انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1096 100 1

مزه

/maze/

مترادف مزه: طعم، چاشنی، لذت، ذائقه، لوس، گزک، نقل، لطیفه، شوخی، جوک

معنی مزه در لغت نامه دهخدا

مزة. [ م َزْ زَ ] (ع مص ، اِ) یکبار مکیدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || اندک نوشیدن شراب. (منتهی الارب ).

مزة. [ م َزْ زَ ] (ع اِ) می خوش مزه. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مُزّة.

مزة. [ م ُزْ زَ ] (ع اِ) می ترش. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). می ترشی که ترشی آن نامطبوع باشد. (ناظم الاطباء). مَزَّة.

مزة. [ م ِزْ رَ ] (اِخ ) دهی است به دمشق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). قریه ای از غوطه ٔ دمشق. (ضحی الاسلام جزء ثالث ص 82). قریه ای سرسبز و بزرگ در میان باغهای حومه ٔ دمشق ، فاصله اش تا دمشق نیم فرسخ است و قبر دحیه ٔ کلبی (از اصحاب حضرت رسول اکرم ) در آنجا است ، وبدینجهت آن را مزة کلب گویند. (از معجم البلدان ).

مزه. [ م َزْه ْ ] (ع مص ) لاغ کردن. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مَزح. (اقرب الموارد). مزاح نمودن. (از ناظم الاطباء).

مزه. [ م َ زَ / زِ / م َزْ زَ / زِ ] (اِ) طَعم. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (صحاح الفرس ). احساس و ادراکی که پس از تأثیر یک شی ٔ بر روی حس ذائقه حاصل میشود. طعم ، و آن چیزی است که دریابند با قوه ٔچشائی. طَعب. انواع مزه ها عبارتند از: شیرین ، تلخ ، شور، ترش ، دِبش ، لب ترش ، گس ، تند، زبان گز، مَلَس ، لب شور، شورمزه ، ترش و شیرین ، میخوش ، مُزّ :
رنگ و مزه بوی و شکل هست در این خاک
تا ز درون گونه گون بریزد بیرون.
ناصرخسرو.
چندین هزار بوی و مزه و صورت
بر دهریان بس است گوا ما را.
ناصرخسرو.
چون یافتش مزه ترش و ناخوش
و ان مغز تلخ باز بدوی اندر.
ناصرخسرو (دیوان چ عبدالرسولی ص 504).
وز برای آنکه ماهی بی نمک ندهد مزه
ابر و باد اینک نمکها پیش خوان افشانده اند.
خاقانی.
- بامزه . رجوع به بامزه شود.
- بدمزگی . رجوع به بدمزگی شود.
- بدمزه . رجوع به بدمزه شود.
- بی مزگی .رجوع به بی مزگی شود.
- بی مزه . رجوع به بی مزه شود.
- ترش مزه ؛ که مزه ٔ ترش دارد. دارای طعم ترش.
- تلخ مزه ؛ دارای طعم تلخ. که مزه ٔ تلخ دارد: نخستین قدح به دشخواری خوردم که تلخ مزه بود. (نوروزنامه ). و رجوع به تلخ شود.
- تندمزه ؛ دارای طعم تند و تیز.
- خوش مزگی ؛ خوش طعمی. رجوع به خوش مزگی شود.
- خوش مزه ؛ خوش طعم و خوش چاشنی و گوارا و خوش آیند در ذائقه و لذیذ.(ناظم الاطباء). دارای طعم خوش. و رجوع به خوش مزه شود.
- راست مزه . رجوع به راست مزه شود.
- شورمزه ؛ دارای طعم شور.
- شیرین مزه ؛ دارای طعم شیرین.
- مزه ٔ پسین ؛ آخرین مزه ٔ طعام. خُلفة. (منتهی الارب ). و رجوع به خلفة شود.
- مزه ٔ دهن کسی را دانستن (فهمیدن ) و یا مزه ٔ دهان کسی را چشیدن ؛ فهمیدن نظر و عقیده ٔ او درباره ٔچیزی. نیت او را دریافتن.
- مزه ٔ کاه دادن ؛ کنایه از بی مزه بودن.
- امثال :
آشپز که دو تا شد آش یا شور است یا بی مزه .
|| ذوق. (ناظم الاطباء). حس ذائقه. ذائقه. مذاق. چشش. (یادداشت به خطمرحوم دهخدا) :
دیدن ز ره چشم و شنیدن ز ره گوش
بوی از ره بینی چو مزه کام و زبان را.
ناصرخسرو.
|| طعم خوش. لذات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
گاو در بغداد آید ناگهان
بگذرد از این سران تا آن سران
زانهمه عیش و خوشیها و مزه
او نبیند غیر قشر خربزه.
مولوی.
- مزه دادن ؛خوش طعم بودن. خوش مزه بودن. طعم خوش داشتن :
- امثال :
خیزی هرکس به دهان خودش مزه می دهد.
|| نقل [ ن ُ / ن َ ] که با شراب خورند جهت تغییر ذائقه.مزه ٔ شراب. زاکوسگا. نقل شراب. سپندانی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : سبزیها و دیگر چیزها که مزه را شایست همه را بر باید کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 257).
- امثال :
مزه ٔ لوطی خاک است .
- مزه ساختن ؛ مزه کردن ،تنقل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| لذّة. (منتهی الارب ) (دهار). لذت. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (صحاح الفرس ) :
چو فرزند باشد بیابد مزه
ز بهر مزه دور گردد بزه.
فردوسی.
نه از خواب و از خورد بودش مزه
نه بگسست از چشم او نایزه.
عنصری.
بی سود بود هر چه خورد مردم در خواب
بیدار شناسد مزه از منفعت و ضر.
ناصرخسرو.
شما تشنه ٔ آب شهوات و مزه ها می باشید. (معارف بهأولد). ایشان در خوشیهای فسرده ٔ خود مستغرق اند و از خوشیها و مزه های من بی خبرند. (معارف بهأولد).
نیست در کار ز تکرار بزه
لیک آن می برد از کارمزه.
جامی.
نکوهیده ده کار برده گروه
نکوهیده تر نزد دانش پژوه...
دگر دانشومند کو از بزه
نترسد چو چیزی بود بامزه.
؟
- مزه یافتن ؛ التذاد. لذت بردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| سود. فاید. منفعت : مردمان را منفعت بسیار است در [ شراب ] ولیکن بزه او از نفع بیشتر است. خردمند باید که چنان خورد که مزه ٔ او بیشتر از بزه بود تا بر او وبال نگردد. (نوروزنامه ). || تمتع. بهره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
همی یاد کرد از گناه و بزه
ندانست از آن زندگانی مزه.
فردوسی.
ورا از تن خویش باشد بزه.
بزه کی گزیند کسی بی مزه.
فردوسی.
بوالحسن و بوالعلا نیز آمدند و هم از این طرز جواب بکتغدی بیاوردند و هر دو فرزند پسر و دختر را به امیر سپرده و گفته که او را مزه نمانده است از زندگانی که چشم و دست و پای ندارد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 662). اکنون خود را گویم چون ترا مزه ای نیست از عالم حیوانی از اﷲ بخواه تا این هستیت را محو کند. (معارف بهأولد). مجبور خود نام با خود دارد یعنی بی مراد و بی چاره و عاجز و بی مزه. (معارف بهأولد). آدمی هر چند زیرکتر باشد عیب بین تر باشدلاجرم بی مزه تر باشد و با رنجتر باشد. (معارف بهأولد). || شیرینی. طعم شیرین :
مزه اندر شکر و بوی به مشک اندر
هر دو از بهر تو مانده ست چنین پنهان.
ناصرخسرو.
|| چاشنی. (ناظم الاطباء). || خوشی. شیرینی. فرح. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : فان گفت مرا اکنون مزه ٔ زندگانی برفت و پادشاهی بکار نیاید. (مجمل التواریخ والقصص ). تا مزه ٔ همه چیز را از خود برنگیرم به مزه ٔ تو ای اﷲ نرسم. (معارف بهأولد).
- بامزه ؛ مفرح. خوشی آور. فرحناک :
جیحون خوش است و بامزه و دریا
از ناخوشی و زهر چو طاعون است.
ناصرخسرو.
- بی مزه ؛ ناخوش آیند :
این رهگذری بیقرار و زشت است
زین بی مزه تر مستقر نباشد.
ناصرخسرو.
|| سرور. شادی : و این عشق ها و مزه ها تو میدهی. (معارف بهاء ولد).
- بامزه ؛ مسرور. شادان. خوش :
اگر چه دلم بود از آن بامزه
همی کاشتم تخم رنج و بزه.
فردوسی.
- امثال :
مزه ٔ هر شوخی یکدفعه است .
|| تعجب. شگفتی. غرابت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : مزه در این جاست که با اینهمه کارهای زشت خود رامستحق ستایش نیز میداند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || طراوت. زیبائی. خوبی :
چو خورشید آید به برج بُزه
جهان را ز بیرون نماند مزه.
ابوشکور.
|| اجر. پاداش : ادراکات من دست آموزاﷲ است و مزه از اﷲ میگیرم. (معارف بهأولد).

مزه. [ م ُ زَ / زِ ] (اِ) صورتی است از مژه. (صحاح الفرس ). رجوع به مژه شود.

معنی مزه به فارسی

مزه
طعم، کیفیتی که ا چشیدن یانوشیدن چیزی احساس شودمثل شوری وتلخی وشیرینی، خوراک مختصری راهم میگویندکه بانوشابه می خورند
۱ - ( اسم ) کیفیتی که از چشیدن و جویدن و نوشیدن چیزی احساس شود مانند : شیرینی شوری تلخی . ۲ - خوراکی مختصر که با مشروب خورند از قبیل آجیل سبزی و غیره . توضیح آنچه که امروز مز. شراب میگوییم سابقا نقل گفته میشده است . یامز. عرق . ۱ - خوراکی مختصر که با مشروب خورند . ۲ - امرد مفعول . ۳ - لذت غذا . ۴ - نفع سود : و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما مردمانرا منفعت بسیارست دروی ولیکن بزه او از نفع بیشترست . خردمند باید که چنان خورد که مز. او بیشتر از بزه بود ... ۵ - ( اسم ) عمل مزیدن . یا مز. دهان ( دهن ) کسی را فهمیدن . مقصود او را فهمیدن بقصد اوپی بردن .
صورتی است از مژه
چاشنی گیر
[taste aversion learning, Garcia effect, conditioned taste aversion, Sauce-Bearnaise syndrome] [تغذیه] بیزاری و دوری جستن از ماده ای خوراکی که مزۀ آن مشابه با ماده ای است که بر فرد اثرات سمی یا ناخوشایند داشته است
( مصدر ) خوش مزه بودن غذا .
( صفت ) ۱ - آنچه دارای مزه است . ۲ - غذایی که دارای طعم خوش مزه است لذیذ .
[ گویش مازنی ] /meze daar/ بامزه – لذیذ
۱ - دارای مزه بودن . ۲- خوش مزه بودن لذیذ بودن .
طعم داشتن
احساس طعم و مزه غذا کردن
کنایه از تبدیل ذائقه کردن
[ گویش مازنی ] /meze ghallaash/ ماهی نر کوچکی که سفید رنگ است
تغییر طعم دادن
طعم خوش گرفتن
طعم گشته
چشیدن
دارای مزه خوش و لذیذ
[ گویش مازنی ] /meze hedaaan/ لذت بخشیدن – خوش مزه بودن - طعمی خوش که چشنده به احساس دوباره آن حریص شود
[ گویش مازنی ] /meze hekaarden/ مزه دادن – خوش مزه بودن
دهی د ر شهرستان جهرم
( مصدر ) مزه دادن . یا برای ما خیلی مزه کرد . بسیار خوشمزه و لذیذ بود . یا مزه کردن بدهن کسی . ۱ - خوشمزه بودن غذا در دهن وی . ۲ - مطلوب وی واقع شدن .
چشنده

معنی مزه در فرهنگ معین

مزه
(مَ زِ) (اِ.) ۱ - طعم و چاشنی . ۲ - (عا.) خوراکی مختصر که با مشروب خورند. ۳ - لذت غذا. ، ~ دهان کسی را فهمیدن کنایه از:مقصود او را فهمیدن ، به قصد او پی بردن .
( ~. مَ زِ) (ص مر.) آن چه که دارای طعم و مزة نیک باشد.

معنی مزه در فرهنگ فارسی عمید

مزه
۱. کیفیتی که از چشیدن یا نوشیدن چیزی احساس شود مثل شوری، تلخی، و شیرینی، طعم.
۲. [مجاز] خوراک مختصری که با شراب می خورند.
۳. [قدیمی، مجاز] بهره، نصیب.
* مزه دادن (داشتن): (مصدر لازم) [عامیانه، مجاز] خوشایند بودن.
ویژگی هرچیزی که طعم و مزۀ خوب داشته باشد و به ذائقه خوش بیاید.

مزه در دانشنامه ویکی پدیا

مزه
مزه یک احساس است که توسط حس چشایی محسوس می شود. البته مزه یک احساس کلی می باشد یعنی هرآن چه را که حس چشایی احساس کند مزه دارد و هرآن چه را که احساس نکند مزه ندارد. مزه های کلی را (به عبارت دیگر احساسات محسوس شده از حس چشایی را به صورت کلی) با کلماتی چون شیرینی (مزه)، تلخی (مزه)، ترشی (مزه)، شوری (مزه)، ملسی و … بیان می کنند. مزه ای به نام تندی در دهان وجود ندارد. این احساس مربوط به ماده ای است به نام کاپسی سین که در فلفل های تند وجود دارد. تندی یک مزه نیست چون مربوط به حس لامسه می شود. در بعضی از دسته بندی ها مزه اومامی را به عنوان مزه پنجم ذکر میکنند، اومامی کلمه ای ژاپنی به معنای لذیذ است که برای توصیف یک مزه مطلوب که با چهار مزه دیگر تفاوت دارد، بکار میرود. اومامی مزه غالب غذاهایی است که آمینو اسید گلوتامات دارند، مانند عصاره گوشت و گوجه فرنگی. در هنر آشپزی به مخلوط نمودن مواد مختلف به ویژه ادویه جات جهت ایجاد احساس مطبوع در افرادی که غذای مورد نظر را میل می کنند طعم دار نمودن غذا می گویند. طعم دهنده ها عموماً از گیاهان معطر تهیه می شوند که مخلوط آن ها با یکدیگر بو و مزه دلپذیری را در افراد ایجاد می کند. البته تعریف دیگر طعم این است:مزه +بو، در عبارتی دیگر باید گفت که طعم غذا ترکیبی از حس چشایی و بوی غذاست. اگر انسان دچار سرما خوردگی شدید شود و راه بینی اش بسته گردد، به سختی مزهٔ غذا را تشخیص خواهد داد.
در قرآن نیز مزه ها چنین آمده است:
مزه کردن یا چشیدن قرار دادن جزئی از یک چیز یا غذا روی زبان برای تعیین مزهٔ آن است. انسان با استفاده از غده های چشایی روی زبان خود، قادر به چشیدن مزه غذاهای مختلف است. زبان پوشیده از برآمدگی های بسیار ریزی است که در اطراف خود غده های چشایی را جای داده اند. در قسمت پشت و جلو و اطراف زبان توده ای از این غده به چشم می خورد. رگ های عصبی که از غده های چشایی به سوی مغز امتداد یافته اند، ترشی، شیرینی، تلخی و شوری غذا را به اطلاع می رسانند.
شیرینی یا مزهٔ شیرین یکی از مزه های پنج گانه است که اغلب در دنیا تجربه ای لذت بخش قلمداد می شود. این مزه را بیش از هر چیز با غذاهایی که شامل مقدار زیادی کربوهیدرات ساده مثل شکر هستند همبسته می دانند.
تلخی یا مزهٔ تلخ لغتی است برای توصیف طیفی از مزه یا احساسی مدروک شده توسط حس چشایی که در گیاهانی همچون ترخون و دانهٔ قهوه وجود دارد. به ماده ای که مزهٔ تلخ دارد، تلخ گفته می شود.
عکس مزه
مزه یک احساس است که توسط حس چشایی حس می شود.
مزه (خوراک)
مزه (فیزیک ذره ای)
مزه ممکن است به یکی از موارد زیر نیز اشاره داشته باشد:
مزه خوراکی اندکی است که معمولاً با مشروبات الکلی یا به عنوان پیش غذا می خورند. مزه شامل انواع ماست ساده، ماست خیار، ماست میوه ماست موسیر، زیتون، ترشی، ژامبون، چیپس سیب زمینی، و انواع شور، آجیل و انواع تنقلات دیگر می شود. طعم های ترش و شور عموماً برای مزه استفاده می شود.
واژه «مزه» از فارسی می آید و فرهنگ مزه ریشه در ایران دوره ساسانی دارد.
ویکی پدیای انگلیسی
مزه یا چاشنی؛ در اشاره به گونه های یک ذرهٔ بنیادی، (به انگلیسی: flavour or flavor) در فیزیک کوانتومی است. روایت کنونی مدل استاندارد، کوارک ها و لپتون ها را، هرکدام دارای شش مزهٔ متفاوت می داند و برای هرکدام از این مزه ها؛ به رسم معمول و همیشگی؛ که شماره گذاری همهٔ ذره های بنیادی حتی کامپوزیت ها است، یک عدد کوانتومی ویژهٔ مزه اختصاص داده شده است. در مورد هادرون ها این شماره های کوانتومی به تعداد کوارک تشکیل دهندهٔ هر یک از مزه ها بستگی دارد.
مدل استاندارد
بر خلاف مکانیک کلاسیک، که در آن نیروها فقط اندازهٔ حرکت ذره یا جرم را دگرگون می کنند، در فیزیک کوانتومی، نیروی ضعیف می تواند ماهیت وجودی یک ذره، حتی یک ذرهٔ بنیادی را دیگر کند؛ بنابراین ذرات بنیادی ابدی نیستند، از یک کوارک می توان کوارک دیگری با جرم های مختلف و بار الکتریکی متفاوتی ساخت، و برای لپتون ها هم به همین گونه دگرگونی ها امکان پذیر است. از دیدگاه مکانیک کوانتومی، تغییر مزهٔ یک ذره توسط نیروی ضعیف در اصل هیچ تفاوتی با تغییر مسیر چرخش آن از طریق تعامل الکترومغناطیسی ندارد، و باید با عدد کوانتومی نیز توصیف شود. به طور خاص، حالت کوانتومی مزه ممکن است تحت تأثیر برهم نهی کوانتومی قرار گیرد.
در فیزیک اتمی عدد کوانتومی اصلی یک الکترون نمایانگر آن لایه الکترونی است که آن الکترون در آن قرار دارد و تراز انرژی همهٔ اتم را در آنجا تعیین کرده است. به همین گونه، پنج عدد کوانتومی مزهٔ یک کوارک مشخص می کنند که کدام یک از شش مزه (u, d, s, c, b, t) را آن کوارک داراست، و زمانی که این کوارک ها در هم آمیخته شوند نتیجهٔ آن باریون ها و مزون های متفاوتی با جرم ها، بارهای الکتریکی، و حالت های فروپاشی متفاوت خواهد بود.
اگر دو یا چند ذره دارای تعاملات یکسان باشند، آن ها ممکن است بدون تأثیرگذاری فیزیکی مبادله شوند. هر ترکیب خطی (مختلط) از این دو ذره، تا زمانی که این دو ذره (متعامد) یا برهم عمود باشند بین آن ها تأثیرگذاری فیزیکی مبادله نمی شود. در کرومودینامیک کوانتومی، مزه یک تقارن کروی است. از سوی دیگر، در برهمکنش الکتروضعیف این تقارن شکسته است و پروسهٔ دگرگون شدن مزه حضور دارد، مانند نوسانات نوترینو و واپاشی کوارک.
مزه خوب کودکی ۱ یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۰ به کارگردانی مسعود شاه محمدی، نویسندگی و تهیه کنندگی می باشد که از برنامه کودک و نوجوان شبکه پخش شد.
فلور نظری
اسماعیل محرابی
پویا کرمی
ثریا قاسمی
رضا خندان
سهیلا عزیزی
شادی گلستان
فرشید نوابی
فرهاد شریفی
کاوه آهنگر
مریم کاظمی
مهشید باقری
یاس نیکپور
مزه خوب کودکی ۲ یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۱ به کارگردانی مسعود رشیدی، نویسندگی سینا سعیدوزیری، شهرزاد زندی و تهیه کنندگی امید نجیب زاده می باشد که از برنامه کودک و نوجوان شبکه دو پخش شد. این مجموعه در ۱۰ قسمت ۴۰ دقیقه ای تهیه شد.
زیبا بروفه
آذر نادری
پیام صابری
رضا شجاعی
زهره صفوی
فاطمه دانشزاد
لیلا بلوکات
هانیه مرادی
یاس نیکپور
مزه خوب کودکی داستان دختر بچه شیطان و بازیگوشی به نام عسل است که از طریق رایانه قدرت های عجیبی پیدا کرده است. او می تواند به زمان آینده و گذشته برود و با آدم های آن دوران ارتباط برقرار کند می تواند غیب شود و جای آدم دیگری ظاهر گردد او هرچه آرزو می کند، برآورده می شود مثلاً یک بار لجبازی مادرش را می بیند و این باعث می شود که به ترفندی او را به زمان کودکی خودش ببرد در ادامه حوادثی پیش می آید و موفق می شود علت لجبازی مادرش را کشف کند و به این ترتیب مشکل او را حل می کند و به زمان حال بازمی گرداند یا مثلاً چند نفری را که با هم اختلاف دارند، به روش خودش آشتی می دهد..
مزه سر، روستایی از توابع بخش جالق شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان جالق قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۳ نفر (۳۵خانوار) بوده است.
پس مزه (انگلیسی: Aftertaste) مزهٔ یک غذا یا نوشیدنی، بلافاصله پس از حذف آن از دهان است. شدت این طعم و مدت زمانی که فرد آنرا پس از خوردن غذا یا نوشیدنی احساس می کند بسیار متفاوت است، اما مشخصهٔ مشترک و همیشگی اش آن است که پس مزه، پس از قورت دادن یا بیرون آوردن آنها از دهان احساس می شود.
کیفیت: طعم واقعی را بیان می کند. مثل شیرین، ترش، شور، تلخ، اومامی، بی طعم. به منظور توصیف «کیفیت» و «شدت» یک طعم، به خصوص جهت استفاده در پژوهش های علمی، تلاش شده تا برای توصیف آنها، استانداردسازی صورت گیرد.
شدت: اندازه یا شدت یک طعم را بیان می کند. از آنجایی که توصیف «شدت» یک طعم، از فردی به فرد دیگر متفاوت است، از انواع خاصی از مقیاس بورگ جهت اندازه گیری شدت مزهٔ یک غذا یا نوشیدنی استفاده می شود که از صفر (طعم بسیار ضعیف) تا ۱۰ (شدت بسیار زیاد یک طعم) درجه بندی شده است.
مدت زمان: مدت زمان استمرارِ طعم در دهان است.
مکانیسم های ادراک «مزه» و «پس مزه» در اثر ترارسانی پیام از گیرنده های چشایی تا مغز هنوز به طور کامل شناخته نشده است؛ اما به نظر می رسد که ناحیهٔ اولیهٔ چشایی در اینسولار مغز، در درک پس مزه هم نقش داشته باشد.
ویژگی های پس مزه عبارتند از:
برخی شیرین کننده های کم کالری همچون ساخارین و اسسولفام پتاسیم به خاطر پس مزهٔ تلخ شان، شناخته شده هستند. اخیراً ماده ای به نام «GIV3727» ساخته اند که اجازه نمی دهد این شیرین کننده، گیرنده های تلخی را تحریک کنند.
دیابت بیمزه (به انگلیسی: diabetes insipidus) یک اختلال نادر در سیستم هورمونی است که در آن اغلب کمبود هورمون آنتی دیورتِیک (ضدادراری) (ADH) که به طور طبیعی از هیپوفیز ترشح می شود را داریم. این اختلال هیچ ارتباطی با افزایش قند خون ندارد و فقط به خاطر افزایش حجم ادرار با دیابت مشابهت دارد. این کمبود می تواند به علل زیر ایجاد شود: صدمه به سر که منجر به آسیب رسیدن هیپوفیز شود، تومور هیپوفیز، سایر تومورهای مغزی که به هیپوفیز فشار وارد آورند، عفونت مغز مثل آنسفالیت یا منژیت، یکی از عوارض شایع پس از جراحی هیپوفیز، خونریزی درون جمجمه، آنوریسم (بیرون زدن دیواره رگ ها). سایر علل دیابت بی مزه بیماری کلیه (دیابت نفروژنیک که کلیه به هورمون ADH پاسخ نمی دهد) و حاملگی (که جفت وازوپرسیناز ترشح می کند) و Dipsogenic (که نقص در هیپوتالاموس است) می باشند . SIADH:سندروم ترشح نابجای هورمون ضد ادراری:ترشح فیزیولوژی وازوپرسین از بخش خلفی هیپوفیز به طور طبیعی سرکوب می شود.
دورلند فرهنگ پزشکی. تهران
ویکی پدیای انگلیسی
فیزیولوژی ویلیام
مرکز تحقیقات غده درون ریز و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران «دیابت بی مزه»
موسوی نیک «تحقیق دیابت بی مزه»
برخورداری م. م «کنفرانس دیابت بی مزه دانشکده پزشکی کرمان»
عوارض بیمار شامل، بی آبی و عدم تعادل الکترولیت ها است.بی آبی:به استثنای پلی دیپسی اولیه، که سبب می شود مقدار زیادی آب دربدن حبس شود، دیابت بی مزه ممکن است سبب شود بدن مقدار بسیار کمی آب برای عملکرد مناسب دراختیار داشته باشد و به این جهت بی آبی پدید آید. بی آبی سبب بروز حالت های زیر می شود:خشکی دهان، ضعف عضله، کاهش فشارخون: هیپوتانسیون (hypotension)، افزایش سدیم خون: هیپرناترمی (hypernatremia)، گود رفتن چشمان، تب، سر درد، تند شدن سرعت قلب، کاهش وزن.عدم تعادل الکترولیت ها:دیابت بی مزه ممکن است سبب بروز عدم تعادل الکترولیت ها شود. الکترولیت electrolyteها املاح معدنی موجود در خون (مثل سدیم و پتاسیم) هستند که تعادل مایعات را در بدن حفظ می کنند. عدم تعادل الکترولیت ها سبب بروز نشانه می شود، ازجمله:خستگی یا بی حالی ـ تهوع ـ ازدست دادن اشتها ـ دردهای عضله
تشنگی زیاد، دفع مقدار زیادی ادرار رقیق و بدون رنگ (تا ۱۵ لیتر در روز)، خشکی دست ها، یبوست و پرنوشی . پرخواران و کودکان خردسالی که دچار دیابت بی مزه هستند ممکن است دارای شناسه ها و نشانه های زیر باشند:گریه کردن آرام نشدنی یا بهانه گیری بدون توجیه، خیس بودن غیرمعمولی کهنه قنداق، تب، استفراغ یا اسهال، پوست خشک با اندام های انتهایی سرد، تأخیر رشد، کاهش وزن
چندین روش آزمایشگاهی برای تشخیص وجود دارد. مثل :آزمایش وزن مخصوص ادرار، اندازه گیری سدیم و پتاسیم، تصویر برداری از نوروهیپوفیز، تست محرومیت از آب.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مزه

مزه در جدول کلمات

مزه
طعم
مزه | حر ف حق
تلخ
مزه ا سیدی
ترش
مزه اخمو
ترش
مزه پیروزی
شیرین
مزه ترد
چشید
مزه حر ف حق
تلخ
مزه خرمالو
گس
مزه خوشایند
شیرین
مزه دلچسب
میلان

معنی مزه به انگلیسی

taste (اسم)
سررشته ، مزمزه ، طعم ، مزه ، ذوق ، سلیقه ، چشایی ، طعم و مزه چشی ، چشاپی
smack (اسم)
ضربت ، ماچ ، طعم ، مزه ، صدای سیلی یا شلاق ، چشیدن مختصر
savor (اسم)
بو ، طعم ، مزه ، حس ذائقه
relish (اسم)
میل ، اشتها ، خوش مزگی ، چاشنی ، طعم ، مزه ، خوش طعمی ، ذوق ، رغبت ، مقدار کم ، ذائقه
flavor (اسم)
خوشبویی ، خوش مزگی ، چاشنی ، طعم ، مزه ، مزه وبو ، خوش طعمی
gusto (اسم)
لذت ، درک ، احساس ، طعم ، مزه ، ذوق
zest (اسم)
میل ، خوش مزگی ، مزه ، رغبت
sapor (اسم)
مزه ، ذائقه
sapour (اسم)
مزه ، ذائقه

معنی کلمه مزه به عربی

مزه
ذوق , صفعة , طعم , مذاق , نکهة
حامض
مذاق
مذاق
نکهة
متذوق
فطيرة
صفعة
نکهة
مذاق
بشکل لذيذ
عديم الطعم , عديم العاطفة
فطيرة
مقزز
مضحک
لحم الخنزير

مزه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مزه مشروب   • انواع مزه   • مزه مهمانی   • مزه نوشیدنی   • معنی مزه   • مزه عرق   • رستوران مزه   • انواع مزه ها   • مفهوم مزه   • تعریف مزه   • معرفی مزه   • مزه چیست   • مزه یعنی چی   • مزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مزه
کلمه : مزه
اشتباه تایپی : lci
آوا : maze
نقش : اسم
عکس مزه : در گوگل


آیا معنی مزه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )