برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1158 100 1

مسند

/masnad/

مترادف مسند: اسنادداده شده، نسبت داده شده، محمول، محکوم به، مجموعه مدون احادیث | اورنگ، تخت، تکیه گاه، سریر، عرش، کرسی، بالش، پشتی، پیشگاه، جاه، مرتبه، مقام، خبر، محکوم به، محمول، مسند

متضاد مسند: مسندالیه |

برابر پارسی: تخت، جایگاه، تکیه گاه

معنی مسند در لغت نامه دهخدا

مسند. [ م ُ ن ِ ] (ع ص ) آنچه سبب تکیه دادن میشود. || کسی که ایراد میکند و تقریر می نماید گواهی دیگری را. (ناظم الاطباء).

مسند. [ م ِ ن َ ] (ع اِ) هر چیز که بر آن تکیه کرده شود. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || بالش بزرگ. (دهار).

مسند. [ م ُ ن َ ] (ع ص ، اِ) روزگار. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (دهار). دهر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زمانه. (آنندراج ). || اسنادشده. (از منتهی الارب ). اسنادداده. || (اصطلاح حدیث ) در اصطلاح محدثین ، حدیثی که آن را به گوینده ٔ وی برداشته باشند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). حدیثی که آن را به گوینده ٔ وی اسناد دهند. (ناظم الاطباء). المسند من الحدیث ماأسند الی قائله ، أی اتصل اسناده حتی اًلی النبی (ص )، و المرسل و المنقطع ما لم یتصل. (تاج العروس ). || (اصطلاح درایه ) در اصطلاح درایه ، مقابل مرسل است و عبارت از حدیثی است که تمامی رواة آن تا معصوم ذکر شده باشد. حدیثی است که تمامی رواة آن تا معصوم در هر طبقه مذکور و نام برده شده باشد و یکی از ایشان متروک الاسم نباشد، چه در اول سند باشد چه در آخر چه در وسط. حدیثی است که تمام روات آن بدون انقطاع تا صحابی ذکر شده و صحابی از رسول اﷲ (ص ) اخذکرده باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). آن است که سند او متصل باشد از راوی تا انتها. و بعضی دیگر گویندآن است که مرفوع شود تا نبی (ص ). (نفائس الفنون ).
- حدیث مسند ؛ حدیثی است که متصل وبی انقطاع ، واسطه ٔ یکی از دیگری تا پیغمبر (ص ) روایت کرده اند. (یادداشت مرحوم دهخدا). حدیثی که اسناد آن را به گوینده داده اند، یعنی اسناد تا به او متصل است ، مقابل مرسل و منقطع. (یادداشت مرحوم دهخدا). حدیث مسند خلاف مرسل است و آن حدیثی است که اسناد او به رسول اﷲ (ص ) متصل است و آن سه قسم است : متواتر، مشهور و آحاد. (از تعریفات جرجانی ص 143) :
چون نسیم از سر زبان دارد
فقه و تفسیر و مسند و اخبار.
فرخی.
مؤدب شوم یا فقیه محدث
کاحادیث مسند کنم استماعی.
خاقانی.
|| نام برخی کتب در حدیث ، مانند مسند احمدبن حنبل. (یادداشت مرحوم دهخدا). کتابی که مرتب بر اسماء صحابه باشد، مقابل ...

معنی مسند به فارسی

مسند
۱ - نام یکی از خط های عرب که در بین مردم یمن انتشار داشته .۲ - نام کتابی است در حدیث در بیست و چهار جلد و شامل سی هزار حدیث تالیف امام احمد بن محمد بن حنبل ( ف. ۲۴۱ ه.ق ) .
تکیه گاه، مقام و مرتبه، مساند جمع، اسنادداده شده، نسبت داده شده، حدیثی که به گوینده آن اسنادشود
( اسم ) ۱ - اسناد داده . ۲ - چیزی که بان تکیه شود . ۳- آنکه بدو پناه برده شود . ۴ - یکی از ارکان اصلی جمله و آن کلمهایست که مفهوم آنرا بمسندالیه نسبت داده باشند محمول محکوم به مثلا در جمل. هوا روشن است روشن مسند است. ۵- حدیثی که آنرا بگویند. وی اسناد دهند جمع:مساند مسانید . ۶ - مجموع. احادیث که بترتیب اسمائ صحابه مرتب باشد . مقابل مصنف . ۸ - پسرخوانده .
پوشانیده شده از چادر و لباس
( صفت ) آرایش دهند. مسند : مسند آرای ایالت علی عالی قدر والی ملک وملل پادشه دین و دول . ( وحشی )
مسند آرا
چگونگی و حالت آرایش دادن مسند و تخت پادشاهی
( صفت ) آنکه روشنی مسند بوجود او باز بسته است ( پادشاه وزیر امیر) .
مسند افروز
زینت دهنده تخت پادشاهی
( صفت ) مسند افروز : مسند فروز دولت کان شکوه و شوکت برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی . ( حافظ )
مسند فروز
کسی که بر تخت می نشیند
جلوس بر تخت
...

معنی مسند در فرهنگ معین

مسند
(مَ نَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - تکیه گاه . ۲ - بالش بزرگ . ۳ - مقام ، مرتبه . ۴ - فرشی گرانبها که بالای اطاق می افکندند و بزرگان بر آن جلوس می کردند.
(مَ نَ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - نسبت داده شده . ۲ - چیزی که به آن تکیه شود. ۳ - یکی از ارکان اصلی جمله .

معنی مسند در فرهنگ فارسی عمید

مسند
۱. اسناد داده شده، نسبت داده شده.
۲. (ادبی) = گزاره
۳. حدیثی که به گویندۀ آن اسناد شود.
۱. تکیه گاه.
۲. [مجاز] مقام و مرتبه. [قدیمی] نوعی بالش بزرگ.

مسند در دانشنامه اسلامی

مسند
مسند، از اصطلاحات علم حدیث بوده و به کتاب حدیثی اطلاق می شود که در آن روایات، به ترتیب صحابه جمع آوری شده باشد.
«مسند»، کتاب حدیثی است، که روایات در آن به ترتیب صحابه جمع آوری شده باشد؛ بدین معنا که روایات را بر اساس آخرین راوی که صحابی پیامبر و یا صحابی ائمه (علیه السّلام) است، (به صورت الفبایی یا غیر الفبایی) قرار داده باشند. جدید ترین مسندی که به این سبک تالیف شده، المسند الجامع است. یکی از ناموران معاصر علم الحدیث می نویسد: «اولین کسی که احادیث را بر اساس «مسند» جمع آوری کرد، «ابوداوود طیالسی» (متوفای ۲۰۴ هـ. ق) است، که دیگران از وی پیروی کرده اند.» بزرگترین مسانید، مسند امام «احمد بن حنبل» (متوفای ۲۴۱ هـ. ق) و شامل بیش از سی هزار حدیث است.
اعتبارات مسند
مسند (به فتح نون) اعتبارات سه گانه دارد:۱. اسناد، مصدر میمی است؛ مثل «مسند شهاب» و «مسند فردوس» که مراد، اسانید احادیث آنهاست.۲. کتابی است که روایات صحابه در آن گردآوری شده باشد؛ در این صورت اسم مفعول خواهد بود و از همین بخش است، احادیثی که به یکی از معصومان منتهی می شود؛ مثل مسند امام موسی بن جعفر (علیه السّلام) و به آن مسانید یا مساند گفته می شود.۳. حدیث مسند که از اقسام حدیث مشترک خواهد بود.
عناوین مرتبط
اصطلاحات حدیثی؛ اصطلاحات برون حدیثی؛ اصطلاحات درون حدیثی؛ اصطلاحات رایج محدثان.
مسند
کلید واژه: مسند، مسند نویسی، مسندهای ائمه علیهم السلام، اصطلاحات حدیثی
واژه مُسْنَد اسم مفعول (صفت مفعولی) از اَسْنَدَ و جمع آن مَسانِد و مسانید است. به معنای "چیزی که به آن تکیه شود". چنانکه ابن منظور گوید: «هرچیزی که چیزی را به آن تکیه دهی، آن چیز مُسْنَد است». و به طور کلی چیزی که قابل اعتماد باشد، مسند نامیده می شود.
حدیثی را که دارای سند متصل به گوینده آن باشد (حدیث مسند) می گویند؛ بدین گونه که راوی بدون واسطه، حدیث را از راوی پیشین گرفته و نقل کرده تا به معصوم علیه السلام رسیده است.
از حدیث مسند به حدیث متصل، موصول و مُعَنعَن نیز تعبیر کرده اند؛ در برابر حدیث منقطع.
گاهی (مسند) وصف کتاب است و در این صورت به کتابی که در آن احادیث به ترتیب صحابه (یعنی: ن ...


مسند در دانشنامه ویکی پدیا

مسند
مسند در دستور زبان فارسی، یکی از نقش هایی است که یک کلمه یا گروهی از کلمات می توانند در جمله داشته باشند. ساخت جمله ای که مسند در آن به کار می رود، چنین است: «مسند الیه + مسند+ فعل ربطی». مسند همواره، یا گروه اسمی است یا گروه صفتی یا گروه حرف اضافه ای. مثلاً در جملات زیر:
هوا سرد است.
دانشجویان بسیار خوشنود هستند.
این انگشتر از طلااست.
عبارات «سرد»، «بسیار خوشنود» و «از طلا» نقش مسند دارند که اولی، گروه صفتی، دومی گروه اسمی و سومی گروه حرف اضافه ای است.
نکته:مسند،قبل از فعل اسنادی(فعل اسنادی به فعلی می گویند که زمان گذشته،حال و اینده نداشته باشد)ظاهر میشود
احتیاج به ویرایش یک استاد دارد به خوبی توضیح داده نشده است
مُسنَد اصطلاحی در علم حدیث است و به احادیثی گفته می شود که سلسلهٔ راویانش تا فرد معصوم منقطع نباشد. کتاب های مسند به کتاب های حدیثی گفته می شود که روایات آن براساس ترتیب صحابه گرد آمده باشد. از بزرگ ترین مسندهای موجود، مسند احمد بن حنبل است. از مسندهای جدید نیز می توان به المسند الجامع اشاره کرد.
مسند ابویعلیٰ موصلی مهم ترین اثر ابویعلی موصلی محدث حنفی است. این مسند شامل ۷۵۵۵ حدیث است. این اثر در کنار مجموعه های بزرگ و معتبر حدیثی مانند صحاح سته و مسند احمد بن حنبل اعتبار ویژه ای دارا و از کتاب های درسی بوده است. طرق روایت آن از دو طریق بوده: نخست روایت ابن مقری معروف به «مسند کبیر» و دوم روایت ابوعمرو بن حمدان مشهور به «مسند صغیر».
مسند احمد بن حنبل مشهورترین اثر احمد بن محمد بن حنبل بغدادی از دستهٔ آثار مسند است. ابن جوزی می گوید که این مسند سی هزار حدیث دربردارد. به گفتهٔ احمد بن حنبل، این احادیث از میان ۷۵۰ هزار حدیث از پیامبر اسلام گردآوری شده است و ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی مسند به انگلیسی

post (اسم)
پست ، تعجیل ، مسئولیت ، منصب ، سمت ، موقعیت ، مسند ، مقام ، شغل ، چاپار ، صندوق پست ، بسته پستی ، پستخانه ، ارسال سریع ، سیستم پستی ، تیر تلفن و غیره ، پست نظامی ، مجموعه پستی ، تیردگل کشتی و امثال آن
seat (اسم)
مقر ، جا ، کفل ، نیمکت ، مرکز ، مستقر ، مسند ، نشیمن ، مدار ، صندلی ، محل اقامت ، سرین ، جایگاه ، نشیمن گاه
position (اسم)
وضع ، موقعیت ، مسند ، مقام ، وضعیت ، مرتبه ، مکان ، شغل ، جایگاه ، محل ، موضع ، نهش
bench (اسم)
نیمکت ، مسند ، کرسی قضاوت ، جای ویژه
couch (اسم)
نیمکت ، مسند ، تخت
predicate (اسم)
خبر ، مسند

معنی کلمه مسند به عربی

مسند
مقعد

مسند را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مسند   • مسند قدرت   • چگونه مسند را تشخیص دهیم   • مسند و مسندالیه در عربی   • مثال برای مسند   • فعل اسنادی چیست   • مسند در شعر   • تعریف متمم   • مفهوم مسند   • تعریف مسند   • معرفی مسند   • مسند چیست   • مسند یعنی چی   • مسند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مسند
کلمه : مسند
اشتباه تایپی : lskn
آوا : masnad
نقش : اسم
عکس مسند : در گوگل

آیا معنی مسند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )