برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1277 100 1

مسرور

/masrur/

مترادف مسرور: بانشاط، خرم، خشنود، خندان، خوش، خوشحال، خوشوقت، دلشاد، سرحال، سرخوش، شاد، شادان، شادمان، محظوظ، مشعوف

متضاد مسرور: مغموم

برابر پارسی: شاد، شادمان، دلشاد

معنی اسم مسرور

اسم: مسرور
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: masrur) (عربی) شاد، خوشحال - شاد، خوشحال

معنی مسرور در لغت نامه دهخدا

مسرور. [ م َ ] (ع ص ) ناف بریده. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ناف زده. مقطوع السرة. یقال : وُلد الرسول (ص ) مختوناً مسروراً. (امتاع الاسماع مقریزی ). || فرِح. (اقرب الموارد). شاد. (آنندراج ). شادکرده. (دهار). شادان. شادمان. شادمانه. خوشحال. منشرح. خوشوقت. خوش. تازه روی. خرم :
یا راقد اللیل مسروراً بأوله
ان الحوادث قد یطرقن اسحارا.
(از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 224).
ز پیش آنکه نشابور شد بدو مسرور
پذیرش آمد فوجی بسان موج بحار.
(از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 281).
باغ چون جزع و راغ چون شبه را
دل و جان غمگن است و مسرور است.
مسعودسعد.
اثر اصطناع پادشاه بر این کرامت هرچه شایعتر شد و من بنده بر آن مسرور و سرخ روی گشتم.(کلیله و دمنه ).
- مسرور شدن ؛ شاد شدن. خوشحال شدن. شاد گشتن.
- مسرور کردن ؛ مسرت بخشیدن. شاد کردن. خوشحال ساختن. فرح بخشیدن. مسرت دادن : به زیارت و ادای تحیت روح پدر را مسرور کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 456).

مسرور. [ م َ ] (اِخ ) مکنی به ابوعبدالرحمان. رجوع به ابوعبدالرحمان شود.

مسرور. [ م َ] (اِخ ) ابن محمد طالقانی ، مکنی به ابوالفضل. از شعرای دوره ٔ آل سبکتکین بود که برخی از اشعار او را عوفی نقل کرده است. رجوع به لباب الالباب ج 2 ص 42 شود.

معنی مسرور به فارسی

مسرور
شاد، شادمان، خوشحال
۱ - ( اسم ) شاد شده خوشحال گردیده ۲ - ( صفت ) شاد خوشحال شادمان : رای پیرش چون غم کار ممالک میخورد دایم از بخت جوان مسرورعین الملک باد . ( لباب الالباب )
ابن محمد طالقانی

معنی مسرور در فرهنگ معین

مسرور
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) شادمان ، خوشحال .

معنی مسرور در فرهنگ فارسی عمید

مسرور
شاد، شادمان، خوشحال.

مسرور در جدول کلمات

مسرور
فرشاد
مسرور و خوشحال
شاد

معنی مسرور به انگلیسی

happy (صفت)
راضی ، فرخنده ، خوشحال ، مبارک ، خجسته ، فرخ ، سعید ، خوشبخت ، سعادتمند ، خوش ، مسرور ، شاد ، خرسند ، محظوظ ، خوش وقت ، خندان ، سفیدبخت ، بانوا
vivacious (صفت)
زرنگ ، سرزنده ، خوشحال ، خوشدل ، سر سخت ، مسرور ، خوش مشرب ، با نشاط ، خوش وقت ، دارای سرور و نشاط
merry (صفت)
فراخ ، خوشحال ، بشاش ، خوشدل ، خوش ، شاد دل ، سرحال ، خرم ، مسرور ، شاد ، خوشنود ، سرمست ، سبک روح ، با نشاط ، شادمان ، خوش وقت ، خشنود ، خندان ، سرخوش ، شاد کام ، پرنشاط ، پر میوه
glad (صفت)
خوشحال ، مسرور ، شاد ، خرسند ، خوشنود ، محظوظ ، خوش وقت ، خشنود
cheerful (صفت)
خوشحال ، بشاش ، خوش ، مسرور ، منبسط

معنی کلمه مسرور به عربی

مسرور
مسرور
اِرتاحَ
أَثْلَجَ صَدْرَهُ

مسرور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پری وری ور نپری
خوشحال و شاد
وزنبایای
خوشحال بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مترادف مسرور   • مصرور   • آبلیمو مسرور   • پیش دبستانی و دبستان هوشمند غیردولتی دخترانه مسرور - شعبه دو اصفهان   • فیلم با بازی امین حیایی   • حسن مسرور   • دبستان مسرور   • پیش دبستانی و دبستان هوشمند غیردولتی دخترانه مسرور - شعبه دو isfahan province   • معنی مسرور   • مفهوم مسرور   • تعریف مسرور   • معرفی مسرور   • مسرور چیست   • مسرور یعنی چی   • مسرور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مسرور
کلمه : مسرور
اشتباه تایپی : lsv,v
آوا : masrur
نقش : صفت
عکس مسرور : در گوگل

آیا معنی مسرور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )