انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1099 100 1

مقتدر

/moqtader/

مترادف مقتدر: بااقتدار، توانا، زورمند، قادر، قدرتمند، قدر، نیرومند

متضاد مقتدر: ناتوان

برابر پارسی: توانمند، زورمند، نیرومند

معنی اسم مقتدر

اسم: مقتدر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: قدرتمند، مرد توانا

معنی مقتدر در لغت نامه دهخدا

مقتدر. [ م ُ ت َ دِ ] (ع ص ) توانا. (مهذب الاسماء) (دهار). قادر و توانا. (ناظم الاطباء) : و کان اﷲ علی کل شی ٔ مقتدراً. (قرآن 45/18). || دیگ پز. (آنندراج ). پزنده ٔ در دیگ. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || میانه از هر چیزی. (منتهی الارب ) (آنندراج ). وسط و میانه از هر چیزی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || رجل مقتدرالطول ؛ مرد میانه بالا. (از اقرب الموارد). || پُر. (منتهی الارب ).

مقتدر. [ م ُ ت َ دِ ] (اِخ ) از نامهای خداست. (از ذیل اقرب الموارد). نامی از نامهای خدای تعالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

مقتدر.[ م ُ ت َ دِ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن سلیمان سیف الدوله در همین لغت نامه و الاعلام زرکلی چ 2 ج 1 ص 128 شود.

مقتدر. [ م ُ ت َ دِ ](اِخ ) عباسی. رجوع به جعفربن احمدبن طلحه... شود.

معنی مقتدر به فارسی

مقتدر
دارای قدرت، توانا
( اسم ) دارای قدرت قادر توانا جمع : مقتدرین .
از نامهای خداست نامی از نامهای خدای تعالی .
جعفر هیجدمین خلیفه عباسی است که از ۲۹۵ تا ۳۲٠ ه.ق . مطابق ۹٠۸ تا ۹۳۲ م. خلافت کرده است .

معنی مقتدر در فرهنگ معین

مقتدر
(مُ تَ دِ) [ ع . ] (اِفا.) قادر، توانا.

معنی مقتدر در فرهنگ فارسی عمید

مقتدر
دارای قدرت، توانا.

مقتدر در دانشنامه اسلامی

مقتدر
مقتدر یک واژه عربی است و می تواند موارد زیر از آن منظور باشد:
مقتدر
معنی مُّقْتَدِرٍ: قادر و توانا با قدرت عظیم (کلمه مقتدر نيز معنیش نزدیک به کلمه قدير است و به همين معنا است چيزي که هست در غير خداي تعالي هم استعمال ميشود ، و در غير خدا معنايش متکلف و مکتسب قدرت است ، يعني کسي که براي به دست آوردن قدرت خود را به زحمت مياندازد ، و خود...
معنی مُّقِيتاً: توانا و مقتدر ونيرومند-روزي دهنده وقوت دهنده - نگهبان و شاهد و حسابرس
معنی مُّقْتَدِرُونَ: آنانكه توانايي انجام هركاري كه اراده كنند را دارند (کلمه مقتدر معنايش نزديك با کلمه قدير است و به همين معنا است .چيزي که هست در غير خداي تعالي هم استعمال ميشود ، و در غير خدا معنايش متکلف و مکتسب قدرت است ، يعني کسي که براي به دست آوردن قدرت خود را ب...
ریشه کلمه:
قدر (۱۳۲ بار)
مقتدر از نام های خدا و به معنای دارای اقتدار و تعیین کننده (قضا و قدر) است.
مقتدر عباسی چند نوبت از سال ۲۹۵ تا ۳۲۰ق حکومت کرد. در روزگار او، استوانه های کعبه تزیین شد.
وی هر سال در راه مکه و حرمین، اموالی بسیار هزینه می کرد و در تعمیر چاه های آب مکه پیشگام بود و دستور حفر دو چاه را در مکه صادر کرد. پس از ضعف خلافت عباسی، گروه ها و قبایلی گاه با ناامن کردن راه مکه، در صدد کسب امتیاز از مقتدر برمی آمدند.قرمطیان در شمار این گروه ها بودند که با هجوم بر حاجیان و غارت آنان، خلیفه را زیر فشار قرار می دادند. ابوطاهر قرمطی در هجوم بر حاجیان به سال ۳۱۲ق. از مقتدر عباسی تقاضای حکومت بصره و اهواز را کرد. منابع از کوشش های ۱۵ خلیفه عباسی میان مقتدر تا الناصر لدین الله در مکه و مسجدالحرام گزارشی نداده اند.

ارتباط محتوایی با مقتدر

مقتدر در جدول کلمات

پادشاه مقتدر و توانا
امپراتور
شاه مقتدر عثمانی
سلیمان
وزیر ایرانی مقتدر | خلیفه عباســی(۲۴۵ | ۳۳۴قمری) و مولف سیرت الخلفا
ابن جراح

معنی مقتدر به انگلیسی

mighty (صفت)
توانا ، بزرگ ، قوی ، نیرومند ، مقتدر ، زورمند
handy (صفت)
اماده ، قابل استفاده ، دم دستی ، ماهر ، چابک ، چالاک ، سودمند ، سریع ، موجود ، روان ، دستی ، مقتدر ، بسهولت قابل استفاده ، سهل الاستعمال ، بادست انجام شده ، استاد در کار خود
strong (صفت)
فراوان ، سخت ، محکم ، فربه ، قوی ، پر زور ، نیرومند ، پر مایه ، مستحکم ، پرصلابت ، خوش بنیه ، مقتدر ، پر نیرو
light-handed (صفت)
ماهر ، تردست ، راحت ، اسان ، مقتدر ، سبک دست
powerful (صفت)
قوی ، پر زور ، نیرومند ، مقتدر
knacky (صفت)
مقتدر

معنی کلمه مقتدر به عربی

مقتدر
قوي , موثوق , هائل

مقتدر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سارا آبرخت ١٤:١٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
توانا، مقتدر
|

حمید ١٢:٣٥ - ١٣٩٧/١١/٣٠
تجزیه
|

منوجهر ٠٩:٣٩ - ١٣٩٧/١٢/٠٧
توانا و توان يا مقتدر از ریشه هندواروپایی -teue به چم محکم ودارای تاب و توان که در اوستا tava و در سانسکریت Tavas به چم قوی و توانا میباشند. هم ریشه های انگلیسی توان مانند Teuton, thigh, tight, tumor, thumb ... هستند.
|

چشم عسلی ١٧:٣٤ - ١٣٩٨/٠٥/٢٣
دراوج واقتدار آنکه هیچ چیزی حریف او وتوانایی او نیست خدا مقتدر است هم کبر دارد وهم اقتدار وهرکی با اور در افتد ور افتد
|

محمد صدرا ١٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٦
با اقتدار،باقدرت،توانا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مقتدر سیر ایرانیان کیش   • تور لحظه آخری کیش 95   • معنی مقتدر   • آویسا الهه باستان   • زیما سفر   • الفبای سفر پارسیان   • شاهین پرواز سماء   • آژانس هواپیمایی مقدم سیر   • مفهوم مقتدر   • تعریف مقتدر   • معرفی مقتدر   • مقتدر چیست   • مقتدر یعنی چی   • مقتدر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مقتدر
کلمه : مقتدر
اشتباه تایپی : lrjnv
آوا : moqtader
نقش : صفت
عکس مقتدر : در گوگل


آیا معنی مقتدر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )