برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1281 100 1

مشبک

/moSabbak/

مترادف مشبک: سوراخ سوراخ، شبکه ای، متخلخل

برابر پارسی: سوراخ سوراخ

معنی مشبک در لغت نامه دهخدا

مشبک. [ م ُ ش َب ْ ب َ ] (ع ص ) هرچیز درهم آمده و درهم آمیخته شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تشبیک شود. || هر شی ٔ که در آن سوراخ سوراخ باشد به هندی آن را جالی گویند. (غیاث ) (آنندراج ). هر چیزی شبکه شده و درهم درآورده و مانند پنجره شده و درهم داخل گشته. (از ناظم الاطباء). شبکه دار. با شبکه. سوراخ سوراخ. غلوه کن. غلبه کن. غلبکن. چشمه چشمه. پنجره پنجره. چون شبکه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ز غمزه ٔ تو مشبک چو خانه ٔ زنبور
به سینه در دل من دائماً در افغان است.
رفیعالدین لنبانی.
چون مشبک خان زنبوران ز آه عاشقان
پس دریچه کاندرین بام نه ایوان آمده.
خاقانی.
این هفت تا به خانه مشبک شد از دعا
تا شاه در مقرنس ایوان تو نشست.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 756).
نحل را کز نهال باغ خرد
در مشبک نعیم الوان است.
خاقانی.
در مشبک دریچه پنداری
کآفتاب زحل خور اندازد.
خاقانی (دیوان ص 466).
ز حلقوم دراهای درافشان
مشبکهای زرین عنبرافشان.
نظامی (خسرو و شیرین چ وحید ص 298).
خورشید از رویش خجل
گردون مشبک همچو دل.
مولوی (از فرهنگ فارسی معین ).
|| (اِ) نوعی از غذا. (از ذیل اقرب الموارد). نوعی از شیرینی ها. (از محیط المحیط).

معنی مشبک به فارسی

مشبک
شبکه دار، مانند پنجره، سوراخ سوراخ
( اسم ) دارای شبکه ( مانند پنجره ) سوراخ سوراخ : خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل ... ( دیوان کبیر )
[reticulate, netted] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی رگ بندی که در آن رگبرگ های فرعی انتهایی طرحی شبکه ای تشکیل می دهند
[reticulodromous] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی رگ بندی شانه ای که در آن رگبرگ های دومین قبل از رسیدن به حاشیۀ برگ به طور مکرر منشعب می شوند و ساختاری شبکه ای و متراکم تشکیل می دهند
کنایه از مجمره و عودسوز
پنجره پنجره یا چشمه چشمه ساختن چیزی را
[reticulated crystals] [زمین شناسی] بلورهای سوزنی که درهم رشدی های تورمانند به وجود می آورند
[cribriform carcinoma] [علوم پایۀ پزشکی] نوعی پوش چنگار تودغده ای کیسه ای که مجاری شیری را درگیر می کند
[mesh graft] [پیوند] نوعی پیوندینۀ نیم لایه ستبر که با ایجاد برش های متعدد طولی قابلیت پوشش دهی آن بیشتر می شود
[lattice girder, lattice beam] [مهندسی عمران] تیری که بال های آن با شبکه های مورب یا موازی به یکدیگر متصل شده باشد
[mesh conveyor dryer] [علوم و فنّاوری غذا] نوعی خشک کن نقاله ای که تسمه نقالۀ آن مشبک است و بر روی غلتک های باریکی تکیه دارد
[Danaus plexippus] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از ش ...

معنی مشبک در فرهنگ معین

مشبک
(مُ شَ بَّ) [ ع . ] (اِمف .) شبکه دار، سوراخ سوراخ .

معنی مشبک در فرهنگ فارسی عمید

مشبک
شبکه دار، مانند پنجره، سوراخ سوراخ.

مشبک در جدول کلمات

پنجره مشبک زیبایی در معماری
ارسی
دریچه مشبک رو به حیاط
پنجره

معنی مشبک به انگلیسی

cribriform (صفت)
سوراخ سوراخ ، مشبک
netted (صفت)
مشبک
reticular (صفت)
مشبک ، شبکهای
reticulated (صفت)
مشبک
retiform (صفت)
مشبک ، زنبوری ، شبکه وار
net-like (صفت)
مشبک

معنی کلمه مشبک به عربی

مشبک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهرام س
توروار
علی قناد
شبکه شبکه شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• طرح مشبک رایگان   • مشبک کاری روی فلز   • طرح مشبک سه بعدی   • مشبک به انگلیسی   • مشبک چیست   • معنی مشبک   • اموزش مشبک کاری   • الگوی مشبک کاری   • مفهوم مشبک   • تعریف مشبک   • معرفی مشبک   • مشبک یعنی چی   • مشبک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشبک
کلمه : مشبک
اشتباه تایپی : laf;
آوا : moSabbak
نقش : صفت
عکس مشبک : در گوگل

آیا معنی مشبک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )