انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1078 100 1

مفسر

/mofasser/

مترادف مفسر: تفسیرگر، گزارشگر، مترجم، تفسیرنویس

برابر پارسی: گزارشگر، گزارنده، گزارنده

معنی مفسر در لغت نامه دهخدا

مفسر. [ م ُ ف َس ْ س ِ ] (ع ص ) بیان نماینده ٔ معنی سخن. (آنندراج ). تفسیرکننده. شرح نماینده. تأویل کننده. بیان کننده. (از ناظم الاطباء). شارح.مُبَیِّن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
اینت مفسر ظفر، خاطب اعجمی زبان
ز اعجمیان عجب بود، خاطبی و مفسری.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 431).
|| آنکه قرآن شرح و تفسیر کند : در این آیت سخنی نغز است و قاعده ای نیکو که معظم اقوال مفسران که برشمردیم در آن بیاید. (کشف الاسرار میبدی ج 1 ص 20). و چون به سرخس آمد، پیش امام ابوعلی زاهربن احمد شد که مفسر و محدث و صاحب حدیث بود. (اسرارالتوحید چ صفا ص 24). فضلاء دهر را جمع کرد تا در تفسیر قرآن مجید... تصنیفی مستوفی کردند مشتمل بر اقاویل مفسران و تأویل و تفسیر متقدمان و متأخران. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران صص 252-253). علمای ظاهر سه طایفه اند: مفسران و اصحاب حدیث و فقها. مفسران به علم لغت ونحو و صرف و وجوه قراآت و شأن نزول آیات و اصول قصص منسوب و اصحاب حدیث... (مصباح الهدایة چ همایی ص 62). و رجوع به تفسیر شود. || (اصطلاح ریاضی )جزو صحیح لگاریتم اعداد را مفسر و جزو اعشاری لگاریتم اعداد را «مانتیس » گویند.

مفسر. [ م ُ ف َس ْ س َ ] (ع ص ) بیان کرده شده. تفسیر و تأویل شده. (از ناظم الاطباء). روشن و واضح گردیده. روشن. واضح :
بپرسیدی ز حد و غایت عشق
جوابی جزم خواهی و مفسر.
فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 61).
ز کلک شاه وصفی کرد خواهم
دو شاخش را به دو معنی مفسر
یکی مر جهل را ضری است بی نفع
یکی مر علم را نفعی است بی ضر.
عنصری (دیوان چ قریب ص 65).
از آن مهمانت آمد میر کرمان
که فضلت بود نزدیکش مفسر.
عنصری (دیوان چ قریب ص 77).
چون وصل نکورویان مطبوع و دل انگیز
چون لفظ نکوگویان مشروح و مفسر.
ناصرخسرو.
گفتا مبر انده که من اینجای طبیبم
بر من بکن آن علت مشروح و مفسر.
ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص 512).
قولی به قلم گوید گویا به کتابت
قولی به زفان گویدمشروح و مفسر.
ناصرخسرو (ایضاً ص 131).
ز خانه ٔ مهین و کهین و کبوتر
جوابم بیاور از آنها مفسر.
ناصرخسرو.

معنی مفسر به فارسی

مفسر
تفسیرکننده، کسی که معنی سخنی رابیان کند، کسی که مطلبی راشرح وبسط بدهد
( اسم ) ۱ - تفسیر کننده شرح دهنده گزارنده . ۲ - تفسیر کننده قران گزارنده فرقان :[ در ین آیت سخنی نغزاست و قاعده ای نیکو که معظم اقوال مفسر آن که بر شمردیم در آن بیاید...] ( کشف الاسرار . ۲٠:۱ ) جمع : مفسرین . ۳ - کسی که در روزنامه مجله رادیو یا تلویزیون بتفسیر اخبار و وقایع پردازد . یا مفسر سیاسی . کسی که درروزنامه مجله و غیره اخبار سیاسی را شرح و تفسیر کند . یا مفسر نظامی . کسی که در روز نامه مجله و غیره اخبارنظامی را شرح و تفسیر کند . ۴ - جزو صحیح لگاریتم اعداد را مفسر و جزو اعشاری لگاریتم اعداد را [ مانتیس ] می گویند.
[characteristic] [ریاضی] در لگاریتم، جزء صحیح لگاریتمی یک عدد در پایۀ 10
[interpreter] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برنامه ای که گزاره های زبان مبدأ را خط به خط (یک خط در هر مرحله) ترجمه و اجرا کند
[Perl interpreter] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برنامه ای که گزاره های زبان برنامه نویسی پِرل را خط به خط، به صورت یک خط در هر مرحله، ترجمه و اجرا می کند
[data interpreter] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برنامه ای که روابط و معانی نهفته در مجموعه ای از داده ها را استخراج کند

معنی مفسر در فرهنگ معین

مفسر
(مُ فَ سِّ) [ ع . ] (اِفا.) تفسیر کننده ، شرح دهنده .

معنی مفسر در فرهنگ فارسی عمید

مفسر
کسی که معنی سخنی را بیان کند، کسی که مطلبی را شرح وبسط می دهد، تفسیر کننده.

مفسر در جدول کلمات

مفسر شیعی صاحب روح الجنان

معنی مفسر به انگلیسی

commentator (اسم)
مفسر ، سفرنگ گر ، مفسر اثار ادبی کهن ، حاشیه نویس
exegete (اسم)
مفسر ، شارح ، متخصص تفسیر و شرح متون
expositor (اسم)
مفسر ، توضیح دهنده
expounder (اسم)
مفسر
scholiast (اسم)
مفسر ، مفسر اثار ادبی کهن ، حاشیه نویس

معنی کلمه مفسر به عربی

مفسر
مترجم شفوي , معلق

مفسر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی اکبر ١١:٤٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٣
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آویداک، آویدار (اوستایی: آوید = تفسیر + «اک، ار»)
پَرکاساک، پرکاسار، پرکاسو (پرکاس از سنسکریت: پْرَکاسی= تفسیر + «اک، ار، او»)
پَروپاک، پروپار (پَروپ از سنسکریت: پْرَروپَنَ= تفسیر+ «اک، ار»)
اک پسوند یاتاکی (= فاعلی) در پهلوی است
|

مریم گلی ٠٠:٥١ - ١٣٩٦/٠٧/٠٩
شارح
|

شهریار آریابد ٠٨:٤٧ - ١٣٩٧/١٠/١٥
هویداگر ، زندیک
|

Massi ١٣:٠٧ - ١٣٩٨/٠٥/٠٥
تفسیر کننده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مفسر در جدول   • تعریف مفسر   • مفسر چیست   • مفسر در برنامه نویسی چیست   • مترادف مفسر   • interpreter چیست   • مقدم برتر   • معنی مفسر درجدول   • مفهوم مفسر   • معرفی مفسر   • مفسر یعنی چی   • مفسر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مفسر
کلمه : مفسر
اشتباه تایپی : ltsv
آوا : mofasser
نقش : اسم
عکس مفسر : در گوگل


آیا معنی مفسر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )