برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1354 100 1

مصلح

/mosleh/

مترادف مصلح: اصلاحگر، اصلاح کننده، خیراندیش، خیرخواه، صالح، صلاح اندیش، نیکوکار

متضاد مصلح: مفسد

برابر پارسی: نیکخواه، به اندیش، بهساز

معنی اسم مصلح

اسم: مصلح
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: mosleh) (عربی) آن که با خیر اندیشی و نیکوکاری به مردم کمک می کند و مشکلات آنها را برطرف می سازد، در مقابلِ مفسد - آن که اصلاح می کند، اصلاح کننده

معنی مصلح در لغت نامه دهخدا

مصلح. [ م ُ ل ِ ] (ع ص )به صلاح و نیکویی آورنده. (آنندراج ) (از غیاث ). || آنکه اصلاح می کند و بهتر می نماید. (ناظم الاطباء). اصلاح کننده. نیکوکننده. مقابل مفسد. که در صلاح ونیکویی بکوشد : خاندانها بحمداﷲ که یکی است در یگانگی و الفت مؤکدتر شود و دوستان ما و مصلحان بدان شادمانه گردند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 210). چون خیانت در میان آمد و مردم مصلح نماندند آن اعتمادبرخاست. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 146). به سبب او مصلحان آسوده باشند و مفسدان مالیده. (کلیله و دمنه ).
مصلحان را نظرنواز شوم
مصلحت را به پیش باز شوم.
نظامی.
متقیان و مصلحان پای در دامن امن و عافیت نهادند. (سندبادنامه ص 9). مسافر؛ مصلح میان قوم. (منتهی الارب ). || نیکویی کننده. آنکه نیکویی می کند. (ناظم الاطباء). نیکوکار. ج ، مصلحون. (مهذب الاسماء). شخص خوب و نکوکار نیکوکردار نیک منش نیکوسرشت. (یادداشت مؤلف ) : مکتب وی را به مصلحی دادند. (گلستان ). || کسی که درست می کند و آراسته می کند. || موافق و مناسب. || میانجی و صلح دهنده و آشتی دهنده. (ناظم الاطباء). آشتی دهنده. میانجی. مقابل مفسد و فسادانگیز. (یادداشت مؤلف ). || داور و حاکم. (ناظم الاطباء) : شرط آن است که درباب سلجوقیان سخن نگویی که صلح با آن ایشان مرا ممکن نخواهد بود که میان هر دو گروه شمشیر خونریز است مصالح. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 698). || شفابخش. || موافق و مناسب بدن و مزاج. (ناظم الاطباء). در ادویه ، دارویی که با داروی دیگر یار کنندتا مضرات داروی اولین ببرد. کم کننده یا برنده ٔ زیان دارویی : و مصلح وی سکنجبین است. (یادداشت مؤلف ). آنچه اصلاح حال مأکول و مشروب نماید اعم از آنکه دفع ضرر آن کند یا معاونت بر فعل او نماید یا حفظ قوه یاکسر حدت او کند یا بدرقه به جهت وصول او به اعضا گردد.
- مصلح شدن ؛ به صلاح آورنده شدن.
- || آشتی دهنده شدن :
اهتمام تو اگر مصلح اضداد شود
سر برآرد ز گریبان ابد شخص ازل.
وحشی (دیوان ص 232).

مصلح. [ م ُ ل َ ] (ع ص ) اصلاح شده و درست گشته. || مهیا. (ناظم الاطباء).

معنی مصلح به فارسی

مصلح
اصلاح کننده، به صلاح آورنده، نیکوکننده، آشتی دهنده ، شایسته ونیکوکار
۱- ( اسم ) بصلاح ونیکویی آورنده اصلاح کننده مقابل مفسد . ۲ - آشتی دهنده مقابل مفسد . ۳- ( صفت ) نیکو کار صالح جمع : مصلحین .
اصلاح شده و درست گشته
دهی جز ئدهستان فراهان پائین بخش فرمهین شهرستان اراک در ۱۲ کیلومتری جنوبفرمهین . دامنه سردسیر. دارای ۸۶٠ تن سکنه .
سعدی شیرازی
لاری محمد سعدی بن صلاح عبادی لاری متوفی به سال ۹۷۹ ه.ق .
( صفت ) آنکه خیر و صلاح خود را در گیرد .
( مصدر ) ۱ - بصلاح آوردن . ۲ - آشتی دادن : اهتمام تواگر مصلح اضداد شود سر بر آرد ز گریبا ابد شخص ازل . ( وحشی بافقی . )
مراد شاید همان جایی باشد که یاقوت آن را مصلحگان می نویسد و محلتی بوده است به ری .

معنی مصلح در فرهنگ معین

مصلح
(مُ لِ) [ ع . ] (اِفا.) اصلاح کننده ، نیکو - کار.

معنی مصلح در فرهنگ فارسی عمید

مصلح
۱. اصلاح کننده، به صلاح آورنده، نیکوکننده.
۲. آشتی دهنده.
۳. شایسته، نیکوکار.

مصلح در دانشنامه ویکی پدیا

مصلح
مصلح می تواند به موارد زیر اطلاق شود.
علی اصغر مصلح، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
جواد مصلح، فیلسوف ایرانی
مصلح (به انگلیسی: The Peacemaker) فیلمی است محصول سال ۱۹۹۷ و به کارگردانی میمی لدر است. در این فیلم بازیگرانی همچون جرج کلونی، نیکول کیدمن ، مارسل آیرس، الکساندر بالواو، سباستین روشه، رنه مدوسک، راندال باتینکف، هولت مک کالانی، آرمین مولر-اشتال، گوران ویسنجیک، مایکل بوتمن و کارلوس گومز ایفای نقش کرده اند.
۲۶ سپتامبر ۱۹۹۷ (۱۹۹۷-09-۲۶)
سرهنگ ارتش امریکا (جورج کلونی) و زنی که رئیس اوست باید تسلیحات اتمی روسیه را که دزدیده شده بیابند، قبل از اینکه این تسلیحات بدست تروریستها بیفتد.
مختصات: ۳۴°۲۲′۱۹″ شمالی ۴۹°۴۳′۳۱″ شرقی / ۳۴٫۳۷۱۹۴°شمالی ۴۹٫۷۲۵۲۸°شرقی / 34.37194; 49.72528
مصلح آباد (فراهان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فراهان در استان مرکزی ایران است.
این روستا در دهستان فرمهین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۳۳۷ نفر (۱۰۵خانوار) بوده است.
سید محمد حسین مهدوی ملقب بهسید مصلح الدین مهدوی (زادهٔ ۱۲۹۴ خورشیدی / ۱۵ محرم ۱۳۳۴ (قمری) - درگذشت ۴ تیر ۱۳۷۴) اصفهان شناس، نویسنده، پژوهشگر، تاریخ نگار، محقق، مدرس، مولف و سرگذشت نگار ایرانی بود.
حاج شیخ محمد حسین فاضل تونی
حاج سید صدرالدین هاطلی کوهپایه ای
محمد علی معلم حبیب آبادی
سید محمد کاظم عصار در تهران
ملا محمد همامی لنجانی
حاج میرزا محمد باقر امامی
حاج میرزا محمد حسن قاضی عسگر معروف به داور پناه
سیدعلی نور بخش
شیخ محمد علی جبل عاملی سدهی
میرزا علی اصغر شریف
سید مصلح الدین مهدوی فرزند «سید شهاب الدین (محمد تقی) نحوی» در بامداد پانزدهم محرم ـ ۱۳۳۴ در محله بیدآباد اصفهان ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با مصلح

معنی مصلح به انگلیسی

corrector (اسم)
مصلح ، اصلاح کننده ، غلط گیر ، تنظیم کننده
reformer (اسم)
مصلح ، اصلاح طلب ، بهساز ، پیشوای جنبش ، بهساز گر
peacemaker (اسم)
مصلح
make-peace (اسم)
مصلح
corrective (صفت)
اصلاحی ، مصلح ، اصلاح کننده ، تادیب کننده
correcting (صفت)
مصلح

مصلح را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " شاهیدگ " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
شاهیدگان = مصلحان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مصلح عسل   • مصلح گردو   • لیست مصلح غذاها   • مصلح ماهی چیست   • مصلح ماکارونی   • مصلح غذاهای بلغمی   • مصلح گوجه فرنگی   • مصلح مرغ   • معنی مصلح   • مفهوم مصلح   • تعریف مصلح   • معرفی مصلح   • مصلح چیست   • مصلح یعنی چی   • مصلح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مصلح
کلمه : مصلح
اشتباه تایپی : lwgp
آوا : mosleh
نقش : صفت
عکس مصلح : در گوگل

آیا معنی مصلح مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )