انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1098 100 1

مغولی

/moqoli/

معنی مغولی در لغت نامه دهخدا

مغولی. [ م ُ غ ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به مغول. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). منسوب به مغول. مربوط به مغول : خط مغولی و اویغوری و علوم و آداب ایشان بیاموزد. (تاریخ غازان ص 8). لغتهای مختلف مغولی خود منسوب به اوست. (تاریخ غازان ص 171). هر آفریده ای که اندک خط مغولی می دانست او را در خانه می نشاندند. (تاریخ غازان ص 314).

معنی مغولی به فارسی

مغولی
( صفت ) منسوب به مغول مربوط به مغول
[Procapra gutturosa] [زیست شناسی- علوم جانوری] گونه ای از تیرۀ گاویان و راستۀ زوج سُم سانان که پشت آن قهوه ای تیره است و لکه ای صنوبری شکل و سفید بر روی کفل دارد و رنگ قهوه ای و سفید آن به تدریج در نواحی زیرین بدن روشن تر می شود

مغولی در دانشنامه آزاد پارسی

از زبان های آلتاییک در شاخۀ مغولی که زبان قبایل مغول در صحرای گُبی در جنوب دریاچۀ بایکال بود و سپس به زبان امپراتوری مغول تبدیل شد. دو گویش مهم مغولی به نام بوریاتی در سیبری جنوبی، اطراف دریاچۀ بایکال و، قلموقی در غرب رود ولگا رواج دارد. سخنگویان بوریاتی در جمهوری خودمختار بوریات زندگی می کنند. الفبای بوریاتی، سیریلیک است و سه حرف بیشتر از روسی دارد و در شمال غربی خزر رایج است. گذشته از قلموقی و بوریاتی، گویش مغولی دیگری در مغولستان و چین رایج است که به آن «خالخا» می گویند. در قرن سیزدهم، الفبای مغولی با استفاده از الفبای اویغوری ساخته شد. نگارش این الفبا تحت تأثیر الفبای چینی به طور عمودی اما از چپ به راست بود. در ۱۹۴۱ الفبای سیریلیک جایگزین خط اویغوری شد. با شروع فرمانروایی مغولان در ایران، زبان مغولی تأثیر زیادی از فرهنگ و زبان فارسی گرفت. اما بسیاری از اصطلاحات و واژگان مغولی هم وارد زبان فارسی شد. از ویژگی های این تأثیرپذیری فارسی، تغییرات جزیی در نظام آوایی مغولی بود. بسیاری از واژه های متداول فارسی از مغولی گرفته شده: نوکر، قیچی، الاغ، چریک، تومان.

مغولی در جدول کلمات

عنوان سلاطین مغولی ا یران
ایلخانی

معنی مغولی به انگلیسی

mongol (اسم)
مغولی
mongolian (صفت)
مغولی

مغولی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زبان مغولی و ترکی   • کلمات مغولی   • شباهت زبان ترکی و مغولی   • الفبای مغولی   • آموزش زبان مغولی   • ارتش مغولستان   • خط مغولی   • اولان‌باتور مغولستان   • معنی مغولی   • مفهوم مغولی   • تعریف مغولی   • معرفی مغولی   • مغولی چیست   • مغولی یعنی چی   • مغولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مغولی
کلمه : مغولی
اشتباه تایپی : ly,gd
آوا : moqoli
نقش : اسم
عکس مغولی : در گوگل


آیا معنی مغولی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )