انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 832 100 1

معنی مصاحب در لغت نامه دهخدا

مصاحب. [ م ُ ح ِ ] (ع ص ) مصاحبت کننده. یار و رفیق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). یار. همدم. دوست. هم صحبت و هم نشین و همدم و ملازم. (ناظم الاطباء). هم نشین. همراه. هم صحبت. معاشر. همکت. ندیم. (یادداشت مؤلف ) : پسر برادرش یاقوتی و قتلمش بن اسرائیل پسرعمش هر دو مصاحب و ملازم او بودند. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 18).
نخست موعظت پیر می فروش این است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید.
حافظ.
مصاحب و نایب و کارساز ابوالحسن ابوعلی بن نصربن سالم بوده است.(ترجمه ٔ تاریخ قم ص 221). مسنوت ؛ مصاحبی که بی سبب خشم گیرد بر تو. شعیر؛ یار و مصاحب. (منتهی الارب ).
- مصاحب شدن ؛ هم نشین شدن و هم صحبت گردیدن. (ناظم الاطباء).
|| رام بعد از صعوبت و سرکشی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رام پس از سختی و سرکشی. (ناظم الاطباء).

مصاحب. [ م ُ ح ِ ] (اِخ )نائینی. از شاعران قرن یازدهم هجری و اصل وی از قصبه ٔ نائین بوده ولی در اصفهان می زیسته. در برخی از علوم ، خاصه علم رمالی متبحر بوده و طبعش به مطایبه رغبتی کامل داشته با آنکه زیاده از هفتاد سال عمر داشته به هزلیات می پرداخته است به مضمون الهزل فی الکلام کالملح فی الطعام. اینک چند بیتی از یک مطایبه ٔ او:
به کوچه ای گذرم بود چون نسیم سحر
فتاده در ره من عکس ماهی از منظر
ز اضطراب سراسیمه هر طرف دیدم
چو آفتاب نمودار شد یکی دختر
به گوشه ای بنشستم دو چشم خون پالا
گهی ستون زنخ دست و گه به زانو سر...
خموش باش مصاحب که در دیار هوس
از این مطایبه شد کام مرد و زن چو شکر
حکیم سوزنی از گفته منفعل گردد
اگر کند به سمرقند این قصیده گذر.
(از مجمعالفصحاء چ مصفا ج 2 بخش 1 ص 70 و 71). و رجوع به آتشکده ٔ آذر ص 201 و فرهنگ سخنوران شود.

معنی مصاحب به فارسی

مصاحب
هم صحبت، یاروهمدم، ملازم ومعاشر
۱- ( اسم ) مصاحبت کننده . ۲ - ( صفت ) هم صحبت یار همدم : پسر برادرش یاقوتی وقتلمش بن اسرائیل پسر عمش هر دو مصاحب و ملازم او بودند ... جمع : مصاحبین .
نائینی از شاعران قرن یازدهم و اصل وی از قصبه نائین بوده ولی در اصفهان میزیسته در برخی از علوم خاصه علم رمالی متبحر بوده و طبعش به مطایبه رغبتی کامل داشته با آنکه زیاده از هفتاد سال عمر داشته به هزلیات می پرداخته است به مضمون الهزل فی الکلام کالملح فی الطعام .

معنی مصاحب در فرهنگ معین

مصاحب
(مُ حِ) [ ع . ] (اِفا.) هم صحبت ، هم نشین .

معنی مصاحب در فرهنگ فارسی عمید

مصاحب
هم صحبت، یار، همدم، ملازم، معاشر.

مصاحب در دانشنامه ویکی پدیا

مصاحب
مصاحب (تلفظ می شود /mosɒheb/) به معنی همنشین می تواند به موارد زیر اشاره کند:
غلامحسین مصاحب، ریاضی دان و دانشنامه نویس
محمود مصاحب، نویسنده و مترجم ایرانی
شمس الملوک مصاحب، شاعر و نویسنده، و از نخستین سناتورهای زن مجلس سنای ایران
دایرةالمعارف مصاحب یا دائرةالمعارف فارسی
مؤسسه تحقیقات ریاضی دکتر مصاحب
مصاحب (تلفظ می شود /mosɒheb/) به معنی همنشین می تواند به موارد زیر اشاره کند:
غلامحسین مصاحب، ریاضی دان و دانشنامه نویس
محمود مصاحب، نویسنده و مترجم ایرانی
شمس الملوک مصاحب، شاعر و نویسنده، و از نخستین سناتورهای زن مجلس سنای ایران
دایرةالمعارف مصاحب یا دائرةالمعارف فارسی
مؤسسه تحقیقات ریاضی دکتر مصاحب
شمس الملوک مصاحب (۱۲۹۲ در تهران - ۱۳۷۶) شاعر و نویسنده، و از نخستین سناتورهای زن مجلس سنای ایران بود. او جزو نخستین گروه زنان ایرانی که به دانشگاه رفتند نیز هست.و به همراه عباس یمینى شریف از نویسندگان کتاب درسى " دارا" و " اذر" در سال ١٣٣٩ است
شمس الملوک مصاحب که در خانواده ای فرهنگی، در کنار برادرش غلامحسین مصاحب (ریاضی دان و دانشنامه نویس) و خواهرش اشرف الملوک مصاحب (پزشک) رشد کرده بود، در مدرسه ناموس تحصیل کرد و برای ادامه تحصیل به دانشسرای عالی و پس از آن، دانشگاه تهران رفت و در سال ۱۳۲۲ در رشته ادبیات فارسی دکترا گرفت. موضوع رساله دکترای وی «ادبیات غنایی» بود که با درجه عالی به تصویب رسید. سپس برای ادامه تحصیل در رشته تعلیم و تربیت به دانشگاه های کانادا و آمریکا رفت. شمس الملوک مصاحب پنج هزار بیت شعر سروده است ولی دیوانش چاپ نشده است. البته قطعه هایی از او در تذکره ها آمده است از جمله: «هدیهٔ مادر»، «چنگ گسسته» و «یار مهربان».
برخی از مشاغلی که شمس الملوک مصاحب در طول زندگی خود برعهده داشت عبارتند از: سرپرستی ماهنامه «زندگی روستایی»، ریاست چند دبیرستان دخترانه مهم تهران مانند دبیرستانهای «پروین»، «شاهدخت» و «نوربخش»، مشاور وزیر آموزش و پرورش در امر مبارزه با بی سوادی، معاونت وزارت آموزش و پرورش، ریاست قسمت فرهنگی بنیاد پهلوی، ۱۷ سال سناتوری در مجلس سنای ایران. آرشیو سخنانی او در مجلس سنا درباره «لزوم جلوگیری از نمایش فیلمهای مبتذل» در کتاب «اسنادی از موسیقی، تئاتر و سینما در ایران (۱۳۰۰-۱۳۵۷ هـ .ش)» موجود است.
غلامحسین مُصاحب (زادهٔ ۱۲۸۹ تهران - درگذشتهٔ ۲۱ مهر ۱۳۵۸) ریاضی دان و دانشنامه نویس ایرانی بود. به سبب کوشش های او در راه ترویج ریاضیات جدید در ایران وی را «پدر ریاضیات جدید» در ایران می دانند.
مؤسسه تحقیقات ریاضی دکتر مصاحب یک مؤسسه تحقیقاتی وابسته به دانشگاه خوارزمی است. این مؤسسه در سال ۱۳۴۵ توسط دکتر غلامحسین مصاحب در دانشسرای عالی تأسیس شد. هدف ابتدایی مصاحب از تأسیس آن تربیت نیروی متخصص برای رفع کمبود استاد ریاضیات در کشور بود. در حال حاضر این مؤسسه، صرفاْ یک مؤسسه پژوهشی است که به انجام تحقیقات بنیادی در زمینه های ریاضیات محض، کاربردی، علوم کامپیوتر و آمار در سطح جهانی، برگزاری سخنرانی های علمی، سمینارها و کارگاه های تحقیقاتی، ارتباط با مؤسسات تحقیقاتی ریاضی دنیا، انتشار مقالات محققان مؤسسه و تربیت محققان ریاضی برای مؤسسات آموزش عالی می پردازد. این مؤسسه دارای یک باب کتابخانه تخصصی است.
محمود مُصاحب نویسنده و مترجم ایرانی بود.
یکی از اعضای دایرةالمعارف فارسی (به سرپرستیِ غلامحسین مصاحب) و یکی از معاونان آن پروژه بود. وی پس از درگذشت غلامحسین مصاحب، مؤسس پروژه، به همراه رضا اقصی به کار بر روی آن ادامه داد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی مصاحب به انگلیسی

companion (اسم)
معاشر ، مصاحب ، همراه همدم ، پهلو نشین ، هم نشین
consort (اسم)
شریک ، همسر ، مصاحب
confabulator (اسم)
مصاحب
fellow traveller (اسم)
مصاحب

معنی کلمه مصاحب به عربی

مصاحب
قرين

مصاحب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مصاحب

محسن مرادنوری ٠٤:٤٠ - ١٣٩٧/١٢/٢٥
هم نفس
|

پیشنهاد شما درباره معنی مصاحب



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دکتر مصاحب متخصص اطفال   • دانلود کتاب تئوری مقدماتی اعداد مصاحب   • دکتر غلامحسین مصاحب   • آنالیز ریاضی غلامحسین مصاحب   • دانلود کتاب آنالیز ریاضی دکتر مصاحب   • دایره المعارف مصاحب   • معني مصاحب   • تئوری مقدماتی اعداد غلامحسین مصاحب   • معنی مصاحب   • مفهوم مصاحب   • تعریف مصاحب   • معرفی مصاحب   • مصاحب چیست   • مصاحب یعنی چی   • مصاحب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مصاحب
کلمه : مصاحب
اشتباه تایپی : lwhpf
آوا : mosAheb
نقش : اسم
عکس مصاحب : در گوگل


آیا معنی مصاحب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )