برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

مطربه


مترادف مطربه: خنیاگر، رامشگر، مغنیه، نوازنده

معنی مطربه در لغت نامه دهخدا

مطربة. [ م َ رَ ب َ ] (ع اِ) راه کوچک که به شارع عام پیوسته. (منتهی الارب ). راه جداگانه. ج ، مطارب. (مهذب الاسماء). مَطرَب راه تنگ. (از اقرب الموارد).

مطربه. [م ُ رِ ب َ ] (ع ص ) زنی که مردان را به شادی و طرب آرد. (غیاث ). تأنیث مطرب : دوازده هزار کنیزک در سراهای او بودند از سریه یا مطربه یا خدمتکار. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 103). و رجوع به مطرب شود.

مطربه. [ م َ رَ ب َ ] (اِخ ) مؤلف آتشکده ٔ آذر نویسد: اصلش از دیار فرح بار کاشغر است و در خانه ٔ طغان شاه بوده است و در مرثیه ٔ آن پادشاه ، پنجاه رباعی را گفته. الحق کمال دارد :
در ماتمت ای شاه سیه شد روزم
بی روی تو دیدگان خود بردوزم
تیغ تو کجاست ای دریغا تا من
خون ریختن از دیده به او آموزم.
(آتشکده ٔ آذر چ سنگی ص 351).

معنی مطربه به فارسی

مطربه
( اسم ) مونث مطرب : و قتی در هری زن مطربهای زاهده نام در مجلس انس او حاضر بود ...
راه کوچک که بشارع عام پیوسته راه جداگانه . جمع مطارب .

مطربه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
مطربت=جمع مطارب است و در این واژه هم از نوازندگی خبر ی نیست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مطربه   • مفهوم مطربه   • تعریف مطربه   • معرفی مطربه   • مطربه چیست   • مطربه یعنی چی   • مطربه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مطربه
کلمه : مطربه
اشتباه تایپی : lxvfi
عکس مطربه : در گوگل

آیا معنی مطربه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )