انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1091 100 1

مشروطه

/maSrute/

مترادف مشروطه: نظام حکومتی مبتنی برقانون اساسی

متضاد مشروطه: استبدادی

برابر پارسی: مردم سالاری

معنی مشروطه در لغت نامه دهخدا

مشروطه. [ م َ طَ ] (ع ص ) مشروطة. مؤنث مشروط. رجوع به مشروط شود. || (اصطلاح منطق ) در منطق قضیه ای که در آن شرط به کار رفته باشد و آن انواع دارد:
- مشروطه ٔ خاصه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق عبارت ازقضیه ٔ مشروطه ٔ عامه مقید بلادوام ذاتی است و قضیه ای است که حکم در آن به ضرورت ثبوت محمول برای موضوع و یا سلب آن از موضوع به شرط اتصاف ذات موضوع به وصف عنوانی باشد اعم از آن که وصف جزء موضوع بود یا ظرف ضرورت باشد. مثال : کل کاتب متحرک الاصابع مادام کاتباًلا دائما. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
- مشروطه ٔ دائمه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق قضیه ای است که به حسب وصف ضروری و به حسب ذات دائمی که متحمل ضرورت و لاضرورت بود. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
- مشروطه ٔ دائمه ٔ لاضروریه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق قضیه ای است که به حسب وصف ضروری بود و به حسب ذات دائم لاضروری. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
- مشروطه ٔ ضروریه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق قضیه ای است که هم بحسب وصف و هم به حسب ذات ضروری بود. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
- مشروطه ٔ عامه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق عبارت از قضیه ای است که حکم در آن به ضرورت ثبوت محمول برای موضوع یا سلب آن از او بود به شرط آن که موضوع متصف به وصف موضوع بود، یعنی وصف موضوع در حالتی درتحقق آن ضرورت باشد. مثال : کل کاتب متحرک الاصابع بالضروره مادام کاتباً. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی ). ورجوع به تعریفات جرجانی و اساس الاقتباس و دستور العلماء شود.
- مشروطه ٔ لادائمه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق قضیه ای است که بحسب وصف ضروری بود و به حسب ذات لادائم. (از فرهنگ علوم سجادی ).
- مشروطه ٔ لاضروریه ؛ (اصطلاح منطق ) در منطق قضیه ای است که بحسب وصف ضروری بود و به حسب ذات لاضروری. (از فرهنگ علوم عقلی سجادی ).
|| مشروطه : حکومت مشروطه نوعی حکومت که در آن وضع قوانین به عهده ٔ مجلس یا مجلسین. (شوری - سنا) باشد و دولت مجری آن قوانین محسوب میگردد، مقابل استبداد. (فرهنگ فارسی معین ). اصطلاحی است که در ایران به نوع حکومت کندیسیونل و کنستی توسیون اطلاق گردیده ، در مقابل حکومت دیکتاتوری و استبداد : ایران بطوری که دستخط فرموده و به عموم دول اعلان فرموده ایم مشروطه و در عداد دول کنستی توسیون محسوب است. (از نامه ٔ محمدعلی شاه خطاب به مردم ازتاریخ مشروطه ٔ ایران تألیف کسروی ص 584).
از پس مشروطه نو شد فکرها
سبکهایی تازه آوردیم ما.
بهار (دیوان ج 2 ص 228).
- مشروطه خواه ؛ خواهان حکومت قانون و مخالف حکومت فردی و استبدادی. آن که طرفدار مشروطه باشد. مشروطه طلب.
- مشروطه خواهی ؛ طرفداری از مشروطه. مشروطه طلبی.
- مشروطه طلب ؛ مشروطه خواه. و رجوع به ترکیب مشروطه خواه شود.
- مشروطه طلبی ؛ مشروطه خواهی.
- مشروطه ٔ مشروعه ؛ حکومت مبتنی بر مشروطه و منطبق با احکام اسلام ظاهراً این اصطلاح را شیخ فضل اﷲ نوری ویا طرفداران او وضع کرده اند : یک دسته ٔ دیگر... مشروعه را به میان آوردند و از میان مشروطه خواهان به کنار رفتند. (تاریخ مشروطه ٔ ایران تألیف کسروی چ 4 ص 259). و رجوع به همین کتاب صص 287-291 شود.

مشروطه. [م َ طَ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ سوسنگرد شهرستان دشت میشان است که 200 تن سکنه دارد. مردم آنجا از طایفه ٔ بنی طُرُف هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی مشروطه به فارسی

مشروطه
۱- ( اسم ) مونث مشروط . ۲ - قضیهای که در آن شرط بکار رفته باشد و آن انواع دارد . یا مشروط. خاصه . عبارت از قضی. مشروط. عام. مقید بلادوام ذاتی است و قضیهایست که حکم در آن بضرورت ثبوت محمول برای موضوع و یاسلب آن از موضوع بشرط اتصاف ذات موضوع بوصف عنوانی باشد اعم از آنکه وصف جزو موضوع بود یا ظرف ضرورت باشد مانند : کل کاتب متحرک الاصابع مادام کاتبا لادائما ( هر نویسندهای انگشتانش جنبانست در زمانی که مشغول نوشتن است نه همیشه ) یا مشروط. دائمه ( دایمه ) . قضیهایست که بحسب وصف ضروری و بحسب ذات دایمی باشد که متحمل ضرورت و لاضرورت بود . یا مشروط. دائمه لاضروریه . قضیهایست که بحسب وصف ضروری بود و بحسب ذات دایم لاضروری . یا مشروط. ضروریه . قضیهایست که هم بحسب وصف و هم بحسب ذات ضروری بود . یا مشروط. عامه . عبارت از قضیه ایست که حکم در آن بضرورت ثبوت محمول برای موضوع یا سلب آن از او بود بشرط آنکه موضوع متصف بوصف موضوع بود یعنی وصف موضوع را دخالتی در تحق آن ضرورت باشد مثال : کل کاتب متحرک الاصابع بالضروره مادام کاتبا . ( هر نویسنده انگشتانش جنبانست ضروره در هنگامی که مشغول نوشتن است ) یامشروط. دائمه . قضیهایست که بحسب وصف ضروری بود و بحسب ذات الادائم . یا مشروط. لاضروریه . قضیهایست که بحسب وصف ضروری بود و بحسب ذات لاضروری . ۳- نوعی حکومت که در آن وضع قوانین بعهد. مجلس یا مجلسین ( شوری و سنا ) باشد و دولت مجری آن قوانین محسوب میگردد مقابل استبداد : از پس مشروطه نوشد فکرها سبکهایی تازه آوردیم ما ... ( بهار ) توضیح بعضی معنی اخیر را ملاخوذ از کاراکتر انگلیسی دانند و شاید در ساختن این صیغه بسیاق اسم مفعول عربی نطری بمفهوم کلمه انگلیسی مذکور هم داشته اند . یا مشروطه مشروعه . حکومت مبتنی بر مشروطه و منطبق با احکام اسلام . توضیح این اصطلاح را شیخ فضل الله نوری و طرفداران او بکار برده اند .
دهی از بخش حومه سوسنگرد شهرستان دشت میشان
(صفت) آنکه طرفدار مشروطه است مشروطه طلب : ریش. مشروطه خواهان بر کنند پای. دیکتاتوری محکم کنند . ( بهار)
طرفداری از مشروطه مشروطه طلبی
( صفت ) مشروطه خواه
مشروطه خواهی
[constitutional monarchy,limited monarchy] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] نظامی پادشاهی که در آن اختیارات پادشاه به آنچه در قانون اساسی یا قوانین کشور ذکر شده محدود است متـ . سلطنت مشروطه
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← پادشاهی مشروطه

معنی مشروطه در فرهنگ معین

مشروطه
(مَ طِ) [ ع . مشروطة ] (اِمف .) حکومت دارای پارلمان که نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند، دارای نظام مشروطیت .
( ~. خا) [ ع - فا. ] (ص .)هوادار حکومت مشروطه .

معنی مشروطه در فرهنگ فارسی عمید

مشروطه
۱. (سیاسی) مملکتی که دارای پارلمان باشد و نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند.
۲. (منطق) قضیه ای که در آن شرط به کار رفته باشد.

مشروطه در دانشنامه اسلامی

مشروطه خاصه، یکی از اقسام قضایای موجهه مرکبه می باشد که به قید "لا دوام ذاتی" مقید شده است.
قضیه مشروط، از اقسام قضایای موجهه مرکبه و همان قضیه مشروط عامه است که به قید " لا دوام ذاتی " مقید شده است. مشروطه عامه قضیه ای است که به ضرورت ثبوت محمول بر موضوع دلالت کند، مادام که وصف برای موضوع ثابت باشد. پس در این قضیه (مشروطه خاصه)، اگر چه ممکن است موضوع از وصف خود جدا گردد (و دیگر بدان موصوف نباشد، با وجود این) ممکن است محمول برای ذات موضوع دائم الثبوت باشد و یا ممکن است که دائم الثبوت نباشد. برای دفع احتمال و یقین به این که ثبوت محمول برای موضوع دائمی نیست، قضیه به قید " لا دائم ذاتی " مقید می گردد، و مقصود از عبارت "لا دائم ذاتی" اشاره به قضیه مطلقه عامه است.پس قضیه مشروطه خاصه، مرکب است از مشروطه عامه صریح و مطلقه عامه ای که توسط عبارت "لا دائم" به آن اشاره شده است مانند: هر درختی ضرورتاً نامی است مادام که درخت است نه همیشه. به عبارت دیگر، هر درختی بالفعل، نامی نیست. مشروطه عامه ای که جزء اول قضیه مشروطه خاصه است موجبه و مطلقه عامه که جزء دوم است سالبه است.
وجه تسمیه
این قضیه را "مشروطه" گویند. برای این که جهت ضرورت در آن مشروط و مقید به وصف عنوانی است، و "خاصه" گویند برای این که از مشروطه عامه اخص است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید.• قطب الدین رازی، محمد بن محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه.• مشکوةالدینی، عبدالمحسن، منطق نوین مشتمل بر اللمعات المشرقیه فی الفنون المنطقیه.• تفتازانی، عبدالله بن شهاب الدین، الحاشیة علی تهذیب المنطق.
یکی از قضایای موجهه بسیطه قضیه "مشروطه عامه" است.
مشروطه عامه، از نوع قضایای ضروریه است. اما ضرورت آن مشروط به ثبوت و بقای وصف عنوانی برای ذات موضوع است مثل: دونده، ضرورتا متحرک است، مادام که به حالت رفتن، باقی باشد. اما ذات موضوع، اگر قید عنوان راه رفتن از آن حذف شود، ضرورتا متحرک نیست. و مانند: هر نویسنده ای مادام که در حال نوشتن است، بالضرورة انگشتانش در حال حرکت است و هیچ کاتبی مادام که نویسنده است ضرورتا ساکن الاصابع نیست عنوان در مثال فوق " کاتب " است. و ذات موضوع حسن و حسین و… هستند که مصادیق کاتب اند البته کسانی که کاتب اند یعنی دارای سواد و خط هستند همیشه در حال کتابت نیستند و بنابر این، در بسیاری از موارد انگشتانشان در حرکت نیست. اما هرگاه مشغول نوشتن شوند، مادام که در حال نوشتن هستند، ناچار و ضرورتا انگشتان آن ها در حرکت خواهد بود. ضرورت وصفی؛ ضرورت به حسب وصف عنوانیِ موضوع و در زمان تلبس ذات به وصف عنوانی، مانند: "هر نویسنده ای انگشتان دستش در حرکت است مادامی که نویسنده است". این قضیه را از آن جهت که مشروط به وصف است "مشروطه عامه" می نامند.
وجه تسمیه
دلیل این که این نوع قضیه را مشروطه عامه نامیده اند این است که اولا ضرورت آن مشروط به وصف عنوانی است و ثانیا از مشروطه خاصه (که از قضایای موجهه مرکبه است) عام تر است. در متون منطقی (به زبان عربی) به دو قضیه مشروطه عامه و عرفیه عامه، "عامتان" (دو قضیه عامه) اطلاق می شود.
انقسام مشروط عامه
مشروط عامه از لحاظ های مختلف قابل انقسام است.
← به لحاظ کیفیت
...
ادبیات مشروطه، به ادبیات دوره ای گفته می شود که در آن شاعران، نویسندگان و اصحاب هنر، ادبیات را وسیله ای برای بیان اهداف سیاسی و اجتماعی خود، از جمله تنویر افکار مردم، آزادی و استقرار مشروطیت، قرار داده بودند؛ که از نظر زمانی بین سال های ۱۲۴۰ تا ۱۲۹۹ هـ. ش. را دربرمی گیرد.
ایرانیان دوره مشروطه، در اثر آشنایی با اروپا و کشورهای دیگر به عقب ماندگی های خود در زمینه ساختار های اقتصادی و سیاسی پی برده و مشکل اساسی را در نبود قانون و وجود حکومت استبدادی دریافتند، لذا برای حاکم شدن بر سرنوشت خود – دمکراسی – و ایجاد قانون و آزادی خواستار مشروطه شدند و این خواست ها را در بستر شعر، طنز، داستان، نمایش نامه و... گسترش دادند.
علت پیدایش
متفکران مشروطه دریافتند که برای بیدار کردن مردم و آگاه کردن آنان نسبت به پیشرفت جامعه، باید با کهنه ها جنگید و هر چه بیشتر راه را برای «نو» گشود. بنابراین، ادبیات مشروطه در جریان جدال با ادبیات کهنه، شکل و جان می گیرد و به همین دلیل از همه جهت- چه از نظر شکل و چه از نظر محتوا- نو و سنت شکن است.
← نظر آخوندزاده
ادبیات مشروطه در جهاتی امتیازاتی از ما قبل خود دارد از جمله: محتوا، زبان، شیوه نگارش.
← محتوا
...
جریان مشروطیت و مشروطه خواهی از موارد مهم تبلور اندیشه سیاسی شیعه در دوره قاجار بود.
← روی کرد افراطی حکومت به غرب
بازاریان تهران نیز، در همراهی علما مغازه های خود را تعطیل کردند و در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی ۱۹۰۶ شاه به ناگزیر فرمان مشروطیت را صادر کرد و در این مجلس گروهی برای تدوین قانون اساسی بر پایه قانون اساسی بلژیک، مأمور شدند که موادی از آن را که مخالف شریعت اسلامی بود، تغییر دهند. در این قانون، مذهب جعفری مذهب رسمی ایران اعلام گردید و در ماده دوم آن تصویب هر قانون خلاف اسلامی ممنوع شد و پنج تن از فقیهان مجتهد مأمور شدند تا برابری لایحه های تصویب شده را با شریعت اعلام کنند. نایب رئیس مجلس، سید عبدالحسین شیرازی، در آغاز مجلس خواهان ریاست مجتهدی بر مجلس شد، تا ضامن اسلامیت قانون های مجلس باشد و تأکید کرد: (ولایت فقیه ضامن تنفیذ احکام الهی در جامعه است و فقیه عادل نایب از امام معصوم است و…).و آشکارا اعلام کرد: (حق ولایت عمومی، حق حاکم شرع و ولی فقیه است که به کارگزاران دولت و مردم عادی در امور حسبیه و حدود شرعی و ترجیح و تعیین مصلحت و احکام عمومی ولایت دارد و هیچ کس از نظر شرعی حق مخالفت با حکم الهی را ندارد و البته مؤمنان عادل می توانند با اجازه حاکم شرع، یا در غیاب او، خود متولی امور حسبیه شوند).
دوره استبداد صغیر
سه ماه بعد، مظفرالدین شاه مرد و جانشین جوان او، محمد علی شاه، با مجلس و مشروطیت به مخالفت برخاست و با روس ها پیمان همکاری بست و آنان نیز با این توجیه که مجلس قانونی، انگلیسی است، او را به برچیدن آن وا داشتند. به ویژه که اعلامیه های متحصنان ایرانی در سفارت انگلیس نوشته شده بود، آن هم، به هنگام مبارزه مردم برای برپایی مشروطیت. قانون بسیار منظم و دقیق بود و ایران را به منطقه های گوناگونی تقسیم می کرد که از هر کجا یک نماینده باید حضور داشته باشد و نیز ویژگی هایی که نمایندگان باید می داشتند. این، به نظر روس ها حکایت از آن داشت که پای انگلیسی ها در میان است وگرنه، چنین نوشته های استواری در ادبیات ایرانیان این دوره دیده نشده است.این گمانه زنی ها و شایعه پراکنی ها از سوی روس ها، محمد علی شاه را واداشت تا مجلس را تعطیل کند. با این حرکت دوران استبداد صغیر آغاز شد و شماری از مشروطه خواهان کشته شدند.
← جدایی نوری از مشروطه
...
نقش روحانیت شیعه در مسائل سیاسی و اجتماعی معاصر ایران کاملاً مشهود است. انقلاب مشروطه نیز یکی از مقاطع حساس در تاریخ معاصر ایران به شمار می آید که بی شک نحوه صف بندی نیروهای اجتماعی به ویژه نقش روحانیت در این نهضت از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو در بحث حاضر با توجه به نقش سنتی روحانیت در ظلم ستیزی و برانگیختن مردم، کانون توجه خود را معطوف به نقش پیشرو علماء دین در شکل گیری، پیروزی و تداوم مشروطه خواهیم کرد. بنابراین پس از بررسی نقش غیر قابل انکار روحانیت در نهضت، به بررسی نقش، آراء و افکار مجتهدان عالی قدری نظیر نائینی، بهبهانی، محلاتی و شیخ فضل الله نوری خواهیم پرداخت.
روحانیت از دیرباز به لحاظ پیوند عمیق جامعه ایران با دین از اقتدار و نفوذ زیادی برخوردار بوده است. در دوره صفویه با گسترش مذهب شیعه، روحانیت به عنوان عالیترین نهاد مردمی و تنها نهاد قدرتمند غیردولتی مطرح شد. حتی شاه نیز به عنوان حاکمی مطلق العنان، به لحاظ مذهبی فقط یکی ازمقلدان پرشمار مراجع بزرگ محسوب می شد و شرعاً حق تخطی از فتوای مراجع را نداشت. از قرن نوزدهم به بعد نیز افزایش علمای بزرگ و رشد سریع مدارس و حوزه های دینی به گسترش کمیت و کیفیت نهاد روحانیت انجامید. به نحوی که از آن پس، علما و روحانیون شیعی بی وقفه در امور سیاسی حضور پیدا کرده و رهبری مردم را بر عهده داشته اند.فتوای آیت الله شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو، حمایت اکثریت قریب به اتفاق روحانیون بلند پایه از نهضت مشروطه، حضور روحانیت در ملی شدن صنعت نفت، مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی، مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون، مخالفت با انقلاب سفید شاه و مردم، واقعه ۱۵ خرداد ۴۲، پیروزی انقلاب اسلامی، حوادث پس از انقلاب و... حکایت از حضور مستمر و تاثیر گذار روحانیون در تاریخ معاصر ایران دارد. در جریان انقلاب مشروطه نیز روحانیون به عنوان تاثیرگذارترین گروه به نقش آفرینی خود ادامه دادند و رهبری مردم را بر عهده گرفتند.
روحانیت در تاریخ معاصر
نقش پیشرو روحانیون در تاریخ معاصر ایران را امام خمینی چنین شرح داده است: «این صد سال اخیر را وقتی ما ملاحظه کنیم هر جنبشی که واقع شده است از طرف روحانیون بوده است. بر ضد سلاطین، جنبش تنباکو بر ضد سلطان وقت آن بوده است، جنبش مشروطه بر ضد رژیم بود البته با قبول داشتن رژیم، عدالت می خواسته اند ایجاد کنند.»
خمینی، سیدروح الله، صحیفه نور، ج۷، ص۲۰۵.    
به هر روی پس از پیروزی مشروطه اول و در جریان مبارزه جدیدی که علیه استبداد محمد علی شاه آغاز شد، علمای فعال در مشروطه به دو گروه اصلی تقسیم شدند. یک گروه از خلع محمد علی شاه دفاع می کرد و گروه دیگر خطر اصلی را از جانب غربگرایان افراطی می دید و حفظ محمد علی شاه را ضروری می دانست. در گروه اول عموم مراجع و علمای عالی مرتبه نجف و تهران حضور داشتند و سردمدار گروه دوم که به مشروعه خواهان معروف شدند، شیخ فضل الله نوری یکی از علمای درجه اول تهران بود.
← آیت الله نائینی
...
ضروریه مشروطه، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای قضیه موجهه ضروریه مقیّد به نوعی شرط و قید است.
قضایای موجهه دارای جهت ضرورت، بر دو قسم کلی اند: ۱. قضایای ضروریه ای که ضرورت ثبوت محمول برای موضوع در آنها مقیّد به هیچ شرط و قیدی حتی شرط وجود موضوع نیست. این قسم را «ضروریه ازلیه» گویند. ۲. قضایای ضروریه ای که ضرورت ثبوت محمول برای موضوع در آنها مقیّد به شرط و قیدی است. این قسم را «ضروریه مشروطه» گویند. ضروریه مشروطه به اقسامی منقسم می شود: ضروریه ذاتیه، مشروطه عامه، ضروریه وقتیه و ضروریه به شرط محمول.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • گرامی، محمدعلی، منطق مقارن.• خوانساری، محمد، منطق صوری.• مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.• سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومة.    
 ۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۱۷۴.    
...

مشروطه در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:انقلاب مشروطیت ایران

ارتباط محتوایی با مشروطه

مشروطه در جدول کلمات

به اتفاق سردار اسعد بختیاری تهران را فتح کرد و مدت ها وکیل مجلس و نخست وزیر دوران مشروطه بود
سپهسالار تنکابنی
از سرداران ارمنی جمعیت داشناکسیون که پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان به سمت رئیس شهربانی منصوب شد و در قلعه شورجه همدان به قتل رسید
یپرمخان

معنی مشروطه به انگلیسی

conditional (صفت)
مشروط ، شرطی ، مشروطه ، نا معلوم
constitutional (صفت)
مشروط ، مشروطه ، مطابق قانون اساسی

معنی کلمه مشروطه به عربی

مشروطه
شرطي
الحکم الدستوري

مشروطه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خلاصه انقلاب مشروطه   • انقلاب مشروطه چگونه رخ داد   • مشروطه یعنی چه   • رهبران نهضت مشروطه   • معنی مشروطه   • چرا انقلاب مشروطه به وقوع پیوست   • انقلاب مشروطه pdf   • مشروطه مشروعه   • مفهوم مشروطه   • تعریف مشروطه   • معرفی مشروطه   • مشروطه چیست   • مشروطه یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی مشروطه
کلمه : مشروطه
اشتباه تایپی : lav,xi
آوا : maSrute
نقش : صفت
عکس مشروطه : در گوگل


آیا معنی مشروطه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )