برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1155 100 1

مس

/mes/

مترادف مس: سایش، دستمالی، لمس، لمس کردن، سودن، دست مالیدن، جنون، دیوانگی

معنی مس در لغت نامه دهخدا

مس. [ م َ ] (اِ) مهتر و بزرگ. (جهانگیری ) (برهان ). بزرگ و مه :
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند شیر ژیان را به مس .
فردوسی.
|| بندی باشد که بر پای مجرمان نهند. (جهانگیری ) (برهان ). || پای بند که کسی را از آن خلاص و نجات مشکل ودشوار باشد. (برهان ).

مس. [ م َس س ] (ع مص ) بسودن. (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). لمس کردن و بسودن با دست بدون حایل و مانع شدن ، و دست زدن و آزمودن و نعت فاعلی آن ماس ّ است. و گویند «لمس » مختص دست است و «مس » عام است در مورد دست و دیگر اعضای بدن. (اقرب الموارد). جس. اجتساس. ببسودن. ببسائیدن. سودن. سائیدن. لمس. مالیدن. برمجیدن. برمچیدن. مَسیس. مِسّیسی ̍. و رجوع به مسیس و مسیسی شود. || رسیدن و اصابت کردن : مس ّ الماء الجسد؛ آب به جسد رسید، و از آن جمله است آیه ٔ «لن تمسَّنا النار الا ایاماً معدودةً». (قرآن 80/2). نیز گویند مسه الکبر والمرض و العذاب ؛ یعنی بر او رسید و او را دریافت بزرگسالی و بیماری و عذاب. (اقرب الموارد). || دیوانه شدن ، و فعل آن به صورت مجهول به کار رود. (از منتهی الارب ). مجنون گشتن. (اقرب الموارد). || قریب و نزدیک شدن نسب کسی باکسی ، گویند: مسّت بک رحم فلان ؛ یعنی نسبش با نسب تو قریب است و بین شما قرابت و خویشی نزدیک است. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سخت نیازمند گردیدن ، گویند: مسّت الیه الحاجة؛ یعنی سخت نیازمند گردید. (از منتهی الارب ). مسّت الحاجة اًلی کذا؛ نیاز و حاجت وادار به فلان امر کرد. (اقرب الموارد). || آرمیدن با زن. (اقرب الموارد از لسان ). جماع کردن. (غیاث ).
- مس بشهوة ؛ آن است که به قلب میل کند و از آن لذت برد، و در زنان فقط همین است ، اما در مردان ، برخی عقیده دارند که به نعوظ یا افزون گشتن نعوظ است. (از تعریفات جرجانی ).

مس. [ م َس س ] (ع اِمص ) مالش ، و از آن جمله است قوله تعالی : «ذوقوا مس سقر»؛ یعنی بچشید عذاب نخستین دوزخ را که برسد شما را چنانکه گویی «وجد مس الحمی »؛ یعنی فسره ٔ نخستین تب رسید او را. (از منتهی الارب ). نخستین احساس که از خستگی و تعب دست میدهد، گویند:لم نجد مسا من الن ...

معنی مس به فارسی

مس
مه، بزرگ، مهتر، سودن، دست مالیدن، مالیده شدن دوچیزبهم ، به معنی دیوانگی نیزمیگویند
۱ - ( مصدر ) دست مالیدن سودن : و مذهب اوزاعی آنست که اگر بدست باشد طهارت باطل سود و بغیر دست باطل نشود همچون مس فرج . ۲ - ( اسم ) دست مالی سایش . ۳ - دیوانگی .
بی باکی
[ گویش مازنی ] /mas/ فربه - مست – احساس سرمستی ناشی از سلامت کامل مزاج و روزگار خوش & مال من & غم و غصه – اندوه
[copper plating] [مهندسی مواد و متالورژی] پوشش دهی زیر لایه با مس خالص ازطریق آب کاری یا اندودکاری
[ گویش مازنی ] /mas baviyen/ برخاستن نرینگی – حالت نعوظ - سرمست شدن
[high-conductive copper, electrolytic tough-pitch copper, high-conductivity copper] [مهندسی مواد و متالورژی] نوعی مس پالایش شده با درجۀ خلوص تجاری بالا و ناخالصی کمتر از ppm 50 که درنتیجه رسانندگی آن بالاتر از صد است
پالاینده مس
تراش دادن مس . یا چرخ مس تراشی . چرخی که بوسیل. آن مس را تراش دهند: اختراع چرخ مس تراشی که باین چرخ سطح ظروف مسینه را از درون و بیرون نیک صافی و سترده میکنند.
لحیم مس
با مس مذاب لحیم کردن
دهی در شهرستان خیاو
[ گویش مازنی ] /mes dare/ نام روستایی از دراز کلای بابل & از توابع بابل کنار بابل
دهی در شهرستان نوشهر
...

معنی مس در فرهنگ معین

مس
(مَ) (ص .) بزرگ ، مه .
(مَ سّ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) دست مالی ، سایش . ۲ - دیوانگی .
(مِ) (اِ.)فلز چکش خور و سرخ رنگی که هادی الکتریسته نیز می باشد. در دمای ۱٠۸۳ درجه ذوب می شود.
(مِ مِ) (ق .) (عا.) آهستگی ، کُندی .
(مِ سُ تِ) (اِمر.) (عا.) ۱ - ظروف و آلات مسین . ۲ - لوازم و وسایل آشپزخانه .
(مِ مِ) (ق .) (عا.) آهستگی ، کُندی .

معنی مس در فرهنگ فارسی عمید

مس
مه، بزرگ، مهتر: مسمُغان.
۱. دست مالیدن.
۲. احساس خستگی.
فلزی سرخ رنگ که در ضرب سکه و تهیۀ سیم برق و ظروف آشپزخانه مورد استفاده قرار می گیرد.
آهستگی و کندی در کار.
* مس مس کردن: (مصدر لازم) [عامیانه] در کاری آهستگی و کندی کردن، کاری را به تٲنی انجام دادن.
آهستگی و کندی در کار.
* مس مس کردن: (مصدر لازم) [عامیانه] در کاری آهستگی و کندی کردن، کاری را به تٲنی انجام دادن.

مس در دانشنامه اسلامی

مس
معنی مَسِّ: تماس
معنی مَسَّ: رسيد - تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مُهْلِ: خلط و دُرد زيتون - مس مُذاب
معنی تَمْسَسْهُ: به آن برسد(کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّتْهُ: به او رسيد - با او تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّتْهُمْ إِذَ: به آنان رسيد - با آنان تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّکُمْ: به شما رسيد - با شما تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّنَا: به ما رسيد - با ما تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّنِيَ: به من رسيد - با من تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّهُ: به او رسيد - با او تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّهُمْ: به آنان رسيد - با آنان تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
ریشه کلمه:
مسس‌ (۶۱ بار)

«مَسّ» در لغت به معنای تماس پیدا کردن و لمس کردن است و در سوره «بقره» کنایه از عمل زناشوئی است.
اما در سوره «قمر» مفهومش آن است که به دوزخیان گفته می شود: بچشید! حرارت سوزانی را که از لمس آتش دوزخ حاصل می شود، بچشید، و نگوئید اینها دروغ، خرافه و اسطوره است.
دست زدن. رسیدن و یافتن در مجمع گفته مس نظیر لمس است و فرقشان آن است که در لمس احساس هست. و اصل مس چسبیدن و شدت جمع است. . اگر به شما شکستی رسید به قوم کفّار هم شکستی مثل آن رسیده بود. . مراد از «تَمَسّوُهُنَّ» مقاربت است که نوعی دست زدن ولصوق است. و مراد از آن در . نکاح است یعنی کسی بوسیله نکاح با من نزدیکی نکرده است. تماس: مس کردن یکدیگر است . یعنی باید عبدی آزاد کند پیش از آنکه با هم نزدیکی کنند. * . مس سقر عذاب جهنّم است که به انسان می‏رسد ولاصق می‏شود یعنی برو در آتش کشیده می‏شوند بچشید آنچه را ...


مس در دانشنامه ویکی پدیا

مس
مس نام یک عنصر جدول تناوبی با نماد شیمیایی Cu (برگرفته از واژهٔ لاتین cuprum) است عدد اتمی آن ۲۹ و عنصری فلزی با ویژگی های شکل پذیری و رسانایی گرمایی و الکتریکی بالا است. مس خالص، نرم و چکش خوار است بخشی از آن که در برابر هوای آزاد قرار دارد به رنگ قرمز مایل به نارنجی است.نبو
هزاران سال است که از مس و آلیاژهایش استفاده می شود. در دوران روم باستان، از معدن های مس در قبرس بهره برداری می شد ریشهٔ نام لاتین مس از واژهٔ сyprium به معنی فلز قبرس (metal of Cyprus) گرفته شده است که بعدها کوتاه شده و به شکل cuprum درآمده است. ترکیب های مس معمولاً به شکل نمک های مس (II) دیده می شوند، رنگ آبی یا سبز کانی هایی مانند آزوریت و فیروزه که از گذشته به عنوان گوهر دانسته می شدند ناشی از همین فلز است. از مس در معماری ساختمانی و هنرهای تزئینی هم بهره برده می شود.
مس یک مادهٔ معدنی ضروری برای اندام های زنده است چون سهمی کلیدی در ساخت آنزیم تنفسی سیتوکروم اکسیداز سی دارد. خون نرم تنان و سخت پوستان از ماده ای به نام هموسیانین ساخته شده است. مادهٔ اصلی هموسیانین، مس است درحالی که خون ماهی ها و مهره داران دارای هموگلوبین است و مادهٔ اصلی سازندهٔ آن، آهن می باشد. اندام های اصلی بدن انسان که در آن مس یافت می شود عبارتند از: کبد، ماهیچه و استخوان ها.
مس، نقره و طلا همگی در گروه یازدهم جدول تناوبی جای دارند از این رو برخی رفتارهای مشترک را از خود نشان می دهند. همهٔ این عنصرها پس از یک لایه الکترونی d دارای یک الکترون در اوربیتال sاند. ویژگی مشترک همهٔ این عنصرها، چکش خواری و رسانایی الکتریکی بالا است. لایهٔ الکترونی d که پر از الکترون است چندان در واکنش های میان اتمی وارد نمی شود بلکه پیوند فلزی از طریق الکترون اوربیتال s صورت می گیرد. برخلاف فلزهایی که دارای لایهٔ d نیمه پر هستند، پیوند فلزی در مس دارای ویژگی های پیوند کووالانسی نیست و نسبتاً ضعیف است. این مطلب دلیل سختی پایین و شکل پذیری بالای یک تک بلور مس است. در نگاه ماکروسکوپیک به شبکهٔ بلوری مس، در می یابیم که سختی آن زیر اثر یک تنش معلوم افزایش می یابد. از این رو مس معمولاً در قالب چندبلوری ریز که مقاومت بالاتری دارد قرار می گیرد تا در قالب تک بلوری. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مس

مس در جدول کلمات

آلیاژ مس و نیکل
مونل
آلیاژی از مس و روی
آلیاژی از مس و قلع
مفرغ
آلیاژی از مس و نیکل
مونل
از معادن مس کشور کنگو
دیکولووه
امروزه این هنر بر روی مس انجام میشود ولی میتوان انرا بر روی طلا و نقره عمل اورد
مینا کاری
بزرگ ترین تولید کننده مس در جهان
شیلی
بزرگ ترین معدن کار مس در جهان
کودلکو
سرمربی تیم دسته اولی مس کرمان
اکبر میثاقیان
سنگی نسبتاً سخت متشکل از کربنات آبدار طبیعی مس به رنگ سبز که در طبقات مختلف زمین ضمن کانیهای دیگر یافت می شود

معنی مس به انگلیسی

copper (اسم)
مس

معنی کلمه مس به عربی

مس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامبون
کندخر
محمدرحیم ریگی
بزرگ
مستر(بزرگتردربلوچی)
امیر‌عباسی
ماسمالیزاسیون . سمبلزاسیون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مس چیست   • کاربرد مس   • لوازم خانگی مس   • ویژگی های مس   • ظروف مس   • خواص فلز مس   • خواص مس   • مجتمع مس سرچشمه   • معنی مس   • مفهوم مس   • تعریف مس   • معرفی مس   • مس یعنی چی   • مس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مس
کلمه : مس
اشتباه تایپی : ls
آوا : mes
نقش : اسم
عکس مس : در گوگل

آیا معنی مس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )