برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

مشک

/maSk/

مترادف مشک: انبانه، انبان، خیک، راویه | سارا، غالیه، نافه

معنی اسم مشک

اسم: مشک
نوع: دخترانه
ریشه اسم: سنسکریت
معنی: ماده ای با عطر نافذ و پایدار که از کیسه ای در زیر شکم نوعی آهوی نر به دست می آید

معنی مشک در لغت نامه دهخدا

مشک. [ م ُ / م ِ ] (اِ)... ناف آهوی خطائی است و عربان مسک خوانند. (برهان ). فارسی به کسر میم و اهل ماوراءالنهر بضم میم خوانند و عرب مِسک بجای شین ، سین دانند و مشک بر چهار قسم خواهد بود اول را ترکی نامند از حیوانی شبیه به آهوی چینی بطریق حیض یا بواسیر دفع شود بر روی سنگها منجمد در غایت خوشبویی چنانکه بوی آن رعاف آورد و رنگش زرد و با صلابت باشد و قطعات آن دراز و قلیل الوجود است. دویم تبتی و آن از نافه حاصل شود که خون اطراف در ناف جمع شده بعد از رسیدن به سبب خارشی که در پوست آن حادث شود بر سنگها مالیده تا جدا شود. سیم چینی که بعد از ذبح حیوان اطراف ناف آن را به دست مالیده تا خون اطراف در ناف جمع شود. پس با ناف آهو بریده خشک نموده به اطراف برند و آن با صلابت باشد. چهارم هندی و آن خونی است که از ذبح آن حیوان گرفته باجگر و سرگین روده ٔ او مخلوط نموده قدری مشک خالص به آن ممزوج ساخته در نافها کرده باطراف فرستند. علامت غش آن سیاهی مفرط و سنگینی آن است. اما آهوی آن حیوانی است از آهو کوچک تر در بلاد چین و هند و ترک پیدا شود به اندک اختلاف و آن را آهوی چینی نامند. دستها کوتاه تر از پای اوست و دو دندان پیش کج بطرف زمین و شاخ آن سپید و منحنی... که به دنباله ٔ آن میرسد و در آن سوراخها دارد که استنشاق هوا به آن میکند. (انجمن آرا) (از آنندراج ). تر، تازه ، سارا، خشک ، سوده از صفات اوست و به طراز و تاتار و چین و ختن و تبت منسوب.(بهار عجم ) (آنندراج ). ماده ای سیاه و بسیار معطر که محتوی در یک قسم کیسه است در زیر شکم یکنوع حیوان شبیه به آهو که آن را آهوی مشک گویند. و مشک اذفر بهترین اقسام مشک و مشک تاتاری مشکی که از تاتارستان می آورند. و مشک تبت ، مشکی که از تبت می آورند و مشک زمین و یا مشک زمینی : سعد. و مشک نافه : مشک خالص بی غش. (ناظم الاطباء). بالضم و بالکسر هر دو صحیح است چرا که اهل فارس به کسر میم و اهل ماوراءالنهر به ضم میم خوانند و مسک بالکسر و سین مهمله معرب آن است. (غیاث ) (از فرهنگ رشیدی ). مسک. (ترجمان القرآن ). لغویین آن را در جمله ٔ ذکورةالطیب یعنی عطرها که جامه رنگین نکند و از اینرو مردان نیز آن را توانند به کار بردن ،آوردند. ماده ای نهایت خوشبوی در کیسه ای که آن را نافه ...

معنی مشک به فارسی

مشک
مشگ: ماده خوشبویی که درناف آهوی مشک تولیدمی شود، بعربی مسک میگویند
(اسم) ۱- مادهایست معطر ماخوذ از کیسهای مشکین بانداز. تخم مرغی یا نارنجی کوچک مستقر در زیر پوست شکم ومجاور عضو تناسلی جنس نر از آهوی ختایی . مشک تازه در موقع ترشح ماده ایست روغنی و بسیار معطر وبرنگ شکلات و لزج میباشد و در حالت خشک شده سخت و شکننده است و رنگش قهوهیی تیره مایل به سیاه و طعم آن کمی تلخ است و بویی تند دارد . در تجارت بدو صورت عرضه میشود : یکی مشکی که در کیس. مشک ( نافه ) است یعنی مشکی است که از نافه خارج نشده و پس از شکار وذبح آهوی ختنی ناف. آنرا با مشک محتویش ببازار عرضه میکنند و دیگر مشکی است که از نافه خارج شده و کم و بیش امکان دارد با مواد خارجی آمیخته باشد . بدیهی است ارزش نوع دوم بسیار کمتر از نوع اولی است . مشک درعطر سازی ومعطرساختن برخی مشروبات الکلی گران قیمت بکار میرود مسک : فضل و هنر ضایع است تا ننمایند عود بر آتش نهند و مشک بسایند . ( گلستان ) توضیح مولف غیاث گوید : اهل فارس بکسر میم واهل ماورائ النهر بضم میم خوانند . در نسخ. ترجمان البلاغه مکتوب بسال ۵٠۷ ه ق . مشک بضم اول ضبط شده . چون اصل آن در سنسکریت و یونانی و لاتینی بضم میم است پس این تلفظ صحیح است از سوی دیگر چون در سریانی ( مسکه ) و در عربی ( مسک ) بکسر اول است پس بکسرهم صحیح میباشد چنانکه در فارسی در نسبت به مشک مشکی و مشکین بکسر تلفظ شود . ۲ - زلف سیاه محبوب : دوارغوان خود از مشک زیرا بر مپوش . دوشنبلید من از لاله زیر ژاله مکن . ( عثمان مختاری .) یاطراز مشک . خط تازه دمیده : ماه ترکستان طراز مشک بر دیبا کشید مشک و دیبا را بقدر و قیمت اعلا کشید . ( عثمان مختاری ) یامشک چوپان . گیاهی است علفی و یکساله از تیر. اسفناجیان دارای ساقه و شاخه های راست بارتفاع ۱۵ تا ۶٠ سانتیمتر که در نواحی بحرالروم ( مدیترانه ) و غالب نقاط ایران میروید . این گیاه برنگ سبز مایل به زرد با دمبرگ دراز در کنار. برگها دارد . دانهاش تقریبا کروی و صاف است . سرشاخه های گل دار این گیاه بعلت دارابودن اسانس بوی مخصوص دارند . مشک چوپان در طب عوام بعنوان خلط آور مصرف میشود وبرای آن اثر ضد تشنج و نیرو دهنده و تسکین دهند. ضیق النفس ذکر شده است مسک الجن شقر مشک داش نزله اوتی ارطاماسیا ارطامسیا . ...

معنی مشک در فرهنگ معین

مشک
(مَ) [ په . ] (اِ.)= مشگ : خیک ، پوست گوسفندی که آن را قالبی کنده باشند.
(مُ) (اِ.) مادة سیاه رنگ و خوشبویی که در ناف آهوی مشک تولید می شود.
( ~.) (اِمر.) نک بیدمشک .
(ی ) ( ~.) (ص فا.) ۱ - آن که مشک را بساید. ۲ - کنایه از: معطر.
( ~.) (ص مر.)به رنگ مشک ، سیاه .

معنی مشک در فرهنگ فارسی عمید

مشک
مادۀ خوش بو و سیاه رنگی که در ناف آهوی مشک تولید می شود. = آهو * آهوی مشک
* مشک سارا: [قدیمی] مشک خالص و بی غش، مشک ناب.
۱. پوست دباغی شدۀ گوسفند که آن را قالبی کنده باشند و در آن آب یا دوغ یا چیز دیگر نگه داری می کنند، خیک.
۲. [عامیانه، مجاز] شکم.
۱. افشاندن مشک.
۲. [مجاز] خوش بو کردن محیط.
۱. آنچه که بوی مشک بدهد.
۲. [مجاز] معطر، خوش بو.
= بیدمشک
۱. (زیست شناسی) دانه ای ریز و تیره رنگ با مغزی چرب و بی طعم که مصرف دارویی دارد.
۲. (موسیقی) [قدیمی] از الحان سی گانۀ باربد: چو برگفتی نوای مشک دانه / ختن گشتی ز بوی مشک خانه (نظامی۱۴: ۱۸۰).
پرنده ای سیاه رنگ و خوش آواز: پراکنده با مشک دم سنگ خوار / خروشان به هم شارک و کبک و سار (خطیری: شاعران بی دیوان: ۲۹۲).
۱. آن که مشک بساید.
۲. [مجاز] خوش بو، معطر: تاب بنفشه می دهد طرۀ مشک سای تو / پردۀ غنچه می درد خندۀ دلگشای تو (حافظ: ۸۲۲)
جایی یا چیزی که از مشک خوش بو شده باشد.
مشک رنگ، سیاه، به رنگ مشک.
= مشکبار: نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد / عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد (حافظ: ۳۳۶).
عمل مالیدن مشک.
* مشک مالی کردن بر کاری: [قدیمی، مجاز] انجام دادن کاری (مانند نواختن موسیقی) به بهترین شکل: چو بر مشکویه کردی مشک مالی / همه مشکو شدی پر مشک حا ...

مشک در دانشنامه اسلامی

از نعمات بهشتی که خداوند به آن وعده داده است شراب معطر بهشتی است که بوی مشک می دهد.
شراب های بهشتی، دارای بوی معطر مشک:«یسقون من رحیق مختوم ختـمه مسک وفی ذلک فلیتنافس المتنـفسون.» «از باده ای مهر شده نوشانیده شوند (باده ای که) مهر آن مشک است و در این (نعمتها) مشتاقان باید بر یکدیگر پیشی گیرند.» اشاره به نعمت دیگری یعنی شراب بهشتیان کرده، می افزاید: " به آنها از شراب زلال دست نخورده سربسته می نوشانند" (یسقون من رحیق مختوم). شراب طهوری که مانند شراب آلوده و شیطانی دنیا معصیت زا و جنون آفرین نیست، بلکه هوش و عقل و نشاط و عشق و صفا می آفریند.غالب مفسران " رحیق" را به معنی شراب خالص گرفته اند، شرابی که هیچگونه غش و ناخالصی و آلودگی در آن وجود ندارد و تعبیر به" مختوم" که در فارسی امروز به جای آن" دربسته" و" پلمپ" شده به کار می رود، نیز تاکیدی بر خلوص و پاکی و دست نخوردگی آن است.علاوه بر این استفاده از چنین ظرفها نشانه احترام خاص به میهمان می باشد، ظرفی که آن را بسته اند و مهر کرده اند و مهرش تنها به دست میهمان شکسته می شود!سپس می فرماید: " مهر آن را با مشک نهاده اند" (ختامه مسک). نه همچون ظرف های دربسته دنیا که مهر آن را با" گل" می نهند و هنگامی که انسان می خواهد شیئی سربسته را با شکستن مهرش باز کند، دستش آلوده می شود، شراب طهور بهشتی چنین نیست، هنگامی که دست بر مهرش می نهند، بوی عطر مشک در فضا پراکنده می شود.بعضی نیز گفته اند که منظور این است که در ختام یعنی پایان نوشیدن این شراب طهور دهان بوی مشک می دهد، بر خلاف شرابهای آلوده دنیا که بعد از نوشیدنش دهان تلخ و بد بو می شود، ولی با توجه به تعبیری که در آیه قبل بود این تفسیر بعید به نظر می رسد.در پایان آیه بعد از ذکر اوصاف شراب طهور بهشتی می فرماید: " در این نعمتهای بهشتی و به خصوص در این شراب طهور بی نظیر باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند" (و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون).
تشویق بندگان از سوی خدا
ترغیب و تشویق خداوند، برای دستیابی به مشک بهشتی:«ختـمه مسک و فی ذلک فلیتنافس المتنـفسون.» «(باده ای که) مهر آن مشک است و در این (نعمتها) مشتاقان باید بر یکدیگر پیشی گیرند.» تعبیری که در آیه آمده است زیباترین تعبیری است که برای تشویق ...

مشک در دانشنامه ویکی پدیا

مشک
مُشک ماده خوشبویی است که معمولاً از نافه جنس نر آهوی ختن گرفته می شود. کیسه ای در زیر شکم این آهو وجود دارد که در آن ماده ای لزج و شکلاتی رنگ وجود دارد که در فصل بهار آهو آن را در اثر خارش به سنگ می کشد.
این ماده سپس خشک می شود و در اثر تماس می افتد. بهترین نوع مُشک از آهوان چینی یا تبتی است. با این حال این مشک در نپال و روسیه هم تهیه می شود.
گفته می شود برای گرفتن مشک از نافه آهو، این حیوان را می کشند. به همین دلیل امروزه از مشک شیمیایی در عطر استفاده می شود.
شاعران پارسی زبان از مشک در اشعارشان بسیار استفاده کرده اند.
مُشک ماده خوشبویی ست که معمولًا از نافهٔ جنس نر آهوی ختن گرفته می شود.
مشک آب یا خیک، ظرف چرمینی که برای آب، دوغ، روغن یا مانند آن استفاده می شود
مَشک شراب گونه ای از مشک و خیک که در دوران قدیم برای حمل شراب به کار می رفته است
مُشک (بم) روستایی از توابع بخش روداب شهرستان بم در استان کرمان
مشک همچنین می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مشک (بم)، روستایی از توابع بخش روداب شهرستان نرماشیر و در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان روداب شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۹۰ نفر (۱۷۴خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۴°۵۲′۱۴″ شمالی ۵۱°۱۵′۴۱″ شرقی / ۳۴٫۸۷۰۵۶°شمالی ۵۱٫۲۶۱۳۹°شرقی / 34.87056; 51.26139
مشک آباد، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قم در استان قم ایران.
این روستا در دهستان قمرود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷۹ نفر (۴۱خانوار) بوده است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مشک در دانشنامه آزاد پارسی

مُشْک (musk)
مُشْک
در گیاه شناسی، گیاهی چندساله، با برگ های مستطیلی کوچک، با نام علمی میمولوس مشکاتوس Mimulus moschatus، از تیرۀ گل میمون. برگ های این گیاه از خود بوی مشک متصاعد می کنند و به همین سبب به این نام معروف است. به گل میموننیز معروف است. همچنین، به چندین گیاه دیگر که بویی مشابه دارند، ازجمله گیاه پنیرک مُشکیو ختمی سرخ، مشک می گویند.

نقل قول های مشک

مُشک (همچنین:مَشک) ماده خوشبویی است که معولا از نافه جنس نر آهوی ختن گرفته می شود.
• «مشک، عطری است نیکو. بردنِ آن آسان و بویِ خوشِ آن پروندهٔ دِماغِ انسان.» نهج البلاغه، کلمات قصار ۳۹۷ -> علی بن ابی طالب

ارتباط محتوایی با مشک

مشک در جدول کلمات

مشک
خی
مشــک آب
خی
مشک پوستی
خی
مشک خالص
ادمن
مشک دریده
شن
آهوی مشک دار
اف

معنی مشک به انگلیسی

musk (اسم)
مشک ، بوی مشک
waterskin (اسم)
خیک ، خیگ ، مشک

معنی کلمه مشک به عربی

مشک
مسک
مسکي
مسک
مسک

مشک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهادر
خی
بهادر
خی
منوچهر
واژه مشگ به جهت شباهت به بیضه یا نافه آهوی ختن با واژه های موش و ماهیچه هم ریشه می‌باشد. ریشه اصلی هندو اروپایی مشگ mus برابر بیضه و موش هستند. در سانسکریت muska یا بیضه و هم ریشه های انگلیسی آن mouse, murine, muscleو نام انگوری بنام موسکات می‌باشد.
آهوی ختن در رده جانور شناسی از تیره موشیدا که در نپال، هند ، پاکستان و چین یافت می‌شود و مشگ از آهوی نر بدست میآید. مشگ سنتز از فرمول شیمیا یی Glaxolide تهیه می‌شود. بوی مشگ از ختن باد صبا میآید. این چه بادیست که از بوی شما می آید.

Zeinab
ماده ای روغنی بسیار معطر و خوش بو
علی باقری
مشک: ماده ای خوش بو و معطر
دکتر شفیعی کدکنی در مورد این واژه می نویسد:((در طب قدیم مشک را برای تقویت اعضای رئیسه ی بدن و حرارت غریزیه و حواس و تقویت نیروی مردی به کار می برده اند و مصلح آن را کافور می دانسته اند))
(( بس! که نامرد و خشک مغزت کرد
رنگِ کافور و مُشکِ لیل و نهار))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۶۶.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مشک در جدول   • خرید مشک   • قیمت مشک   • مشک ختن   • مشک دو حرفی   • خرید مشک آهو   • فروش مشک اصل   • قیمت مشک آهو   • معنی مشک   • مفهوم مشک   • تعریف مشک   • معرفی مشک   • مشک چیست   • مشک یعنی چی   • مشک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مشک
کلمه : مشک
اشتباه تایپی : la;
آوا : maSk
نقش : اسم
عکس مشک : در گوگل

آیا معنی مشک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )