انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 898 100 1

معنی مفرط در لغت نامه دهخدا

مفرط. [ م ُ رِ ] (ع ص ) از حد درگذرنده و مجازاً به معنی کثیر و بسیار. (غیاث ) (آنندراج ). آنکه از حد می گذراند و از حد گذشته و بسیار فراوان. (ناظم الاطباء). افراطکننده. مبالغه کننده ٔ در کار. درگذرنده از حد کمال. گزافه کار، مقابل مُفَرِّط. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
مرد را خدمت یک روزه ٔ آن بارخدای
گرچه مسرف بود و مفرط صدساله نو است.
فرخی.
چنین خصلتی نامحمود و ظلمی مفرط از من پیدا شد. (سندبادنامه ص 153). چون به ناحیت آذربیجان افتاد روزی مبالغت ثنای مفرط می راند در باب نهر کر. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 143).
- امثال :
الجاهل اِما مُفرِط او مُفَرِّط ، نظیر: نه به آن شوری نه به آن بی نمکی. گاهی از دروازه به درون نمی آید گاهی از سوراخ سوزن بیرون می رود. (امثال و حکم ص 239).
|| آنکه سبقت ومبادرت می نماید. (ناظم الاطباء).

مفرط. [ م ُ ف َرْ رِ ] (ع ص ) تقصیرکننده. کوتاهی کننده در کار. ناقص از حد کمال ، مقابل مُفرِط. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل قبل شود.

مفرط. [ م ُ رَ ] (ع ص )فراموش کرده شده. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ذیل اقرب الموارد). فراموش کرده شده. ترک شده و گذاشته شده. (ازناظم الاطباء). || اول و از پیش گذشته شده و منه قوله تعالی : و أنهم مفرطون ؛ ای منسیون مترکون فی النار او مقدمون معجلون الیها. (منتهی الارب ). از پیش فرستاده شده و شتابی شده. ج ، مفرطون. (ناظم الاطباء). || غدیر مفرط؛ حوض پر. (منتهی الارب ) (از آنندراج )(از اقرب الموارد). حوض پر از آب. (ناظم الاطباء).

معنی مفرط به فارسی

مفرط
ازحدواندازه تجاوزکننده، افراط کننده، ازحدگذشته ، بسیاروفراوان
( اسم ) آنکه تفریط کند .
تقصیر کننده کوتاهی کننده در کار
[overbrowsing] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] سرچری پیوستۀ چهارپایان از برگ ها و سرشاخه های پوشش گیاهی چوبی
[overgrazing] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] چرای پیوسته و بیش از ظرفیت بازیابی پوشش گیاهی که باعث تخریب مرتع می شود

معنی مفرط در فرهنگ معین

مفرط
(مُ رِ) [ ع . ] (اِفا.) از حد گذشته ، بسیار و فراوان .
(مُ رَ) [ ع . ] (اِمف .) ۱ - فراموش کرده . ۲ - ترک شده ، واگذاشته . ۳ - از پیش فرستاده شده . ۴ - شتاب شده .
(مُ فَ رِّ) [ ع . ] (اِفا.) آن که تفریط کند.

معنی مفرط در فرهنگ فارسی عمید

مفرط
۱. ویژگی چیزی که از حدواندازه تجاوز کند، افراط کننده، از حدگذشته.
۲. بسیار، فراوان.

معنی مفرط به انگلیسی

exceeding (صفت)
فاضل ، مفرط ، زیادتی
redundant (صفت)
فاضل ، مفرط ، زائد ، افزونه ، دارای اطناب
excessive (صفت)
بیش از اندازه ، مفرط
exorbitant (صفت)
گزاف ، فاحش ، مفرط
extreme (صفت)
مفرط ، بی نهایت ، دورترین نقطه ، حد اکثر
inordinate (صفت)
فاحش ، مفرط ، بی اندازه ، غیر معتدل

معنی کلمه مفرط به عربی

مفرط
مرکز , مفرط , نهاية
غضب
غضب

مفرط را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی مفرط

شهریار آریابد ١١:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
در پارسی " فرابود ، فرهست "
|

پیشنهاد شما درباره معنی مفرط



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• چاقی مفرط چیست   • لاغری مفرط   • علت چاقی   • انواع چاقی   • چاقی pdf   • چاقی چیست   • معنی مفرط   • مفهوم مفرط   • تعریف مفرط   • معرفی مفرط   • مفرط یعنی چی   • مفرط یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مفرط
کلمه : مفرط
اشتباه تایپی : ltvx
آوا : mofrat
نقش : صفت
عکس مفرط : در گوگل


آیا معنی مفرط مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )