برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1314 100 1

معرکه گیر


مترادف معرکه گیر: رسن باز، شعبده باز، معرکه چی، معرکه بند، معرکه ساز

متضاد معرکه گیر: معرکه شکن

معنی معرکه گیر در لغت نامه دهخدا

معرکه گیر. [م َ رَ ک َ / م َ رِ ک ِ ] (نف مرکب ) آنکه هنگامه ٔ بازی را گرم کند چون کشتی گیر و طاس باز و سگ باز و میمون باز و مانند آن. (آنندراج ). کشتی گیر و دیگر اهل بازی که در بازار مردم تماشایی را جمع کنند. (غیاث ). ریسمان باز و شعبده باز. (ناظم الاطباء). هنگامه گیر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به معرکه گرفتن شود.

معنی معرکه گیر به فارسی

معرکه گیر
( صفت ) آنکه معرکه بر پا کند ( اعم از ریسمان باز حقه باز درویشی که شمایل انبیا و اولیا را نشان دهد ) .

معنی معرکه گیر در فرهنگ معین

معرکه گیر
( ~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که با انجام کارهایی مانند ریسمان بازی و تردستی مردم را سرگرم می کند.

معرکه گیر را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معرکه گیری پهلوان اکبر   • پهلوان خلیل عقاب   • معرکه گیری با مار   • معرکه در جدول   • اکبر پهلوان ترک   • پهلوانان   • معنی معرکه   • معنی معرکه گیر   • مفهوم معرکه گیر   • تعریف معرکه گیر   • معرفی معرکه گیر   • معرکه گیر چیست   • معرکه گیر یعنی چی   • معرکه گیر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معرکه گیر
کلمه : معرکه گیر
اشتباه تایپی : luv;i 'dv
عکس معرکه گیر : در گوگل

آیا معنی معرکه گیر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )