انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 932 100 1

معنی مغز در لغت نامه دهخدا

مغز. [ م َ ] (اِ) ماده ٔ عصبی که در جوف کله ٔ سرواقع شده و آن را پر کرده. (ناظم الاطباء). مخ. دماغ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دماغ. و با لفظ کافتن و خراشیدن و پریشان کردن و پریشان شدن و پریشان داشتن و در عطسه افکندن و در رعاف آوردن و در استخوان کردن و در استخوان کشیدن و در پوست کاستن مستعمل ، و آشفته مغز، آلوده مغز، بیدارمغز، پاک مغز، پخته مغز، پوچ مغز، تنک مغز، تهی مغز، تیره مغز، تیزمغز، جوشنده مغز، چارمغز، حرام مغز، خشک مغز، سبک مغز، سخت مغز و سیه مغز ازمرکبات آن است. (آنندراج ). اوستا مزگا (دماغ )، پهلوی مزگ ، هندی باستان مجان (مغز)، اُسِّتی مغز ، بلوچی «مژگ » ، سریکلی «موژگ » (استخوان مغز)، «مُغز» شغنی مغز (مغز) که همه عاریتی هستند... افغانی ماغزه (مغز) (مفرد و جمع)... کردی مگز و در اوراق مانوی (پارتی ) مگس (مغز). ماده ٔ عصبی نرمی که در جمجمه قرار دارد و مرکز احساسات ومبداء حرکات ارادی می باشد. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). مرکز اعصاب که در استخوان جمجمه ٔ حیوانان ذی فقار قرار دارد و از آن انسان بسیار پیچیده است و از دو نیم کره تشکیل یافته که دارای چین خوردگیهای فراوان است. (از لاروس ) :
هست ز مغز آن سرت ای منگله
همچو زوش مانده تهی کشکله.
رودکی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
یکی صمصام اعداکش عدوخواری چو اژدرها
که هرگز سیر نبود وی ز مغز و از دل اعدا.
دقیقی (گنج بازیافته ص 77).
همه مغز مردم خورد شیر و گرگ
جز از دل نجوید پلنگ سترگ.
فردوسی.
به روزی دو کس بایدت کشت زود
پس از مغز سرشان بباید درود.
فردوسی.
دوای تو جز مغز آدم چو نیست
بر این درد و درمان بباید گریست.
فردوسی.
کف یوز پرمغز آهوبره
همه چنگ شاهین دل کو دره.
عنصری (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
از دل گردان برآر زهره به پیکان
در سر مردم بکوب مغز به کوپال.
منوچهری.
مغزشان در سر بیاشوبم که پیلند از صفت
پوستشان از سر برون آرم که مارند از لقا.
خاقانی.
که پوست پاره ای آمد هلاک دولت آن
که مغز بی گنهان را دهد به اژدرها.
خاقانی.
خورشید زرین دهره بین صحرای آتش چهره بین
در مغز افعی مهره بین چون دانه ٔ نار آمده.
خاقانی.
تا مغز مخالفانْش بینی
خرمن خرمن به کوه و کردر.
؟ (از سندبادنامه ).
در سرش مغز نیست پنداری
مغز او را خری دگر خورده ست.
کمال الدین اسماعیل.
ور چنین است مجد قزوینی
مغز تنها نه مغز و سر خورده ست.
کمال الدین اسماعیل.
زو چو استعداد شد کآن رهبر است
هر غذایی کو خورد مغز خر است.
مولوی.
با مغزکله گفتم ای قوت دل من
زین پرده ات به حیلت خواهم برون کشیدن
مغز از سر ارادت گردن نهاد وگفتا
از تو یکی اشاره از ما به سر دویدن.
بسحاق اطعمه.
و رجوع به مخ و ترکیب های همین کلمه شود.
- مغز الکترونیک ؛ نام نامناسبی است که به ادوات و دستگاههای الکترونیک که قادرند مقداری از اعمال دقیق ، از قبیل محاسبه و حل مسائل ریاضی ، راندن و هدایت وسائل نقلیه و ماشین و ابزارها و جز اینها را بدون دخالت مستقیم انسان به خوبی انجام دهند اطلاق کرده اند. (از لاروس ).
- مغز خر خوردن ؛ کنایه از عقل نداشتن و هرزه لاییدن و این از اهل زبان به تحقیق پیوسته. (از آنندراج ). بسیار ابله و کانا بودن. (امثال و حکم ج 4 ص 1719) :
ملک مطلب گر نخوردی مغز خر
ملک گاوان را دهند ای بی خبر.
عطار (از امثال و حکم ج 4 ص 1719).
خلق گویند مغز خر خورده ست
هرکه در احمقی تمام بود.
کمال الدین اسماعیل.
مغز خر خوردیم ما تا چون شما
پشه را داریم همراز هما.
مولوی.
- مغز خر کسی را دادن ؛ مغز خر به خورد وی دادن. عقل او را زایل کردن :
شما را مغز خر داده ست ایام
از اینید این سر خر بسته در دام.
عطار (از امثال و حکم ج 4 ص 1719).
- مغز در سر نداشتن ؛ مرادف مغز خر خوردن. (ازآنندراج ). و رجوع به ترکیب مغز خر خوردن شود.
- مغز دیده بر مژگان دویدن ؛ کنایه از گریه ٔ خونین کردن. (آنندراج ) :
بگو تا خود چه در خاطر خلیده ست
چه مغز دیده بر مژگان دویده ست.
طالب آملی (از آنندراج ).
- مغز سر ؛ دماغ. (منتهی الارب ). اسم فارسی دماغ است. (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) :
چو از وی کسی خواستی مر مرا
بجوشیدی از کینه مغز سرا.
فردوسی.
روزکی چند باش تا بخورد
خاک ، مغز سر خیال اندیش.
سعدی (گلستان ).
- مغز شتر خوردن ؛ مغز خر خوردن :
هر کو به غذا مغز شتر خورده نباشد
آلت ز پی شیشه زدودن تبر آرد (؟)
اثیر اخسیکتی (از امثال و حکم ).
و رجوع به ترکیب مغز خر خوردن شود.
- مغز شیربرآوردن ؛ کنایه از کمال قوت و غلبه. (آنندراج ) :
به روز معرکه ایمن مشو ز خصم ضعیف
که مغز شیر برآرد چو دل ز جان برداشت.
سعدی.
- مغز کسی برآوردن ؛ مغز از جمجمه ٔ وی بیرون آوردن. مغز او را متلاشی کردن. پراکنده ساختن مغز وی. کنایه از کشتن و نابود کردن وی :
چو دستت دهد مغز دشمن برآر
که فرصت فروشوید از دل غبار.
سعدی.
باش تا دستش ببندد روزگار
پس به کام دوستان مغزش برآر.
سعدی (گلستان ).
- مغز کله ؛ مغز سر گوسفند و گوساله و غیره. مغز درون جمجمه ٔ گوسفند و غیره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مغز گنجشک خوردن ؛ کنایه از بس دراز گفتن. (از امثال و حکم ج 4 ص 1719).
- مغز کوچک . رجوع به مخچه شود.
|| محل تفکر و تعقل. (ازفهرست ولف ). پایگاه احساس و ادراک و حرکات ارادی و فعالیتهای روانی است. (ازلاروس ) :
بگویش که من نامه ٔ نغز پاک
فرازآوریدستم از مغز پاک.
بوشکور (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
چو بشنید رستم ز بهمن سخن
پراندیشه شد مغز مرد کهن.
فردوسی.
هر آن کس که گیتی به بد بسپرد
به مغز اندرش هیچ باشد خرد.
فردوسی.
مرا اختر خفته بیدار گشت
به مغز اندر اندیشه بسیار گشت.
فردوسی.
ز بالا به ایوان نهادند روی
پراندیشه مغز و روان راه جوی.
فردوسی.
به چشم ، رنگ گل آید همی ز خاک سیاه
به مغز، بوی مل آید همی ز آب روان.
فرخی.
پرشود معده ترا چون نبود میده ز کشک
خوش کند مغز ترا گر نبود مشک سذاب.
ناصرخسرو.
از سر بفکن خمار ازیرا
نپذیرد پند مغز مخمور.
ناصرخسرو.
جز نام ندانی از او ازیرا
کت مغز پر است از بخار صهبا.
ناصرخسرو.
فروغ خشم آتش غیرت در مغز وی بپراکند. (کلیله و دمنه ).
دهلهای گرگینه چرم از خروش
درآورده مغز جهان را به جوش.
نظامی.
مگوچندین که مغزم را برفتی
کفایت کن تمام است آنچه گفتی.
نظامی.
به نرمی گفت کای مرد سخنگوی
سخن در مغز تو چون آب در جوی.
نظامی.
مرد نه از چربی طینت نکوست
نور تن از مغز بود نی ز پوست
از گل چرب ارچه که باشد چراغ
کی زید ار هست ز روغن فراغ.
امیرخسرو.
- مطلبی به مغز کسی فرونرفتن ؛ آن را نیاموختن. آن را نپذیرفتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مغز بردن ؛ کنایه از بسیار گفتن و درد سر دادن باشد.(برهان ) (انجمن آرا). کنایه از بی دماغ کردن. (آنندراج ). در تداول امروز، سر بردن :
مغزت نمی برد سخن سرد بی اصول
دردت نمی کند سر رویین چون جرس.
سعدی.
مرغ ایوان ز هول او بپرید
مغز ما برد و حلق خود بدرید.
سعدی (گلستان ، کلیات چ فروغی ص 67).
- || در شاهد زیر ظاهراً به معنی رنج بردن و زحمت کشیدن است : غالب گفتار سعدی طرب انگیز است و طیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت زبان طعن دراز گردد که مغز و دماغ بیهوده بردن و دود چراغ بیفایده خوردن کار خردمندان نیست. (گلستان ، کلیات چ فروغی ص 207).
- مغزپوشیده ؛ همان پوشیده مغز است از عالم بالابلند و بلندبالا. (آنندراج ). تهی مغز. تیره رای. نادان :
تو ای مغزپوشیده ٔ سالخورد
ز گستاخی خسروان بازگرد.
نظامی (از آنندراج ).
- مغز تر کردن ؛ کنایه از حرف زدن و سخن کردن باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). سخن گفتن. (غیاث ) (فرهنگ رشیدی ). مقابل مغز در سر کردن. (آنندراج ).
- || مغز را جلا دادن. تردماغی پیدا کردن :
به گفتار شه مغز را تر کنم
به گفت کسان مغز در سر کنم.
نظامی (از آنندراج ).
- مغز در سر کردن ؛ کنایه از خاموش شدن و سکوت ورزیدن باشد. (برهان ) (آنندراج ). خاموش شدن. (فرهنگ رشیدی ) :
به گفتار شه مغز را تر کنم
به گفت کسان مغز در سر کنم.
نظامی (از فرهنگ رشیدی ).
- مغز روشن کردن ؛ کنایه از صحیح الفکر گردانیدن دماغ را. (آنندراج ) :
چنان گوید این نامه ٔ نغز را
که روشن کند خواندنش مغز را.
نظامی (از آنندراج ).
- مغز کسی پوک بودن ؛ سخت نادان بودن او. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مغز کسی پوک شدن ؛ سرش رفتن. ازسر و صدا یا از پرحرفی کسی متأذی شدن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- || قوه ٔ تفکر و تعقل او ضعیف شدن.
- مغز کسی خراب یا معیوب بودن ؛ دیوانه بودن. سفیه بودن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- مغز کسی خشک بودن ؛ دیوانه بودن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| مجازاً، خرد. عقل. شعور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
که گر مغز بودیت با خال خویش
نکردی چنین جنگ را دست پیش.
فردوسی.
تو دانی که کاووس را مغز نیست
به تیزی سخن گفتنش نغز نیست.
فردوسی.
هر آن کس که اندر سرش مغز نیست
همه رای و گفتار او نغز نیست.
فردوسی.
چه دانی تو آیین شاهنشهی
که داری سر از مغز و دانش تهی.
فردوسی.
ز افسر سر تو از آن شد تهی
که نه مغز بودت نه رای بهی.
فردوسی.
|| ماده ٔ نرم جوف استخوانها. (ناظم الاطباء). آنچه که درون استخوان است. مخ عظم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- سرما تا مغز استخوان کسی کارکردن ؛ تا اندرون وی سرایت کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سخت اثر کردن سرما. نفوذ کردن سرما تا اعماق وجود او.
- مثل مغز حرام ؛ طعامی بی نمک. (از امثال و حکم ج 3 ص 1489). و رجوع به ترکیب مغز حرام شود.
- مغز استخوان ؛ اسم فارسی مخ است. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویه ). کنایه از مغز قلم است. (انجمن آرا). مخ. (منتهی الارب ). نقی. (دهار). بافتی سرشاراز چربی که در میان سوراخ استخوانهای بلند جای دارد و آن را مغز استخوان زردگویند تا از مغز استخوان قرمز که در استخوانهای اسفنجی قرار دارد و سازنده ٔ گلبول خون است مشخص باشد. (از لاروس ) :
باری ما را غم تو هر شب
همخوابه ٔ مغز استخوان است.
انوری (از انجمن آرا).
در تن خویش از برای قوت او
مغزی از هر استخوانی می کنم.
خاقانی.
از خوردن زخم سفته جانش
پیدا شده مغز استخوانش.
نظامی.
- مغز استخوان (به فک اضافه ) ؛ قسمت داخل استخوان و آنچه که از استخوان حیوان خوردنی باشد. محتوای میان استخوانها :
چو بریان شد از هم بکند و بخورد
ز مغز استخوانش برآورد گرد.
فردوسی.
چو یازید دست گرامی به خوان
از آن کاسه برداشت مغز استخوان.
فردوسی.
- مغزپشت ؛ حرام مغز. (ناظم الاطباء). و رجوع به ترکیب های مغز تیره و مغز حرام شود.
- مغز تیره ؛ رشته ٔ سفیدی است که در وسط استخوانهای تیره ٔ پشت قرار گرفته و آن را مغز حرام می گویند. نخاع. (فرهنگستان ). و رجوع به ترکیب بعد شود.
- مغز حرام ؛ نخاع. (بحر الجواهر). حرام مغز. حرامه مغز. نُخط. پشت مغز. مغز ستون فقرات انسان و گاو و گوسفند و شتر و جز آنها. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آن را نخاع شوکی و مغز تیره ٔ پشت نیز نامند که شباهت مختصری به مغز استخوان دارد و قسمتی از سلسله ٔ اعصاب مرکزی است که در مجرای ستون فقرات قرار گرفته و طول آن در انسان بالغ (مرد) 45 و (زن ) 42 سانتی متر است و ضخامت آن در حدود یک سانتی متر است. مغز حرام بطور منظم استوانه ای نیست ، بلکه دو قسمت برآمده ٔ دوکی شکل است (برآمدگی گردنی ، برآمدگی کمری ) و سپس باریک و مخروطی شکل می گردد که آن را مخروط انتهایی می نامند ودر دنباله ٔ آن رشته ٔ انتهایی قرار دارد، مغز حرام از بالا به مغز مربوط و متصل است و در امتداد بصل النخاع می باشد و در حدود سطح افقی است که از وسط یا کنار فوقانی قوس قدامی مهره ٔ اطلس می گذرد. در وسط مقطع عرضی مغز حرام ماده ٔ خاکستری مشاهده می شود که شبیه حرف «هاش بزرگ » k00l)_rb"> a/> است و به عبارت دیگر ماده ٔ خاکستری a di="352561nf" ferh="" revoesuomno="tpircsavaj:piTwohS(' مغز حرام هم مانند تمام قسمتهای سلسله ٔ اعصاب مرکزی از دو ماده تشکیل شده است : یکی مرکزی موسوم به ماده ٔ خاکستری که در وسط مجرای اپاندیم قرار دارد،و دیگری محیطی که ماده ٔ سفید نامیده می شود و ماده ٔ خاکستری رااحاطه می کند.rb"> a/> ازهر طرف به شکل هلالی است که به وسیله ٔ یک قسمت رابط مرکزی به یکدیگر مربوط می شوند. هر هلال در هر طرف دارای یک شاخ قدامی و یک شاخ خلفی است. شاخ قدامی یا حرکتی درشت است و به جلو و خارج متوجه می باشد و محیط آن غیرمنظم است و از آن رشته های اعصاب محرکه خارج می شود و سلولهای عصبی اعصاب محرکه در این قسمت واقعند وعمل آنها علاوه بر حرکت ، تغذیه را نیز شامل می شود. شاخ طرفی معمولاً از هشتمین مهره ٔ گردنی تا دومین مهره ٔ کمری کشیده شده است و آن را شاخ حسی گویند، زیرا الیاف حسی به این شاخ منتهی می شوند. در وسط ماده ٔ خاکستری مرکزی سوراخی است موسوم به مجرای اپاندیم a di="252561nf" ferh="" revoesuomno="tpircsavaj:piTwohS('naps ssalc=\'tnedni\'.(فرانسوی ) naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'eriamidnepenaps/َ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'lanaCnaps/ naps/rb"> a/> ، این مجرا در بالا به بطن چهارم مربوط است. بطوری که اشاره شد از شاخ قدامی ماده ٔ خاکستری در تمام ارتفاع طول مغز حرام الیاف عصبی خارج می شوند و هرچند رشته با هم پیوستگی یافته رشته های قدامی یا حرکتی ظاهر می سازند و ریشه های خلفی که از شاخ خلفی می آیند حسی می باشند. بطور کلی اعصاب مغز حرام اعصابی هستند که از راست و چپ مغز حرام جدا شده و پس از عبور از سوراخهای ارتباطی ستون فقرات به قسمتهای مختلف بدن متوجه می شوند، این اعصاب مختلطاند، یعنی حرکتی و حسی هر دو می باشند و به علاوه رشته های اعصاب سمپاتیک نیز در آنها وجود دارد. اعصاب مغز حرام naps ssalc="thgilhgih" rid="rtl">13naps/> زوج اند که در نواحی مختلف ستون فقرات قرار گرفته اند.هشت زوج عصب گردنی ، دوازده زوج عصب پشتی ، پنج زوج عصب کمری ، پنج زوج عصب خاجی و یک زوج عصب دنبالچه ای. چون این اعصاب مختلط هستند، لذا دارای دو ریشه می باشند: یکی خلفی که حسی بوده و در مسیر آن عقده ٔ عصبی به اسم عقده ٔ شوکی وجود دارد، و دیگری ریشه ای یا بطنی که محرک می باشد. این دو ریشه به یکدیگر نزدیک شده ، در حدود سوراخ ارتباطی به هم متصل می شوند و عصب نخاعی مختلط را تشکیل می دهند و سپس به دو شاخه تقسیم شده : یکی شاخه ٔ خلفی که نازک است و به عضلات و پوست ناحیه ٔ پشت ستون فقرات عصب میدهد، و دیگری شاخه ٔ قدامی که امتداد عصب را ادامه میدهد و به عضلات و پوست قدامی بدن تقسیم می شود. به این شاخه ٔ قدامی رشته ٔ عصبی متصل می گردد به نام شاخه ٔ ارتباطی سمپاتیک a di="152561nf" ferh="" revoesuomno="tpircsavaj:piTwohS(' naps ssalc=\'tnedni\'naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'tnacinummocnaps/ naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'uaemaRnaps/ naps/rbnaps ssalc=\'tnedni\'.(فرانسوی ) naps ssalc=\'thgilhgih\' rid=\'rtl\'euqihtapmysnaps/naps/rb"> a/> که از نزدیکترین عقده ٔ سمپاتیک مجاور، مجزا می گردد. هر یک از اعصاب نخاعی پس از خروج از سوراخ ارتباطی مربوط، به دو شاخه تقسیم می شود: یکی شاخه ٔ قدامی ، و دیگر شاخه ٔ خلفی. و رجوع به کالبدشناسی توصیفی کتاب پنجم ، قسمت اول و دوم شود.rb>- _(مغزقلم
مغز. [ م َ ] (اِمص ) دورسپوزی . (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 183). مغزیدن مصدر است. «مَمْغَز» در شاهد ذیل مفرد نهی است. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
گفت خیز اکنون و ساز ره بسیچ
رفت بایدْت ای پسر مَمْغَز تو هیچ.
رودکی (از لغت فرس ایضاً).
و رجوع به مغزیدن شود.

مغز. [ م َ ] (اِخ ) قریه ٔ بزرگی است با باغهای بسیار از نواحی قومس و مستعربان آن را به جهت داشتن درختان گردوی فراوان ام الجوز نامند و میان آن و بسطام یک منزل است. (از معجم البلدان ). قریه ٔ بزرگی است کثیرالبساتین که در میانه ٔ آن و بسطام یک مرحله راه است و از نواحی شهر قومس بوده که اکنون ویران است و مستعربه آن را «ام الجوز» خوانند. (انجمن آرا). و رجوع به نزهةالقلوب چ لیدن ص 174 شود.

مغز. [ م ُ غ ِزز ] (ع ص ) گاو ماده که بار بر وی دشوار باشد. (منتهی الارب ). ماده گاوی که آبستنی بر وی دشوار باشد. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

معنی مغز به فارسی

مغز
( اسم ) ۱ - مخ : [ روزکی چند باش تا بخورد خاک مغز سر خیال اندیش . ] ( گلستان . قر . ۵۱ ) یا مغز تیره . نخاع یا مغز حرام . نخاع یا مغز سر . مخ ۲ - ماده نرم جوف استخوانها . یا مغز استخوان . ماده نرم جوف استخوانها که تشکیل شده از مقادیری سلولهای چربی و رگهای خونی و الیاف عصبی و عوامل گلبول ساز مخ عظام : [ از خوردن زخم سفته جانش پیدا شده مغز استخوانش . ] ( لیلی و مجنون نظامی . چا . وحید . ۳ ) ۸۵ - قسمت مرکزی و میانی برخی اندامها از قبیل ساقه و ریشه و هسته : مغز بادام مغز گردو و غیره . یا مغز پسته یی . برنگ مغزپسته برنگ سبز شبیه بمغز پسته . یا مغز هسته . دانه گیاهان که در داخل غشائ صلب و چوبی شده هسته برخی گیاهان - که دارای میوه شفت هستند - قرار دارد از قبیل بادام و زرد آلو و هلو و گیلاس و میوه های نظیر آنها . یا ( چون ) دو مغز در یک پوست بودن . دوست صمیم بودن . یا مغز تر کردن . سخن گفتن صحبت کردن . یا مغز در سر کردن خاموش شدن سکوت کردن . ۴ - بینی :[ خویش را تاویل کن نه اخبار را مغز را بد گوی نه گلزار را . ] ( مثنوی . نیک . ۵ ) ۲۳٠ : ۱ - ماده اصلی هر چیز جوهر هر شئ : [ هر که کل اشیائ نداند مغز و اجزائ نشناسد . ] ( مقامات حمیدی . چا . شمیم . ۱۵٠ )
گاو ماده که بار بر وی دشوار باشد
[ گویش مازنی ] /maghez/ بزی که گوش های پهن و بلندی دارد - بز با گوش خال خالی & مگس
[bone marrow] [ارتاپزشکی] بافت نرم و اسفنجی که داخل حفره های استخوان را پر می کند و در جوانان، یاخته های خون ساز دارد و در سالمندان چربی جانشین آن شده است
[ گویش مازنی ] /maghez bacheraaniyen/
( مصدر ) بسیار گفتن و درد سر بحاضران دادن .
پالاینده مغز تهی کننده مغز
بی مغز و تهی مغز
پرده از دماغ که ام الرقیق نیز گویند
[diencephalon, interbrain, betweenbrain] [علوم پایۀ پزشکی] بخش انتهایی پیشامغز که به میان مغز متصل است
[metencephalon, afterbrain] [علوم پایۀ پزشکی] بخش پیشین پس مغز که به میان مغز متصل است
[telencephalon, endbrain] [علوم پایۀ پزشکی] یکی از دو قسمت پیش مغز که مخ را تشکیل می دهد
اسم فارسی لبوب است .
به جوش آورنده مغز شوراننده مغز
[ گویش مازنی ] /maghaz Khaar/ پری شاهرخ - پرنده انجیر خوار با نام علمی: otiooos oos orio
مقابل بی مغز چون بادام مغزدار هر چیزی که پر مغز باشد .
[kernel] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بخشی از بذر که در درون پوستۀ بذر قرار دارد
[pulp , dental pulp, tooth pulp, pulpa dentis] [پزشکی-دندان پزشکی] بافت همبندی پُرعروق و پُرعصبی که درون حفرۀ مرکزی دندان قرار دارد متـ . مغزه 2
سموط و نشوق و هر چیزی که به بینی کشند .
مغز پاش پریشان کننده مغز
فرزند مغ بچه مغ مغبچه
[core] [باستان شناسی] قسمت میانی بدنۀ یک تکه سفال که معمولاً در زمان پخت براثر حرارت کم یا زیاد، زغالی و سیاه شده باشد

معنی مغز در فرهنگ معین

مغز
(مَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - ماده نرم و خاکستری رنگی که در کاسة سر یا میان استخوان است . ۲ - عقل ، فکر. ۳ - شخص دانا و آگاه و نخبه . ۴ - بخش درونی هر چیزی . ۵ - وسط ، میان . ۶ - درون میوه هایی مانند: گردو، پسته ، بادام .
( ~. بُ دَ) (مص ل .) با پُرحرفی اسباب دردسر کسی را فراهم کردن .
( ~. مَ) ۱ - تندخو. ۲ - احمق ، خل .
( ~ . مَ) (ص مر.) نک گران سر.
(دِ. مَ) (ص مر.) ۱ - خشمناک . ۲ - هوشیار.
( ~ . مَ) (ص مر.) سبکسر، سفیه ، سبک عقل ، کم خرد.

معنی مغز در فرهنگ فارسی عمید

مغز
۱. (زیست شناسی) بخش نرم و خاکستری رنگی که درون جمجمه قرار دارد، مخ.
۲. مادۀ چرب که میان استخوان جا دارد.
۳. آنچه در هستۀ میوه یا درون برخی میوه ها وجود دارد.
۴. [مجاز] اصل و حقیقت چیزی.
۵. [مجاز] سر.
۶. [مجاز] نخبه، بااستعداد، باهوش.
* مغز تیره: (زیست شناسی) [قدیمی] = نخاع
۱. پاک رای، پاک اندیشه، پاکیزه مغز.
۲. زیرک، هوشیار.
= پاک مغز
= نخاع
فاقد توانایی دریافت افکار جدید، قشری.
۲. یاوه گو.
کم خرد.
شوریده دماغ، سودایی، مالیخولیایی، دیوانه.
سبک سر، سفیه، ابله، سبک عقل، کم خرد: سبک مغزان به شور آیند از هر حرف بی مغزی / به فریاد آورد اندک نسیمی نیستانی را (صائب: لغت نامه: سبک مغز).
متکبر، مغرور، گنده دماغ.

مغز در دانشنامه اسلامی

مغز متفکر جهان شیعه، کتابی به قلم ذبیح الله منصوری نویسنده و مترجم درباره امام صادق(ع). این کتاب در دهه ۱۳۵۰ش در ایران منتشر شد و مورد استقبال قرار گرفت و بارها تجدید چاپ شد. آشتی دادن علم و دین از دغدغه های اصلی این کتاب است. مترجم مدعی است این کتاب، اقتباس و ترجمه کتابی است که جمعی از نویسندگان در مرکز مطالعات اسلامی استراسبورگ فرانسه نوشته اند. منتقدان متعددی این کتاب را ساخته و پرداخته منصوری می دانند و اصالتی برای آن قائل نیستند.
ذبیح الله منصوری (۱۲۷۶ - ۱۳۶۵ ه ش) در سنندج به دنیا آمد. در کودکی زبان فرانسه آموخت. با روزنامه های ایران ما و اختر امروز، مجله های روشنفکر، سپید و سیاه، امید ایران، روزنامه پست تهران و سرانجام مجله دانستنی ها همکاری کرد. عمده کارهای او ترجمه و تهیه نوشته های علمی بود. گفته می شود حدود ۱۴۰۰ کتاب و نشریه منتشر کرده که از پرفروش ترین کتاب ها در زبان فارسی بوده اند. بنابر شواهد موجود، بسیاری از کارهای او که با عنوان ترجمه چاپ شده، تالیف و ساخته ذهن خود او بوده، اما بنا بر اقتضائات فرهنگی جامعه و تمایل ناشران برای چاپ آثار ترجمه از نویسندگان خارجی، وی کارهایش را در پوشش ترجمه چاپ می کرد. منصوری آثار فراوانی از خود به جای گذاشته است؛ سینوهه پزشک مخصوص فرعون، خواجه تاجدار، خداوند اَلَموت (حسن صباح)، ابن سینا نابغه ای از شرق، اسپارتاکوس، امام حسین و ایران، افکار مِتِرلینگ، خداوند بزرگ و من، خداوند بزرگ و انسان، محمد پیغمبری که از نو باید شناخت، عایشه، و امام جعفر صادق مغز متفکر جهان شیعه.
این کتاب متاثر از فضای اندیشه دینی در دهه ۵۰ شمسی است. کتاب در زمانی منتشر شده است که هویت جویی و هویت خواهی در ایران مطرح است و انتشار کتاب هایی که زمینه ساز پیوند دین و دنیای مدرن و بازسازی هویت دینی باشند، با استقبال مردم مواجه می شد. دفاع علمی از دین واکنشی به گفتمان نوسازی غربی و شرقی بود. در دهه های بیست تا پنجاه شمسی روند رو به رشد ادبیات دینی علم زده را در میان دانشگاهیان دین مدار و روحانیان دانشگاه دیده می توان مشاهده کرد.

مغز در دانشنامه ویکی پدیا

مغز
مَغْز یکی از حسّاس ترین و پیچیده ترین اعضای بدن در همه مهره داران و بیشتر بی مهرگان است که در برخی گونه ها ۲ درصد از وزن بدن جان دار را تشکیل می دهد. در انسان تا بیش از ۳۰ درصد کالری (انرژی) روزانه را مصرف می کند و بیشتر انرژی خود را از کربوهیدرات ها (گلوکز خون) جذب می کند و این سوخت را سریع می سوزاند حتّی زمانیکه شخص در خواب است، مغز بیشتر از هر عضوی از بدن اکسیژن مصرف می کند. به نارسایی مغزی اسکم مغزی می گویند.
مغز شامل نیمکره های مخ، مخچه و ساقه مغز است. بیشتر حجم مغز را نیمکره های مخ تشکیل می دهند. نیمکره های مخ باعث می شوند تا انسان بتواند فکر کند و حرف بزند و مسائل را حل کنند.
نیمکره چپ فعالیت های نیمه راست بدن و نیمکره راست فعالیت های نیمه چپ بدن را کنترل می کند. اما آنها همکاری هم دارند مثلاً در موقع نگاه کردن.
مخچه هم مرکز تعادل بدن است و با ورزش های مانند ژیمناستیک و بند بازی تقویت می شود.
بخش دیگر مغز ساقه مغز است که واصل مخ و مخچه به نخاع است. ساقه مغز شامل سه بخش است: مغز میانی و پل مغزی و بصل النخاع. بصل النخاع در بالای نخاع است و مرکز فعالیت های غیرارادی بدن است و برای همین مشهور بهگره حیات است.در سال 3000 تغییر خواهد کرد
مغز در همهٔ مهره داران و بیشتر بی مهرگان مرکز دستگاه عصبی است. تنها شماری از بی مهرگان مانند اسفنج دریایی، عروس دریایی، آب دزدک دریایی بالغ و ستاره دریایی مغز ندارند، هرچند دارای بافت عصبی پراکنده ای هستند. مغز در سر و معمولاً نزدیک اندام های حسی نخستین مانند بینایی، بویایی، چشایی و شنوایی قرار دارد. مغز مهره داران پیچیده ترین اندام بدنشان است.
از دید فیزیولوژی و تکاملی زیستی، کار مغز کنترل متمرکز بر روی سایر اندام های بدن است. مغز با تولید الگوهای فعالیت ماهیچه ها یا با هدایت مواد شیمیایی تراوشی که هورمون نام دارند، بدن را کنترل می کند. این کنترل متمرکز سبب پاسخ سریع و هماهنگ به تغییرات محیط می شود. برخی انواع پایه ای از پاسخ مانند بازتاب یا رفلکس عصبی می تواند توسط طناب نخاعی یا گره ها ایجاد شود، اما کنترل پیچیده و هدفمند بر رفتارها بر پایهٔ حس های ورودی پیچیده نیازمند توانایی یکپارچه سازی اطلاعات یک مغز متمرکز است.
بتازگی محققان دانشگاه نورت وسترن در آمریکا درحین مطالعه اثرات یک داروی ضد افسردگی بر روی موش ها به این نتیجه رسیدند که عملکرد مغزهای دو جنس نر و ماده در سطح مولکولی متفاوت است. دراین مطالعه یک تفاوت شیمیایی در میان مغزهای نر و ماده کشف شد و محققان دریافتند که این اختلاف در سطح مولکولی و در تعامل میان مولکول های ERalpha and mGluR1 است.
از نظر فلسفی نیز آنچه که مغز را متمایز از بقیه اندام ها می کند، ایجاد ارتباط فیزیکی بین بدن و ذهن است. امروزه دانسته های دقیقی در مورد کار هریک از سلول های مغز وجود دارد اما درک همکاری همزمان و روش عمل میلیون ها سلول مغزی با هم هنوز نیاز به مطالعه دارد.
مغز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
مغز (فیلم ۱۹۶۲)
مغز (فیلم ۱۹۶۹)
مغز (فیلم ۱۹۸۸)
مغز (انگلیسی: The Brain) فیلمی به کارگردانی فردی فرانسیس است که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آن هیوود و برنارد لی اشاره کرد.
«مغز» (فرانسوی: Le Cerveau) یک فیلم در سبک سرقت و کمدی به کارگردانی ژرار اوری است که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد.
«مغز» (انگلیسی: The Brain (1988 film)) یک فیلم در سبک ترسناک و علمی–تخیلی است که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به سینتیا پرستون اشاره کرد.
سیارک ۷۶۴۵ (به انگلیسی: 7645 Pons، نامگذاری:1989AC2) هفت هزار و ششصد و چهل و پنجمین سیارک کشف شده است که در ۴ ژانویه ۱۹۸۹ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۱۴٫۴۰ است.
مغز فیزیک دان برجسته، آلبرت اینشتین، موضوع پژوهش و جستجوهای بسیاری بوده است. مغز او طی هفت و نیم ساعت پس از مرگش از سر او خارج گردید. آلبرت اینشتین به عنوان یکی از بزرگ ترین نابغه های قرن بیستم به حساب می آمد و دلیل جلب توجه به سوی مغز وی، تلاش برای یافتن رابطه میان کالبدشناسی اعصاب (به انگلیسی: Neuroanatomy) و هوش عمومی یا هوش ریاضیاتی بود. مطالعات انجام گرفته پیشنهاد کرده اند که قسمت هایی از مغز که مربوط به صحبت کردن و زبان هستند، کوچکتر و قسمت های مربوط به پردازش های عددی و فضایی (تجسم) بزرگ تر هستند. مطالعات دیگری، نشان دهندهٔ بیشتر بودن تعداد یاخته های گلیال در مغز اینشتین هستند.
هرچند مغز او از نظر اندازه فرقی با مغز دیگران ندارد و ۱۲۳۰گرم است.
سال ۲۰۱۲ نتیجه پژوهش مفصلی بر روی چهارده عکس منتشر نشده از مغز انشتین که از «زوایای غیر متعارف» گرفته شده بودند منتشر شد. همچنین در سال ۲۰۱۳ نتیجه پژوهش دانشمندان دانشگاه چین شرقی در شانگهای و دانشگاه ایالتی فلوریدا در آمریکا در نشریه «مغز» منتشر شد. دانشمندان از بررسی عکس های منتشر نشده مغز انشتین (دو عکس از نیمکره های راست و چپ) متوجه یکی دیگر از تفاوت های مغز او با سایرین شدند. این تصاویر نشان می دهد که بخشی از مغز به نام جسم پینه ای (کورپوس کالوزوم) در انشتین بسیار بزرگتر از افراد عادی بوده است.
جسم پینه ای بزرگترین دسته رشته های عصبی است که دو نیمکره مغز را بهم وصل می کند؛ در واقع مهمترین راهی است که اطلاعات بین دو نیمکره مغز مبادله می شوند.
استخوان متراکم دارای یک حفره مرکزی به نام مغز استخوان است که با آندوستئوم پوشیده شده است. در پیرامون استخوان، پرده ضریع قرار دارد که کل استخوان را حفاظت می کند. استخوانهای اسفنجی دارای حفره های کوچک و بزرگ و سیستمهای هاورس ناقص هستند.
مغز استخوان بافت نرم و پررگی است که داربست آن را بافت رتیکولر پایه ریزی می کند و بر روی آن سلول های گوناگون خونی، خونساز و چربی قرار دارد. مغز استخوان حفره میانی استخوان های دراز و فضاهای میان ترابکولی استخوان های اسفنجی را پر می کند. مغز استخوان به دو صورت مغز قرمز و مغز زرد دیده می شود که یکمی بیشتر از سلول های خونساز پایه ریزی شده و بافت میلوئید نیز خوانده می شود و دومی بیشتر در بر گیرنده سلول های چربی است.
در مرحله جنینی و پس از زایش تا مرحله بلوغ همه استخوان ها در بر گیرنده مغز قرمز می باشند ولی در بزرگسالان مغز قرمز محدود به مهره ها، استخوان های جناغ، دنده ها و استخوان های جمجمه می باشد و در بقیه جاها با مغز زرد جایگزین می شود.
مغز انسان مرکز دستگاه عصبی است. دستگاه عصبی مرکزی در درون حفاظی استخوانی به نام جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته و شامل مغز و نخاع می باشد. سیستم اعصاب مرکزی در زبان عام به دو قسمت با نام های مادهٔ سفید و مادهٔ خاکستری تقسیم می شود. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام در عین ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر دارای کارها و وظائف گوناگونی هستند. مغزانسان شامل دو قسمت عصبی ومحیطی میباشد. قسمت عصبی مرکز فعالیت ها ی ارادی وغیرارادی میباشد وقسمت محیطی .شامل اعصابی است که قسمت های مختلف بدن را به بخش عصبی متصل میکند* مغز انسان از دید ساختار٬ همانند مغز دیگر پستان داران است ولی کورتکس آن در مقایسه با دیگر پستانداران دارای گسترش و پیشرفت بسیار زیادی است. جانوران بزرگی مانند نهنگ ها و فیل ها در اندازه گیری مطلق دارای مغزی بزرگ تر هستند، اما زمانی که اندازه گیری با استفاده از ضریب مغزی و پس از جبران اندازه و جثه بدن انجام گیرد، این مغز انسان است که تقریباً دو برابر مغز دلفین پوزه بطری، و سه برابر مغز یک شامپانزه خواهد بود. بخش عمده ای از گسترش و پیچیدگی مغز انسان مربوط به بخشی از مغز به نام قشر مغزی یا کورتکس، بویژه لوب پیشانی، که با توابع اجرایی از جمله خودلگامی یا اتوکنترل، برنامه ریزی، استدلال، و تفکر انتزاعی در ارتباط است٬ می باشد. بخشی از قشر مخ ویژه بینایی نیز تا میزان زیادی در انسان بزرگتر است.
قشر مغز دارای ۱۵-۳۳ بیلیون یاختهٔ عصبی یا نورون است که هر کدام با سیناپس به چندین هزار یاخته عصبی دیگر متصل است. این یاخته ها بوسیلهٔ رشته های پروتوپلاسم بلندی که آسه یا آکسون نام دارد با دیگر یاخته ها ارتباط برقرار می کنند. آکسون ها دنباله ای از ضربان های سیگنالی را که پتانسیل عمل نام دارند تا دورترین نقاط مغز یا یاخته های دریافت کننده ویژهٔ هدف در بدن حمل می کنند.
مغز بولتسمان (انگلیسی: Boltzmann brain)، فرضیه ای درباره یک «وجود» یا «ادراک» خودآگاه است که در اثرِ نوسانات کوانتومی در یک موقعیت یا وضعیتِ بی نظم و پُرآشوب بوجود می آید.
این فرضیه، نامِ خود را از فیزیکدان برجستهٔ اتریشی «لودویگ بولتسمان» (۱۹۰۶–۱۸۴۴) می گیرد که عنوان نمود «عالم هستی» در شرایطی بسیار نامحتمل از عدم تعادل قرار دارد؛ چرا که فقط در یک چنین شرایط تصادفی و غیرمنتظره ای، چیزی به پیچیدگی مغزِ انسان می تواند بوجود آید که از وجودِ آن «عالم هستی» آگاه باشد. عنوانِ «مغز بولتسمان» در سال ۲۰۰۴ توسط «آندریاس آلبرشت» و «لورنزو سوربو» ساخته و بکار گرفته شد.
مغز بولتسمان نوعی پارادوکس و تناقض در علم فیزیک است و گاهی از آن، با عنوانِ «تناقض نوزادان بولتسمان» یاد می شود. این تناقض می گوید، اگر ما دو حالتِ گوناگون را با هم مقایسه کنیم؛ اولی، احتمالِ حدوث شرایط کنونی خود، به عنوانِ موجوداتی خودآگاه در یک جهانِ با نظم؛ و دومی، احتمالِ حدوثِ یک موجودِ خودآگاه در ملغمه ای از بی نظمی ترمودینامیکی و بدونِ خصیصه؛ آنگاه احتمالِ حدوث و بوجود آمدنِ حالت دوم، بیشتر است.
مفهومِ «مغز بولتسمان» توضیحی برای این سؤال همیشگی بود که چرا «عالم هستی»، اینهمه منظم و سازمان یافته است. (سؤالی که بطور معمول، در مباحث مربوط به آ نتروپی در اخترشناسی مطرح می شد).
بولتسمان می گفت «ما» و این «جهانی» که به نظر، بی نظمی زیادی ندارد و ما در آن زندگی می کنیم؛ همگی نتیجهٔ یک تغییر و نوسانِ تصادفی در سیستمی با بی نظمی و آشفتگی زیاد است. لازم است ذکر شود، حتی در شرایطی نزدیک به تعادل و سکون، نوسانات وتغییرات کوچکِ تصادفی وجود دارد. نوسانات و تغییراتی که بطور شایع رخ می دهند، آن هایی هستند که از لحاظ اندازه، ناچیز بوده و بالطبع، نظمی که از آنها حادث خواهد شد، کوچک تر و کم اهمیت تر است؛ حال آنکه، نوسانات و تغییرات بزرگ که نتایج بزرگ تر (یعنی تشکیلات منظم و سازمان یافته) هم در پی دارند، بسیار نادر هستند. اگرچه این نوسانات و تغییرات بزرگ، بسیار نادر و نامحتمل هستند، اما با درنظر گرفتنِ اندازهٔ بیکرانِ عالم هستی، و اینکه موجودات باشعوری چون انسان، در نتیجهٔ چنین نوسانات بزرگی بوجود آمده اند، می توان نتیجه گرفت که این نوسانات نادر هم، بالاخره، رخ می دهند. این جاست که با یک «گزینش جهت دار» (سوگرایی انتخاب) مواجه هستیم: ما در حال مشاهده و بررسی این جهان نامحتمل هستیم، چرا که دقیقاً چنین شرایط نامحتملی لازم بوده تا موجودات هوشمندی چون ما بوجود بیاید؛ و این خود تعبیری از اصل انسان نگر است.
از طرفی، اگر شرایطِ کنونی عالم هستی که در آن، تعداد زیادی موجوداتِ خودآگاه بوجود آمده؛ نتیجهٔ یک نوسان تصادفی باشد؛ احتمال بروز آن به مراتب کمتر از بوجود آمدن موجودات خودآگاه منفرد و پراکنده در جای جایِ دیگر عالم است. پس در جهان های گوناگون با همین شرایط و نظم فعلی شان، باید تعداد بی شماری «مغز بولتسمان»، سرگردان در یک محیط بی نظم و پرآشوب، وجود داشته باشد. در یک جهان نامحدود و بی انتها، تعداد «مغزهای خودآگاه» که بطور ناگهانی و تصادفی از یک بی نظمی محض بوجود می آیند، به علاوهٔ حافظه و خاطرهٔ ساختگی ما از آنچه زندگی می نامیم، باید به مراتب بیشتر از «مغزهای واقعی» باشد که در اثر پدیدهٔ تکامل اندامی در سیستمی با نوسانات موضعی بسیار نامحتمل و نادر، در عالم هستی بوجود آمده اند.
تناقض بولتسمان می گوید، هر ناظری در این جهان (مغزهای خودآگاهی که همچون انسان، دارای حافظه باشد و «مغز انسان» را هم شامل می شود) به احتمال بسیار زیاد، «مغز بولتسمان» است، تا «مغز تکامل یافته»؛ که به این ترتیب و در آنِ واحد، فرضیهٔ «گزینش جهت دار» (سوگرایی انتخاب) را هم رد می کند: چرا باید اصل انسان نگر یا هر نظریهٔ دیگری در این مورد را بپذیریم، وقتی که چنین فرضیه ها و نظریه هایی بطور تصادفی و غیرعمدی در درون «مغز بولتسمانِ» ما ظهور می کند؟ یک چنین شناختی، پایه های متزلزل و سست دارد؛ نه می توانیم بگوئیم درست هستند و نه می توانیم دلایلی بیاوریم که آنها را رد کنیم.
«مغز بیلیون دلاری» (انگلیسی: Billion Dollar Brain) یک فیلم بریتانیایی در سبک جاسوسی به کارگردانی کن راسل است که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد.
مغز پیشاپَسین (metencephalon) بخش پیشین پس مغز rhombencephalon است که به میان مغز mesencephalon متصل است.
اصطلاح مغز پیشاپسین از توصیفات برای دسته بندی های تکوینی بخشی از دستگاه عصبی مرکزی مهره داران است. مغز پیشاپسین از پل مغز، و مخچه ترکیب شده و بخشی از بطن چهارم، عصب سه قلو، عصب ابدوسنس، عصب چهره ای، و بخشی از عصب دهلیزی حلزونی را شامل می شود.
مغز خلفی (Hind brain), رومبنسفالون (Rhombencephalon) هم خوانده می شود.
مغز در خمره (به انگلیسی: Brain in a vat) عنوان یک آزمایش فکری در معرفت شناسی است که توسط هیلاری پاتنم ارائه شده است. تصور کنید که روزی دانشمندی دیوانه، مغز ما را از جمجمه خارج کند و آن را در ماده ای مغذی قرار داده و زنده نگه دارد. آنگاه به وسیله سیستم کامپیوتری پیچیده ای، این توهم را ایجاد کند که زندگی ما همچنان به صورت عادی ادامه دارد. پاتنم به واسطه اعتقادش به نظریهٔ علّی ارجاع، معتقد است که اسم های غیر توصیفی به صورت مستقیم به مرجعشان ارجاع می دهند. به واسطه همین، با وجود اینکه ما مغز در خمره هستیم، اگر بگوییم که «من مغزی در خمره هستم»، عبارت ما عبارت صادقی نخواهد بود؛ چرا که کلمات «مغز» و «خمره» در اینجا به مغز و خمره واقعی درون جهان واقعی ارجاع نمی دهند، بلکه به مغز توهمی و خمره توهمی ارجاع خواهند داد. عبارت صادق نیست چون، در داستان توضیح داده شده، مغز واقعی ما در خمره ای واقعی قرار دارد. ایده ی اصلی چنین آزمایشی به شیطان فریبکار دکارت بازمی گردد.
مغز دندان یا پالپ (به انگلیسی: Pulp) به رگ ها و اعصاب دندان گفته می شود. به حفره مرکزی در تاج دندان، اتاق پالپ گفته می شود. مجرای ریشه دندان را نیز کانال می نامند. در حالت عادی مغز دندان زنده و فعال است ولی پوسیدگی ها و آزردگی های رگها و عصبها باعث درد و سرانجام مرگ مغز دندان می شود.
هنگامی که مغز دندان به هر علتی دچار آزردگی شدید شد درمان ریشه دندان ضرورت پیدا می کند.
مغز زنانه کتابی است که توسط عصب شناس امریکایی لوآن بریزندین در سال ۲۰۰۶ نوشته شده است. همچنین وی کتابی دیگری تحت عنوان مغز مردانه(چاپ ۲۰۱۰)دارد.
مغز گردو نوعی خشکبار مقوی است که با خارج کردن آن از پوسته سخت گردو قابل استفاده است. مغز گردو را با نام غذای مغز نیز بیان کرده اند، زیرا مغز گردو سرشار از امگا۳ است که باعث کارکرد بهتر مغز می شود. گردو (فارسی دری: چهارمغز، جوز یا گَوز (از فارسی میانه goz) میوهای گرد، با دو پوسته، یکی نرم و سبزرنگ که به تدریج خشک می شود و از بین می رود و دیگری سخت و چوبی است. مغز آن خوراکی است و روغن فراوان دارد.
گردو، میوه مغزدار باارزشی است که انواع مختلفی دارد. گردو منبع عالی پروتئین، فیبر، ویتامین ها، آنتی اکسیدان ها و مواد معدنی است. واژه جوز معرب گوچ پارسی میانه به همین معنی است.
مغز گردو و بذر کتان دارای بیشترین اندازه اسید چرب امگا ۳ در میان مواد غذایی گیاهی هستند.
مغز مردانه(به انگلیسی: The Male Brain) عنوان کتابی از دکتر لوآن بریزندین (Louann Brizendine)، عصب-روانپزشک امریکایی است که درباره ویژگی های تاثیر گذار مغز و هورمون های مردانه بر زندگی و نگرش و تعاملات مردان به نگارش در آورده است. این کتاب توسط دکتر محسن دهقانی دانشیار دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه شهید بهشتی و محمدحسین طهرانی زمانی دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی انستیتو روانپزشکی تهران ترجمه شده و توسط انتشارات رشد به چاپ رسیده است.
ساختار این کتاب در هفت فصل به اضافه یک مقدمه و یک گفتار پایانی نوشته شده است. هر یک از فصول به ویژگی های خاص نشأت گرفته از مغز مردانه در دوره های خاصی از زندگی مردان می پردازد. این فصول عبارتند از: یک مغز پسرانه، مغز پسرانه نوجوان، مغز جفت خواهنده: عشق و شهوت، مغز زیر شکم، مغز پدرانه، دوره مردانگی: زندگی عاطفی مردان، مغز مردانه میانسال.
مغز میانجی یا میانجی مغز یا دیانسفال دومین بخش از مغز پیشین است که بین مغز پیشین (تلانسفال) و مغز میانی قرار دارد و بطن سوم را در بر می گیرد. مهمترین اجزای میانجی مغز، تالاموس وهیپوتالاموس می باشند.
«مغز میلیارد دلاری» (انگلیسی: Billion-Dollar Brain) یک کتاب از لن دیتون است. موضوع اصلی این کتاب در مورد یک دانشمند فنلاندی ناشناس و بی نام است که تحت تعقیب سازمان اطلاعاتی آمریکا به خاطر یک پرونده محرمانه به نام پرونده ایپکرس تحت تعقیب قرار گرفته بود. بعدها در سال ۱۹۶۷، میلادی از روی این کتاب یک فیلم به کارگردانی مایکل کین ساخته شد.
مغز نارگیل به بخش گوشتی میوه نارگیل گفته می شود بویژه پس از خشک شدن. در بسیاری از زبان ها مغز نارگیل خشک شده با نام کوپرا معروف است که از واژه مالایالامی (കൊപ്ര) (از زبان های جنوب هند) گرفته شده است.
دادوستد مغز نارگیل در دهه ۱۸۶۰ به عنوان یک کالای صادراتی توسط بازرگانان شرکت دریاهای جنوب و تجار جنوب آسیا آغاز شد. پیش از این مغز نارگیل از سوی بازرگانانی که در اقیانوس آرام از جزیره به جزیره سفر می کردند گردآوری می شد ولی امروزه کشتزارهای گسترده ای برای تولید و فرآوری آن پدید آمده است.
مغز نارگیل تیپتور در شهرستان تومکور ایالت کارناتاکای هند بسیار مشهور است.
مختصات: ۳۵°۴۳′۳۷″ شمالی ۵۱°۲۳′۰۳″ شرقی / ۳۵.۷۲۶۹۶۷۲° شمالی ۵۱.۳۸۴۱۱۴۹° شرقی / 35.7269672; 51.3841149
آزمایشگاه ملی نقشه برداری مغز نام مرکزی تخصصی در دانشگاه تهران است که در حوزه زیرساخت تصویربرداری و تحریک مغزی به منظور تحقیقات شناختی و ارائه خدمات دانش بنیان در حوزه علوم و فناوری های شناختی ایجاد شده است. این مرکز در ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ توسط معاون اول رئیس جمهور، دکتر اسحاق جهانگیری، معاون علمی رئیس جمهور، دکتر سورنا ستاری، وزرای علوم و بهداشت و با حضور روسای دانشگاه ها افتتاح شد. این آزمایشگاه یک مرکز مستقل و ملی است که امکانات و تجهیزات موجود در آن می تواند در اختیار تمامی پژوهشگران و محققان قرار گیرد.
اَسبَک یا هیپوکمپوس (هیپوکام یا هیپوکامپ) (hippocampus) قسمتی از دستگاه کناره ای (سیستم لیمبیک) مغز است که مرکز یادگیری است.
اسبک ساختمان عصبی خمیده ای است در مغز که در کف شاخ میانی بطن طرفی مغز قرار دارد. اسبک از سازواره های دستگاه کناره ای است که شکلی همانند اسب دریایی دارد و در اعماق لوب گیجگاهی جای گرفته است. هیپوکمپوس از دو شاخ منحنی وار تشکیل شده است که به بادامه مغز ختم می شوند. اسبک از بخشهای مهم مغز پستانداران است.
اسبک مسئول حافظه دور است و پیش مغز را از آزموده های گذشته ما آگاه می کند. این مجموعه خاطرات گذشته را به شکل کوتاه و یا دراز مدت حفظ می کند. این ناحیه از مغز جزء اولین نواحی مغز است که در بیماری آلزایمر آسیب می بیند.
بام میان مغز یا سقف مغز میانی (به انگلیسی: Tectum of midbrain) در قسمت پشتی میان مغز قرار دارد و عهده دار پردازش اطلاعات بصری است.
ساختارهای اصلی بام عبارتند از: برجستگی های زبرین و برجستگی های زیرین که مانند چهار برآمدگی در سطح ساقه مغز دیده می شود. بر جستگی های زبرین در دستگاه بینایی نقش دارد. در پستانداران، این ساختارها در اصل در بازتاب ها و واکنش های دیداری نقش دارند.
باور نادرست استفاده از بیست درصد مغز یک باور پذیرفته شده به طور گسترده در بین مردم است که می گوید همه یا اکثر انسان ها تنها از ۱۰ درصد یا مقدار کم دیگری از مغزشان استفاده می کنند. همچنین گفته شده است که افراد ممکن است بتوانند از این قسمت دست نخورده بهره برداری کنند و هوش خود را افزایش دهند. این باور در مورد افرادی چون آلبرت اینشتین نیز به کار رفته است و گفته شده که آن ها توانسته اند از مقداری کمی بیشتر از مغزشان استفاده کنند و بدین ترتیب موفق به درک پدیده های پیچیده شده اند.
با وجود اینکه هوشیاری را می توان با تمرین افزایش داد٬ این مطلب که بخش های بزرگی از مغز غیرفعال اند و ممکن است فعال شوند بیش از آنکه ریشهٔ علمی داشته باشد، باوری عامیانه در میان مردم است. هرچند هنوز کارکرد بخش های مختلف مغز به درستی روشن نشده است، پژوهش ها نشان می دهد که همه قسمت های مغز کارکردی دارند و غیرفعال نیستند.
سیستم بَطنی مغز یا شکمچه مغز مجموعه ای از چهار ساختار به هم مرتبط در مغز است که از مایع مغزی نخاعی پر شده و تا مجرای مرکزی طناب نخاعی ادامه می یابد. آستر و پوشش بطن ها متشکل از غشایی اپیتلیوم مانند به نام اپندیموسیت است. با بالا رفتن سن افراد، بطن مغز بزرگ تر و نورون ها از بین می روند.
پردازش گفتار به روش استفاده از کلمات برای برقراری ارتباط میان انسان ها و چگونگی  انتقال ایده ها و احساسات از طریق زبان اطلاق می شود. سؤال اساسی چگونگی پردازش و درک چنین ارتباطی در مغز است. پردازش گفتار به این مقوله می پردازد که مغز چگونه زبان را خلق می کند و چگونه آن را می فهمد. تازه ترین نظریه ها چنین بیان می کنند که فرایند خلق و فهم زبان به طور کامل در داخل مغز شکل می گیرد.
مطالعات نشان داده اند که بسیاری از پردازش های مورد نیاز برای فهم و خلق زبان در قشر مخ انجام می شود. در پردازش زبان در قشر مغز، بازنشانی نمادها عملکردی ضروری است. با وجود آن که زبان در اشکال مختلف وجود دارد، همه آنها مبتنی بر این بازنشانی نمادها هستند.
پَس مغز (rhombencephalon) بخشی از مغز است که از بخش پسین سه حفرۀ اولیۀ لوله عصبی رویانی تکوین یافته است.
اصطلاح پس مغز از توصیفات برای دسته بندی های تکوینی بخشی از دستگاه عصبی مرکزی مهره داران است و شامل پیاز مغز (بصل الطناب نخاعی)، پل مغز، و مخچه می شود.
پل مغز(به انگلیسی: Pons) قسمتی از ساقه مغز است که مراکز مهار تنفسی و بازدارندگی را دربرمی گیرد و با مخچه در ارتباط می باشد.
پل مغزی زیر مغز میانی (Midbrain)، جلوی مخچه و بالای بصل النخاع قرار گرفته است . رشته های عصبی وابران مغز از پل مغزی به بصل النخاع یا مخچه میروند و رشته های آوران از پل به تالاموس میگذرند. پل مغز حدود دو و نیم سانتیمتر طول دارد. مرکز تنظیم تنفس در پل قرار دارد. همچنین مراکز پل در اعمالی مانند ایجاد خواب، بلع، تعادل، حرکات چهره، چشایی، شنوایی، کنترل مثانه و ... نقش دارند.
پل مغزی(pons) قسمتی از مغز است که از طرف بالا با مغز میانی(midbrain) و از طرف پایین با بصل النخاع (medulla oblongata) و از طرف جلو با ناودان بازیلار ٬ dorsum sella و از طرف عقب با مخچه مجاور می باشد.
پیاز مغز یا بصل النخاع یا مدولا، قسمتی از مغز است که قشر مغز را با نخاع مرتبط می کند و بخشی از ساقه مغز است. پیاز مغز پایینترین بخش مغز است. دارای ۳ سانتیمتر طول و ۱۰ گرم وزن است. پیاز مغز، نخاع را به مغز پیوند می دهد. شکل پیاز مغز به صورت یک مخروط ناقص است که قاعده بزرگ آن بالا و قاعده کوچک آن پایین قرار گرفته است. مخچه در پشت آن قرار گرفته است. بطن چهارم در پیاز مغز قرار دارد. بسیاری از مراکز حیاتی در پیاز مغز هستند. این عضو نیز دارای ماده خاکستری و سفید است. در پیاز مغز مرکز تنظیم تنفس قرار دارد و قطع آن باعث مرگ انسان می گردد. در ضمن این عضو مرکز اعمال گوارشی از قبیل جویدن، سرفه و استفراغ و نیز مرکز تغییر دهنده قطر رگ ها است.
بصل النخاع را medulla oblongata و به طور اختصار medulla هم می گویند. مدولا در بالای نخاع و در پایین پل مغزی قرار دارد ٬ حد پایینی آن عمق سوراخ ماگنوم(magnum) و به عبارت دیگر کنار بالایی مهره ی اطلس می باشد. مدولا از طرف جلو با ناودان بازیلار(basilar) استخوان اکسی پیتال و از طرف عقب مجاور مخچه می باشد. طول مدولا ٬ 3 ٬ عرض آن 2 و ضخامت آن 1.25 سانتی متر است. بصل النخاع را اصطلاحا پیاز مغزی می نامند. از نظر ساختمانی ٬ هرمی یا پیازی شکل بوده و طول ٬ عرض و قطر قدامی خلفی آن به ترتیب 3 ٬ 2 ٬ و 1.5 سانتی متر می باشد. بصل النخاع یا پیاز مغز ٬ پایین ترین بخش ساقه ی مغز(brain stem) می باشد که در حد فاصل کنار تحتانی پل مغزی و کنار فوقانی نخاع قرار گرفته است و اولین عصب نخاعی گردن C1 دقیقا از زیر بصل النخاع منشا می گیرد. بصل النخاع در بخش قدامی حفره ی مغزی خلفی و در بالای سوراخ پس سری(foramen magnum) واقع شده است و در جهت قدامی در مجاورت با کلیووس(Clivus) یا استخوان پس سری و پرده های مغزی و نیز در جهت خلفی در مجاورت دره ی مخچه(vallecula) قرار می گیرد. بصل النخاع و سایر بخش های مغز خلفی(پل مغزی و مخچه) در فضای زیر چادر مخچه ای(infratentorial space) مستقر می شوند. تومورهای مغزی این ناحیه باعث افزایش فشار داخل مغزی می شوند که از جمله عوارض این افزایش فشار می توان به سردرد ٬ استفراغ ٬ و پاپیلدما(خیز و پرخونی بینایی که معمولا همراه با افزایش فشار درون جمجمه ای می باشد) اشاره کرد.
تحریک الکتریکی مغز همچنین تحت عنوان تحریک مغزی فوکال شکلی از الکتروتراپی است و تکنیکی است که در تحقیقات و نوروبیولوژی بالینی برای تحریک یک نورون یا شبکه عصبی در مغز از طریق تحریک مستقیم یا غیر مستقیم غشای خود سلول با استفاده از جریان الکتریکی استفاده می شود. فعالیت الکتریکی مغز اولین بار در قرن نوزدهم توسط محققان پیشکسوتی همچون لوئیجی رونالد و پیر فلورنس با مطالعه لوکالیزه کردن عملکرد مغزی بدنبال کشف پزشک ایتالیایی لوئیجی گالوانی مبنی بر اینکه اعصاب و عضلات بطور الکتریکی قابل تحریک اند استفاده شد. تحریک سطحی کورتکس مغزی با استفاده از تحریک مغزی برای بررسی کورتکس حرکتی در حیوانات توسط محققانی همچون ادوارد هیتزیگ، گوستاو فریتش، دیوید فریر و فردریش گلدتز استفاده شد. کورتکس انسانی همچنین توسط جراحان اعصاب و متخصصان مغز ئ اعصاب مثل روبرت بارتولو وفدور کراس تحریک الکتریکی شد. در قرن پیش با اختراع روش استرئوتاکسی توسط جراح اعصاب انگلیسی پیشکسوت ویکتور هورسلی وبا تکامل ایمپلنت های الکترود طولانی مدت توسط نوروفیزیولوژیست سوئیسی والتر رادولف هس، جوز دلگادو و دیگران، با استفاده از الکترودهای تولید شده توسط سیم عایق مستقیم که بطور عمیق در مغز حیواناتی که حرکت آزادانه دارند مثل گربه ها و میمونها کار گذاشته شد، ارتقاء یافت. این روش توسط دکتر جیمز اولدز و همکاران برای کشف پاداش تحریک مغزی استفاده شد.
تحریک عمقی مغز (به انگلیسی: Deep brain Stimulation) نوعی روش درمانی (جراحی) در پزشکی است که در طی آن الکترودهایی در داخل مغز بیمار قرار داده می شوند. این الکترودها پس از کاشته شدن در مغز به یک دستگاه مولد پالس الکتریکی (به انگلیسی: Pulse generator) متصل می شوند. پالس الکتریکی تولید شده توسط دستگاه پالس ژنراتور از طریق الکترودهای کاشته شده در مغز به بافت های عمقی مغز انتقال یافته و از این طریق اثر درمانی خود را اعمال می نماید. روش درمانی تحریک عمقی مغز برای اولین بار در انسان در سال ۱۹۸۷ توسط جراح مغز و اعصاب فرانسوی علیم-لویی بن عبید (Alim-Louis Benabid) به کار گرفته شد. در حال حاضر از این روش درمانی جهت معالجه بیمار پارکینسون و تعدادی از بیماری های عصبی و روانی استفاده می گردد.
تحریک مغناطیسی مغز یا بطور دقیق تر تحریک مغناطیسی مغز از راه جمجمه (انگلیسی: Transcranial magnetic stimulation) که به اختصار به آن «TMS» می گویند، به یک روش تحریک مغناطیسی عصبی گفته می شود که بر روی نواحی کوچک و محدودی از مغز اعمال می شود.
در این روش، یک مولد میدان مغناطیسی یا «سیم پیچ» را در نزدیکی سر بیمار قرار می دهند. این سیم پیچ، از طریقِ القای الکترومغناطیسی، یک جریان الکتریکی خفیف در ناحیهٔ زیرین خود در مغز ایجاد می کند. سیم پیچ مذکور در عین حال به یک دستگاه ضربان ساز یا محرک متصل است که جریان برق را به آن هدایت می کند.
یکی از کاربردهای TMS، ارزیابی اتصالات مابین قشر حرکتی اولیه مغز و ماهیچه هاست تا میزان آسیب را در بیماری هایی نظیر سکته مغزی، ام اس، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک، اختلالات حرکتی، بیماری نورون حرکتی و همچنین اختلالاتی که عصب چهره ای و سایر اعصاب مغزی و طناب نخاعی را درگیری می کنند، بررسی و اندازه بگیرند.
برخی شواهد علمی حاکی از آن است که این روش در درمان «دردهای نوروپاتیک» و «اختلال افسردگی اساسی مقاوم به درمان» هم مؤثر است. در سال ۲۰۱۵ میلادی، بررسی های بنیاد همیاری کوکران نشان داد که شواهد چندانی برای اثربخشی این روش در درمان اسکیزوفرنی وجود ندارد. یک بررسی علمی دیگر نشان داد که احتمال دارد در درمان «علائم منفی» اسکیزوفرنی، این روش مؤثر باشد. تا سال ۲۰۱۴ میلادی، تمامی درمان های پیشنهادی برای بیمارهای دیگر، فاقد اثربخشی یا اثربخشی احتمالی اعلام شده است.
انطباق عوارض و ناراحتی های ایجادشده توسط TMS، جهت افتراق و مقایسهٔ اثرات درمانی حقیقی با پلاسیبو، یکی از بزرگترین چالش هایی است که نتایج کارآزمایی بالینی را تحت تأثیر خود قرار داده است. بزرگترین خطر TMS، احتمالِ نادر وقوعِ سنکوپ و کمتر از آن، حملات تشنج است. سایر عوارض جانبی آن شامل احساس ناراحتی یا درد، نیمه شیداییِ گذرا (transient hypomania)، تغییرات گذرای شناختی، ناشنوایی گذرا و بروز جریان های القایی در وسایلِ پزشکی کارگذاری شده در بدن بیماران است.
اثرات درمانیِ این روش، بر روی بیماری پارکینسون، اسکلروز جانبی آمیوتروفیک، ام اس، اسکیزوفرنی، وزوز گوش، زبان پریشی ها و اختلالات حرکتی متعاقب سکته مغزی، سوءمصرف مواد، اعتیاد، اختلال استرسی پس از ضایعه روانی، اختلال اضطراب، اختلال ترس، اختلال وسواس فکری عملی، صرع، بیماری آلزایمر، اوتیسم، کما، زندگی نباتی و مرگ مغزی تحت مطالعه و بررسی بوده است.
تحریک مغناطیسی مغز انواع متفاوتی دارد که برخی از آنها عبارتند از: تحریک مغناطیسی مکرر مغزی با فرکانس بالا (HF-rTMS)، تحریک مغناطیسی مکرر مغزی با فرکانس پائین (LF-rTMS)، تحریک منفرد مغناطیسی مغز (Single pulse TMS) و تحریک دوتایی مغناطیسی مغز (Paired pulse TMS).
در دسامبر ۲۰۱۳ میلادی، سازمان غذا و دارو آمریکا (FDA)، تحریک منفرد مغناطیسی مغز (Single pulse TMS) را برای درمان میگرن مورد تأیید قرار داد. تحریک مغناطیسی مکرر مغزی با فرکانس بالا (HF-rTMS) در درمان دردهای نوروپاتیک (که اصولاً درمان های اثربخش چندانی برایشان وجود ندارد) سودمند بوده است. سازمان غذا و دارو آمریکا (FDA)، در اکتبر ۲۰۰۸ میلادی، تحریک مغناطیسی مکرر مغزی (rTMS) را برای درمان افسردگی بالینی پذیرفت.
یک برش طولی، مغز انسان را به دو نیم کره تقسیم می کند که به وسیلهٔ جسم پینه ای به هم متصل شده اند. دو طرف، شبیه به هم هستند و ساختار هر کدام از نیم کره ها به طور کلی متقارن اند. اما با وجود شباهت های زیاد، وظایف هر قشر متفاوت است.
معمولا تعمیم هایی کلی در روانشناسی عمومی به وجود می آیند که وظایف معین (مثل استدلال، خلاقیت و …) را به یکی از دو طرف راست یا چپ نسبت می دهند. با چنین نظریاتی باید با احتیاط مواجه شد زیرا این وظایف اغلب در هر دو طرف مغز انسان توزیع می شوند.
«تی.ان.تی. برای مغز» (به انگلیسی: T.N.T. for the Brain)، ترانه ای محصول سال ۱۹۹۷، خلق شده به وسیلهٔ پروژهٔ موسیقی انیگما است. این تک آهنگ، دومین و آخرین تک آهنگی بود که از آلبوم شاه مرده است، زنده باد شاه!، سومین آلبوم انیگما عرضه می شد.
هم چنین یک نسخه «Club Mix» از این ترانه نیز وجود دارد که تنها در یک نسخهٔ تبلیغاتی در جلد آبی و نیز در آلبوم تلفیقی عشق نفس گرایی صمیمیت: بهترین آهنگ ها وجود دارد.
«جراحی سالاد مغز» (به انگلیسی: Brain Salad Surgery) آلبومی از امرسون، لیک اند پالمر است که سال ۱۹۷۳ میلادی منتشر شد.
چالش مغز (به انگلیسی: Brain Challenge) یک بازی ویدیویی فکری شبیه به بازی آکادمی بزرگ مغز است که شامل پازل های فکری می باشد. این بازی توسط شرکت گیملافت در تاریخ ۵ سپتامبر ۲۰۰۷ گوشی های موبایل و آی پد تهیه و تدارک یافت. نسخه های دیگری از این بازی نیز در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۰۸ برای کنسول بازی نینتندو دی اس، در تاریخ ۱۲ مارس ۲۰۰۸ برای اکس باکس لایو آرکید، در تاریخ ۲۷ نوامبر ۲۰۰۸ برای کنسول بازی پلی استیشن ۳ عرضه شد. نسخه ان-گیج ۲ بازی هم ۳ آوریل ۲۰۰۸ و نسخه وی ویر بازی در ۱۴ اکتبر ۲۰۰۸ در ژاپن،۷ نوامبر ۲۰۰۸ در اروپا و ۱۰ نوامبر ۲۰۰۸ در آمریکای شمالی منتشر شد.
داس مغز (Falx cerebri) چین خوردگی بزرگ سخت شامه مغز است که مانند داس از سویی به سوی دیگر کشیده شده است.
سخت شامه بصورت تیغه هایی به بعضی از نواحی و شکاف های مغز وارد می شود، بزرگترین این تیغه ها بین دو نیم کره راست و چپ مغز است که داس مغز نامیده می شود.
نوک داس مغز از ستیغ پیشانی سطح درون سری استخوان پیشانی آغاز می شود و قاعده آن در عقب به سطح فوقانی چادرینه مخچه اتصال می یابد. کناره محیطی (فوقانی) آن به لبه های ناودان سینوس سهمی (ساژیتال) فوقانی متصل است در حالی که کناره آزاد (تحتانی) آن با سطح فوقانی جسم سخت (از روابط بین دو نیمکره مغز) در تماس است.
در سرزمین شکارچی های مغز (به انگلیسی: In the Land of the Head Hunters) فیلمی ۴۷ دقیقه ای به کارگردانی ادوارد کورتیس با بازی مگی فرانک است.
ترانس کرانیال تحریک جریان مستقیم (TDCS) یک شکل از neurostimulation که با استفاده از جریان ثابت کم از طریق الکترودهای تحویل به منطقه مغز مورد علاقه بر روی پوست سر است. این دستگاه توسعه یافته بود برای کمک به بیماران با صدمات مغزی مانند سکته مغزی و افسردگی است.TDCS به نظر می رسد تا حدودی در درمان افسردگی مؤثر است. با این حال، هیچ مدرکی وجود ندارد که آن را برای تقویت شناختی در افراد سالم مفید دانسته باشد.
ریوارد سیستم (انگلیسی: Reward system) یا سیستم پاداش، سیستم پیام رسانی ویژه مغز است که بدن را از برطرف شدن نیازهایش آگاه می کند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های مغز

مغز عضوی است که به عنوان مرکز سیستم عصبی در تمام مهره داران و بسیاری از حیوانات بی مهره عمل می کند.
• «حیوانات که از جمادات متمیّزند به واسطهٔ حس و حرکت متمیّزند و آغاز آن حس و حرکت، از دِماغ باشد؛ و در دماغ هفت عصبه است که به واسطهٔ آن عصبات، حس و حرکت به عصبات دیگر رسد و همهٔ اندام محسوس و متحرک باشند.»
• «هیچ عضوی به نیست مردم/ از دل و از دماغ بهتر نیست.» -> ضیاءالدین نخشبی در چهل ناموس؛ ناموس سیوم در مناقب دماغ

ارتباط محتوایی با مغز

مغز در جدول کلمات

مغز
مخ
مغز استخوان
نقی
مغز سر
مخ
مغز یا هسته اصلی چیزی
لب
التهاب حاد بافت مغز مغزی
انسفالیت
خورشت مغز گردو
فسنجان
خورشی با مغز گردو
مسما
قسمتی از مغز سر که بسیاری از اعمال حیاتی بدن را تنظیم می کند
هیپوتالاموس
یکی از مخلفات غذایی که آن را با چلوکباب | زیتون پرورده | باقالی و مغز گردو میل می کنند
اشپل

معنی مغز به انگلیسی

brain (اسم)
ذکاوت ، مغز ، هوش ، مخ ، کله ، خرد
nucleus (اسم)
هسته ، لب ، اساس ، مغز
kernel (اسم)
هسته ، دانه ، شالوده ، مغز ، تخم ، هسته اصلی ، مغزهسته ، خستو
marrow (اسم)
جوهر ، مغز ، مخ ، مغز استخوان ، قسمت عمده
pith (اسم)
قوت ، مغز ، اهمیت ، مغز میوه ، مغز حرام ، مغز تیره ، مخ استخوان
pate (اسم)
سر ، مغز ، کله ، سر یا قسمتی از سر انسان
encephalon (اسم)
مغز ، مخ ، دماغ
pericranium (اسم)
مغز ، کله ، قسمت خارجی جمجمه ، سمحاق
gray matter (اسم)
مغز ، مادهخاکستری بافت عصبی

معنی کلمه مغز به عربی

مغز
دماغ , عقل , لب , نخاع , نواة , يافوخ
نخاع
لوز
لحمي
قلب
غسل الدماغ
رصاص اسود
لحم
صدفة
صميم
دماغ
شحمة الاذن
فارغ
ابله , سخيف

مغز را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مغز

علیرضا ١٤:٣٣ - ١٣٩٦/٠٩/٠٧
مغز شئ یعنی عصاره شئ مفهوم شئ
|

شاهرودی ١٨:١٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
هسته
|

پیشنهاد شما درباره معنی مغز



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قسمت های مغز   • آناتومی مغز انسان   • مغز در جدول   • معنی مغز   • مغز انسان های باهوش   • مغز انسان چگونه کار میکند   • ساختار مغز انسان   • مغز چیست   • مفهوم مغز   • تعریف مغز   • معرفی مغز   • مغز یعنی چی   • مغز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مغز
کلمه : مغز
اشتباه تایپی : lyc
آوا : maqz
نقش : اسم
عکس مغز : در گوگل


آیا معنی مغز مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )