انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1070 100 1

مسخ

/masx/

مترادف مسخ: تغییر هیئت، تغییرصورت، دگرگون سازی، انتقال روح انسان به بدن حیوان

برابر پارسی: زشت، ننگسار، دگرگون پیکر

معنی مسخ در لغت نامه دهخدا

مسخ. [ م َ ] (ع مص ) صورت برگردانیدن و بدتر کردن. ازآن جمله است مسخه اﷲ قِرداً. (از منتهی الارب ). تبدیل کردن صورت کسی به صورتی زشت تر. (از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی ). برگشتن صورت به بدتر از آن. (تاج المصادر بیهقی ). از صورت مردمی بگردانیدن. (المصادر زوزنی ) (دهار). صورت برگردانیدن به زشتی. برگردانیدن صورت به صورتی بدتر از صورت نخستین :
اندر این امت نبد مسخ بدن
لیک مسخ دل بود ای ذوالفطن.
مولوی (مثنوی ).
نقض عهد و توبه ٔ اصحاب سبت
موجب مسخ آمد و اهلاک و کبت.
مولوی (مثنوی ).
|| (ص ) زشت و صورت برگردانیده. (منتهی الارب ). آنکه یا آنچه صورتش به صورتی زشت تر تبدیل شده باشد. (از اقرب الموارد). مَسیخ. مَمسوخ. ج ، مُسوخ. (اقرب الموارد) :
کپی و کپوک صفت خر سر است
مسخ چو کپی و چو کپوک غر.
سوزنی.
چون پسندی تو که آن ملعون کند
مر مرا چون مسخ حالش پوستین.
خاقانی.
از تو مسخی صاحب خونی شود
یا بلیسی باز کروبی شود.
مولوی (مثنوی ).
- مسخ شدن ؛ تبدیل صورت یافتن. ممسوخ گشتن. از صورتی به صورتی دیگر درآمدن :
سیزده جنس نهاده است نبی
که همه مسخ شدند و همه هست.
خاقانی.
گر بَرِ شعری یمن به من مثال تو رسد
مسخ شود سهیل وار ار نکند مسخری.
خاقانی.
- مسخ کردن ؛ از صورتی به صورتی درآوردن. تبدیل صورت کردن. ممسوخ کردن :
مصطفی در شصت و سه ، اسکندر اندر سی و دو
دشمنان را مسخ کردند و مسخر ساختند.
خاقانی.
نسخ کن این آیت ایام را
مسخ کن این صورت اجرام را.
نظامی.
آن جماعت را که ایزد مسخ کرد
آیت تصویرشان را نسخ کرد
چون زنی از کار بد شد روی زرد
مسخ کرد او را خدا و زهره کرد
عورتی را زهره کردن مسخ بود
خاک و گل گشتن چه باشد ای عنود.
مولوی (مثنوی ).
پس بتر زین مسخ کردن چون بود
پیش آن مسخ این بغایت دون بود.
مولوی (مثنوی ).
از بسکه بیازرد دل دشمن و دوست
گوئی به گناه مسخ کردندش پوست.
سعدی.
- مسخ کرده ؛ تبدیل شکل داده شده به بدتر شکلی. (ناظم الاطباء). لعین. (از منتهی الارب ).
- مسخ گشتن ؛ مسخ شدن. تبدیل صورت یافتن :
چو با عامه نشینی مسخ گردی
چه جای مسخ بلکه نسخ گردی.
شبستری.
|| (مص ) در اصطلاح حکما، انتقال نفس ناطقه است از بدن آدمی به بدن حیوان دیگری که در پاره ای از اوصاف با آدمی متناسب باشد مانند بدن شیر برای پردل و بدن خرگوش برای کم دل و آن از اقسام تناسخ است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). تعلق روح انسانی پس از مفارقت از بدن به بدن حیوان. و رجوع به نسخ و فسخ و رسخ شود. || در اصطلاح عرفا، مسخ قلوب است که مطرودین درگاه را باشد که دارای قلوب متوجه به حق بوده و مسخ شده واعراضی کرده و متوجه به حظوظ نفس شده اند. (فرهنگ مصطلحات عرفا). || تصحیف کردن نویسنده مطالب نوشته را، گویند فلان ماسخ لاناسخ ، هرگاه در نوشته ٔ خود خطای زیادی داشته باشد. (از اقرب الموارد).
- مسخ کردن شعری یا گفته ای ؛ تغییر دادن آن به لفظیا به معنی. (یادداشت مرحوم دهخدا).
|| لاغر گردانیدن و پشت ریش کردن و رنجانیدن ناقه را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || بدمزه ساختن طعم چیزی را. (از منتهی الارب ).از بین بردن چیزی طعم گوشت را. (از اقرب الموارد). بی طعم گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). || در اصطلاح فن بدیع،قسمی از سرقات شعریه است که آن را اغارة گویند. (ازکشاف اصطلاحات الفنون ). سرقت مضمون شاعری با تغییر بعضی الفاظ و تغییر نظم آن. (یادداشت مرحوم دهخدا). || در اصطلاح عروض ، بعضی عروضیان افتادن دو سبب آخر فاع لاتن مفروق الوتد و ساکن گرداندن عین وتد مفروق را مسخ خوانده اند بجای سلخ. (المعجم ).

معنی مسخ به فارسی

مسخ
دگرگون کردن صورت وبرگرداندن آن بصورت زشت تر ، وکسی که تغییرشکل یافته وبصورتی زشت در آمده باشد
۱ - ( مصدر ) برگرداندن صورتی بصورت زشت تر دیگر گون ساختن . ۲ - بسیار غلط نوشتن . ۳- ( اسم ) دگرگون سازی . ۴- ( صفت ) کسی که بصورت زشت تر در آمده ممسوخ . ۵ - تعلق روح انسانی است - بعد مفارقت از بدن خود - ببدن حیوانی تماسخ .
( مصدر ) ۱ - بصورت زشتی در آمدن ۲ - روح انسان پس از جدایی از بدن ببدن حیوانی در آمدن .
( مصدر ) ۱ - بصورت زشتی در آوردن . ۲- روح انسان راپس از مفارقت از بدن ببدن حیوانی در آوردن . ۳- شخصی را تبدیل بشیئی کردن : چون زنی از کار بد شد روی زرد مسخ کرد او را خدا و زهره کرد . ( مثنوی )

معنی مسخ در فرهنگ معین

مسخ
(مَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) وضع یا فرایند تبدیل موجودی به موجودی پست تر و زشت تر. ۲ - (اِمص .) دگرگون سازی .

معنی مسخ در فرهنگ فارسی عمید

مسخ
تغییرشکل یافته، به ویژه به شکل حیوان درآمده، زشت شده.

مسخ در دانشنامه اسلامی

مسخ
مَسْخْ تغییر صورت انسان به صورت حیوان است. منابع اسلامی موارد متعددی برای مسخ ذکر کرده اند که معروف ترین آن ها داستان اصحاب سبت است. مشهور مفسران مسخ را معنایی حقیقی دانسته که ظاهر انسانی را نیز دگرگون می کند. روایات بر تحقق مسخ در قیامت نیز دلالت دارند.
ابن منظور مسخ را به معنای تغییر صورتی به یک صورت بد دانسته است. لفظ مسخ یکبار در قرآن آمده است. محتوای مسخ نیز در چندین آیه درباره اصحاب سبت (سوره بقره، آیه۶۵؛ سوره مائده آیه ۶۰، سوره اعراف آیه ۱۶۶.) ذکر شده است.
در تناسخ، روح پس از جدایی از بدن خویش، به جنین یا بدن دیگر تعلق می گیرد، ولی در مسخ، روح از بدن جدا نمی شود؛ بلکه تنها شکل و صورت بدن تغییر می کند تا انسان گناه کار خود را به صورت حیوان دیده و از آن رنج ببرد. به تعبیر دیگر نفس انسان تبهکار از مقام انسانی به مقام حیوانی تنزل نمی کند.
مسخ
معنی مَسَخْنَاهُمْ: آنان را مسخ کردیم - چهره ی آنان را از شکل انسانی به شکلی زشت وبد منظر تبدیل کردیم (کلمه مسخ برگشتن آدمي به خلقتي زشت و بد منظره است ، همچنان که در داستان بني اسرائيل جمعي از انسانها به صورت ميمون و خوک برگشتند . )
معنی مُضِيّاً: گذشتن - رفتن (معناي جمله فما استطاعوا مضيا و لا يرجعون اين است که : نه ميتوانند به سوي عذاب روانه شوند و نه از عذاب برگردند و حالت قبل از عذاب خود را دريابند . پس کلمه مضي و رجوع کنايه هستند از برگشتن به حالت سلامت ،از باقي ماندن بر حالت عذاب و مسخ)
تکرار در قرآن: ۱(بار)
مسخ بنابرآنکه در مجمع و قاموس و اقرب ذکر شده عوض شدن شکل و صورت است به شکل قبیح. راغب آنرا عوض شدن شکل و اخلاق گفته است و از بعضی حکما نقل می‏کند که مسخ دوقسم است: مسخ جسمی و مسخ اخلاقی... معنی آیه: و اگر می‏خواستیم آنها را در جای خودمسخ به شکل دیگری در می‏آوردیم که نمی‏توانستند بروند و برگردند. یعنی قدرت نمی‏داشتند که در آن عذاب راحت بمانند و یا به حالت اول برگردند مراد از مسخ در ایه تغییر و تحول شکل است نه اخلاق این کلمه بیشتر از یک مورد در قرآن کریم نیست. رجوع شود به «قرد».
مفسران درباره کیفیت مسخ اختلاف نظر دارند؛ بیشتر آنان در ذیل یکی از آیاتی که درباره اصحاب سبت آمده تصریح دارند که مسخ آن ها جسمانی بوده و آنان به صورت میمون و خوک درآمدند، به گونه ای که مردم نیز آنان را با این هیئت مشاهده کردند.
یکی از مواردی که در قرآن به آن اشاره شده است، مسخ و تبدیل شدن اصحاب سبت به بوزینه با امر تکوینی خداوند می باشد آنجا که می فرماید:ولقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خـسـین.(و کسانی از شما را که در روز شنبه از فرمان خدا تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانی طردشده باشید). .. لعنآ اصحـب السبت...(ای کسانی که به شما کتاب داده شده است به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق کننده همان چیزی است که با شماست ایمان بیاورید پیش از آنکه چهره هایی را محو کنیم و در نتیجه آنها را به قهقرا بازگردانیم یا همچنانکه اصحاب سبت را لعنت کردیم آنان را نیز لعنت کنیم و فرمان خدا همواره تحقق یافته است). مقصود از لعن اصحاب سبت، ممکن است، مسخ آنان باشد. قل هل انبئکم بشر من ذلک مثوبة عند الله من لعنه الله وغضب علیه وجعل منهم القردة.(بگو آیا شما را به بدتر از صاحبان این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه ترند). و سـلهم عن القریة التی کانت حاضرة البحر اذ یعدون فی السبت اذ تاتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعا... (و از اهالی آن شهری که کنار دریا بود از ایشان جویا شو آنگاه که به حکم روز شنبه تجاوز می کردند آنگاه که روز شنبه آنان ماهی هایشان روی آب می آمدند و روزهای غیر شنبه به سوی آنان نمی آمدند این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانی می کردند می آزمودیم). فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم کونوا قردة خـسـین (و چون از آنچه از آن نهی شده بودند سرپیچی کردند به آنان گفتیم بوزینگانی رانده شده باشید).
عبرت از سرنوشت اصحاب سبت
یکی از مواردی که در قرآن به آن اشاره شده است این است که مسخ اصحاب سبت ، مایه عبرت برای معاصران آنان و آیندگان قرار گرفته است همچنانکه می فرماید: ولقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خـسـین (و کسانی از شما را که در روز شنبه از فرمان خدا تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانی طردشده باشید). فجعلنـها نکـلا لما بین یدیها وما خلفها وموعظة للمتقین (و ما آن عقوبت را برای حاضران و نسل های پس از آن عبرتی و برای پرهیزگاران پندی قرار دادیم).
جمعی از بنی اسرائیل در ساحل دریا زندگی می کردند و از طرف خداوند به عنوان آزمایش و امتحان دستوری به آنها داده شد اما آنها با آن دستور مخالفت کردند و گرفتار مجازات دردناکی شدند.
مسخ گروهی از بنی اسرائیل، به صورت میمون :«و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خـسـین.» «و کسانی از شما را که در روز شنبه (از فرمان خدا) تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانی طردشده باشید.» «فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم کونوا قردة خـسـین.» «و چون از آنچه از آن نهی شده بودند سرپیچی کردند به آنان گفتیم بوزینگانی رانده شده باشید.»
معنای مسخ
"مسخ " یا به تعبیر دیگر" تغییر شکل انسانی به صورت حیوان" مسلما موضوعی بر خلاف جریان عادی طبیعت است، البته" موتاسیون" و جهش و تغییر شکل حیوانات به صورت دیگر در موارد جزئی دیده شده است، و پایه های فرضیه تکامل در علوم طبیعی امروز بر همان بنا نهاده شده...اما مسائلی بر خلاف جریان عادی طبیعی وجود دارد، گاهی به صورت معجزات پیامبران و زمانی به صورت اعمال خارق العاده ای که از پاره ای از انسانها سر می زند، هر چند پیامبر نباشند (که البته با معجزات متفاوت است) بنا بر این پس از قبول امکان وقوع معجزات و خارق عادات، مسخ و دگرگون شدن صورت انسانی به انسان دیگر مانعی ندارد.و همانطور که در بحث اعجازانبیاء گفته ایم، وجود چنین خارق عاداتی نه استثناء در قانون علیت است نه بر خلاف عقل و خرد، بلکه تنها یک جریان" عادی" طبیعی در اینگونه موارد شکسته می شود که نظیرش را در انسان های استثنایی کرارا دیده ایم.بنا بر این هیچ مانعی ندارد که مفهوم ظاهر کلمه" مسخ" را که در آیه فوق و بعضی دیگر از آیات قرآن آمده است بپذیریم و بیشتر مفسران هم همین تفسیر را پذیرفته اند.ولی بعضی از مفسران که در اقلیت هستند معتقدند که مسخ به معنی" مسخ روحانی" و دگرگونی صفات اخلاقی است، به این معنی که صفاتی همانند میمون یا خوک در انسان های سرکش و طغیانگر پیدا شد، رو آوردن به تقلید کورکورانه و توجه شدید به شکم پرستی و شهوت رانی که از صفات بارز این دو حیوان بود در آنها آشکار گشت.این احتمال از یکی از قدمای مفسرین به نام" مجاهد" نقل شده است.و اینکه بعضی ایراد کرده اند که مسخ بر خلاف قانون تکامل و موجب بازگشت و عقب گرد در خلقت است، درست نیست، زیرا قانون تکامل مربوط به کسانی است که در مسیر تکاملند، نه آنها که از مسیر انحراف یافته و از محیط شرائط این قانون به کنار رفته اند، فی المثل یک انسان سالم در سنین طفولیت مرتبا رشد و نمو می کند اما اگر نقائصی در وجود او پیدا شود، ممکن است نه تنها رشد و نموش متوقف گردد بلکه رو به عقب برگردد و نمو فکری و جسمانی خود را تدریجا از دست بدهد.ولی در هر حال باید توجه داشت که مسخ و دگرگونی جسمانی متناسب با اعمالی است که انجام داده اند، یعنی چون عده ای از جمعیت های گنهکار بر اثر انگیزه هواپرستی و شهوت رانی دست به طغیان و نافرمانی خدا می زدند و جمعی با تقلید کورکورانه کردن از آنها، آلوده به گناه شدند، لذا به هنگام مسخ، هر گروه به شکلی که متناسب با کیفیت اعمال او بوده ظاهر می شده است.البته در آیات مورد بحث تنها سخن از" قرده" (میمونها) به میان آمده است و از خنازیر (خوکها) سخنی نیست، ولی در آیه ۶۰سوره مائده گفتگو از جمعیتی به میان آمده است که به هنگام مسخ به هر دو صورت فوق (بعضی قرده و بعضی خنازیر) تغییر چهره دادند، که به گفته بعضی از مفسران مانند ابن عباس، آن آیه نیز در باره همین اصحاب سبت است که پیر مردان سرجنبانان شکم پرست و شهوت پرستشان به خوک و جوانان مقلد چشم و گوش بسته که اکثریت را تشکیل می دادند به میمون تغییر چهره دادند. ولی در هر حال، باید توجه داشت که طبق روایات، مسخ شدگان تنها چند روزی زنده می ماندند و سپس از دنیا می رفتند و نسلی از آنها به وجود نمی آمد.
طرد شده از رحمت الهی
مسخ شدگان بنی اسرائیل به بوزینه، از جمله خاسران و زیانکاران:«ثم تولیتم من بعد ذلک فلولا فضل الله علیکم و رحمته لکنتم من الخـسرین و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قردة خـسـین.» «سپس شما بعد از آن (پیمان) رویگردان شدید و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما از زیانکاران بودید و کسانی از شما را که در روز شنبه (از فرمان خدا) تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانی طرد شده باشید.» آیه ۶۵ اشاره به نوع خسارت و زیانی دارد که در ذیل آیه قبل مطرح شد.در این آیات صحنه دیگری از تاریخ پرماجرای بنی اسرائیل، که مربوط به جمعی از آنها است که در ساحل دریایی زندگی می کردند، آمده است، منتها روی سخن در آن به پیامبر اسلام صاست، و به او می گوید که از یهود معاصر خویش درباره این جمعیت سؤال کند یعنی این خاطره را به وسیله سؤال در ذهن آنان مجسم ساز، تا از آن پند گیرند، و از سرکشی و کیفری که در انتظار سرکشان است بپرهیزند.این سرگذشت، چنان که در روایات اسلامی به آن اشاره شده مربوط به جمعی از بنی اسرائیل است که در ساحل یکی از دریاها (ظاهرا دریای احمر بوده که در کنار سرزمین فلسطین قرار دارد) در بندری بنام"ایله " (که امروز بنام بندر ایلات معروف می باشد) زندگی می کردند و از طرف خداوند به عنوان آزمایش و امتحان دستوری به آنها داده شد و آن اینکه صید ماهی را در آن روز تعطیل کنند اما آنها با آن دستور مخالفت کردند و گرفتار مجازات دردناکی شدند که شرح آن را در این آیات می خوانیم.
مسخ مایه عبرت سایرین
...

مسخ در دانشنامه ویکی پدیا

مسخ
در افسانه ها به تغییر شکل و دگردیسی افراد و اجسام از شکل اولیه به شکلی زشت تر مَسخ گفته می شود. در برخی داستان ها آن را یکی از انواع تناسخ به شمار آورده اند.
تناسخ ارواح
رسخ
فسخ
نسخ در قرآن
به تصریح قرآن در امت های پیشین مسخ صورت پذیرفته است و گروهی از گناهکاران به صورت میمون و خوک درآمده اند. در این باره رجوع کنید به بقره۶۵، مائده۶۰، اعراف۱۶۶.
باید توجه داشت که مسخ به نوعی تناسخ است! زیرا به هرحال روح به بدن جاندار بازمی گردد
مسخ، در افسانه ها به تغییر شکل و دگردیسی فرد از شکلی به شکل دیگر مسخ گفته می شود.
دگرپیکری، حالتی که در داستان ها موجودی از شکلی به شکل دیگر درآید.
مَسخ (به آلمانی: Die Verwandlung) رمان کوتاه یا داستان کوتاهی از فرانتس کافکا است که در پاییز نوشته شده و در اکتبر ۱۹۱۵ در لایپزیگ به چاپ رسید. مسخ از مهمترین آثار ادبیات فانتزی قرن بیستم است که در دانشکده ها و آموزشگاه های ادبیات سراسر جهان غرب تدریس می شود.
گرگور سامسا
مسخ شدن
داستان در مورد فروشنده جوانی به نام گرگور سامسا است که یک روز صبح از خواب بیدار می شود و متوجه می شود که به یک مخلوق نفرت انگیز حشره مانند تبدیل شده است. دلیل مسخ سامسا در طول داستان بازگو نمی شود و خود کافکا نیز هیچگاه در مورد آن توضیحی نداد. لحن روشن و دقیق و رسمی نویسنده در این کتاب تضادی حیرت انگیز با موضوع کابوس وار داستان دارد. داستان غم انگیز گرگور سامسا حاکی از بیگانگی یا هنجارهاست. گویی او خود می خواهد که تابعیت از محض از اجتماع و مسخ شدن، مسخ شدن را برگزیند. در نتیجه می توان گفت که مسخ شدن گرگوار نوعی فرار از واقعیت حاکم است.
ولادیمیر ناباکوف در مورد این داستان گفته است: «اگر کسی مسخ کافکا را چیزی بیش از یک خیال پردازی حشره شناسانه بداند به او تبریک می گویم چون به صف خوانندگان خوب و بزرگ پیوسته است.» مترجم فرانسه مسخ معتقد است که گرگور سامسا در واقع کنایه ای از خود شخصیت نویسنده (کافکا) است.
سه ترجمه از مسخ موجود است. اولین ترجمه فارسی این اثر از روی ترجمه فرانسوی به قلم صادق هدایت منتشر شده است. ترجمه دیگری از فرزانه طاهری در سال ۱۳۶۸ توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد که از کتاب ترجمه شده به زبان انگلیسی بود. ترجمه دیگر از علی اصغر حداد و نشر ماهی از متن اصلی آلمانی صورت گرفته است.
مسخ واقعیت (به انگلیسی: derealization) احساس تغییر واقعیت یا اینکه محیط شخص تغییر کرده است. معمولاً در اسکیزوفرنی، حملات پانیک و اختلالات تجزیه ای مشاهده می شود. گاه فرد احساس می کند جهان خارج غیرواقعی است. در بعضی موارد در مصرف بعضی مواد روانگردان مانند حشیش و ماری جوانا و ال اس دی ممکن است رخ دهد. در مواردی مانند میگرن و صرع نیز ممکن مشاهده شود.
واقعیت گریزی
اختلال تجزیه هویت


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مسخ در دانشنامه آزاد پارسی

مَسخ
(در لغت به معنای بدترکردن یا تبدیل صورت کسی به صورتی زشت تر) دو معنا دارد: یکی در اصطلاح فلسفی که از اقسام تناسخ است. دیگری معنای عام تر که در قرآن نیز به کار رفته است و دلالت دارد بر تبدیل شدن ظاهر انسان بهظاهری جانورآسا و زشت مانند خوک و میمون، براثر گناهان.

مسخ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امیرمحمد ٠٢:١٠ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
جادوشده.تصغیر شده . دگرگون شده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Aryan > Be afraid
کیومرث > که ویار
سعیده > pluralistic
امین > hypotenuse
که و یار > کهو
Kimiya > Fitting rome
سیدنیشابوری > broke the camels back
افسانه > دست مریزاد

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دانلود مسخ   • خلاصه داستان مسخ کافکا   • معنی مسخ   • مسخ به چه معناست   • مسخ شدن یعنی چه؟   • مسخ چیست   • نقد مسخ کافکا   • مسخ شده   • مفهوم مسخ   • تعریف مسخ   • معرفی مسخ   • مسخ یعنی چی   • مسخ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مسخ
کلمه : مسخ
اشتباه تایپی : lso
آوا : masx
نقش : اسم
عکس مسخ : در گوگل


آیا معنی مسخ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )