انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1011 100 1

مشتق

/moStaqq/

مترادف مشتق: اشتقاق یافته، برگرفته، برآمده، جداگردیده

برابر پارسی: برگرفته، برآمده، به دست آمده، جداشده، آمده از، شیب، فرامده

معنی مشتق در لغت نامه دهخدا

مشتق.[ م ُ ت َق ق ] (ع ص ) لفظی که از لفظ دیگر گرفته شده وفارسیان به تخفیف هم آرند. (از غیاث ) (آنندراج ). کلمه ٔ گرفته شده از کلمه ٔ دیگر. بیرون آمده و صادرگشته ومتفرع شده. (ناظم الاطباء). کلمه ای که از کلمه ٔ دیگر (کلمه ٔ اصلی ) گرفته شده ، مانند: ناله. رفتار. کردار.که از نالیدن ، رفتن ، کردن مشتق اند. (دستور پنج استاد) : فعل در بیشتر لغات مشتق بود، چنانکه در لغت عرب از اسمی مشتق است که آن را مصدر میخوانند.(اساس الاقتباس ص 15). و رجوع به اسماء مشتقه شود.

معنی مشتق به فارسی

مشتق
شکافته وجداشده، چیزی که ازچیزدیگرجداشده باشد، کلمهای که ازکلمه دیگرگرفته وساخته شده باشد
( اسم ) ۱ - شکافته شده . ۲ - چیزی که از چیزی دیگر جدا شده جدا گردیده . ۳ - کلمهای که از کلم. دیگر ( کلم. اصلی ) گرفته شده مانند : ناله رفتار کردار که از نالیدن رفتن کردن مشتق شدهاند : فعل در بیشتر لغات مشتق بود چنانکه در لغت عرب از اسمی مشتق است که آنرا مصدر میخوانند . یا مشتق متوالی . اگر مشتق تابعی خود تابعی از متغیر باشد ممکن است از آن هم مشتق گرفت . این مشتق را مشتق دوم تابع اصلی گویند . بهمین طریق ممکن است مشتق سوم چهارم و غیره گرفت . این مشتقات را مشتقات متوالی نامند .
[derivative] [زبان شناسی] آنچه از فرایند اشتقاق به دست می آید
[derivative , differential coefficient] [ریاضی] فرمول دار
[derived, derivative] [زبان شناسی] ویژگی آنچه از فرایند اشتقاق حاصل شده است
[continous derivative] [ریاضی] مشتقی که خود یک تابع پیوسته است
[approximate derivative] [ریاضی] تعمیمی از مفهوم مشتق که در آن به جای حد معمولی، حد تقریبی (approximate limit) به کار برود
[partial derivative] [ریاضی] مشتق تابعی چندمتغیره نسبت به یکی از متغیرهای آن با ثابت انگاشتن سایر متغیرها
[left derivative] [ریاضی] مشتق تابع یک متغیرۀ حقیقی در نقطۀ مفروض وقتی متغیر مستقل از چپ به آن نقطه میل کند
[right derivative] [ریاضی] مشتق تابع یک متغیرۀ حقیقی در نقطۀ مفروض وقتی متغیر مستقل از راست به آن نقطه میل کند
[directional derivative] [ریاضی] مشتق تابع چندمتغیرۀ حقیقی در نقطۀ مفروض وقتی متغیر مستقل در جهت بُرداری خاصی به آن نقطه میل کند
[differentiation] [ریاضی] عمل به دست آوردن مشتق یک تابع
[partial differentiation] [ریاضی] فرایند به دست آوردن مشتق جزئی
[numerical differentiation] [ریاضی] روشی تقریبی برای محاسبۀ مشتق تابع
[logarithmic differentiation] [ریاضی] فرمول دار
[ordinary derivative] [ریاضی] مشتق تابع یک متغیره
[derived demand] [اقتصاد] تقاضا برای عوامل تولید، اعم از کالا یا خدمات، در نتیجۀ تقاضا برای محصول نهایی مشتق از آن
[derived subgroup] [ریاضی] زیرگروه تولید شده با مجموعۀ همۀ جابه جاگرهای یک گروه مفروض
[derived structure] [زبان شناسی] ساخت حاصل از به کار بستن قواعد دستور زبان
[derived key] [رمزشناسی] کلیدی که توسط یک الگوریتم/ خوارزمی مشخص محاسبه می شود که ورودی آن شامل داده های عمومی و محرمانه است

معنی مشتق در فرهنگ معین

مشتق
(مُ تَ قّ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - جدا شده ، چیزی که از چیز دیگر جدا شده باشد. ۲ - کلمه ای که از کلمة دیگر گرفته شده باشد. ۳ - در ریاضی حد نسبت نمو تابع به نمو متغیر وقتی که نمو متغیر به سمت صفر میل کند. ۴ - آهنگ تغییر هر تابع نسبت به متغیر آن (ریاضی ).

معنی مشتق در فرهنگ فارسی عمید

مشتق
۱. چیزی که از چیز دیگر جدا شده باشد، جدا شده.
۲. (ادبی) در دستور زبان، کلمۀ پسونددار یا پیشونددار.
۳. (ادبی) در دستور زبان، کلمۀ گرفته شده از فعل، مانندِ جویا.
۴. [قدیمی] شکافته.

مشتق در دانشنامه اسلامی

مشتق
مشتق (اصول)، اسم محمول بر چیزی، حکایت کننده از صفت یا حالت قابل زوال است.
مشتق، در اصطلاح اصولیون ، اسمی است که بر شخصی یا چیزی حمل گردیده و از صفت یا حالت آن حکایت می کند، به گونه ای که آن صفت یا حالت، قابل زوال و انفکاک می باشد.به عبارت دیگر، مشتق اصولی لفظی است که بر یک ذات به اعتبار اتصاف آن به مبدئی از مبادی اطلاق می شود، خواه اتصاف ذات به اعتبار حلول صفت در آن باشد، مانند: حی و حار (ذات متصف به حیات و متصف به حرارت) و یا به اعتبار صدور صفت از ذات باشد، مانند: ضارب و قاتل (ضرب و قتل از فرد صادر شده است) و یا به اعتبار انتزاع وصف از ذات مانند مالک و مملوک (که ملکیت از زید و مال او انتزاع می شود).
واژه مشتق ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • مشتق (اصول)، از اصطلاحات علم اصول به معنای اسم محمول بر چیزی، حکایت کننده از صفت یا حالت قابل زوال• مشتق (ادبی)، از اصطلاحات ادبی به معنای لفظ گرفته شده از لفظ دیگر با تناسب در معنا و ترتیب حروف
...
مشتق (ادبی)، لفظ گرفته شده از لفظ دیگر با تناسب در معنا و ترتیب حروف است.
مشتق، در اصطلاح ادیبان، هر لفظی را گویند که از لفظ دیگر گرفته شده، مشتمل بر حروف اصلی آن باشد و در اصل معنا با آن تناسب داشته و در ترتیب حروف نیز با آن موافق باشد، امّا از لحاظ هیئت با آن اختلاف داشته باشد، مانند: «ضارب» که از «یضرب» گرفته شده و حروف اصلی آن را نیز (ض، ر، ب) به ترتیب دارا است، و در معنا نیز متناسب با آن است، ولی هیئت آنها با هم فرق دارد.
← اشتقاق
 ۱. ↑ شرح البدخشی (به ضمیمه شرح الاسنوی)، بدخشی، محمد بن حسن، ج۱، ص۲۶۲. ۲. ↑ منتهی الدرایة فی توضیح الکفایة، جزایری، محمدجعفر، ج۱، ص۱۹۵ و ۱۹۶.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۷۳۴، برگرفته از «مشتق ادبی».    
...
مشتق از جمله مباحث الفاظ است که در اصول فقه از آن یاد می شود زمانی سحن از مشتق به میان خواهد آمد که که ماهیتی متلبس به وصفی گردد حال یا در زمان گذشته متلبس بوده و یا حال و یا آینده .
مشتق در لغت: از ماده ی شق می باشد، در التحقیق فی کلمات القرآن آورده که، ریشه ی این کلمه گشایش مطلق می باشد. و در لغت فارسی به آن شکافتن می گویند
و در اصطلاح ادبا در مقابل جامد است و آن لفظی است که از لفظ دیگر گرفته شده و حروف مشتق منه را داشته باشد مثل افعال و اسم های فاعل و مفعول و صفت مشبهه و...اما در اصطلاح اصولیین مشتق لفظی است که بر شخص یا چیزی حمل گردد و به صفت یا حالتی از او حکایت کند، به گونه ای که آن صفت یا حالت قابل زوال و انفکاک باشد
پس بین مشتق در اصلاح ادبا و اصولیین عموم و خصوص من وجه است، یعنی در بعضی از الفاظ هر دو اصطلاح صادقند؛ مثل نویسنده و زننده (کاتب و ضارب)، و در بعضی از الفاظ مشتق اصولی صادق است، ولی مشتق ادبی صاق نیست، زیرا جامد است؛ مثل لفظ زوج و زوجه، و در مواردی فقط مشتق نحوی صادق است؛ مثل تمامی افعال (ماضی، مضارع، امر
1- مشتق در معنای خود در حال اتصاف ذاتی به آن صفت استعمال شود، مثلاً در حالی که سعید مشغول غذا خوردن است؛ به او آکل (خورنده) گفته شود. همه ی علما اتفاق نظر دارند که استعمال مشتق در این حالت حقیقت است.
2- استعمال مشتق در معنایی باشد که در آینده به آن متصف خواهد شد، مثلاً به کسی که دانشجوی پزشکی است ولی هنوز لیسانس را هم نگرفته، دکتر گفته شود، در این صورت همه علما به اتفاق قائلند چنین استعمالی مجاز است.
این دو صورت خارج از بحث می باشد.
3- جایی که ذاتی قبلاً اتصاف به صفتی داشته است، ولی در حال حاضر آن صفت را از دست داده است و متکلم هم مشتق را در همان ذاتی که اکنون فاقد آن صفت است استعمال کند، مثلاً احمد چند سال قبل دانشجو بوده و الآن مدرس شده است، ولی در حال حاضر به او دانشجو گفته می شود. این صورت مورد بحث است که آیا چنین استعمالی حقیقت است یا مجاز؟
مشتق (اصول)، اسم محمول بر چیزی، حکایت کننده از صفت یا حالت قابل زوال است.
مشتق، در اصطلاح اصولیون ، اسمی است که بر شخصی یا چیزی حمل گردیده و از صفت یا حالت آن حکایت می کند، به گونه ای که آن صفت یا حالت، قابل زوال و انفکاک می باشد.به عبارت دیگر، مشتق اصولی لفظی است که بر یک ذات به اعتبار اتصاف آن به مبدئی از مبادی اطلاق می شود، خواه اتصاف ذات به اعتبار حلول صفت در آن باشد، مانند: حی و حار (ذات متصف به حیات و متصف به حرارت) و یا به اعتبار صدور صفت از ذات باشد، مانند: ضارب و قاتل (ضرب و قتل از فرد صادر شده است) و یا به اعتبار انتزاع وصف از ذات مانند مالک و مملوک (که ملکیت از زید و مال او انتزاع می شود).
← شرایط مشتق اصولی
امّا مشتق در اصطلاح علم نحو ، لفظی است که از لفظ دیگر گرفته شده و حروف اصلی آن را در بر دارد، مانند: اشتقاق ضَرَب از ضَرْب و ضارب از یضرب.
رابطه مشتق اصولی و مشتق ادبی
بنابراین، میان مشتق اصولی و مشتق ادبی رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار است؛ یعنی در بعضی از الفاظ، هر دو اصطلاح صادق می باشد، مثل: کاتب و ضارب، در برخی از الفاظ، فقط مشتق اصولی صادق است، مثل: زوج و زوجه، و در مواردی هم، فقط مشتق ادبی صادق است، مانند: افعال.
مشتق، به معنای لفظ اشتقاق یافته از لفظ دیگر است.
هرگاه لفظی به لحاظ مشاکلت معنوی و لفظی از لفظ دیگری منشق گردیده باشد آن را مشتق می نامند مانند لفظ های نصیر، ناصر و منصور که از لفظ « نَصْر» منشق گردیده اند. در هر اشتقاقی ۴ چیز وجود دارد: ۱. مناسبت لفظی میان موضوع (لفظی که در ابتدا وضع شده است) و مشتق؛۲. مناسبت معنوی میان موضوع و مشتق؛۳. مغایرت لفظی موضوع و مشتق؛۴. مغایرت معنوی موضوع و مشتق.اسم می تواند «موضوع» (جامد) و یا «مشتق» باشد. اسم موضوع، مانند: « ضَرْب» ، و اسم مشتق، مانند: «ضارب» و «مضروب». اما فعل در بیشتر لغات مشتق است، چنان که در لغت عرب مشتق از اسمی است که آن را مصدر می خوانند.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول.• فیّاض، محمّد اسحاق، محاضرات فی اصول الفقه.• خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.• ابوالحسن سالاری، بهمنیار بن مرزبان، التحصیل.
اسماء مشتقّ ، در منطق به اسم هایی اطلاق می گردد که که از یک ریشه گرفته شده باشند و مشاکلتی در معنی آنها وجود داشته باشد.
اسماء مشتقّ ، اسم هایی هستند که از یک ریشه گرفته شده باشند و مشاکلتی در معنی آنها وجود داشته باشد، مانند حاسد و محسود و حسود. «و باشد که میان الفاظ مشاکلتی افتد و آن از دو نوع خالی نبود: یا مشاکلت لفظ تابع مشاکلت معنی بود، یا نبود. و اول را اسماء مشتقه خوانند، مانند ناصر و نصیر و منصور».
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۹.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۹.    
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۱۵.    
...
بسیط بودن مشتق در تحلیل مفهومی آن را بساطت مشتق گویند.
بساطت مشتق، مقابل ترکب مشتق و به معنای بسیط بودن مفهوم مشتق " در هنگام تحلیل مفهومی " می باشد، به این صورت که با شنیدن لفظ مشتق، فقط یک معنا در ذهن حاضر می گردد و این معنا در تحلیل مفهومی به دو یا چند جزء تقسیم نمی گردد.
← مثال
 ۱. ↑ آخوندخراسانی، محمدکاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص۵۱.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۲۷۴، برگرفته از مقاله «بساطت مشتق».    
...
ترکب مشتق به مرکب بودن مفهوم مشتق از دو یا چند جزء اطلاق می شود.
ترکب مشتق، مقابل بساطت مشتق ، و به معنای مرکب بودن مفهوم مشتق (به هنگام تحلیل مفهومی) از دو یا چند جزء است؛ برای مثال، به اعتقاد برخی، مفهوم مشتق در تحلیل مفهومی از دو جزء مرکب است: ۱. ذات (شیء)؛ ۲. مبدئی که ذات به آن اتصاف دارد.
توضیح
در بحث مشتق اختلاف وجود دارد که آیا مفهوم مشتق بسیط است یا مرکب ؛ برخی بر این باورند که مفهوم مشتق مرکب است از ذات و مبدئی که آن مفهوم به آن متصف است، مانند: «ناطق» که مفهوم آن در تحلیل، مرکب از دو امر است: ۱. ذات انسان ؛ ۲. صفت ناطقیت یا مبدا نطق ؛ بنابراین، ناطق به معنای «شی ء له النطق» است.
← نکته اول
 ۱. ↑ انوار الاصول، مکارم شیرازی، ناصر، ج۱، ص۱۸۸.    
...
جامِدْ وَ مُشْتَق، دو اصطلاح در دستور زبان عربی است.
دستورـ نویسان عرب دو قسم از اقسام کلمه، یعنی اسم و فعل را به جامد (غیرمأخوذ) و مشتق (مأخوذ) تقسیم کرده اند.
← اسم جامد
در دستور زبان فارسی، اسم را از لحاظ ساختمان (اجزاء تشکیل دهندۀ) آن به جامد و مشتق تقسیم کرده اند: جامد اسمی است که از فعل گرفته نشده باشد، مانند آب ، اسب ،...؛ و در مقابل، مشتق اسمی است که از فعلی گرفته شده باشد، چون پرش و زیست که از «پریدن» و «زیستن» گرفته شده است. بنابر تعریفی دیگر، اگر اسمی به سبب تصرفی خاص، از معنای اصلی خود عدول کند و به معنای دیگری چون صفت یا کیفیت دلالت نماید، مشتق خوانده می شود، مانند بالنده، دهانه...؛ و در غیر این صورت جامد به شمار می آید، چون بال، دهان،.... همچنین، اسم جامد را اسمی دانسته اند که مشتق نباشد، یا فاقد تعیّنات اسمِ مشتق باشد و درست تر آن است که ابتدا اسم مشتق را بشناسیم.دستور نویسان متأخر عموماً تحت تأثیر دو تعریف یاد شده یا نظایر آن ها از اسمهای مشتق و جامد دو گونه تعریف به دست داده اند:
← تعریف اول از اسمهای مشتق و جامد
(۱) محمد امین ادیب طوسی، دستور نوین، تهران، ۱۳۱۲ق.(۲) حسن انوری و حسن احمدی گیوی، دستور زبان فارسی، تهران، ۱۳۷۰ش.(۳) حبیب اصفهانی، دستورسخن، نسخۀ خطی کتابخانۀ مرعشی، شم ۱۰۲۲۹.(۴) علی محمد حق شناس، زبان فارسی سال دوم آموزش متوسطه، تهران، ۱۳۸۷ش.(۵) پرویز خانلری، دستور زبان فارسی، تهران، ۱۳۵۱ش.(۶) محمد خزائلی و ضیاء الدین میرمیرانی، دستور زبان فارسی، تهران، ۱۳۵۱ش.(۷) عبد الرسول خیام پور، دستور زبان فارسی، تبریز، ۱۳۸۶ش.(۸) رضا دایی جواد، دستور زبان فارسی (پنج استاد)، اصفهان، ۱۳۴۰ش.(۹) رحیم ذوالنور، دستور پارسی در صرف و نحو و املای فارسی، تهران، ۱۳۴۳ش.(۱۰) محمد جواد شریعت، دستور زبان فارسی، اصفهان، ۱۳۴۵ش.(۱۱) غیاث الدین محمد رامپوری، غیاث اللغات، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ۱۳۶۳ش.(۱۲) خسرو فرشیدورد، دستور مفصل امروز، تهران، ۱۳۸۴ش.(۱۳) عبدالعظیم قریب، دستور زبان فارسی به اسلوب السنۀ مغرب زمین، تهران، ۱۳۴۸ش.(۱۴) غلامحسین کاشف، دستور زبان فارسی، استانبول، ۱۳۲۸ش.(۱۵) لغت نامه هخدا.(۱۶) محمد جواد مشکور، دستورنامه، تهران، ۱۳۴۹ش.(۱۷) تقی وحیدیان کامیار و غلامرضا عمرانی، دستور زبان فارسی (۱)، تهران، ۱۳۸۲ش.(۱۸) نادر وزین پور، دستور زبان فارسی، تهران، ۱۳۶۹ش.(۱۹) عبد الرحیم همایون فرخ، دستور جامع زبان فارسی، به کوشش رکن الدین همایون فرخ، تهران، ۱۳۳۷ش.(۲۰) جلال الدین همایی و دیگران، دستور زبان فارسی (پنج استاد)، تهران، ۱۳۵۰ش.(۲۱) عثمان ابن جنی، الخصائص، به کوشش محمدعلی نجار، قاهره، ۱۳۷۱ق/ ۱۹۵۲م.(۲۲) عبدالله ابن عقیل، شرح علێ الفیة ابن مالک، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره، ۱۳۵۰ق.(۲۳) احمد ابن فارس، الصاحبی، به کوشش احمد صقر، قاهره، ۱۹۷۷م.(۲۴) عبدالله ابن هشام، مغنی اللبیب، بیروت، داراحیاء التراث العربی.(۲۵) یعیش ابن یعیش، شرح المفصل، بیروت، عالم الکتب.(۲۶) عبدالله امین، «بحث فی علم الاشتقاق»، مجلة مجمع اللغة العربیة الملکی، قاهره، ۱۹۳۵م.(۲۷) مسعود بوبو، فی فقه اللغة العربیة، دمشق، ۱۴۱۴-۱۴۱۵ق/۱۹۹۴-۱۹۹۵م.(۲۸) محمداعلێ تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، به کوشش رفیق عجم، بیروت، ۱۹۹۶م.(۲۹) عباس حسن، النحو الوافی، قاهره، ۱۹۷۶م.(۳۰) محمد خلیل پاشا، التذکرة فی قواعد اللغة العربیة، عالم الکتب، ۱۴۰۵ق/۱۹۸۵م.(۳۱) عمرو سیبویه، الکتاب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸م.(۳۲) سیوطی، المزهر، به کوشش محمد احمد جاد المولی و دیگران، بیروت، ۱۹۸۶م.(۳۳) سیوطی، همع الهوامع، به کوشش محمد بدرالدین نعسانی، قم، ۱۴۰۵ق.(۳۴) شوقی ضیف، تجدید النحو، نشر ادب الحوزه.(۳۵) مصطفی غلایینی، جامع الدروس العربیة، بیروت، ۱۴۱۰ق/ ۱۹۹۰م.(۳۶) قرآن کریم.(۳۷) عاصی، میشال، و امیل بدیع یعقوب، المعجم المفصل، فی اللغة و الادب، بیروت، ۱۹۸۷م .
فعل مشتق یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای فعل انشقاق یافته از لفظ دیگر است.
لفظ مفرد بر سه قسم است: اسم و فعل و حرف. منطقیان فعل را کلمه خوانند و حرف را ادات. لفظ مفرد به لحاظ دیگر، بر دو قسم است: مشتق و موضوع.
الفاظ مشتق
هرگاه لفظی به لحاظ مشاکلت معنوی و لفظی از لفظ دیگری منشق گردیده باشد آن را "مشتق" می نامند مانند لفظ های نصیر، ناصر و منصور که از لفظ "نَصْر" منشق گردیده اند. اسم، یا موضوع است مانند: "ضَرْب"، و یا مشتق است مانند: "ضارب" و "مضروب"؛ ولی فعل در بیشتر لغات مشتق است، چنان که در لغت عرب مشتق از اسمی است که آن را مصدر می خوانند.
مستلزمات فعل
فعل متضمن یا مستلزم چهار چیز است: معنا، محل برای آن معنا، حدوث معنا در آن محل، و زمان حدوث. چنان که در "ضَرَبَ"، ضَرْب معنا است و محل، چیزی (ضمیر) است که به جای فاعل است، چون فعل مقتضی فاعلی است هر چند در لفظ، نامعین باشد، و حدوث ضرب در ضارب، آن معنایی است که از ضرب فهمیده می شود. و زمان حدوث زمان ماضی است. و "ضَرَبَ" در جمله "ضَرَبَ زیدٌ" دالّ بر سه چیز (معنا، حدوث معنا و زمان حدوث) است و محل فعل به لفظ دیگر یعنی زید تعلق گرفته که در علم نحو آن را "فاعل" گویند. و گاهی معنا نیز به لفظ دیگر تعلق می گیرد و فعل، فقط دالّ بر دو چیز (حدوث معنا و زمان حدوث) است، مانند: کان زیدٌ ضارباً. چنین فعلی را "ناقص" خوانند و منطقیان آن را "کلمه وجودی" می گویند.
مستندات مقاله
...


مشتق در دانشنامه ویکی پدیا

مشتق
مشتق ایدهٔ اصلی حساب دیفرانسیل، بخش اول آنالیز ریاضی است که نرخ تغییرات تابع را نشان می دهد. مشتق نیز، نظیر انتگرال، از مسئله ای در هندسه، یعنی یافتن خط مماس در یک نقطه از منحنی ناشی شده است.
استفاده از قاعدهٔ زنجیری: در این روش، از طرفین رابطه نسبت به x {\displaystyle x\!}   مشتق می گیریم و با فاکتورگیری، y ′ {\displaystyle y'\!}   را بدست می آوریم. (اگر بخواهیم مشتق را نسبت به x {\displaystyle x\!}   حساب کنیم آنگاه x x ′ = 1 {\displaystyle x'_{x}=1\!}   و y x ′ = y ′ {\displaystyle y'_{x}=y'\!}   خواهد بود)
استفاده از مشتق جزئی: در این روش از رابطهٔ زیر استفاده می شود:
مفهوم مشتق تا اوائل قرن ۱۷ میلادی، یعنی تا قبل از آنکه ریاضی دان فرانسوی، پییر دو فرما به تعیین اکسترمم های چند تابع خاص دست بزند، تنظیم نشده بود. فرما دریافت که خطوط مماس، در نقاطی که منحنی ماکزیمم یا مینیمم دارد، باید افقی باشد. از اینرو به نظرش رسید که مسئلهٔ تعیین نقاط اکسترمم تابع، به حل مسئلهٔ دیگر، یعنی یافتن مماس های افقی مربوط می شود، تلاش برای حل این مسئلهٔ کلی تر بود که فرما را به کشف برخی از ایده های مقدماتی مفهوم مشتق هدایت کرد.
در نگاه نخست اینطور به نظر می رسید که بین مسئلهٔ یافتن مساحت سطح زیر یک نمودار و موضوع تعیین خط مماس بر منحنی در یک نقطه رابطه ای وجود ندارد، اما اولین کسی که دریافت این دو مفهومِ به ظاهر دور از هم، در واقع ارتباط نسبتاً نزدیکی با هم دارند آیزاک بارو معلم آیزاک نیوتون بوده است.
اما مفهوم مشتق به شکل امروزی آن، نخستین بار در سال ۱۶۶۶ میلادی توسط نیوتون و به فاصلهٔ چند سال بعد از او، توسط گوتفرید لایب نیتس، مستقل از یکدیگر پدید آمد. این دو دانشمند در ادامهٔ کار خود، باز هم به طور مستقل، بخش دوم آنالیز ریاضی یعنی حساب انتگرال را عرضه کردند که اساس آن بر عمل انتگرال گیری قرار دارد.
عکس مشتق
مشتق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مشتق (رسانه)
مشتق (علم اصول)
مشتق (فیلم)
مشتق یا اسپین آف (انگلیسی: Spin-off) به یک رمان، برنامه رادیویی، برنامه تلویزیونی، بازی ویدئویی، فیلم یا هر کار روایتی گفته می شود که بر اساس داستان یا مفهوم یک اثر دیگر باشد. مشتق ممکن است جزئیات بیشتری از آن را روایت کند، ویا روایتگر داستان متفاوتی باشد. مشتق ها معمولاً بر اساس کارهای بسیار موفق ساخته می شوند و گاه بر اساس شخصیت های فرعی آن داستان هستند.
برای مثال فیلم سه بعدی مینیون ها مشتقی از فیلم های من نفرت انگیز است، یا سریال دوران کهن: دنیای جدید یک مشتق از سریال دوران کهن است. از نمونه سریال ایرانی نیز میتوان به سریال "سال های دور از خانه" ساخته مجید صالحی اشاره کرد که اسپین آف سریال شاهگوش است.
مشتق یا گرفته شده در شیمی یک ترکیب شیمیایی است که از با یک واکنش شیمیایی از یک ترکیب مشابه بدست آمده باشد.
پیش ماده
محصول (شیمی)
در گذشته، مشتق به معنی ترکیبی بود که می شد تصور کرد که از یک ترکیب دیگر بدست می آید، اگر یک اتم یا گروه اتم ها با یک اتم یا گروهی از اتم ها جایگزین شود. اما امروزه در زبان شیمی از عبارت آنالوگ ساختاری برای چنین مفهومی استفاده می شود.
در زیست شیمی عبارت مشتق برای ترکیب هایی استفاده می شود که دست کم از دیدگاه نظری می توانند از یک ترکیب پیش ماده بدست آیند.
مشتق اصطلاحی در علم اصول فقه است که به معنای هر عنوان عرضی است که بر ذات عارض می شود و با آن متحد می گردد. این اصطلاح از دیر باز در میان دانشمندان علم اصول مورد اختلاف بوده است.
واژهٔ مشتق را در دو علم مورد بررسی قرار می دهند: یکی علم نحو که در آن مشتق مقابل جامد به کار می رود و دیگری علم اصول فقه. منظور از مشتق در علم نحو و در اصطلاح ادبی، کلمه ای است که از اصل فعل گرفته شده و ریشهٔ فعلی دارد. مانند "کاتب" و "مکتوب" و "مکتب" که از «کَتَبَ» گرفته شده اند. از نظر صرفی، فعل ها واسم های فاعل و مفعول و صفت مشبهه و صیغهٔ مبالغه، مشتق محسوب می شوند؛ ولی مراد دانشمندان علم اصول از کلمهٔ مشتق، مشتق صرفی نیست. مشتق در علم اصول به معنای چیزی است که عارض بر یک ذات می شود و با زوال آن چیز، ذات از بین نمی رود. مشتق در واقع آن حالت یا صفتی است که در مورد یک شخص یا یک شیء است و می توان آن را بر شیء یا شخص حمل کرد. دو شرط برای مشتق در علم اصول ذکر شده است: نخست این که بر ذات حمل شود و دوم، زوال ذات آن، زوال مبدأ را به دنبال نداشته باشد.
یکی از اختلاف های اساسی که در مفهوم مشتق مطرح می شود ناظر به این است که آیا دربارهٔ کسی یا چیزی که در زمان حال، اتّصاف و تلبّس به مبدأ اشتقاق دارد و اکنون ندارد، این مفهوم حقیقت است و دربارهٔ کسی که قبلاً تلبّس به مبدأ داشته است و اکنون ندارد، مَجاز است یا این که در هر دو حالت، حقیقت است. به بیان ساده در مفاهیم مشتق، ذاتی وجود دارد که به مبدأ اشتقاق اتّصاف پیدا می کند، همانند مفهوم ظالم که در آن یک ذاتی وجود دارد که متّصف به مبدأ اشتقاق می شود. مفهوم ظالم یک مفهوم مشتق است که یک ذاتی دارد که متلبّس به ظلم شده است و مفهوم ظلم مبدأ اشتقاقی است که عارض بر آن ذات شده است.
«مشتق» (ترکی استانبولی: Türev) یک فیلم است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.
Gülçin Santırcıoğlu
Beste Bereket
Tuğra Kaftancıoğlu
Güçlü Yalçıner
Atıl İnaç
مشتق آب و هوا، (به انگلیسی: Weather derivative) به ابزار مشتقه ای گویند، که برخی از شرکت ها، در راستای استراتژی مدیریت ریسک آن را بعنوان حصاری در جهت عدم ضرر در شرایط آب و هوایی نامناسب، خریداری می کنند. در بسیاری از شرکت ها سود و زیان بسته به شرایط جوی بوده و هوای نامناسب باعث ضرر دیدن شرکت می شود. در این شرکت ها ابزار مشتق آب و هوا خریداری شده و در صورت تغییر شرایط آب و هوایی مناسب، به شرایط بد (بارانی یا طوفانی) این مشتقات از طرف فروشنده نقد خواهد شد.
مشتق آب و هوا، (به انگلیسی: Weather derivative) به ابزار مشتقه ای گویند، که برخی از شرکت ها، در راستای استراتژی مدیریت ریسک آن را بعنوان حصاری در جهت عدم ضرر در شرایط آب و هوایی نامناسب، خریداری می کنند. در بسیاری از شرکت ها سود و زیان بسته به شرایط جوی بوده و هوای نامناسب باعث ضرر دیدن شرکت می شود. در این شرکت ها ابزار مشتق آب و هوا خریداری شده و در صورت تغییر شرایط آب و هوایی مناسب، به شرایط بد (بارانی یا طوفانی) این مشتقات از طرف فروشنده نقد خواهد شد.
ابزار مشتقه
دارایی در خطر
بازار معاملات آتی
مشتقات اعتباری
ابزار مشتقه
مشتق پارامتری یک نوع مشتق در حسابان است و زمانی که هر دو متغیر وابسته و مستقل x و y به متغیر سومی (مانند t که زمان در نظر گرفته می شود) وابسته باشند بکار می رود. به عنوان مثال مجموعه از توابع را در نظر بگیرید که در آن:
معادله پارامتری
مشتق
و
مشتق اول معادله پارامتری بالا:
که در آن، x ˙ ( t ) {\displaystyle {\dot {x}}(t)} به معنی مشتق x نسبت به t می باشد، برای درک آن باید به یاد قاعده زنجیری برای مشتق های:
مشتق پاره ای یا مشتق جزئی، در مورد توابع چند متغیره، به مشتق تابع نسبت به یکی از متغیرها با ثابت نگه داشتن سایر متغیرها گفته می شود.
مشتق جزئی تابع f نسبت به متغیر x به یکی از صورت های زیر نمایش داده می شود:
از ∂ به عنوان نماد مشتق جزئی استفاده می شود. این نماد توسط آدرین-ماری لژاندر ابداع شد و پس از معرفی توسط کارل گوستاو ژاکوب ژاکوبی عمومیت یافت.
اگر تابع f را به صورت زیر تعریف کنیم،
مشتق گیری از تابع های مثلثاتی یک فرایند ریاضی است که برای یافتن مشتق یک تابع مثلثاتی یا نرخ تغییرات آن برحسب متغیر، انجام می شود. مشتق همه تابع های مثلثاتی را می توان برحسب مشتق سینوس و کسینوس به دست آورد. زیرا همه این تابع ها را می توان به صورت تابعی از سینوس یا کسینوس بیان کرد. قاعده خارج قسمت برای مشتق گیری از تابع مورد نظر به کار می رود. مشتق تابع های وارون مثلثاتی با استفاده از مشتق ضمنی و مشتق تابع های معمول مثلثاتی، قابل محاسبه است.
مثلث OAB (کوچک): ۱/۲ ||OA||. ||OB|| .sinθ = ۱/۲ r۲ .sinθ
مثلث OAC (بزرگ): ۱/۲ ||OA||. ||AC|| = ۱/۲ r. r.tanθ = ۱/۲ r۲ .tanθ
به طور خلاصه، مشتق تابع های مثلثاتی و مشتق تابع های وارون مثلثاتی را می توان در جدول زیز نشان داد:
برای اثبات مشتق ها نخست باید چند قضیه مهم حد که در استخراج رابطه برای مشتق ها مورد نیاز هستند، اثبات شوند.
نمودار سمت چپ، یک دایره به مرکز O و شعاع r را نشان می دهد. زاویه θ در مرکز دایره قرار دارد و از دو شعاع OA و OB ساخته شده است. از آن جایی که می خواهیم θ را به سمت صفر میل دهیم، آن را یک مقدار کوچک مثبت در نظر می گیریم.
تابع ‎ F ( x ) {\displaystyle F(x)} ‎ یک پاد مشتق ‎ f ( x ) {\displaystyle f(x)} ‎ بر بازه I {\displaystyle I} است، هرگاه دو تابع فوق بر روی I {\displaystyle I} تعریف شده باشند و مشتق ‎ F ( x ) {\displaystyle F(x)} ‎ ،‎ f ( x ) {\displaystyle f(x)} ‎ باشد. یعنی به ازای هر عضو بازه I {\displaystyle I} داشته باشیم:
مشتق
d F ( x ) d x = F ′ ( x ) = f ( x ) {\displaystyle {\frac {dF(x)}{dx}}=F'(x)=f(x)}
در حساب دیفرانسیل تنها یک نوع نمادگذاری واحد برای مشتق وجود ندارد و نمادگذاری های مختلفی توسط ریاضی دان ها استفاده شده است. در هر زمینه ای خاص٬ برخی نمادها مفیدترند.
Earliest Uses of Symbols of Calculus, maintained by Jeff Miller.
معمول ترین نمادگذاری استفاده شده مربوط به لایب نیتز است.در این نمادگذاری مشتق y {\displaystyle y}   نسبت به x {\displaystyle x}   می شود: d y d x {\displaystyle {\frac {dy}{dx}}}
و مشتق های مرتبه های بالاتر چنین نمایش داده می شوند:
d n y d x n , d n ( f ( x ) ) d x n ,  or  d n d x n ( f ( x ) ) {\displaystyle {\frac {d^{n}y}{dx^{n}}},\quad {\frac {d^{n}{\bigl (}f(x){\bigr )}}{dx^{n}}},{\text{ or }}{\frac {d^{n}}{dx^{n}}}{\bigl (}f(x){\bigr )}}
مشتق در ریاضی و سایر علوم کاربردهای بسیاری دارد
http://www.chap.sch.ir/sites/default/files/books/92-93/26/198-210-C295-1.pdf
http://www.chap.sch.ir/sites/default/files/books/92-93/26/171-197-C295-1.pdf
http://www.chap.sch.ir/sites/default/files/books/92-93/26/146-170-C295-1.pdf
کتاب حساب دیفرانسیل و انتگرال دوره پیش دانشگاهی ریاضی
پیدا کردن بازه هایی که در آن مشتق ویژگی خاصی مثلاً مثبت بودن، عددی خاص مثل صفر بودن یا از درجه خاصی بودن تابع مشتق یا … دارد، در رسم نمودار اهمیت دارد. برای رسم نمودار هر تابعی باید تابع خصوصیات زیر را دارا باشد
شواهد هندسی محکمی در دست است اگر خم همواری محور X را در دو نقطه قطع کند، نقطهای روی خم بین آن دو نقطه وجود دارد که در آن، مماس بر خم افقی است.
صورت قضیه: فرض کنید (y=f(x در هر نقطه از بازه بسته پیوسته، و در هر نقطه از بازه (a,b) مشتق پذیر باشد. اگر


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مشتق در دانشنامه آزاد پارسی

مُشتَق (derivative)
مُشتَق
مُشتَق
مُشتَق
مُشتَق
در ریاضیات، آهنگیا نرخ دقیق تغییرات تابع، نسبت به تغییرات متغیر مستقل. در تابع یک متغیرۀ y =f (x) ، اگر متغیر مستقل x به اندازۀ x∆، و تابع نیز متناظر با آن به اندازۀ∆y = f (x+∆x) - f(x) تغییر کند، نسبت(فرمول ۱)آهنگ متوسط تغییر y به ازای تغییر x است.فرمول ۱:
حال هرچه ∆x را کوچک تر بگیریم، یعنی تغییر تابع را به ازای تغییر کوچک تری از متغیر در نظر بگیریم، تصویر دقیق تری از نحوۀ تغییر تابع به دست می آوریم. به این سبب، حدِنسبتِ(فرمول ۲)را وقتی به صفر میل می کند، در صورتی که موجود و متناهی باشد، مشتق تابع f درx می نامند. مثلاً اگر y = x۲و x به اندازۀ ∆x تغییر کند، y∆ یعنی تغییر متناظر y برابر∆y = (x+∆x)۲- x۲ = ∆x۲+ ۲x∆x خواهـد بود. پس(فرمول ۳)آهنگ متوسط تغییر y نسبت به تغییر x است.
فرمول ۲: فرمول ۳:
حال اگر x∆ به سمت صفر میل کند،∆x + ۲x به ۲x میل می کند و بنابراین، مشتق این تابع ۲x است. در تعبیر هندسی، مشتق در نقطۀ x، شیبنمودارy = f (x) در نقطه ای به طول x است؛ یعنی حد شیب خط قاطعی است که دو نقطه از این منحنی را به هم وصل می کند، وقتی که فاصلۀ این دو نقطه به صفر میل کند. مشتق تابع f در نقطۀ x، تابعی از x اسـت و آن را باf' (x) یاDf (x) یا(فرمول ۴)نشان می دهند.
فرمول ۴:
مشتق از اساسی ترین مفاهیمحساب دیفرانسیل و انتگرال است و کاربردهای فراوان دارد، ازجمله برای تعیین شیب، صعودی یا نزولی بودن، یا تقعر نمودار تابع و یافتن ماکسیمم و مینیمم و بسیاری موارد دیگر به کار می آید. این مفهوم برای توصیف پدیده های طبیعی نیز در علوم دیگر کاربرد فراوان دارد، مثلاً، سرعت، مشتق مسافت نسبت به زمان، و شتاب، مشتق سرعت نسبت به زمان است.

مشتق در جدول کلمات

تعیین تابع در ریاضی از روی مشتق آن
انتگرال
دستبندها و آنچه از دست برنجن مشتق شود
اساوره

معنی مشتق به انگلیسی

derivative (اسم)
مشتق
formative (اسم)
مشتق
derivative (صفت)
فرعی ، مشتق ، اشتقاقی ، گرفته شده
paronymous (صفت)
هم ریشه ، مشتق ، دارای وجه اشتقاق مشترک
insulate (صفت)
مشتق
derived (صفت)
مشتق ، ماخوذ
isolated (صفت)
مجرد ، مشتق

معنی کلمه مشتق به عربی

مشتق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مشتق

النا ١٧:٤٥ - ١٣٩٥/٠٥/٣٠
فرامده
|

Erfan_Z_A_D ٢٣:٤٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٢
چکیده
|

پیشنهاد شما درباره معنی مشتق



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرمول مشتق   • مشتق به زبان ساده   • مشتق کسری   • فرمولهای مشتق گیری pdf   • مشتق در ادبیات فارسی   • آموزش مشتق گیری   • مشتق مثلثاتی   • مشتق توابع   • معنی مشتق   • مفهوم مشتق   • تعریف مشتق   • معرفی مشتق   • مشتق چیست   • مشتق یعنی چی   • مشتق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشتق
کلمه : مشتق
اشتباه تایپی : lajr
آوا : moStaqq
نقش : اسم
عکس مشتق : در گوگل


آیا معنی مشتق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )