برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1157 100 1

مقرر گردیدن گشتن

معنی مقرر گردیدن گشتن به فارسی

مقرر گردیدن گشتن
( مصدر ) مقرر شدن : [ و چون مقرر گشت که مصالح دین بی شکوه پادشاهان دیندار نامرعی است ... ] ( کلیله . قر . چا. ۵ ص ۵ )

مقرر گردیدن گشتن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی مقرر گردیدن گشتن   • مفهوم مقرر گردیدن گشتن   • تعریف مقرر گردیدن گشتن   • معرفی مقرر گردیدن گشتن   • مقرر گردیدن گشتن چیست   • مقرر گردیدن گشتن یعنی چی   • مقرر گردیدن گشتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی مقرر گردیدن  گشتن
کلمه : مقرر گردیدن گشتن
اشتباه تایپی : lrvv 'vndnk 'ajk
عکس مقرر گردیدن گشتن : در گوگل

آیا معنی مقرر گردیدن گشتن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )