انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 890 100 1

معنی ملزوم در لغت نامه دهخدا

ملزوم. [ م َ ] (ع ص ) لازم گرفته. (مهذب الاسماء). لازم گردیده. (آنندراج ). لازم شده. (ناظم الاطباء). مقابل لازم :
مرا گر دل دهی ور جان ستانی
عبادت لازم است و بنده ملزوم.
سعدی.
|| پیوسته. (آنندراج ).هر آنچه پیوسته با کسی و یا چیزی باشد و از آن جدا نشود.
- لازم و ملزوم ؛ غیر ممکن التفریق. (ناظم الاطباء). دو چیز که وجود یکی بر دیگری متوقف است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- || (اصطلاح فقه ) هرگاه دو چیز را در نظر بگیریم یکی «الف » و دیگری «ب » ووضع آن دو طوری باشد که هروقت «الف » وجود پیدا کند «ب » هم وجود پیدا کند در این صورت «الف » را ملزوم و «ب » را لازم نامند و رابطه ٔ بین آن دو را لزوم خوانند. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی ).

معنی ملزوم به فارسی

ملزوم
ملتزم، لازم شده، چیزی که موردلزوم است
( اسم ) ۱ - لازم شده . ۲ - ملتزم .

معنی ملزوم در فرهنگ معین

ملزوم
(مَ) [ ع . ] (اِمف .) لازم شده ، چیزی که مورد لزوم است .

معنی ملزوم در فرهنگ فارسی عمید

ملزوم
چیزی که مورد لزوم است، ملتزم، لازم شده.

ملزوم در دانشنامه اسلامی

ملزوم
ملزوم، یکی از اصطلاحات علم منطق بوده و در مورد دلالت التزامی و قضیه شرطیه متصله لزومیه به کار رفته است.
اصطلاح "ملزوم" در دو جای "منطق" به کار رفته است. در دلالت التزامی، در قضیه شرطیه متصله لزومیه. توضیح این که نسبت تالی به مقدم یا به لزوم است یا به اتفاق، لزوم آن است که مصاحبت و پیوستگی مقدم و تالی سببی داشته باشد که با وجود آن سبب، مصاحبت و پیوستگی لازم باشد، مانند: این که مقدم علت تالی باشد، یا بالعکس، یا این که هر دو معلول یک علت باشند. این نوع قضایا که پیوند بین مقدم و تالی آن ها پیوندی لازم و ضروری است، قضایای لزومیه نامیده می شود. در این قضایا آن چه از آن چیز دیگری لازم می آید، به عبارت دیگر آن چه شرط چیز دیگر باشد، ملزوم گویند مثلا در این قضیه شرطیه که "اگر کسی مبتلا به حسبه باشد، تب دار است" مقدم را ملزوم و تالی را لازم می نامند. چه تب داشتن لازم حسبه است، و حسبه داشتن ملزوم تب".
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • خوانساری، محمد، منطق صوری.• شیرازی، قطب الدین، درة التاج (منطق).• خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی.
اخذ لازم مکان ملزوم یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای حمل احکام ثابت برای یک شیء بر لازم آن شیء است.
یکی از اسباب مغالطه معنوی اجزای قضایا «اخذ لازم، مکان ملزوم» است؛ یعنی لازم چیزی به جای خود آن چیز ذکر شود و احکامی که برای آن چیز ثابت است به لازم آن نیز نسبت داده شود؛ مانند اینکه کسی از آن رو که متوهِم بودن از لوازم انسان است، بگوید هر متوهمی مکلف است؛ یعنی حکم ثابت برای انسان (ملزوم) را برای متوهِم (لازم) هم ثابت بداند.
اطلاق لازم بر ملزوم به ذکر لازم و اراده ملزوم اطلاق می شود و از اقسام مجاز لغوی می باشد.
«اطلاق لازم بر ملزوم» -یکی از اقسام مجاز لغوی - را از علاقات مجاز نیز شمرده و از آن به «علاقه لازمیت» تعبیر کرده اند؛ به این معنا که چیزی، از آن جهت که باید باشد، در چیزی دیگر وجود می یابد، یا با نابودی آن چیز، دیگری نیز نابود می شود.«لزوم» عبارت است از امتناع انفکاک چیزی از چیز دیگر؛
مثال
۱. (هل یستطیع ربک ان ینزل علینا مآئدة من السماء)؛ "آیا پروردگارت می تواند از آسمان خوانی برای ما فرود آورد". در این آیه ، « استطاعت » (توانایی) بر فعل، اطلاق شده است؛ در حالی که توانایی، لازمه فعل است.۲. (فلولا انه کان من المسبحین)؛ "و اگر او از زمره تسبیح کنندگان نبود". در این آیه، « تسبیح » (لازمه صلاة) بر « صلاة » اطلاق شده است.
مغالطه اخذ لازم مکان ملزوم، یکی از اقسام مغالطه اخذ ما بالعرض مکان ما بالذات است.
مغالطه اخذ لازم مکان ملزوم، یکی از موارد مغالطه اخذ ما بالعرض مکان ما بالذات است که خود، از اقسام مغالطه معنوی اجزای قضایا است. در مغالطه معنوی اجزای قضایا، خلل و اشتباه در خود یک قضیه؛ صرف نظر از تالیف آن با قضیه یا قضایای دیگر در قالب استدلال رخ می دهد. در "مغالطه اخذ لازم مکان ملزوم" منشا مغالطه، وجود خلل در یک جزء قضیه است، که یک جزء قضیه حذف شده و لازم یا ملزوم آن جای او می نشیند، مثل اینکه در: "انسان ناطق است" انسان حذف شود و به جای او لازم آن یعنی "متعجب" قرار گیرد.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • مظفر، محمدرضا، المنطق.• مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد. • علامه حلی، حسن بن یوسف، الجوهر النضید. • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات.

ملزوم را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی ملزوم

بهرام س ١٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
بایسته
|

شهریار آریابد ١٥:٣٨ - ١٣٩٨/٠٢/١٤
در پارسی " باییده " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی ملزوم



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف لازم و ملزوم   • لازم و ملزوم چیست   • معنی لازم و ملزوم   • معنی ملزوم   • مفهوم ملزوم   • تعریف ملزوم   • معرفی ملزوم   • ملزوم یعنی چی   • ملزوم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ملزوم
کلمه : ملزوم
اشتباه تایپی : lgc,l
آوا : malzum
نقش : صفت
عکس ملزوم : در گوگل


آیا معنی ملزوم مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )