انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 896 100 1

معنی معاصر در لغت نامه دهخدا

معاصر. [ م َ ص ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُعصِر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ِ معصر به معنی دختری که به رسیدگی حیض نزدیک باشد. (آنندراج ).و رجوع به مُعصِر شود. || ج ِ مَعصَرَة. (بحرالجواهر) (اقرب الموارد). و رجوع به معصرة شود.

معاصر. [ م ُ ص ِ ] (ع ص ) هم عهد و هم زمانه. (غیاث ) (آنندراج ). هم عصر و هم زمانه. ج ، معاصرین. (ناظم الاطباء).

معنی معاصر به فارسی

معاصر
همعصر، همدوره، همزمان
(اسم) کسی که بادیگری در یک عصر و زمان زندگی میکند هم دوره هم زمان : و بدین نکته اقرار میدهد که پرگویی عطار که معاصران او میگفتهانداز مقول. گفتار مکثاران دیگر نیست . جمع : معاصرین
هم عهد و هم زمانه هم عصر و هم زمانه
عبارتست از حوادث زمان ما یا منسوب به ازمنه ایکه هنوز شواهد و آثار آن موجود باشد .
[هنرهای تجسمی] ← هنرهای معاصر
[contemporary arts] [هنرهای تجسمی] هنر امروزینی که از قواعد تثبیت شده پیروی نمی کند متـ . هنر معاصر

معنی معاصر در فرهنگ معین

معاصر
(مُ ص ) [ ع . ] (اِفا.) هم عصر، هم زمانه .

معنی معاصر در فرهنگ فارسی عمید

معاصر
هم عصر، هم دوره، هم زمان.

معاصر در جدول کلمات

معاصر
همزمان
بانوی نقاش معاصر ایرانی
ایران درودی
خانم نویسنده معاصر هندی
نرگس دالال
خوشنویس معاصر خط نستعلیق
کلهر
دانشمند اتمی معاصر آمریکایی
اتوهان
دانشمند ایرانی معاصر غزنویان
بیرونی
ساز استان ( همایون خرم ) نوازنده چیره دست و معاصر کشورمان
ویولون
سریالی درباره تاریخ معاصر به کارگردانی بهمن زری نپور با بازی امین زندگانی | سولماز غنی | مینا جعفرزاده | اسماعیل شنگله | محمود عزیزی و امیر رضا دلاوری در سال 8
پایان نمایش
شاعر معاصر افغانستان
سید ابو طالب مظفری
شاعر معاصر ایرانی
اعتصامی, سهراب سپهری , فروغ فرخزاد , آتشی

معنی معاصر به انگلیسی

contemporary (اسم)
معاصر
contemporary (صفت)
هم زمان ، معاصر ، هم دوره
contemporaneous (صفت)
هم زمان ، معاصر ، مقارن ، هم عصر
current (صفت)
رایج ، روان ، متداول ، معاصر ، جاری ، باقی ، شایع ، تزند ، سیال

معنی کلمه معاصر به عربی

معاصر
معاصر

معاصر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی معاصر

سید ١٣:٣٢ - ١٣٩٦/٠٦/٠٢
متاخر
|

مرتضئ ١٩:٠٢ - ١٣٩٦/١٠/٢٩
کنونی
|

همان ١١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٤/٢٦
مدرن، مدرنیسم
|

عسل ١٦:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
هم زمان ،هم دوره
|

عسل ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩
هم زمان، هم دوره
|

فاضل ٢٠:٥٨ - ١٣٩٧/١١/١٥
هم عصر. هم دوره.همزمان
|

شهریار آریابد ١١:٢٠ - ١٣٩٧/١٢/٠١
در پهلوی " هنیام " برابر نسک اردویراف نامه از رشید یاسمی
|

پیشنهاد شما درباره معنی معاصر



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معاصر در جدول   • تاریخ معاصر ایران pdf   • معنی معاصر   • تحقیق در مورد تاریخ معاصر ایران   • معاصر چیست   • خلاصه تاریخ معاصر ایران   • کتاب تاریخ معاصر ایران   • تاریخ معاصر ایران سوم دبیرستان   • مفهوم معاصر   • تعریف معاصر   • معرفی معاصر   • معاصر یعنی چی   • معاصر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معاصر
کلمه : معاصر
اشتباه تایپی : luhwv
آوا : mo'Aser
نقش : صفت
عکس معاصر : در گوگل


آیا معنی معاصر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )