
چشمه کلاغ لان، چشمه ای دایمی است که در چمن زار کلاغ لان جریان می یابد.
چشمه قاضی، در دره مرادبیگ جاری است و آب مصرفی روستای دره مرادبیگ را تأمین می کند.
چشمه ملک، سرچشمه رودخانه ای است که در دره دیوین جریان دارد.
هفت چشمه، در دامنهٔ جنوبی چهارقله و در جادهٔ منتهی به تویسرکان جاری است.
چشمه خسرو، در مسیر قله یخچال به قله کلاه قاضی در جریان است.
بهشت آب، در سمت دره کیوارستان و جنوب قله الوند چشمه کوچکی است که از شکاف صخره ای بیرون می آید.
چشمه افعی، در دامنهٔ دوزخ دره واقع است.
چشمه آب مروارید.
در کوهستان الوند علاوه بر قلل مرتفع و شیب دار، دشت های کوچکی وجود دارد؛ که سطح آن ها از چمن زار پوشیده شده و چشمه های بسیار در آن ها جریان دارد. مهم ترین این چشمه ها عبارتند از:
چشمه مروارید به همراهِ چشمه دیمه از نامدارترین و قدیمی ترین چشمه ها در کوهرنگِ بختیاری است. سرچشمهٔ این چشمهٔ آب سرد در بیرگان و مشخصاً در درّه مُروارید قرار دارد و موجبِ پدید آمدنِ چندین روستا –از جمله غلّه چپ، یاورآباد و.. – شده است. این چشمه در سال های گذشته ۱۲۰۰ لیتر بر ثانیه آبدهی داشت. چشمه مذکور در سالهای اخیر به علت حفاریهای نادرست تونل آبرسانی کوهرنگ و ... کاملا خشک گردیده است.
زلالی و پاکی آبِ این چشمه و تلالوِ آن در کفِ سنگ های چشمه در نور خورشید موجب نامگزاری آن به مروارید شده است.
چشمه مروارید برای هزاران سال جاری بوده و آب آن به همراه آبِ برفِ کوهِ احمدلیوه، درّه مُروارید را به تدریج شکل داده است.
در دههٔ ۸۰ خورشیدی و در پی خطای محاسباتی در ساخت تونل جدید کوهرنگ (تونل ۳ کوهرنگ)، و به دلیل قطعِ شاهرگِ چشمه در عملیات ساخت تونل، آب این چشمه کاملاً خشکید و نارضایتی های گسترده ای در مردم بختیاری برانگیخت و نیز منجر به وارد کردن خسارت های بسیاری به کشاورزان و محیط زیست منطقه شد. در پی این ناآرامی ها، بخشی از آب رودخانه شهریاری به سرچشمهٔ این چشمه با لوله پمپاژ شد تا نبودِ آب آن تأمین و جبران خسارت شود.
چمن مروارید، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان داراب در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان بالش قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲٬۳۲۰ نفر (۵۲۳خانوار) بوده است.
میرزا حسنعلی مروارید (زادهٔ ۱۲۹۰، مشهد - درگذشتهٔ ۱۳۸۳) از فقهاء و علماء و اخلاقیون معاصر شیعه بود. او به «آیت الله مروارید» شناخته می شود.
شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی
شیخ کاظم دامغانی
شیخ هاشم قزوینی
میرزا مهدی اصفهانی
میرزا حسنعلی مروارید در سال۱۲۹۰ش در خانواده ای اهل علم و سرشناس در مشهد به دنیا آمد. از آنجا که پدرش شیخ محمدرضا مروارید عهد اخوّت و رابطه ای نزدیک با حسنعلی نخودکی اصفهانی داشت و همچنین به خاطر اینکه نام جد مادری اش میرزا حسنعلی تهرانی بود، پدرش نام «حسنعلی» را بر او نهاد. وی پس از ازدست دادن پدر در نه سالگی، تحت تربیت حسنعلی نخودکی اصفهانی بود.
پدر وی شیخ محمدرضا مروارید از علمای مشهد بود و رابطه ای نزدیک با شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی داشت.
شهرت «مروارید» در این خاندان با یکی از مشهورترین رجال ادب و هنر در عهد تیموری یعنی خواجه شهاب الدین عبدالله مروارید، متخلص به بیانی آغاز می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مروارید در دانشنامه آزاد پارسی

مُروارید (pearl)
مُروارید
رشد جسم غیرطبیعی، گرد، سخت، و برّاقی متشکل از ناکر(مادر مروارید). ناکر ماده ای گچی است، و بسیاری از نرم تنان آن را ترشح می کنند، ناکر به صورت لایه ای نازک داخل صدف و اطراف انگل، دانۀ شن، یا برخی اجسام محرک دیگر رسوب می کند. پس از چند سال که جبّه(لایۀ بافتی بین صدف و بدن) مادر مروارید ترشح کند مروارید تشکیل می شود. هرچند مرواریدهای ارزشمند تجاری از صدف های خوراکی آب شیرین استحصال می شوند، ارزشمند ترین مرواریدها از گونه های خانوادۀ پتریده(صدف مرواریدساز) به دست می آیند که در سواحل آب های گرم نواحی شمالی و غربی استرالیا، سواحل کالیفرنیا، خلیج فارس، و اقیانوس هند یافت می شوند. در ۱۸۹۳، مروارید افریقایی را برای اولین بار در ژاپن پرورش دادند. تکۀ کوچک صدف یک کلمرا، با تکۀ کوچک غشای جبّۀ اویستر مرواریدساز دیگری، به منظور تحریک ترشح ناکر، داخل اویسترها می گذارند و آن ها را به مدت سه سال در دریا و در قفس نگه می دارند. بعد از آن مرواریدها استحصال می شود. در ۱۹۹۸، دولت بریتانیا، طبق قانون حیات وحش و حومۀ مصوب ۱۹۸۱، صید نرم تن مرواریدسازآب شیرین را کاملاً ممنوع اعلام کرد. به منظور کاهش زمان پرورش اویستر برای تولید مروارید، بیوتکنولوژیست های امریکایی پروتئین های محرک رشد را به اویسترها تزریق کردند. در ۱۹۹۷، اولین نسل این اویسترها با سرعت دو برابر مرواریدهایی بزرگ تر تولید کردند.

ارتباط محتوایی با مروارید

مروارید در جدول کلمات

مروارید
در
مروارید آبدار
دریتیم
مروارید درشت
در
مروارید دهان
دندان
مروارید سیاه
خاویار
مروارید سیاه فوتبال جهان
پله
مروارید گرانبها
یتیمه
مروارید ها
درر
مروارید های درشت
درر
مروارید کویر
یزد

معنی مروارید به انگلیسی

pearl (اسم)
در ، صدف ، مروارید ، اب مروارید
bdellium (اسم)
خشل ، مقل ارزق ، مروارید ، مل زنگباری
nacre (اسم)
مروارید ، صدف مروارید

معنی کلمه مروارید به عربی

مروارید
لولوة
لولوة , ماء العين

مروارید را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مروارید

فرزان توانگر ١٩:٢٣ - ١٣٩٦/١١/٠٧
وسد
|

N.A ١٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٥/٢٥
مروارید:مروارید دستبند، گردنبند و بدلیجات دیگر، مروارید های کار شده روی لباس.
|

خدیجه ١٢:٤٣ - ١٣٩٨/٠٤/١٢
مروارید سرخ
به انگلیسی
|

پیشنهاد شما درباره معنی مروارید



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مروارید چینی   • مروارید خواننده   • قیمت مروارید   • خواص مروارید   • نام دیگر مروارید   • مروارید در صدف   • مروارید سامانه   • مروارید فیلم   • معنی مروارید   • مفهوم مروارید   • تعریف مروارید   • معرفی مروارید   • مروارید چیست   • مروارید یعنی چی   • مروارید یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مروارید
کلمه : مروارید
اشتباه تایپی : lv,hvdn
آوا : morvArid
نقش : اسم
عکس مروارید : در گوگل


آیا معنی مروارید مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )