برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1283 100 1

مستقبل

/mostaqbal/

مترادف مستقبل: آتی، آتیه، آینده

متضاد مستقبل: حال، گذشته

برابر پارسی: آینده، پیشتاز، پیشواز

معنی مستقبل در لغت نامه دهخدا

مستقبل. [ م ُ ت َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) نعت فاعلی از استقبال. روی به چیزی آرنده. (غیاث ) (آنندراج ). کسی که در مقابل و محاذات چیزی قرار گیرد چون در مقابل قبله. (از اقرب الموارد). رجوع به استقبال شود. || در اصطلاح فقهی ، کسی که به طرف قبله متوجه است. || پیش آینده. (غیاث ) (آنندراج ). مقابل مستدبر. (از اقرب الموارد). پیشوازکننده. به پیشواز شونده. پذیره آینده. || زمانه ٔ پیش آینده که مقابل ماضی و حال است. (غیاث ) (آنندراج ). زمانی که بعد از حال آید. استقبال. (از اقرب الموارد). مُستقبَل. (از المنجد). زمانی که منتظر بوجود آمدن آن باشی پس از زمانی که در آن هستی ، و بدین نام خوانده شده است بسبب اینکه زمان به استقبال آن میرود . (از تعریفات جرجانی ). مضارع. غابر. آینده :
بیش از همه شاهانست از ماضی و مستقبل
بیش از همه میران است از شیری و از شاری .
منوچهری.
همچنین هر کس به اندازه ٔنظر
غیب مستقبل ببیند خیر و شر.
مولوی (مثنوی ).
که چه خواهم خورد مستقبل عجب
لوت فردا از کجا سازم طلب.
مولوی (مثنوی ).
- امثال :
المستقبل کشاف .

مستقبل. [ م ُ ت َ ب َ ] (ع ص ، اِ) نعت مفعولی از استقبال. آنچه بسوی آن روی آورند. (از اقرب الموارد). رجوع به استقبال شود. || زمانی که بعد از حال آید. مستقبِل. (المنجد). || در اصطلاح مصوران ، تمام رخ. تصویر دوچشمی. تصویر که دو چشم و هر دو رخساره دارد در مقابل نیمرخ که به اصطلاح مصوران تصویر یک چشمی را گویند. (غیاث ) (آنندراج ).

معنی مستقبل به فارسی

مستقبل
آینده، زمان آینده، استقبال کننده، پیشواز رونده، پیش آینده
(اسم ) ۱- روی آورنده پیش آینده . ۲ - آنکه به پیشواز مسافررود استقبال کننده پذیره کننده : ... اجل است که چون قادمی روی بمن نهادست ومن چون مستقبلی .... پیش او باز می روم . جمع : مستقبلین .

معنی مستقبل در فرهنگ معین

مستقبل
(مُ تَ بَ) [ ع . ] (اِمف .) زمان آینده .
(مُ تِ بِ) [ ع . ] (اِفا.) استقبال کننده ، به پیشواز رونده .

معنی مستقبل در فرهنگ فارسی عمید

مستقبل
آینده، زمان آینده.
۱. استقبال کننده، پیشوازرونده، پیش آینده.
۲. (اسم) [قدیمی] زمان آینده.

مستقبل در دانشنامه اسلامی

مستقبل
معنی مُّسْتَقْبِلَ: رو آورنده
ریشه کلمه:
قبل‌ (۲۹۴ بار)
ذکر صیغه مستقبل و اراده معنای ماضی ؛ از مصادیق مجاز لغوی را تعبیر از ماضی به لفظ مستقبل گویند.
آوردن لفظ مستقبل و اراده ماضی، از موارد مجاز لغوی به شمار می آید؛ مانند:۱. (اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم وانتم تتلون الکتاب افلا تعقلون). «تامرون» به معنای «امرتم» و «تنسون» به معنای «نسیتم» است.۲. (واتبعوا ما تتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان...) که «تتلوا» یعنی «تلت».آوردن این گونه تعابیر، به معنای دوام و استمرار است.

مستقبل در دانشنامه آزاد پارسی

مُسْتَقْبَل
در اصطلاح دستور زبان، فعلی برای نشان دادن عمل یا حالتی که در آینده اتفاق خواهد افتاد که از بن ماضی فعل مورد نظر ساخته می شود و قبل از آن بن مضارعِ فعلِ «خواستن» + شناسه های مضارع، به عنوان فعل معین، بیاید: «خواهم رفت». در فارسی معاصر، برای بیان این فعل، غالباً از ساخت مضارع اخباریِ فعل «خواستن» + مضارع التزامیِ فعل موردِ نظر استفاده می شود: «می خواهم بروم».

مستقبل در جدول کلمات

معنی مستقبل به انگلیسی

future time (اسم)
مستقبل

معنی کلمه مستقبل به عربی

مستقبل
مستقبل

مستقبل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن
جلودار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فعل مستقبل   • فعل حال   • انواع فعل مستقبل   • انواع زمان در زبان فارسی   • فعل مستقبل عربی   • زمان آینده ساده در انگلیسی   • معنی مستقبل   • مضارع   • مفهوم مستقبل   • تعریف مستقبل   • معرفی مستقبل   • مستقبل چیست   • مستقبل یعنی چی   • مستقبل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مستقبل
کلمه : مستقبل
اشتباه تایپی : lsjrfg
آوا : mostaqbal
نقش : اسم
عکس مستقبل : در گوگل

آیا معنی مستقبل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )