انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1044 100 1

معاد

/ma'Ad/

مترادف معاد: آخرت، رستاخیز، رستخیز، عالم آخرت، قیامت، بازگشت، بعث، حشر، باز گشتن، عود کردن

برابر پارسی: رستاخیز

معنی اسم معاد

اسم: معاد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: جای بازگشت، بازگشتن

معنی معاد در لغت نامه دهخدا

معاد.[ م َ ] (ع مص ) برگردیدن. عود. || بازگشتن. || رد کردن. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بازگردانیدن. || (اِ) بازگشت. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بازگشت. عود. عودت. رجعت. مراجعت. معاودت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اِ) جای بازگشت. (منتهی الارب ). جای عود به معنی جای بازگشت. (غیاث ) (آنندراج ). جای بازگشتن و جای گردانیدن ومرجع و مصیر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بازگشتن گاه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
پر گشاده هر یکی بر شوق و یاد
در هوای جنس خود سوی معاد.
مولوی (مثنوی چ خاور ص 387).
|| آن جهان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آخرت. (اقرب الموارد). مجازاً عالم آخرت را گویند.(غیاث ) (آنندراج ). آخرت. قیامت. رستاخیز. آن جهان. آن سرای. مقابل معاش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). معاد نزد اهل کلام حشر را گویند و آن دو قسم است : جسمانی و روحانی. (کشاف اصطلاحات الفنون ). مراد از معاد در کلمات متکلمان و فلاسفه بازگشت انسان است بعد از مرگ و حیات بعد از مرگ است و تصویر آن چنین است که انسان بعد از مرگ مجدداً زنده شده و در روزی که آن را روز معاد گویند به حساب اعمال وی رسیدگی و نیکوکاران پاداش نیکوکاری خود را گرفته و منعم شوند به نعم جاودانی و بدکاران به کیفر اعمال زشت خود برسند و مهذب شوند به عذاب جاودانی. یکی از مسائل مهم که از دیر زمان مورد توجه ادیان و متکلمان و فلاسفه قرار گرفته است همان مسأله ٔ زندگی بعد از مرگ و معاد است. پیروان ادیان کلاً معتقد به زندگی بعد از مرگ بوده و یکی از اساسی ترین مسائل مذهبی به حساب می آورند. متکلمان که بحث و تحقیق آنها خارج از حدود مذاهب و شرایع نیست نیز مثبت معاد و زندگی بعد از مرگ اند. بطور کلی درمسأله ٔ معاد سه نظر و فرض اظهار شده است :
الف - دهریان و لامذهبان و یا بی خدایان که منکرزندگی بعد از مرگ می باشند و گویند انسان بعد از تلاشی بدن محو و نابود می شود و آنچه باقی می ماند اجزاء وموادی است که تبدیل به اشیاء و موجودات دیگر می شود.
ب - کسانی که قائل به معاد و بازگشت نفوس و ارواحند و معاد جسمانی را منکر و مردود می دانند.
ج - صاحبان ادیان که قائل به معاد جسمانی بوده و گویند همانطور که خدای متعال دربدو امر انسان را آفریده است با همین بدن مجدداً می آفریند و ثواب و عقاب و کیفر و پاداش عاید به همین بدن مادی می شود.
فلاسفه مسأله ٔ معاد جسمانی را مورد بررسی قرار داده و با اشکالاتی برخورد کرده اند که از جمله اصل مسلم نزد آنهاست که «المعدوم لایعاد» یعنی آنچه معدوم شود قابل اعاده و بازگشت نیست از این جهت باتوجه به تسلیم به دلایل عقلی متوسل به راههای حل دیگری شده اند. متشرعان و عده ای از متکلمان گویند خدا قادر است که همانطور که در ابتدا بندگان را آفریده است مجدداً بیافریند. فلاسفه مسأله را از نظر فلسفی مورد توجه قرار داده و هر یک نظر خاصی اظهار کرده اند بعضی قائل به معاد روحانی شده اند و بعضی قائل به تناسخ شده اند. قطب الدین گوید: و معدوم را اعادت نکندبعینه یعنی با جمیع عوارضی که مشخص او باشد که میان معاد و مستأنف الوجود فرقی است. شیخ الرئیس گوید: اثبات معاد از راه شریعت و اخبار و آیات آسان است و قسمتی از آن مدرک به عقل و قیاس و برهان است که سعادت و شقاوت ثابته برای نفس باشد و بعد از توضیح تفسیر مفصلی که در مورد سعادت و شقاوت داده بیان کرده است که سعادت و شقاوت و لذات بدنی مورد توجه حکما و اولیاء اﷲ و مقربین نیست و کمال مطلوب مقربین خیر و وصول به لذت حقیقی و خیر مطلق بوده و توجهی به لذات مادی بدنی ندارند و بنابراین معاد روحانی است و معاد جسمانی بدان ترتیب که مورد بحث فلاسفه است از راه عقل نمی توان ثابت کرد. ابوالبرکات بغدادی در این مورد بعد از ذکر مقدمات و بیان عقاید و نظریات مختلف و ادله ٔ منکرین معاد جسمانی ، خود نتیجه گرفته است که معاد جسمانی است و ارواح مجدداً به ابدان بازگشت می کنند. شیخ اشراق گوید: اما اشقیاء مخلد در عناصر جسمانی و حجب ظلمانی می باشند و در آنجا معذب به عذاب دردناکند و سعداء و اولیأاﷲ در حضرت ربوبی و عالم عقول متنعم به لذات روحانی اند و نفوس متوسطان به مثل معلقه بازگشت کنند و معاد آنها همین است. نفوس انسانی بعد از مفارقت از بدن بر پنج قسم اند زیرا که انوار اسفهبدیه یا آنکه در دو جنبه ٔ حکمت علمی و عملی کاملند و یا متوسط و میانه اند و یا در قسمت عمل کامل بوده و در قسمت علم ناقص اند و یا برعکس در جنبه ٔ علم کاملند و در جنبه ٔ عمل ناقص و یا در هر دو جنبه ٔ علم و عمل ناقص اند. نفوسی که از نوع اول باشند کامل در سعادتند و ازسابقین مقربین اند و نفوسی که از نوع دوم و سوم و چهارمند از متوسطان در سعادتند و هر چهار قسم از اصحاب یمین اند و قسم پنجم کامل در سعادت بوده و از اصحاب شمال اند. صدرالدین شیرازی سعی کرده است. مسأله را به همان طریق که شرایع بیان کرده اند به نحوی خاص به آن جنبه ٔ فلسفی دهد به طوری که نه قواعد فلسفی بر هم خورد و نه در اصول شرایع خللی وارد آید. او نه تنها برای انسان قائل به معاد وحشر است بلکه گوید تمام موجودات اعم از حیوانات و نباتات و جمادات و حتی هیولای اولی دارای معادند. وی اعتقاد به معاد را بر آن وجه که عامه ٔ مردم قائلند و جهال می گویند خوب است و اعتقاد به آن برای نظم اجتماعی مفید است زیرا بشر میل دارد که با همین وضعی که هست بدون کم و کاست مجدداً زنده شود و از نعم و لذایذمادی استفاده کند و اما اهل معارف و حقایق توجه به امور مادی و لذایذ حسی آن ندارند. وی برای اثبات معاد جسمانی بر آن نحو که خود گوید اصولی ذکر کرده است که خلاصه ٔ آن چنین است :
1- وجود در هر چیزی اصل در موجودیت است. 2- تشخص و مابه الامتیاز. هر چیزی عین وجود خاص آن چیز است. 3- طبیعت وجود قابل شدت و ضعف است بنفس ذات بسیطه ٔ خود. 4- هر مرکبی به صورت خود «هوهو» است و فعلیت هر مرکبی به صورتش می باشد نه به ماده اش. 5-وحدت شخصیه در هر موجودی بر وتیره و درجه ٔ واحده نیست مثلا وحدت شخصیه در مقادیر متصله عین متصلیت و امتداد است. 6- هویت بدن و تشخص آن به نفس است نه به جرم آن و از این جهت است که تشخص ابدان با وجود تغییرات و تبدلات همواره باقی اند. 7- قوت خیالی جوهر قائم بذات است نه حال در بدن و نه در اعضای آن و مجرد از این عالم طبیعی است و واقع در عالم جواهر و متوسط میان مفارقات عقلیه و طبیعیات است. 8- صور خیالیه قائم به نفس خودند مانند قیام فعل به فاعل نه قیام مقبول به قابل. 9- صور مقداریه و اشکال و هیآت جرمیه همانطور که از فاعل به مشارکت ماده ٔ قابله ٔ به حسب استعدادات و انفعالات آنها حاصل می شوند همانطور هم گاه از جهات فاعلیت و حیثیات ادراکیه حاصل می شوند بدون مشارکت ماده مانند وجود افلاک و کواکب از مبادی عقلی بر سبیل اختراع به مجرد تصورات و صور خیالیه ٔ صادره از نفس بواسطه ٔ قوت مصوره. 10- اجناس عوالم و نشآت آن با وجود کثرت آنها که به شمار و حصر در نمی آیند منحصر به سه عالمند: صور طبیعیة کائنه ٔ فاسده و صور ادراکیه ٔحسیه ٔ مجرده ٔ از ماده و صور عقلیه و مثل الهیه ، و نفس انسان را نیز این سه اکوان هست مثلاً انسان را دربدو کودکی وجود طبیعی است و بعد متدرجاً صفا یابد ولطیف شده و او را کون دیگری نفسانی حاصل می شود که کون انسان نفسانی اخروی است و در هر سه نشأت وحدت شخصیه ٔ او محفوظ می باشد و همان نشأت و کون نفسانی اخروی است که صالح برای بعث در قیامت است و او را اعضای نفسانیه است و کون دیگر، کون عقلی است که او را اعضای عقلی است و کون سوم است و ماحصل کلام آنکه قوت خیالیه آخرین کون انسان است در عالم طبیعت و اولین کون اوست در عالم آخرت. (از فرهنگ علوم عقلی تألیف دکترسجادی ) :
دو جهان است و تو از هر دو جهان مختصری
جان تو اهل معاد است و تنت اهل معاش.
ناصرخسرو.
و به دقایق حیله ، گرد آن می گشتند که مجموعی سازند مشتمل بر مناظم حال و مآل و مصالح معادو معاش. (کلیله و دمنه ). و مصالح معاش و معاد بدو بازبسته است. (کلیله و دمنه ). اگر حجابی در راه افتد مصالح معاش و معاد خلل پذیرد. (کلیله و دمنه ). و آنگاه بنای کارهای خویش بر تدبیر معاش و معاد برقضیت آن نهد. (کلیله و دمنه ). و از برای مصالح معاد... انبیا را بعث کرد. (سندبادنامه ص 3). و به کمال قدرت و جمال حکمت اسباب معاش و معاد خلایق ساخته. (جوامعالحکایات ). و رجوع به نفایس الفنون ص 95 و کشاف اصطلاحات الفنون و درةالتاج شود.
- مصالح معاد ؛ اموری باشد که عنایات آن حصول لذات باقی باشد. (اوصاف الاشراف ص 33).
- یوم المعاد ؛ روز رستاخیز. روز قیامت. یوم الاخرة : بدان خدای که الی یوم المعاد ملجاء و معاذ این دل کباب و سینه ٔ خراب ، اوست واثقم که به فضل خویش مرا از مکاید شیاطین انس نگاه دارد. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 258).
|| معاد نزد صوفیه اسماء کلی الهی را گویند چنانکه مبداء اسماء کلی کونی را گویند و آمدن سالک از راه اسماء کلی کونی بود که مبداء اوست و رجوع او از راه اسماء کلی الهی باشد که معاد اوست. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || حج. || مکه. || جنت. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || نزد بلغا اسم صنعتی است و آن چنان است که عجز مصراع اول به صدر مصراع دوم و عجز مصراع دوم به صدر سوم باز آید تا به آخر، مانند:
آمد بهار خرم سبزی گرفت ساده
ساده همی چه گوید گوید بیار باده
باده طرب فزاید از دست حورزاده
زاده ز حورخورشید او را فروغ داده.
(از کشاف اصطلاحات الفنون ).

معنی معاد به فارسی

معاد
بازگشتن ، بازگشت ، جای بازگشت، عالم آخرت
۱ - ( مصدر ) بازگشتن عود کردن . ۲- ( اسم ) بازگشت . ۳ - ( اسم ) جای بازگشت . ۴ - عالم آخرت جهان دیگر آن جهان : ... و بکمال قدرت و جمال حکمت اسباب معاش و معاد خلایق ساخته ... یا مصالح معاد . اموری باشد که عنایات آن حصول لذات باقی باشد .

معنی معاد در فرهنگ معین

معاد
(مَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - جای بازگشت . ۲ - رستاخیز، آخر جهان .

معنی معاد در فرهنگ فارسی عمید

معاد
۱. زنده شدن دوباره در عالم آخرت.
۲. (اسم) عالم آخرت.
۳. (اسم) [قدیمی] جای بازگشت.

معاد در دانشنامه اسلامی

معاد
معاد واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و به معنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوباره برخاستن» (پس از مرگ) است. باور به رستاخیز (معاد) یکی از اصول دین اسلام است. برخی معاد را تنها جسمانی (رجعت) یا تنها روحانی (آخرت) می دانند. معاد یکی از اصول دین اسلام و یکی از مهم ترین آن هاست.
کلمه ی معاد از ریشه ی ( ع و د ) و بر وزن مفعل می باشد. اسم زمان و مکان و در زبان عربی بر این وزن به کار می رود. (عود) به معنای بازگشت است. بنابراین معنای لغوی ( معاد ) زمان یا مکان بازگشت است.
معمولاً لفظ معاد در معنای اصطلاحی به کار برده می شود که منظور بازگشت به زندگانی پس از مرگ است. یعنی مرگ نقطه ی پایانی زندگانی انسان نیست،بلکه روزگاری انسان باید در محکمه عدل الهی حاضر شود و به پاسخ گویی بپردازد. بنابراین در اصطلاح، معاد به معنای بازگشت به عالم آخرت و زندگانی پس از مرگ است.

انواع باور دینی
کلمه معاد در اصطلاح دینی بیان کننده یک باور دینی است. می دانیم که باورهای دینی به طور کلی دو دسته هستند الف: باورها و اعتقادات اصلی و زیر بنایی ب: اعتقادات فرعی و روبنایی؛ عقیده و باوری که معاد عهده دار بیان آن است از دسته اول بوده و در کنار باورهای «توحید» و «نبوت» اصول سه گانه و جدایی ناپذیر ادیان توحیدی را تشکیل می دهند،
← باورتوحید
در ادیان غیرتوحیدی مفهومی ولو مشابه در بعضی وجوه با آنچه در ادیان توحیدی تحت عنوان «معاد» مطرح شده، وجود ندارد ولی باید دانست تلقی این ادیان و فرق مذهبی اساسا با برداشت و تصویری که ادیان آسمانی از مساله معاد ارائه می کنند متفاوت است.
آنچه مسلم است در اصل اعتقاد به چنین واقعه ای در آینده زندگی بشری نه بین متفکران اسلامی اختلافی هست نه بین اسلام و دیگر ادیان آسمانی مثل یهودیت و مسیحیت.
در کیفیت معاد و شرح وقایع آن نیز در کلیات شباهت های بی نظیری بین آنها یافت می شود که نشان از سرچشمه واحد آنها دارد (هر چند بسیاری از ادیان آسمانی از گزند بدخواهان تحریف گر مصون نمانده اند) لیکن در جزئیات وقایع معاد نه تنها در بین ادیان اختلاف وجود دارد بلکه گاهی در یک مساله حتی در بین اندیشمندان یک مذهب نیز اختلاف دیدگاه بوده هریک برداشتی در آن زمینه ارائه کرده ا ست.
این اختلاف نظرها در مباحثی نظیر تلقی های ادیان و متفکرین نسبت به حقیقت معاد، حقیقت مرگ وقایع پس از مرگ و عالم برزخ، وقایع قیامت، شفاعت، معاد جسمانی و روحانی و مباحثی از این دست بروز کرده و متفکرین را بر آن داشته دراین مباحث وارد میدان تحقیق و تفکر شوند و با جمع بندی میان اشارات عقلی و ادله نقلی سعی در برداشتن پرده از حقیقت این واقعه سرنوشت ساز برای حال و آینده بشر کنند.

معاد و فلسفه دین
...
معاد
معاد، از اصول دین اسلام به معنای بازگرداندن انسان پس از مرگ به زندگی در روز قیامت است. بنابر این اصل، همه انسانها در روز قیامت دوباره زنده می شوند اعمال آنها در پیشگاه الهی سنجیده می گردد و به کیفر یا پاداش درستکاری یا بدکاری خود می رسند. معاد در دین اسلام، اهمیت بسیاری دارد و حدود یک سوم آیات قرآن کریم، درباره معاد و مسائل پیرامونی آن است. اعتقاد به این اصل، نقشی مهم در رفتار مسلمانان و میل آنان به نیکوکاری و دوری از کارهای ناشایست دارد.
بر اساس آیات قرآن و روایات، معاد روحانی و جسمانی است هرچند در مورد کیفیت جسم در قیامت اختلاف نظر وجود دارد. مهم ترین اشکال هایی که در مورد این اصل مطرح شده است شبهه آکل و ماکول، شبهه اعاده معدوم و شبهه در مورد علم و قدرت خداوند است. قرآن کریم، برای اثبات امکان معاد به چند نمونه مشابه( مانند زنده شدن برخی انسان ها در دنیا، زنده شدن برخی حیوانات در دنیا و زنده شدن زمین و گیاهان، بعد از بین رفتن و خاک شدن) اشاره دارد. معاد با چند دلیل عقلی (مانند دلیل حکمت، دلیل عدالت، دلیل رحمت ) اثبات می شود.
معاد در لغت به معنای بازگشت و در اصطلاح متکلمان بازگشت روح به جسم در قیامت و زنده شدن دوباره او است تا به اعمال او رسیدگی شود، نیکوکاران به بهشت و نعمت های جاودانی و بدکاران به کیفر و عذاب خود می رسند.
معاد
کلیدواژه: مرگ، روز قیامت، رستاخیز، برزخ، معاد، معادشناسی، روح، بدن، پیدایش روح، اعتقادات
کلمه ی معاد از ریشه ی (ع و د) و بر وزن مفعل می باشد. اسم زمان و مکان و در زبان عربی بر این وزن بکار می رود. (عود) به معنای بازگشت است. بنابراین معنای لغوی (معاد) زمان یا مکان بازگشت است.
معمولاً لفظ معاد در معنای اصطلاحی بکار برده می شود که منظور بازگشت به زندگانی پس از مرگ است. یعنی مرگ نقطه ی پایانی زندگانی انسان نیست، بلکه روزگاری انسان باید در محکمه عدل الهی حاضر شود و به پاسخ گویی بپردازد. بنابراین در اصطلاح، معاد به معنای بازگشت به عالم آخرت و زندگانی پس از مرگ است.
کسانی که به معارف اسلامی تا اندازه ای آشنایی دارند می دانند که در خلال بیانات کتاب و سنت، سخن روح و جسم یا نفس و بدن بسیار به میان می آید و با این که تصور جسم و بدن که به کمک حس درک می شود تا اندازه ای آسان است و تصور روح و نفس، خالی از ابهام و پیچیدگی نیست.
اهل بحث از متکلمین و فلاسفه شیعه و سنی در حقیقت «روح»، نظریات مختلفی دارند ولی تا اندازه ای مسلم است که روح و بدن در نظر اسلام دو واقعیت مخالف همدیگر می باشند. بدن به واسطه مرگ، خواص حیات را از دست می دهد و تدریجا متلاشی می شود ولی روح نه این گونه است بلکه حیات بالا صاله از آن روح است و تا روح به بدن متعلق است، بدن نیز از وی کسب حیات می کند و هنگامی که روح از بدن مفارقت نمود و علقه خود را برید (مرگ) بدن از کار می افتد و «روح» همچنان به حیات خود ادامه می دهد.
آنچه با تدبر در آیات قرآن کریم و بیانات ائمه اهل بیت علیهم السلام بدست می آید این است که روح انسانی پدیده ای است غیرمادی که با پدیده بدن، یک نوع همبستگی و یگانگی دارد. خدای متعال در کتاب خود می فرماید: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِینٍ * ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِی قَرَارٍ مَّکِینٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لحَْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ؛ تحقیقا ما انسان را از خلاصه ای که از گل گرفته شده بود آفریدیم، سپس او را نطفه ای قرار دادیم در جایگاه آرامی سپس نطفه را خونی بسته کردیم پس خون بسته را گوشتی جویده شده کردیم، سپس گوشت جویده شده را استخوان هایی کردیم، پس استخوان ها را گوشت پوشانیدیم پس از آن او را آفریده دیگری بی سابقه قرار دادیم».
از سیاق آیات روشن است که صدر آیات، آفرینش تدریجی مادی را وصف می کند و در ذیل که به پیدایش روح یا شعور و اراده اشاره می کند آفرینش دیگری را بیان می کند که با نوع آفرینش قبلی مغایر است.
و در جای دیگر در پاسخ استبعاد منکرین معاد به این مضمون که انسان پس از مرگ و متلاشی شدن بدن و گم شدن او در میان اجزای زمین چگونه آفرینش تازه ای پیدا کرده انسان نخستین می شود، می فرماید: «بگو فرشته مرگ، شما را از ابدانتان می گیرد پس از آن به سوی خدای خودتان برمی گردید».؛ یعنی آنچه پس از مرگ متلاشی گشته و در میان اجزای زمین گم می شود، بدن های شماست ولی خودتان (ارواح) به دست فرشته مرگ از بدن هایتان گرفته شده اید و پیش ما محفوظید.
معاد
معنی مَعَادٍ: بازگشت گاه - محل بازگشتن - زمان بازگشتن (کلمه معاد اسم محل عود ، يا اسم زمان عود است)
معنی رَادُّکَ: تورا برگرداند (در عبارت "لَرَادُّکَ إِلَیٰ مَعَادٍ " تورا برمي گرداند معني مي شود و چون به يک وقعيت حتمي اشاره کرده ماضي آمده)
معنی قَيِّمُ: پايدار و استوار-قائم (قائم به امر بندگان واين بدان جهت است که اين کتاب خير دنيا و آخرت پيرو خود را تامين و تضمين نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ايشان است .قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون ق...
معنی قِيَماً: پايدار و استوار-قائم (قائم به امر بندگان واين بدان جهت است که اين دين خير دنيا و آخرت ملت خود را تامين و تضمين نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ايشان است .قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون قيا...
معنی قَيِّمَةٌ: پايدار و استوار-قائم (قائم به امر بندگان واين بدان جهت است که اين کتاب خير دنيا و آخرت پيرو خود را تامين و تضمين نموده و قائم بر اصلاح حال معاش و معاد ايشان است .قيام بر هر چيز به معناي درست کردن و حفظ و تدبير و تربيت و مراقبت و قدرت بر آن است ،چون ق...
ریشه کلمه:
عود (۳۹ بار)
آیا معاد، جسمانی است یا روحانی؟ این پرسشی است که مورد بحث و گفت و گوی فیلسوفان و متکلمان قرار گرفته است. به طور کلی سه نظریه در این زمینه مطرح شده است.
 ۱. ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۸۹.۲. ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۸۹.۳. ↑ تفتازانی، شرح المقاصد، ج۵، ص۹۰.۴. ↑ امام خمینی، کشف المراد، ص۲۵۸.    
پژوهشگاه علوم وفرهنگ اسلامی مرکز فرهنگ ومعارف قرآنی.    
...
معاد جسمانی به معنای همراهی جسم و روح انسان در قیامت و از اعتقادات مورد اتفاق همه مسلمانان است؛ اما درباره ویژگی ها و نحوه تحقق آن، اختلافاتی دیده می شود. بر اساس دیدگاه مشهور متکلمان، در روز قیامت همین بدن دنیوی باز می گردد. دلیل متکلمان، ظواهر آیات قرآن و روایات است. فلاسفه نیز بین انکار عقلی آن و اثبات آن همراه با جسم مثالی و هورقلیایی قرار دارند. فلاسفه اعتقاد به ظاهر آن ادله را از نظر عقلی نادرست می دانند. ملاصدرا برای حل تعارض بین نظر فلاسفه و ظاهر ادله نقلی، نظریه معاد جسمانی با جسم مثالی را مطرح کرده است.
کلمه «معاد» در لغت معانی متعددی دارد: بازگشتن، رد کردن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، آن جهان، رستاخیز و مقابل معاش.
در اصطلاح متکلمان، معاد به معنای حشر و برانگیختن است و بر دو نوع است: جسمانی و روحانی. در این رویکرد، معاد جسمانی از ضروری دین و انکار آن مستلزم کفر است. به این صورت که انسان مرکب از روح و بدن است. با پایان یافتن عمر دنیایی به عالم برزخ می رود. چون قیامت در می رسد، باری دیگر با جسم و روح خویش زنده می شود و برای محاسبه به محشر درمی آید. اگر نیکوکار باشد، به نعمت های بهشتی می رسد و اگر بدکار باشد، به کیفر می رسد.
مقصود از معاد جسمانی، آن است که انسان در جهان اخروی با کالبدش حضور یابد و نعمت یا عذاب اخروی نیزجسمانی باشد؛ ولی معاد روحانی آن است که انسان با وجودی روحانی حیات اخروی خویش را ادامه دهد و در جهانبازپسین از لذتهای معنوی و روحانی بهره مند یا به عذابهای معنوی و روحانی دچار شود.
در اینکه آیا معاد جسمانی است یا روحانی؟ سه نظر وجود دارد:
منظور ما از معاد جسمانی، همین نظریه سوم است. این دیدگاه، جامع دو نظر پیشین است.
از بحث های مهم مسئله معاد، بحث درباره چگونگی معاد از نظر جسمانی و روحانی بودن آن است که در این مقاله به بررسی معاد جسمانی و روحانی پرداخته می شود.
در زمینه معاد جسمانی و روحانی از سوی فیلسوفان و متکلمان اسلامی، سه نظریه مطرح گردیده است:۱. فقط معاد جسمانی: در قیامت جز بدن و لذایذ و آلام بدنی و حسی تحقق ندارد.۲. فقط معاد روحانی: در قیامت جز روح و لذایذ و آلام روحی و عقلی تحقق ندارد.۳. اعتقاد به هر دو معاد: در قیامت هم روح محشور می شود و هم بدن، و علاوه بر لذایذ و آلام حسی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز تحقق دارد.از آنچه گفته شد، روشن می شود که اعتقاد به هر دو نوع معاد جسمانی و روحانی مبتنی بر امور زیر است:الف. حقیقت انسان را بدن مادی اوتشکیل نمی دهد، بلکه حقیقت انسان عبارت است از نفس و روح او ـ که مجرد از ماده می باشد، ـ و با مرگ بدن به حیات خود ادامه می دهد.ب. در سرای آخرت بدن های مردگان صورت های پیشین خود را بازیافته، و نفس و روح آدمیان که با مرگ، از بدن قطع علاقه کرده بود، به بدن ها تعلق گرفته و در نتیجه بدن های مرده زنده می شوند.ج. پاداش ها و کیفرهای اخروی منحصر در آلام و لذایذ حسی و بدنی نبوده، یک رشته لذایذ و آلام کلی و عقلانی نیز تحقق می یابد.بنابراین، کسانی که حقیقت انسان را در همان جنبه مادی و بدن او خلاصه کرده و روح را نیز امری مادی دانسته اند، معاد را منحصر در معاد جسمانی می دانند. اکثریت متکلمان و محدثان طرفدار این قول بوده اند، چنان که صدرالمتالهین (رحمة الله علیه) گفته است:«اکثر متکلمان و عموم فقیهان و محدثان قایل به معاد جسمانی می باشند؛ زیرا آن روح را جسمی می دانند که مانند آب در گل، و آتش در ذغال، و روغن در درخت زیتون، ساری و نافذ در بدن می باشد.»برعکس، آنان که روح را واقعیتی مجرد از ماده می دانند که پس از مرگ بدن هم چنان به حیات خود ادامه می دهد، ولی به تعلق دوباره آن به بدن معتقد نیستند، فقط به معاد روحانی قایل شده اند، چنان که اکثریت فلاسفه بر این عقیده بوده اند. صدرالمتالهین (رحمة الله علیه) در این باره گفته است:«اکثر فلاسفه و پیروان طریقه مشاء، فقط قایل به معاد روحانی می باشند؛ زیرا به نظر آنان ماده و صورت بدن پس ازمرگ نابود شده، و دیگر اعاده نخواهد شد. و از طرفی، نفس جوهری است باقی و فناناپذیر که پس از مرگ بدن، علاقة او از عالم طبیعت قطع گردیده و به عالم مجردات می پیوندد.»ولی آنان که در عین اعتقاد به تجرد نفس از ماده و بقای آن پس از مرگ، اعاده بدن را به صورت پیشین و تعلق نفوس را به آنها پذیرفته اند، و بر این عقیده اند که در سرای دیگر علاوه بر لذایذ و آلام حسی و بدنی، آلام و لذایذ روحی و عقلی نیز وجود دارد، به هر دو معاد جسمانی و روحانی معتقد می باشند. صدرالمتالهین (رحمة الله علیه) در این باره گفته است:«بزرگان، حکیمان و عارفان و گروهی از متکلمان ـ مانند غزالی، کعبی، حلیمی، راغب اصفهانی، قاضی ابویزید دبوسی ـ و بسیاری از دانشمندان و اساتید امامیه اثنا عشریه ـ مانند شیخ مفید، شیخ طوسی، سید مرتضی، علامه مجلسی و دیگران ـ قایل به معاد جسمانی و روحانی می باشند؛ زیرا آنان نفس را مجرد از ماده می دانند که بار دیگر تعلق به بدن پیدا می کند.»
عقل و معاد روحانی
براهین چهارگانه ای که بر لزوم قیامت و معاد اقامه گردید، معاد روحانی را نیز اثبات می کنند؛ زیرا تحقق چنین معادی هم مقتضای حکمت، رحمت و عدل الهی است، و هم مورد وعده و خبر الهی است.این که معاد روحانی مورد وعده و خبر الهی است در آینده بیان خواهد شد، اما این که معاد روحانی مقتضای عدل، حکمت و رحمت خداوند است، بیان آن این است که: چون عده ای از انسانها در مراتب عالی از کمال علمی و عملی قرار دارند، تا آن جا که لذایذ و آلام حسی و بدنی در نظر آنان ارزش چندانی ندارد و جز به رضای دوست و لقای محبوب نمی اندیشند، بدون شک شایستگی پاداشی متناسب با کمالات خود را دارند. در این صورت، اکتفا نمودن به پاداش های حسی و بدنی (معاد جسمانی) موجب بطلان این شایستگی و تضییع حق آنان است. و این با رحمت و حکمت و عدل الهی منافات دارد.حکیم سبزواری (رحمة الله علیه) برهان یاد شده را این گونه تقریر کرده است:«ان الخلق طبقات، فالمجازات متفاوتة فلکل منها محبوب و مرغوب و جزاء یلیق بحالها، و للذائذ الحسیة و المبتهجات الصوریة للکل فی العلم و العمل کالظل غیر الملتفت الیه بالذات». تفاوت انسان ها از نظر مراتب کمال که در حقیقت به تفاوت مراتب عبودیت و بندگی در برابر خداوند باز می گردد، در منابع دینی نیز تصریح شده است. قرآن از افرادی به عنوان «مخلصون» یاد کرده و یادآور می شود که آنان به هیچ وجه تحت تاثیر اغوای شیطان قرار نگرفته و هیچ گونه لغزش و خطایی در عقیده آنان راه ندارد و حضرت یوسف (علیه السّلام) را از جمله مخلصان می داند . آن گاه مقامات ویژه آنان را در قیامت بیان می کند. نیز از گروهی از انسانها در قیامت به عنوان «اصحاب اعراف» یاد کرده و برای آنان اوصاف و مقامات ویژه ای را بیان می نماید. (و علی الاعراف رجال یعرفون کلا بسیماهم...) هم چنین صاحبان «نفس مطمئنه» را به بهشتی ویژه بشارت می دهد و می فرماید:«یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی». در هرحال، آنان که خدا را فقط به انگیزه محبت (در روایات از این نوع عبادت، به عبادت آزادگان و به عنوان برترین عبادت یاد شده است.) او پرستش کرده اند، نه به سودای بهشت یا خوف از دوزخ، بدون شک شایستگی پاداشی فراتر از بهشت دیگران را دارند.
عقل و معاد جسمانی
براهین عقلی که بر اثبات لزوم معاد و جهان آخرت اقامه گردید، دو گونه اند:۱. برخی از آنها عقلی صرف می باشند، یعنی، هر دو مقدمة آنها عقلی است، مانند برهان های اول تا سوم ۲. برخی از آن ها عقلی محض نبوده و یکی از مقدمات آنها نقلی و شرعی است، مانند برهان های چهارم و پنجم که صغرای آن (موعود بودن قیامت) نقلی است، هر چند کبرای آن (لزوم وفا نمودن به وعده) از بدیهیات عقل می باشد.با توجه به مطلب یاد شده، یادآور می شویم که از براهین قسم اول (عقلی محض) معاد جسمانی به دست نمی آید، لیکن از براهین قسم دوم می توان معاد جسمانی را نیز اثبات کرد؛ زیرا بخشی از پاداش های اخروی جزئی و حسی است و تحقق آن ها متوقف بر معاد جسمانی می باشد.محقق لاهیجی (رحمة الله علیه) در این باره چنین گفته است:«باید دانست که آن چه گفتیم در وجوب معاد دلالت کند بر وجوب معاد جسمانی، بنابر آن که ثواب و عقاب موعود، ثواب و عقاب جسمانی است، و ایصال ثواب و عقاب جسمانی لامحاله موقوف است به اعاده بدن، به سبب آن که بی واسطة بدن، قبول ذلت و الم جسمانی نتوان کرد». از آن جا که این برهان عقلی محض نبوده و مبتنی بر یک اصل نقلی و مستفاد از وحی می باشد، کسانی چون ابن سینا گفته اند: «اثبات معاد جسمانی جز از طریق وحی و شریعت قابل اثبات نیست؛ ولی از آن جا که اصل شریعت به دلیل عقلی اثبات شده است، اثبات معاد جسمانی بر پایه وحی و شریعت، صحیح و استوار بوده و هیچ گونه مناقشه عقلی ندارد».
معاد جسمانی و روحانی از دیدگاه قرآن
...
معاد یکی از اصول و ارکان اعتقادی در تمامی مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی است ، که در اصل وقوع آن در آینده و جهان آخرت کسی شبهه ای ندارد اما در مورد چند و چون معاد و مسئله حیات روح و معاد جسمانی اختلافاتی وجود دارد؛ ولی به اعتقاد بهاییان تاکنون قیامت های متعددی بر پا شده است و در آینده نیز برپا خواهد شد.
بحث معاد و قیامت از اصول اعتقادی اسلام و تمامی ادیان آسمانی است.همه پیامبران الهی در کنار بحث توحید،یکی از مسائلی که به آن پرداخته اند و مردم را به آن دعوت کرده اند،موضوع معاد و قیامت است.حسابرسی و رسیدگی به اعمال انسان در جهان پس از مرگ که همان قیامت باشد،جزء عقاید مسلّم و قطعی در بین مسلمین است و تمام کسانی که ادعای پیروی هر یک از پیامبران الهی را دارند،به نوعی معتقد به این مسئله هستند؛با این حال فرقه بهائیت -که خود را دین جدیدی می دانند- عقیده ای متفاوت در مورد قیامت دارند و به طور عجیبی مسائل مربوط به آن را توجیه می کنند و از جانب خودشان عقایدی بر خلاف عموم مسلمین را مطرح می کنند.
قیامت از دیدگاه بهاییان
بهائیان موضوع قیامت را انکار نموده و آیات قرآن را در این باره توجیه می کنند؛از نظر بهائیان قیامت به دو بخش قیامت صغری و قیامت کبری تقسیم می شود؛در نزد آنان قیامت صغری همان عالم برزخ است که بلافاصله پس از مرگ آغاز می شود که قیامتی روحانی است؛اما قیامت کبری عبارت از انتهای دین سابق و ظهور پیامبر و تشریع شریعت دین جدید می باشد.بنا بر این تصور،تاکنون قیامت های متعددی بر پا شده است و در آینده نیز برپا خواهد شد؛ و قیام باب و بهاء در ادامه قیامتهای گذشته،مانند قیامتهای پیامبران سلف همچون حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد (ص)بوده است.
← میرزا بهاء
در پاسخ به شبهات بهاییان علما و دانشمندان چنین گفته اند:
← معاد امری بدیهی
...
معاد شناسی، یکی از آثار ارزشمند علامه ی طهرانی بشمار می رود. ایشان این مباحث را در ماه مبارک رمضان سال 1396ق برای شاگردان خود القاء نموده، سپس مذاکرات را به رشته ی تحریر آورده و به صورت 75 مجلس تدوین نموده است. ایشان با استفاده از آیات قرآنی و اخبار معصومین(ع) و ادله ی عقلی و مطالب ذوقی کیفیت سیر و حرکت انسان در دنیا و نحوه ی تبدل نشأه ی غرور به عالم حقائق و ارتحال او به سوی خدا را به نحو وافی وافر مطرح کرده اند. مؤلف همچنین درباره ی عالم برزخ، نحوه ی خلقت فرشتگان، نفخ صور، حشر و نشر مردم در صحرای قیامت، حساب و کتاب، میزان، صراط، شفاعت، بهشت و دوزخ بحث مستوفایی به عمل و در خلال مباحث به داستان های جذاب و شیرینی اشاره می کند.
اینک به توضیح هر یک از مجالس کتاب می پردازیم که در برگیرنده مطالب اصلی کتاب می باشد.
مطالعه کتاب معاد شناسی در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
معاد شناسی، یکی از آثار ارزشمند علامه طهرانی بشمار می رود.
ایشان این مباحث را در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۶ ق برای شاگردان خود القاء نموده، سپس مذاکرات را به رشته ی تحریر آورده و به صورت ۷۵ مجلس تدوین نموده است. ایشان با استفاده از آیات قرآنی و اخبار معصومین علیه السّلام و ادله ی عقلی و مطالب ذوقی کیفیت سیر و حرکت انسان در دنیا و نحوه ی تبدل نشاه ی غرور به عالم حقائق و ارتحال او به سوی خدا را به نحو وافی وافر مطرح کرده اند. مولف همچنین درباره ی عالم برزخ ، نحوه ی خلقت فرشتگان ، نفخ صور ، حشر و نشر مردم در صحرای قیامت ، حساب و کتاب ، میزان ، صراط ، شفاعت ، بهشت و دوزخ بحث مستوفایی به عمل و در خلال مباحث به داستان های جذاب و شیرینی اشاره می کند.
گزارش محتوا
اینک به توضیح هر یک از مجالس کتاب می پردازیم که در برگیرنده مطالب اصلی کتاب می باشد. ۱- انسان بر حسب ظاهر با یک نظام قراردادی و اعتباری زندگی می کند؛ ولی بر حسب باطن در یک نظام طبیعی و تکوینی به سر می برد و در این میان دین تنظیم کننده ی روابط میان امور حقیقی و اعتباری است. ۲- حیات دنیا ظاهری دارد و باطنی و آخرت باطن دنیا و حقیقت دنیاست. ۳- کسانی که در دنیا زندگی می کنند و دل به ظاهر دنیا می دهند و ابدا با باطن کاری نداشته و از وجدان خود که در حقیقت مربوط به خداست نیرو نمی گیرند پیوسته در دل آنان محبت دنیا و آثار آن رو به فزونی می رود، مردن برای این افراد بسیار سخت است. ۴- معنای دنیای مذموم زندگی کردن بر اساس تخیلات و شهوات و لذائذ فانیه و غفلت از برنامه ی حقیقی انسانی و جهالت و غفلت از خداست. ۵- مرگ و خواب از جنس واحدند و یک حکم را دارند، در حال مرگ و در حال خواب در هر دو حال خداوند جان را می گیرد، لیکن آن کسی که اجلش رسیده است، آن جان را نگاهداشته و آن که اجلش نرسیده است، جان را در موقع بیداری به او بر می گرداند. ۶- فعل قبض ارواح از ذات مقدس حضرت خالق پیدا می شود و در اول وهله در آئینه وجود ملک الموت ظهور پیدا کرده و سپس از ملک الموت به فرشتگان دیگر علی حسب اختلاف درجاتهم و مراتبهم طلوع و ظهور نموده تا بالاخره در گروه فرشتگانی از همه درجه و سعه ی وجودی آنها کمتر است، پدیدار می گردد. ۷- چون نفس انسان از عالم ملکوت است، لذا ملک الموت از ملکوت انسان روح او را می گیرد. ۸- سعادت انسان در ایمان به خدا و عمل به احکام دینی است و اگر انسان در حال سکرات موت ایمان بیاورد، ایمان وی بی فایده خواهد بود. ۹- اولیای الهی چون به مرتبه ی اعلای کمال رسیده اند، لذا ترس و اندوه و سکرات موت را ندارند و یکسره به بهشت می روند و ولایت آنها عین ولایت خداست. ۱۰- در حالت موت زشتی ها و خوبی ها هر کدام به اصل خود می روند. ۱۱- انسان دارای عوالم سه گانه ی بدن، مثال و نفس می باشد و در ادعیه مخصوص به ماه شعبان به این مطلب اشاره شده است. ۱۲- روح انسان بعد از مرگ به عالمی بنام عالم برزخ می رود عالم برزخ را عالم مثال و عالم خیال نیز می گویند. ۱۳- در عالم برزخ هم بهشت مثالی وجود دارد وهم دوزخ مثالی . ۱۴- اعمالی که انسان در دنیا انجام داده، در برزخ به صورت های واقعی ملکوتی برای انسان جلوه می کنند. ۱۵- کسانی که روحیه ی استکباری دارند، هیچ وقت به حقائق دست نمی یابند. ۱۶- مستضعفینی که راه وصول به حقائق را ندارند، بالاخره مورد عفو قرار می گیرند، انسان اگر در این نشاه تخم مراقبه را بکارد و بمیرد در برزخ نفوس ناقصه ی آنها مسیر تکامل را می پیماید. ۱۷- تمام پدیده های عالم مادی با قوای ملکوتی اداره می شوند. ۱۸- صورت برزخی مومنان به صورت انسان است، ارواح برای دیدار اهل خود به دنیا می آیند و نزول آنها به صورت پرنده از باب تمثیل است. ۱۹- بهشتی که حضرت آدم علیه السّلام در آن سکنی داشت بهشت برزخی و مثالی است، اعمال انسان در برزخ تجسم پیدا می کند. ۲۰- مولف از مجلس بیستم به بیان مقدمات عالم قیامت کبری و حضور انسان در پیشگاه پرودرگار و شرح عوالمی را که انسان در این دوره از حیات اخروی طی می کند، می پردازد. لازم به ذکر است که تحقق ظهور حضرت مهدی عجّل الله فرجه الشریف قبل از قیامت حتمی است. ۲۱- ساعت قیامت فرا نمی رسد، مگر انکه ده آیه از آیات الهیه به ظهور می پیوندد و مراد از یاجوج و ماجوج همان طائفه مغول هستند. ۲۲- معنای دمیدن اسرافیل در صور و همچنین بیان معانی غیبیة از باب تشبیه معقول به محسوس است و در آیات و روایات بسیار دیده می شود. ۲۳- مراد از «من فی الارض» در آیه ی صعق، اهل برزخ و مراد از «من فی السموات» اهل عالم تجرد هستند. ۲۴- مراد از «الا من شاء الله» در آیه ی صعق، مخلصین هستند که هرگز در اثر نفخ صور نمی میرند. ۲۵- مقربین و مخلصین مظهر اسمای حسنای الهیه هستند. ۲۶- کسی که از خودیت خود که جنبه ی خلقی و دعوت به نقس و انانیت و استکبار اوست، بیرون آید و در ذات و صفات خدا فانی شود، او متحقق به وجه الله شده و برای او هلاکت و مرگ نیست. ۲۷- در قیامت موجوادت خود را فانی و سراب نشان داده و ابدا در خود استقلال و اتکائی ندارند و جنبه ربط آنها با خدا روشن و آشکار می گردد. ۲۸- شیئیت اشیاء از نقطه نظر وجه خلقی همه هالک و فانیاند؛ ولی از نظر وجه اللهی پیوسته باقی هستند. ۲۹- در معاد لقاء و شهود تفصیلی حضرت پروردگار محقق می شود. ۳۰- قیامت در عرض برزخ نیست، بلکه در طول آنست و افرادی که در دنیا هستند می توانند هم به برزخ بر سند و هم به قیامت. ۳۱- چون عالم قیامت بروز حقائق است، لذا کیفیت نزول نور توحید و ولایت در عوالم برای اهل قیامت مشهود خواهد بود. ۳۲- کفار و فجار در قیامت در ظلمات بسر می برند و دائما محجوبند. ۳۳- همان طوری که انسان با سراسر وجودش پائین آمده است، همچنین با سراسر وجودش دوباره صعود نموده و بازگشت می کند. ۳۴- مقدماتی را که طبیعیون برای انکار معاد اقامه می کنند، از نوع مقدمات تخیلیه و شعریه تجاوز نمی کند و این مساله در علوم فاقد ارزش و اعتبار است. ۳۵- خداوند به وسیله اسم «المحیی» مردگان را زنده می کند و ندای حضرت ابراهیم علیه السّلام به مرغان ندای ملکوتی بوده است. ۳۶- بارش چهل روز باران برای حشر مردگان حاوی اسم «المحیی» است و از باب تمثیل است، در باب کیفیت معاد جسمانی آرای علمای مختلف است. ۳۷- شبهه ی آکل و ماکول از راه قاعده فلسفه «شیئیت اشیاء به صورت آنهاست نه به ماده ی آنها» قابل حل است. ۳۸- دفع شبهات وارده بر معاد جسمانی و بررسی تفصیلی شبهه آکل و ماکول . ۳۹- مولف با ۷ مقدمه معاد جسمانی را ثابت می کند. ۴۰- صدر المتالیهین می گوید، این بدن بعینه و به صورت جسد در روز قیامت محشور می شود و برای او منکشف می شود که معاد در روز بازپسین مجموع نفس و بدن بعینهما و شخصهما خواهند بود و آنچه در قیامت مبعوث می گردد، خود این بدن است نه بدن دیگری که با او مبین بوده باشد. ۴۱- تطایر کتب به معنای باز شدن نامه های عمل است، انکار نامه و اصلاح نامه ی عمل در قیامت امکان پذیر نیست. ۴۲- آیاتی در قرآن مجید داریم که دلالت دارد بر آنکه بعضی از افراد نامه عملشان از سمت راست و دسته ای نامه ی عملشان از سمت چپ می باشد. ۴۳- امام که همان مقام ولایت کلیه است، در حقیقت جان و حقیقت کتاب آفرینش و کاخ وجود است و بر تمام افراد اعم از بهشتی و جهنمی سیطره دارد. ۴۴- شهید و شاهد یک معنی دارد و شهادت به معنای حضور است و دارای دو مرحله است: مرحله عمل و مرحله اداء. ۴۵- شرط شهادت آنست که علاوه بر ظواهر اعمال بر بواطن و سرائر عالم باشد و اگر چنین نباشد، شهادت از حیطه وجودی و سعه ی علمی او خارج است. ۴۶- یک دسته از کسانی که در روز قیامت برای اداء شهادت حاضر می شوند، ملائکه هستند. ۴۷- چون اعضاء و جوارح انسان دارای حیات و شعور هستند، لذا در قیامت شهادت میدهند و شهادت آنها اختصاص به دشمنان خدا دارد. ۴۸- زمان و مکان دارای فهم و شعورند و در قیامت شهادت می دهند. ۴۹- قرآن و اعمال در قیامت شهادت می دهند. ۵۰- قرآن در قیامت به صورت مثالی ظاهر می شود و آن صورت مثال حقیقت قرآن است و آن صورت مثالی با انسان تکلم می کند. ۵۱- راه های بسوی خدا بسیار است؛ ولی صراط مستقیم تنها یکی است و تمام این راه ها به مقدار نزدیک بودنش به راه مستقیمی که اقصر فاصله بین بنده و بنده خداست از صراط مستقیم بهره دارند و صراط علی بن ابیطالب علیه السّلام یگانه راه مستقیم است. ۵۲- انسان برای رسیدن به کمال باید عوالم هفتگانه را طی کند و مراد از صراط مستقیم در قرآن امیرالمومنین علیه السّلام می باشد. ۵۳- تمام افراد جن و انس که حامل تکلیف الهی هستند باید از صراط عبور کنند، گر چه مستلزم سختی ها و مشکلات و امتحانات و ابتلائات و مجاهدات باشد و در آن جهان صراط به صورت پلی به روی جهنم است که تا از آن عبور نشود به درجات علیا و مقامات حسنی نمی توان رسید. ۵۴- میزان در روز قیامت حق و عدل است و کسانی که به درجه ی خلوص و طهارت مطلقه رسیده اند و از فانیان در ذات احدیت گشته اند برای آنان میزانی نخواهد بود. ۵۵- معیار و میزان انبیاء و اوصیاء هستند و هر امتی با موازین روحی و عملی و سلوکی امامش سنجیده می شود، امیرالمومنین علیه السّلام میزان اعمال است چون کردار و صفات و نیات و وجودش برای خداست. ۵۶- یکی از مراحلی که در قیامت پیش داریم، مرحله ی حساب است و چون علم خدا به اشیاء علم حضوری است، لذا «سریع الحساب» است. ۵۷- آیات در قرآن کریم وارد است که دلالت دارد بر آن که مردم از نقطه ی نظر حساب و سختی و آسانی آن در مرتبه ی واحد نیستند، بلکه بعضی حسابشان سخت و برخی آسان است، مولف در این مجلس درباره ی حقیقت زمان بحث کرده و نظریه نسبیت زمان را بر اساس نظریه انیشتین مورد بررسی قرار می دهد. ۵۸- حساب کسانی که به مقام فناء فی الله نرسیده اند، مواخذه و توبیخ و تبکیت و حداقل ملامت و به واسطه ی شائبه ی دوئیت که در آنان است، مورد باز خواست و در برابر قرار گرفتن تکلیف است؛ ولی حساب اولیاء و انبیاء و مقربان و مخلصان که مقام بقاء بعد از فناء رسیده اند، از باب رد و بدل و گفتگوی حبیب با محبوب و کشف اسرار درون حرم بین محرم و صاحب حرم است. ۵۹- بر اساس آیات قرآنی چون نباتات و جمادات و حیوانات دارای علم و حیات هستند، لذا در قیامت محشور می شوند. ۶۰- بحث شفاعت از بهترین و عالی ترین ابحاث معاد است، چه در آیات قرآنی و چه در روایات معصومین علیه السّلام سخن از این موضوع بسیار به میان آمده است، برخی در این مساله تا آنجا زیاده روی کرده اند که شفاعت را به نصاب و معاندان هم رسانده اند و برخی هم آنقدر کوتاه آمده اند که شفاعت را به طور کلی انکار کرده اند. علامه در بحث شفاعت از تفسیر المیزان و رساله ی معاد علامه طباطبائی بهره های فراوانی برده است. ۶۱- چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم واسطه ی در خلقت عالم تکوین و سبب پیدایش موجودات جهات تجرد و ماده و نشاه ملک و ملکوت می باشد، لذا حائز مقام شفاعت در قیامت می باشد. ۶۲- در این مجلس درباره ی اصناف شفاعت کنندگان بحث به میان می آید. ۶۳- آنچه از کلیات آیات و روایات استفاده می شود، این است که شرط شفاعت ایمان است. ایمان به خدا و رسول خدا و به اوصیاء و اولیای رسول خدا. ۶۴- از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم درباره ی مقام محمود سوال می کنند، حضرت می فرماید: مقام محمود مقام شفاعت است. ۶۵- منبر و لواء در روز قیامت مخصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم و اهل بیت او می باشد. ۶۶- حوض کوثر که به علی بن ابی طالب اختصاص دارد. مقام ظهور و بروز ولایت است و شیعیان او به آن وارد می شوند. ۶۷- مقام اعراف که مقامی است، بسیار رفیع و منیع اختصاص به کسانی دارد که هم بر بهشت و هم بر دوزخ حاکماند و بر هر دوی آنها مسیطر و مسلط هستند. ۶۸- بهشت و دوزخ در ملکوت زمین است و در حال حاضر موجودند. ۶۹- بهشت محل پرهیزکاران و پاکدلان است و در بهشت مومنان به لقاء پروردگارشان نائل می شوند. ۷۰- بهشت دارای درجات مختلف و متفاوتی است که برخی بر برخی فضیلت دارد. ۷۱- مشرکان ، معاندان ، کافران ، منافقان در جهنم هستند. ۷۲- مولف در این مجلس درباره ی جبر و اختیار بحث مستوفایی به عمل آورده و در نهایت مساله امر بین الامرین را ثابت می کند. ۷۳- زقوم درخت جهنمی است و در مقابل درخت طوبی است و اصل بعد از ولایت و سعادت است. ۷۴- حقیقت جهنم یاس از رحمت خداوند است و انانیت ، حجاب و موجب دخول در جهنم است. ۷۵- آخرین مجلس کتاب معاد شناسی اختصاص به خلود دارد. مولف ابتدا آیات خلود بهشتیان و دوزخیان را مطرح کرده، سپس با دلایل عقلی آن را ثابت می کند، سپس به اشکالات وارده جواب می دهد.
منبع
نرم افزار عرفان۳، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
با وجود ایمان به معاد، زندگی هدف دار می شود و همه اعمال و رفتار انسان مومن به معاد به سوی تامین معاد، جهت می یابد.
در بعضی از جوامع بشری، دین و اعتقادات دینی را مقوله ای جدا از زندگی انسان در دنیا گرفته اند و امور دینی را مسائلی شخصی و رابطه فردی انسان با معبود تلقی کرده اند و حال آن که بنابر اندیشه و اعتقاد اسلامی، ایمان به خدا و روز قیامت در زندگی معمولی انسان نقش غیر قابل انکار دارد. اصولاً بر اساس این عقاید، زندگی معنا، مفهوم، هدف، شکل و چارچوب ویژه ای پیدا می کند که تفاوت های اصولی و بنیادی با نوع زندگی انسان هایی دارد که دارای چنین عقیده ای نیستند از جمله:
تفاوت در بینش ها
با وجود ایمان به معاد، زندگی هدف دار می شود و همه اعمال و رفتار انسان مؤمن به معاد به سوی تامین معاد، جهت می یابد. در حالی که انسان غیرمومن به معاد، هدفی را برای مجموعه زندگی خود نمی یابد و زندگی برای او هدف دار، جهت دار و معنی دار نیست. او برای رفتار خود چارچوبی نمی شناسد، هر گونه خواست و اراده کرد و دوست داشت، عمل می کند یا حتی رفتار خود را مطابق دلخواه بدون احساس محدودیت، تغییر می دهد. قرآن در این باره می فرماید: «بل یرید الانسان لیفجر امامه یسال ایّان یوم القیامة؛
قیامت/سوره۷۵، آیه۵.    
اعتقاد به معاد در زندگی، آثار و نتایج فراوانی را پدید می آورد. از جمله، شکل گرفتن فعالیت های اقتصادی انسان در چارچوب احکام شریعت است. مومن به معاد می داند از هر درآمدی از او پرسیده می شود که از چه راهی بدست آمده و در چه راهی مصرف گردیده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «لا یزول قدم عبد یوم القیامة حتّی یسال عن اربع... و عن ماله مما اکتسبه و فیما انفقه؛
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲۷، ص۱۳۴.    
...
آیات دالّ بر بازگشت انسان به سوى خداوند را آیات معاد گویند.
" معاد " از ریشه " عود " است و عود به معناى رجوع و بازگشت . و معاد مصدر میمى و اسم زمان و مکان و به معناى مکان و زمان بازگشت و روز باز پسین است .
معنای اصطلاحی معاد
در اصطلاح متکلمان و فیلسوفان اسلامی، معاد به معناى بازگشت تمام موجودات به سوى خداوند عالم به منظور حساب رسی است .
تعداد آیات معاد
...
آیه ۸۵ قصص، درباره وعده خداوند به بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم را آیه معاد گویند.
در آیه ۸۵ سوره قصص واژه «معاد» به کار رفته، و از همین رو، به آن «آیه معاد» می گویند.
آیه مربوطه
(ان الذی فرض علیک القرآن لرادک الی معاد قل ربی اعلم من جاء بالهدی و من هو فی ضلال مبین)؛ «آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد تو را به جایگاهت (زادگاهت) بازمی گرداند بگو پروردگار من از همه بهتر می داند چه کسی (برنامه) هدایت آورده، و چه کسی در ضلال مبین است».
قصص/سوره۲۸، آیه۸۵.    
«معاد» در لغت به معنای بازگشتن (مصدر)، زمان بازگشت (اسم زمان) و محل بازگشت (اسم مکان) به کار می رود، و در این آیه، کاربرد سوم مورد نظر است.
مصداق معاد
...
مساله معاد از دو راه قابل اثبات است نخست از راه عقلی مانند برهان حکمت و عدالت دوم راه نقلی مانند آیات در مورد معاد. در این مقاله راه اول را بررسی می کنیم.
ادله عقلی معاد فراوان است که به مشهورترین آن ها اشاره می نماییم.
← برهان حکمت
آیات قرآن کریم، پیرامون اثبات معاد و احتجاج با منکرین آن را می توان به پنج دسته، تقسیم کرد:۱ـ آیاتی که بر این نکته، تاکید می کند که برهانی بر نفی معاد، وجود ندارد. این آیات، به منزله خلع سلاح منکرین است.۲ـ آیاتی که به پدیده های مشابه معاد، اشاره می کند تا جلوی استبعاد را بگیرد.۳ـ آیاتی که شیهات منکرین معاد را رد، امکان وقوع آنرا تثبیت می کند.۴ـ آیاتی که معاد را به عنوان یک وعده حتمی و تخلف ناپذیر الهی، معرفی می کند و در واقع، وقوع معاد را از راه اخبار مخبر صادق، اثبات می نماید.۵ـ آیاتی که اشاره به برهان عقلی بر ضرورت معاد دارد.در حقیقت، سه دسته اول، ناظر بر امکان معاد؛ و دو دسته اخیر، ناظر به وقوع و ضرورت آن است.
ادله منکران معاد
یکی از شیوه های احتجاج قرآن با صاحبان عقاید باطل این است که از آنان، مطالبه دلیل می کند تا روشن شود که عقاید ایشان پایه عقلی و منطقی ندارد، چنان که در چندین آیه، آمده است:قل هاتوا برهانکم... بگو (ای پیامبر) دلیلتان را بیاورید.و در موارد مشابهی با این لحن می فرماید که صاحبان این عقاید نادرست، ((علم)) و اعتقاد مطابق با واقع و مستند به برهان ندارند بلکه به ((ظن)) و گمان بی دلیل و مخالف با واقع، بسنده کرده اند. و در مورد منکرین معاد هم می فرماید:و قالوا ما هی الا حیاتنا الدنیا نموت و نحیی و ما یهلکنا الا الدهر و ما لهم بذلک من علم ان هم الا یظنون. و (کافران) گفتند: جز این زندگی دنیا حیاتی نیست که می میریم و زندگی می کنیم و جز روزگار، چیزی ما را نابود نمی کند (در صورتی که) به این مطلب، علمی ندارند و تنها گمانی می برند.هم چنین در آیات دیگری بر این نکته، تاکید شده که انکار معاد، تنها گمان بی دلیل و نادرستی است البته ممکن است گمانهای بی دلیل در صورتی که موافق هوای نفس باشد مورد قبول هوی پرستان، واقع شود و در اثر رفتارهای متناسب با آنها و ارتکاب گناهان تدریجاً به صورت اعتقاد جزمی، جلوه کند و حتی شخص بر چنین اعتقادی پافشاری نماید.
پاسخ قرآن به منکرین معاد
...
واژه معاد در اصطلاح متکلمان در دو معنا به کار می رود: یکی به معنای عام و دیگری به معنای خاص. معنای عام آن همه بحث های مربوط به عالم پس از مرگ را شامل می شود، و معنای خاص آن مربوط به خصوص سرای قیامت و آخرت است و یکی از آثار سازنده ایمان به معاد این است که قلمرو اندیشه و نظر انسان را گسترش می دهد.
واژه معاد در لغت در سه معنا به کار رفته است:الف. معنای مصدری: یعنی عود و بازگشتنب. اسم مکان: یعنی مکان بازگشتنج. اسم زمان: یعنی زمان بازگشتن. (المعاد یقال للعود، و للزمان الذی یعود فیه، و قد یکون للمکان الذین یعود الیه)
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات راغب، ماده عود، ص۳۵۲.    
ایمان به معاد و حیات اخروی یکی از اصول جهان بینی الهی، و مهم ترین اصل پس از توحید است که، پیامبران الهی مردم را به آن دعوت کرده اند قرآن کریم سخن حضرت نوح (علیه السّلام) را به قوم خود در این باره، این گونه یادآور شده است:«و الله انبتکم من الارض نباتا ثم یعیدکم فیها و یخرجکم اخراجا؛
نوح/سوره۷۱، آیه۱۷۱۸.    
مسئله معاد در قرآن کریم اهمیت ویژه ای دارد، و به گفته علامه طباطبایی (رحمة الله علیه): «در میان کتاب های آسمانی قرآن کریم تنها کتابی است که درباره روز رستاخیر به تفصیل سخن رانده، و در صدها مورد با نام های گوناگون از آن یاد کرده، و بارها تذکر داده است که ایمان به روز جزا هم طراز با ایمان به خدا و یکی از اصول سه گانه اسلام است که منکر آن از آیین اسلام خارج شده و سرنوشتی جز هلاکت ندارد.»
طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، ص۱۴۰.    
...


معاد در دانشنامه ویکی پدیا

معاد
معاد واژهٔ عربی برگرفته از «عود» است و به معنای «بازگشتن»، «رستاخیز» یا «دوباره برخاستن» (پس از مرگ) است. باور به رستاخیز (معاد) یکی از اصول دین اسلام است. برخی معاد را تنها جسمانی (رجعت) یا تنها روحانی (آخرت) می دانند. معاد یکی از اصول دین اسلام و یکی از مهم ترین آن هاست. آیه ۱۵۶ سورهٔ بقره به این موضوع اشاره دارد که همگی به سوی پروردگار در حرکتی هستند.
در روز قیامت نفس مؤاخذه می شود و نه قوای نفس. به همین خاطر نفس از قوای خود می پرسد که چرا علیه من شهادت می دهید و اعضای او پاسخ می دهند که خداوند ما را به نطق واداشته است.
نظام آخرت کاملترین نظام امکانی است که هر کس به گنجایش وجودی خود هر چه را اراده نماید و بخواهد بی درنگ و بدون شرط به وجود خواهد آمد.
مجید جعفری تبار:
أَرَأَیتَ الَّذیٖ یُکَذِّبُ بِالدِّینِ. فَذلِکَ الَّذیٖ یَدُعُّ الْیَتیمَ. وَ لا یَحُضُّ عَلی طَعامِ الْمِسْکینِ. فَوَیلٌ لِلْمُصَلّینَ. الَّذینَ هُمْ عَنْ صلاتِهِمْ ساهُونَ. الَّذینَ هُمْ یُراءُونَ. وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ
آیا دیده ای کسی را که دین را تکذیب می کند ـو معاد و اصولِ اساسیِ دین را دروغ می پندارد (و در یک کلمه، بی دین است) ـ؟ پس بدان که او همان کسی است که یتیم را از خود دور می کند و به اطعام و رسیدگی به بینوایان رغبتی نداشته و دیگران را تشویق به این مهم نمی کند. پس وای بر نمازخوانانی که از واقعیّتِ نمازشان بدورند و ریاکاری می کنند و ـ برای زندگیِ خود، با نماز و سایرِ ظواهرِ دینی، خودشان را در نزدِ مردم، عابد و زاهد و وجیه جلوه می دهند، ولی ـ از کوچکترین خیرِ مادّی نیز دریغ ورزیده و کمترین خیری به بیچارگان نمی رسانند و هیچ سودی برای مردمِ بینوا ندارند.
عکس معاد
دراکولا: معاد (انگلیسی: Dracula: Resurrection) یک بازی ویدئویی ماجراجویی گرافیکی تک نفره برای سکو های ویندوز، مکینتاش، پلی استیشن، آی اواس، اواس ده و اندروید می باشد که توسط اندکس+، فرانس تلکوم، کانال+ مولتی مدیا، میکروییدز توسعه و دریم کچر اینتراکتیو، آنومن نشر پیدا کرده است.
این بازی با داستانی نامرتبط، قبل از دراکولا ۴: سایه اژدها (۲۰۱۳) می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معاد در دانشنامه آزاد پارسی

مَعاد
(در لغت از ریشۀ عود به معنای بازگشت) یکی از اصول دین. آیاتی متعدد در قرآن بازگشت تمام موجودات را به سوی خداوند می داند (بقره، ۱۵۶؛ روم، ۱۱؛ علق، ۸؛ نجم، ۴۲). به گفتۀ قرآن، فقط انسان های ظاهراندیش منکر معاد هستند (صافّات، ۱۶؛ مؤمنون، ۸۲؛ اسراء، ۴۹؛ هود، ۷؛ سبأ، ۸ـ۷)؛ این نکته که تمامی موجودات خلقتی دوباره دارند، مکرر در قرآن ذکر شده است (یونس، ۴؛ یونس، ۳۴؛ روم، ۱۱؛ نمل، ۶۴؛ روم، ۲۷؛ عنکبوت، ۱۹). قرآن با ذکر وقایعی به امکان معاد انسان ها اشاره کرده است: الف. احیای مردگان برای حضرت ابراهیم بنا به درخواست وی (بقره، ۲۶۰)؛ ب. واقعۀ حضرت عُزَیر (بقره، ۵۹)؛ ج. قصۀ اصحاب کهف در سورۀ کهف؛ د. زنده شدن مقتولی از قوم بنی اسرائیل (بقره، ۷۳)؛ ه . زنده شدن مردگان به دعای حضرت عیسی (مائده، ۱۱۰) و زنده شدن جمعی (۷۰تن) از قوم بنی اسرائیل که درخواست نابجای رؤیت الهی را کرده بودند و صاعقه همۀ آنان را کشت؛ اما با دعا و درخواست حضرت موسی خداوند آنان را زنده کرد (بقره، ۵۵ـ۵۶). مثال دیگر در قرآن برای معاد سبز و خرم شدن باغ و بوستان های پژمرده است که در واقع رستاخیز منظم طبیعت است (حج، ۵؛ فصّلت، ۳۹). در آیات پایانی سورۀ یس داستان کسی آمده است که استخوانی پوک در دست داشت و نزد پیامبر (ص) آمد و گفت چه کسی این استخوان های پوک را زنده می کند؟ پاسخ آمد که همان کس که اول بار آن را آفرید که او به هر آفرینشی داناست (یس، ۷۹). از منظر کلامی نیز ادلۀ فراوانی برای اثبات معاد ارائه شده است که از آن جمله است ۱. اثبات تجرد (غیر مادی بودن) روح و این که پس از متلاشی شدن پیکر آدمی روحش به حیات خود ادامه می دهد. از اهمّ این ادله ۲. غایتمندبودن فعل خداوند و حکمت او در آفرینش اشیاء (برهان حکمت)؛ ۳. عدالت خداوند پاداش دادن به نیکوکاران و جزا دیدن بدکاران را اقتضا می کند (برهان عدالت) این دو برهان اخیر در قرآن ذکر شده اند. در این که معاد فقط روحانی است یا هم جسمانی و هم روحانی میان متکلمان و حکما اختلاف است. ادلۀ دینی معاد جسمانی را اثبات می کند، اما تحلیل عقلی آن از دشوارترین مسائل کلامی است. نخستین بار ملاصدرا با تأسیس اصول دوازده گانه ای، راهی نو برای اثبات معاد جسمانی مطرح کرد. در مسیحیت به فرجام زمین و زمان، رستاخیز مردگان، دجّال، بازگشت عیسای مسیح برای براندازی دجّال و نتیجۀ تاریخ درپی نابودی دنیا پرداخته می شود. مسیح، دجّال را برخواهد انداخت و همگان را در معرض قضاوت خداوند قرار خواهد داد. عقیده به آخرت در بسیاری از تمدن های باستانی وجود داشته است، خواه به صورت مبهم، مثلاً در میان یونانیان، و خواه با طول و تفصیل، مثلاً در تمدن مصر. و همراه آن، با درجات مختلف صراحت یا ابهام، مفهوم جزا شکل گرفته است، به این معنا که انسان، پس از توقفی در برزخ، به بهشت یا دوزخ راه خواهد برد. آموزۀ مسیحی، ریشه در عهد عتیق و اندیشۀ یهودی دارد که عیسی با اعتقاد به این که روزی به عنوان قاضی نهایی بازخواهد گشت آن را شرح و بسط داده است. آموزۀ یهودی خود از پیشگویی های مسیحیایی و تعلیمات مکاشفه ای که از قرون ۲پ م تا زمان عیسی رواج داشت تغذیه کرده است. محققان به تازگی بر توجه اخروی کل زندگی و عبادات مسیحیان اولیه تأکید کرده اند. برای آن ها آخرت از پیش آغاز شده بود، زیرا به عقیدۀ آن ها با نزول روح القدس در کلیسا مسیح بازگشته بود. این اعتقاد را «آخرت متحقق» نامیده اند. در ادیان بودا و هندو عقیده به چرخۀ بی پایانی از آفرینش و نابودی و بازآفرینی عالم در طول میلیون ها سال دیده می شود.

ارتباط محتوایی با معاد

معاد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تحقیق معاد   • معاد در قران   • معاد چیست   • اهمیت معاد   • داستانی در مورد معاد   • معاد ویکی پدیا   • معاد به زبان ساده   • تعریف معاد   • معنی معاد   • مفهوم معاد   • معرفی معاد   • معاد یعنی چی   • معاد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معاد
کلمه : معاد
اشتباه تایپی : luhn
آوا : ma'Ad
نقش : اسم
عکس معاد : در گوگل


آیا معنی معاد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )