انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1041 100 1

مشروطیت

/maSrutiyyat/

معنی مشروطیت در لغت نامه دهخدا

مشروطیت. [ م َ طی ی َ ] (مص جعلی ، اِمص ) ساختمان کلمه مانند دیگر مصدرهائی که پسوند «ئیت » دارد عربی می نماید و چنان به نظر می رسد که از «مشروطه » اِ مفعول + «ئیت » ساخته شده است ، ولی چنان نیست که این نظر از هر جهت مورد تأیید باشد. بعضی گمان کرده اند که عثمانیان این کلمه را به صورت اسم مفعول عربی از کلمه ٔ فرانسوی شارت ساخته اند، نظیر آنچه عرب زبانان با اسم های فارسی و ترکی مانند زرکش =زرکشیده. انکشاری = ینگی چری کرده اند. به هر حال لفظمشروطیت و مشروطیة به معنی حکومت قانونی نه در عربی مستعمل بوده است و نه در فارسی ، بلکه این کلمه بوسیله ٔ ترکان عثمانی وارد زبان فارسی شده است و معنی آن حکومت قانونی و مرادف با کنستی توسیون فرانسوی است.
مشروطیت ایران : یکی از بزرگترین وقایعی بود که تا آن زمان در تاریخ ایران روی داد و بالاترین تحول را در شؤون سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران به وجود آورد و حکومت استبدادی را که از اول خلقت تا آن دوران در ایران فرمانروائی می کرد واژگون کرد و هدفش آن بود که حکومت ملی را که پایه اش بر روی فلسفه ٔ نوین و رشدفکر و تعقل و آزادی و عدالت است برقرار سازد و آزادی عقیده و تساوی حقوق افراد و حکومت مردم بر مردم رادر ایران استوار کند و تقدیرات ملک و ملت را به خودمردم سپارد و مردم را در وضع قوانین مناسب با اخلاق و صلاح جامعه مختار و آزاد نماید. و رجوع به انقلاب مشروطیت ایران تألیف ملک زاده ج 1 ص 34 شود.
انقلاب مشروطیت ایران : به مبارزه هائی گفته میشود که از سال 1323 هَ.ق. / 1284 هَ. ش. بین طرفداران حکومت مشروطه و قانون ، با هیئت حاکمه و وابستگان آن که به استبدادطلبان معروف بودند به وقوع پیوست ، و درتمام شئون اجتماعی و فرهنگی و سیاسی این ملت رسوخ کرده ، دگرگونیهای عمیقی را در وضع مردم ایران به وجودآورد، چنانکه اثر آن از دیگر حوادثی که در تاریخ ایران پدید آمده عمیق تر بوده است. عوامل اصلی پیدایش این تحول عظیم تاریخی و جریان آن به اختصار چنین است :فزونی یافتن ارتباط مردم ایران با کشورهای خارج ، خاصه با ممالکی که حکومت آنها ناشی از مردم بوده و بر اساس قانون اداره می گردید، تأسیس دارالفنون و توسعه ٔ مدارس جدید و اشاعه یافتن افکار نو در میان مردم ایران با ایجاد پست و تلگراف ، انتشار روزنامه ٔ دولتی و غیردولتی و بالتبع انتشار اخبار ایران و جهان در میان مردم ، وقوع تحولاتی در کشور ترکیه و ژاپن و گسترش اطلاعات مردم درباره ٔ انقلاب فرانسه ، امریکا و دیگر کشورهای جهان ، توسعه ٔ صنعت چاپ و انتشار آثاری از آخوندزاده ، طالب اوف ، حاج زین العابدین مراغه ای ، میرزا آقاخان کرمانی ، احمد روحی ، و بیدار شدن اذهان مردم نسبت به اعمال ناشایست دولت بوسیله ٔ وعاظ و علمای مذهبی ، تأثیر تعلیمات و اظهار نظرهای آزادی خواهان در مردم ، ضعف و زبونی رجال دولت در مقابل نفوذ بیگانگان خاصه روس و انگلیس ، ولخرجی های دولت و قرض های کلان از ممالک خارج ، فشار عاملان دولت بر مردم ، آگاهی ملت ایران از قیام هائی که موجب رسیدن به آزادی های فردی و اجتماعی گردید. نخست این پیش آمد موجب شد که بانگ نارضایتی مردم از گوشه و کنار در تهران و شهرهای بزرگ بلند شود. چند نفر از واعظان در مسجدها به انتقاد پرداختند. آمدن سیدجمال الدین به تهران و سخنرانیهای او در خانه ٔ حاج امین الضرب و دیگر محفل ها، مجلس های حاج شیخ هادی نجم آبادی در کنار دیوار خانه ٔ خود و تبلیغ مردم هر یک به نوبه ٔ خود سبب شد که بر شمار مردم ناراضی افزوده شود. در این میان یعنی سال 1268 ناصرالدین شاه امتیاز انحصار تجارت توتون و تنباکو در ایران را به یک تاجر انگلیسی تفویض کرد و این عمل از جهات مختلف عدم رضایت روزافزون مردم را سخت تر کرد. کسبه و بازرگانان و بعضی رجال دولت و مجتهدان که در رأس آنان مرحوم میرزای شیرازی بود علیه این اقدام اعتراض کردندو آنقدر در این کار کوشیدند که شاه با دریافت پانصدهزار لیره قرض از بانک انگلیس و پرداخت آن به صاحب امتیاز، قرارداد را ملغی ساخت. و این نخستین حرکت ملت ایران بود که هسته های جنبش بزرگ مردم را برای تغییررژیم به وجود آورد. (جمادی الاولی 1309 هَ.ق.). با آن که پس از الغای قرارداد تنباکو از شور و هیجان مردم کاسته گردید، ولی این سکون آتش زیر خاکستر بود که در انتظار زمان مساعد در استتار باقی مانده بود. نابسامانی های مالی انباشته شدن قرض از دولت های بیگانه واسراف در مالیه مملکت اندک اندک مردم آگاه را در جهتی می برد که دیگر استقرار حکومت بدون قید و شرط در ایران برای آنان غیر قابل تحمل می نمود. کشته شدن ناصرالدین شاه در حرم حضرت عبدالعظیم بوسیله ٔ میرزا رضای کرمانی حرکتی دیگر در این جهت به وجود آورد. صدارت طولانی میرزا علی اصغرخان امین السلطان (رجوع به امین السلطان شود) در دوره ٔ ناصرالدین شاه و نیز در سلطنت مظفرالدین شاه عده ای را از او ناراضی ساخت تا آنجا که اورا از کار برکنار کردند و عین الدوله صدارت را عهده دار شد. عین الدوله در آغاز به آزادی خواهان روی خوش نشان داد، از جمله ورود روزنامه ٔ حبل المتین را به ایران آزاد کرد. برادر مؤیدالاسلام مدیر روزنامه را از زندان مرخص ساخت. شیخ محبی کاشانی نویسنده ٔ مقاله در حبل المتین را که در اردبیل محبوس بود رها ساخت. ولی سرانجام خودرایی او از یک سو و مخالفت وی با بعضی روحانیون تا آنجا کشید که دست به تبعید عده ای از علماء زد و از سوی دیگر مجدداً بانگ شکوه و اعتراض مردم رابلند ساخت. این اعتراض ها که موجب آن در آغاز درباره ٔ موضوع های جزیی بود سبب شد که مردم از دولت و پادشاه درخواست رفع مظالم کنند. سرانجام گروهی از تجار و کسبه و طلاب علوم دینی به عنوان اعتراض به وضع حکومت و مظالم عین الدوله (صدر اعظم وقت ) در مسجد شاه تهران اجتماع کردند و در آنجا با مقاومت هائی روبه رو شدند و سرانجام به حضرت عبدالعظیم رفتند و تحصن گزیدند و از شاه برکناری صدراعظم را تقاضا کردند. مظفرالدین شاه بی آنکه عین الدوله را معزول سازد تأسیس عدالتخانه را به مردم وعده داد. بیماری شاه و بداندیشی اطرافیان وی اجرای وعده ٔ شاه را نه تنها متوقف ساخت ، بلکه خشونت و تعدی عین الدوله را نسبت به مردم بیش از پیش ساخت و اعتراض مردم بیشتر شد و موجب گشت علماء به قم هجرت کنند. گروهی هم از کسبه و بازرگانان تهران در سفارت انگلیس متحصن شده عزل عین الدوله و بازگشت علماءبه تهران و بالاخره تأسیس عدالت خانه و قصاص قاتلان مردم و رفع موانع بازگشت تبعیدشدگان را خواستار شدند.
تقاضای سفارتیان ابتدا عزل عین الدوله و رفع مظالم بود، سپس تأسیس عدالت خانه و سرانجام به تشکیل مجلس شورای ملی منتهی گردید. شاه عین الدوله را برکنار ساخت و فرمان تأسیس مجلس شورای ملی را به تاریخ 14 جمادی الثانیه ٔ 1324 هَ.ق. امضا نمود که مفاد آن بلافاصله در تهران و دیگر نقاط انتشار یافت و چون از پاره ای جهات مفاد فرمان مبهم و تردیدآمیز بود دو روز بعد مظفرالدین شاه برای تکمیل فرمان و جلب رضایت آزادیخواهان در نامه ای که به صدراعظم نوشت تشکیل مجلس شورای ملی را با تکیه به نام توده ٔ ملت مورد تأکید قرار داد و موجبات دلگرمی مردم و آزادیخواهان را فراهم ساخت. و مهاجران نیز به سعی عضدالملک از قم و حضرت عبدالعظیم به تهران بازگشتند و روز 27 جمادی الثانیه در عمارت مدرسه ٔ نظام مجلس موقتی برای تنظیم نظامنامه انتخابات تشکیل شد و علی رغم تلاش همه جانبه ٔ دشمنان آزادی اولین مجلس شورای ملی در تهران با حضور نمایندگان تهران و قلیلی از نمایندگان ولایات که انتخابات بطور صنفی و طبقاتی انجام گرفته بود در ماه شعبان افتتاح شد. و روز 14 ذی القعده ، قانون اساسی مشروطیت ایران به امضای مظفرالدین شاه و محمدعلی میرزای ولیعهد رسید و ده روز پس از این مظفرالدین شاه بدرود زندگی گفت.
محمدعلی میرزا در چهارم ذی الحجه ٔ 1324 هَ.ق. تاجگذاری کرد، ولی در این جشن نمایندگان مجلس را دعوت نکردو از همین زمان چنین به نظر رسید که شاه جدید با مشروطه قلباً موافق نیست. علاوه بر آن ، در همان ایام چند تن از علماء، مشروعه را در مقابل مشروطه عنوان کردند که این خود بر اختلاف افزود و چون دامنه ٔ اختلاف وسعت یافت ، مردم ولایات دست به کار شدند و به تلگرافخانه ها رفتند و به شدت از مجلس و مشروطه خواهان حمایت کردند. بالاخره محمدعلی شاه ناگزیر گردید در 27 ذی الحجه ٔ 1324 هَ.ق. در نامه ای خطاب به صدر اعظم ، خواستهای نمایندگان مجلس را مورد قبول قرار دهد که در نتیجه آنان را به ادامه ٔ کار دلگرم ساخت و غائله به پایان رسید. چندی نگذشت که امین السلطان (رجوع به امین السلطان شود)، به دستور محمدعلی شاه از اروپا به ایران آمد ومقام صدراعظمی یافت. روز شنبه 13 اردیبهشت 1286 هَ.ش. اتابک به صدراعظمی منصوب گشت. در این میان مجلس سرگرم تدوین متمم قانون اساسی بود و مردم آذربایجان با نهایت بی صبری اتمام آن را مطالبه می کردند، ولی مجلس گرفتار دودستگی شده بود. یک دسته از نمایندگان مشروطه را از شریعت جدا می داشتند و گروهی دیگر قانونی میخواستند که اساس آن بر شریعت استوار باشد . روز یکشنبه 21 رجب اتابک به دست عباس آقا تبریزی در بهارستان کشته شد و مشیرالسلطنه به ریاست وزراء منصوب گشت. ولی چندی نگذشت که محمدعلی شاه مخالفت خود را با مجلس آشکار ساخت و نمایندگان مجلس را به دربار خواست و عدم رضایت خود را از دخالت مجلس در امور قوه ٔ مجریه و وضع انجمن ها و نکات دیگر ابراز داشت و ضرب الاجلی را برای اصلاح این امور تعیین کرد. و روز یکشنبه نهم ذی القعده ٔ 1325 هَ.ق. عده ای به مجلس حمله بردند، ولی مجلس مقاومت نشان داد و در ضمن از گیلان و قزوین تلگراف هائی به حمایت از مشروطیت به تهران رسید. سرانجام ، شاه در 17 ذی القعده ٔ 1325 سوگندنامه ای را در پشت قرآنی با خط خود نوشت و به مجلس فرستاد و این کار باعث رفع اختلاف گردید و مطالب به ولایات مخابره شد و کارها بطور موقت به حال عادی بازگشت.
روز 25 محرم 1326 هَ.ق. هنگامی که شاه با کالسکه عازم دوشان تپه بود نارنجکی در مقابلش منفجر گردید که چند تن از همراهان شاه کشته و چند تن زخمی گردیدند و شاه از مهلکه جان بدربرد و چیزی از آن نگذشت ، یعنی روز چهارم صفر، قوام الملک شیرازی که با مشروطه خواهان دشمنی داشت در شیراز به دست جوانی کشته شد و وضع شیراز به آشفتگی روی نهاد. روز پنجشنبه 14 خرداد 1287 هَ.ق. دو فوج سوار از قزاقان روسی و عده ای دیگر به میدان توپخانه ریختند و مقدمات جنگی هولناک با آزادیخواهان و برانداختن مجلس فراهم شد روز دوم خرداد شاه پیامی به مجلس فرستاد و از اجتماع مردم و مسلح شدن آنها ابراز عدم رضایت کرد و از آنها خواست که مردم متفرق شوند و با گفتگو مشکلات را مرتفع سازند. روز بعد شاه اخراج هشت تن از مشروطه خواهان از آنجمله میرزا جهانگیرخان مدیر روزنامه صور اسرافیل ، سیدمحمدرضا شیرازی مدیر روزنامه مساوات و ملک المتکلمین و آقا سیدجمال واعظ و جز اینهارا خواستار گردید. و همین امر موجب شد که آنان به تدارک موقعیت دفاعی خود پرداختند و تلگرافی از علمای نجف یاری طلبیدند و حاجی میرزاآقا حسین تهرانی ، حاج شیخ عبداﷲ مازندرانی و ملا کاظم خراسانی تلگرافی مبنی بر تأیید کامل مشروطه خواهان تهران مخابره نمودند.
مخالفان مشروطه هم دست به کار شدند و سرانجام روز دوم تیرماه تلگرافی به ولایات مخابره شد: «این مجلس بر خلاف مشروعیت است ». و فردای این روز، قزاقان و سربازان گرداگرد مجلس و مسجد سپهسالار را گرفتند و راه مردم را از آمد و شد بدین نقطه بستند و بالاخره حمله به مجلس و مجلسیان شروع گردید. مشروطه خواهان پس از ساعتی چند مقاومت در مقابل یورش قزاقان و توپخانه ٔ سنگین آنان ناگزیر به فرار و عقب نشینی شدند و گروهی از جمله میرزا جهانگیرخان و ملک المتکلمین به دست قزاقان افتاده در باغشاه زندانی و سپس کشته شدند. و شاه ضمن دست خطی که به مشیرالسلطنه نخست وزیر می نویسد مجلس را پناهگاه اشرار و انحلال آن را بوسیله ٔ قوه ٔ قهریه موقتی دانسته و تأکید کرده که تا سه ماه دیگر مجلس شورای ملی با وکلای متدین ملت افتتاح خواهد شد. ولی پس از گذشتن این مدت و مدت دو ماه دیگر بر آن ، مجلسی در دربار تشکیل گردید و درباره ٔ برقراری مشروطیت گفتگو شد حاضران نفرت خود را از مشروطیت اعلام نمودند و محمدعلی شاه در پایان گفت که چون مشروطیت چنانکه شما میگویید با اسلام سازگار نیست ما هم بالمره از این کار صرف نظر نمودیم ، ولی دستور میدهم مجلسی برای رسیدگی به شکایت های مردم و رفع تعدی از آنان تشکیل شود.
هرچند مشروطه خواهان در تهران سرکوب شدند، ولی ابتدا در تبریز و سپس در رشت مجدداً نهضت مشروطه خواهی آغاز شد. در جنگ های ستارخان و مجاهدان در تبریز نیروی عین الدوله شکست خورد. سپهسالار تنکابنی هم که برای تقویت عین الدوله رفته بود از او کنار گرفت و به رشت بازگردید و اعلام آزادی خواهی کرد. از یک سو نیز سردار اسعد بختیاری (رجوع به صمصام السلطنه شود) با ایل بختیاری قیام کرد. سرانجام فرمانده مجاهدان ، سپهدار تنکابنی وسردار اسعد بختیاری یک رأی شدند که سپاه دولتی را شبانه رها کنند و به تهران هجوم ببرند. و چون دروازه ٔقزوین و جاده ٔ حضرت عبدالعظیم بوسیله ٔ قوای دولتی مستحکم شده بود مجاهدان شبانه به دروازه ٔ بهجت آباد حمله ور شدند و پس از جنگهای شدید سه روزه (27 جمادی الثانیه ٔ 1327 هَ.ق.). به تهران وارد و قوای دولتی منهزم و محمدعلی شاه به سفارت روس پناهنده شد و قشون قزاق به سردستگی لیاخوف تسلیم گردید و آتش جنگ فرونشست ومجلس عالی مرکب از سرداران مجاهدین و بازرگانان و آزادیخواهان و درباریان متمایل به آزادی تشکیل گردید و چون عده ٔ افراد مجلس بالغ بر پانصد نفر بود کمیسیونی برای رسیدگی به امور به وجود آمد. سپس محمدعلی شاه از پادشاهی خلع گردید و پسر دوازده ساله اش احمدمیرزابه پادشاهی انتخاب شد و عضدالملک رئیس ایل قجر را نیز به نیابت سلطنت برگزیدند. مجاهدان برای اداره ٔ کارها بی آن که رئیس دولتی انتخاب کنند چند نفر را به وزارت برگزیدند، از آنجمله سپهدار وزیر جنگ ، سردار اسعد وزیر داخله ، ناصرالملک وزیر خارجه ، فرمانفرما وزیر عدلیه ، مستوفی الممالک وزیر مالیه و... برای گرفتن جواهرات سلطنتی از محمدعلی میرزا و ترتیب دریافت و پرداخت قرض های دربار و سر و سامان دادن به خزانه ٔ دولت و ایجاد امنیت و آرامش در ولایات خاصه در تهران شروع به کار کردند و بدین ترتیب مشروطیت در ایران استقرار یافت. برای تکمیل اطلاع درباره ٔ این بحث رجوع به ذیل کلمات رژی ، ناصرالدین شاه ، محمدعلی شاه ، صمصام السلطنة، صمدخان ، امین السلطان و سپهسالار تنکابنی و آیةاﷲ بهبهانی و آیةاﷲ طباطبائی و نیز رجوع به تاریخ بیداری ایران و تاریخ مشروطیت کسروی و تاریخ مشروطیت ملک زاده و تاریخ هجده ساله ٔ آذربایجان شود.

معنی مشروطیت به فارسی

مشروطیت
۱- مشروط بودن . ۲ - حکومت مشروطه : با بمشروطیت ای رسم و نمط بود مجری چه صحیح و چه غلط ... ( بهار )
نام رژیم حکومت ایران بود که از سال ۱۳۲۴ ه.ق . به بعد آغاز شد. مردم ایران بر اثر فشار عمال دولت قاجار و ستمکاری و استبداد رای عین الدوله صدر اعظم وقت در تهران و تبریز و دیگر شهرستان های ایران باعتراض برخاستند و انجمنهای سری و علنی تشکیل دادند و عزل عین الدوله و تاسیس عدالتخانه را پیشنهاد کردند . رهبری آزادیخواهان تهران را سید محمد طباطبائی بهبهانی عهده دار بودند . مقاومت عین الدوله برابر عدالت خواهان موجب شد که دو سید با اطرافیان خود به قم مهاجرت کردند و عده ای از بازرگانان و پیشه وران در سفارت انگلیس متحصن شدند . اقامت در سفارت و روشن شدن تدریجی اذهان آزادی خواهان موجب شد که تشکیل عدالتخانه را به استدعای حکومت مشروطه تبدیل کنند و سرانجام بر اثر استقامت آزادی خواهان عین الدوله عزل شد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله بصدارت رسید. وی فرمان مشروطیت را در تاریخ ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ ه.ق . بامضای شاه رسانید و در ماه شوال همان سال انتخابات انجام و نخستین دوره مجلس شورایملی تشکیل شد و قانون اساسی مشروطیت در ۵٠ ماده در جلسه مورخ ۲۴ ذیقعده ۱۳۲۴ از تصویب مجلس گذشت و بامضائ شاه و ولیعهد محمد علی میرزا رسید و چند روز پس از امضای قانون اساسی مظفر الدین شاه در گذشت و محمد علی میرزا جای او را گرفت وبمخالفت با مشروطه برخاست و بصلاح کلنل لیاخوف فرمانده گارد سلطنتی به باغشاه رفت و از آنجا عمارت بهارستان را گلوله باران کرد و عده ای از آزادیخواهان کشته شدند و با انحلال مجلس سلطنت استبدادی بطور موقت بازگشت و این دوره را دوره استبداد صغیر نام دادند ولی این وضع دوامی نیافت و مجاهدین و آزادی خواهان آذربایجان بسرداری ستارخان و باقر خان و مجاهدین گیلان بفرماندهی یپرم خان ارمنی و مجاهدین جنوب بریاست علیقلیخان بختیاری بتهران آمدند و محمد علیشاه بسفارت روس رفت . آزادیخواهان پس از خلع او احمد میرزا را که هنوز طفل بود بسلطنت برداشتند و عضدالملک به نیابت سلطنت انتخاب شد و بدین ترتیب مشروطیت ایران از خطراضمحلال نجات یافت .
طالب اف بایران واقعا علاقمند بوده است و مینویسد : [ بنده محب عالم و بعد از آن محب ایران و بعد از آن محب خاک پاک تبریز هستم : چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم ] و بر حسب این علاقه ذاتی برای تعالی و ترقی ایران سخن میگفت و کتاب مینوشت تامگر نتیجه حاصل آید .

معنی مشروطیت در فرهنگ معین

مشروطیت
(مَ یَّ) [ ازع . ] (مص جع .)۱ - مشروط بودن . ۲ - حکومت مشروطه .

مشروطیت در دانشنامه اسلامی

مشروطیت
انقلاب مشروطیت به عنوان یکی از حوادث بزرگ تاریخ معاصر ایران، به لحاظ تاثیر عمیق و ماندگارش در سیاست و فرهنگ این سرزمین، نقطه عطف مهمی در تاریخ کشورمان به حساب می آید که پیوسته سبب شده تا حجم عظیمی از پژوهش ها و تحقیقات تاریخی را به خود اختصاص دهد. گذشت زمان نه تنها از اهمیت بحث درباره این رویداد مهم تاریخی نکاسته، بلکه موجب شده تا در راس حوزه مطالعاتی _ تحقیقاتی بسیاری از اندیشمندان قرار گیرد.
از جمله روش هایی که اخیرا با استفاده از آن به بررسی وقایع و حوادث تاریخی واجتماعی و سیاسی و... می پردازند، روش و نظریه گفتمان می باشد. مطابق نظریه گفتمان، هر گفتمان یک منظومه معنایی است که واژه ها و نشانه (signifier) های آن در کنار هم و در پیوند با یکدیگر یک مجموعه معنادار را می آفرینند. مجموعه ای که الزاما گزاره های زبانی نیستند. بلکه مجموعه ای گسترده از داده های زبانی و غیر زبانی را در بر می گیرد و با همه آنها به مثابه متن برخورد می کند. گفتمانها دو کار انجام می دهند. آنها ابتدا به تولید معنا می پردازند و سعی می کنند معنای خود رابر دیگران که همان غیر می باشد برتری دهند و در ادامه به ساخت جهان اجتماعی بر اساس آن معانی می پردازند که در این راستا با بهره گیری از نقاط قوت خود، از بی قراری ها و چالش های گفتمان رقیب بهره می جوید. و هر گفتمانی در این فرایند موفق شود، به گفتمان هژمون تبدیل می شود.
گفتمان مشروطیت
مشروطیت به مثابه گفتمان، ریشه در بی قراری (dislocation) و آشفتگی های فراگیر جامعه ایرانی قرن نوزدهم قرار داشت که گفتمان سابق (گفتمان سلطنت) را قدرت بر ساماندهی این بی قراری ها نبود. این در حالی است که گفتمان ها برای تداوم هژمونی خود نیازمند ساماندهی بی قراری ها می باشند.گفتمان ها در امر ساماندهی بی قراری ها و حل آنها، نیازمند بازسازی تئوریک مداوم خویش از طریق بازتولید فضای استعاری و عام گرایانه می باشند، تا از این طریق بتوانند ضمن نمایندگی گروه های متنوعی از اجتماع، نیروهای اجتماعی متنوعی را پوشش دهند. در این میان گفتمانی که توانایی بازسازی تئوریک خود را نداشته باشد و در این امر بازماند، سرانجام در برابر موج فزاینده بی قراری های رو به رشد جامعه، سرفرود آورده و عرصه را به رقیبان واگذار خواهد کرد. در میان گفتمان های رقیب، نیز گفتمانی صلاحیت جایگزینی گفتمان افول کرده را دارد که از دو ویژگی در دسترس بودن (availability) و قابلیت اعتبار (credibility) برخوردار باشد.گفتمان سلطنت در مواجهه با آشفتگی ها و بی قراری های سیاسی (ضعف در برابر غرب، سرکوب و خودکامگی داخلی)، اقتصادی (وابستگی به وام های خارجی، بازرگانی خارجی، نبود کنترل بر گمرک) و ایدولوژیکی (آگاهی توده به اینکه دولت از حفظ هویت اسلامی و یا منافع ملی عاجز بوده است) توان آن را نداشت که به بازسازی تئوریک خود بپردازد به همین خاطر جای خود را به گفتمانی داد که در عین اینکه تنها برای افراد اندکی ماهیت و پیامدهای آن روشن بود، در دسترس ترین گفتمانی بود که به لحاظ پشتیبانی کردن علما و روحانیت از آن از اعتبار کافی نیز برخوردار بود.
← ظهور و برآمدن
گفتمانها قبل از پیروزی خصلتی عام گرا و استعاری گونه دارند که سبب برانگیخته شدن گروههای زیادی به طرفداری از آنها می شود. در این مرحله گفتمانها با تفسیری عام از بحرانها، خود را به عنوان چارچوبی تعیین کننده برای مجموعه ای از تقاضاهای متنوع معرفی می نمایند و این ادعا را دارند که قادر به بازسازی همه حوزه اجتماعی (social imagination) هستند.اما از آنجا که واقعیت اجتماعی پیچیده و متکثر است و در جامعه تقاضاهای گوناگون و فراوانی وجود دارد طبیعتا بازنمایی همه آنها از سوی یک گفتمان امکان پذیر نمی باشد و گفتمان، ناگزیر در فرایند سیاست اجرایی، از حالت عام گرایی فاصله گرفته و به خاص گرایی و نمایندگی بخشی از جامعه روی می آورد.گفتمان مشروطیت قبل از پیروزی، جامعه ای توسعه یافته را بازنمایی می کرد که سازگار با سنت های اسلامی و شیعی به نظر می رسید و این ادعا را داشت که در پی ایجاد سازواره ای تئوریک از شرع و عرف، سنت و مدرنیته می باشد. همین امر یعنی ادعای سازگاری شرع و عرف، توسعه و سنت اسلامی توسط مشروطه خواهان، سبب پشتیبانی علما از آن شد.با از میان رفتن دشمن مشترک و هژمون شدن گفتمان مشروطیت، دیری نپایید که این گفتمان در اثر رویارویی با واقعیت های اجتماعی و اختلافات بنیادین بر سر حدود و معانی نشانه هایی چون آزادی، قانون، برابری و مجلس، «غیری» را در درون خود به نام مشروعه خواهان پروراند.
← افول مشروطیت
...
رجال عصر مشروطیت، نوشته ابوالحسن علوی، به کوشش نخستین حبیب یغمایی و بازخوانی و باز چاپ ایرج افشار
این کتاب، جُنگی از یادداشتهای سید ابوالحسن علوی، فرزند سید محمد صراف تهرانی، نماینده مردم تهران در دوره نخست مجلس، درباره ویژگیها و خصال مردان عصر مشروطه است که آنها را در 1336 هجری قمری در برلین نوشت و مرحوم یغمایی آنها را سامان داد و در دوره پنجم مجله یغما، چاپ کرد و پس از بازخوانی افشار سرانجام به نام رجال عصر مشروطیت منتشر شد.
این سرگذشتنامه (شرح حال) را مرحوم یغمایی از برگههای پوسیده و مانده در دست سید حسن تقیزاده سامان داد و آن را در مجله یغما به نام رجال صدر مشروطیت جاودان ساخت، اما نامش در اینجا به دلیل دربرداشتن سرگذشت برخی از افراد که در جنبش مشروطه تأثیرگذار نبودند، به رجال عصر مشروطیت بدل شد. مرحوم یغمایی نیز این نام را پذیرفت. شرح حال رجال مشروطه، بر پایه حروف الفبا سامان یافته و یادداشتها درباره هر یک از آنان جداگانه در برگهای نوشته شده و سرانجام در قالب این کتاب گنجیده است. عبارتها و ترکیبهای این کتاب، بسیار ساده و روان و لطیفند و بهگمان، این سادگی و راستی در نوشتن مطالب نیز مقصود بوده است.
برخی از گزارشهای نویسنده به دلیل زنده بودن شماری از رجال مشروطه در روزگار وی، به زبان حال (مضارع) ادا میشوند، اما زمان فعلهای پارهای از آنها گذشته (ماضی) است.
کمابیش همه یادداشتها / سرگذشتنامههای کتاب، نام کوچک و بزرگ، زادگاه و تاریخ مرگ، تبار و کارهای مهم شخصیتهای تأثیرگذار را در روزگار مشروطه، در بردارند. فهرست الفبایی این افراد، از آشتیانی (میرزا هاشم) آغاز میشود و به یمینالملک (حاجی میرزا علیخان معزالسلطان) پایان مییابد. سرگذشت یازده تن دیگر از آنان نیز در بخش دوم کتاب آمده است، اما این بخش از نظم الفبایی برخوردار نیست.
انقلاب مشروطیت به عنوان یکی از حوادث بزرگ تاریخ معاصر ایران، به لحاظ تاثیر عمیق و ماندگارش در سیاست و فرهنگ این سرزمین، نقطه عطف مهمی در تاریخ کشورمان به حساب می آید که پیوسته سبب شده تا حجم عظیمی از پژوهش ها و تحقیقات تاریخی را به خود اختصاص دهد. گذشت زمان نه تنها از اهمیت بحث درباره این رویداد مهم تاریخی نکاسته، بلکه موجب شده تا در راس حوزه مطالعاتی _ تحقیقاتی بسیاری از اندیشمندان قرار گیرد.
از جمله روش هایی که اخیرا با استفاده از آن به بررسی وقایع و حوادث تاریخی واجتماعی و سیاسی و... می پردازند، روش و نظریه گفتمان می باشد. مطابق نظریه گفتمان، هر گفتمان یک منظومه معنایی است که واژه ها و نشانه (signifier) های آن در کنار هم و در پیوند با یکدیگر یک مجموعه معنادار را می آفرینند.
حسینی زاده، محمد علی، اسلام سیاسی در ایران، دانشگاه مفید، تابستان ۱۳۸۶، ص۲۰.
مشروطیت به مثابه گفتمان، ریشه در بی قراری (dislocation) و آشفتگی های فراگیر جامعه ایرانی قرن نوزدهم قرار داشت
حسینی زاده، محمد علی، اسلام سیاسی در ایران، دانشگاه مفید، تابستان ۱۳۸۶، ص۷۱.
گفتمانها قبل از پیروزی خصلتی عام گرا و استعاری گونه دارند که سبب برانگیخته شدن گروههای زیادی به طرفداری از آنها می شود. در این مرحله گفتمانها با تفسیری عام از بحرانها، خود را به عنوان چارچوبی تعیین کننده برای مجموعه ای از تقاضاهای متنوع معرفی می نمایند و این ادعا را دارند که قادر به بازسازی همه حوزه اجتماعی (social imagination) هستند.اما از آنجا که واقعیت اجتماعی پیچیده و متکثر است و در جامعه تقاضاهای گوناگون و فراوانی وجود دارد طبیعتا بازنمایی همه آنها از سوی یک گفتمان امکان پذیر نمی باشد و گفتمان، ناگزیر در فرایند سیاست اجرایی، از حالت عام گرایی فاصله گرفته و به خاص گرایی و نمایندگی بخشی از جامعه روی می آورد.گفتمان مشروطیت قبل از پیروزی، جامعه ای توسعه یافته را بازنمایی می کرد که سازگار با سنت های اسلامی و شیعی به نظر می رسید و این ادعا را داشت که در پی ایجاد سازواره ای تئوریک از شرع و عرف، سنت و مدرنیته می باشد. همین امر یعنی ادعای سازگاری شرع و عرف، توسعه و سنت اسلامی توسط مشروطه خواهان، سبب پشتیبانی علما از آن شد.با از میان رفتن دشمن مشترک و هژمون شدن گفتمان مشروطیت، دیری نپایید که این گفتمان در اثر رویارویی با واقعیت های اجتماعی و اختلافات بنیادین بر سر حدود و معانی نشانه هایی چون آزادی، قانون، برابری و مجلس، «غیری» را در درون خود به نام مشروعه خواهان پروراند.
← افول مشروطیت
...



مشروطیت در دانشنامه ویکی پدیا

مشروطیت
مشروطیت یا مشروطه خواهی در معنی عام آن منظومه ای از عقاید و مرام هاست بر پایهٔ این اصل کلی که مشروعیت حکومت مشتق و منحصر به مجموعه ای از قوانین بنیادی است. یک واحد سیاسی را مشروطه (constitutional) می خوانند اگر چنان چه واجد سازوکارهای نهادینه شده برای مهار قدرت در جهت حفظ منافع و آزادی های شهروندان خود باشد. در این معنا صفت مشروطه در مقابل مطلقه (absolute) قرار می گیرد.
جنبش مشروطه ایران
واژه مشروطیت در اوایل قرن بیستم از ترکی عثمانی وارد فارسی شد. گسترش این اندیشه جدید در ایران بعدها به جنبش مشروطیت منجر شد که قدرت مطلقه شاه را محدود ساخت و آن را منحصر به حدود قانون اساسی قرار داد.
کتاب اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و بازرگانی ایران در آستانه مشروطیت «در سرزمین آرزوهاً» کتابی که در سال ۱۹۰۲ یعنی حدود ۱۱۲ سال پیش انتشار یافته است. سفرنامه ای است که یک جهانگرد ماجراجو پس از یک سال سیر و سفر در ایران نوشته است. کتاب مقطع بسیار مهمی از تاریخ ایران را تشریح می کند. چند سال بعد از ماجرای تنباکو و مرگ ناصرالدین شاه و چند سال قبل از جنبش مشروطه در ایران و انقلاب اکتبر در روسیه. در زمانی که این جهانگرد در ایران به سر می برده است ویلیام ناکس دارسی هم در ایران مشغول عقد قرار داد نفت خود بوده است. سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۰۲ از منظر تاریخی و جامعه شناختی جزو مهم ترین سال های دوران قاجار است. تصویری که نویسنده در این کتاب ارائه می دهد تصویری چند بعدی است. ساختارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، مردم شناختی و فرهنگ شناختی دوران قاجار و حتی ویژگی های جغرافیائی ایران در این تصویر کاملاً مشهود است. دورنمای بروز یک انقلاب در ایران نیز در جای جای نوشته ها به چشم می خورد.
en:Arnold Henry Savage Landor
نویسنده کتاب آرنولد هنری ساویج لندور، خود شخصیت قابل مطالعه ای دارد. وی نقاشی هنرمند، عکاسی خوش ذوق، دانشمند و مخترعی تأثیرگذار، نویسنده ای چیره دست و تحلیلگری نکته سنج است. این تنها سفر او به ایران است اما چنان دقیق به ایران نگریسته است که شاید هیچ ایرانی آن دوران چنین به ایران نگاه نکرده است. این کتاب به دلیل کهولت تابع حقوق معنوی نبوده و ترجمه آن مجاز بوده است.
رسائل مشروطیت نام کتابی است به کوشش غلامحسین زرگری نژاد. نام کامل کتاب رسائل مشروطیت (۱۸ رساله و لایحه دربارهٔ مشروطیت) است. این کتاب به عنوان کتاب اول از مجموعه منابع اندیشه سیاسی در تاریخ ایران توسط انتشارات کویر با اولین چاپ ۱۳۷۴، متتشر شده است.
کشف المراد من المشروطة و الاستبداد
حرمت مشروطه. تألیف: شیخ فضل الله نوری
تذکرةالغافل. تألیف:؟
دلائل براهین الفرقان فی بطلان قوانین نواسخ محکمات القرآن تألیف: شیخ ابوالحسن نجفی مرندی
مقاله سؤال و جواب در فواید مجلس
احیاءالملة
بیان معنی سلطنت مشروطه و فوائدها
سؤال هایی دائر به مشروطیت
کلمة حق یرادبهاالباطل
قانون مشروطهٔ مشروعه. نگارش سیدعبدالحسین لاری
رساله قانون در اتحاد دولت و ملت. نگارش سیدعبدالحسین لاری
مکالمات مقیم و مسافر نگارش حاج آقا نورالله نجفی اصفهانی
کتاب در ۷۱۹ صفحه در قطع وزیری چاپ شده است. زرگری نژاد در پیشگفتار کتاب می نویسد:
نگارنده که از سال ها پیش، تعدادی از این رسائل را شناسایی و جمع آوری کرده است، همواره بر آن بوده تا به مرور، تعدادی از آنها را آماده چاپ و عرضه و به علاقه مندان مطالعات قاجارشناسی، خاصه دانشجویان رشته های تاریخ و علوم سیاسی نماید: خاصه آنکه پراکندگی بسیاری از این رسائل در کتابخانه های شخصی و عدم وجود در کتابخانه ها و آرشیوهای بزرگ، این نگرانی را قوت می بخشید که در آن صورت عدم جمع آوری یا تجدید چاپ این رسائل به مرور ایام تعداد زیادی از آنها از بین برود
فرمان مشروطیت در اصل فرمان تشکیل مجلس شورای ملی ست که مظفرالدین شاه قاجار در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی امضا کرد. مظفرالدین شاه با امضای این فرمان، درخواست متحصنین در جنبش مشروطه ایران را پذیرفت و با مشارکت مردم در امر حکومت موافقت کرد و بدین ترتیب در سرزمین ایران برای نخستین بار حکومت مشروطه تأسیس شد.نبو
فتحعلی شاهمحمدشاهناصرالدین شاهمظفرالدین شاهمحمدعلی شاه
۱۱۷۵–۱۱۶۱ ۱۲۱۳–۱۱۷۶ ۱۲۲۶–۱۲۱۳ ۱۲۷۵–۱۲۲۶ ۱۲۸۵–۱۲۷۵ ۱۲۸۸–۱۲۸۵
خطاب فرمان به صدراعظم یعنی میرزا نصرالله خان مشیرالدوله است که خود در تهیه آن و راضی کردن شاه به امضای آن کوشش کرده بود. اصل فرمان به خط و انشای احمد قوام است.
اهالی گیلان نقشی اساسی در پیروزی انقلاب مشروطه ایران داشته اند. از دلایل اصلی مشارکت گیلانیان در مشروطیت ارتباط آنان با مردم قفقاز و روشنفکران و آزادیخواهان قفقاز و گرجی بود.
کتاب گیلان در جنبش مشروطیت که در سال ۱۳۵۲ توسط ابراهیم فخرایی نوشته شد یکی از منابع مطالعاتی در اتفاقات آن دوران است. دوطبقه در گیلان به عنوان قوای محرکه انقلاب در گیلان به طرز بارزی نمایانند، و اتحاد این دو یعنی دهقانان و صنعتگران شهری خرده بورژوا، پیشه وران، و خرده تجار نشانه جنبشی رادیکال در کرانه های جنوبی دریای خزر بود. مشارکت دهقانان در ائتلاف انقلابی گیلان نشان دهنده مشخصه یکتای جنبش مشروطه در این ایالت است.
در اوایل قرن بیستم دو تن از سکنه خارجی گیلان توصیفاتی از شرایط دهقانی برجای گذاشتند. هایسنت لویی رابینو (۱۸۷۷–۱۹۵۰)، نایب کنسول بریتانیا در رشت، توصیف مهمی از ایالت در ۱۹۱۷ برجای گذاشت. او به وجود دو نوع کشاورز اشاره می کند. یکی که علی الظاهر زیرک و مرفه و خرده مالک به نظر می رسد که زمین داشت و حتی کارگران فصلی استخدام می کرد. دیگری دهقان فقیر است، که یک باغ توت یا شالیزار را از ارباب اجاره کرد و در عوض، به طور نظری، یک سوم محصول را دریافت می کرد. دهقانان گیلان به راستی به نحو متمایزی موفق بودند. رابینو آنان را دارای مزیت های زیادی در تولید کشاورزی در مقایسه با دهقانان دیگر مناطق ایران می داند. علاوه بر این، زمینداران لازم نداشتند در تولید کشاورزی سرمایه گذاری زیادی بکنند یا در برابر هجوم عشایر که در سایر مناطق کشور ناامنی اقتصادی به همراه می آورد محافظتی به عمل آورند؛ ولی رابینو همچنین به یک نظام مالیاتی اختیاری اشاره می کند که در آن دهقان می بایست به اشراف از ارباب و مباشرانش تا حکام محلی و منطقه ای پرداخت می کردند. رونق اقتصادی در تولید از یک سو و مالیات اختیاری از سوی دیگر، دهقانان گیلان را انقلابی کرد.
دیگر توصیف شرایط دهقانان را و. پ. نیکیتین، کنسول روسیه که در ۱۹۱۲، درست پس از انقلاب مشروطه وقتی که رابینو در حال ترک رشت بود، وارد گیلان شد ارائه کرده است. نیکیتین برای نظام مالیات گیری، که بار سنگینی بر دهقانان اعمال می کرد واژگان درشتی استفاده کرده است. مالیاتها در این نظام شامل مالیات های ایالتی و محلی بود، که اغلب به طمع حاکم محلی شخص و حجم پولی که او باید برای تضمین مقامش پرداخت می کرد بستگی داشت. علاوه بر این، حاکمان اغلب از هر بهانهٔ قابل تصور برای پر کردن خزانه شان استفاده کردند، در حالی که مباشران دهقانان را با هزینه های شخصی و سهم اضافه ای برای ارباب جریمه می کردند. نیکیتین شرایط دهقانان گیلان را چنان توصیف می کند که دهقانانی با پیوندهایی قوی منسجمند و می نویسد تا پایان انقلاب «بیشتر مزارع و دهکده ها خالی از سکنه و مخروبه شدند.»


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مشروطیت

معنی مشروطیت به انگلیسی

constitution (اسم)
نظام نامه ، قانون اساسی ، تشکیل ، مشروطیت ، فطرت ، ساختمان ووضع طبیعی ، تاسیس
constitutionality (اسم)
مشروطیت ، مطابقت با قانون اساسی

معنی کلمه مشروطیت به عربی

مشروطیت
دستور
الثورة الدستورية
الحرکة الدستورية

مشروطیت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مشروطیت چیست   • رهبران نهضت مشروطه   • انقلاب مشروطیت موانع و مشکلات   • انقلاب مشروطه چگونه رخ داد   • خلاصه انقلاب مشروطه   • چرا انقلاب مشروطه به وقوع پیوست   • انقلاب مشروطه pdf   • معنی مشروطه   • معنی مشروطیت   • مفهوم مشروطیت   • تعریف مشروطیت   • معرفی مشروطیت   • مشروطیت یعنی چی   • مشروطیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشروطیت
کلمه : مشروطیت
اشتباه تایپی : lav,xdj
آوا : maSrutiyyat
نقش : اسم
عکس مشروطیت : در گوگل


آیا معنی مشروطیت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )