برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

معشوقه

/ma'Suqe/

مترادف معشوقه: جانانه، دلبر، دلدار، محبوبه، نگار، یار، رفیقه، فاسق، نشانده، نشمه، نم کرده

متضاد معشوقه: عاشق

معنی معشوقه در لغت نامه دهخدا

معشوقة. [ م َ ق َ ] (ع ص ) مؤنث معشوق. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به معشوق و معشوقه شود.

معشوقه. [ م َ ق َ / ق ِ ] (از ع ، ص ، اِ) فغ و محبوب و دلبری که زن باشد. (ناظم الاطباء). زن محبوب. زنی که به او عشق ورزند :
معشوقه خراباتی و مطرب باید
تا نیم شبان زنان و کوبان آید.
عنصری.
چو تو معشوقه و چو تو دلبر
نبود خلق را به عالم در.
مسعودسعد.
معشوقه ٔ بی عیب مجوی. (اسرارالتوحید، از امثال و حکم ص 1717).
یکی چون عاشق بیدل دوم چون جعد معشوقه
سیم چون مژه ٔ مجنون چهارم چون لب لیلی.
خاقانی.
ملک زاده چون یک زمان بنگرید
می و مجلس و نقل و معشوقه دید.
نظامی.
معشوقه که دیر دیر بینند
آخر کم از آنکه سیر بینند.
(گلستان ).
بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد
زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود.
حافظ.
ای که بر کوچه ٔ معشوقه ٔ ما می گذری
با خبر باش که سر می شکند دیوارش.
حافظ.
معشوقه که عمرش چون غمم باد دراز
امروز تلطفی دگر کردآغاز.
ابوالفضل هروی (از امثال وحکم ص 1828).
معشوقه کارافتاده به ، دل برده و دل داده به
افکنده و افتاده به مجروح و بر کف خنجرش.
نشاط.
|| «ه » در آخرلفظ معشوقه نظر بر قاعده ٔ عربیه نشانه ٔ تأنیث است لیکن به قانون فارسیان علامت تأنیث نیست و حرفی است که در اواخر اکثر الفاظ زیاده کنند و مزیدٌ علیه معشوق است مثل عیاره و رقیبه مزیدٌ علیه عیار و رقیب. (از آنندراج ) (از غیاث ). مرد محبوب. معشوق : و اگر معشوقه ٔ تو فریشته ٔ مقرب است که به هیچ وقت از ملامت خلقان رسته نباشی و مردم همیشه در مساوی تو باشند و در نکوهش معشوق تو. (قابوسنامه چ نفیسی ص 56).ناگاه چشم زن بر پای او افتاد، دانست که بلا آمد معشوقه را گفت آواز بلند کن... (کلیله و دمنه چ مینوی ص 219).
- معشوقه ٔ روز بینوایی ؛ به اصطلاح آن است که مثلاً جوانی به ساده پسری یا زنی بند شده بعد چندی با بهتری از او صحبت درگرفت روزی که وصل معشوق دلخواه ...

معنی معشوقه به فارسی

معشوقه
مونث معشوق، زنی که مورد عشق و محبت مردی واقع شده
(اسم) ۱ - مونث معشوق زنی که مورد عشق مردی و اقع شده . ۲ - ( مبالغه ) مرد محبوب معشوق : ناگاه چشم زن بر پای او افتاد دانست که بلا آمد معشوقه را گفت : آواز بلند کن ... توضیح معشوقه ... اینجا مردی که زن عاشق اوست ... معلوم می شود که ها در آخر کلمه علامت تانیث نیست و شاید علامت مبالغه باشد. در معارف بهائ و لد آمده است : تاج زید گفت : من معشوقهام . گفتم : معشوقه را رنج نباشد و رخسار. زرد نباشد ... چو هماره عاشق بر مراد معشوقه کاری کند . از این قبیل است : نادره و نیز مسکته در شعر مختاری .
معشوقه پرست و طالب و راغب به عشق بازی و شهوت پرست .
که معشوقه را پرستد . معشوقه باز
حالت و صفت معشوقه پرست

معنی معشوقه در فرهنگ معین

معشوقه
(مَ قِ) [ ع . معشوقة ] (اِمف .) زنی که مورد عشق و محبت مردی واقع شده .

معنی معشوقه در فرهنگ فارسی عمید

معشوقه
۱. زن موردعلاقۀ یک مرد.
۲. زن دارای رابطۀ نامشروع.
۳. [قدیمی] معشوق.
آن که طالب و راغب عشق ورزی با خوب رویان است، معشوق پرست: دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم / با من چه کرد دیدۀ معشوقه باز من (حافظ: ۸۰۰)

معشوقه در دانشنامه ویکی پدیا

معشوقه
رفیقه، معشوقه، یا مِترِس (به فرانسوی: maîtresse) به زنی گفته می شود که برای زمانی دراز همنشین و مورد دلبستگی یک مرد بوده ولی با او ازدواج نکرده است. این واژه به ویژه درباره زنانی که مورد دلبستگی مردان همسردار می باشند بکار می رود. بر خلاف ازدواج که مرد و زن را به یکدیگر پایبند می کند رفیقه هیچ مسئولیتی در برابر مرد ندارد. رفیقگی و روسپی گری یکی از شغل های رایج در دربار پادشاهان اروپای قرون وسطی بوده است.
عکس معشوقه
معشوقه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
معشوقه به زنی گفته می شود که برای زمانی دراز همنشین و مورد دلبستگی یک مرد بوده ولی با او ازدواج نکرده است
معشوقه سلطنتی واژه ای است که بیشتر اوقات برای زنان قدرتمند و نزدیک به خانواده یا دربار سلطنتی مورد استفاده قرار گرفته است.
معشوقه فیلمی به کارگردانی رضا صفایی و نویسندگی حبیب اله کسمایی ساختهٔ سال ۱۳۵۲ است.
بهمن مفید
کتایون
گیتی فروهر
لی لی
شهروز رامتین
محمد نوروزی
مرسده کامیاب
علی اکبر گلپایگانی
رضا صفایی
مریم همسر مرتضی پاچناری، نازا است. جمال، برادرزاده مرتضی، در فکر تصاحب ثروت او است، و برای رسیدن به مقصود خود دختری به نام هما را سر راه او قرار می دهد. مرتضی، به تدریج، به هما انس می گیرد، و با او قرار ازدواج می گذارد. مریم و خدمتکارش کوکب برای خنثی کردن نقش های هما و جمال دست به کار می شوند؛ اما کاری از پیش نمی برند. جمال با دست کاری کردن ترمز اتومبیل مرتضی باعث می شود که او تصادف کند و بینایی اش را از دست بدهد. هما و جمال او را به ویلایی ساحلی می برند و از او اخاذی می کنند. در غیبت هما جمال با ایجاد کردن سر و صدا کاری می کند که مرتضی از پله های خانه سقوط کند. مرتضی بر اثر ضربه ای که به سرش وارد می آید بینایی اش را بازمی یابد؛ اما این حقیقت را ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معشوقه در جدول کلمات

معشوقه رامین
ناکام, ویس

معنی معشوقه به انگلیسی

sweetheart (اسم)
یار ، دلارام ، معشوقه ، عزیز ، دلبر ، نوعی نان شیرینی بشکل قلب ، مامانی
love (اسم)
مهربانی ، محبت ، مهر ، عشق ، معشوقه ، خاطرخواهی
lover (اسم)
عاشق ، معشوق ، معشوقه ، فاسق ، دوستدار
paramour (اسم)
یار ، عاشق ، معشوقه ، رفیقه ، فاسق ، موله ، مول
bonne amie (اسم)
معشوقه
mistress (اسم)
معشوقه ، خانم ، کدبانو ، بانو ، دلبر
concubine (اسم)
معشوقه ، صیغه ، رفیقه ، متعه
girl (اسم)
کلفت ، معشوقه ، دوشیزه ، دختر ، دختربچه ، زن جوان
fancy woman (اسم)
معشوقه
leman (اسم)
معشوقه ، فاسق ، دلبر
hetaera (اسم)
فاحشه ، معشوقه
inamorata (اسم)
معشوقه ، زن عاشق ، دلداده
ladylove (اسم)
معشوقه ، محبوبه
lovemate (اسم)
معشوقه

معنی کلمه معشوقه به عربی

معشوقه
بنت , حبيب , حصان , حيوان اليف , عشيقة , هب
ماسوشية

معشوقه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shahab
Ladylove
شهرام
جانان
محمد
حضرت یار
مازیار ایرانی
پیشنهاد بنده یار و دلدار و در گویش سیستانی به معشوقه لونده میگویند.
شاپرک
زن همسر داری ک با کس دیگر رابطه نامشروع و قدیمی داشته باشه و از او محبت ببینید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی معشوقه   • دیوسالار معشوقه شاه   • معشوقه چیست   • گیلدا معشوقه شاه   • معشوقه فیلم   • معشوقه های فرح دیبا   • معشوقه کیست   • گیتی خطیر معشوقه شاه   • مفهوم معشوقه   • تعریف معشوقه   • معرفی معشوقه   • معشوقه یعنی چی   • معشوقه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی معشوقه
کلمه : معشوقه
اشتباه تایپی : lua,ri
آوا : ma'Suqe
نقش : اسم
عکس معشوقه : در گوگل

آیا معنی معشوقه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )