انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 890 100 1

معنی اسم معتمد

اسم: معتمد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: moetame (a) d) (عربی) مورد اعتماد، (در اعلام) ابوالعباس احمدبن جعفرالمعتمد علی الله پانزدهمین خلیفه ی عباسی - اعتماد کننده، نام یکی از خلفای عباسی که همزمان با لیث صفاری بوده است

معنی معتمد در لغت نامه دهخدا

معتمد. [ م ُ ت َ م َ ](ع ص ) اعتمادکرده شده. (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مورد اعتماد،ثقه. امین. استوار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : اگر او را برانداخته آید و معتمدی از جهت خداوند در آنجا نشیند پادشاه را خزانه ٔ معمور و لشکر بسیار برافزاید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 320). در روزگار امیر عبدالرشید از جمله ٔ همه ٔ معتمدان و خدمتکاران اعتماد بروی افتاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 105). فضل به خانه باز آمد و خالی بنشست و آنچه نبشتنی بود نبشت و کار راست کرد و معتمدی را با این فرمانها نزدیک طاهر فرستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 136). هر روز نوع دیگر می گفت و امیر نومید می شد و کارها فروبماند تا جوانی را که معتمد بود پیشکار امیر کرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 363). باکالیجار صد سوار از عجمیان خویش راست کرد و صد غلام ترک و معتمدی از آن قاضی. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 119). تا جولاهگان از بهر دیوان بافند و معتمد دیوان ضبط می کند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 146). و بیاعان معتمد باشند که قیمت عدل بر آن نهند.(فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 146).و معتمدی به نزدیک انوشیروان فرستاد. (کلیله و دمنه ). معتمد قاضی همان فصل روز اول تازه گردانید. (کلیله و دمنه ). پس روی به معتمدان قابوس کرد و گفت این جوان در فلان محلت... بر دختری... عاشق است. (چهارمقاله ). معتمدی از بهر قضای حاجات و قیام به مهمات ایشان نصب فرمود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 375). چون او را به معتمد سلطان سپردند او را با تخت بندی که داشت به جانب غزنه بردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 345). عمال و معتمدان او در انبارهای غله باز کردند و غله ها بریختند و بر فقرا و مساکین صرف کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 330 و 331).
هیچ دل از حرص و حسد پاک نیست
معتمدی بر سر این خاک نیست.
نظامی.
بعداز آن پرسید امنا و معتمدان شما کیستند. (جهانگشای جوینی ). از روی بی حرمتی واذلال بدیشان تعلقی نمی ساختند و مطالبت مال از معتمدان آن قوم می رفت. (جهانگشای جوینی ). ملک زاده را بر حال تباه او رحمت آمد خلعت و نعمت داد و معتمدی با وی بفرستاد تا به شهر خویشش رسانیدند. (گلستان ). || تکیه کرده شده. (ناظم الاطباء). مُعَوَّل. (منتهی الارب ). سَنَد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

معتمد. [ م ُ ت َ م ِ ] (ع ص ) اعتمادکننده بر کسی. (غیاث ) (آنندراج ). || تکیه کننده. (ناظم الاطباء).

معنی معتمد به فارسی

معتمد
احمد بن المتوکل پانزدهمین خلیفه عباسی . از ۲۵۶ تا ۲۷۹ خلافت کرد وی معاصر با یعقوب لیث صفاری بوده است.
( اسم ) اعتماد کننده بر کسی جمع : معتمدین
میرزا عبدالوهاب معتمد الدوله نشاط اصفهانی . ادیب شاعر و نویسنده ای توانا بود. در غزل های خوب خود بیشتر نظر به سعدی داشته و در نهضت ادبی ایران هم سهم بسزائی دارد وی معاصر فتحعلیشاه قاجار بود. اشعار و منش آت او بنام گنجینه معروف است . در سال ۱۲۴۴ ه.ق . وفات کرد و تاریخ وفات او را ( از قلب جهان نشاط رفته ) گفته اند
احمد بن متوکل علی الله ملقب به المعتمد علی الله مکنی به ابوالقاسم پانزدهمین خلیفه عباسی .
کسی که مورد اعتماد است : استوار ( برای مذکر آید ) : ....تا باوج اردات برسید و مقرب حضرت ومشارالیه و معتمدت علیه گشت .
آنکه بر وی در چیزی اعتماد می کنند صادق و امین و با دیانت و درست است .
آنکه مورد اعتماد است ( برای مونث و جمع می آید ) : و نسخه های درست و معتمد علیها حاصل کرد .

معنی معتمد در فرهنگ معین

معتمد
(مُ تَ مَ) [ ع . ] (اِمف .) کسی که مورد اعتماد است .
(مُ تَ مِ) [ ع . ] (اِفا.) اعتمادکننده .

معنی معتمد در فرهنگ فارسی عمید

معتمد
۱. کسی یا چیزی که به آن اعتماد کنند.
۲. کسی که مورد اعتماد واقع گردیده و کاری به او سپرده شده.

معتمد در دانشنامه اسلامی

معتمد
پانزدهمین خلیفه عباسی “ابوالعباس احمدبن متوکل” ملقب به «المعتمد باالله» در سال 231 هـ.ق از ام ولدی به نام «فتیان» متولد شد.
محققان، عصر دوم عباسی (که از سال 232 هـ.ق آغاز می شود و تا سال 334 هـ. ادامه می یابد) را دوران ضعف خلافت عباسی و از بین رفتن تدریجی هیبت آن می دانند.در این زمان با نفوذ ترکان در دستگاه حکومتی و در اختیار گرفتن امور قدرت خلفا به شدت کاهش یافت. حکومتهای مستقلی از بدنه خلافت جدا شدند، آل بویه در فارس و اصفهان و جبال، حمدانیان در موصل و حلب، “محمدبن طفج” (اخشیه) در مصر و شام و “نضربن احمد سامانی” بر خراسان حاکم شدند. در نتیجه وسعت خلافت کاهش یافت.اما خلافت در فاصله سالهای 256 تا 295 هـ.ق یعنی دوران خلافت “معتمد”، “معتضد” و “مکتفی”، بخش مهمی از قدرتش را بازیافت. این دوره را «دوران بیداری خلافت» نام نهاده اند.
وی در سال 256 هجری به خلافت رسید.و تا سال 279 هـ. امر حکومت را بر عهده داشت. در خصوص بیعت با وی در منابع آمده است: «دوران “مهتدی” (پدر معتمد)، ترکان تسلط شدیدی بر حکومت داشتند. "مهتدی" تصمیم گرفت، برای رهایی از دست آنان، فرماندهان آنها را به وسیله یکدیگر سرکوب کند. اما تلاش وی شکست خورد و ترکان برای رهایی از دست او هم صدا شدند، "مهتدی" را به قتل رساندند و با "ابوالعباس احمدبن متوکل" بیعت کردند و او را «معتمد» لقب دادند."طبری" زمان بیعت با "معتمد" را یک جا روز سه شنبه 13 ماه رجب سال 256 هـ. و در جای دیگر روز سه شنبه 14 روز مانده از رجب همان سالذکر کرده است. دوره نسبتاً طولانی خلافت "معتمد"، نشان از ثبات و قدرت نسبی خلافت عباسی در این دوره دارد. طراوتی که به قول "حمدالله مستوفی" در دوران خلافت معتمد پیدا شد، مدیون کیاست و تدابیر برادر خلیفه "احمدبن متوکل" (موفق) بوده است. "معتمد" پس از قدرت گیری، امر اداره لشکر و امر ولایت بر مناطق مهمی چون کوفه، مکه و مدینه، یمن، بغداد، بصره، اهواز، فارس و... را به برادرش موفق واگذار کرد.
پس از مرگ مهتدی ترک ها معتمد را که در قصر محبوس بود به خلافت انتخاب کردند، او مدتی بعد ولیعهدی را به فرزند خود جعفر داد و لقب او را مفوض کرد و برادر را از پس او ولیعهد کرد و موفق لقب داد و قلمرو دولت عباسی را میان پسر و برادر تقسیم کرد. ولایت های شرقی را به موفق داد و ولایت های غربی را به مفوض تسلیم کرد و موسی بن بغا را بدو پیوست و ولایت مصر و افریقیه و شام و جزیره و موصل و ارمنستان و جز آن را خاص وی کرد که بنام مفوض حکومت کند و موسی بن عبیدالله را دبیر وی کرد و مقرر داشت تا موفق و مفوض هر یک به ناحیه خویش پردازند و در کار هم دخالت نکنند و خرج قلمرو خویش را از خراج آن بدهند
معتمد دستور داد تا نامه بیعت را بنوشتند و در کعبه آویختند ولی موفق از این کار خوشدل نشد که ضمیرش با برادر صاف نبود و او را لایق خلافت نمی شمرد و چون ولیعهدی را پیش از او به فرزند خویش داد کینه او بزرگ شد و چون نفوذش بیفزود دولت وضعی عجیب پیدا کرد، معتمد و برادرش موفق خلافت را به شرکت داشتند خطبه و سکه و عنوان امیرمؤمنان از معتمد بود و امر و نهی و فرماندهی سپاه و حفظ حدود و تعیین وزیران را موفق می کرد و معتمد به هوسهای خود سرگرم بود.
سیوطی گوید: «معتمد به لهو و هوس فرو رفته بود و از کار رعیت غافل بود، مردم از او بیزار شدند و محبت موفق را بدل گرفتند».
موسی بن بغا سردار ترک در دولت معتمد نفوذی عجیب داشت. وی فرزند بغای بزرگ بود که به دوران معتصم به صف فرماندهان سپاه درآمد و در پیکارها از خلافت دفاع کرد و شایستگی بسیار نمود و کارش بالا گرفت و با خاندان خلافت وصلت کرد و پسرش چنان که طبری گوید پسر خاله متوکل بود.
موسی زندگانی را از سپاهی گری آغاز کرد و پیش همی رفت تا به صف سرداران درآمد و در آن فتنه ها که ترکان بر ضد خلیفگان می کردند، نقش عمده داشت گاه از خلافت دفاع می کرد و زمانی با توطئه گران بر ضد خلیفه همدست می شد و گاه نیز از طرف خلیفه به فرونشاندن شورش ها مامور می شد و چون معتمد بخلافت رسید با ترکان و بخصوص سردارشان، موسی راه ملایمت پیش گرفت و او را بنواخت و اکرام کرد و به سال 259 بجنگ سالار زنگان فرستاد و او را تا بیرون سامره بدرقه کرد و خلعت داد و چون ولیعهدی را به فرزند خویش داد موسی را بدو پیوست و در حقیقت وی دست راست مفوض و موفق بود تا به سال 264 که مرگش در رسید.
«معتمد الاصول»، تقریرات قسمتی از مباحث اصول فقه امام خمینی رحمة الله علیه است که در قالب درس خارج ارائه و توسط آیة الله محمد فاضل لنکرانی، به زبان عربی تالیف شده است.
«معتمد الاصول»، تقریرات قسمتی از مباحث اصول فقه امام خمینی(ره) است که در قالب درس خارج ارائه و توسط آیة اللّه، محمد فاضل لنکرانی، به زبان عربی تألیف شده است.
جلد اول کتاب، مشتمل بر هشت مقصد است که هر مقصد نیز از فصول یا اوامری تشکیل شده است. در جلد دوم، مباحث به صورت موضوعی طرح و مشتمل بر فصول متعددی است.
کتاب، با مقدمه ای از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی آغاز می شود که در آن، دو مکتب اصولی آخوند خراسانی و نایینی، به دلیل خلط میان تکوین و تشریع و وحدت حقیقی و وحدت اعتباری و عدم دریافت صحیحی از مسائل فلسفی مرتبط با اصول فقه مورد نقد قرار گرفته است.
از نظر نویسنده، امام خمینی تنها کسی است که به خاطر آشنایی عمیقش با مسائل فلسفی، توانست این نواقص را مرتفع و با تأسیس مکتبی میانه که در عین عرف گرایی بر پایه های فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه تکیه داشت، بسیاری از معضلات اصولی و فلسفی اصولیان را حل کند.
در ادامه، از محمد فاضل به عنوان یکی از تربیت شدگان مکتب اصولی خمینی یاد گردیده که طی سالیان دراز از آبش خورهای فقهی و اصولی اش سیراب گشته و بسیاری از مباحث وی و از جمله اثر حاضر را در زمان اقامت در قم به رشته تحریر درآورده است. گرچه صدر و ذیل معتمد الاصول افتاده، اما به لحاظ عاری بودن از حشو و زواید و نیز سلامت و روانی قلم مقرر، مؤسسه تنظیم و نشر را به چاپ آن وادار کرده است.
«معتمد الاصول»، تقریرات قسمتی از مباحث اصول فقه امام خمینی رحمة الله علیه است که در قالب درس خارج ارائه و توسط آیة الله محمد فاضل لنکرانی، به زبان عربی تالیف شده است.
جلد اول کتاب، مشتمل بر هشت مقصد است که هر مقصد نیز از فصول یا اوامری تشکیل شده است. در جلد دوم، مباحث به صورت موضوعی طرح و مشتمل بر فصول متعددی است.
گزارش محتوا
...
کتاب معتمد الشیعة فی احکام الشریعة نوشته مولی محمد مهدی بن ابی ذر نراقی (م ۱۲۰۹ ق) به زبان عربی و در موضوع فقه استدلالی می باشد.
مباحث کتاب به ابواب و سپس به ابحاث و سپس به فصول تقسیم شده است. از تاریخ دقیق تالیف کتاب اطلاع دقیقی در دست نیست اما با توجه به ارجاع بعضی از مطالب کتاب به کتاب « اللوامع » وی، این کتاب پس از اللوامع نوشته شده است. مباحث کتاب شامل آبها، نجاسات و احکام آن، مطهرات ، طهارت از خبث و حدث ، غسلهای جنابت ، میت ، مس میت ، حیض ، نفاس ، استحاضه و غسلهای مستحبی و قسمتی از بحث تیمم می باشد. مؤلف درباره ی کتابش می نویسد: و لو تاملت فیه لوجدت من فصاحة اللفظ و تحقیق المعنی ما لم یسمع به ثواقب الانظار، فی مدی الدهور و الاعصار. فرزند وی مولی احمد نراقی در کتاب مستند الشیعة مکررا به این کتاب استناد نموده است. مؤلف در این کتاب اقوال فقهای قبل از خود را به صورت مفصل بیان و بررسی نموده است و نام کتب بزرگانی همچون شیخ مفید ، سید مرتضی ، شیخ طوسی ، قاضی ابن براج ، محقق حلی ، علامه حلی ، شهید اول و شهید ثانی بارها ذکر شده است.
علامه مولی محمد مهدی بن ابی ذر نراقی(م 1209 ق)
کتاب موجود در برگیرنده ی قسمتی از مباحث کتاب الطهارة تا مبحث مستحبات تیمم است. مؤلف مباحث فقهی را نه به صورت مفصل و نه مختصر بلکه در حد نیاز و با متنی روان به گونه ی فقه استدلالی تدوین نموده است. طرح مباحث دقیق اصولی، فقه الحدیث روایات، بررسی و استقراء اقوال و نظریات فقها همراه با نظم در بیان مطالب از ویژگیهای مهم کتاب می باشد.
مباحث کتاب به ابواب و سپس به ابحاث و سپس به فصول تقسیم شده است.
از تاریخ دقیق تألیف کتاب اطلاع دقیقی در دست نیست اما با توجه به ارجاع بعضی از مطالب کتاب به کتاب «اللوامع» وی، این کتاب پس از اللوامع نوشته شده است.
مباحث کتاب شامل آبها، نجاسات و احکام آن، مطهرات، طهارت از خبث و حدث، غسلهای جنابت، میت، مس میت، حیض، نفاس، استحاضه و غسلهای مستحبی و قسمتی از بحث تیمم می باشد.
کتاب معتمد الشیعة فی احکام الشریعة نوشته مولی محمد مهدی بن ابی ذر نراقی (م ۱۲۰۹ ق) به زبان عربی و در موضوع فقه استدلالی می باشد.
مباحث کتاب به ابواب و سپس به ابحاث و سپس به فصول تقسیم شده است. از تاریخ دقیق تالیف کتاب اطلاع دقیقی در دست نیست اما با توجه به ارجاع بعضی از مطالب کتاب به کتاب « اللوامع » وی، این کتاب پس از اللوامع نوشته شده است. مباحث کتاب شامل آبها، نجاسات و احکام آن، مطهرات ، طهارت از خبث و حدث ، غسلهای جنابت ، میت ، مس میت ، حیض ، نفاس ، استحاضه و غسلهای مستحبی و قسمتی از بحث تیمم می باشد. مؤلف درباره ی کتابش می نویسد: و لو تاملت فیه لوجدت من فصاحة اللفظ و تحقیق المعنی ما لم یسمع به ثواقب الانظار، فی مدی الدهور و الاعصار. فرزند وی مولی احمد نراقی در کتاب مستند الشیعة مکررا به این کتاب استناد نموده است. مؤلف در این کتاب اقوال فقهای قبل از خود را به صورت مفصل بیان و بررسی نموده است و نام کتب بزرگانی همچون شیخ مفید ، سید مرتضی ، شیخ طوسی ، قاضی ابن براج ، محقق حلی ، علامه حلی ، شهید اول و شهید ثانی بارها ذکر شده است.
رموز کتاب
در این کتاب بسیاری از فقها و کتابهایشان به صورت رمز یاد شده اند که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می شود:قاضی: قاضی ابن براجتهذیبین: استبصار و تهذیبالحلی: ابن ادریسمحقق: محقق حلی (محقق اول)فاضل: علامه حلیولد فاضل: فخر المحققینفاضلین: علامه حلی و محقق حلیالشهید: شهید اولثانیان: شهید ثانی و محقق ثانی
ویژگی کتاب
کتاب موجود در برگیرنده ی قسمتی از مباحث کتاب الطهارة تا مبحث مستحبات تیمم است. مؤلف مباحث فقهی را نه به صورت مفصل و نه مختصر بلکه در حد نیاز و با متنی روان به گونه ی فقه استدلالی تدوین نموده است. طرح مباحث دقیق اصولی، فقه الحدیث روایات، بررسی و استقراء اقوال و نظریات فقها همراه با نظم در بیان مطالب از ویژگیهای مهم کتاب می باشد.
مشاهده آنلاین کتاب
...
معتمد العروة الوثقی، تقریرات درس خارج «حج» آیت الله سید ابوالقاسم خویی است که توسط سید رضا خلخالی، به زبان عربی در دو مجلد نگارش شده است.
شیوه نگارش کتاب، بدین ترتیب است که مطالب عروه در بالای صفحه و شرح و توضیح عبارات در ذیل صفحات ذکر شده است.
تشویق شاگردان به تقریرنویسی و طولانی بودن سال های تدریس آیت الله خویی و تربیت شاگردان فراوان سبب شد تا افراد بسیاری تقریرات درس های او را تدوین کنند. مهم ترین تقریرات چاپ شده درس فقه او، یا به ترتیب مباحث مکاسب شیخ انصاری و یا بر محور العروة الوثقی است.
در کتاب دانشنامه جهان اسلام، دسته بندی خوبی از تقریرات درس آیت الله خویی انجام گرفته که محقق ارجمند می تواند به آدرس پیشین مراجعه نماید.
از مهم ترین شاخص های فقه خویی، اعتماد به خبر صحیح و حجیت خبر ثقه است؛ ازاین رو وی بیش از فقهای پیش از خود در نجف به علم رجال توجه نشان داد. او به گزینش راویان و شناخت راویان ثقه و ضعیف و استوارسازی قواعد حدیث و ضوابط اعتماد بر حدیث صحیح در ابواب فقه پرداخت. مبانی و دیدگاه های اصولی وی در رویکرد رجالی اش نیز تأثیر گذاشت. او به تبع حجت ندانستن شهرت و اجماع منقول، به حجیت خبر ثقه (نه خبر موثوق) اعتقاد داشت و معیار حجیت حدیث را صرفاً وثاقت رجال سند می دانست. خویی ازآن رو که در بسیاری از دیدگاه های رجالی مبتنی بر ثقه شمردن راویان مناقشه کرده بود، در پذیرش روایات، سخت گیری می کرد؛ مثلاً او توثیقات عام، مانند قول به وثاقت تمامی اصحاب امام صادق(ع)، مذکور در رجال طوسی، وثاقت هرکه وکیل امام معصوم بوده است، وثاقت مشایخ اجازه و وثاقت راویان کثیرالروایه از امام معصوم را نپذیرفت و ادله آنها را مخدوش دانست.
آیت الله خویی در معتمد العروة نیز گاه نظرات سید یزدی را نپذیرفته و روایات مورد استناد وی را ضعیف دانسته است؛ به عنوان نمونه صاحب عروه با استناد به روایت فضل بن شاذان، استخفاف به حج را از کبائر دانسته است. آیت الله خویی این روایت را ضعیف السند دانسته و اعتماد بر آن را صحیح نمی داند.
معتمد عباسی در سالهای ۲۵۶-۲۷۹ق حکومت می کرد. او تعمیراتی در مسجدالحرام انجام داد.
معتمد افزایش ها و تعمیراتی در مسجدالحرام صورت داد. و به سال ۲۵۷ق. مسجد خیف را تعمیر کرد.
محمد بن معتمد خان بدخشانی حارثی، معروف به حارثی، متوفی 1126ق، محدث، حافظ و شخصیتی است که در اواخر قرن یازده هجری، در هندوستان به سر می برده و در زمینه حدیث کار می کرده است
وی آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته که در خرد و ذکاوت و ژرف نگری یگانه بوده است. در حدی که بزرگان رجال و حدیث، او را چهره ممتاز شمرده و تألیفات و تصنیفاتش را ستوده اند. وی در سرزمینی می زیسته که به دلیل دور بودن از مراکز دینی، میراث علمی آن مهجور و مغفول مانده و مدفون گردیده اند و جای تأسف اینجاست که این علوم و سرمایه های علمی از آن مرز و بوم به سایر اقطار عربی و اسلامی نتوانست راه پیدا نماید، مگر اندکی از آن آثار و سرمایه های فرهنگی، نظیر تألیفات حافظ بدخشانی که خود از چهره های درخشان و نوابغ روزگار و از سرمایه های علمی بوده است، اما کمتر افکار بلند و عمیق ایشان مورد توجه ارباب فضل و دانش قرار گرفته است؛ زیرا وی در یک جو که فضای تعصب، تحجر و کینه توزی نسبت به طایفه امامیه اثناعشریه آسمان را تیره و تار ساخته بود، توانست بدون تعصب، دغدغه، تنگ نظری و گرایش به مذهب خاصی، آثار به این عظمت را بیافریند
وی در زمینه و شناخت حدیث، زحمات زیادی را متحمل شده، تا جایی که در آغاز جوانی، مرارت و تلخی های فراموش نشدنی را از روزگار چشیده است. آن طور که خود می گوید سال ها گرفتار فقر مضاعف و حسودان سرسخت بود و بالاخره ناگزیر نزد پادشاه وقت از حسودان و شداید زندگی گلایه می کند. او نیز توجه ویژه خود را مبذول داشته تا از این وضعیت، اندک اندک بیرون می آید
او توانست گام های بلندی را در اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی و شناساندن اهل بیت پیامبر(ص) بردارد که اینک فضایل او را از زبان بزرگان حدیث و رجال می خوانیم:
بدخشانی، محمد بن معتمد، «حدیث ابرار از منظر اهل سنت در مدح اهل بیت اطهار(ع)، ترجمه نزل الأبرار بما صح من مناقب أهل البیت الأطهار»، ترجمه سید حسن احمدی نژاد، انتشارات هدی، قم، 1377.
حدیث ابرار از منظر اهل سنت در مدح اهل البیت اطهار (علیهم السلام) (ترجمه نزل الابرار)

ارتباط محتوایی با معتمد

معتمد در جدول کلمات

ساخته حسینعلی لیالستانی | جمشید مشایخی | داریوش ارجمند | فاطمه معتمد آریا | محمدرضا فروتن | باران کوثری و••
میزاک
ساخته حسینعلی لیالستانی | جمشید مشایخی | داریوش ارجمند | فاطمه معتمد آریا | محمدرضا فروتن | باران کوثری و•••
میزاک
ساخته دیگری از الوند با شرکت جهانگیر الماسی | حبیب اسماعیلی و فاطمه معتمد آریا
محموله
ساخته سیروس الوند در ساخته 66 با شرکت جهانگیر الماسی | حبیب اسماعیلی | فاطمه معتمد آریا و حمید طاعتی
محموله
ساخته علیرضا رییسیان با بازی فاطمه معتمد آریا و داریوش فرهنگ
سفر
ساخته محمدعلی سجادی در سال 66 با بازی بیژن امکانیان | حمید طاعتی و فاطمه معتمد آریا
گمشدگان
ساخته محمدعلی طالبی با بازی حسین محجوب و فاطمه معتمد آریا در سال 67
برهوت
ساخته همایون اسعدیان با بازی پرویز پرستویی | حبیب رضایی و فاطمه معتمد آریا
شوخی
ساخته کمال تبریزی با بازی فاطمه معتمد آریا | حسین سلیمانی و پرویز پرستویی
مهر مادری
فیلم اکران نشده مانی حقیقی با بازی هدیه تهرانی | فاطمه معتمد آریا و جمشید مشایخی
آبادان

معنی معتمد به انگلیسی

reliable (صفت)
راز دار ، موثق ، معتبر ، قابل اعتماد ، موتمن ، قابل اطمینان ، معتمد ، قابل اتکا ، مورد اطمینان
fiducial (صفت)
امانتی ، ثابت ، اعتمادی ، وابسته به امین ترکه ، معتمد
trustful (صفت)
اطمینان ، اعتماد ، معتمد

معنی کلمه معتمد به عربی

معتمد
جدير بالثقة , واثق

معتمد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی معتمد

مائده ٠٨:٥٣ - ١٣٩٥/١٠/٠٥
این واژه تازى (اربى) است و برابر پارسى آن اینهاست: اُسْتَوان Ostavan (پهلوى: معتمد، موثق، امین،مطمئن) ، اُستیک Ostik (پهلوى: معتمد ، محرم ، رازدار) ، خُست Xost(معتمد ، مطمئن، مورد اعتماد) ، ماتَکْوَر Matakvar(پهلوى: معتمد ، موثق و ...) ، اَویزند Avizand(پهلوى:
معتمد، مورد اعتماد، مطمئن) ، سِجْرونته Sejrunte (پهلوى :سجرونتگ : معتمد، مورد اعتماد/اطمینان) ، سِجْرونیک Sejrunik (پهلوى: اعتمادشده، معتمد، مطمئن) ، وابریگانVabarigan (پهلوى: قابل اعتماد ، معتمد ، معتبر) ، اَوِسپاریکAvesparik (پهلوى: مورد اعتماد و اطمینان)
، اَپَستامیک Apastamik (پهلوى: قابل اعتماد ، مورد اطمینان و اتکا ، معتمد)
|

رضا فتحی پور ٢٢:٢٠ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
رازشگر
|

شهریار آریابد ٠٩:٠٨ - ١٣٩٨/٠٢/١١
در پارسی " خست ، اپستامیک" در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی معتمد



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کشف حجاب فاطمه معتمد آریا   • فاطمه معتمد آریا کاشان   • فاطمه معتمد آریا بی حجاب   • احمد حامد   • فاطمه معتمد آریا و همسرش   • فاطمه معتمد آریا در جشنواره کن   • چرا فاطمه معتمد اریا ممنوع التصویر شد   • نریمان حامد   • معنی معتمد   • مفهوم معتمد   • تعریف معتمد   • معرفی معتمد   • معتمد چیست   • معتمد یعنی چی   • معتمد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معتمد
کلمه : معتمد
اشتباه تایپی : lujln
آوا : mo'tamed
نقش : اسم
عکس معتمد : در گوگل


آیا معنی معتمد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )