برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1355 100 1

مفتش

/mofatteS/

مترادف مفتش: بازپرس، بازجو، جاسوس، کارآگاه، ممیز، منهی

برابر پارسی: بازرس، جوینده، کارآگاه

معنی مفتش در لغت نامه دهخدا

مفتش. [ م ُ ف َت ْ ت ِ ] (ع ص ) جوینده. کاونده. (از آنندراج ). کسی که می جوید و می کاود و تفتیش می نماید. (ناظم الاطباء). پژوهنده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تفتیش شود. || (اصطلاح اداری در گذشته ) بازرس. کسی که از طرف وزارتخانه ها و اداره ها به کارهای کارمندان و کارکنان رسیدگی کرده درستی یا نادرستی کارهای آنها را به مقامات مربوط آگهی می دهد. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ، ذیل بازرس ). و رجوع به بازرس شود. || مباشر و سرکار و ناظر. (ناظم الاطباء).

معنی مفتش به فارسی

مفتش
تفتیش کننده، جستجوکننده، کاوش کننده، بازرس
( اسم ) ۱ - تفتیش کننده جستجو کننده . ۲ - بازرس جمع : مفتشین .
جوینده و کاونده

معنی مفتش در فرهنگ معین

مفتش
(مُ فَ تِّ) [ ع . ] (اِفا.) تفتیش کننده ، بازرس .

معنی مفتش در فرهنگ فارسی عمید

مفتش
۱. تفتیش کننده، جستجوکننده، کاوش کننده.
۲. [منسوخ] بازرس.

مفتش در جدول کلمات

معنی مفتش به انگلیسی

inspector (اسم)
بازرس ، مفتش

معنی کلمه مفتش به عربی

مفتش
مفتش

مفتش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی دوستی نوگورانی
بررس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مفتش در جدول   • نوعی غربال   • معنی کلمه تفتیش   • پوشیدگی   • تفتیش در جدول   • گروه مرغان در حل جدول   • معنی بلدرچین   • مدیر پرستاران درحل جدول   • مفهوم مفتش   • تعریف مفتش   • معرفی مفتش   • مفتش چیست   • مفتش یعنی چی   • مفتش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مفتش
کلمه : مفتش
اشتباه تایپی : ltja
آوا : mofatteS
نقش : اسم
عکس مفتش : در گوگل

آیا معنی مفتش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )