انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 951 100 1

مظفر

/mozaffar/

مترادف مظفر: پیروز، پیروزمند، ظفرمند، ظفریافته، غالب، فاتح، فیروزمند، کامیاب

متضاد مظفر: مغلوب، مقهور

برابر پارسی: پیروز، کامروا، کامیاب

معنی اسم مظفر

اسم: مظفر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: mozaffar) (عربی) پیروز، غالب، موفق، (در حالت قیدی) با پیروزی و موفقیت - پیروز، غالب، موفق

معنی مظفر در لغت نامه دهخدا

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (ع ص ) مظفار. (اقرب الموارد) (محیطالمحیط). فیروزمندی داده شده. (آنندراج ) (غیاث ). فیروز. (دهار). مرد به مراد خود رسیده هر چه باشد و پیروزی و نصرت یافته و جوانمرد به مراد خود رسیده هرچه باشد و فتح و ظفریافته و پیروز و منصور و پیروزی یافته. نصرت یافته. آن که بر کاری دست زند برخوردار گردد. (ناظم الاطباء). به مراد رسیده. آرزویافته. کامروا. پیروز. منصور :
کدامین خواجه آن خواجه که امروز
بدو نازد همی شاه مظفر.
فرخی.
از آنجا مظفر و منصور و با غنیمت و ستور و سلاح بسیار نماز شام را به شهر بازآمدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 436). پسرش مهتر مظفربخرد بر پای می بود هم به روزگار سلطان محمود و هم در این روزگار. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 273).
مظفری ملکی خسروی خداوندی
که میر شهرگشای است و شاه شیرشکار.
مسعودسعد.
اقوال پسندیده مدروس گشته...و حق منهزم و باطل مظفر. (کلیله و دمنه ). و به یمن ناصیت... مظفر و منصور بازگردم. (کلیله و دمنه ).
خاقانیاوظیفه ٔ عیدی بیار هان
پس پیش بر به حضرت شاه مظفرش.
خاقانی.
خاقان کبیر ابوالمظفر
سر جمله شده مظفران را.
خاقانی.
ملک مؤید مظفر ومنصور معظم. (سندبادنامه ص 8).
جهان بخش آفتاب هفت کشور
که دین و دولت از وی شد مظفر.
نظامی.
سلطان از دیار هند مظفر و منصور با اموال موفور و نفایس نامحصور بازگشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 419). امیرکبیر عالم عادل مؤید و مظفر و منصور. (گلستان چ فروغی ص 9).
- رجل مظفر ؛ ای صاحب دولة فی الحرب. (ناظم الاطباء).
- مظفر گشتن ؛ پیروز شدن. فائق گشتن :
زین جهان چونکه او مظفر گشت
کرد خیره سوی گریز آهنگ.
ناصرخسرو.
- مظفرلوا ؛ که علم فتح و پیروزی دارد. که لوای ظفر و نصرت با اوست : صاحبقران مظفرلوا بزم عیش و طرب آراسته. (حبیب السیر).
|| لقب ماه صفر، ماه دوم از دوازده ماه قمری ؛ صفرالمظفر. || (اِخ ) از اعلام است. (ناظم الاطباء).

مظفر. [ م ُ ف َ ] (ع ص ) خراشیده شده با ناخن. || پیروزمند گردانیده شده. (ناظم الاطباء).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) حاکم مرو در اواخر ایام سلطان محمد خوارزمشاه بود و به مجیرالملک شرف الدین شهرت داشت. و رجوع به تاریخ مغول اقبال ص 52 و 54 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) دولتشاه سمرقندی او را خاقانی ثانی میداند. اما فقیر شعری از او ندیده ام که قابل این وصف باشد. اما فاضلی دانشمند بوده بسیار بی تکلف میزیسته و در نزد اهل دنیا بسیار معتبر بوده. لباس چرکین پوشیدی و در تحلیه ٔ باطن کوشیدی و معاصر ملک معزالدین کبری. روزی سلطان به مدرسه و حجره ٔ وی درآمد دید که مولانا بر روی خاک نشسته کهنه کتابی چند بر روی خاک نهاده مطالعه میکرد. سلطان گفت در این هفته هزار دینار صله ٔ شعر از من گرفتی چرا گلیمی نخریدی که بر او بنشینی. مولانا گفت این فرشی که در زیر پای شماست نهصد دینار خریده ام. بعد از جاروب کردن معلوم شد که قالی ممتازی بود. سلطان غایت بی تکلفی مولانا را دید. خادم مدرسه را فرمود که من بعد هر روز از تصفیه حجره ٔ مولانا غافل نشو امید این حال از بی اعتنایی امور دنیا باشد نه از کثافت. و این اشعار از اوست :
ای برسمن از مشک بعمدا زده خالی
مسکین دل من گشته ز حال توبه حالی
ای از برمن دور همانا خبرت نیست
کز مویه چو مویی شدم از ناله چو نالی.
(آتشکده آذر ص 154).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ] (اِخ ) معروف به مولا مظفر. به نام قاسم بن محمد منجم. او راست : تنبیهات المنجمین که به سال 1031 برای شاه عباس تألیف کرده است.وی منجم دربار بود. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن جماعةبن علی عیلانی (544 - 623) معروف به ابوالعز و ملقب به موفق الدین شاعر و ادیب مصری. او راست «دیوان شعر» و «مختصر فی العروض ». وی کور بوده و در قاهره متولد شد و در همانجا درگذشت. (از اعلام زرکلی ج 3 ص 1049) و رجوع به معجم الادباء ج 7 ص 160 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن ابی الحسن بن اردشیر عبادی مروزی مکنی به ابومنصور. رجوع به ابومنصور مظفر در همین لغت نامه و تتمه ٔ صوان الحکمه و تاریخ الحکماء ص 232 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن حسن نظام الملک و ملقب به فخرالملک و مکنی به ابوالفتح در دوران پادشاهی سنجر (جلوس 511 هَ. ق.) و پس از برکناری مجیرالملک به کمک مادر سلطان سنجر و امیر ارغوش به وزارت رسید و پس از چندی به ضرب خنجر یکی از اسماعیلیان کشته شد. رجوع به دستورالوزارء چ سعید نفیسی ص 188 و ابوالفتح مظفر شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن رئیس الرؤسا. بعد از فرار فخرالدوله از بغداد به تقلد منصب سرافراز گردید و چون اندک زمانی به مراسم آن امر پرداخت. المقتدی باﷲ به سببی او را معزول گردانید. (از دستور الوزراء ص 87).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن مظفر نبهانی. از پادشاهان دولت نبهانیة در بلاد عمان است. بعد از وفات عراربن فلاح در سال 1024 هَ. ق. ولایت یافت. و این ولایت مدت دو ماه ادامه داشت تا اینکه در حصن القربة درگذشت. (از اعلام زرکلی ج 3 ص 104).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن علی که بعدها به امیر عصامی شهرت یافت. مردی عاقل و زیرک بود و در دوران عمران بن شاهین مؤسس امارة بطیحه (بین واسط و بصره ) نشو و نما یافت. عمران وی را حاجب خود قرار داد که درآن عهد حاجب همانند وزیر در این روزگار است. چون امور بطیحه به محمد پسر عمران رسید. مظفربن علی راضی نبود. پس اکابر سپاه را جمع کرد و بر قتل محمد اتفاق کردند و او را در سال 373 هَ. ق. بقتل رساندند و اباالمعالی بن حسین بن عمران را بجای وی نشاندند؛ ولی طولی نکشید که مظفر او را عزل کرد و حکومت بطیحه را دراختیار خود گرفت. وی در زمان خود با مردم در نهایت خوبی رفتار می کرد و مورد حمایت آل بویه بود. وی در سال 376 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ج 3 ص 1049).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن محتاج از خاندان آل محتاج. رجوع به ابوبکر محمدبن مظفربن محتاج و آل محتاج وتعلیقات چهارمقاله ٔ عروضی تألیف دکتر معین ص 179 و 187 و شرح احوال رودکی سعید نفیسی ص 1262، 1263، 1265، 1281، 1282 و 1284 و ابوسعد مظفر شاه چغانی شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن محمدبلخی مکنی به ابوالجیش متوفی به 367 هَ. ق. از شاگردان ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی و معلم شیخ مفید بود. و رجوع به خاندان نوبختی اقبال ص 105 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن ناصرالدین محمدبن قلاوون. وی پس از برادر خویش ملک کامل در 747 هَ. ق. بسلطنت مصر رسید و پس از یکسال سلطنت ، او را بکشتند. (از قاموس اعلام ترکی ج 3 ص 1904).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابن یاقوت از جانب مقتدر خلیفه حاکم اصفهان بود. با مرداویج زیاری جنگ کرد و مغلوب شد. به فارس پیش پدر رفت. یاقوت با لشکر بجنگ مرداویج رفت او هم منهزم گردید. مظفر در سال 323 هَ. ق. ابن مقله وزیر مقتدر را که مسبب حبس و قتل برادر خود (محمدبن یاقوت ) میدانست با قراولان حجریه دستگیر ساخت و خلیفه را که در دست رؤسای کشور آلتی بیش نبود به عزل ابن مقله وادار نمود. رجوع به تاریخ گزیده چ نوائی ص 409 و خاندان نوبختی اقبال ص 205 و دستورالوزراء ص 78 و مجمل التواریخ و القصص ص 390 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) ابوالجیش خراسانی. رجوع به همین کلمه شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) امیر شرف الدین. از جمله ٔ پادشاهان آل مظفر بود. از همه کهتر اما سرآمد میدان روزگار شد. بغایت پاکدامن و نیکواعتقاد بود. وی به سال 713 هَ. ق. درگذشت. و رجوع به شرف الدین مظفر و تاریخ گزیده از صص 616 - 620 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) برکیارق بن ملکشاه. رجوع به برکیارق بن ملکشاه و اخبارالدولة سلجوقیه شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) سیف الدین حاجی (747 هَ. ق.) از ممالیک بحری است. (طبقات سلاطین لین پول ص 71).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) سیف الدین قدوز (657 هَ. ق.) از ممالیک بحری است. (طبقات سلاطین لین پول ص 71).

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ )شبانکاره. از بزرگزادگان فارس بود. چون به هرات رفت در دربار سلطان حسین میرزا در سلک اعاظم اهل قلم درآمد آنگاه منصب وزارت یافت. پس از چندی مغضوب و کشته شد. رجوع به دستورالوزراء ص 399 و حبیب السیر شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) صلاح الدین یکی از ممالیک بحری است. رجوع به صلاح الدین و ترجمه ٔ تاریخ طبقات سلاطین اسلام ص 72 شود.

مظفر. [ م ُ ظَف ْ ف َ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲبن محمدبن مسلمة تجیی. از علماء اندلس بود و به مظفر و ابن افطس شهرت داشت. وی حاکم بطلیوس بود که درهمانجا درگذشت. او راست «التذکرة» در پنجاه جزء مشتمل به فنون و آداب علوم و جنگ و سیر. این کتاب به نام مظفری نیز شهرت داشت. (از اعلام زرکلی ج 2 ص 928).

معنی مظفر به فارسی

مظفر
ابن اسماعیل
ظفریافته، پیروز، فیروز، کامروا
( اسم ) ظفر یافته پیروز گردیده : و ثنا بر پادشاه و قت ملک عالم عا موید مظفر ...
محمد بن عبدالله بن محمد بن مسلمه تجیی از علمائ اندلس بود و به مظفر و ابن افطس شهرت داشت .
شرف الدین مظفر یکی از پنج پسر جلال - الدین منصور بن مبارزالدین محمد است . در کرمان بخدمت امیر سورغتمش قراختائی رسید و بعد بخدمت چهار تن از سلاطین مغول رسید باین ترتیب ( ارغون گیخاتو غاران و الجایتو ) و الجایتو حکومتی وسیع باو داد و در ۷۱۳ ه.ق . وفات یافت و پسر او مبارزالدین محمد که سیزده سال داشت از طرف الجایتو بحکومت رسید .
دهی از دهستان ریوند است که در بخش حومه شهرستان نیشابور واقع است .
قصبه ای جزئ دهستان قمرود بخش حومه شهرستان قم . جلگه کنار رود قره چای . سردسیر. دارای ۱۸٠٠ تن سکنه. اراضی مسیله بسیار حاصلخیز است و گاهی هر تخم صد تخم محصول میدهد. محصول مهم : غلات پنبه . شغل مردم گله داری و شترداری و کشاورزی است .
خواجه امام ... از منجمان بزرگ است .
حجاج بن قطب الدین که بحکم یرلیغ غزان در سنه خمس و تسعین و ستمائه بسلطنت کرمان نامزد شد .
پهلوان بن محمد ( دوران حکومت ۶۲۲ - ۶٠۷ ه.ق .) وی از اتابکان آذربایجان و مشهور به اتابک خاموش بود. خوارزمشاه او را معزول نمود .
مظفر الدین میرزا پسر چهارم ناصرالدین شاه قاجار ( و. سیزدهم جمادی الثانی ۱۲۶۹ - ف. ۱۹ ذیعقده ۱۳۲۴ ه.ق ) وی در سال ۱۲۷۴ در سن ۵ سالگی بولیعهدی انتخاب شد و مدت ۴٠ سال ولیعهد و حاکم آذربایجان بود. در ذیحجه ۱۳۱۳ بسلطنت رسید. چند سفر باروپا رفت و مخارج بسیاری کرد و برای تامین این مخارج دو بار از روسها قرض گرفت و در عوض گمرک شمال و شیلات بحر خزر را به روسها واگذار کرد. بار دیگر در مقابل قرضی که از انگلیسها گرفت عواید گمرک جنوب را هم به آنها داد و در نتیجه مملکت دوچار افلاس شد و سبب انقلابات مشروطیت گشت و بعلت پافشاری آزادی خواهان در ۱۴ جمادی - الثانی ۱۳۲۴ ه.ق . فرمان مشروطیت را صادر کرد و در ۱۴ ذیعقده همان سال قانون اساسی را که بوسیله مجلس تنظیم شده بود امضائ کرد و ۵ روز پس ازامضائ قانون اساسی ( ۱۹ ذیعقده ۱۳۲۴ )در تهران وفات یافت . جنازه اش را به عتبات بردند .
حسن بن داود الرسولی . ملقب به ملک المظفر بن السلطان الموید صاحب یمن در زمان پدر والی بعضی از متصرفات پدرش بود و به تعز در زمان حیات پدر در گذشت .
شهاب الدین برادر زاده صلاح الدین ایوبی که بر قسمتی از بلاد الجزیره مثل میافارقین و رها و حانی و سروج و خلاط و جبل جور فرمانروائی داشت .
تقی الدین عمر بن شاهنشاه ابن ایوب امیر و صاحب حماه بود .
ابوالمظفر وزیر سامانیان
از اهالی کرمان و شخص کاسب و مهربان است
از شعرای آل سبکتگین و از اهالی مرو است به گفته عوفی مردی فاضل بود .
شاعری از کاشان و از معاصران شاه عباس بوده .
از شعرای معاصر شاه صفی و فرزند سنجر میرزا که از مادر به شاه طهماسب و از پدر به شاه نعمت الله ولی میرسد .
ظاهرا از شعرای معاصر مولف مراه الخیال است .
نصیر الدین . خواند میر نویسد : در فنون علوم عقلی و نقلی خصوصا فقه شافعی بغایت متبحر بود و بدانستن سایر اقسام فضیلت و فن استیفائ و سیاقت مباهی و مفتخر ... پیوسته برعایت اهل فضل و کمال اقدام مینمود و قاضی عمر بن سهلان الساوجی بصائر نصیری را در علم حکمت و منطق بنام او تصنیف فرموده .
( مصدر ) غالب شدن پیروز گردیدن : ناگاه بر ذخایر نفیس و گنجهای شایگان مظفر شوند .
( ف. قزوین ۹۹٠ ه.ق ) از نقاشان معروف و خواهر زاده کمال الدین بهزاد است که در خدمت او این هنر را کسب و بمرتبه عالی رسید. طراح و صورت ساز بی نظیر بود و در خطاطی و شطرنج نیز بغایت استاد و گاهی شعر میگفت . پدر او حیدرعلی از اهل تربت بوده است بهمین جهت او را تربتی نوشته اند . ولی نشو و نمایش در تبریز و قزوین است . مظفر علی نزد شاه طهماسب معزز و محترم بود و تصاویر عمارت دولتخانه و چهل ستون در قزوین اکثرا از اوست .

معنی مظفر در فرهنگ معین

مظفر
(مُ ظَ فَّ) [ ع . ] (اِمف .) پیروز، کامروا.

معنی مظفر در فرهنگ فارسی عمید

مظفر
ظفریافته، پیروز، فیروز، کامروا.

مظفر در دانشنامه ویکی پدیا

مظفر
مظفر یک نام کوچک و نیز نام خانوادگی ست. افراد شاخص با این نام از این قرارند:
مظفر (فیلم) فیلمی به کارگردانی مسعود ظلی و ساختهٔ سال ۱۳۵۳ است.
مظفر آتاک (انگلیسی: Muzaffer Atac؛ زاده ۲۴ اوت ۱۹۳۳(1933-08-24) درگذشته ۷ دسامبر ۲۰۱۰(2010-12-07)) یک دانشمند در زمینه فیزیک اهل ترکیه, ایالات متحده آمریکا بود.
مظفر اعلم (زاده ۱۲۶۱ خورشیدی برابر با ۱۸۸۲ میلادی – درگذشته ۱۳۵۲ خورشیدی برابر با ۱۹۷۳ میلادی) یک سیاست مدار اهل ایران بود.
مظفر افشار معروف به پدر بلوط ایران (زادهٔ مهر ۱۳۳۱ در خرم آباد)؛ هوادار محیط زیست، نیکوکار و پیمان کار ساختمان ایرانی است.
افشار بیش از ۳۰ سال است که در حوزه حمایت و احیای محیط زیست، جنگل ها و نیز در بالاترین اولویت، حفاظت و احیای درختان بلوط فعالیت داشته است.
مظفّر اقبال (متولد ۳ دسامبر ۱۹۵۴ در لاهور، پنجاب، پاکستان) یک اندیشمند اسلامی و نویسندهٔ پاکستانی-کانادایی است. اقبال دکترای خود را (۱۹۸۳) در رشتهٔ شیمی از دانشگاه ساسکاچوان دریافت کرد و سپس حوزهٔ علوم تجربی را رها کرده و مطالعات خود را کاملاً به زمینه های: ادبیات، تاریخ، فلسفه، سنّت های فکری و معنوی اسلامی اختصاص داد. او زمانی که بین سالهای ۱۹۸۴ و ۱۹۹۰ در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون (۱۹۸۴–۸۵) به تدریس زبان اردو اشتغال داشت، دو رمان تحسین شده به زبان اردو نوشت. در میانهٔ سال های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ او تعدادی از شعرهای شعرای آمریکای لاتین را ترجمه کرد و مجموعهٔ مقالاتی ادبی دربارهٔ نویسندگان آمریکای جنوبی نوشت. او همچنین در زمینهٔ «نظریه ادبی» آثاری منتشر ساخته است.
از سال ۱۹۹۰ «اسلام و مدرنیته» به مرکز توجه اقبال تبدیل شده است و او بیش از ۱۰۰ مقاله دربارهٔ جنبه های مختلف برخورد جهان اسلام با مدرنیته منتشر کرده است. او برای بیش از یک دهه ستون نویس منظم بزرگترین روزنامهٔ انگلیسی پاکستان بوده است. ستون او در این روزنامه تحت عنوان «یادداشت های کوانتومی» انتشار می یافت و در قالب دو مجموعهٔ «شبنم روی رزهای آفتاب سوخته» و «مصاف سرنوشت ساز: اسلام، مسلمانان و غرب» منتشر شده است.
مظفر عبدالمجید النواب (زادهٔ ۱۹۳۴ میلادی در بغداد) شاعر معاصر عراقی است. وی از خانواده النواب است که نسب این خانواده به موسی کاظم (امام هفتم شیعیان) می رسد. خانوادهٔ النواب از خانواده های ثروتمند عراقی بوده که اهتمام و علاقهٔ بسیاری به هنر و شعر داشتند ولی به دلیل ورشکستگی پدر، ثروت این خانواده از بین رفت و ناچار به مهاجرت به هند شدند. مدتی پس از این مهاجرت، یکی از اجداد وی حاکم یکی از ولایات هند شد و در مقابل اشغال آن جا از سوی بریتانیا، قد علم کرد. با این وجود او و خانواده اش از آن جا رانده شدند و عراق را برای زندگی انتخاب نمودند. مظفر النواب در سال ۱۹۳۴ در محلهٔ شیعه نشین کرخ بغداد به دنیا آمد. تحصیلات خود را در دانشکده ادبیات بغداد به پایان برد و پس از فروپاشی دوران پادشاهی عراق در سال ۱۹۵۸، در وزارت آموزش و پرورش عراق مشغول به کار شد. همزمان با اوج گیری درگیری ها بین حزب بعث عراق و حزب کمونیست عراق در سال ۱۹۶۳ ناچار به فرار شد. او از طریق بصره به اهواز گریخت و قصد سفر به شوروی داشت ولی توسط ساواک دستگیر و به استخبارات عراق تحویل داده شد. دادگاه نظامی عراق او را به اعدام محکوم کرد اما با تلاش های خانواده و دوستانش، این حکم به زندان ابد تقلیل یافت و در زندان بیابانی نقرة سلیمان، نزدیک مرزهای عراق و عربستان سعودی زندانی شد. پس از آن که مدتی را در زندان گذراند به زندانی دیگر در شهر حله در جنوب عراق منتقل شد.
مظفر اوزدمیر (ترکی استانبولی: Muzaffer Özdemir؛ زادهٔ ۱ ژانویهٔ ۱۹۵۷(1957-01-01))، بازیگر سینمای اهل ترکیه است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به اوزاک، ابرهای می، و سیاه و سفید اشاره کرد.
دکتر مظفر بختیار (زادهٔ ۲۸ آذر ۱۳۲۲ - درگذشتهٔ ۲۳ مرداد ۱۳۹۴)، استاد دانشگاه تهران، ایران شناس، فرهنگ شناس، فارسی پژوه، نسخه شناس و مترجم است.
مظفر بقائی کرمانی (زاده تیر ۱۲۹۱ در کرمان - درگذشته ۱۳۶۶ در تهران) از فعالین سیاسی ایرانی و از بنیان گذاران جبهه ملی ایران بود.
مظّفر بن ابراهیم عَیلانی لقب گرفته به مُوفَّق الدین و ابوالعز (۲۹ اکتبر ۱۱۴۹ - ۹ ژانویه ۱۲۲۶) ادیب و شاعر نابینای مصری بود.
مظفر تپه شرقی مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان نکا، بخش مرکزی، روستای آجند واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۸۰۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مظفر خزاعی (به انگلیسی: Mozaffar Khazaei) یک مهندس ایرانی-آمریکایی بود که از سوی دادگاهی در آمریکا به اتهام تلاش برای انتقال اطلاعات و قطعات حساس نظامی آمریکا به ایران به هشت سال و یک ماه حبس محکوم شد.
او پیش تر به عنوان مهندس در یکی از شرکت های پیمانکار دفاعی آمریکا به نام پرت اند ویتنی کار می کرد، در ژانویه سال ۲۰۱۴، هنگام خروج از آمریکا به دلیل اینکه قطعاتی حساس مربوط به موتور جنگنده های اف ۳۵ و اف ۲۲ همراه داشته بازداشت شد.
خزاعی در سال ۱۹۹۴ مدرک دکترای خود را در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه نیومکزیکو آمریکا گرفته است.
مظفر زعفرانلو سیاست مدار و مدیر ارشد اجرایی ایرانی بود، که در دوره های بیست و یکم، بیست و دوم و بیست و سوم مجلس شورای ملی بعنوان نماینده بهبهان از استان خوزستان در مجلس شورای ملی حضور داشت.
مظفر سلطانی تبریزی (زاده ۱۳۱۸ - درگذشته ۲۱ آذر ۱۳۷۶) بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران بود
مظفر شفیعی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۳۱ در روستای جوشقان قالی از توابع شهر کاشان)، خواننده، مدرس آواز و ردیفدان موسیقی سنتی ایرانی و عضو هیئت مدیره خوانندگان آواز سنتی است.
پدرش آواز خوشی داشت و با ردیف های آوازی آشنا بود. شفیعی ازدوران نوجوانی ردیف های آوازی را تا حدودی نزد پدر فراگرفت، در سال ۱۳۵۳ بنا به توصیه عبدالوهاب شهیدی به کلاس های اسماعیل مهرتاش راه یافت و تا سال ۱۳۵۹نزد وی به فراگیری آواز پرداخت.
در اردیبهشت ۱۳۵۹ و پس از مدتی وقفه در آموزش، با توجه به آشنایی اش با محمدرضا شجریان چند سالی دوره آموزش ردیف را با استاد سپری کرد و سپس در کلاس دوره عالی (مرکب خوانی، تلفیق شعر و موسیقی، جمله سازی، جمله پردازی و از همه مهم تر کلاس خودسازی) به یادگیری و آموزش پرداخته که این منحصر به آموزش ردیف های آوازی و سایر آموخته های خود به هنرجویان جوان و اجرای کنسرت در بعضی اوقات است.
شجریان تاکنون بارها از شفیعی به عنوان یکی از شاگردان برگزیده خود نام برده است. شفیعی کنسرت های متعددی در تهران و چند شهر دیگر داده و علاوه بر آن چند آلبوم از او نیز به بازار موسیقی عرضه شده است که از جمله آنها می توان به آلبوم راست با نواپردازی ژان دورینگ و آلبوم چهارگاه مرکب اشاره کرد.
مظفر شمس کاظمی (زاده ۱۳۲۱ ۰ درگذشته ۱۳۹۳) دوبلور پیشکسوت ایرانی بود.وی از سال ۱۳۶۷ به صورت حرفه ای در دوبله آغاز به کار کرد و آقای مانی (محمد خواجوی ها)، غلام علی افشاریه و ایرج رضایی اساتید وی محسوب می شوند. شمس کاظمی در سال ۱۳۷۱ اجرای تلویزیونی صبح بخیر ایران را عهده دار بود. از جمله گویندگی های ایشان که در یادها مانده، سریال فوتبالیست هاست که به جای مربی کاکرو صحبت می کردند.
تاج الدین مؤید ابن مظفر شیرازی (متوفی ۶۸۸ یا ۶۸۷ یا ۶۸۱ هجری قمری)، عالم، عارف و محدث. ابتدا نزد پدرش، سعدالدین محمد، درس خواند. عمویش، شمس الدین ابوالمفاخر و شمس الدین محمد بن صفی، ابوالخیر سیرافی و شهاب الدین فضل اللَّه تورپشتی و قاضی مجدالدین فالی و امام الدین بیضاوی از استادان او بودند.
وی در فقه و حدیث از سرآمدان بود و در مسجد باغ نو وعظ می کرد. اتابک ابوبکر سعد بن زنگی از مریدان وی بود. او با یکی از دختران شیخ بیضاوی ازدواج کرد و هفت فرزندش همگی از علما بودند.

مظفر طیب اوسلو (به ترکی استانبولی: Muzaffer Tayyip Uslu)، (دسامبر ۱۹۲۲ استانبول - ۳ ژانویه ۱۹۴۶ زونگولداغ) شاعر ترک که در ۲۴ سالگی در اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. او در دوران تحصیلش در دبیرستان زونگولداغ، از شاگردان شاعر ترک «بهجت نجاتیگیل» بود و تحت تأثیر و راهنمایی او قرار گرفت.
پس از مرگش داستان زندگی و شعرهایش به همراه دوست دیگرش رشدی انور که او هم از شاگردان بهجت نجاتیگیل بود، به صورت یک مجموعه ادبی با نام «شاعران زونگولداغ» منتشر شد. از زندگی کوتاه آنها فیلمی با نام رویای یک پروانه ساخته شده است.
مظفر اوسلو هر چند متولد استانبول است اما قسمت عمده زندگی خود را در زونگولداغ گذراند و به همین دلیل یکی از شاعران این شهر شمرده می شود.
مظفر علی تربتی ( متولد ۹۴۰ درگذشت حدود ۹۹۰ هـ.ق) ملقب به «نقاش شاهی» خوشنویس، نقاش و شاعر سده دهم هجری از هنرمندان روزگار شاه تهماسب بوده است. او در نستعلیق شاگرد میرعلی هروی و در نقاشی و تصویرسازی و تذهیب شاگرد مظفر علی هروی بوده است.
مظفر علی از اهالی تربت و خواهرزاده و شاگرد استاد کمال الدین بهزاد بود. مظفر به چندین هنر آراسته بوده ولی بختی خوش نداشته است. مظفر علی تصویرساز و چهره پردازی توانا بود و در صورت گری، کشیدن جانوران و نقش گرفت و گیر، استاد بود. همچنین در تذهیب و تشعیر چیره دست بود. نقاشی های رنگ روغنی او بیشتر بر روی جلدهای روغنی و قلمدانها بوده است. او گاهی نیز به ارائه آثاری به شیوه قطاعی می پرداخته است.
مظفر علی در خوشنویسی خفی و جلی توانمند بود و خط نستعلیق را به شیوهٔ سلطان علی مشهدی را دنبال می کرد. او شطرنج باز و روغن کار و شاعر هم بوده و مرقعی نیز ساخته است. و در شاعری غزلسرا بود.
مظفر علی نزد شاه تهماسب عزت و احترامی خاص داشت و بیشتر نقاشی های دولت خانه و چهل ستون این پادشاه اثر مظفر علی است. مردم مظفر علی را مانند بهزاد می دانستند، و پادشاه او را بر بهزاد برتری می نهاده و در قطعه ای به او فرموده که از عنوان «نقاش شاهی» استفاده کند.
صادقی بیک افشار کتاب دار شاه عباس شاگرد مظفرعلی نقاش بود و مظفر از کارکنان کتابخانهٔ شاه اسماعیل دوم هم بوده است.
مظفر علی در قزوین بدرود حیات گفت و در مزار شاهزاده حسین دفن شده است.
مظفر عمر (به انگلیسی: Al-Muzaffar Umar)، یکی از فرماندهان سپاه صلاح الدین ایوبی و شاهزاده شهر حمات از سال ۱۱۷۹ تا ۱۱۹۱ بود. وی برادرزاده صلاح الدین و پسر نورالدین شاهنشاه بود.
آرامگاه سید مظفر مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان بستک، بخش کوخرد، روستای کوخرد واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۹۲۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آسیاب مظفر یک روستا در ایران است که در دهستان آبدان واقع شده است.
باغ مظفر نام یک مجموعه تلویزیونی کمدی به کارگردانی مهران مدیری است که از ۱۳ آذر ۱۳۸۵ در قالب ۴۵ قسمت ۴۰ دقیقه ای از شبکه ۳ سیما پخش شد.
مهران مدیری درباغ مظفر، عادت های دیروز را که با احوالات امروز همگون نشده در قالب دو خانواده که بازماندهٔ دورهٔ قجرها هستند دستمایهٔ کار قرار داد. دو خان در یک باغ با هم زندگی می کنند و دیواری، آن ها را از هم جدا ساخته. وصلتی صورت می گیرد و آدم های جدیدی وارد این باغ می شوند که برخلاف میل صاحبان آن، جور دیگری رفتار می کنند. تناقض رفتاری اهالی باغ و آدم های تازه وارد، فضای غالب طنز باغ مظفر را تشکیل می دهد.
خیابان برادران مظفر یکی از خیابان های سنگفرش در مرکز شهر تهران است. این خیابان موازی خیابان فلسطین است و با خیابان طالقانی و خیابان انقلاب تقاطع دارد. این خیابان به نام سه برادر است که در عملیات مرصاد کشته شدند.
روزنامهٔ عدل مظفر نام یکی از نشریات دوران مشروطه در همدان است. در سال ۱۳۲۴٫ق علی خان ظهیرالدوله، به منظور پیشبرد مقاصد آزادی خواهی خود، مجلسی از نمایندگان اصناف شهر به نام مجلس فواید عمومی همدان تشکیل داد. منظور اصلی ظهیرالدوله از تشکیل این مجلس به پشتیبانی خواندن اقشار مختلف مردم از حکومت خود و ایجاد جبهه ای علیه زورگویان و زرمداران بود.
برای یک دوره شش ماهه، ۵۳ نفر از نمایندگان اصناف، تجار، یهودیان و ارامنهٔ همدان، انتخاب شدند و مجلس شروع به فعالیت نمود. مجلس فواید عمومی راجع به کنترل و قیمت گذاری ارزاق عمومی و اوضاع بهداشتی، اقتصادی و سیاسی شهر فعالیت داشت و حتی در این خصوص مسائلی را به تصویب می رساند و در مواردی بازوی اجرایی مصوبات مجلس حاکم همدان محسوب می گردید. روزنامه عدل مظفر، روزنامهٔ ارگانی این مجلس مردمی بود. مجلس فواید عمومی اطلاعیه و خبرهای خود را از طریق این روزنامه به اطلاع مردم می رساند.
در سال۱۳۲۵٫ق روزنامه اکباتان به جای عدل مظفر با همان مدیریت انتشار یافت.
ده مظفر (مشهد)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان مشهد در استان خراسان رضوی ایران است.
سیف مظفر یا سیف آل مظفر جائی است که یاقوت حموی از آن نام برده است. دربارهٔ این ناحیهٔ ساحلی اصطخری می گوید «در آنجا قراء، کلبه های پراکنده و مزارع غله است که هر کدام با یکدیگر فاصله دارند و سخت در معرض گرما قرار گرفته اند.» احتمالاً در دشت دستقان در ولایت شاپورخوره بوده است. مرکز دشت دستقان صفاره است و اصطخری می گوید که مظفربن جعفر در صفاره در کنار دریا مسکن داشته است. قلمرو این مرد مقتدر تمام دستقان و ساحل را از مرز جنابه تا مرز نجیرم شامل می شده است. بعضی عقیده دارند که سیف به معنی ساحل و کناره است.
بقایای قلعه گلی روستای مظفر مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان قیروکارزین، بخش افزر، دهستان افزر، ۳۰۰ متری شرق روستای مظفر واقع شده و با شمارهٔ ثبت ۲۶۶۴۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
گنج مظفر نام مجموعه ای ویدئویی است به کارگردانی مهران مدیری که پس از اتمام مجموعه باغ مظفر فیلمبرداری آن شروع شد. این مجموعهٔ تلویزیونی را پیمان قاسم خانی و گروهش نوشته اند و حمید آقاگلیان و مجید آقاگلیان تهیه کرده اند.
در آذر ماه سال ۱۳۸۶ اخباری مبتنی بر این که این سریال از طریق لوح های فشرده و به صورت پخش خانگی منتشر می شود از صدا و سیما پخش شد. اما پخش سریال بنا به دلایلی به تعویق افتاد.
در تیر ماه سال ۱۳۹۲ با واگذاری مالکیت این سریال به مؤسسه گلرنگ رسانه زمینه برای پخش آن در شبکه خانگی فراهم شد و در تاریخ دوم مهرماه سال ۱۳۹۲ اولین مجموعه این سریال روانهٔ بازار شد.
لوح عدل مظفر تابلویی در سر در کاخ بهارستان (ساختمان مجلس شورای ملی) بود که بر روی آن نوشته شده بود عدل مظفر؛ حروف ابجد این عبارت برابر می شود با ۱۳۲۴ که نشان دهنده تاریخ قمری سالی است که فرمان مشروطیت از سوی مظفرالدین شاه صادر شد. (سال ۱۳۲۴ هجری قمری برابر است با ۱۲۸۵ هجری خورشیدی)
ماءالسماء بنت مظفّر رسولی با لقب ارزشمند (به عربی: الجهة الکریمة) (؟ - ۱۳۲۴م) (نسب: ماءالسماء بنت مظفّر بن یوسف بن عمر) امیربانو و نیکوکار یمنی بود. او بنیانگذار مدرسهٔ واثقیه در زبید است که مبلغی بسیار برای ساخت آن وقف کرد؛ همچنین پس از ساخت اوقاف بسیاری از املاک خود به آن مدرسه اختصاص دارد. در روستای التربیة از روستاهای زبید درگذشت.
محمدرضا مظفر (۵ شعبان ۱۳۲۲ قمری - ۱۶ رمضان ۱۳۸۳ قمری) روحانی،فقیه،فیلسوف و از محققان شیعی در حوزه فقه و منطق بود. محمدحسین مظفر و محمدحسن مظفر، برادران او هستند.
مویدالدین مظفر از اشخاصی بود که ریاست قلعهٔ گردکوه را به دست آرود و به این خاطر که توسط عبدالملک بن عطاش به مذهب اسماعیلی رو آورده بود؛ قلعه را به آن ها تسلیم کرد. در جنگی که در سال ۴۹۹ هجری / ۱۱۰۰ میلادی بین برکیاق و حامی رئیس مویدالدین مظفر رخ داد، وی کشته شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی مظفر به انگلیسی

victorious (صفت)
چیره ، فاتح ، پیروز ، فیروز ، مظفر ، ظفرنشان ، ظفرامیز

مظفر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مظفر

مظفر ١٣:٣١ - ١٣٩٧/١١/١٧
معنی اسم مظفر :
مظفر یعنی پیروز خدایی
|

پیشنهاد شما درباره معنی مظفر



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سهیل رصایی > دهنونده
ابوالفضل > Starter
اژدر > arms length
اژدر > funder
Jalali > Ngo
حمیدرضا کریم > Wobbly
سارای > منیژه
شقایق > جانا

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مظفر   • فیلم مظفر   • میثم مظفر   • مظفر حمیدی   • حسین مظفر نماینده تهران   • احمد مظفر   • بیوگرافی میثم مظفر   • فرزندان حسین مظفر   • مفهوم مظفر   • تعریف مظفر   • معرفی مظفر   • مظفر چیست   • مظفر یعنی چی   • مظفر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مظفر
کلمه : مظفر
اشتباه تایپی : lztv
آوا : mozaffar
نقش : صفت
عکس مظفر : در گوگل


آیا معنی مظفر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )