انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1093 100 1

معروف

/ma'ruf/

مترادف معروف: اسمی، بنام، خنیده نام، خوش نام، زبانزد، سرشناس، شناخته، شهره، شهیر، مشهور، نام آور، نامدار، نامور، نامی، نیکی، حسنه، دانسته ، منکر

متضاد معروف: گمنام

برابر پارسی: سرشناس، پرآوازه، شناخته، شناخته شده، نامدار، نامور

معنی معروف در لغت نامه دهخدا

معروف. [ م َ ] (ع ص ) مشهور و شناخته. خلاف منکر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شناخته شده و شهرت یافته و نامور. (ناظم الاطباء). مشهور. (اقرب الموارد). نامی. نامدار. نامبردار. بلندآوازه. روشناس. سرشناس. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
چگونه گیرد پنجاه قلعه ٔ معروف
یکی سفر که کند در نواحی لوهر.
عنصری.
اما حدیث قرمطی به از این باید که وی را بازداشتند بدین تهمت نه مرا و این معروف است.... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 181). در روزگار امیر مودود معروف تر گشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 255).
پیمانه ٔ این چرخ را همه نام است
معروف به امروز ودی و فردا.
ناصرخسرو.
گر زی تو قول ترسا مجهول است
معروف نیست قول تو زی ترسا.
ناصرخسرو.
ز فعل نیک باید نام نیکو مرد را زیرا
به داد خویشتن شد نز پدر معروف نوشروان.
ناصرخسرو.
این اردشیر ظالم و بدخوو خونخوار چند معروف را بکشت. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 73). به آبی رسید که به راهب معروف بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 43). مگر آنکه سخن گفته شود به عادت مألوف و طریق معروف. (گلستان ).
ندانی که در کرخ تربت بسی است
بجز گور معروف ، معروف نیست.
(بوستان ).
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده.
سعدی.
- گل معروف ؛ در بیت ذیل از فرخی به معنی سوری است چه پیش قدما آنگاه که گل گویند مراد گل سوری باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
از بس گل مجهول که در باغ بخندید
نزدیک همه کس گل معروف شد آخال.
فرخی (یادداشت ایضاً).
- معروف شدن ؛ شهرت یافتن. مشهور گشتن. شناخته شدن :
معروف شد به علم تو دین زیرا
دین عود بود و خاطر تو مجمر.
ناصرخسرو.
به مردی چو خورشید معروف از آن شد
که صمصام دادش عطا کردگارش.
ناصرخسرو.
زیرا که چو معروف شد این بنده سوی تو
مجهول بمانده ست ز بس جهل توسالار.
ناصرخسرو.
معروف شد حکایتم اندر جهان و نیست
با تو مجال آنکه بگویم حکایتی.
سعدی.
- معروف گشتن ؛ معروف شدن. شهرت یافتن :
معروف گشته از کف او خاندان او
چون از سخای حاتم طی خاندان طی.
منوچهری.
|| (اِ) نیکویی. (ترجمان القرآن ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). دهش و احسان. (ناظم الاطباء). احسان. (اقرب الموارد). || خیر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || هر چیزی را گویند از اطاعت خدای تعالی و تقرب به او و نیکویی به مردم که مشهور باشد. هر کار مشروع و روا و شایسته. (ناظم الاطباء). هرآنچه در شرع پسندیده باشد. (از تعریفات جرجانی ). ضد منکر است و آن هر چیزی است که در شرع پسندیده باشد و گویند هرآنچه نفس بدان خوشی و آرامش یابد و آن را نیک شمرد. (از اقرب الموارد): نماز را برپا داشتند و زکوة را دادند و به معروف حکم کردند و از منکر بازداشتند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 314).
سوی یزدان منکر است آنکو به تو معروف نیست
جز به انکار توام معروف را انکار نیست.
ناصرخسرو.
- امر به معروف ؛ امر کردن کسان برای انجام دادن واجبات شرعی. مردم را به طاعت خداو روی آوردن به اعمال مشروع و شایسته ٔ دین راهنمائی کردن. مقابل نهی از منکر : چه بسیار مردم بینم که امر به معروف کنند و نهی از منکر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 98). و رجوع به ترکیب بعد شود.
- امر معروف ؛ امر به معروف :
چو منکر بود پادشه را قدم
که یارد زد از امر معروف دم.
سعدی (بوستان ).
و رجوع به ترکیب قبل شود.
|| (ص ) در اصطلاح محدثان ، قسمی از مقبول است ، مقابل منکر و گفته اند معروف حدیثی را گویند که راوی ضعیفی برای کسی که اضعف از اوست روایت کرده باشد برطریق مخالف. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). در اصطلاح محدثان حدیثی است مقبول که راوی آن ضعیف بود و مخالف با حدیث دیگری باشد که ضعیف تر از آن است. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی ). || لفظی است که به هر دو زبان عربی و عجمی موضوع باشد بی تغییری چون مکه و مدینه و اکثر اسماء مواضع و اودیه و اعلام از این اقسام است اما آنچه از مختصر ابن حاجب مستفاد می شود این نوع داخل معرب است و اتفاق لغتین بعید است و اعلام موضوع نیست در لغت و از اینجاست که اعلام را از قسم حقیقت و مجاز خارج گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). || فعلی که نسبت به فاعل داشته باشد و مجهول فعلی باشد که نسبت به مفعول دارد. (غیاث ). در اصطلاح نحویان فعل معلوم را معروف نیز گویند. مقابل مجهول. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به معلوم شود. || (اصطلاح دستوری ) واو و یاء بر دو نوع بوده است : معروف و مجهول. واو و یاء چون کاملاً تلفظ می شد آنها را معروف نامیدند مانند واو در کلمات : فروز، تموز، شوخ ، کلوخ ، دور. و یاء در کلمات : بیخ ، جاوید، تیر، پیش ، ریش. (از دستور قریب و بهار و... ج 1 ص 13). و رجوع به مجهول شود. || مردی که بر دست ریش دارد. (مهذب الاسماء). صاحب دست کف ریش. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کسی که کف دست وی ریش باشد. (ناظم الاطباء). || (اِ) گوشه ای است از شعبه ٔ همایون. (تعلیقات بهجت الروح چ بنیاد فرهنگ ایران ص 132).

معنی معروف به فارسی

معروف
شناخته شده، مشهور ، ونیزبه معنی نیکی و کارنیک
۱ - ( اسم ) شناخته شده مشهور : عکرمه گفت : نام دوصنم اند که درمیان مشرکان معروف بودند . ۲ - کارنیک عمل خیر. ۳ - و اجب شرعی . یا امر به معروف . امرکردن کسان برای انجام دادن واجبات شرعی مقابل نهی از منکر . ۴ - معروف در مقابل مجهول است و شامل دو حرف میباشد : یا و او معروف . واوی است که بصورت - و تلفظ شود مانند : رو . یا یای معروف . یایی است که بصورت - ی تلفظ شود مانند : شیر ( بمعنی لبن ) .
از خوشنویسان معروف عهد شاهرخ تیموری است .
آمر به معروف . آنکه به کارهای نیک امر کند .
ابومحفوظ معروف بن فیروزان کرخی بغدادی. وفات او بسال ۲٠٠ ه.ق . در بغداد بود. گویند وی دربان علی بن موسی الرضا ( ع ) بوده است .
از پادشاهان بنی مرین مراکش
۱ - (مصدر) فرمودن دستور دادن مقابل : نهی . ۲ - ( اسم ) فرمان حکم فرمایش . جمع : اوامر . ۳ - کار شائ ن. جمع : امور. ۵ - دستور دادن اجری کاری است و آن بر دو قسم است : امر حاضر دال بر فرمودن کاریست بمخاطب (دو م شخص ). مفرد امر حاضر غالبا همان ریش. فعل است. امر حاضر دو صیغه دارد : مفرد جمع : کن کنید و غالبا با (ب) استعمال میشود : بخوان بخوانید . توضیح : منفی امر را (نهی ) گویند . امر غایب دال بر فرمودن کاریست بغایب (سوم شخص ) و آن با افزودن (د) و سوم شخص مفرد و(ند) ( سوم شخص جمع ) بمفرد امر حاضر ساخته شده : سوزد سوزند و غالبا با (به ) استعمال شود : برود بخوانند . ۶ - عالم امر . آفرینش بر دو نوع است : ملک و ملوک و آنرا خلق و امر گویند : در قر آن آمده . الاله الخلق و الامر (سور. اعراف آی. آی. ۵۳) عالم امر عبارت از ضد اجساد و اجسام است که قابل مساحت و قسمت و تجزی نیست : ( آنکه با شارت امر (کن ) بی توقف در وجود آمد .) (مرصاد العباد) یا امر مشترک . یا امر و نهی . ۱ - فرمودن و باز داشتن کسی را از کاری .۲ - امر بمعروف و نهی از منکر . ۳ - دستور دادن . ۳ - دستور دادن . ۴ - فعل امر و فعل نهی . یا امر خیر. ۱ - کار خیر . ۲ - عروسی . یا امر معروف امر بمعروف .امر کردن بکارهای نیک که در اسلام معروف شناخته شده مانند نماز و روزه و حج و زکات و غیره .
دهی از تبریز
تلفظ ( آی لاتین ) رابصورت ی مینوشتندومینویسیم و آنرا درقدیم یای معروف می نامیدند ( مقابل یای مجهول ماند: پذیر دلگیر پیر سی ( گیاه معروف ).

معنی معروف در فرهنگ معین

معروف
(مَ) [ ع . ] ۱ - (اِمف .) شناخته شده ، شهرت یافته . ۲ - کار نیک ، عمل ثواب . ، امر به ~ امر کردن کسان برای انجام دادن واجبات شرعی . مقابل نهی از منکر.

معنی معروف در فرهنگ فارسی عمید

معروف
۱. شناخته شده، مشهور.
۲. نیکی.
۳. [قدیمی] کار نیک.

معروف در دانشنامه اسلامی

معروف
معنی مَعْرُوفٍ: سازگار با عرف جامعه ي انساني - معروف(معروف به معناي هر عملي است که افکار عمومي آن را عملي شناخته شده بداند ، و با آن مانوس باشد ، و با ذائقهاي که اهل هر اجتماعي از نوع زندگي اجتماعي خود به دست مي آورد سازگار باشد ، و به ذوق نزند )
معنی حُنَيْنٍ: اسم بياباني است ميان مکه و طائف که غزوه معروف حنين در آنجا اتفاق افتاد
معنی مِيکَالَ: نام یکی از فرشتگان مقرب - ميکائيل (معروف است که ميکائيل امر باران و گياهان و روزی را به عهده دارد )
معنی مَّعْرُوفَةٌ: سازگار با عرف جامعه ي انساني - معروف(معروف به معناي هر عملي است که افکار عمومي آن را عملي شناخته شده بداند ، و با آن مانوس باشد ، و با ذائقهاي که اهل هر اجتماعي از نوع زندگي اجتماعي خود به دست مي آورد سازگار باشد ، و به ذوق نزند )
معنی سُوَاعاً: نامي يکي از پنج بت معروف که در زمان حضرت نوح پرستيده مي شدند اين بت متعلق به قبيله هذيل بوده است
معنی وَدّاً: نامي يکي از پنج بت معروف که در زمان حضرت نوح پرستيده مي شدند اين بت متعلق به قبيله كلب بوده است
معنی عُرْفِ: آن سنن و سيرههاي جميل جاري در جامعه است که عقلاي جامعه آنها را ميشناسند ، به خلاف آن اعمال نادر و غير مرسومي که عقل اجتماعي انکارش ميکند ، که اينگونه اعمال عرف معروف نبوده بلکه منکر است
معنی فَرْشاً: خردسالان چهارپايان ( در عبارت "مِنَ ﭐلْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً کُلُواْ "وجه اين تسميه يا اين است که از کوچکي مانند فرش زمينند ، و يا اين است که مانند فرش لگد ميشوند و ممكن است هم منظور همان فرش معروف باشد و آنوقت منظور از آيه مي شود چهارپايان پ...
معنی قَائِمِينَ: قيام کنندگان (در عبارت " وَﭐلْقَائِمِينَ وَﭐلرُّکَّعِ ﭐلسُّجُودِ "منظورکساني هستند که خود را براي عبادت خدا و نماز به تعب وزحمت مياندازند،هر جا کلمه قيام ذکر شود معناي معروف برخاستن به ذهن خطور ميکند که آن نيز به دو معنا است ، يکي ايستادن و يکي قبول ...
معنی شَطْرَ: بعض - قسمتي (منظور از بعض مسجد الحرام همان کعبه است ، واينکه صريحا نفرمود فول وجهک الکعبة و يا فول وجهک البيت الحرام براي اين بود که مقابل حکم قبله قبلي قرار گيرد چون شطر مسجد اقصي نيز منظور صخره اي معروف در آنجا بود ، نه همه آن مسجد )
معنی شَطْرَهُ: بعض آن - قسمتي از آن (منظور از بعض مسجد الحرام همان کعبه است ، واينکه صريحا نفرمود فول وجهک الکعبة و يا فول وجهک البيت الحرام براي اين بود که مقابل حکم قبله قبلي قرار گيرد چون شطر مسجد اقصي نيز منظور صخره اي معروف در آنجا بود ، نه همه آن مسجد )
معنی قَائِمُونَ: ايستاده -برپا -پا بر جا- ثابت قدم (عبارت"ﭐلَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ " به اين معني است که پاي شهادت خود مي ايستند و براي اداي گواهي هاي خود پايبند و متعهدند،هر جا کلمه قيام ذکر شود معناي معروف برخاستن به ذهن خطور ميکند که آن نيز به دو ...
ریشه کلمه:
عرف‌ (۶۹ بار)
معروف بن خرّبوذ، مرحوم کشی در رجال خود او را از اصحاب اجماع و از فقهای برجسته شیعه و در ردیف محمد بن مسلم و زرارة بن اعین دانسته است.
معروف از یاران امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیه السّلام) بوده است، و سجده های طولانی او ضرب المثل بوده است و شیخ کشی و دیگران روایاتی راجع به او در این باره نقل کرده اند. وی از بشیر بن تیم صحابی، ابی الطفیل و حکم بن مستور نیز روایت کرده است و حنان بن سدیر و عبدالله بن سنان و جمعی دیگر از او روایت می کنند.طبق نقل مؤلف مفتاح الکتب الاربعة روایاتی که به مباشرت از معصومان (علیه السّلام) در کتب اربعه دارد حدیث است. کشی روایاتی نقل می کند که دلالت بر مدح او دارد و علامه مامقانی از خبری که دلالت بر ذم او می کند به بهترین شکل جواب داده است.
دیدگاه علمای اهل سنت
علامه جلیل سید شرف الدین موسوی در المراجعات می نویسد: ذهبی در میزان الاعتدال نام وی را آورده و او را به راست گویی و تشیّع توصیف نموده است و با گذاردن نام رمز بخاری، مسلم و ابو داوود در کنار نام او به این نکته اشاره کرده است که احادیث وی را نگاشته اند. همچنین گفته: از ابو طفیل روایت نقل می کند و نیز گفته است: قلیل الحدیث است. ابو عاصم، ابو داوود، عبیدالله بن مؤمنی و دیگران از او حدیث نقل کرده اند و از ابو حاتم نقل کرده که احادیث او باید نوشته شود (یعنی صحیح و قابل استناد است).من می گویم: ابن خلکان در وفیات الاعیان وی را ذکر نموده و گفته است. او از موالیان و دوستان علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) است. پس از آن در تمجید و ستودن او عنان قلم را رها ساخته و از او حکایتی نقل کرده است که در ضمن آن آمده است:من به خدا روی آوردم و آنچه را داشتم در راه خدمت به مولایم علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) رها ساختم. ابن قتیبه هنگامی که در کتاب معارف، رجال شیعه را می شمارد، معروف را از آن به شما می آورد. مسلم به احادیث معروف استدلال می کند. احادیث او در قسمت حج کتاب صحیح که از ابو طفیل نقل نموده موجود است. سری سقطی از شاگردان اوست.
وفات
او در سال ۲۰۰ هـ. رحلت کرد.سال ۲۰۱ و ۲۰۴ نیز گفته شده است.برای آگاهی بیشتر درباره او به این منابع مراجعه کنید: برگرفته از: فصلنامه علوم حدیث، شماره ۶
مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ، از اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع)، از اصحاب اجماع و از اولین فقهای شیعه. چون در مکّه ولادت یافت به مکّی اشتهار دارد. معروف از راویانی است که هم نزد شیعه و هم اهل سنت توثیق شده است.
مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ مکی، از موالی آل عثمان بن عفان بود که از همین روی او را قرشی نیز خوانده اند. سفیان بن عیینه نام پدر وی را مُسکان ذکر کرده ولی مِزّی این نظر را درست نمی داند. معروف در نیمه دوم سده اوّل هجری در شهر مکّه متولد و دوران نوجوانی و جوانی را در همان شهر گذراند.
شیخ طوسی در کتاب رجالش یک بار او را از اصحاب امام چهارم (ع) و گاهی امامان پنجم و ششم(ع) دانسته است و بنابر تحقیق سید ابوالقاسم خویی چنین چیزی بعید نیست و سخن شیخ دقیق تر از دیگران است به این معنا که معروف زمان امام سجاد (ع) را درک کرده است ولی در آن زمان جایگاه علمی اش در عصر امام باقر و امام صادق را نداشته است.
مرحوم کشّی در رجال خود او را از اصحاب اجماع و از فقهای برجسته شیعه و در ردیف محمد بن مسلم و زرارة بن اعین دانسته است.
معروف از یاران امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهم السلام بوده است و سجده های طولانی او ضرب المثل بوده است و شیخ کشّی و دیگران روایاتی راجع به او در این باره نقل کرده اند. وی از بشیر بن تیم صحابی، ابی الطفیل و حکم بن مستور نیز روایت کرده است و حنان بن سدیر و عبدالله بن سنان و جمعی دیگر از او روایت می کنند.
طبق نقل مؤلف مفتاح الکتب الأربعة روایاتی که به مباشرت از معصومان علیهم السلام در کتب اربعه دارد حدیث است.
علامه جلیل سید شرف الدین موسوی در المراجعات می نویسد: ذهبی در میزان الاعتدال نام وی را آورده و او را به راستگویی و تشیّع توصیف نموده است و با گذاردن نام رمز بخاری، مسلم و ابوداود در کنار نام او به این نکته اشاره کرده است که احادیث وی را نگاشته اند. همچنین گفته: از ابوطفیل روایت نقل می کند و نیز گفته است: قلیل الحدیث است. ابوعاصم، ابوداود، عبیدالله بن مومنی و دیگران از او حدیث نقل کرده اند و از ابوحاتم نقل کرده که احادیث او باید نوشته شود. (یعنی صحیح و قابل استناد است)
من می گویم: ابن خلکان در وفیات الاعیان وی را ذکر نموده و گفته است. او از موالیان و دوستان علی بن موسی الرضا علیه السلام است. پس از آن در تمجید و ستودن او عنان قلم را رها ساخته و از او حکایتی نقل کرده است که در ضمن آن آمده است: من به خدا روی آوردم و آنچه را داشتم در راه خدمت به مولایم علی بن موسی الرضا علیه السلام رها ساختم.
ابن قتیبة هنگامی که در کتاب معارف، رجال شیعه را می شمارد، معروف را از آن به شما می آورد. مسلم به احادیث معروف استدلال می کند. احادیث او در قسمت حج کتاب صحیح که از ابوطفیل نقل نموده موجود است. سری سقطی از شاگردان اوست.
کشی روایاتی نقل می کند که دلالت بر مدح او دارد. و علامه مامقانی از خبری که دلالت بر ذم او می کند به بهترین شکل جواب داده است.
او در سال 200هـ. رحلت کرد.
معروف بن خربوذ، از راویان و شاگردان امامان سجاد، باقر و صادق (علیهم السّلام) است.
معروف بن خربوذ مکی او از راویان و شاگردان امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السّلام) بوده و جزو شش نفر از اصحاب اجماع امام پنجم می باشد. احادیثی در بیان جلالت شأن او وارد شده است، بلکه او از رازداران اهل بیت و از مردان عبادت پیشه بوده که آثار سجده های طولانی در جبین او هویدا بوده است.
منبع
سایت مجمع جهانی شیعه شناسی، برگرفته از مقاله «راویان امام صادق(علیه السلام) ۲»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۱۱/۳۰.    
...
ابومحفوظ معروف بن فیروز کوهی، مشهور به معروف کرخی از بزرگان مشایخ قرون اولیه اسلام است.
از طبقه اولی است و از قدمای مشایخ. استاد سریّ سقطی و غیر او، و کنیت وی ابومحفوظ است. نام پدر وی فیروز، و بعضی گفته اند فیروزان، و بعضی گفته اند معروف بن علی کرخی. پدر وی مولی بوده، دربان امام علی بن موسی الرّضا (رضی اللّه تعالی عنهما) و گویند که بر دست وی مسلمان شده بود. روزی بار داده بود، ازدحام کردند، در پای آمد و در آن هلاک گشت.
توصیه ها
وی گفته است که: «صوفی اینجا مهمان است. تقاضای مهمان بر میزبان جفاست.مهمان که بادب بود منتظر بود نه متقاضی.» شخصی معروف را گفت: «مرا وصیّتی کن!» گفت: «احذر ان لا یراک اللّه الّا فی زیّ مسکین.» شیخ الاسلام گفت که معروف کرخی روزی فرا خواهرزاده خود گفت که: «چون ترا به او حاجت بود، به من سوگند بر او ده!»و مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلّم) در دعا می گفت: «اللّهم انّی اسالک بحقّ السّائلین علیک، و بحقّ الرّاغبین الیک، و بحقّ ممشای الیک- به حق این گام های من بر تو.» و سئل معروف عن المحبه، فقال: «المحبّه لیست من تعلیم الخلق، انّما هی (من ) مواهب الحقّ و فضله.»
وفات
معروف با داود طایی (قدس الله روحه) صحبت داشته، و مات داود الطائیّ سنه خمس و ستین و مائه، و معروف در سنه ماتین از دنیا رفته. و قبر وی در بغداد است. به دعا کردن و زیارت و تبرّک به آنجا روند، و مجرّب است که هر که دعا کند مستجاب گردد.
منبع
...
معروف کرخی از بزرگان صوفیه در قرن دوم که وی را حلقه اتصال تصوف و تشیع معرفی کرده اند. بسیاری از فرقه های تصوف مانند نعمت اللّهیه و ذهبیه وی را سرسلسله خود معرفی و خود را متعلق به سلسله معروف کرخی مشهور به «سلسله السلاسل» می دانند. برخی منابع وی را آغازگر مکتب تصوف بغداد می دانند که نقش مهمی در انتقال تصوّف از زهد به عرفان دارد. منابع صوفیه و برخی کتاب های تاریخی وی را از موالی امام رضا(ع)، دربان وی و از اصحاب خاصش به شمار آورده اند و از این راه خرقه تصوف را متصل به معصومین (ع) می دانند. این منابع درباره معروف، کرامات فراوانی ذکر کرده اند که بسیاری از محققین این کرامات را اغراق شده می دانند. به جز تعدادی از کتاب های متاخر، هیچ یک از منابع رجالی شیعه، معروف را در زمره اصحاب امامان شیعه(ع) ذکر نکرده اند و به همین دلیل بسیاری از عالمان شیعه ارتباط وی با امام رضا (ع) را نفی می کنند.
ابو محفوظ بن فیروز مشهور به کَرخی از شخصیت هایی است که درباره او ابهامات بسیاری وجود دارد. نام پدرش را فیروز، فیروزان و علی ذکر کرده اند. بنابر مشهور والدین او مسیحی بوده اند. برخی نیز مذهب آنان را زرتشتی و دیگران نیز صابئی دانسته اند. از سال ولادت او گزارشی در دست نیست. وی در کرخ بغداد متولد شد و به همین سبب به کرخی معروف است. درباره تولد او نیز روایات جالبی وجود دارد به این شرح که پدر معروف کرخی از داود طائی (از عرفای بزرگ قرن دوم) تکه ای نان گرفته و می خورد، همان شب با همسر خود هم بستر شده و نطفه معروف منعقد می شود.
معروف کرخی از عارفان طبقه اوّل بوده و وی را آغازگر مکتب تصوّف بغداد می دانند که نقش مهمی در انتقال تصوّف از زهد به عرفان دارد. گفته شده که معروف اولین تعریف از تصوّف را ارایه کرده است. او تصوّف را (گرفتن حقایق و گفتن دقایق و نومیدی از دست خلایق) می داند. این تعریف مورد توجه عارفان پس از وی و مستشرقانی گردید که به مطالعه و شناخت جریان عرفان و تصوّف پرداختند. سلسله معروف کرخی به «السلاسل» مشهور شده است؛ در میان فرقه های صوفیه، معروفیه که بعدها به نعمت اللهیه تغییر نام داد، به همراه تمام شعباتش به معروف کرخی منتهی می شود و از این طریق نسبت خود را به امام رضا(ع) و علی(ع) می رسانند. فرقه ذهبیه نیز سلسله خود را به معروف کرخی و به واسطه وی به معصومین(ع) می رساند. بنابر گفتار محققان صوفیه، نسبت خرقه معروف کرخی از سه طریق به پیامبر اسلام (ص) می رسد:
آیین مقدس اسلام در کنار دیگر برنامه های فردی و اجتماعی خود، از پیروانش می­ خواهد که نسبت به آن چه از دیگران می­ بینند بی­ تفاوت نباشند بلکه آن ها را به سوی خوبی­ ها فرا خوانده و از بدی ها باز دارند. این دو وظیفه اساسی، امر به معروف و نهی از منکر نام دارد.
امر در لغت دو معنی دارد؛ یکی کار که جمع آن امور است و دیگری دستور و طلب که جمع آن اوامر است.

معنای لغوی نهی
نقیض امر، نهی به معنای زجر و منع است.

معنای لغوی معروف
معروف از ماده «عرف» به معنای شناخته شده

معنای لغوی منکر
...
امساک به معروف به معنی زندگی کردن مرد با همسرش به نیکی و درستی می باشد. از این عنوان در باب نکاح و طلاق سخن رفته است.
عنوان یادشده در قرآن کریم در کنار عنوان «تسریح به احسان» به کار رفته است.

مراد از امساک به معروف
مراد از آن، این است که مرد در زندگی با همسرش به وظایف زناشویی و حقوق خانوادگی عمل کند؛ چنان که مراد از «تسریح به احسان» طلاق دادن زن ـ نه به قصد آزار و زیان رساندن به وی، بلکه ـ به قصد آزادی و رهایی او از قید زوجیت و به دست گرفتن زمام سرنوشت خود است و این میسر نمی‏شود مگر آنکه مرد در زمان عده به زن رجوع نکند تا عده‏اش به سرآید و اختیاردار خود گردد؛ چه آنکه طلاق دادن زن به قصد رجوع در زمان عده، اضرار به وی محسوب می‏شود.

حکم امساک به معروف
← وجوب امساک به معروف بر مرد
...
تصرف در مال دیگری به قدر متعارف را اَکل به معروف می گویند و از آن در باب وصیت سخن گفته‏اند.
عنوان یاد شده برگرفته از قرآن کریم است که می‏فرماید: قیم و عهده دار امور یتیم در صورت توانگری خویشتنداری کند و در صورت تنگدستی و نیاز در حدّ متعارف از اموال او بردارد.
جواز اکل به معروف
متولّی اموال یتیم، اعم از وصی، حاکم و مؤمنان عادل در صورت عدم قصد تبرع می‏تواند از مال یتیم برای خود بردارد؛ لیکن در اینکه برداشت مطلقا جایز است؛ خواه متولّی بی نیاز باشد یا نیازمند یا اینکه برداشت تنها برای متولّی نیازمند جایز است و نیز در مقدار برداشت (اکل به معروف) که به اندازه اجرة المثل است یا به قدر کفایت، هرچند بیشتر از اجرة المثل باشد یا کمترین مقدار از حدّ کفایت و اجرة المثل، اقوال مختلفی مطرح است. بنابر قول به جواز برداشت مطلقا، بر غنی مستحب است از آن خودداری کند.


مـسلمانان در صدر اول، قرآن را به نحوی که از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه واله) می شنیدند وفرا می گرفتند، قـرائت می کـردنـد و پـس از صحابه، از تابعین و پیشوایان بزرگی که درشهرهای آنان به سر می بـردنـد، قرآن را می آموختند.
مـسلمانان قرآن را بعد از صـحـابه و تابعین و پیشوایان بزرگی که درشهرهای آنان به سر می بـردنـد، قرآن را می آموختند، از جمله این افراد:قرا صحابه و تابعین در مدینه:سعیدبن المسیب، عروة بن الزبیر، سالم بن عبدالله العدوی، معاذبن الحارث، عبدالرحمان بن هرمز، محمدبن مسلم بن شهاب، مسلم بن جندب و زیدبن اسلم را نام برد.در مکه عبیدبن عمیر، عطا، طاووس، مجاهد، عکرمه و عبدالله بن ابی ملیکه.در کوفه علقمه، اسود، مسروق، عبیده، عمروبن شرحبیل، حارث بن قیس، ربیع بن خثیم، عمروبن میمون، ابوعبدالرحمان السلمی، زر بن حبیش، عبیدبن نضله، ابوزرعه، سعیدبن جبیر، ابراهیم نخعی و شعبی.در بصره عامربن عبد قیس، ابوالعالیه، ابورجا، نصربن عاصم، یحیی بن یعمر و جابربن زید.در شام ابن ابی شهاب و خالدبن سعید، مصاحب ابوالدردا، را می توان نام برد.اینان و نظایرشان، علما و دانشمندان امت در بلاد و مرجع مسلمانان درزمینه های مختلف معارف اسـلامـی آن روز بـه شمار می آمدند اما برجستگی این گونه افراد در یک زمینه خاص نظیر قرائت قرآن نبود، بلکه اینان به طور عام علمای آن دوره شناخته می شدند.
قرائت رشته اختصاصی
پـس از گـذشت آن دوره، گروهی فن قرائت و فراگرفتن و آموختن آن را رشته اختصاصی خود قرار دادند و به این رشته توجهی خاص مبذول داشته و در قرائت قرآن و آموزش آن شهرت یافتند، تـا ایـن کـه در مـقام امامت فن قرارگرفتند که پیشوایی مردم را در این زمینه به عهده داشتند و مردم از مناطق مختلف به سوی آنان می شتافتند و معارف قرآن را از آنان می آموختند.روش همه مسلمانان در مناطق مختلف بر این بود که مردم هر شهری قرآن را ازقاری همان شهر فـرا می گـرفتند و تنها قرائت او را می پذیرفتند و چون اینان تصدی امر قرائت را عهده دار بودند، قرائت به آنان نسبت داده شد.کسانی که از این قبیل در مدینه شهرت یافتند عبارتند از: ابوجعفریزیدبن القعقاع، شیبة بن نصاح و نافع بن ابی نعیم.در مکه عبدالله بن کثیر، حمیدبن قیس و م حمدبن محیصن.در کوفه یحیی بن وثاب، عاصم بن ابی النجود، سلیمان الاعمش، حمزه و کسائی، به این مقام دست یافتنددر بصره عبدالله بن ابی اسحاق، عیسی بن عمر، ابو عمرو بن العلا، عاصم الجحدری و یعقوب الحضرمی.در شام عبدالله بن عامر، عطیة بن قیس، عبدالله بن المهاجر، یحیی بن ابی الحارث الذماری و شریح بن یزید الحضرمی.
اختلافات بین قرا
پـس از ایـن افراد، تعداد قاریان رو به فزونی نهاد و قاریان در مناطق مختلف جهان اسلام پراکنده شـدنـد و طبقه ای پس از طبقه دیگر به جانشینی آنان نایل آمدند ولی همان گونه که قبلا اشارت رفت، اینان در فرا گرفتن و آموختن قرآن و قرائت اختلاف نشان داده و روش های مختلف داشتند بـرخـی از آنـان در تلاوت قرآن استوار و به رعایت روایت و درایت شهرت داشتند و برخی در این موارد کوتاهی می کردند از این جهت اختلافاتی بین آنان پـدیـدآمد به تدریج ضبط قرائات رو به کاستی و سستی نهاد و زیاده روی و کارهای بی رویه، رو به فـزونـی گـذاشـت و بـه تـعـبـیـر ابن جزری (بـیـم آن می رفت که باطل در لباس حق جلوه کند) لذا علمای برگزیده امت و بزرگان به پا خواسته و تمام کوشش خود را در تحقیق و تمیز درست از نادرست و مشهور از غیر مشهور به کارگرفته و اصول و قواعدی برای قرائت وضع کـردند در اثر این کوشش ها قرائت به عنوان فنی از فنون که دارای قواعد و اصولی محکم و استوار بود درآمد درچارچوب این اصول، اجتهاد و انتخاب نیز به کار رفت، که در مباحث سابق شمه ای از آن تشریح گردید.
اولـیـن امـامان در ضبط قرائت
...
تقی الدین راصد، محمدبن معروف، دانشمند برجسته و جامع الاطراف قرن دهم، صاحب آثار متعددی در زمینة ستاره شناسی، ریاضیات، مکانیک و مهندسی، نورشناسی، پزشکی و بازداری. او را راصد شامی، دمشقی و مصری نیز خوانده اند.
تقی الدین در ۹۳۲ به دنیا آمد. وی در ابتدای کتابش، الطرق السنیـّة فی الا´لات الروحانیة (ص ۱)، زادگاه خود را دمشق ذکر کرده و در آخرین برگ کتاب دیگرش، ریحانة الروح فی رسم الساعات علی مستوی السطوح، نسب خانوادگی خود را تا هشتمین سلف بر شمرده است. بر اساس این شجره نامه ، نسب او به دو تن از امیران تحت فرمان صلاح الدین ایوبی (قرن ششم)، مؤسس سلسلة ایوبیان ، می رسد (برای آگاهی بیش تر درباره این شجره نامه و برخی منابع درباره اجداد تقی الدین، . پدر تقی الدین، معروف بن احمد، قاضی و از مدرسان برجستة مدرسه های دمشق بود .
استادان تقی الدین
نام چند تن از استادان تقی الدین که او نزد آنان حدیث و تفسیر و فقه و ریاضی و طب آموخت، در دست است و تقی الدین در اشعار خود به نام دو تن از استادانش، ابی الفتح مالکی و سعدالدین شاعر، اشاره کرده است. محمدبن ابوالفتح صوفی نیز احتمالاً استاد او در ستاره شناسی بوده است،
مراحل زندگی تقی الدین
← همکاری با سلطان سلیم دوم
...



معروف در دانشنامه ویکی پدیا

معروف
معروف به معنی «شناخته شده» و همچنین «کار نیک و قابل قبول» می تواند به موارد زیر اشاره کند:
سعید معروف، والیبالیست ایرانی
مولانا معروف یا معروف بغدادی، از خوشنویسان اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم
محمد رفیع روزه دار از شاعران معاصر (بخش کوخرد) شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران بود.
معروف کرخی، از بزرگان مشایخ قرون اولیه اسلام
معروف الدوالیبی، نخست وزیر سوریه
معروف شیرازی، از خوشنویسان قرن نهم هجری قمری
معروف کوکه ای، از شاعران شهر مهاباد
معروف بن خربوذ مکی، از محدثان و علمای شیعه
مختصات: ۳۴°۴۳′۳۲″ شمالی ۴۸°۴۲′۲۹″ شرقی / ۳۴٫۷۲۵۵۶°شمالی ۴۸٫۷۰۸۰۶°شرقی / 34.72556; 48.70806
معروف (همدان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان همدان در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان گنبد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن خالی از سکنه بوده است.
معروف یکی از ولسوالیهای ولایت قندهار در جنوب خاوری افغانستان است. جمعیت آن در سال ۲۰۰۶ میلادی، 200000 نفر اعلام شده است. ولسوالی معروف ۳۰۰ قریه دارد قوم مشهور درقومهای پشتون ها بارکزی و بعداٙ علیزی می باشد امپراطور احمدشاه درانی درین ولسوالی درنزدیک توبه وفات نموده درانی ها برای اولین بار درین ولسوالی جابجا ګردیده سربن نيکه جد دراني ها درهمين ولسوالی زندګي کرده معروف از شهر کندهار به فاصله ۱۹۰ کیلومتر دور است نصف از راهش تا ولسوالی ارغستان قیر ریزی شده نصفش خراب است معروف منطقه کوهستانی است سه دره عمده بنام معروف ناوه، سالیسون و اعلی جرګه دارند، معروف در شکم خود یک دریای کلان که در جغرافیه بنام ارغستان مسمی است در وی میګزرد معروف برای اولین بار درانی ها که از دامن هندوکش آمد مقیم این ولسوالی در سنه ۷۶۰–۷۸۰ شدند امیر دوست محمد خان اولین شاه بارکزی ها بودند که سرچشمه اش از معروف هست خاندان شان ۱۵۷ سال حکمرانی را برخاک افغانستان کرد، قبرستان از جد محمدزی (بارکزی) در معروف و ارغستان که پیشتر یک ولسوالی بودند وجود دارند که نامش در قدیم اراکوزیا بود اراکوزیا در زمانه های سکندر مقدونی ۳۰۰ سال قبل المیلاد بر ولسوالی های معروف وارغستان نهاده شده است که یک تاریخ علیحده در منطقه آسیای جنوبی داشت از روایات قدیمی نام پشتون ها برای اولین بار درین جا بر پشتون ها نهاده شده است امروز هر قوم درانی خود را از معروف وارغسان می دانند، و اجداد غلجی ها هم درنزدیک این ولسوالی زندګی داشت مثلاً هوتک بابا در اتغر متولد در قرن ششم شده ولسوالی معروف در قدیم ها تا ساحات پشین بلوچستان طولانی تر بود و بعد از کشیدن دیورند کوچک درآمد محصولات عمده اين ولسوالي عبارت است از ګندم ، انګور ، بادام ، نصوار ، انار وغيره. معروف در جنګ باروسها مخفي ګاه اولين براى مجاهدين بود با ديورند 160 کيلومتر طول دارد
معروف آباد ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چادگان در استان اصفهان ایران است.
این روستا در دهستان کبوترسرخ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۴۵ نفر (۱۳۴خانوار) بوده است.
معروف البخیت (عربی: معروف البخيت‎؛ زادهٔ 1947 (۷۱–۷۲ ساله)) یک سیاست مدار اهل اردن است.
او دو مرتبه از ۲۷ نوامبر ۲۰۰۵ تا ۲۵ نوامبر ۲۰۰۷ و از ۹ فوریه ۲۰۱۱ تا ۲۴ اکتبر ۲۰۱۱ نخست وزیر اردن بود.
معروف الدوالیبی (به عربی: معروف الدوالیبی) (متولد ۲۹ مارس ۱۹۰۹ در حلب - متوفی ۱۵ ژانویه ۲۰۰۴ در ریاض) نخست وزیر سوریه بود. همچنین وی از تاریخ ۲۳ ژوئن - ۳۰ سپتامبر ۵۱ سخنگوی مجلس بود.
سوریه
فهرست حاکمان سوریه
معروف الرصافی (انگلیسی: Maruf al Rusafi؛ زاده ۱۸۷۵ – درگذشته ۱۶ مارس ۱۹۴۵) شاعر، مربی آموزشی، محقق ادبی اهل عراق بود.
خلیل سکاکینی
هربرت ساموئل
معروف الرصافی در سال ۱۸۷۵ در بغداد، از پدری کُرد و مادری ترکمان به دنیا آمد. قرآن را از حفظ نمود. وارد مدرسه نظامی شد اما به زودی از مدرسه نظام انصراف داد. وی به مدارس علمی در بغداد روی آورد. به مدت ۱۲ سال در محمود شکری الآلوسی تحصیل نمود. در سال ۱۹۲۴ بازرس زبان عربی در وزارت معارف عراق و هم استاد دانشسرای عالی بغداد گشت. سپس در سال ۱۹۲۸ از شغل خود استعفا دادو به مدت ۸ سال نماینده مجلس عراق شد. بعد از پایان این دوره ۸ ساله از کار کنار کشید. وی در ۱۶ مارس ۱۹۴۵ درگذشت.
معروف بن خربوذ مکی (زاده:نیمه دوم سده اول، مکه - درگذشت:؟ ) از محدثان و علمای شیعه و از یاران محمد باقر و جعفر صادق بوده است. وی از طبقه اول اصحاب اجماع است.
کشّی در رجال خود او را از اصحاب اجماع و از فقهای برجسته شیعه و در ردیف محمد بن مسلم و زرارة بن اعین دانسته است.
معروف از یاران سجاد، باقر وصادق بوده است.
علامه جلیل سید شرف الدین موسوی در المراجعات می نویسد: ذهبی در میزان الاعتدال نام وی را آورده و او را به راستگویی و تشیّع توصیف نموده است و با گذاردن نام رمز بخاری، مسلم و ابوداود در کنار نام او به این نکته اشاره کرده است که احادیث وی را نگاشته اند. همچنین گفته: از ابوطفیل روایت نقل می کند و نیز گفته است: قلیل الحدیث است. ابوعاصم، ابوداود، عبیدالله بن مومنی و دیگران از او حدیث نقل کرده اند و از ابوحاتم نقل کرده که احادیث او باید نوشته شود. (یعنی صحیح و قابل استناد است)
علامه معروف شیرازی از خوشنویسان قرن نهم هجری قمری بود. وی در ابتدای حال کاتب و ندیم سلطان احمد جلایر بود سپس وارد خدمت میرزا اسکندر گورکانی شد و نزد وی تقرب یافت و در کتابخانه او به امر کتابت اشتغال داشت. در بیان سرعت کتابت وی آورده اند که روزی تا یکهزار و پانصد بیت می نوشت. در زمان شاهرخ ۸۰۷-۸۵۰ شهرتش عالمگیر شد و سلطان او را از شیراز به هرات طلبید و ریاست کتابخانهٔ شاهی را به وی محول کرد. معروف شیرازی مدتی را در کمال عزت گذرانید و در اثر سعایت میرزا بایسنقر که از او خواستار نوشتن نسخه ای از خمسه نظامی بود و او زیر بار این تکلیف نمی رفت، عاقبت محبوس شد و به سال ۸۳۰ هجری قمری در هرات درگذشت.
در زبان فارسی کلاسیک، همچون فارسی میانه، علاوه بر مصوت های /uː/ و /iː/، که در عربی هم بود و به ترتیب با حروف واو و یاء نوشته می شد، دو مصوت /oː/ و /eː/ نیز وجود داشت که آن ها را نیز از این جهت که کشیده بودند، با این حروف می نوشتند. به «واو» و «یا»یِ نخست معروف و به «واو» و «یا»یِ دوم مجهول می گویند. در فارسی ایران تفاوتِ تلفظی میان «واو» معروف و «واو» مجهول، و «یا»یِ معروف و «یا»یِ مجهول، تحت تأثیر خط و علوم عربی از بین رفت و مجهول ها مانند معروف ها تلفظ می شوند. در فارسی افغانستان، تلفظ کلاسیکِ «واو» و «یا»یِ مجهول حفظ شده است. در فارسی تاجیکی، در بیشینهٔ کلمات، تفاوت در تلفظ معروف و مجهول حفظ شده است، گرچه با کیفیت و کمّیتی متفاوت با آنِ کلاسیک: «واو» معروف یا ، «یا»یِ معروف یا ، «واو» مجهول ، و «یا»یِ مجهول تلفظ می شود. در الفبای تاجیکی، «واو» معروف با у (لاتین: u)، «واو» مجهول با ӯ (لاتین: ū)، «یا»یِ معروف با и یا ӣ (لاتین: i یا ī)، و «یا»یِ مجهول با е یا є (لاتین: e) نوشته می شود.
وحید دستگردی، محمد (مهر ۱۳۰۷). «واو و یاء». ارمغان. ۹ (۷): صص۳۸۵–۳۹۴.
در اشعار کلاسیک فارسی، «واو» و «یا»یِ معروف با «واو» و «یا»یِ مجهول هم قافیه نمی شده است.
ابومحفوظ معروف بن فیروز کوهی، مشهور به معروف کرخی از بزرگان مشایخ قرون اولیه اسلام است که غالب سلسله های تصوف شیعی ادعای انتساب به وی را دارند. نعمت اللهیه و ذهبیه وی را اولین قطب و سرسلسله خود می داند.
به عقیده برخی وی به دست علی بن موسی الرضا مسلمان شده است و دربان وی بوده است و از وی خرقه گرفته است گرچه برخی در وجود چنین شخصی و شیعه بودنش تردید کرده و برخی نیز معتقدند که نام او با یکی از محدثان شیعه معروف بن خربوذ مکی اشتباه گرفته شده است.
بعضی او را از شاگردان فرقد سبخی و سلسله انتساب او را به محمد پیامبر اسلام رسانیده اند.
دسته دیگری نیز سند خرقه معروف را از داوود طائی دانسته که او از حبیب عجمی و وی از حسن بصری و او از علی ابن ابیطالب گرفته است.
معروف کرخی نزد صوفیان چنان که معروف است، دربان علی بن موسی رضا بوده که از او فیض و تعلیم طریقت و منصب شیخ المشایخی یافته و از جانب او اجازه یافته که طریقه رضویه، علویه و مصطفویه را که عبارت از عبادت و تزکیه و تصفیه نفس می باشد، به طالبان صادق العقیده و پیروان ائمه برساند.
که هر سه این انتساب ها از طرف مخالفان تصوف از مناظر مختلف خصوصاً تطابق تاریخی به چالش کشیده شده است. همچنین حضور دو قطب همزمان نیز از جمله مواردی که در مورد معروف کرخی از طرف مخالفین و موافقین تصوف مورد بحث قرار می گیرد دقت در تواریخ مشروح زیر نکات مبهم دیگری بر زندگی و فوت معروف کرخی می افزاید:
اغلب از مورخین و تذکره نویسان تاریخ دقیقی از تولد وی ثبت نکرده اند. آنچه ثبت شده است این است که پدر و مادر وی نصرانی بوده اند تحصیلات ظاهری و تربیت باطنی، شغل دربانی، علت فوت و کراماتی از وی در غالب کتب متصوفه مندرج است. و جالب آنکه وی متوفی سال 200 هجری است و در حالی که امام علی بن موسی الرضا 203 به شهادت رسیده است؟! و گفته شده وی در آن زمان کودک بوده است.؟!
باغ معروف یکی از شهرک های استان آذربایجان شرقی است که دربخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده است.زبان مردم باغ معروف ترکی آذربایجانی می باشد.
parismtn
baghmaruf.ir/ bagmaruf.ir/ varzeshebagmaruf.blogfa.com/
(به ترکی آذربایجانی: )
|جمعیت = ۱۵۲۳۱ نفر
تپه شیخ معروف مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان است و در شهرستان نقده، بخش محمدیار، روستای شیخ معروف واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۳۹۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
تپه پایگاه شیخ معروف مربوط به هزاره اول قبل از میلاد - سدهٔ ۸–۶ ه.ق است و در شهرستان نقده، بخش مرکزی، دهستان بیگم قلعه، روستای شیخ معروف واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۲۹۱۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
میرسعید معروف لَکرانی (زادهٔ ۲ مهر ۱۳۶۴ - ارومیه) که عموماً با نام سعید معروف شناخته می شود، نام بازیکن و کاپیتان تیم ملی والیبال ایران است.
مدال برنز جام قهرمانان بزرگ جهان ۲۰۱۷
مدال طلا بازی های آسیایی ۲۰۱۸
مدال طلا بازی های آسیایی ۲۰۱۴
مدال طلا قهرمانی آسیا ۲۰۱۳
مدال نقره قهرمانی آسیا ۲۰۰۹
مدال نقره بازی های آسیایی ۲۰۱۰
مدال طلا جام کنفدراسیون والیبال آسیا ۲۰۱۰
مدال طلا جام کنفدراسیون والیبال آسیا ۲۰۰۸
مدال نقره قهرمانی جوانان آسیا ۲۰۰۳
مدال برنز قهرمانی جوانان جهان ۲۰۰۳
سعید معروف توسط کمیته ویس مسابقات انتخابی المپیک ۲۰۰۸ در قاره آسیا و در سال های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۶ در سطح جهانی در پایان رقابت ها به عنوان بهترین پاسور انتخاب شد و در قهرمانی آسیا ۲۰۱۳ نیز به عنوان بهترین پاسور و باارزش ترین بازیکن انتخاب شد. معروف با عملکرد درخشان خود در لیگ جهانی ۲۰۱۴ اولین جایزه معتبر فرا آسیایی خود را به عنوان بهترین پاسور مسابقات دریافت کرد. معروف در قهرمانی جهان ۲۰۱۴ نیز عملکرد بسیار خوبی را از خود به نمایش گذاشت و به همراه ایران برای اولین بار جزو شش تیم برتر قهرمانی جهان قرار گرفت. سعید معروف از جمله ورزشکاران ایرانی، یاور سازمان ملل متحد می باشد. وی در سال ۱۳۹۴ به عنوان اولین سفیر آب ایران انتخاب شد. به او لقب بهترین پاسور آسیا را داده اند. معروف در مسابقات گزینشی المپیک ریو با عملکرد خوب خود که منجر به صعود ایران پس از ۵۲ سال به المپیک گردید، به عنوان برترین پاسور مسابقات نیز انتخاب شد.
معروف در سال ۱۳۸۰ وارد تیم ملی نوجوانان و از سال ۱۳۸۴ هم رسماً عضو تیم ملی بزرگسالان شد. او که از سال ۲۰۰۷ عضو تیم ملی بود، در سال ۲۰۱۱ با توجه به حضور امیر حسینی به عنوان پاسور اول، ترجیح داد از تیم ملی کناره گیری کند، اما سرانجام در سال ۲۰۱۲ به تیم ملی والیبال بازگشت. معروف پس از عدم دعوت علیرضا نادی توسط خولیو ولاسکو، از سوی کادر فنی و بازیکنان، به عنوان کاپیتان تیم ملی والیبال مردان ایران انتخاب شد.
او والیبال باشگاهی را از تیم مقاومت ارومیه شروع کرد و سابقه بازی در تیم های پگاه، صنام، استقلال گنبد، سایپا، داماش، کاله و شهرداری ارومیه و متین ورامین را دارد. معروف در سال ۱۳۸۳ اولین قهرمانی لیگ خود را با صنام تجربه کرد و در فصل ۱۳۹۰ با کاله برای دومین بار به قهرمانی لیگ دست یافت و این امر برای سومین بار در سال ۱۳۹۲ با متین به تحقق پیوست.
سیدی معروف (به عربی: سيدي معروف) یک شهرداری در الجزایر است که در استان جیجل واقع شده است. سیدی معروف ۱۹٬۳۱۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای الجزایر
این کوه در ۲۳ کیلومتری شمال باختری سنندج، شمال باختری روستای یاینچوب واقع شده و ۲۸۹۵ متر ارتفاع دارد. کوه شیخ معروف از شمال خاور به کوه ملکه و از جنوب باختری به کوه توکلان متصل است و ادامه رشته کوه های زاگرس می باشد.
وبگاه نشریه جقرافیایی ایران;اکوتوریسم در استان کردستان
این فهرست، شامل آدم کشانی است که شهرت یافته اند.
ترور
قتل زنجیره ای
قتل
فهرستی از روان شناسان جهان:آرون تمکین بک
کارل آبراهام
آلفرد آدلر
گوردون آلپورت، روان شناسی شخصیت
جیمز رولند آنجل
هانس آیزنک
(عشاق معروف) یا (عشاق نامدار جهان) زوج های غالباً ناهمجنس (زن و مرد) و به ندرت همجنسی هستند که شدت و میزانِ احساسِ تعلقِ خاطرشان به یکدیگر را نمی توان با اشل و مقیاس های سایر زوج ها و بر طبق استانداردهای بشری، سنجید این زوج ها، عشق را با کمیت و کیفیت های فرازمینی و اساطیری تجربه می کنند و شاید همین است که نام و شرح دلدادگی شان، فراتر از مرزهای مملکت خود و نیز زمان خود رفته و نامشان در زمره عشاق نامدار، نه تنها بر تارک تاریخ و در خاطر انسان، که در افسانه ها و سروده ها ثبت و تصویر و داستانشان در سفالینه ها و بشقاب ها و دفینه ها، نقش بسته استنبو
در این جا فهرستی از عشاق تاریخی آمده است
مولانا معروف یا معروف بغدادی از خوشنویسان اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم بود.
گری، بازیل. نقاشی ایران. تهران ۱۳۶۹ش. انتشارات عصرجدید. ترجمه شروه، عربعلی. ص ۶۶
فضاپلی، حبیب الله. اطلس خط. چاپ دوم ۱۳۶۲ اصفهان. انتشارات مشعل اصفهان. ص ۳۲۸
او نخست از خوشنویسان دربار جلایری در بغداد بود اما بعداً به دربار تیموریان رفت. اسکندر سلطان فرزند عمرشیخ و نوه تیمور لنگ، فرمانروای تیموری فارس و اصفهان که از حامیان هنر بود؛ پس از آنکه با یکی از دختران سلطان احمد جلایری ازدواج کرد و سلطان احمد از سلطان بایزید عثمانی در سال ۱۴۰۲م/۸۰۴ ه‍. ق در جنگ آنکارا شکست خورد؛ مولانا معروف را به دربار خود آورد و در واقع او را به ارث برد.
سرانجام وی را به توطئه ای متهم کردند و به در هرات زندانی شد؛ و در حدود ۸۳۰ ه‍. ق در زندان درگذشت. شمس بایسنقری از شاگردان اوست.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با معروف

معروف در جدول کلمات

معروف
معروف به خوبی
نیکنام
معروف ترین اثر وی ژان کریستف است
رومنرولان
معروف ترین مایع
اب
معروف و بنام
اسمی
معروف و مشهور
شناخته
معروف و مورد اشاره
انگشت نما
از فوتبالیست های معروف فرانسه با نام کوچک پاتریک
ویرا
از فیلم های معروف جیم کری
پت
از قاریان معروف قرآنی
منشاوی, پرهیزکار

معنی معروف به انگلیسی

well-known (صفت)
ستوده ، مشخص ، پیش پا افتاده ، مشهور ، واضح ، معروف ، نیکنام
famous (صفت)
ستوده ، مشخص ، عالی ، برجسته ، مشهور ، سربلند ، معروف ، نامی ، نبیه ، بلند اوازه ، اعظم
introduced (صفت)
معروف
presented (صفت)
معروف ، پیشکشی ، معروض علیه
offered (صفت)
معروف ، پیشکی
reported (صفت)
معروف
stated (صفت)
معروف
submitted (صفت)
معروف

معنی کلمه معروف به عربی

معروف
تاريخي , کبير , مشهور

معروف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حمید رئوفی ١٥:٤٦ - ١٣٩٦/٠٧/١٥
Well_know
|

:(:) ٢١:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/٣٠
Popular=famous
|

جمشید احمدی ٠٣:٥٦ - ١٣٩٨/٠٧/٠١
پُرنام = پر نام
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سعید معروف و همسرش   • سعید معروف و غزاله   • سعید معروف و دوست دخترش   • سعید معروف و خواهرش   • معنی معروف   • عکس عروسی سعید معروف   • سعید معروف اینستاگرام   • قطع شدن دست سعید معروف   • مفهوم معروف   • تعریف معروف   • معرفی معروف   • معروف چیست   • معروف یعنی چی   • معروف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معروف
کلمه : معروف
اشتباه تایپی : luv,t
آوا : ma'ruf
نقش : صفت
عکس معروف : در گوگل


آیا معنی معروف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )