برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1312 100 1

معرکه کردن


مترادف معرکه کردن: شاهکار کردن، کار شایان کردن، هنگامه کردن

معنی معرکه کردن در لغت نامه دهخدا

معرکه کردن. [ م َرَ ک َ / م َ رِ ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شیرین کاشتن. کاری را به نحوی جالب و تحسین آمیز انجام دادن : امروز فلانی در آواز خواندن معرکه کرد. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ). سخت خوب از عهده برآمدن. قیامت کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معرکه شود.

معنی معرکه کردن به فارسی

معرکه کردن
( مصدر ) کاری شایان توجه و مهم انجام دادن .

معرکه کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آشکار و صریح   • ماه کردی   • معرکه در جدول   • جواب جدولانه 44   • معنی معرکه کردن   • مفهوم معرکه کردن   • تعریف معرکه کردن   • معرفی معرکه کردن   • معرکه کردن چیست   • معرکه کردن یعنی چی   • معرکه کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معرکه کردن
کلمه : معرکه کردن
اشتباه تایپی : luv;i ;vnk
عکس معرکه کردن : در گوگل

آیا معنی معرکه کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )