انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 884 100 1

معنی مسلح کردن به فارسی

مسلح کردن
[arming] [علوم نظامی] تغییر وضعیت سلاح یا مهمات از حالت ضامن به حالت آماده برای شروع آتش

معنی مسلح کردن به انگلیسی

rig (فعل)
مسلح کردن ، مجهز کردن ، گول زدن ، اماده شدن ، بادگل و بادبان اراستن ، با خدعه و فریب درست کردن
arm (فعل)
مسلح کردن ، مجهز کردن
equip (فعل)
اراستن ، مسلح کردن ، مجهز کردن ، مجهز ساختن ، سازوبرگ دادن
heel (فعل)
مسلح کردن ، کج شدن ، پاشنه گذاشتن ، یک ور شدن
panoply (فعل)
مسلح کردن

معنی کلمه مسلح کردن به عربی

مسلح کردن
جهز , ذراع , سلاح
ساعد

مسلح کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مسلح کردن

شهریار آریابد ١٢:٣٥ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨
در پارسی " زیناوندیدن " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
مسلح = زیناوند
سلاح = زینگ
|

پیشنهاد شما درباره معنی مسلح کردن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مثله كردن زنان   • سلاخی انسان   • مثله كردن جسد   • معنی گرم شدن   • سلاخي   • معصومه مصدق   • تلفظ مثله   • مصلح   • معنی مسلح کردن   • مفهوم مسلح کردن   • تعریف مسلح کردن   • معرفی مسلح کردن   • مسلح کردن چیست   • مسلح کردن یعنی چی   • مسلح کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مسلح کردن
کلمه : مسلح کردن
اشتباه تایپی : lsgp ;vnk
عکس مسلح کردن : در گوگل


آیا معنی مسلح کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )