انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1096 100 1

مقدمه

/moqaddame/

مترادف مقدمه: آغاز، اول، ابتدا، پیش گفتار، دیباچه، سرآغاز، فاتحه ، بدو، فاتحه، نخست، پیشانی، جبین، ناصیه، پیشرو لشکر، طلیعه، رویداد، اتفاق، حادثه، جریان، واقعه، مدخل

متضاد مقدمه: موخره

برابر پارسی: پیشگفتار، پیش آغاز، پیش درآمد، پیش گُفتار، دیباجه، دیباچه، سرآغاز

معنی مقدمه در لغت نامه دهخدا

مقدمة. [ م ُ دِ م َ / م ُ ق َدْ دِ م َ] (ع اِ) نوعی از شانه کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مقدمة. [ م ُ دِ م َ / م ُ ق َدْ دَ م َ ] (ع اِ) مقدمةالرحل ؛ پیش پالان اشتر. (مهذب الاسماء). چوب پیش پالان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).

مقدمة. [ م ُ ق َدْ دِ م َ ] (ع اِ) اول هر چیزی. || پیشانی. || موی پیشانی. || شتر که اول بار آورد و آبستن گردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنچه شی ٔ بر آن متوقف باشد، خواه توقف عقلی باشد و خواه توقف عادی یا جعلی. (از اقرب الموارد) (از کشاف اصطلاحات الفنون ) . آنچه مباحث بعدی بر آن متوقف باشد. مقدمه اعم از مبادی است. مبادی آن است که مسائل بلاواسطه بر آن متوقف باشد و مقدمه چیزی است که مسائل برآن متوقف باشد بواسطه یا بلاواسطه. (از تعریفات جرجانی ). و رجوع به مقدمه شود. || مقدمة الکتاب ، اول کتاب. (ناظم الاطباء). فصلی که در آغاز کتاب آورده شود. (از اقرب الموارد) . آنچه در کتاب آورده شود پیش از شروع در مقصود به جهت ارتباط آن بامقصود. (از تعریفات جرجانی ). و رجوع به مقدمه شود.

مقدمه. [ م ُ ق َدْ دِ / دَ م َ / م ِ ] (از ع ، اِ) اول از هر چیزی و جزء پیشین و نخستین از هر چیزی. (ناظم الاطباء).
- در مقدمه ؛ از پیش. پیشاپیش. جلوتر : و در مقدمه جماعتی را از رسولان به نزدیک سلطان فرستاد به تصمیم عزیمت خود به جانب او. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 63). در مقدمه حسن حاجی را که به اسم بازرگانی از قدیم باز به خدمت شاه جهانگشای پیوسته بود... به رسالت بفرستاد. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 67).
- || سابق بر این. پیش از این : بدان که از این سخنها که در مقدمه گفتیم و بپرداختیم... بر موجب طاقت خویش خواستم که بتمامی داد سخن بدهم. (قابوسنامه چ نفیسی ص 111). نهر ابله و نهر معقل به بصره به هم رسیده اند و شرح آن در مقدمه گفته آمده است. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ برلین ص 133). تکش لشکر بغداد را منهزم کرده و وزیر را کشته چنانکه ذکر آن در مقدمه نوشته آمده است. (جهانگشای جوینی دیباچه ص قید). به کفایت عیث و فساد ایشان لشکر فرستاد چنانکه در مقدمه مثبت است. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 62).
|| پیش رونده و آنچه پاره ٔ لشکر که پیش فرستند. (غیاث ). پیش آهنگ لشکر. آنچه از پیش رود از لشکر. طلیعه. طلایه. پیشقراول. هراول. گروهی از سپاه که پیشاپیش حرکت کنند. یکی از ارکان خمسه ٔ لشکر. مقدمةالجیش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : سرهنگی رومی بر ایشان مهتر کرد نام او یوسانوس و او را بر مقدمه فرستاد با سپاه عرب. (تاریخ بلعمی ). سپاه عرب عرض کرد صد و هفتاد هزار مرد آمد، ایشان را بر مقدمه کرد. (تاریخ بلعمی ). شما بر مقدمه ٔ ما بروید تا بر اثر شما ساخته بیاییم و این کار را پیش گرفته آید بجدتر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 666). من قصد خراسان دارم و کار می سازم چون حرکت خواهم کرد شما این جانبها محکم کنید و بر مقدمه ٔ من بروید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 696). مقدمه را با بیست هزار سواربر راه دنباوند به طبرستان فرستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 422).
مقدمه چو درآمدز لشکر نیسان
به باغ ساقه برون راند از سپاه خزان.
مسعودسعد.
پس دیگر روز تاش رایات بگشاد و کوس بزد و بر مقدمه از بخارا برفت. (چهارمقاله ص 26).و رجوع به مقدمة الجیش شود.
- مقدمه ٔ لشکر ؛ پیشقراول و یزک لشکر. (ناظم الاطباء) : و هارون بر مقدمه ٔ لشکر بنی اسرائیل بود و موسی بر ساقه بود. (تفسیر ابوالفتوح ). چون موسی و بنی اسرائیل به کنار دریا رسیدند مقدمه ٔ لشکر فرعون به ایشان رسیده بود. (تفسیر ابوالفتوح ). آلتونتاش حاجب را که والی هراة بود و ارسلان جاذب را که والی طوس بود به مقدمه ٔ لشکر روان کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 323).
|| مطلبی که پیشتر گفته شود برای آسانی فهم مطالب دیگر. (غیاث ). هر مطلبی که از پیش گفته شود برای فهم مطالب دیگر. (ناظم الاطباء). پیش گفتار . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
هر آن غزل که ترا گویم ای غزال لطیف
بود مقدمه ٔ مدح سیدالرؤسا.
امیرمعزی.
زاغ گفت بر این مقدمه وقوف دارم. (کلیله و دمنه ). بحکم این مقدمه داعی مخلص گرد خدمتی و تحفه ای در دنیاعدیم المثل باشد گشتن اولیتر و به ادب نزدیکتر دید.(اسرارالتوحید چ صفا ص 11). || دیباچه. سرآغاز کتاب و رساله. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) . || چیزی است که چیز دیگری عقلاً یا عادتاً یا بحسب قرار داد و وضع و اعتبار متوقف بر آن باشد. امر موقوف بر امر دیگر باید عنوان هدف و غرض را به نحوی از انحاء دارا باشد. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). آنچه متوقف است شی ٔ بر آن اعم از آنکه توقف عقلی باشد یا عادی یا جعلی. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی ) : و همچنانکه وجد مقدمه ٔ وجود است تواجد مقدمه ٔ وجد است.(مصباح الهدایه چ همایی ص 135). ارادت مقدمه ٔ همه کارها باشد و هرچه ارادت بنده بر آن مقدم نباشد نتواندکرد. (ترجمه ٔ رساله ٔ قشیریه چ فروزانفر ص 308).
- مقدمه ٔ حرام ؛ (اصطلاح فقهی ) هر عملی که ارتکاب یک نهی قانونی ، مستلزم ارتکاب قبلی آن باشد مقدمه ٔ حرام نامیده می شود. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).
- مقدمه ٔ شرعی ؛ (اصطلاح فقهی ) امری که شارع اسلام آن را مقدمه ٔ انجام کار دیگری قرار داده باشد مانند استطاعت مالی که شرط وجوب حج کردن است. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). در مقابل مقدمه ٔ عرفی و عقلی است. آنچه به هیچ یک از طرق نه عقل و نه عادت فعل بر او متوقف نباشد ولیکن شارع جعل کرده است که فعل موقوف بر آن باشد مانند طهارت برای نماز. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی ).
- مقدمه ٔ صحت ؛ مانند طهارت نسبت به صلوة که درست بودن ذوالمقدمه متوقف بر آن باشد. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی ).
- مقدمه ٔ عادی ؛ (اصطلاح فقهی ) چیزی که عقلا و شرعاً مقدمه ٔ حصول امر دیگری نیست ولی عادتاً و معمولا مقدمه ٔ آن است مانند تحصیل علم که عادتاً مقدمه ٔ کسب احترام است و ای بسا عالم که بسبب نادانی مردم احترامی که فراخور او باشد نمی بیند. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). در مقابل مقدمه ٔ شرعی و عقلی است. آنچه عادتاً فعل بر آن متوقف است مانند شستن جزئی از سر برای غسل تمام صورت که مقدمه و شرط عادی است. (از فرهنگ علوم نقلی دکترسجادی ).
- مقدمه ٔ عقلی ؛ (اصطلاح فقهی ) امری که عقلاً حصول آن مقدمه ٔ حصول امردیگری است چنانکه عقل مقدمه ٔ حصول عقد است تا عاقد عاقل نباشد نمی تواند عقدی را منعقدسازد. در مقابل مقدمه ٔ شرعی و مقدمه ٔ عادی بکار می رود. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). آنچه فعل بر آن متوقف است مانند ترک اضداد در فعل واجب و فعل ضد در حرام. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی ).
- مقدمه ٔ مستحب ؛ اصولیان گویند شکی نیست که مقدمه ٔ مستحب مانند مقدمه ٔ واجب ، مستحب است لکن مقدمه ٔ حرام و مکروه حرام و مکروه نمی باشد زیرا با وجود حصول مقدمه امکان ترک حرام و مکروه هست بنابراین دخلی در حصول ذی المقدمه ندارند برخلاف مقدمه ٔ مستحب. (از فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی ). و رجوع به ترکیب مقدمه ٔ واجب شود.
- مقدمه ٔ واجب ؛ (اصطلاح فقه و اصول ) هر عمل که انجام دادن آن ، مقدمه ٔ انجام دادن یک تکلیف قانونی. (بصورت امرقانونی ) باشد، آن مقدمه را مقدمه ٔ واجب نامند. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ). و رجوع به فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی شود.
|| (اصطلاح منطق ) قضیه ای که جزء قیاس قرار داده شود. (ازتعریفات جرجانی ). قضیه ای که در صنعت قیاس بکار برند. تثنیه ، مقدمتین. ج ، مقدمات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). قضیه ای است که جزء قیاس و یا حجت قرار داده شود که آن را مقدم و تالی و صغری و کبری نامند (در قیاس اقترانی حملی ، صغری و کبری ؛ و در شرطی یا استثنائی ، مقدم وتالی ). (از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ).
- مقدمه ٔ اولی (اول ) ؛ نخستین مقدمه ٔ قیاس. هر قیاسی از دو قضیه ترکیب می شود. قضیه ٔ اول را مقدمه ٔ اولی یا صغری و قضیه ٔ دوم را مقدمه ٔ ثانی یا کبری نامند. و رجوع به فرهنگ علوم عقلی و اساس الاقتباس ص 187 به بعد و نیز رجوع به صغری و اصغر و کبری شود.
- مقدمه ٔ ثانی . رجوع به ترکیب قبل شود.
- مقدمه ٔ دلیل ؛ آنچه صحت دلیل برآن متوقف باشد. (ازتعریفات جرجانی ). امری است که صحت دلیل متوقف بر آن باشد اعم از آنکه جزوی از دلیل باشد مانند صغری و کبری و یا نباشد مانند شرایط ادله. (از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ).
- مقدمه ٔ علم ؛ آن است که دانستن ذوالمقدمات متوقف بر آن باشد. (فرهنگ علوم نقلی ). عبارت از امر یا اموری است که شروع در مسائل هر علمی متوقف بر آنهاست اعم از آنکه نفس شروع متوقف بر آنها باشد مانند تصور به وجه آن علم و تصدیق به فایده ٔ آن و یا شروع بر وجه بغیره مانند معرفت به رسم آن و فوائد تفصیلی که مترتب به آن است و غیره از رؤس ثمانیه. (فرهنگ علوم عقلی ).
- مقدمه ٔ غریبه ؛ آنچه در قیاس ذکر نشود نه بالفعل ونه بالقوه. (ازتعریفات جرجانی ).
- مقدمه ٔ کبری ؛ مقدمه و قضیه ٔ دوم از قیاس اقترانی است مثلاً در قیاس «عالم متغیر است ، هر متغیری حادث است » جمله ٔ «هر متغیری حادث است » کبرای قیاس است. (از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). و رجوع به کبری شود.
- مقدمه ٔ کهین ؛ صغری. (دانشنامه ٔعلایی ص 30). رجوع به صغری شود.
- مقدمه ٔ مهین ؛ کبری. (دانشنامه علایی ص 30). رجوع به کبری شود.

معنی مقدمه به فارسی

مقدمه
اول چیزی، طلیعه، مطلبی که قبلا گفته شودبرای فهم مطالب دیگر، آنچه درابتدای کتاب نوشته می شود
در آغاز در مقدمه : [ نقابت را قوانین و آدابی است که در علم شریف انساب مقدمه عنوان میکنند . ] ( الماثر والاثار . ۱۱۶ )
کتابی است در لغت عربی بفارسی تالیف ابوالقاسم محمود زمخشری خوارزمی این کتاب در پنج باب : ۱ - اسمائ .۲ - افعال . ۳ - حروف .۴ - تصریف اسمائ . ۵- تصریف افعال نوشته شده است و از جهت اشتمال بر لغات قدیمی فارسی ارزش بسیار دارد.
پیش آهنگ لشکر . یزک لشکر .
سفیر دولتی در پایتخت دولت دیگر که از جهت مدت اقامت در آن بر سفیران دول دیگر مقدم باشد شیخ السفرائ .
ذکر مقدمه برای مطلبی : [ بدون مقدمه چینی حقیقت را باو گفتم . ]
( مصدر ) ذکر کردن مقدمه برای مطلبی : [ دلم نمیخواهد مقدمه چینی کنم برویم سرمطلب . ]
مقدمه ایست بر شاهنامه ابومنصوری که بدستور ابومنصور محمد بن عبدالرزاق سپهسالار کل خراسان در زمان سامانیان در سال ۳۴۶ ه.ق . نوشته شده است .
بدون مقدمه دقعه ناگهانی : (( پس از درود بلا مقدمه پرسید .. ))
بدون مقدمه . یا دفعه . ناگهانی .
بی پیشرو . یا بدون دیباجه . بدون پیش در آمد . یا بدون سابقه .

معنی مقدمه در فرهنگ معین

مقدمه
(مُ قَ دَّ مِ) [ ع . مقدمة ] (اِ.) ۱ - اول چیزی . ۲ - قسمت جلوی لشکر. ۳ - حادثه ، واقعه . ۴ - آغاز، شروع کار.
( ~.) [ ع - فا. ] (حامص .) ذکر مقدمه برای مطلبی یا انجام کاری .

معنی مقدمه در فرهنگ فارسی عمید

مقدمه
۱. اول چیزی، طلیعه.
۲. مطلبی که پیش از مطلب اصلی گفته شود برای فهم مطالب دیگر.
۳. آنچه در ابتدای کتاب نوشته می شود.
ذکر مقدمه برای بیان مطلبی.

مقدمه در دانشنامه اسلامی

مقدمه
از ملازمه شرعی میان مقدمه و ذی المقدمه بحث می شود.
مراد از این اصطلاح، بحث از حکم مقدمه در مسئله ثبوت ملازمه شرعی بین حکم شرعی ذی المقدمه و حکم مقدمه آن است؛ به بیان دیگر، آیا مقدمه همان حکمی را دارد که غایت و ذی المقدمه دارد یا خیر.هر چند عقل بدون شک ، به ملازمه میان ذی المقدمه و مقدمه اش حکم می کند، مانند حکم عقل به ملازمه میان رفتن روی بام و نصب نردبان، اما بحث در ملازمه شرعی، میان حکم شرعی ذی المقدمه و مقدمه آن است؛ برای مثال، آیا حکم وجوب شرعی نماز ، به وضو ، که مقدمه شرعی آن است، سرایت می کند یا خیر؟ در این مسئله میان اصولی ها اختلاف است.
دیدگاه اصولیون
در کتاب های اصولی قدما، از این بحث، با عنوان « مقدمه واجب » و در میان متاخران، با عنوان «ملازمه بین وجوب ذی المقدمه و وجوب مقدمه» گفتگو می شود، هر چند اختصاص به مقدمه واجب ندارد، بلکه در مقدمه حرام ، مستحب و مکروه نیز مطرح است.
نکته
در این که این بحث، از مباحث الفاظ است یا از مباحث عقلی، و نیز از مسایل اصولی است یا فقهی، اختلاف است.
عناوین مرتبط
...
مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث تألیف ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمن شهرزوری (متوفی 643ق)، معروف به ابن صلاح از مهمترین تألیفات در علم حدیث است که به زبان عربی و در قرن هفتم هجری نوشته شده است. کتاب با تحقیق ابوعبدالرحمن صلاح بن محمد بن عویضه منتشر شده است.
از این کتاب با نام های «علوم الحدیث» و «معرفة أنواع علم الحدیث» نیز یاد شده است. از آنجا که این کتاب مقدمه ای برای حدیث شناسی است، آن را مقدمه نامیده اند .
کتاب با مقدمه محقق در معرفی و بررسی مختصری از پیشینه علوم حدیث آغاز شده است. پس از آن شرح حال مختصری نویسنده و آثار او و سپس مقدمه مؤلف آمده است.
مباحث کتاب در ضمن 65 نوع و برخی از انواع در ضمن اقسامی بیان شده است. در واقع ابن صلاح در این اثر، علوم الحدیث را در 65 علم توسعه داده و بیان کرده است که اقسام دیگری نیز وجود دارد. وی بعضی از انواع را بسیار مفصل و گسترده بحث کرده است، به طوری که گاه بیست صفحه درباره یک نوع توضیح داده، ولی در برخی انواع، به طور مختصر بحث کرده است .
نویسنده در مقدمه اش بر کتاب، علم حدیث را از جمله برترین علم ها دانسته و فهرست علوم مورد بحث در کتاب را ارائه کرده است .
مقدمة ابن الصلاح و محاسن الاصطلاح، کتابی است شامل اصل «مقدمة ابن الصلاح» همراه با نص «محاسن الاصطلاح» که در واقع، توضیحات، تعلیقات، تخریجات و بیان فواید و حاشیه آن می باشد.
این کتاب، به وسیله دارالمعارف قاهره، توسط عائشه عبدالرحمن (بنت الشاطی)، در سال 1409ق/1989م، تصحیح و در تاریخ 1411ق/1990م، چاپ شده است.
«مقدمة ابن الصلاح فی علوم الحدیث»، تألیف ابوعمرو عثمان بن عبدالرحمن شهرزوری (متوفی 643)، معروف به ابن الصلاح، که به «علوم الحدیث» و «معرفة أنواع علم الحدیث» نیز معروف است، از مهم ترین تألیفات در علم حدیث بوده که به زبان عربی و در قرن هفتم هجری، نوشته شده است. این کتاب، قبل از آنکه اثر تألیفی باشد، اثری املایی است؛ یعنی ابن الصلاح، جزوات درسی خود را به شاگردان املا کرده و در آخر، بررسی کرده و مقدمه ای بر آن نوشته است. از آنجا که این کتاب مقدمه ای برای حدیث شناسی است، آن را «مقدمه» نامیده اند.
ابن الصلاح در این اثر، تمام آثار دانشمندان قبل از خود را، چه آثار مدون مثل کتب خطیب بغدادی و حاکم نیشابوری و چه آثار غیر مدون، یا از افراد غیر معروف، مثل ترمذی و خطّابی - که نظراتشان در کتاب دیگری آمده است - در اختیار داشته و با مطالعه آنها، مطالب را با طبقه بندی تفکیکی و مشخص، به صورت جداجدا با بحث منطقی در مورد هر مطلب آورده است. وی علوم حدیث را در 65 علم توسعه داده و بیان کرده است که اقسام دیگری نیز وجود دارد. وی بعضی از انواع را بسیار مفصل و گسترده بحث کرده است؛ به طوری که گاه بیست صفحه درباره یک نوع توضیح داده، ولی در برخی انواع، به طور مختصر بحث کرده است.
«محاسن الاصطلاح» اثر ابوحفص، عمر بن ارسلان بن نصیر کنانی، معروف به سراج بلقینی است. در این چاپ، مقدمه ای مفصل درباره زندگی نامه ابن الصلاح و بلقینی، در ابتدای کتاب نگاشته شده و متن «مقدمه ابن الصلاح» در بالای صفحه و در پایین، نص «محاسن الاصطلاح» آمده است.
مواردی که بلقینی به کتاب ابن الصلاح افزوده است، عبارتند از:
به مقدمه حاصل از طریق اختیار مکلّف مقدمه اختیاری اطلاق می شود.
مقدمه اختیاری، مقابل مقدمه غیر اختیاری بوده و عبارت است از مقدمه ای که به اختیار مکلف حاصل می شود؛ به بیان دیگر، مقدمه ای است که اختیار و اراده مکلف در تحصیل آن موثر است، مانند: پیمودن راه حج برای انجام مناسک واجب آن.
پیش از فارابی تقریبا همه مباحث فلسفی بر محور ماهیت دور می زد و دست کم به صورت ناخودآگاه مبتنی بر اصالت ماهیت می شد و در سخنانی که از فلاسفه یونان نقل شده نشانه روشنی بر گرایش به اصالت وجود به چشم نمی خورد ولی در میان فلاسفه اسلامی مانند فارابی، ابن سینا، بهمنیار و میرداماد چنین گرایشی مشاهده می شود بلکه تصریحاتی نیز یافت می گردد.از سوی دیگر شیخ اشراق که عنایت خاصی به بازشناسی اعتبارات عقلی مبذول می داشت در برابر گرایش اصالت وجودی نیز موضع می گرفت و می کوشید با اثبات اعتباری بودن مفهوم وجود آن گرایش را ابطال کند هر چند در سخنان خود او نیز مطالبی یافت می شود که با اصالت وجود سازگار است و با قول به اصالت ماهیت توجیه صحیحی ندارد.در ادامه و سیر تاریخی بحث اصیل بودن وجود یا ماهیت، صدرالمتالهین نخستین کسی بود که این موضوع را در صدر مباحث هستی شناسی مطرح ساخت و آنرا پایه ای برای حل دیگر مسائل قرار داد.
به هر حال صدرالمتالهین نخستین کسی بود که این موضوع را در صدر مباحث هستی شناسی مطرح ساخت و آنرا پایه ای برای حل دیگر مسائل قرار داد وی می گوید من خودم نخست قائل به اصالت ماهیت بودم و سخت از آن دفاع می کردم تا اینکه به توفیق الهی به حقیقت امر پی بردم.او قول به اصالت وجود را به مشائین و قول به اصالت ماهیت را به اشراقیین نسبت می دهد ولی با توجه به اینکه موضوع اصالت وجود قبلا به صورت مسئله مستقلی مطرح نبوده و مفهوم آن کاملا بیان نشده بوده است به آسانی نمی توان فلاسفه را نسبت به آن بطور مشخص و قطعی دسته بندی کرد و مثلا قول به اصالت وجود را از ویژگی های مکتب مشائی و قول به اصالت ماهیت را از خصایص مکتب اشراقی به شمار آورد و به فرض اینکه این گروه بندی هم صحیح باشد نباید فراموش کرد که اصالت وجود از طرف اتباع مشائین هم به گونه ای مطرح نشده که جایگاه راستین خود را در مسائل فلسفی بیابد و تاثیر آن در حل دیگر مسائل روشن گردد بلکه ایشان هم غالبا مسائل را به صورتی طرح و تبیین کرده اند که با اصالت ماهیت سازگارتر است.
توضیح واژه ها
برای اینکه مفهوم این مسئله درست روشن شود و محل نزاع کاملا مشخص گردد لازم است نخست توضیحی پیرامون واژه هایی که در عنوان مسئله به کار می رود بدهیم و بعد مفاد عنوان و محل نزاع را دقیقا تعیین کنیم.این مسئله معمولا به این صورت عنوان می شود که آیا وجود اصیل است و ماهیت اعتباری یا اینکه ماهیت اصیل است و وجود اعتباری ولی خود صدرالمتالهین آن را به این صورت عنوان کرده است که وجود دارای حقیقت عینی است و مفاد تلویحی آن به قرینه مقام این است که ماهیت دارای حقیقت عینی نیست بنابراین واژه ه ای محوری این مسئله عبارتند از وجود، ماهیت، اصالت، اعتبار، حقیقت.
← وجود
شکی نیست که هر موجودی که دارای مفهوم ماهوی باشد مفهوم مربوط بر آن حمل می شود چنانکه مفهوم انسان بر اشخاص خارجی قابل حمل است همچنین شکی نیست که مفهوم وجود به صورت حمل اشتقاق بر هر موجود خارجی حمل می گردد و حتی در مورد خدای متعال هم که ماهیت ندارد می توان گفت موجود است و به عبارت دیگر از دیدگاه عقلی هر موجود ممکن الوجودی دارای دو حیثیت است یکی حیثیت ماهیت و دیگری حیثیت وجود چنانکه فلاسفه گفته اند کل ممکن زوج ترکیبی مرکب من ماهیة و وجود و این همان مطلبی است که بارها اشاره کرده ایم که انعکاس واقعیت های خارجی در ذهن به صورت قضیه ای است که معمولا یعنی در امور ذی ماهیت از یک مفهوم ماهوی و مفهوم وجود تشکیل می یابد.
← ترکیب وجود و ماهیت
...
تشنیع بر منکر مقدمه، از اصطلاحات علم منطق بوده و به ابزار تسلیم مجیب به مقدمه مورد نظر سائل در جدل اطلاق می گردد.
سائل برای رسیدن به هدف خود و به اعتراف واداشتن مجیب به پذیرش مقدمه ای که وی قصد دارد نقیض آن را اثبات کند باید نکاتی را رعایت و از تعلیماتی پیروی کند که در اصطلاح «وصایای سائل» نامیده می شود.یکی از اصلی ترین این تعلیمات، عبارت است از اینکه قبل از طرح سؤال باید روشی را که می خواهد از طریق آن، مجیب را به پذیرش مقدمه مورد نظر تسلیم کند و سپس از طریق اثبات نقیض آن ادعای او را رد کند در ذهن خود آماده داشته باشد. دراین باره باید انکار مقدمه مورد نظر را شنیع (زشت نزد عموم مردم) جلوه دهد تا از این طریق، وی را به پذیرش آن مقدمه تشویق کند.


مقدمه در دانشنامه ویکی پدیا

مقدمه
مقدمه، پیش گفتار یا پیش درآمد آغاز هر کاری یا چیزی را گویند برای نمونه بخش پیش رو در یک لشکر، یا بخش آغازین یک کتاب. برپایهٔ فرهنگ دهخدا و عمید واژهٔ پیش گفتار، هم معنی مقدمه می باشد.
دیباچه
پی گفتار
پیش گفتار
مؤخره
مقدمه اغلب به بخش آغازین یک کتاب اطلاق می شود و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
پیش درامد در موسیقی
دیباچه
پیش گفتار
مقدمه ابن خلدون
مقدمه (فیلم)
مقدمه ابن خلدون کتابی نوشته شده از ابن خلدون است که در آن تاریخ اجتماعی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام در سده ۸ و سده ۹ق بررسی شده است.
مقدمه ابن خلدون در حقیقت مقدمه کتاب العبر و دیوان المبتداء و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر است.
این کتاب به ویژه به امور خراج، سیاست های مالی، نفوذ و مسکوکات و ادارات مربوط به آن ها مانند دیوان ها پرداخته و آن ها را روشن می کند.
مقدمه ابن خلدون تنها در ابتدای سده ۱۹م مورد توجه خاورشناسان قرار گرفت و در همان سده از این مرحله در گذشت و دیگر دانشمندان اروپا نیز آن را مورد پژوهش قرار دادند.
مقدمه ای بر الگوریتم ها(به انگلیسی: Introduction to Algorithms) کتابی است که توسط توماس اچ کورمن، چارلز ای لیزرسان، رونالد ریوست و کلیفورد استین تالیف شده است. این کتاب به عنوان کتاب درسی برای دروس الگوریتم در بسیاری از دانشگاه های جهان استفاده می شود. این کتاب همچنین یکی از رایجترین منابع برای الگوریتم در مقالات منتشر شده می باشد. کتاب مذکور نیم میلیون نسخه در طول ۲۰ سال اول خود فروش داشته است.
در اولین ویرایش این کتاب درسی استین به عنوان یک نویسنده حضور نداشته و به این ترتیب این کتاب با نام مخفف CLR (متشکل از حروف ابتدایی نام خانوادگی نویسندگان)شناخته می شد. پس از اضافه شدن نویسنده چهارم به جمع نویسندگان در ویراست دوم، این کتاب با نام مخفف CLRS شناخته شد. این نسخه اولین نسخه ای از کتاب بود که با عنوان "کتاب بزرگ سفید (الگوریتم)" شناخته می شد. در چاپ دوم، این ویرایش رنگ جلد کتاب به رنگ سبز تغییر کرد تا نام مستعار کتاب کوتاه تر شده و به نام "کتاب بزرگ (الگوریتم)" تغییر یابد. ویراست سوم در ماه اوت ۲۰۰۹ منتشر شد.
ویراست دوم کتاب که توسط انتشارات مک گروهیل منتشر شد، یک عدد لوح فشرده نیز به همراه داشت که در آن مثال هایی به زبان جاوا قرار داشت.
تصویر مجسمه متحرک نشان داده شده بر روی جلد، اثری است از الکساندر کالدر با نام "قرمز بزرگ"، که می توان آن را در موزه هنر آمریکایی ویتنی در شهر نیویورک یافت.
مقدمه ای بر تاریخ امامان شیعه (با نام کامل:مقدمه ای بر تاریخ امامان شیعه، دریچه ای به سوی بازخوانی سیره ائمه (ع)) عنوان کتابی است نوشته حسن روحانی که به تاریخ زندگانی امامان شیعه پرداخته است. این کتاب در خصوص سیره امامان شیعه در زمینه مسائل اجتماعی و سیاسی، با دید و نگرش نوآورانه ای در بررسی تاریخی می باشد.
مقدمه ای بر ترمودینامیک مهندسی شیمی(به انگلیسی: Introduction to chemical engineering thermodynamics) نام کتابی در زمینه ترمودینامیک است که به طور ویژه برای دانشجویان رشته مهندسی شیمی تألیف گردیده است. این کتاب توسط جوزف اسمیت، هندریک ون نس و مایکل ابوت تألیف گردیده و انتشارات مک گروهیل آمریکا ناشر آن می باشد. همچنین این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.
از آغاز آموزش دانشگاهی در ایران و شکل گیری رشته مهندسی شیمی در دانشگاه های مطرح کشور نظیر دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه صنعتی امیرکبیر از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه خورشیدی، یکی از اصلی ترین منابع آموزشی مباحث اختصاصی ترمودینامیک در مهندسی شیمی کتاب مقدمه ای بر ترمودینامیک مهندسی شیمی به شمار می رفته است. تا پیش از ترجمه این کتاب توسط دکتر محمد سلطانیه در سال ۱۳۶۶، عمدتاً آموزش این مباحث از روی نسخه انگلیسی آن یا با ترجمه ها و جزوات دانشگاهی استادان این درس نظیر دکتر مرتضی سهرابی صورت می گرفته است. در سال ۱۳۶۶ دکتر محمد سلطانیه ویرایش سوم نسخه انگلیسی کتاب را در دو مجلد تحت عناوین «درآمدی بر ترمودینامیک مهندسی شیمی» و «درآمدی به ترمودینامیک مهندسی شیمی» ترجمه می کند. این ترجمه هنوز هم در محافل دانشگاهی به جهت ویژگی های خاص ویرایش سوم کتاب مقدمه ای بر ترمودینامیک مهندسی شیمی (که در ادامه به آن اشاره خواهد شد) جز کتب کاربردی به شمار می رود.
دو سال بعد یعنی در سال ۱۳۶۸ دکتر مرتضی سهرابی اقدام به ترجمه راهنمای حل مسائل ویرایش سوم کتاب می کند و این کتاب ذیل عنوان «آشنایی با ترمودینامیک مهندسی شیمی-مفاهیم کلی و راهنمای حل مسائل» از طریق انتشارات دانشگاه صنعتی امیرکبیر به چاپ می رسد. در سال های بعدی عمدتاً همین سه جلد به عنوان منبع اصلی به شمار می رود تا اینکه در سال ۱۹۸۷ میلادی به موجب انتشار ویرایش چهارم کتاب دکتر منصور کلباسی اقدام به ترجمه کتاب تحت عنوان «ترمودینامیک مهندسی شیمی» در دو جلد می کند.
در سال های بعد نیز به تبع نشر ویرایش های جدیدتر این کتاب توسط انتشارات مک-گروهیل ترجمه های جدید نیز روانه بازار می شوند که از جمله آن ها می توان به ترجمه دکتر محمد سلطانیه از روی ویرایش پنجم و ترجمه سعید سلطانی و ساناز پورمند از روی ویرایش هفتم اشاره کرد.
به فرایند تغییر گونه های حیات طی زمان و در طول نسل ها فرگشت یا تکامل گفته می شود. واژهٔ فرگشت ترکیبی است از پیشوند فر- به معنای افزایش، بهتری و بن ماضی گشت از مصدر گشتن به معنای تغییر کردن، تبدیل شدن. رشته زیست شناسی تکاملی به بررسی اینکه چگونه و چرا این تکامل اتفاق می افتد می پردازد. یک اندامگان یا ارگانیزم (به انگلیسی: organism) از والدینش خصوصیات و ویژگی هایی از طریق ژن هایش به ارث می برد. تغییرات در این ژن ها (که جهش خوانده می شود) می تواند ویژگی های جدید در فرزندهای سیستم حیاتی تولید کند. اگر این ویژگی های جدید باعث بشود که فرزندها بهتر بتوانند با محیط خارجی وفق پیدا کنند، در زنده ماندن و تولید مثل موفق تر خواهند بود. به این فرایند انتخاب طبیعی گفته شده، و باعث می شود که ویژگی هایی که مفید هستند عمومی تر شوند. در طول نسل های فراوان، یک جمعیت می تواند آنقدر ویژگی های جدید کسب کند که به یک گونه جدید از موجودات تبدیل شود.
بخشی بزرگی از این مقاله از مقالهٔ متناظر در ویکی پدیای انگلیسی ترجمه شده است. در آن مقاله از منابع زیر یاد شده است:
نظریه تکامل در سال ۱۲۳۸ هجری شمسی (۱۸۵۹ میلادی) و با انتشار کتاب «دربارهٔ مبدأ گونه ها» توسط چارلز داروین به وجود آمد. علاوه بر این، کار گرگور یوهان مندل با گیاهان به توضیح الگوهای وراثتی ژن ها کمک کرده و منجر به فهمی از نحوه عملکرد سیستم وراثتی شد. اکتشافات بعدی در زمینه نحوه جهش ژن ها به همراه پیشرفت ها در رشته «ژنتیک جمعیت» توضیحات بیشتری در زمینه نحوه عملکرد تکامل فراهم آورد. دانشمندان امروزه فهم به نسبت خوبی نسبت به پیدایش گونه های جدید دارند. آن ها فرایند به وجود آمدن گونه جدید را هم در آزمایشگاه و هم در طبیعت مشاهده کرده اند. این دیدگاه مدرن از تکامل مهم ترین نظریه علمی موجود برای کمک به فهم حیات می باشد.گرچه نظریه تکامل در بسیاری از موارد پاسخگوست ولی در مورد کثرت گروه های خونی قادر به توضیح نمی باشد.چنانچه گروه خونی oدارای حداکثر جمعیت می باشد ولی در فرایند جنسی با دیگر گروه های خونی مغلوب است پس این اکثریت از کجا امده است.چطور ژنی که در اکثریت قرار دارد در فرایند جنسی مغلوب است.این اکثریت از کجا منشا میگیرد؟نظریه تکامل در مورد گروهای خونی نه تنها قادر به پاسخگویی نیست بلکه دچار سردرگمی می شود.گروه خونی که اکثریت جمعیت را دارند ولی مغلوب هستند.
چارلز داروین این ایده را داشت که نحوه کلی پرورش موجودات زنده از اجدادشان به گونه یکسانی و مستقل از نوع گونه می باشد. در سال ۱۲۱۷ هجری شمسی (۱۸۳۸ میلادی) او فرایندی که اسمش را «انتخاب طبیعی» گذاشت را پیشنهاد کرد و توضیحاتی دربارهٔ عملکرد فرایند داد. داروین نظریه اش را بر پایه پنج مشاهده زیر قرار داد:
داروین از اینکه سیستم های حیاتی بیش از آنچه که امکان حمایت و نگاهداری از آن را داشته باشند، فرزند تولید می کنند این نتیجه را گرفت که حتماً باید رقابت برای زنده ماندن وجود داشته باشد - فقط تعداد کمی از هر نسل زنده خواهند ماند. داروین متوجه شد که شانس به تنهایی زنده ماندن موجودات را تعیین نمی کند. در واقع، زنده ماندن بستگی به ویژگی های هر شخص دارد و این ویژگی ها یا به زنده ماندن و تولید مثل کمک کرده، یا دست و پاگیر می شوند. محتمل تر است که آن موجوداتی که بهتر خود را وفق می دهند فرزندهای بیشتری نسبت به رقبایشان باقی بگذارند. داروین این نکته را متوجه شد که عدم برابری توانایی موجودات در زنده ماندن باعث تغییرات تدریجی در جمعیت می شود. آن ویژگی هایی که به سیستم حیاتی کمک می کنند که زنده مانده و تولید مثل کند طی قرن ها به روی هم انباشته می شود. از طرف دیگر، آن ویژگی هایی که مانع زنده ماندن و تولید مثل هستند، ناپدید می شوند. داروین از اصطلاح انتخاب طبیعی جهت توصیف این فرایند استفاده کرد.
کتاب مقدمه بر تاریخ علم، شرح پیشرفت علم و اندیشه ٴ علمی، در طی ۲۳۰۰ سال (از سده ٴ ۹ پیش از میلاد تا سده ٴ ۱۴ میلادی) است.
جلد اول کتاب در متن اصلی، شامل بیست قرن است (از سده ٴ ۹ پیش از میلاد تا سده ٴ ۱۱ میلادی)
جلد دوم شامل دو قرن است (در دو بخش: بخش اول شامل سده ٴ دوازدهم و بخش دوم شامل سده ٴ سیزدهم)
جلد سوم شامل تنها یک قرن است (در دو بخش: بخش اول شامل نیمه ٴ اول سده ٴ چهاردهم و بخش دوم شامل نیمه ٴ دوم آن)
مقدمه ای بر علم حدیث کتابی از ابن صلاح در زمینه علم حدیث، اصطلاح شناسی و قواعد علم رجال است. حدیث گفتار، عمل یا تقریر پیامبر اسلام است که به عنوان دومین منبع مشروع حقوق اسلامی به شمار می آید. علم حدیثی که این کتاب توصیف می کند مشتمل بر اصولی است که یک حدیث شناس می تواند اعتبار روایت های فردی را ارزیابی کند.
کتاب شامل ۶۵ فصل است که هر فصل شامل حدیثی دربارهٔ ان موضوع است. ۳۳ فصل اول اصطلاحات گوناگون فنی در حدیث شناسی را توصیف می کنند که شرایط اعتبار و اصالت حدیث را مشخص می سازد. فصل های بعدی مربوط به اسناد و سلسله روایت هستند و فصول بعدی به کدهای اخلاقی می پردازد که یک محدث باید آن ها را رعایت کند.
ابن صلاح کتاب مقدمه را به عنوان مجموعه ای از گفتارها شروع کرده است که برای دانشجویانش در دمشق در اواخر ۱۲۳۳ ایراد می کرده است. این کتاب توجه بسیاری از مؤلفان را بخود جلب کرده است چنان که این کتاب را تشریح کرده اند و برخی هم خلاصه کرده اند و به عنوان یک الگو در کتاب های هم سنخ خوداش لحاظ شده است. کتاب مقدمه چندین باز به زبان اصلی عربی منتشر شده است و به انگلیسی نیز ترجمه شده است.
از آنجا که کتاب مقدمه به صورت رسمی توسط مؤلف آن نامگذاری نشده است کاوش و بررسی هایی دربارهٔ نام و عنوان حقیقی آن وجود دارد که همراه با احتمالات گوناگونی هست. ذهبی از این کتاب به عنوان علوم الحدیث یاد کرده است چنان که ابن حجر و محمد ابن جعفر کتانی نیز این کتاب را به همین نام خوانده اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مقدمه در دانشنامه آزاد پارسی

مقدمه (موسیقی)(introduction)
(یا: پیش درآمد، درآمد) در موسیقی، قسمتی که پیش از قسمت اصلی اثر می آید. بسیاری از سمفونی های قرن ۱۸ یک مقدمۀ آهسته دارند (ازجمله آثار هایدن، موتسارت، و بتهوون)، و این مورد گاهی به کوآرتت ها و آثار مخصوص ساز کلاویه دار نیز انتقال می یافت، مانند سونات پاتِتیک(۱۷۹۹) اثر بتهوون. مقدمه ممکن است از نظر موتیف یا تِم با بقیۀ اثر ارتباط داشته باشد، مانند همان سونات پاتِتیک، یا بیشتر حالت مستقل داشته باشد، مانند پیش درآمد و آلِّگرو(۱۹۰۵) اثر ادوارد اِلگاربرای سازهای زهی.

ارتباط محتوایی با مقدمه

مقدمه در جدول کلمات

مقدمه
مدخل
مقدمه آهنگ
پیش درامد
مقدمه پیروزی
شکست
مقدمه پیروزی است
شکست
مقدمه چینی
تمهید
مقدمه و دیباچه
سراغاز
بازیگر مرد سریالهای همسران و بی مقدمه و آژانس دوستی
کاویانی

معنی مقدمه به انگلیسی

induction (اسم)
قیاس ، ایراد ، استقراء ، مقدمه ، ذکر ، استنتاج ، القاء ، قیاس کل از جزء ، پیش سخن
preliminary (اسم)
مقدمات ، مقدمه ، امتحان مقدماتی
start (اسم)
اغاز ، شروع ، ابتدا ، مقدمه ، مبداء
incipience (اسم)
سر ، مقدم ، دیباچه ، مقدمه ، وضع مقدماتی ابتدایی ، حالت نخستین ، نادانئی
foretoken (اسم)
مقدمه ، نشان پیش ، اعلام قبلی
introduction (اسم)
ابداع ، احدای ، فاتحه ، دیباچه ، مقدمه ، معرفی ، معارفه ، معرفی رسمی ، اشناسازی ، معمول سازی
exordium (اسم)
اغاز ، سراغاز ، دیباچه ، مقدمه ، سردفتر ، اول هر چیزی
preface (اسم)
اغاز ، سراغاز ، دیباچه ، مقدمه ، پیش گفتار
proem (اسم)
شروع ، سراغاز ، مقدمه ، رساله مقدماتی ، مقدمه سخنرانی ، دوره مقدمتی
catastasis (اسم)
دیباچه ، مقدمه ، حد اعلی و منتا درجه رل نمایش
preamble (اسم)
دیباچه ، مقدمه ، سراغاز مقدمه کتاب ، مقدمه سند ، توضیحات
prelude (اسم)
مقدمه ، پیش در امد ، قسمت مقدماتی
prologue (اسم)
سراغاز ، مقدمه ، پیش گفتار ، پیش در امد
forepart (اسم)
جلو ، قبل ، مقدمه ، قسمت جلو
front matter (اسم)
مقدمه ، پیش گفتار
lead-up (اسم)
راهنما ، مقدمه
protasis (اسم)
مقدمه ، نخستین قسمت درام قدیم رومی

معنی کلمه مقدمه به عربی

مقدمه
حث , مقدمة
ديباجة
ديباجة
ديباجة
لفترة قصيرة , مفاجي
تمهيدي

مقدمه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نوشتن مقدمه   • مقدمه کوتاه   • یک مقدمه زیبا   • انواع مقدمه   • نمونه مقدمه   • معنی مقدمه   • مقدمه انشا   • شعر برای مقدمه   • مفهوم مقدمه   • تعریف مقدمه   • معرفی مقدمه   • مقدمه چیست   • مقدمه یعنی چی   • مقدمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مقدمه
کلمه : مقدمه
اشتباه تایپی : lrnli
آوا : moqaddame
نقش : اسم
عکس مقدمه : در گوگل


آیا معنی مقدمه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )