انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 948 100 1

مطالعه

/motAle'e/

مترادف مطالعه: خواندن، قرائت، بررسی، پژوهش، تتبع، تحقیق، دراست

برابر پارسی: بررسی، پژوهش، خواندن، خوانش، نگرش

معنی مطالعه در لغت نامه دهخدا

مطالعت. [ م ُ ل َ / ل ِ ع َ ] (از ع ، اِمص ) مطالعة. مطالعه. خواندن : من در مطالعت این کتاب تاریخ از فقیه بوحنیفه ٔ اسکافی درخواستم تا قصیده ای گفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 387). و تواند بود که او اخبار معتضد امیرالمؤمنین را مطالعت کرده باشد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 67). و به مطالعت کتب... چنان میل افتاده بود که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی می نمودم. (کلیله و دمنه ). || نگریستن در چیزی برای وقوف بر احوال آن : وقتی از برای مصالح معیشت و رعایت اسباب فراغت و طلب تحصیل تفرج و استراحت به مطالعت عقار و ضیعت و استطلاع غرس و زراعت مسافرتی کرد.(سندبادنامه صص 154 - 155). و رجوع به مطالعه شود.

مطالعة. [ م ُ ل َ ع َ ] (ع مص ) طِلاع. واقف گردیدن. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (المصادر زوزنی ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || به چیزی نگریستن برای وقوف یافتن بر آن. (آنندراج ). پیوسته در چیزی نگریستن. (تاج المصادر بیهقی ). || چیزی به کسی نوشتن تا واقف گردد. (منتهی الارب ) (از المصادر زوزنی ) (از تاج المصادر بیهقی ). || ظاهر کردن حال را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به مطالعت و مطالعه شود.

مطالعه. [ م ُ ل َ ع َ / ل ِ ع ِ ] (از ع ، اِمص ) نگریستن به هر چیز برای واقف شدن به آن و تأمل و تفکر و اندیشه. نظر به دقت. (ناظم الاطباء). فرهنگستان ایران بجای این کلمه «بررسی » را پذیرفته است : بازرگان از مطالعه ٔ ضیعت و معامله و تجارت بازگشت. (سندبادنامه ص 157). چون به بست رسید به مطالعه ٔ اعمال و تجدید عهد احوال رعیت مشغول شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 407). ملک را خیال مطالعه ٔ جمال لیلی در دل آمد تا چه صورت است که موجب چندین فتنه است. (گلستان ).
- مطالعه ٔ نفس ؛ فرورفتن در خود. مشاهده ٔ درون. بررسی معرفت بوسیله ٔ خود معرفت. و رجوع به لاروس و روانشناسی از لحاظ تربیت تألیف دکتر سیاسی شود.
|| به اندیشه خواندن نامه ای را بی آواز. مرور کردن کتابتی به چشم بی آواز خواندن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). قرائت. مطالعه ٔ کتاب ، خواندن کتاب. (ناظم الاطباء) : و معلوم است که مطالعه ٔ کتب و گزیدن سخنها و شرح دادن... در میان این زحمت ممکن نباشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). پدر منزوی گشت و ملک بدو بازگذاشت و به مطالعه ٔ کتب و مجالست اهل ادب پرداخت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 337). || (اِ) مکتوب. مرقومه. نامه. صاحب فلان بداند که مطالعه ٔ او رسید و بر رأی ما عرضه کردند. (عتبةالکتبه ). گفت که [ ابوالمعالی هبةاﷲ ] در سال گذشته مطالعه به امیرالمؤمنین نوشتم مشتمل بر اینکه امسال سعی نمودم و ارتفاعات را ضبط کردم. دوازده هزار حاصل شد. (تجارب السلف ). [ خلیفه ] آن مطالعه را جوابی فرمود مشتمل بر نوازش. (تجارب السلف ). مطالعه ٔ دیگر به امیرالمؤمنین نوشتم و مقدار حاصل بنمودم خلیفه جواب مطالعه فرمود مشتمل بر استمالت. (تجارب السلف ). || (اصطلاح عرفانی ) عبارت از توفیقات حق تعالی مرعارفین راست. (اصطلاحات شاه نعمت اﷲ) (ازفرهنگ مصطلحات عرفا). توفیقات حق بدون طلب و سؤال در حق عارفان که تحمل بار سنگین خلافت را کرده اند، درآنچه به حوادث کون باز گردد. (از تعریفات جرجانی ). و رجوع به مطالعت و مطالعة شود.

معنی مطالعه به فارسی

مطالعه
اطلاع یافتن ازچیزی باادامه نظردر آن، خواندن کتاب یانوشته دیگرودقت کردن در آن ، بررسی
۱ - ( مصدر) بدقت نگریستن در چیزی برای و قوف بدان . ۲ - خواندن کتاب یا نوشتهای و فهمیدن آن . ۳ - نگرش در چیزی برای و قوف بدان : آن یافتی است در غفلت ناخواسته در آمده ... در مشاهد. قریب و مطالع. جمع افروخته. ۴ - ( اسم ) قرائت نوشتهای برای درک آن . ۵ - توفیقاتی که ازطرف حق تعالی عارفان را دست دهد .
طلاع واقف گردیدن
( مصدر ) مطالعه شدن : چنانک ذکر آن مطالعه رود .
( مصدر ) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتن .
( مصدر) ۱ - بدقت نگریستن در چیزی برای و قوف بدان : پس از مکه بهندوستان آمد و حال مطالعه کرد . ۲ - خواندن کتاب یا نوشتهای و فهمیدن آن .
بررسی کردن نگریستن در چیزی برای وقوف بر احوال آن .
[علوم سلامت] ← جمعیت مطالعه
بی فکر و تامل کاری را بی مطالعه انجام دادن بی رویه و بی تدبیر انجام دادن آن .
[study population] [علوم سلامت] مجموعه واحدهای یک مطالعه که متغیرهای مورد نظر پژوهشگر در آنها اندازه گیری یا تعیین می شود متـ . جامعۀ مطالعه

معنی مطالعه در فرهنگ معین

مطالعه
(مُ لِ عِ یا لَ عَ) [ ع . مطالعة ] (مص م .) ۱ - نگاه کردن به چیزی برای اطلاع یافتن از آن . ۲ - خواندن کتاب یا هر نوشتة دیگر. ج . مطالعات .

معنی مطالعه در فرهنگ فارسی عمید

مطالعه
۱. اطلاع یافتن از چیزی با ادامۀ نظر در آن.
۲. خواندن کتاب یا نوشتۀ دیگر و دقت کردن در آن.
۳. بررسی.

مطالعه در جدول کلمات

مطالعه آثار طبیعی
اسبرواسیون
مطالعه اجمالی
ازرم
مطالعه روابط بین افراد و گروه ها و طبقات اجتماعی
جامعه شناسی
مطالعه ساختار و معنای حالت های مختلف یک کلمه
ریخت شناسی
مطالعه شکل جانوران و اندامهایشان
ریخت شناسی
بی مطالعه و بدون تحقیق
دیمی
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین بمنظور حفاظت از اکوسیستم ها | زیستگاه ها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا
دانشی که به مطالعه طبیعت و بررسی تنوع زیستی زمین به منظور حفاظت از اکو سیستم ها زیستگاهها و گونه های زیستی میپردازد
زیست شناسی بقا
علم مطالعه گذشتگان
تاریخ
علم مطالعه کاربرد منابع تولید محدود برای تامین خواسته های نامحدود بشری
اقتصاد

معنی مطالعه به انگلیسی

study (اسم)
تحصیل ، بررسی ، مطالعه ، درس ، اتاق مطالعه ، غور وبررسی ، موضوع تحصیلی
etude (اسم)
قطعهء موسیقی کوتاه ، مطالعه
reading (اسم)
مطالعه ، قرائت
perusal (اسم)
مطالعه

معنی کلمه مطالعه به عربی

مطالعه
دراسة , قراءة
مسح
دراسة
مدروس
ارتجالا

مطالعه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مطالعه

رضا فتحی پور ٢١:٥١ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
خوانش
|

ابوالفضل عسکری ١٨:٥٦ - ١٣٩٨/٠١/١٤
خوانش
|

اشکان ١٩:٣٩ - ١٣٩٨/٠١/١٩
واژه های اطلاع و مطالعه ریشه ایرانی دارند و ایتلا در زبان اوستایی با همین معنی بکار میرود
|

اشکان ١٩:٤٠ - ١٣٩٨/٠١/١٩

در زبان اوستایی واژه ای ie به معنای دانش (همخانواده باidein =دیدن و eidenai =دانستن در یونانی) و در زبان پهلوی ات et به معنای خیال اندیشه و واژه ‌لا lā (را←لا=درخشان) به معنای روشن‌-درخشان است که روی هم به شکل ایتلا به معنای روشن نمودن ذهن و نورتاباندن به اندیشه درمیایند همانطور که در زبان فنلاندی واژه ajatella ایتل‌له و ajattelu ایتلو را در معنای فکر think به کار می‌برند. ریشه ات به شکل ت در لغت کوردی تێگه‌یاندن ‎t�geyandin به معنای اطلاع inform به کار رفته است و واژه لا همریشه با لامع=لامه و لامپ و چراغ لامپا است.

عرب از ریشه فرضی طلع واژگان مطلع و مطالعه را جعل کرده است زیرا چسباندن ع به آخر واژگان ایرانی روش آشنای عرب برای جعل واژه است مانند شرو-ع و دف-ع و طلو-ع و من-ع و قط-ع و شیو-ع و بل-ع و ...
|

پیشنهاد شما درباره معنی مطالعه



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روش صحیح مطالعه pdf   • مطالعه چیست   • روش های مطالعه و یادگیری   • روش های صحیح مطالعه برای دانش آموزان   • روش های مطالعه برای کنکور   • فواید مطالعه   • انواع روش های مطالعه   • روشهای یادگیری و مطالعه دکتر علی اکبر سیف   • معنی مطالعه   • مفهوم مطالعه   • تعریف مطالعه   • معرفی مطالعه   • مطالعه یعنی چی   • مطالعه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مطالعه
کلمه : مطالعه
اشتباه تایپی : lxhgui
آوا : motAle'e
نقش : اسم
عکس مطالعه : در گوگل


آیا معنی مطالعه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )