انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1013 100 1

مستقرة

معنی مستقرة در لغت نامه دهخدا

مستقرة. [ م ُ ت َ ق ِرْرَ ] (ع ص ) تأنیث مستقر. رجوع به مستقر شود. || مستقرة یا ذات عادة مستقرة؛ زن که در ماههای سال موعد حیض و عِّده ٔ ایام آن یکسان باشد. مقابل مضطربة یا ذات عادة مضطربة. (یادداشت مرحوم دهخدا).

مستقرة را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی مستقرة



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مستقرة   • مفهوم مستقرة   • تعریف مستقرة   • معرفی مستقرة   • مستقرة چیست   • مستقرة یعنی چی   • مستقرة یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مستقرة
کلمه : مستقرة
اشتباه تایپی : lsjrvة
عکس مستقرة : در گوگل


آیا معنی مستقرة مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )