انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1046 100 1

مس

/mes/

مترادف مس: سایش، دستمالی، لمس، لمس کردن، سودن، دست مالیدن، جنون، دیوانگی

معنی مس در لغت نامه دهخدا

مس. [ م َ ] (اِ) مهتر و بزرگ. (جهانگیری ) (برهان ). بزرگ و مه :
هنر نزد ایرانیان است و بس
ندارند شیر ژیان را به مس .
فردوسی.
|| بندی باشد که بر پای مجرمان نهند. (جهانگیری ) (برهان ). || پای بند که کسی را از آن خلاص و نجات مشکل ودشوار باشد. (برهان ).

مس. [ م َس س ] (ع مص ) بسودن. (منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). لمس کردن و بسودن با دست بدون حایل و مانع شدن ، و دست زدن و آزمودن و نعت فاعلی آن ماس ّ است. و گویند «لمس » مختص دست است و «مس » عام است در مورد دست و دیگر اعضای بدن. (اقرب الموارد). جس. اجتساس. ببسودن. ببسائیدن. سودن. سائیدن. لمس. مالیدن. برمجیدن. برمچیدن. مَسیس. مِسّیسی ̍. و رجوع به مسیس و مسیسی شود. || رسیدن و اصابت کردن : مس ّ الماء الجسد؛ آب به جسد رسید، و از آن جمله است آیه ٔ «لن تمسَّنا النار الا ایاماً معدودةً». (قرآن 80/2). نیز گویند مسه الکبر والمرض و العذاب ؛ یعنی بر او رسید و او را دریافت بزرگسالی و بیماری و عذاب. (اقرب الموارد). || دیوانه شدن ، و فعل آن به صورت مجهول به کار رود. (از منتهی الارب ). مجنون گشتن. (اقرب الموارد). || قریب و نزدیک شدن نسب کسی باکسی ، گویند: مسّت بک رحم فلان ؛ یعنی نسبش با نسب تو قریب است و بین شما قرابت و خویشی نزدیک است. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سخت نیازمند گردیدن ، گویند: مسّت الیه الحاجة؛ یعنی سخت نیازمند گردید. (از منتهی الارب ). مسّت الحاجة اًلی کذا؛ نیاز و حاجت وادار به فلان امر کرد. (اقرب الموارد). || آرمیدن با زن. (اقرب الموارد از لسان ). جماع کردن. (غیاث ).
- مس بشهوة ؛ آن است که به قلب میل کند و از آن لذت برد، و در زنان فقط همین است ، اما در مردان ، برخی عقیده دارند که به نعوظ یا افزون گشتن نعوظ است. (از تعریفات جرجانی ).

مس. [ م َس س ] (ع اِمص ) مالش ، و از آن جمله است قوله تعالی : «ذوقوا مس سقر»؛ یعنی بچشید عذاب نخستین دوزخ را که برسد شما را چنانکه گویی «وجد مس الحمی »؛ یعنی فسره ٔ نخستین تب رسید او را. (از منتهی الارب ). نخستین احساس که از خستگی و تعب دست میدهد، گویند:لم نجد مسا من النصب. (اقرب الموارد): الذین یأکلون الرّبوا لایقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس. (قرآن 275/2). || دیوانگی. (منتهی الارب ) (دهار). جنون : بِه مس ّ؛ او را جنون دست داده است. (اقرب الموارد). || فلان مسه مس أرنب ؛ یعنی او نرم خو و سهل الطباع است. (اقرب الموارد).

مس. [ م ِس س ] (اِ) معرب مس فارسی. نحاس. (اقرب الموارد). جوالیقی در المعرب می نویسد که نمیدانم مس عربی است یا غیرعربی. رجوع به مِس شود.

مس. [ م ِ ] (اِ) نحاس. جوهری باشد از فلزات که دیگ و طبق و غیره از آن سازند و ارباب صنعت که کیمیاگران باشند آن را طلا کنند. (برهان ). یکی از اجساد صناعت کیمیا، و در صنعت کیمیا از آن به زهره کنایت کنند. (از مفاتیح العلوم ). فلزی باشد که چون خالص باشد سرخ قهوه ای رنگ است ، و اول فلزی است که انسان از معدن استخراج کرده استعمال نمود. (ناظم الاطباء). سرکه و ترشیهای دیگر در ظروف مس نشاید، چه تولید زهر کند و بکشد. در اصطلاح شیمی فلزی باشد قرمزرنگ که در 1083 درجه ذوب می شود و وزن مخصوص آن 8/9 می باشد و پس از نقره بهتر از دیگر فلزات هادی گرما و الکتریسیته است. کاملاً چکش خوار و قابل تورق و مفتول شدن است. قابلیت تورق این فلز به حدی است که از آن می توان ورقه های بسیار نازکی تهیه کرد که نورسبز بخوبی از آن عبور کند. مفتولهای باریکی که از آن تهیه می کنند تا قطر 0/3 میلیمتر نیز می تواند باشد.مس قدیمی ترین فلزی است که بوسیله ٔ بشر کشف شده و آلیاژهای آن نیز جزو قدیمی ترین آلیاژهایی هستند که بشرآنها را شناخته و در صنعت از آنها استفاده کرده است. دوره ٔ فلزات که در حقیقت دوره ٔ زندگی صنعتی بشر است با این فلز شروع میشود. میل ترکیبی مس بسیار کم است. سطح مس در هوای معمولی همیشه از یک طبقه ٔ بسیار نازک اکسید مس قرمزرنگ پوشیده می شود و اگر هوا مرطوب باشد بر اثر وجود گازکربنیک سطح مس از طبقه ای هیدروکربنات سبزرنگ (زنگار) پوشیده می گردد که بقیه ٔ فلز راحفظ می کند. آب در هیچیک از درجات حرارت بر مس اثری ندارد. سَکب. (منتهی الارب ). صاد. (دهار). صَیدان. (منتهی الارب ). قِطر. (منتهی الارب ). مُهل. نُحاس. (دهار) : و اندر کوههای فرغانه معدن زر و سیم است بسیار و معدن مس و سرب و نوشادر. (حدود العالم ).
دو صد بار اگر مس به آتش درون
گدازی از او زر نیاید برون.
اسدی (گرشاسب نامه ص 57).
برجیس گفت مادر ارزیز است
مس را همیشه زهره بود مادر.
ناصرخسرو.
مس زنگار خورده داری نفس
از چنین کیمیات نیست گزیر.
خاقانی.
دمی خاک پائی ترا مس کند زر
پس از خاک به کیمیایی نیابی.
خاقانی.
آز در دل کنی شود آتش
سرکه بر مس نهی دهد زنگار.
خاقانی.
سرمه کش دیده ٔ نرگس صباست
رنگرز جامه ٔ مس کیمیاست.
نظامی.
و ظروف طلا و نقره و مس به قدر احتیاج تحویل صاحب جمع مزبور [ صاحب جمع میوه خانه و غیره ] می شود. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص 31). قهوه دانهای طلا و نقره و مس و... تحویل مشارالیه [ صاحب جمع قهوه خانه ] می شود. (تذکرة الملوک ص 32). آنچه اجناس که متعلق به شربتخانه است که تحویل او [ صاحب جمع شربتخانه ٔ معموره ] شود: ظروف طلا و نقره و چینی و کاشی و مس و شکر و قند و عقاقیر و... (تذکرةالملوک ص 33). القطر، المهل ؛ مس گداخته. (دهار).
- عصر مس ؛ در اصطلاح زمین شناسی ، بموجب تحقیقاتی که بوسیله ٔ دانشمندان زمین شناس به عمل آمده ، اولین فلزی که بشر به خواص آن پی برد و از آن در زندگی خود استفاده کرد مس می باشد. به همین جهت اولین قسمت دوره ٔ فلزات را (که اکنون عصر آهن آن است ) به نام عصر مس نامیده اند. در عصر مس همه ٔ مصنوعات بشرمنحصراً از این فلز ساخته می شد. این عصر از حدود شش یا هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح شروع و تقریباً به چهار یا پنج هزار سال قبل از میلاد که شروع دوره ٔ مفرغ است ، ختم می شود.
- مثل مس ؛ آواز سینه در سرماخوردگی های سخت. (امثال و حکم دهخدا).
- مثل مس صدا کردن ؛ آواز سیلی سخت بر بناگوش کسی.
- مس چکشی ؛ چکش خوار.
- مس زراندود ؛ مس آب طلا داده. اندوده به آب زر.
- || کنایه از دوستی و آشنائی به نفاق.
- || دروغ راست مانند.
- مس مفتولی ؛ که قابلیت مفتول شدن دارد.

مس. [ م ُ ] (اِ) مانعی بود که بدان سبب کسی به جائی نتواند رفت. (جهانگیری ) (از برهان ).

مس. [ م ُس س ] (اِ) به لغت اهالی مراکش ، قلمتراش و استره و موسی. (ناظم الاطباء).

مس. [ م َ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : بیرمس (از قرای بخارا). (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی مس به فارسی

مس
مه، بزرگ، مهتر، سودن، دست مالیدن، مالیده شدن دوچیزبهم ، به معنی دیوانگی نیزمیگویند
۱ - ( مصدر ) دست مالیدن سودن : و مذهب اوزاعی آنست که اگر بدست باشد طهارت باطل سود و بغیر دست باطل نشود همچون مس فرج . ۲ - ( اسم ) دست مالی سایش . ۳ - دیوانگی .
بی باکی
[ گویش مازنی ] /mas/ فربه - مست – احساس سرمستی ناشی از سلامت کامل مزاج و روزگار خوش & مال من & غم و غصه – اندوه
[copper plating] [مهندسی مواد و متالورژی] پوشش دهی زیر لایه با مس خالص ازطریق آب کاری یا اندودکاری
[ گویش مازنی ] /mas baviyen/ برخاستن نرینگی – حالت نعوظ - سرمست شدن
[high-conductive copper, electrolytic tough-pitch copper, high-conductivity copper] [مهندسی مواد و متالورژی] نوعی مس پالایش شده با درجۀ خلوص تجاری بالا و ناخالصی کمتر از ppm 50 که درنتیجه رسانندگی آن بالاتر از صد است
پالاینده مس
تراش دادن مس . یا چرخ مس تراشی . چرخی که بوسیل. آن مس را تراش دهند: اختراع چرخ مس تراشی که باین چرخ سطح ظروف مسینه را از درون و بیرون نیک صافی و سترده میکنند.
لحیم مس
با مس مذاب لحیم کردن
دهی در شهرستان خیاو
[ گویش مازنی ] /mes dare/ نام روستایی از دراز کلای بابل & از توابع بابل کنار بابل
دهی در شهرستان نوشهر
زدن طشت و سینی مس گاه گرفتن ماه یا خورشید
[Chalcolithic, Copper Stone Age] [باستان شناسی] دوره ای میان نوسنگی و عصر مفرغ که در آن از سنگ و ابزارهای مسی استفاده می کردند؛ این دوره مرحلۀ گذار میان صنایع عصر سنگ و عصر مفرغ است که با دگرگونی های فرهنگی و روابط بازرگانی شناخته می شود متـ . عصر مس Copper Age
راسخ
( اسم ) آهستگی تانی . یا با مس مس باهستگی بتانی : پس نشست و نوشت با مس مس قصه را چند صورت مجلس . ( بهار )
[ گویش مازنی ] /mes mes/ درنگ – این پا و آن پا کردن - کاری را مهمل گذاشتن
[ گویش مازنی ] /mes mes hekaarden/ دست دست کردن - اهمال نمودن در کار ۳تردید و دودلی در عمل
( صفت) آنکه بتانی و کندی کاری را انجام دهد: ... جرات و برش او را نداشت مس مس کار بود .
( مصدر) بکندی وتانی امور را انجام دادن : نباید کرد دیگر هیچ مس مس بباید رفت فوری توی مجلس . ( بهار )
[ گویش مازنی ] /mas masti/ از روی مستی – حرکات مستانه
[ گویش مازنی ] /mes mesoo/ وارفته و تنبل – کم تحرپک

معنی مس در فرهنگ معین

مس
(مَ) (ص .) بزرگ ، مه .
(مَ سّ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) دست مالی ، سایش . ۲ - دیوانگی .
(مِ) (اِ.)فلز چکش خور و سرخ رنگی که هادی الکتریسته نیز می باشد. در دمای ۱٠۸۳ درجه ذوب می شود.
(مِ مِ) (ق .) (عا.) آهستگی ، کُندی .
(مِ سُ تِ) (اِمر.) (عا.) ۱ - ظروف و آلات مسین . ۲ - لوازم و وسایل آشپزخانه .
(مِ مِ) (ق .) (عا.) آهستگی ، کُندی .

معنی مس در فرهنگ فارسی عمید

مس
مه، بزرگ، مهتر: مسمُغان.
۱. دست مالیدن.
۲. احساس خستگی.
فلزی سرخ رنگ که در ضرب سکه و تهیۀ سیم برق و ظروف آشپزخانه مورد استفاده قرار می گیرد.
آهستگی و کندی در کار.
* مس مس کردن: (مصدر لازم) [عامیانه] در کاری آهستگی و کندی کردن، کاری را به تٲنی انجام دادن.
آهستگی و کندی در کار.
* مس مس کردن: (مصدر لازم) [عامیانه] در کاری آهستگی و کندی کردن، کاری را به تٲنی انجام دادن.

مس در دانشنامه اسلامی

مس
معنی مَسِّ: تماس
معنی مَسَّ: رسيد - تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مُهْلِ: خلط و دُرد زيتون - مس مُذاب
معنی تَمْسَسْهُ: به آن برسد(کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّتْهُ: به او رسيد - با او تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّتْهُمْ إِذَ: به آنان رسيد - با آنان تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّکُمْ: به شما رسيد - با شما تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّنَا: به ما رسيد - با ما تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّنِيَ: به من رسيد - با من تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّهُ: به او رسيد - با او تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
معنی مَسَّهُمْ: به آنان رسيد - با آنان تماس پیدا کرد (کلمه مس که در لغت به معناي تماس گرفتن دو چيز با يکديگر است)
ریشه کلمه:
مسس‌ (۶۱ بار)

«مَسّ» در لغت به معنای تماس پیدا کردن و لمس کردن است و در سوره «بقره» کنایه از عمل زناشوئی است.
اما در سوره «قمر» مفهومش آن است که به دوزخیان گفته می شود: بچشید! حرارت سوزانی را که از لمس آتش دوزخ حاصل می شود، بچشید، و نگوئید اینها دروغ، خرافه و اسطوره است.
دست زدن. رسیدن و یافتن در مجمع گفته مس نظیر لمس است و فرقشان آن است که در لمس احساس هست. و اصل مس چسبیدن و شدت جمع است. . اگر به شما شکستی رسید به قوم کفّار هم شکستی مثل آن رسیده بود. . مراد از «تَمَسّوُهُنَّ» مقاربت است که نوعی دست زدن ولصوق است. و مراد از آن در . نکاح است یعنی کسی بوسیله نکاح با من نزدیکی نکرده است. تماس: مس کردن یکدیگر است . یعنی باید عبدی آزاد کند پیش از آنکه با هم نزدیکی کنند. * . مس سقر عذاب جهنّم است که به انسان می‏رسد ولاصق می‏شود یعنی برو در آتش کشیده می‏شوند بچشید آنچه را که از سقر به شما می‏رسد. * . در اقرب الموارد گوید: مَساس به فتح اوّل اسم فعل است یعنی مرا مس کن «لامَساس» یعنی مرا مس نکن به من دست نزن. ولی قرائت مشهور در قرآن به کسر میم است در قاموس گوید: معنی لامِساس در قرآن آن است که کسی را مس نمی‏کنم و کسی مرا مس نمیکند. آیه درباره سامری است که موسی «علیه السلام» بوی گفت: وظیفه تو این است که با کسی خلطه نداشته و کسی با تو خلطه نداشته باشد و این بزرگترین عذاب است که کسی در اجتماع زندگی کند ولی با کسی افت و خیز و گفت و شنود و مراوده نداشته باشد یعنی: باید مادام العمر تنها زندگی کنی. بقولی: این نفرینی است از حضرت موسی به سامری که در اثر آن به درد عقام مبتلی شد وهر که به او نزدیک می‏شد تب می‏گرفت و هر که پیش او می‏آمد می‏گفت: لامِساس لامِساس. رجوع شود به «سمر».



مس در دانشنامه ویکی پدیا

مس
مس نام یک عنصر جدول تناوبی با نماد شیمیایی Cu (برگرفته از واژهٔ لاتین cuprum) است عدد اتمی آن ۲۹ و عنصری فلزی با ویژگی های شکل پذیری و رسانایی گرمایی و الکتریکی بالا است. مس خالص، نرم و چکش خوار است بخشی از آن که در برابر هوای آزاد قرار دارد به رنگ قرمز مایل به نارنجی است.نبو
هزاران سال است که از مس و آلیاژهایش استفاده می شود. در دوران روم باستان، از معدن های مس در قبرس بهره برداری می شد ریشهٔ نام لاتین مس از واژهٔ сyprium به معنی فلز قبرس (metal of Cyprus) گرفته شده است که بعدها کوتاه شده و به شکل cuprum درآمده است. ترکیب های مس معمولاً به شکل نمک های مس (II) دیده می شوند، رنگ آبی یا سبز کانی هایی مانند آزوریت و فیروزه که از گذشته به عنوان گوهر دانسته می شدند ناشی از همین فلز است. از مس در معماری ساختمانی و هنرهای تزئینی هم بهره برده می شود.
مس یک مادهٔ معدنی ضروری برای اندام های زنده است چون سهمی کلیدی در ساخت آنزیم تنفسی سیتوکروم اکسیداز سی دارد. خون نرم تنان و سخت پوستان از ماده ای به نام هموسیانین ساخته شده است. مادهٔ اصلی هموسیانین، مس است درحالی که خون ماهی ها و مهره داران دارای هموگلوبین است و مادهٔ اصلی سازندهٔ آن، آهن می باشد. اندام های اصلی بدن انسان که در آن مس یافت می شود عبارتند از: کبد، ماهیچه و استخوان ها.
مس، نقره و طلا همگی در گروه یازدهم جدول تناوبی جای دارند از این رو برخی رفتارهای مشترک را از خود نشان می دهند. همهٔ این عنصرها پس از یک لایه الکترونی d دارای یک الکترون در اوربیتال sاند. ویژگی مشترک همهٔ این عنصرها، چکش خواری و رسانایی الکتریکی بالا است. لایهٔ الکترونی d که پر از الکترون است چندان در واکنش های میان اتمی وارد نمی شود بلکه پیوند فلزی از طریق الکترون اوربیتال s صورت می گیرد. برخلاف فلزهایی که دارای لایهٔ d نیمه پر هستند، پیوند فلزی در مس دارای ویژگی های پیوند کووالانسی نیست و نسبتاً ضعیف است. این مطلب دلیل سختی پایین و شکل پذیری بالای یک تک بلور مس است. در نگاه ماکروسکوپیک به شبکهٔ بلوری مس، در می یابیم که سختی آن زیر اثر یک تنش معلوم افزایش می یابد. از این رو مس معمولاً در قالب چندبلوری ریز که مقاومت بالاتری دارد قرار می گیرد تا در قالب تک بلوری.
عکس مس
سینانید مس (I) (به انگلیسی: Copper(I) cyanide) با فرمول شیمیایی CuCN یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۱۱۰۰۹ است. که جرم مولی آن 89.563 g/mol می باشد. شکل ظاهری این ترکیب، پودر زرد کمرنگ است..#N
Copper(I) cyanide
Cuprous cyanide copper cyanide cupricin
.#N
مس (II) اکسید (CuO) یک ترکیب معدنیاکسید مس است که به نام تئوریت نیز شناخته می شود.دربارهٔ اکسیدهای مس اکسیژن می تواند به دو روش با مس ترکیب شده و دو ماده متفاوت تشکیل دهد که یکی مس I اکسید معمولاً به صورت پودر قرمز رنگ و مس II اکسید که به رنگ سیاه است. این دو ماده به صورت معدنی معمولاً به حالت کریستالی یافت می شوند. از هر دو ترکیب اکسیدهای مس در صنعت پیگمنت استفاده می شود ولی این دو ماده در صنایع دیگری نیز به صورت جداگانه مصرف می شوند اکسید مس به طور طبیعی به صورت تنوریت سیاه و سفید یا خاکستری یافت می شود. مانند Cu2O، می توان آن را با حرارت دادن به مس ساخت، اما با درجه حرارت پایین. در این روش یک ماده ناخالص از اکسید مس تولید می شود، اگرچه با حرارت دادن به برخی از ترکیبات مس حاوی اکسیژن، مانند کربنات، هیدروکسید و یا نیترات یک ماده جامد سیاه که در دمای 1200 ° C ذوب می شود, تشکیل می شود. در این دما مقداری از اکسیژن را از دست داده و باقی مانده مس I اکسید خواهد بود. مانند شکل های دیگر، مس (II) اکسید در اکثر حلال ها نامحلول است، اما با اسیدها واکنش نشان می دهد.تاثیرات سلامتی اکسید مس اگرچه مس یک عنصر ضروری برای پستانداران است، بسیاری از ترکیبات آن، از جمله هر دو شکل اکسید مس، در همه حال دوز سمی هستند. اگر مس I اکسید استنشاق شود، می تواند تنگی نفس، سرفه، و آسیب به دستگاه تنفسی را باعث شود. بلع این ترکیب می تواند باعث تحریک دستگاه گوارش، تهوع، استفراغ، درد معده و اسهال شود. مس (II) اکسید اگر بلعیده شود می تواند علائم مشابه داشته و همچنین مشکلات بینایی و تغییر رنگ پوست را به همراه دارد.ترکیبات مسنیترات مس با فرمول شیمیایی Cu(NO3)2 * 5H2O از انحلال كربنات مس در اسيد نيتريك بدست آمده و در سراميك سازي، آتش نشاني و عكاسي كاربرد دارد.استات مس با فرمول شیمیایی Cu(CH3COO)2 استات مس به عنوان عامل ضد قارچ به صورت محلول 1 كيلوگرم در 500 ليتر آب استفاده مي شود. طرز تهيه ي اين ماده از واكنش اسيد استيك بر مس، اكسيد مس، كربنات مس و سولفات مس بدست مي آيد. علاوه براين استات مس به عنوان كاتاليزور در بعضي واكنش هاي زيستي، شيميايي مانند رنگ آميزي پارچه و رنگ آميزي سراميك و غيره مورد استفاده واقع مي شود. سولفات مس با فرمول شیمیایی CuSO4 سولفات مس در بیشتری از صنایع کاربرد دارد که می توان به چند نوع آن که این ماده را به وفور مصرف می کنند اشاره نمود. این صنایع عبارتند از : تهيه Bordeauxو Burgundy - كنترل بيماري هاي قارچي - جبران كمبود مس در خاك - جبران كمبود مس در جانوران - افزايش و تحريك رشد مرغ هاي گوشتي - عامل نابودي كرم ها و حلزون ها بويژه كرم كبد گوسفند=O.
Copper(II) oxide
Cupric oxide
=O
مس(II) سولفات تری هیدرات (به انگلیسی: Copper(II) sulfate trihydrate) با فرمول شیمیایی CuH۴SO۶••H۲O یک ترکیب شیمیایی است. که جرم مولی آن ۲۱۳٫۶۵۴ g/mol می باشد.O.1()OS(=O)(=O)O1O....S()(=O)=O
O.1()OS(=O)(=O)O1
O....S()(=O)=O
InChI=1S/Cu.H2O4S.3H2O/c;1-5(2,3)4;;;/h;(H2,1,2,3,4);3*1H2/q+2;;;;/p-2 YKey: XRZJYOVMWCUNER-UHFFFAOYSA-L Y
مس (II) نیترات (به انگلیسی: Copper(II) nitrate) با فرمول شیمیایی Cu(NO3)2 یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم ۱۸۶۱۶ است؛ که جرم مولی آن 187.5558 g/mol (anhydrous) 241.60 g/mol (trihydrate) می باشد. شکل ظاهری این ترکیب، کریستال های آبی است..()=O.()=O
Copper(II) nitrate
Cupric nitrate
.()=O.()=O
مس II هیدروکسید Cu(OH)۴)) ماده ای ژله ای و نامحلول در آب این ماده به رنگ آبی روشن و به راحتی از ترکیب پتاسیم هیدروکسید و مس سولفات (کات کبود) به وجود می آید..
Copper(II) hydroxide
Cupric hydroxide
..
مس (III) اکسید یکی از ترکیبات اکسید مس است که از دو اتم مس و سه اتم اکسیژن تشکیل می شود و فرمول آن Cu2O3 است. این ترکیب، بالاترین ظرفیت مس در ترکیب با اکسیژن است.....
....
InChI=1S/2Cu.3O/q;;3*-2Key: NFFYXVOHHLQALV-UHFFFAOYSA-N
مس نام یک عنصر فلزی ست.
مَس (موسیقی) یکی از فرم های موسیقی
مُس (اسپانیا)، دهستانی در استان پنتبدرا در اسپانیا
مس همچنین می تواند به یکی از موردهای زیر اشاره داشته باشد:
مس (به اسپانیایی: Mos) یک شهرستان در اسپانیا است.
فهرست شهرهای اسپانیا
مس ۱۳٬۹۹۶ نفر جمعیت دارد.
مِس (به فرانسوی: Maisse) یک کمون (فرانسه) در فرانسه است که در کانتون منسی واقع شده است. مس ۲۱٫۵۸ کیلومتر مربع مساحت و ۲٬۸۵۱ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای فرانسه
۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)
مَس فرمی از آهنگسازی روحانی و مقدس می باشد که تنظیم کُرال مجموعه ای ثابت از مناجات های عشاء ربانی به موسیقی ست. اکثر مَس ها بر روی مناجات های لاتینی، زبان مقدس مناجات های کلیسای کاتولیک روم، تنظیم شده اند. تعداد قابل توجهی مَس نیز به زبان کشورهای غیر کاتولیک که در آن ها عبادت به زبان های بومی انجام می شود نوشته شده است. برای مثال مَس های زیادی به زبان انگلیسی برای کلیسای انگلستان نوشته شده است. مَس های موسیقایی نام خود را از مناجات های کاتولیک با همین نام مَس (به لاتین "the Mass") می گیرند، که ممکن است بعد از نام مَس نام دیگری نیز داشته باشند، نظیر میسا سولمنیس ساخته بتهوون.
دعای آمرزش
به طور کلی، یک قطعه موسیقی برای یک مس کامل بودن، باید شامل قسمت های زیر باشد، که روی هم یک مراسم عشاء ربانی معمول را تشکیل بدهد:
Kyrie اولین موومان یک مَس عادی ست و این کلمه به معنای خداوند می باشد. متن مناجات این قسمت بدین شرح است:
این موومان اغلب اوقات دارای ساختاری ست که انعکاس دهنده تقطیع و تقارن متن باشد. در بسیاری از قطعات دارای فرم سه گانه (ABA)، نمود عبارت "Kyrie eleison"، شامل نزدیکی و همسانی یا بعکس در تقابل فرمی و درونمایه ای با عبارت "Christe eleison" است. همچنین ساختار (AAABBBCCC) که در قسمت Kyrie و Christe از رکوئیم معروف موتسارت به مثابه دو شخصیت از یک فوگ دوبل ست، نیز وجود دارد.
آسپیرینات مس (به انگلیسی: Copper aspirinate) با فرمول شیمیایی C36H28Cu2O16 یک ترکیب شیمیایی با شناسه پاب کم 92244 است. که جرم مولی آن 843.69g/mol می باشد. شکل ظاهری این ترکیب، بلورهای جامد آبی روشن است.CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O).CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O).CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O).CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O)..
dicopper 2-acetyloxybenzoate
tetrakis-μ-acetylsalicylato-dicopper(II)copper(II) aspirinate cupric acetylsalicylate cupric aspirinate cupric aspirin complex
CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O).CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O).CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O).CC(=O)OC1=CC=CC=C1C(=O)..
آیتون مس (انگلیسی: Eton mess) یک نوع دسر انگلیسی است که از مخلوط توت فرنگی و مرنگ و خامه تهیه می شود.
پرونده های رسانه ای مربوط به آیتون مس در ویکی انبار
شهر اَن مَس (به فرانسوی: Annemasse) در شهرستان اوت سووآ در ناحیه رون-آلپ با جمعیت ۲۸٬۵۷۲ نفر در کشور فرانسه واقع شده است
۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)
مس یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر همدان استان همدان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
فهرست اندیس های استان همدان
نام مس یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر باینجوب استان همدان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
فهرست اندیس های استان همدان
اکسید مس ترکیبی از دو عنصر مس و اکسیژن است و ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره کند:
اکسید مس (I)
مس (II) اکسید
پروکسید مس
مس (III) اکسید
ایبوپروفنات مس (به انگلیسی: Copper ibuprofenate) یک ترکیب شیمیایی است. شکل ظاهری این ترکیب، پودر سبز است.C(C(C)C1=CC=C(CC(C)C)C=C1)=O.C(C(C)C1=CC=C(CC(C)C)C=C1)=O.
biscopper(II)
C(C(C)C1=CC=C(CC(C)C)C=C1)=O.C(C(C)C1=CC=C(CC(C)C)C=C1)=O.
ایبوپروفن
عنصر مس دارای دو ایزوتوپ پایدار ۶۳Cu و ۶۵Cu و ۲۷ ایزوتوپ ناپایدار است. در میان این ایزوتوپ های پرتوزا ۶۷Cu با نیمه عمر ۶۱٫۸۳ ساعت پایدارترین و ۵۴Cu با ۷۵ نانو ثانیه ناپایدارترین آن هاست.
باشگاه فوتبال مس (فرانسوی: Football Club de Metz) یک باشگاه فوتبال در کشور فرانسه است.
این باشگاه که در شهر مس قرار دارد در سال ۱۹۳۲ تأسیس شده و سابقه یک نایب قهرمانی در لیگ ۱ و ۲ قهرمانی در جام حذفی فوتبال فرانسه را در کارنامه دارد.
پاسیر مس (به لاتین: Pasir Mas) یک سکونتگاه مسکونی در مالزی است که در کلانتان واقع شده است.
فهرست شهرهای مالزی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مس در جدول کلمات

آلیاژ مس و نیکل
مونل
آلیاژی از مس و روی
آلیاژی از مس و قلع
مفرغ
آلیاژی از مس و نیکل
مونل
از معادن مس کشور کنگو
دیکولووه
امروزه این هنر بر روی مس انجام میشود ولی میتوان انرا بر روی طلا و نقره عمل اورد
مینا کاری
بزرگ ترین تولید کننده مس در جهان
شیلی
بزرگ ترین معدن کار مس در جهان
کودلکو
سرمربی تیم دسته اولی مس کرمان
اکبر میثاقیان
سنگی نسبتاً سخت متشکل از کربنات آبدار طبیعی مس به رنگ سبز که در طبقات مختلف زمین ضمن کانیهای دیگر یافت می شود

معنی مس به انگلیسی

copper (اسم)
مس

معنی کلمه مس به عربی

مس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

کامبون ١٤:٣٢ - ١٣٩٧/١١/٠٧
کندخر
|

محمدرحیم ریگی ٠٨:٥٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٠
بزرگ
مستر(بزرگتردربلوچی)
|

امیر‌عباسی ٢١:١٩ - ١٣٩٨/٠٧/٠٩
ماسمالیزاسیون . سمبلزاسیون
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مس چیست   • کاربرد مس   • لوازم خانگی مس   • ویژگی های مس   • ظروف مس   • خواص فلز مس   • خواص مس   • مجتمع مس سرچشمه   • معنی مس   • مفهوم مس   • تعریف مس   • معرفی مس   • مس یعنی چی   • مس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مس
کلمه : مس
اشتباه تایپی : ls
آوا : mes
نقش : اسم
عکس مس : در گوگل


آیا معنی مس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )