انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1066 100 1

معبود

/ma'bud/

مترادف معبود: مورد پرستش ، خدا، پروردگار

متضاد معبود: عابد، پرستشگر

برابر پارسی: دلبر، یار، دلدار، نگار، پرسته

معنی معبود در لغت نامه دهخدا

معبود. [ م َ ] (ع ص ) پرستش کرده شده. (آنندراج ). پرستش شده. (ناظم الاطباء). آنکه او را پرستند. عبادت شده.پرستیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
داده است بدو ملک جهان خالق معبود
با خالق معبود کسی را نبود کار.
منوچهری.
|| خداوند تبارک و تعالی. (ناظم الاطباء). خدا. خدای تعالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
چهارم نطق گویایی صفات ذات معبود است
به پنجم پای پوئیدن به سوی کعبه ٔ جانان.
ناصرخسرو.
چو دانستی که معبودی ترا هست
بدار از جستجوی چون و چه دست.
نظامی.

معنی معبود به فارسی

معبود
پرستیده شده، پرستش شده
( اسم ) پرستش کرده شده پرستیده خدا : شرک بزبان شریعت آنست که باعتقاد معبودی دیگر گیری .

معنی معبود در فرهنگ معین

معبود
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) پرستیده شده .

معنی معبود در فرهنگ فارسی عمید

معبود
۱. پرستیده شده، پرستش شده.
۲. خداوند.

معبود در جدول کلمات

معبود
اله
معبود | ایزد
اله
گاو معبود مصریان باســتان
اپیس

معنی معبود به انگلیسی

idol (اسم)
لافزن ، بت ، صنم ، معبود ، خدای دروغی ، دغل باز

معنی کلمه معبود به عربی

معبود
معبود

معبود را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آنا ٠١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٣
یار.دلبر.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی معبود در جدول   • معنی فاتح   • معنی یعقوب فرانسوی   • معنی کلمه مفتوح   • معنی کلمه فاتح   • معنی رستنی   • معنی رام نشدنی   • کنایه از کوکبه وجلال   • مفهوم معبود   • تعریف معبود   • معرفی معبود   • معبود چیست   • معبود یعنی چی   • معبود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معبود
کلمه : معبود
اشتباه تایپی : luf,n
آوا : ma'bud
نقش : صفت
عکس معبود : در گوگل


آیا معنی معبود مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )